گروه های آموزشی ناحیه یک کرج

پاسخ فعالیت های فصل اول جامعه 2

پاسخ نمونه پرسش هاي پايان فصل اول (هويت ) كتاب جديد التاليف جامعه شناسي 2


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 12:50  توسط گروه اجتماعی  | 

اهمیت ونقش فرهنگ در زندگی انسان وجامعه

سنجش تأثير فرهنگ بر زواياي مختلف زندگي فردي و اجتماعي مشکل است. زيرا هنوز ما داده هاي کافي نداريم. اما بدون شک نفوذ عوامل فرهنگي بر رفتار انسان قطعي است. اولويتهاي فرهنگي ضرورتا اگرچه به خودي خود تعيين کننده نيستند. اما يک مؤلفه از نظام پيچيده عوامل علي هستند که مي تواند عامل برانگيزاننده ي مهمي در بلند مدت باشند. بدين معنا که ارزش هاي مادي يا ارزش هاي معنوي هر کدام تأثير گذار بر شکل و محتواي جامعه خواهند بود. مثلا در جوامع پيشرفته در طول چند دهه ي گذشته در اثر نگرش قابل ملاحظه اي که نسبت به متغيرهاي فرهنگي فرامادي شده است، شاهد خيزش از ماديگرايي به فراماديگرايي هستيم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 13:20  توسط گروه اجتماعی  | 

بارم بندی درس مطالعات اجتماعی سال اول متوسطه دوم


1  ـ تعداد سئوالات 14تا 18 منظور گردد

2ـ براي هر سؤال ، حداقل 5/0 وحداكثر 2 نمره منظور شود.   

3- كتاب به گونه اي طراحي شده كه دانش آموزان را به تفكر در باره مسائل و پديده هاي اجتماعي و تحليل آنان وادارد ،بديهي است كه تكيه بر محفوظات، آنان را به اين هدف نمي رساند لذا لازم است در ارزشيابي درس به اين نكته توجه شود.

4- فعاليت ها بخشي از محتواي هردرس محسوب مي شوند كه در ارزشيابي مورد توجه قرار مي گيرند.

5- حتي الامكان در ارزشيابي از انواع سئوالات استفاده شود.

6- تصاوير، نمودارها و جداول، نقشه ها  و مطالب كادرهاي رنگي با دو هدف تنوع بخشي و تعميق يادگيري در كتاب گنجانده شده اند و در ارزشيابي منظور نمي شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1392ساعت 17:44  توسط گروه اجتماعی  | 

بسته آموزشی درس ششم علوم اجتماعی دوره پیش دانشگاهی


  عنوان کتاب درس : علوم اجتماعی چهارم انسانی موضوع درس : تکوین فرهنگ جدید غرب – درس ششم تهیه کننده : زهرامحمدی – دبیر علوم اجتماعی-   عنوان درس:  تکوین فرهنگ جدید غرب مدت جلسه :90دقيقه صفحات:39-46   كتاب درسي:علوم انسانی اجتماعي چهارم انسانی    هدف كلي: آشنايي با زمینه های تکوین فرهنگ جدید غرب فعاليت قبل از تدريس منظور معلم از آموزش عبارتنداز : فراگير پس از پايان تدريس قادر خواهد بود : سطوح شناختي دانش فهم كاربرد تجزيه تركيب ارزشيا بي تدوين هدف هاي جزيي         دانش آموزان: به نقش  فرهنگ یونان و روم باستان در تکوین فرهنگ جدید غرب پی ببرد به نقش  قرون وسطی در تکوین فرهنگ جدید غرب پی ببرد به نقش  رنسانس در تکوین فرهنگ جدید غرب پی ببرد  با هنر -  اقتصاد – سیاست – و مذهب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1392ساعت 15:39  توسط گروه اجتماعی  | 

رابطه ارزشها وهنجارها


                                     

ارزش ها

هنجارها

تصورات کلی هستند

الگوهای عملی (دستورالعملهای ریز) می باشند

مفهوم<<خوب>>و <<بد>> رامی رسانند

به<<باید>>و<<نباید>>هااشاره دارند

به قلمرو و تصورات ذهنی و احساسات درونی تعلق دارند

تعیین کننده ی رفتارو عمل بیرونی هستند

مفاهیم کلی را می رسانند

جزئیات را می رساند

منشاًهمبستگی و وفاق ملی می باشند

به صورت عملی باعث تداوم و وحدت اجتماعی می شوند

معمولاًبه صورت یک کلمه مفرد یا مرکب بیان می شوند مثال :نظم، دین داری

هنجارها در قالب یک جمله یا به صورت یک عبارت آورده می شوند مانند:توقف ممنوع

منعکس کننده نیازهای طبیعی و اجتماعی انسانندمثل:غذا،یعنی شیءخوردنی

هنجارها اموری هستند کاملاًقراردادی و قابل تغییر

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1392ساعت 15:25  توسط گروه اجتماعی  | 

اندیشه های اگوست کنت


در این دوره کنت روی اثر شش‌جلدی‌اش به‌نام درس‌هایی دربارۀ فلسفه اثباتی که مایه شهرتش شد، کار کرد. این اثر سرانجام در 1842 منتشر شد. در همین اثر است که او برای نخستین‌بار اصطلاح جامعه­شناسی را به‌کار برد. در این اثر همچنین این نظر را مطرح کرد که جامعه­شناسی علم نهایی است.  در 1851 اثر چهار جلدی‌اش، به‌عنوان نظام سیاست اثباتی را تکمیل کرد. کنت در این اثر بیشتر از آثار دیگرش قصد علمی‌ترش را در ارائه طرحی بزرگ برای تجدید سازمان جامعه، آشکار ساخت. اگوست کنت در 5 سپتامبر 1857 درگذشت.

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 1:38  توسط گروه اجتماعی  | 

بارم بندی درس علوم اجتماعی دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی

تذکرات :

1-تعداد سوالات حداقل 14وحداکثر18 باشد.

2-برای هرسوال حداقل 0/5وحداکثر 2نمره در نظر گرفته شود.

3- از بخش های بدانیم نمودارها،جداول ونقشه ها ارزشیابی صورت نگیرد.

4-فعالیت ها در ارزشیابی مورد توجه قرار گیرد.

5- برای طراحی سوالات آزمون سال تحصیلی جاری ،فقط کتاب چاپ سال 92 مبنای طراحی سوال کتاب فوق می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 23:31  توسط گروه اجتماعی  | 

پست مدرن

مدرنیسم به عنوان یک دوران تاریخی پس از رنسانس فرهنگی در اروپا آغاز گردید. از ویژگی‏های مهم این دوران می‏توان به رشد شهرنشینی، گسترش وتوسعه علوم جدید، پدیدآمدن نهادهای جدید سیاسی، اجتماعی و آموزشی اشاره کرد. در این دوره به موازات از میان رفتن تدریجی نظامهای سنتی و پیشرفت سریع علوم و تکنولوژی، عقل به عنوان مرجع نهایی مشروعیت شناخته شده و ناگزیر شاهد افزایش تدریجی دین گریزی و گرایش به انسان باوری هستیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 23:12  توسط گروه اجتماعی  | 

یک نکته آموزنده

اگر برای بک سال برنامه ریزی می کنید گندم بکارید

اگر می خواهید برای ده سال برنامه ریزی کنیددرخت بکاریدودر

صورتیکه برای یک عمر برنامه ریزی می کنیدانسان تربیت کنید.(کوانتسوفیلسوف چینی)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 20:15  توسط گروه اجتماعی  | 

بارم یندی علوم اجتماعی چهارم انسانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 11:30  توسط گروه اجتماعی  | 

نیجه آزمون علوم اجتماعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 10:37  توسط گروه اجتماعی  | 

رفتار اجتماعی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 11:33  توسط گروه اجتماعی  | 

هانتینگتون کیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 9:54  توسط گروه اجتماعی  | 

فوکویاما کیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 9:41  توسط گروه اجتماعی  | 

نظریه های جامعه شناسی جلسه 4
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 9:33  توسط گروه اجتماعی  | 

جامعه شناسی یک دی 91

ردیف

جامعه شناسی یک دی 91                       

بارم

1

گزینۀ صحیح را انتخاب کنید.

الف).................. موضوع جامعه شناسی انتقادی است.

1) کنش های اجتماعی                                                 2)جامعه و پدیده های اجتماعی    

 3)کنش های انسانی و نقش اراده و آگاهی در آن                  4) موارد 1 و2   

ب)............... بنیانگذار جامعه شناسی است.

ا)ماکس وبر          2)آگوست کنت               3)کارل مارکس         4)امیل دورکیم

1

2

جاهای خالی را با عبارات مناسب کامل کنید.

الف)کنش هایی که با توجه به دیگران انجام می دهیم  ..............................   نامیده می شود.

ب) پیامدهای طبیعی و غیر ارادی کنش ........................ است.

ج).................... شیوۀ کنش اجتماعی است که مورد قبول افراد جامعه قرار گرفته است.

5/1

3

کدام یک از عبارات زیر صحیح و کدام یک غلط است؟

الف)دیلتای بنیانگذار جامعه شناسی انتقادی است.                                    ص                 غ

ب)اجزا و بخش های مختلف جهان اجتماعی دارای اهمیت نیستند.             ص                 غ 

ج) ارزش های اجتماعی از عمیقترین لایه های جهان اجتماعی است.          ص                 غ

د)فلسفه جزء علوم انسانی است.                                                         ص               غ

2

4

جدول زیر را کامل کنید.

انواع علوم

علوم طبیعی

فلسفه

علوم انسانی

موضوع

 

 

 

 

5/1

 

5

چرا جامعه شناسی پوزیتیویستی علوم اجتماعی پیشینیان را غیر علمی می دانست؟

5/0

6

ویژگی های اعتباریات رابنویسید.

1

7

تفاوت علوم نظری وعملی چیست؟

1

8

منظور از علوم انتقادی چیست؟

1

9

تفاوت جهان اجتماعی با موجودات زنده را بنویسید.

1

10

دومورد از فایده های علوم اجتماعی را بنویسید.

5/1

11

چه زمانی نظام کلان دستخوش تغییرات خواهد شد؟

5/1

12

 سه مورد از فایده های علوم انسانی را بنویسید.

5/1

13

سه مورد از ویژ گی های موجودات زنده را بنویسید.

5/1

14

تقسیم جهان اجتماعی را بر اساس عینی و ذهنی بودن توضیح دهید.

5/1

15

ویژگی های کنش انسانی را نام برده و یک مورد آن را به دلخواه خود تعریف کنید.

2

 

سربلند و پیروز باشد.

آقایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 9:11  توسط گروه زیست  | 

نظارت اجتماعی


نظارت و كنترل اجتماعي

چكيده:اين نوشتار درصدد است تا در آغاز با ارائة تعريف و توضيح لغوي و اصطلاحي نظارت و كنترل اجتماعي، اهداف و ضرورت كنترل اجتماعي ـ از نگاه درون ديني و برون ديني ـ توضيح داده شود و سپس موانع اين نظارت، از زواياي مختلف تببيين گردد و در ادامة اين مقاله، موانع نظري و عملي كه در درون جامعه توليد شده، يا از سوي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 9:31  توسط گروه اجتماعی  | 

جامعه پذیری


  جامعه پذیری جامعه پذیری به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزشها ، هنجارها و نگرشهای گروهی اجتماعی است یا به مفهوم دیگر ، اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن ، هر فرد ، دانش و مهارتهای
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 9:27  توسط گروه اجتماعی  | 

مقاله تقسیم کار اجتماعی

 

به نام خدا

تقسیم کار اجتماعی

چكيده

   در اين مقاله با موضوع تقسيم كار اجتماعي سعي شده ضمن ارائه تاريخچة مختصري از آن اشكال مختلف تقسيم كار از نظر دوركيم و نيز كار بيگانه شده از نظر كارل ماركس مطرح و به سه سئوال اساسي زير پاسخ داده شود:

1- كاركرد تقسيم كار چيست؟

2- علل و شرايطي كه تقسيم كار از آنها ناشي مي‌شود، كدامند؟

3- صورتهاي غير عادي تقسيم كار كدامند؟

 

واژگان كليدي: تقسيم كار، تقسيم كار بهنجار، تقسيم كار نابهنجار، تقسيم كار اجباري


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 8:26  توسط گروه اجتماعی  | 

کشش متقابل نمادین از دیدگاه جرج هربرت

کشش متقابل نمادین از دیدگاه جرج هربرت مید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده :

اصطلاح کنش متقابل در بینشهای فکری مختلف به معنای متفاوتی به کاربرده شده است. برخی آن را به صورت محدود و برخی به صورت وسیع تری به کاربرده اند. در واقع یعنی بعضی مکاتب و بینشها فقط یک یا دو عامل را در شکل دادن یک واقعیت و حوادث تاریخی اهمیت و غلوکرده و عوامل دیگر را نادیده گرفته اند و عده ای دیگر نه نتها عوامل مختلف را در ایجا یک پدیده اجتماعی مؤثر دانسته بلکه تأثیر این عوامل را برهم در نظر می گیرند به طور خلاصه در ایجاد یک واقعیت یک عامل و یک علت مهم نیست بلکه با توجه به شرایط زمانی و مکانی و بر حسب شرایط مختلف ممکن است به عوامل دیگر هم اهمیت داده شود. دیدگاه کنش متقابل دارای اصول و مفاهیمی می باشد که رابطه فرد و جامعه استخوان بندی آن را تشکیل می دهد. تبیین رابطه فرد و جامعه ریشه ای دیرین دارد و متفکران اجتماعی زیادی در مورد آن سخنها و نظرها داده اند. کنش متقابل آن را به گونه ای تازه بیان کرده است که می توان از آن به دو گروه - که یکی از آنها اعتقاد دارد که جامعه از مجموع افراد ساخته شده است و تقدم و اولویت را از آن افراد می داند و گروه دیگر که اولویت را به جامعه می دهند و فرد را بازتاب کننده خصلتهای جامعه خود می داند. و فرد را تابعی از جامعه به حساب می آورد- اشاره کرد. در کنش متقابل نمادین محور اصلی کنش به فرد داده شده است و در واقع محدوده کنش متقابل را در این دیدگاه برگرد فرد می چرخد و حالت خرد پیدا می کند. و در واقع کنش متقابل نمادین به انکار نیروهای اساسی و اصلی در مسیر حوادث اجتماعی و خواستگاه این نیروها می شود. و به تبیین کنش متقابل فرد می پردازد و از حالت کل به وضع خود تقلیل و حالت فردگرایی پیدا می کند. به همین جهت کنش متقابل نمادی مکتب نظری نبوده و دارای خصوصیات جامع و شرایط لازم در این زمینه نمی باشد و از آن به عنوان یک دیدگاه نظری یاد می شود. دیدگاهی که از یک دریچه خاص پاره ای از موضوعات را مطالعه می کند در جریان تبیین پدیده های اجتماعی جزئی از جریان وسیع تر می باشد . کنش متقابل نمادی در تبیین رفتارهای انسانی از مفاهیمی چون شخصیت و خود استفاده می کند.

چهره های مشهور این دیدگاه عبارتند از لایمن، گافمن، وانکن، جرج هربرت مید، هربرت بلومر، اسکات، گارفینکل که جورج هربرت مید و بلومر از افراد برجسته این نظریه می باشند. که در این مقاله به دیدگاه و نظریات جرج هربرت مید خواهیم پرداخت.

جرج هربرت مید به عنوان یک متفکر اجتماعی تحت تأثیر نظریه های مختلف بود ولی هیچ گاه از آنها تقلید نکرد و حتی با انتقاد از نظره هایی که به نظرش صحیح نمی آمد نظریه های جدید ارائه می داد. سه مفهوم اساسی پایه اصلی نظریات مید را تشکیل می دهد. که عبارتند از ذهن ، خود، جامعه، که از خصیصه های ذهن استفاده از نمادها برای شناسایی اشیاء در محیط افراد و دریافت شیوه هایی گوناگون در دسترسی به اشیاء و ممانعت از اعمال نامناسب و انتخاب جریان مناسب برای کنش آشکار می داند و خود را به من فاعلی و من مفعول که بر دو مرحله از رفتار عادی 1- مرحله برخاستن از انگیزه. 2- مرحله تکمیل آن در عمل دلالت دارد، تقسیم می کند. و از من فاعلی و من مفعولی برای اشاره به مراحل توسعه خود به کار استفاده می کند.  و من فاعلی در واقع آگاهی یافتن از فعالیت است. یعنی آگاه شدن از اینکه فرد به طریقی در این یا آن مورد عمل می کند و من مفعولی را مجموعه ای از رفتارهای را شکل گرفته دیگران است که فرد آموخته است، که چه رفتارهایی برای فلان موقعیت ویژه مناسب می باشد و در مورد جامعه، به نظر مید نهادهای اجتماعی خصیصه های ویژه و نسبتاً پایدار کنش متقابل می باشد. که رفتار هر فرد به صورت متقابل با رفتارهای دیگران متقابل می باشد. اگر این رفتارهای متقابل به قصد مشترکی مربوط شوند و مدتی ثابت بمانند نهاد نام می گیرد. بطور خلاصه از نظر مید جامعه یا نهادها بیان کننده کنش شکل گرفته در میان افراد متفاوت است. وجود چنین تشکیلاتی از کنش متقابل، بر ذهن اتکاء دارد. بدون توانائی های ذهنی برای بعهده گرفتن نقش افراد نمی توانند فعالیت های خود را هماهنگ کنند. مید میگوید: رمز تأثیر  آنی بعهده گرفتن چنین نقشی در کنترلی نهفته است که فرد قادر است بر پاسخ خود داشته باشد. کنترل کنش فرد در جریان همکاری در رفتار وی روی میدهد بشرط اینکه فرد بتواند نقش دیگران را بر عهده گیرد. کنترل پاسخ های خود فرد از طریق بعهده گرفتن نقش دیگران موجب میشود که این نوع ارتباطات از نقطه نظر سازمان و رفتار گروهی دارای ارزش بشود. بنابراین مید جامعه را بصورت پدیده ای می بیند که از کنش های متقابل مبتنی بر سازش در میان افراد ناشی می شوند. بدینگونه جامعه می تواند از طریق پویش هائی که به ذهن و خویشتن مربوط می شود، دوباره ساخته شود و دگرگونی یابد. حتی بنظر می رسد که مید یک قدم فراتر نیز میرود و تأکید می کند نه تنها دگرگونی در جامعه امکان پذیر است بکله غالباً نیز درگرگونیها قبل پیش بینی می شود. بطور خلاصه جامعه برای مید مبین الگوهای ساخته شده از فعالیت های هماهنگ است که از طریق کنش متقابل نمادی در میان افراد حفظ شده و دگرگونی می پذیرد. سپس نگهداری و دگرگونی جامعه هر دو از طریق پویش ذهن و خود صورت میگیرد.

 

 

 

واژگان کلیدی : کنش متقابل نمادی ذهن خود جامعه- من فاعلی من مفعولی نشانه نماد تاریخ - زبان  

 

 

 

 

مقدمه

اصطلاح و مفهوم  کنش متقابل در بینش های مختلف فکری به معانی متفاوت و گوناگون به کار رفته است. برخی آنرا بصورت وسیع وجامع بکار برده و گروهی دیگر آنرا در محدوده تنگتری بکار گرفته اند[1].

مثلاً مارکسیست ها به عوامل اقتصادی در شکل دادن به حوادث تاریخی بیش از حد اهمیت داده و غلو کرده و نیروهای دیگر اجتماعی را، که در اصطلاح روبنا عنوان شده اند، نادیده گرفته یا کم بهاداده اند. کنش متقابل بین ایندو و تأثیر نیروهای گوناگون در شکل دادن به حوادث اجتماعی از نظر اینان بسیار مهم است و مطلب را چنین خلاصه میکنند. که در ایجاد پدیده های اجتماعی نه یک علت بلکه مجموعه ای از علل سهیمند، تنها یک عامل مهم نیست بلکه عوامل مختلف بر حسب شرایط متفاوت ممکن است اهمیت داشته باشند.

یا دیدی دیگری که امروز شایع است، توجه به فرد بصورت محور اصلی و اساسی کنش می باشد. در واقع محدوده کنش متقابل در این دیدگاه بر گرد فرد میچرخد و حالت خرد پیدا میکند. در ارزیابی این رویکرد ها هر دیدگاه و مکتبی، پس از معرفی مورد انتقاد نیز واقع شده است. نه تنها باید میان نیروها و عوامل مختلف کنش متقابل وجود داشته باشد، وهمه آنها در تبیین پدیده ها در نظر گرفته شود، بکله توجه به موضوعات دیگری مانند عامل زمان طولانی تر، مهم بودن و ارجحیت برخی عوامل نسبت به عوامل دیگر و سرانجام تعیین نیروهای شکل دهنده در مسیر حرکت تاریخی و خاستگاه این نیروها در ایجاد حوادث اجتماعی بسیار مهمند. کنش متقابل نمادی، این نیروها را تا حد فرد کوچک میکند و حالت انزوا به آن می بخشد. از اینرو مفهوم کنش متقابل در اینجا بسیار محدود و در واقع بصورت منتزع شده از زمینه اساسی مورد بحث قرار میگیرد. به بیان دیگر کنش متقابل نمادی با انکار نیروهای اساسی و اصلی در سیر حوادث اجتماعی و نادیده  گرفتن خاستگاه این نیروها مدعی تبیین کنش متقابل فرد میشود و زمینه را از حالت کل بوضع خرد تقلیل میدهد و حالت فردگرائی پیدا میکند. بدینجهت کنش متقابل نمادی مکتب نظری نبوده ودارای خصوصیات جامع و شرایط لازم در این زمینه نیست. بنابراین از آن بصورت یک دیدگاه نظری یاد میشود: دیدگاهی که پاره ای از موضوعات اجتماعی را از دریچه خاصی مطالعه میکند و در تبیین پدیده های اجتماعی جزئی از جریان وسیعتری است. دیدگاه کنش متقابل دارای اصول و مفاهیم و زمینه ای است که رابطه فرد و جامعه استخوانبندی آن را میسازد. تبیین رابطه فرد و جامعه سنتی دیرین دارد و متفکران اجتماعی در این باره سخن ها گفته و نظرها داده اند. با اینکه این بحث تازگی ندارد، بنابراین دیدگاه کنش متقابل آنرا بگونه تازه ای مطرح می کند. ماحصل گفتار در تبیین رابطه فرد و جامعه را میتوان در دوگروه بیان کرد: اول، کسانیکه اعتقاد داشته یا دارند که جامع از مجموع افراد ساخته شده است و تقدم و اولویت از آن افراد است وگروه دیگر را نظر بر اینست که اولویت با جامعه بوده و فرد بازتاب کننده خصلت های جامعه خود می باشد. در اینجا فرد تابعی از جامعه بحساب می آید. بنابراین امروزه رابطه فرد و جامعه در بعد دیگری نیز مطرح می شود: از یک سود فرد تا چه حد خودش را با نظام حاکم و قوانین و مقررات و نست ها و فرهنگ غالب سازش می دهد و همنوا می داند واز سوی دیگر دولت و حکومت و نظام حاکم تا چه مرحله وحدی به حقوق فردی و اجتماعی احترام می گذارد و می کوشد گامهای وسیعی در فراهم کردن آنها بردارد.

تاریخچه و زمینه اولیه دیدگاه کنش متقابل نمادی[2]:

با اینکه دیدگاه کنش متقابل نمادی از نظریه رفتارگرایان- مانند نظریه تلقین- تقلید- تأثیر گرفته و سود جسته است. کنش متقابل نمادی اساساً تحت نفوذ مکتب پراگماتیسم در آمریکا شکل گرفت و در واقع بسیاری از چهره های اولیه این نظریه خود را پراگماتیست می دانستند. کنش متقابل نمادی برخلاف مکتب رفتارگرائی- که در تبیین رفتارهای انسانی بر  تقلید  اتکاء داشت- بر گرایش هاو معانی تاکید کرده و مفاهیمی مانند شخصیت  و خود مرکز ثقلی در این زمینه بشمار می رود. چهره های مشهور این دیدگاه عبارتند از: چالزهورتون کولی ، جیمز مارک بالدوین، توماس، جرج هربرت مید، دانکن ، آرنولدروز، گافمن، هواردبکر، لایمن، اسکات، هربرت بلومرو گارفینکل با اینکه زمینه تاریخی و پیشین دیدگاه کنش متقابل نمادی را در مکتب مصلحت گرائی میتوان یافت ولی این دیدگاه در همان حد نمانده بلکه جهش های تازه ای داشته و نظرهای جدیدی عرضه کرده است. جرج هربرت میدوهربرت بلومر از چهره های اساسی و نظریه سازان مشهور این دیدگاه می باشند که به نظریات جرج برهرت پرداخته شود

جرج هربرت مید 1863- 1931 :

جرج هربرت مید جامعه شناس نبود بکله فیلسوف و متفکر اجتماعی بود که علاقه زیاد به درک پوشش ها و جریانهای اجتماعی داشت. وی از سال 1893 تا سال 1931 بتدریس فلسفه در دانشگاه شیکاگو پرداخت. مید از سال 1900 بخاطر تدریس روانشناسی اجتماعی در دانشگاه شیکاگو در سراسر آمریکا شهرت زیادی کسب کرد. وی هرگز نظریه های خود را بصورت منظم در کتابی عرضه نکرد. بلکه نظریاتش بصورت مقالات متعدد و پراکنده و جزو های درسی اشاعه می یافت و سالها بعد دانشجویانش آنها را منظم کرده در چهار جلد به چاپ رسانیدند. مید با اینکه تأثیر نظریه های مختلف بود، ولی هیچ گاه مقلد و دنباله رو صرف نبود، خلاقیتی داشت ومی کوشید تا با انتقاد آنچه بنظرش صحیح نمی آمد، نظریه های جدیدی ارائه دهد. چنانکه مثلاً هر سه دیدگاه و ونت واتسن و ویلیام جیمزوجان دیوئی را با اشاره به نقصان ها و کمبودهای آنان بنقادی کشید و ونت را که وجود ذهنی را از پیش مسلم میدانست مور انتقاد شدید قرار داد. مید به نظریه واتسن که به ذهن کم بها میداد خرده گرفت و سرانجام نظریه دیوئی را که به چگونگی توسعه و رشد ذهن توجه نمی کرد مورد سئوال قرار داد. بدینگونه مید با انتقاد از نظریه هائی که راجع به ذهن داده شده بود به ارائه نظریه تازه ای رسید[3].

وی در دنبال فسلفه مصلحت گرائی درباره معنی دار بودن نمادها که منجر به پاسخ های جمعی میشود، بسوی بحث گروهی و نظریه ارتباطات کشانده شد. او جمع بندی خود را مبتنی بر دو فرض اساسی آغاز کرد:

الف- شرایط بدنی انسان افراد را برای حفظ بقاء بسوی همکاری با یکدیگر کشانده است.

ب- کنش هائی که در میان انسان ها همکاری را موجب شده ادامه خواهد یافت.

بنابراین سه مفهوم اساسی مطرح است که در واقع پایه اصلی نظریات او را می سازد. اینها عبارتند از:

1- ذهن:

یکی از مسائل اساسی که برای مید مطرح بود، آگاهی انسان بود. آگاهی پاسخهایی است که بدن در مقابل انگیزه از خود بروز میدهد. آگاهی از این زاویه بمعنی اطلاع یافتن از آنچیزی است که بدن انجام می دهد. در واقع آگاهی بموازات عمل بود و اگر دقیقتر بگوییم، کنش در وضعیتی پیشتر از آگاهی قرار داشت. بدینسان وونت و روانشناسان رفتارگرا، آگاهی را از طریق فیزیولوژی تبیین می کردند. خرده هائی که مید بر این نظریه گرفت چنین بود که: اولاً این نظریه بر تمایز بدن و ذهن که فلاسفه در این باره سخن ها داشتند- تأکید میکرد. مید به چنین آغازی شک داشت. با این همه روشن بود که بدن به انگیزه پاسخ میدهد و هیچ شیوه تجربی برای برانگیختن ذهن برای انجام همان عمل وجود ندارد. بنظر مید جدا کردن ذهن  و بدن در واقع اشتباه بود. وی در جستجوی یافتن شیوه دیگری بود که ذهن را از بدن ناشی بداند ولی در عین حال برایش اهمیت برجسته تری قایل شود در چنین حالتی مید یم بایستی نشان دهد که ذهن در واقع هستی پاسخ دهنده ای است که می تواند مانند انگیزه مادی کنش را تحت نفوذ قرار دهد.

بدینگونه مید شدیداً نظریه جدائی بدن و آنچه را که آگاهی خوانده میشود، به انتقادی کشانید. وی استدلال می کرد که اگر آگاهی با پویش های بدنی موازی باشد، همه شرایط عاطفی یا بدنی که با پاسخ های بدنی همبستگی دارند، الزامی میبایست با پوشش آگاهی نیز همبستگی داشته باشند. بدینسان مید از قابل روانشناسی رفتاری قدمی فراتر رفت و معتقد شد که هدف برنامه روانشناسی رفتار کشف همبستگی ها در میان همه حالت های بدن است که آگاهی را نیز در بر میگیرد. در چنین زمینه فکری مید اهمیت  آگاهی را بر جسته می کند. بنظروی آگاهی بهمان اندازه واقعیت دارد که انقباض و انبساط عضلات واقعی اند. بدینگونه مید واقعیت انکار ناپذیر آگاهی را بعنوان عنصری فعال با روانشناسی تجربی در هم آمیزد و مدعی شود که این گردآوری در واقع شرایطی را که تحت آنها تجارب حاصل میشود، آشکار میسازد. بدنیگونه مید بر آگاهی هائی که تحت شرایط معینی ایجاد می شد تکیه می کند. در این زمینه فکری مید نظرش را راجع به ذهن فرمول بندی کرده است. بحث مید از ذهن در واقع به نمادها و ارتباطات اختاص یافته است. وی برای فهم چگونگی ذهن بحث خود را با ارتباطات در میان حیوانات آغاز کرده و نشان میدهد که چگونه انسان از طریق بکار بردن نماد از آنها متمایز میوشد. مید متوجه شد که در رفتار نمادی تقلید چه نقش مهمی را بازی می کند؛ حیوان از طریق تقلید، آنچه را که دیگران می کنند و او می بیند و می شنود، انجام میدهد. انسان نیز چنین است یعنی افرادی را که صداهای معینی در وضعیت های مشخص از خود بروز میدهند، مشاهده میکند. آنگاه این صداها را بهم مربوط کرده و با خودش در میان میگذارد. البته چنین تبیینی از زبان کافی نیست. گرچه چنین چیزی رخ میدهد ولی انسان نمی تواند تنها از طریق تقلید صرف ارتباط برقرار کند. مید تأکید می کند که افراد توانائی اشاره کردن به خود را مثل دیگران دارند. یعنی همانگونه که به دیگران اشاره می کنند می توانند به خود نیز اشاره کنند. افراد قادرند در هنگام سخن گفتن، کلمات را بگونه ای که قصد دارند تغییر دهند و با وضعیت جور کنند. این حالت را مید رفتار ذهنی شده نامیده است. و آنرا رفتاری می دانسته که همیشه در زمینه انگیزه- پاسخ و ادراک قرار دارد. نظر مید را در باره ذهن میتواند چنین خلاصه کرد: خصیصۀ منحصر بفرد ذهن انسانی در توانائی های زیر نهفته است:

1- استفاده از نمادها برای شناسائی اشیاء در محیط اطراف،

2- دریافت شیوه های گوناگون دسترسی به اشیاء

3- ممانعت از اعمال نامناسب و انتخاب جریان مناسب برای کنش آشکار در دسترسی به اشیاء.

در این پوشش ذهنی یک ساخت محسوب نمی شود بلکه یک جریان است. وجود و داوم جامعه و همکاری در گروههای متشکل به این توانائی ذهن انسانی برای اجتناب از روش های نامناسب و انتخاب شیوه های صحیح ومناسب برای همکاری مربوط می شود. بیشترین تحلیل مید بر این نکته متمرکز می شده که این توانائی چگونه در انسانها ظاهر شده است وقتی که نوزدادان توسعه ذهنی پیدا نکنند، نه خودی خواهد بود و نه برایشان جامعه ای وجود خواهد داشت. از نظر مید، ذهن از درون پویش های انتخاب شده بر میخیزد یعنی کودک برخی حرکات و اشارت را که برای بقایش حیاتی است انتخاب می کند. چنین گزینشی که سازش کودک را تسهیل می کند، میتواند یا از طریق روش آزمایش خطا روی دهد یا با کمک افردی که نوزاد با آنها باید همکاری کند سرانجام از طریق این پویش ها است که حرکات و اشارات هم برای نوزاد و هم برای کسانیکه اطراف او هستند معانی مشترکی خواهد داشت. با چنین توسعه ای، حرکات وا شارات در جریان کنش متقابل بر اشیاء معین و وضعیت یکسانی برای همه دلالت خواهد کرد.ن هنگامیکه حرکات و اشارات به چنین معانی مشترکی دلالت می کند، مید آنها را حرکات و اشارات ساختگی می خواند. این حرکات و اشارات ساختگی در جراین برقراری کنش متقابل میان افراد مشکلاتی فراهم می کند. زیرا آنها برای ابزرا تمایل و خواسته های معینی بکار میرود که برای همه آن افراد ممکن است یکسان نباشد. در نتیجه این امر باعث افزایش توانائی انسانها برای سازش با یکدیگر می شود.

توانائی استفاده و تفسیر حرکات و اشارات قرار دادی با توجه به معانی مشترک آنها، بیانگر اهمیت توسعه ذهن، خود و جامعه می باشد. انسانها با درک و تفسیر حرکات و اشارات توانائی ایفای نقش یکدیگر را آشکار میسازند. زیرا بدینوسیله آنها از نیازها و تمایلات و اوضاع و احوال یکدیگر مطلع میشوند. با خواندن و اطلاع پیدا کردن از نشانه های قرار  دادی آشکار، افراد قادر میشوند شیوه های مختلفی را که سازش دیگران را تسهیل می کند شرح دهند. بنابراین قادر بودن به انکه کسی خود را جای دیگری بگذارد یا بقول مید ایفای نقش دیگری را بعهده بگیرد موجب میشود که افراد در سطع وسیعتری از کنش متقابل به همکاری دست یابند. بنابراین از نظر مید موجودی که دارای توانائی فهم اشارات وحرکات قرار دادی باشد و بتواند با استفاده از آنها خود را جای دیگران بگذارد و نیز بتواند تصوراتی از شیوه های اعمال و راه حلهای مختلف داشته باشد، صاحب ذهن است.

2- خود:

مید مفهوم خود را به من فاعلی[4] و من مفعولی تقسیم کرده است. بنظر وی چنین تقسیم بندی بر دو مرحله از رفتار عادی دلالت می کند: مرحله برخاستن از انگیزه و مرحله تکمیل آن در عمل.

1-2- من فاعلی

 بیان کننده ان جنبه از خود است که رساننده فردیت هر کس است. به بیان دیگر هویت فرد به آن مربوط است. هر چند فرد در یادگیری الگوهای رفتار خاصی را کسب می کند که ویژه اوست و وی را از بقیه متمایز می کند، بنابراین نباید از نظر دور داشت که این رفتارها ای فعالیت ها در ابتدا از راه تقلید یا از طریق رابطه انگیزه پاسخ نمایان می شوند. در این مرحله هنوز فرد بر آنها کنترلی ندارد یا بقول یمد هنوز به آگاهی فرد در نیامده اند. بعداً من فاعلی وارد صحنه و تصویر می شود و از این اعمال و رفتار مختص بفرد آگاه میشود. پویش نضج گیری در واقع پویش آشنائی من فاعلی با رفتارهای شخصی است، من فاعلی در واقع آگاهی یافتن از فعالیت است. یعنی آگاه شدن از اینکه فرد بطریقی در این یا آن مورد عمل می کند. از اینرو مید میگوید من فاعلی باعث هویت من می شود زیرا ما خودمان را می بینیم که عمل کردیم. باید در نظر داشت که من فاعلی بعنوان یک چهره تاریخی- که تا کنون عمل کرده- وارده صحنه می شود. این در واقع خاصیت بازتابی آگاهی است. یعنی من فاعلی که از خود برخاسته به رفتارها و واکنش نشان میدهد: رفتارها را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را مرتباً تصحیح می کند تا با وضعیت جدید سازش کنند.

2-2- من مفعولی

من مفعولی بخش دیگری از تقسیم تحلیلی خود اوست. در اینجا که میدنیروهای دنیای خارجی را بگونه ای که بر شخص میگذارند مطرح می کند. در این رابطه مینویسد که « من مفعولی مجموعه ای از رفتارهای شکل گرفته دیگران است که فرد آموخته است»[5] فرد از دیگران یاد می گیرد که چه رفتارهایی برای فلان موقیعت ویژه مناسب است. من فاعلی به من مفعولی واکنش نشان میدهد زیرا این من مفعولی است که رفتار شخص اجتماعی شده را راهنمائی می کند. در واقع این من مفعولی فرد است که هنگامیکه فرد درباره خو می اندیشد، آگاه است. زیرا در اصطلاح مید، من فاعلی فقط بصورت من مفعولی وارد آگاهی میشود.

این تحلیل و تقسیم بندی بنظر مغشوش کننده می آید. بنابراین باید در نظر داشت که ما در واقع من فاعلی را تجربه نمی کنیم بلکه فقط آنچه را که من فاعلی در گذشته عمل کرده است تجربه می کنیم. این سخن بدین معنی است که در لحظه حاضر که خود را تجربه می کنیم، من فاعلی چیز دیگری انجام میدهد که ما از آن آگاه نیستیم. از اینرو ما مشاهده میکنیم که دریک وضعیت رفتاری مشابه یا مغایر با دیگران از خود بروز داده ایم و بدینگونه من فاعلی بصورت من مفعولی- بگونه محصول جدید- وارد آگاهی شده است. بنابراین جای تعجب نیست که در روانشناسی اجتماعی جرج هربرت مید، بین جای من فاعلی و من مفعولی مغشوش شده است. خود این واژه ها چنان سریع دنبال هم می آیند که معانی دستخوش اغتشاش میشوند. البته اگر فلسفه این تقسیم بندی در نظر گرفته شود و به معنای این دو واژه دقت شود میتوان از چنین اغتشاش ذهنی خودداری کرد. من فاعلی و من مفعولی را برای اشاره به مراحل توسعه خود بکار میگیرد. این جدائی جنبه حقیقی ندارد بکله فقط در یک قالب تحلیلی امکان پذیر می باشد. مید برای حل و درک اینکه چگونه باید درباره مراحل خود گفتگو کرد به این تقسیم بندی می پردازد. با این تقسیم بندی مید من فاعلی را از تأثیر رفتار دیگران که من مفعولی  می خواند متمایز می کند. مید می بایست رابطه این دو جنبه را در هر رفتاری نشان دهد.

 

 

 

 

 

 

 

مراحل توسعه خود

خودآگاهی  هنگامی تحقیق میپذیرد که فرد از پیچیدگی کنش های متقابل اجتماعی که در میان انسانها رخ میدهد آگاه شود. در صورتیکه از این کنش آگاه نشود، از دیگران جداست و نمی تواند معنی خود را بعنوان یک موجود اجتماعی درک کند. بنابراین توسعه مفهوم خود  به رشد حساسیت اجتماعی یعنی فهمیدن اجتماع مربوط می شود. بدینگونه از نظر مید خودآگاهی در واقع موضوع آگاهی از اجتماع است. خویشتن داری یا تصاحب خود باید همزمان با آگاهی از اجتماع باشد. مراحل توسعه خود از نظر مید عبارتند از: مرحله آمادگی مراحل بازیهای ساده - مراحل بازیهای جمعی

1- 1- مرحله آمادگی:

این مرحله دوره ای است که از نوزدادی آغاز و تا آنجا ادامه میابد که بچه ها قادرند با خودشان از دیدگاه دیگران رفتار کنند. خصوصیت اصلی این مرحله رفتار تقلید آمیزی است که در آن کودکان اغلب توانائی تقلید رفتار دیگران را که در واقع نقش های واقعی را بازی می کنند- آشکار می سازند. مثلا کودکی که میبیند پدر یا مادرش روزنامه میخوانند او نیز صفحاتی از آنرا بر میدارد  و مانند بزرگتران شروع به خواندن می کند.

تنها اختلاف ظاهری که بین او و پدر و مادرش در خواندن روزنامه دیده میشود اینست که او صفحات روزنامه را وارونه جلو چشمش دارد، کودک با چنین تقلیدی از رفتار بزرگتران برای زندگی اجتماعی کاملتری بصورت یک فرد بالغ آماده میشود.

2-1- مرحله بازیهای ساده :

منظور مید از بازی ساده اینست که فرد بگونه ای عمل می کند که انگار شخص دیگری است یعنی در این مرحله کودک شروع می کند به ظاهر کردن توانائی که خود را از دیدگاه دیگری ببیند. این مهمترین مرحله رشد است و با توسعه ذهن و خودآگاهی همراه می باشد. در این مرحله کودکان آگاهانه نقش های اجتماعی متنوعی را بازی می کنند. با این همه در بازی کودکان عدم ثبات و وجود اشتباهات بصورت قاعده در می آید. مثلا برای کودک امکان نداردکه نقش واقعی پدرش را عمیقاً بداند. بلکه در این مرحله ممکن است به قسمت های معینی از نقش واقعی پدر دست یابد. کودک ممکن است برای اشاره بخود مثل پدرش ضمیرسوم شخص ر ابکار برد. مثلاًوقتی بابک میگوید: بابک پسر خوبی است به این حقیقت دست یافته است که او شیی دارای خصوصیات معین ( مثل خوب یا بدی ) است این وقتی است که او به خودش از نظر دیگران نگاه می کند. بدینگونه در این مرحله بچه ها آگاهانه قادرند نقش هائی را بصورت کلی بسازند و حتی قادرند با خودشان بصورت موجودات اجتماعی بازی کنند در این بازی آنها نقش های مختلفی را در نظر داشته سپس آنها را بهم ربط می دهند. بچه ها در این مرحله انگار به تنهائی هر یک سازی میزنند، ولی وقتی به مرحله بلوغ می رسند، مثل یک ارکستر کامل و تمام عیار می شوند.

توانایی کودکان در دیدن خودشان از دیدگاه دیگران آنها را در آستانه موجودی انسانی قرار میدهد که به نقطه ای نزدیک میشوند که میتوانند بصورت عضوی از اجتماع کارکرد داشته باشند. یعنی از فردیت خودشان- از ارزشی که در رابطه با واحد اجتماعی بزرگتر دارند- آگاه میشوند. بدینگونه میتوان مهمترین خصلت اساسی این مرحله را در درگیری بچه ها با نقش های اجتماعی متنوع دانست. کودک ممکن است یک لحظه نقش مادرش را بازی می کند و لحظه دیگر نقش بقال سرکوچه را و لحظه بعد نقش دیگری را. نقش ها ممکن است منظماً بهم مربوط نباشند ولی کودکان از خصلت نقش ها در جریان بازی آگاهه میشوند و بازی چنان نقشی در توسعه نمادها دارد که بچه ها را قادر می سازد تا به ماهیت نقش ها دست یابند.

 

 

3- 1- مرحله بازیهای جمعی:

مرحله ی بازیهای ساده به مرحله ی بازیهای مرکب منجر میشود و این مرحله سرانجام به فهم و درک عمیق اجتماعی می انجامد. بازی نقش ها مفهوم اصلی در زمینه توسعه خود است که از طریق بازتاب خویشتن از نظر گاه دیگران حاصل می شود. هر قدر شخص تعریفی را که از او میشود عمیق تر بپذیرد به نقش خود بیشتر آگاه می شود. این پذیرش کامل مجموعه نظریه های دیگران را راجع به خود، بعهده گرفتن نقش می خوانند. در هر دو مرحله بازی کیفیتی ممتد در اعتقاد به نقش وجود دارد که برای یادیگری و درک هویت خویشتن مفید است. بنابراین بعهده گرفتن نقش فراتر از بازی می رود و به اعتقاد منجر میشود. طرفداران نظریه کنش متقابل نمادی می گویند فرد از طریق کنش متقابل نمادی به مجموعه ای ثابت از تعاریف مربوط به خویش میرسد که خویشتن خویش را در آن زمینه و در برابر  بازتابها می بیند. سپس رفتارهای وی سبب  تقویت و تأئید این نظریه ها در ذهنش میشود خوشتن فرد در یک نظام ثابت از تعاریف دیگران وتعاریف مربوط به خود بصورت من مفعولی در می آید. بنابراین بر طبق نظر مید،  خود حالت انفعالی ندارد یعنی فقط بازتاب تصاویر و نظرهای دیگران نیست. به بیان دیگر موضوع به این سادگی نیست که فرد با پذیرش تعاریف دیگران راجع به خود بخواهد یا بتواند دارای همان خویشتن باشد. در اینجا بنظر مید عامل دیگری مطرح است و آن تشخیص خود در جریان عمل است. بعهده گیری نقش در واقع در مقابل بازی کردن نقش است. سرانجام بعهده گرفتن نقش و خودشناسی در طرح مید به مفهوم تعمیم دیگران مربوط میشود. یعنی از نظر دیگران خویشتن عینیت مییابد، مثلا در ابزی شخص را وادار به پیروی از قواعد و مقررات بازی می کند و سپس وجود دیگران بصورت انتزاعی در می آید و بر چیزها و جنبه های دیگر تعمیم پیدا می کند. به بیان دیگر تعمیم دیگران شامل ارزشیابی و رفتارهای مردمان واقعی می شود و این حالت از وضعیتی به وضعیت دیگر میتواند در ذهن منتقل شود. بدینگونه در جریان رفتارها، مجموعه ای از ارزش های و موقعیت ها که توسط دیگران ایجاد شده بکار گرفته و تکمیل میگردند. بطور خلاصه مید بازی را به عنوان جزئی که ممکن جریان اجتماعی شدن است، میداند بچه ها از طریق بازی خود در زمینه شبکه نقش ها قرار میدهند. بدینگونه آنها نه فقط باید خود را در رابطه با فرد خاصی ببینند بلکه باید قادر باشند با افراد بیشتری رابطه برقرار کرده و به چگونگی و نوع این روابط آگاه باشند. بعلاوه افراد متفاوت ممکن است شیوهای مختلفی با هم مربوط باشند و خود این ارتباط در کودک تأثیر می کند. دست یافتن به چنین درک کلی، موفقیت محسوب میشود. در واقع بازی برای کودکان ساده ترین وسیله را برای در متن قرار گرفتن چنین روابطی فراهم می آورد، البته باید در نظر داشت که شبکه نقش ها و منزلت ها بسیا رپیچینده و انتزاعی هستند. هر کودکی که امروزه بدنیا می آید، با آگاهی از این نظام روباط باید بتواند کار ند و در درون این شبکه روابط به زندگی ادامه دهد. بازیها به پیشرفت این روابط کمک می کند. مید معتقد است کودکانی که در بازیها با مشکلاتی روبرو شوند، در جایگزینی در دوران اجتماع و در قرار گرفتن در متن شبکه روابط اجتماعی نیز با مشکلاتی مواجه خواهند شد. در واقع در جریان بازی خصلت جدیدی به توانائی کودک اضافه میشود و کودک را از طریق نماد با دیگران مربوط میکند. زیرا در این مرحله است که کودک احساسی را که مید آنرا تعمیم دیگران می نامد بدست می آورد. منظور مید از تعمیم دیگران در اصل یعنی برقراری رابطه وسیع با دیگران. در برقراری روابط با دیگران فرد از طریق استفاده از نماد به ایجاد تصوری از اجتماع در درون خود می رسد. به بیان دیگر کودک آگاهی اجتماعی پیدا کرده و در جریان بازی آنرا تجزیه می کند. همه این پویش ها به کنش متقابل متکی میباشد، و غنی تر کردن و گسترش این رابطه تنها از طریق نمادها امکان پذیر است.

 

 

3- جامعه:

در آغاز باید خاطر نشان کرد که مید اولین کسی نبود که به اهمیت زبان و نماد پی برده بلکه پیش از او فلاسفه دیگر این کار را کرده بودند. بنابراین سهم اصلی و اساسی مید را باید در توانائی وی در گردهم آوری ارتبا ط نمادی و اجتماعات انسانی- بصورت اجزا جدا ناپذیر از هم- دانست. یکی از آثار اساسی مید کتاب ذهن ، خود و جامعه است. در این اثر مید به ماهیت کلی کنش اجتماعی توجه دارد. نظریه وی در اینجا به فهم رابطه پیچیده فرد و جامعه کمک می کند. در پایان کتاب خصلت جدائی ناپذیری فرد و جامعه با تأکید فراوان آشکار می شود. بنظر مید جامعه و فرد را نمی توان در مقابل هم گذاشت. بین آنها دو گانگی نیست بلکه در واقع آنها اجزای لایتجزای یک پویش مشتر کند. به بیان دیگر فرد و جامعه دوروی یک سکه اند، با این همه باهم تفاوت نیز دارند. از اینجاست که مید حالت پیشی داشتن جامعه بر فرد را میپذیرد. مید با طرح جدید رابطه فرد و جامعه می کوشد تا از پویش و جریان توسعه آگاهیهای شخصی و اجتماعی افراد در درون جامعه تصویر جامعی بدست دهد. در اینجا مید درباره فشارهای اجتماعی صحبت به میان می آورد که بصورت مختلف از قبل آگاهی اجتماعی و  تعهد اخلاقی  و غیره ظاهر می شود. فشارهائی که دارند برتری جوید. بدینگونه آگاهی اجتماعی که در جریان آموزش اجتماعی شدن کودک پدید میآید قادر است محرکات بدنی و فیزیکی ابتدائی را تحت فشار قرار دهد. برای مید آگاهی اجتماعی مثل هر چیز اجتماعی دیگر واقعی است و مشکل میتوان دریافت که چرا چیزی بظاهر غیر ضروری و انتزاعی مثل تعهد اجتماعی چنین فشاری بر فرد دارد. بنابراین منابع و آثار قدرت اعتقادات وبارورهای فرد و بارورهای آدمی- که دارای چنین نیروئی هستند- حیرت آور است و اعتقادات را باید بصورت شکلی از معانی نمادی در نظر گرفت. یکی از اصول اساسی مید در باره جامعه اینست که ارتباطات شامل مشارکت یک فرد در زندگی دیگران است. این اصل به نظر مید در باره ذهن و ادعای اینکه ذهن در ارتباطات پدید میآید بر می گردد. از اینرو در مفهومی که معتقدین به کنش متقابل نمادی در باره جامعه و خود قائلند دو گانگی دیده میشود: هر چند جامعه خاستگاه ضروری و اولیه توسعه خودهاست ولی افرادجامعه را می سازند. البته گروهی بحق بر این دیدگاه خرده می گیرند که به شویع قانع کننده ای به جامعه نگاه نمی کند و اصولاً از لحاظ تاریخی و جریان توسعه آنرا نادیده میگیرد و وجودش را بصورت امر مسلم شده فرض می کند. بحث دیدگاه کنش متقابل نمادی این است که اولین جامعه که قادر بود اولین خودها را ایجاد کند، از آنجا بوجود آمد بلکه می کوشد تا رابطه سازمان اجتماعی را با استفاده از ارتباطات درک کند؛ اینجا دوباره رجعت به اصل ارتباط نمادی است. هنگامیکه این اصل بصورت دو طرف و متقابل بکار میرود- در واقع جزء خصلت ذاتی آن است- سبب برقراری سازش بین افراد میشود. مید این جریان سازش را انتقاد از خود می نامد و منظورش این است که رفتارهای فرد با دیگران تناسب پیدا می کند که نتیجه آن یک کنش وحدت یافته است.

بصورت مشخص تر بعضی از عقاید مید درباره نهاد اجتماعی در جامعه چنین است:

بنظر او هادی اجتماعی خصیصه های ویژه و نسبتاً پایدار کنش متقابل هستند. رفتارهای هر فرد بصورت متقابل با رفتارهای دیگر بهم پیوسته است. اگر این رفتار های متقابل به قصد مشترکی مربوط شوند و مدتی ثابت بمانند، نهاد نام می گیرند. وی نهادها را انعطاف پذیر می داند یعنی با تغییر وضعیت ها یا تغیر ماهیت مسایل دگرگون می شوند با اینهمه میگوید که نهادها ممکن است بصورت غیر قابل انعطاف و سخت نیز در آیند. البته مید توضیح نمی دهد که چگونه نهادهائی که قابل انعطاف اند بصور خشک ومنسجم در می آیند. بنابراین اعتقاد راسخ دارد که نهادها چه بصورت قابل انعطاف چه منسجم در اثر اعمال اخلاق افراد انسانی دگرگون می شوند و اعمال انسانی از چهارچوب  آنها فراتر می رود. در اینجا مید فرد را در ستیز و آویز با جامعه قرار نمی دهند بلکه دوباره موضوع من فاعلی و من مفعولی را مطرح می کند و می گوید  هنگامیکه افراد در کنش جمعی بسوی هدفهای مشترکی مشغول فعالیت هستند، تأثیراتی را که از تمایز شدید بین خود و دیگران دارند ضعیف می بینند . در این نوع کنش من مفعولی فرد در واقعیت با من مفعولی افراد دیگر چنان آمیزشی پیدا می کند و کامل میشود که سرانجام به تضعیف من فاعلی او منتهی می شود.

1- نشانه ها، نمادها و تاریخ

1-1- نشانه ها و نمادها

نظریه مید در باره نشانه ها و نمادها[6] را میتوان بقرار زیر خلاصه کرد: هنگامیکه مردم از طریق بردن نماد دست به برقراری کنش متقابل می زنند در واقع به فعالیتی منحصر به فرد پرداخته اند. بغلط تصور میشود که با مراجعه به رفتار غیر نمادی حیوانات میتوان برفتار نمادی انسانها پی برد. حیوانات فقط از طریق نشانه ها با هم رابطه برقرار می کنند نه از طریق نمادها. در عوض انسانها قادرند که هم از طرق علائم و نشانه ها و هم نمادها با هم رابطه برقرار کنند. از جمله تمایزی که مید بین نشانه و نماد ها قائل می شود اینست که هر نشانه دائماً یک پاسخ خاص را بدنبال دارد. در حالیکه نماد همیشه یک پاسخ معین را بدنبال ندارند بلکه بوسیله افرادی که در هر موقعیتی با آن روبرو هستند تفسیرهای گوناگونی از آنها می شود. یکی از مشهورترین مثالهای مید در این زمینه خصلت کنش متقابل بنی دو سگ در حال نزاع است. هر دو سگ در چنین وضعیتی یکدیگر را محاصره می کنند و حالت تهدید آمیزی بخود می گیرند. هر یک از طریق انگیزه فوری به سگ دیگر پاسخ میدهد و انگیزه هم نسبتاً دارای پاسخ ثابت هستند و وقتی انگیزه از بین میرود، رفتار نیز محو میشود. در چنین شرایطی یکی موج.د فقط از طر یق نشانه به موجود دیگر پاسخ می هد. مثال دیگر در این زمینه شیر خفته ای است که وقتی از خواب بیدار می شود و میغرد حیوانات اطراف ممکن است از ترس فرار کنند- در حالیکه شیر قصد تهدید و ایجاد ترس در آنها نداشته است. غریدن نشانه ای است که نوعی پاسخ را- که فرار حیوانات دیگر باشد- بدنبال دارد. ولی با نماد یک عنصر دیگر وارد صحنه میشود و آن ضرورت معانی مشترک است. این میرساند که سلوک اجتماعی همیشه تابع تحلیل مشخصی نیست. اگر محتوای نمادی بین همه اعضاء مشترک باشد آنگاه کنش متقابل نمادی نسبتاً منظم و آسان صورت می گیرد ولی هنگامیکه محتوی نمادی بین همه مشترک نباشد، از کنش متقابل نمادی تا حد زیادی جلوگیری می شود و وقوع آنرا فقط در مراتب پائین تر امکان پذیر می کند. هر کس که کوشیده است بادیگری که هم زبان او نیست باب گفتگو و مکالمه را باز کند خوب میداند که برقراری این رابطه اجتماعی چقدر مشکل است. بدینگونه استفاده از نماد بیان کننده وجود یک نظام اجتماعی و فرهنگی است: یعنی شبکه روابطی از ارزش ها، معانی ، علایق و  احساسات است که در واژه های گوناگون یک زبان متجلی شده است ولی استفاده از نشانه نیازی به نظام فرهنگی ندارد.

2-1- واقعیت تاریخ

 در رابطه با واقعیت تاریخ مطلب از این قرار است که از نظر کنش متقابل نمادی، نمادها واقعی هستند البته در بتن نظام های اجتماعی دیدگاه های مختلفی وجود دارند که عده ای به مراتعی بودن نظام اجتماعی تأکید وعده ای دیگر زمینه اساسی را در روابط و نظام اقتصادی یافته اند. حال آنکه از نظر مید چون جامعه باید دوام و بقا داشته باشد وجود نوعی تاریخ ضرورت دارد. بنظر او تاریخ موفقیت عجیبی است برای انسان که از طریق آنچه که در گذشته رخ داده ودیگر وجود ندارد و « واقعی »  است به زمان حال و حاضر و واقعی انتقال داده میشود. نمادها از طریق ایجاد و نگهداری تاریخ قادرند گذشته های را نگهدای کنند. مید این توانائی نمادها را برای ساخت اجتماعات بسیار مهم می داند. از یک نظر تاریخ برای اجتماع به مثابه آئینه ای است که فرد در آن میتواند خویشتن ها جمعی[7] را ببیند. همانگونه که مفهوم خود برای فرد مهم است و برای او وسایل یار برای پیوند و آمیزش با اجتماع فراهم می آورد، تاریخ نیز همه اجتماعات را در پروراندن حس هویت توانمند می سازد. از نظر مید زبان و نماد اجزاء و خصلت های جدا نشدنی از یکدیگرند. بدون نماد مردم تصوری از زمان نخواهند داشت. نمادها، گذشته و آینده را در زمان حاضر مجسم می کنند ولی سایر حیوانات فقط از طریق مکانیسم زیستی قارند به تغییرات زمانی و فصلی و نیازهای جسمانی پاسخ دهند: مانند آبستن شدن و بچه داری. انسان از طریق زبان دارای تاریخ اجتماعی یا بقول انسان شناسان صاحب فرهنگ میشود. همینطور ما بوسیله زبان دارای تاریخ فردی یا شخصیت می باشیم. بدینگونه نمادها هم عناصر شخصی و هم عناصر اجتماعی هستند. از طریق نمادها نه تنها از خود آگاه می شویم بلکه از گذشته مان  و آنچه با دیگران بصورت مشترک داشتیم آگاه می شویم . همچنین از طریق نماد به آینده سازی میپردازیم. بدینگونه در آثار مید نماد واقعیت پیدا می کند و زبان فقط یک ابزار ساده نیست که مردمان اولیه برای رفع مسا ئل مادی اختراع کرده باشند. بکله از طریق زبان مردم بیشتر از خود و حتی از محیط و پیرامون خود آگاه می شوند و میتوانند نظام های فرهنگی و اجتماعی حیرت انگیزی روی زمین بسازند.

مید در تحلیل نظم اجتماعی در واقع بر نمادها و کارکردشان تأکید می کند . برای آگاهی از ماهیت منحصر بفرد انسانی ضرورت دارد که نماد، زبان و ارتباطات مورد بررسی کامل قرار گیرد. بنظر وی  نقطه آغاز فهم نمادها اینست که تشیخیص دهیم نمادها واقعیت خودشان را می سازند. مید در رابطه فرد و اجتماع بر پویش و چگونگی دست یابی به نمادها تأکید می کند. لحظه آغاز رشد خود و توسعه جامعه با کسب نمادها همراه است که به فرد اجازه میدهد خودش را بصورت یک حادثه احیاناً متمایز از جهان بشناسد و به خویشتن خویش چون افراد دیگر نگاه کند. در نظام نمادی اصطاحاتی وجود دارد مثل من، خودم یا نامهائی که بدان وسیله همدیگر را فرا می خوانیم. ضمن بکار بردن این اصطلاحات میتوانیم به مرز اجتماعی برسیم: نیروئی که فرد و اجتماع را به هم می پیوندد . وقتی از کسی سوال شود که : کی هستی؟ پاسخ ها احتمالاًعبارتست از مسالمانم، محصلم، کارمندم، متأهلم و غیره و تا وقتی که اصطلاح  خود مرجعی  نباشد- یعنی تا وقتی شخصی از فردیت خود آگاه نباشد- این شکل از رابطه و الحاق شخصی و جامعه روی نخواهد داد. کنش متقابلی که با جامعه داریم، حداقل متکی است بر دو مجموعه اولیه از نمادها: از یک سو اصطلاح خود مرجعی داریم، از سوی دیگر اصطلاحاتی که به جنبه های مختلف زندگی اجتماعی بر می گردد. این در واقع قسمتی است که به کنش متقابل نمادی مربوط میشود. بنابراین همیشه خود به صورت نمادی با دیگران یعنی جامعه ارتباط دارد.

انتقادات

با این جمله شروع کنم که کنش متقابل نمادین یک دیدگاه نظری است که یک نظریه با توجه به مطالعات کم اینجانب انتقادات نظریه را در سه مرحله بیان کرده اند و تقریباً همه بر این سه نکته تاکید دارند در مفاهیم اصلی- فرضیات اساسی- روش شناسی این دیدگاه که در مورد مفاهیم اصلی می توان در نظریات مید بویژه در نظری وی راجع به زبان جستجو کرد. چرا که زبان عاملی است که بیش از هر چیز دیگر کارهای کنش متقابل گرایان را به هم مربوط می کند و وحدت می بخشد حال اینکه توجهی که مید از زبان رفتارگرایی بر می خیزد یعنی مید اعتقاد دراد که نماد برای کنش و نتایج آن به کار می رود، از زبان بر می خیزد و اصوات و حرکات نشانه هایی هستندکه به حوادث مشخص در شرایطی معین دلالت می کنند که با این حالت باید اصول کلی و قابل تعمیم درباره اصوات وحرکات و نشانه ها در زبان یافته شود. که هر چند که مید در این مورد جواب می دهد که ادراک انتخاب است و معنی بخشیدن به چیزی و مهم دانستن چیز دیگر یک پوشش انتخابی می باشد ولی یک جواب کلی و مبهم می باشد و ذهن کنجکاو را قانع نمی کند زیرا معلوم نیست پرپایه ملاک و ضابطه انتخاب صورت می گیرد.

مشکل دیگر نظر مید درباره زبان به خلاقیت و ساخت زبان مربوط می شود. مید با صراحت تمام، در توجیه دید رفتارگرایانه خود از زبان، حرکات و اصوات خاص را به اعمال معینی ارتباط می دهد. بنابراین به وضوح دیده می شود که افراد جملاتی را که روزانه بکار میبرند، به آن شکل و حالت و ترکیب و تن صدا هرگز نشنیده اند و جملات کاملاً تازه اند، و احتمالاً هرگز به آن شیوه و حالت تکرار نخواهند شد. این امر حتی در مواردی که وضعیتهای کنونی مشابه وضعیت های پیشین باشند نیز صادق است. مید از اینکه چگونه افراد در زمانهای مختلف و وضعیت های متفاوت می توانند بطرق بسیار مختلف و متنوع واژه ها را بکار برند، سختی بیان نمی کند، راه حل این مشکل را باید در اصلی که زبان شناسان امروزه عنوان می کنند. یافت: زبان یک شیوه ساختی برای برقراری ارتباطات است، یعنی ساخت زبان چنین امکاناتی را فراهم می آورد که چنین چیزهائی رخ دهد. همه می دانند کودکی که از قواعد و دستور زبان چیزی نمی داند، می تواند جملاتی را بکار برد که از نظر دستوری کم و بیش صحیح است. بدین گونه اهمیت اساسی زبان در استفاده ساختی زبان نهفته است ( آنچه که مید از آن غافل مانده است) ضعف دیگری که مید به آن بی توجه مانده استفاده انتزاعی از واژه هاست. علاقه شدید مید به برقررای رابطه بین حرکات و کنش ها موجب  شد که وی اصطلاحات مهمی را که ابداً ربطی به کنش ندارند، ندیده بگیرد. مفاهیم انتزاعی مانند زیبائی، عدالت  آزادی، مرجع عینی ویژها ی ندارند. به بیان دیگر مثلاً زیبائی به یک کیفیت انتزاعی دلالت می کند که در مقوله چیزهای عینی نیست. سرانجام توجیه مید از رابطه فرد و گروه در ایجاد و بکارگیری واژه ها نارساست.

 

 

نتیجه گیری

چنانکه گذشت، جامعه بر توانائی های خود، بویژه پویش ارزشیابی خویشتن از نظر دیگران، متکی است. با اینکه مید شدیداً به این توجه دارد که چگونه جامعه و نهادهایش بوسیله ذهن و خود، نگهداری می شوند و بقاء می یابند مفاهیم بصورت چیزی که دائماً در دگرگونی است مورد توجه  قرار می گیرد. این واقعیت که بعهده گیری نقش یک پویش مداوم در کنش متقابل است این موضوع را آشکار می کند که چگونه ایفاء نقش ها موجب سازش و دوباره سازی پاسخ های افراد میشود. یعنی سازش افراد را در بر دارد. در حالیکه از کنش های متقابل که منجر به تثبیت وضع یا دگرگونی در گروهها می شود از نظر مید قابل پیش بینی است بنابراین امکان این نیز هست که کنش های فوری و غیر قابل پیش بینی الگوهای موجود کنش متقابل را دگرگون سازند. در این زمینه بعهده گیری نقش بسیار مهم است. مید درباره ارتباط ذهن، خود و جامعه حرفهای زیادی دارد ولی در همه آثارش چگونگی این روابط روشن نیست و گاه نیز بسیار ابهام انگیز است. سالها بعد در اثر تحقیقات جدید جامعه شناسان و انسانشناسان دیگر و روابط بین این مفاهیم عریان تر شناسانده شد و سخن های مید تکمیل گشت. آثار جرج هربرت مید نفوذ عمیقی در جامعه شناسی داشته است. نظریاتش شامل نکات تازه ای است که قلمرو علوم اجتماعی را غنی تر کرد. با این همه افکار میدنه تنها به یک نیروی اصلی در جامعه شناسی تبدیل نشد بلکه تا مدتها نیز مهجور بود و فقط بصورت حاشیه ای مورد توجه کسانی قرار گرفت که در زمینه رفتارهای جمعی و روانشناسی اجتماعی کار میکردند.

در نتیجه کوشش شاگردان او، نفوذ مید مرتباً افزایش یافت. با اینکه نکات اصلی مکتب کنش متقابل از زمان مید تغییر نکرده است ولی شناساندن آن و ایجاد بحث و پاسخ گوئی به برخی نکات بعهده شاگردان او واگذار شد.

 

منابع :

1- ادیبی، حسینی و انصاری، عبدالمعبود (1358)، نظریه های جامعه شناسی (تهران؛ انتشارات جامعه ، چاپ دوم)

2- اکوف، آلن، تایلر ( 1356)، جامعه شناسی مقدماتی. ترجمه رجبعلی حاسبی. (تبریز، انتشارات نوبل. چاپ اوّل.)

3- توسلی،غلامعباس (1369)، نظریه های جامعه شناسی. (تهران : انتشارات سمت، چاپ اوّل)

4- ماس، هانیس (1382)، تاریخ جامعه شناسی. ترجمه دکتر عباس محمدی اصل. (تهران انتشارات حق شناس)

5- تقوی، علی محمد (1361)، تحولات اجتماعی جامعه شناسی غربگرایی. (تهران : انتشارات امیر کبیر، چاپ دوم)

6- کوئن ، بروس (1370)، درآمدب بر جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی. (تهران : انتشارات فرهنگ معاصر، چاپ اوّل)

7- کورز، لیوپیس (1368)، زندگی و بزرگان جامعه شناسی، ترجمعه محسن ثلاثی. (تهران : انتشارات سمت، چاپ اوّل)

8- رابرتسون، یان (1372)، درآمدی بر جامعه شناسی، ترجمه حسین بهروان (مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی)

9- بطامی، اسعد (1357)، جامعه شناسی. (تهران : وزارت آموزش و پرورش، چاپ اوّل)

10- اشرف، احمد (1347)، جامعه شناسی طبقات اجتماعی در آمریکا. (انتشارات مؤسسه مطالعات اجتماعی)

11- چتیامبار، جی بی (1373)، مقدمه ای بر جامعه شناسی، ترجمه احمد جماران و مصطفی ازکیا. (تهران : نشر نی، چاپ دوّم)

12- ادیبی ، حسین (1358)، سیری در گرایش امروزین جامعه شناسی آمریکا. (تهران : انتشارات جامعه)

13- محسنی، منوچهر (1377)، جامعه شناسی عمومی. (تهران : انتشارات شابک، چاپ 15)

14- وثوقی، منصور (1370)، مبانی جامعه شناسی. (تهران : انتشارات کیهان، چاپ 10)

15- رشه، کی (1367)، کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی زاده. (مشهد : انتشارات سلطان فردوسی مشهد)

16- ترابی، علی اکبر (1347)، مبانی جامعه شناسی. (تهران : انتشارات نسبی اقبال و شرکا)

17- تنهایی، ح.ا. (1371)، درآمدی بر مکاتب و نظرات جامعه شناسی ابتدا تا کنون. (مشهد، انتشارات مرندیز، چاپ سوم)

18- اگ برن و نیم کوف (1357)، زمینه اجتماعی، اقتباس، ا.ح. آریان پور. (تهران : انتشارات فرانکسیون، چاپ 15)

 

 



[1] - ادیبی – حسین ، (1357) نظریه های جامعه شناسی : (تهران – انتشارات جامعه) ص 250

[2] - اریبی، حسین، (1357) نظریه های جامعه شناسی : (تهران- انتشارات جامعه) ص 253

[3] - ثلاثی، محسن، (1368) زندگی و بزرگان جامعه شناسی (تهران – انتشارات سمت – چاپ اول)

[4] - I and Me

[5]  این شعر فروغ فرخزاد در واقع چنین حالتی را با ژرفائی خاصی نشان میدهد:

این دگر من نیستم من نیستم                            حیف از آن عمری که با من زیستم

[6] - برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نما و نشانه به مقاله لسلی وایت در کتاب آقای حسین ادیبی با عنوان زمینه انسان شناسی مراجعه کنید.

[7] - Collective Selves

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 11:21  توسط گروه اجتماعی  | 

بارم بندي درس كتاب جديدالتاليف جامعه شناسي 2

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 11:18  توسط گروه اجتماعی  | 

طرح درس روزانه جامعه شناسی 1

(فرم طرح درس روزانه)                                              بنام خدا

مشخصات كلي

نام درس: جامعه شناسي يك   موضوع درس: اجزاء و لايه هاي جهان اجتماعي  پايه تدريس: دوم متوسطه علوم انساني

مدت تدريس: 30 دقيقه          تاريخ تدريس:                    تعداد دانش آموزان: 35 نفر           صفحات كتاب : 65- 60                                               

نام ونام خانوادگي دبير: شريفيان، حاجي صادقي                                              واحد آموزشي: دبيرستان شهيد شرافت           

هـدفهـا

هدف كلي درس: دانش آموزان اجزاء و لايه ها جهان اجتماعي را بشناسند و تفاوت اين لايه ها و اجزاء را از نظر نوع اهميت آنها در جهان اجتماعي بدانند.

هدف هاي جزئي: دانش آموز پس از تدريس بايد:

1- خرده نظام هاي اجتماعي را بشناسد.

2- جايگاه انواع پديده هاي اجتماعي را از نظر دامنه و اندازه سوي يك پيوستار نشان داده و پديده هاي اجتماعي را از نظر عيني و ذهني نيز تفكيك كرده روي يك پيوستار نشان دهد.

3- اهميت لايه هاي بنيادين و سطحي را در جهان اجتماعي بداند.

هدف هاي رفتاري:

1- ذهنيت و معنا را در تمام پديده هاي اجتماعي تشخيص دهد. (فهم و درك)

2- نسبت و رابطه لايه هاي بنيادين و لايه هاي سطحي جهان اجتماعي بشناسد. (دانش)

3- اهميت لايه هاي بنيادين و سطحي جهان اجتماعي را تحليل نمايد. (تجزيه و تحليل)

4- نماد را تعريف كند. (دانش)

5- براي نماد مثال بياورد. (كاربرد)

6- مراتب و جايگاه عقايد ارزشها، هنجارها، و نمادها را باز شناسد. (ارزشيابي)

روشها و وسايل آموزشي

مواد و وسايل آموزشي: تخته سياه-گچ-كتاب درسي و كتاب راهنماي معلم

زمان بندي

روش تدريس: به صورت، پرسش و پاسخ، سخنراني

الگوهاي نوين در فرآيند ياد دهي، يادگيري

پرسش و پاسخ، هميار معلم با مشاركت فعال دانش آموزان در فرآيند تدريس

فعاليتهاي قبل از شروع

نحوه شروع سلام و احوالپرسي، حضور و غياب و ...

1- شروع درس با نام خدا، سلام و احوالپرسي

2- مطرح كردن سخني متناسب با ايام هفته و كمي صحبت در مورد آن

3- حضور و غياب دانش آموزان و بررسي علت غيبت دانش آموزان در جلسه قبل

4- دقت در وضع جسمي و روحي دانش آموزان

3 دقيقه

رسيدگي به تكاليف گذشته: با پرسش چند سؤال از درس گذشته و بررسي چگونگي حل فعاليتها و كتاب و مروري بر مفاهيم گذشته توسط دانش آموزان.

3 دقيقه

سنجش رفتار ورودي (سنجش آمادگي) و ارزشيابي تشخيصي: براي اينكه دانش آموزان آماده ورود به درس جديد باشند بايد چند سؤال درس گذشته را پاسخ دهند و رفع اشكال شوند.

1- درمورد جهان اجتماعي توضيح دهند.

2- شباهت و تفاوت جهان اجتماعي را با موجود زنده توضيح دهيد.

3- چگونه جهان اجتماعي تداوم مي يابد؟    4- چگونه جهان اجتماعي دچار فروپاشي مي شود؟

2 دقيقه

فعـاليتهـاي قبل از تدريس

رئوس مطالب و مفاهيم درس: روي تخته سياه عنوان درس را نوشته (اجزاء و لايه هاي جهان اجتماعي)

انواع تقسيم بنديهاي جهان اجتماعي را مي نويسيم:

1- تقسيم براساس نظام اجتماعي

2- تقسيم بر اساس اندازه و دامنه

3- تقسيم بر اساس عيني و ذهني بودن

بعد قسمت دوم را كه مفاهيم مهم مورد بررسي لايه هاي جهان اجتماعي است: نمادها و عقايد را به عنوان تيترهاي مهم مي نويسيم.

زمان بندي

1 دقيقه

معرفي درس جديد و ايجاد آمادگي و انگيزه براي پذيرش آن: با نوشتن عنوان ها هم چنين مطرح كردن سؤال به اين ترتيب كه اجزاي جهان اجتماعي را چگونه تقسيم بندي مي كنيم از              دانش آموزان مي خواهيم كه در مورد مطالب فكركرده و پاسخ دهند و اگر اطلاعاتي در زمينه برخي از موارد دارند با توجه به كتاب سال اول (مطالعات) توضيح دهند.

2 دقيقه

فعـاليتهـاي ضمن تدريس (ارائه مطلب)

اجراي تدريس و فرآيند ياددهي و يادگيري مطلبي از دانش آموز فعال (شروع ارائه درس، اختتام)

پس از پاسخ دانش آموزان و ارائه اطلاعات توسط آنان تدريس را شروع كرده و از مفهوم نظام اجتماعي و تقسيم آن به 4 خرده نظام كه نام مي بريم. سپس در مورد تقسيم بندي بر اساس اندازه و دامنه و نشان دادن آنها بر روي پيوستار و همچنين تقسيم بندي بر اساس عيني و ذهني بودن و مفهوم آنها مي پردازيم و بعد از آن به توضيح لايه هاي جهان اجتماعي و سپس نمادها و عقايد كه چه سطحي از جهان را تشكيل مي دهند و غيره توضيحات لازم را همراه با دانش آموزان ارائه مي دهيم.

13 دقيقه

ارزشيابي تكويي (مرحله اي):  پس از مراحل بالا با كمك دانش آموزان كل مطلب درس را به صورت سؤال و جواب بيان كرده و خلاصه اي را در تابلو نوشته و مرور مي كنيم و از دانش آموزان       مي خواهيم كه به صورت گروهي،  فعاليت هاي كتاب را جواب دهند و.....

5 دقيقه

فـعاليتهاي تكميلي

جمع بندي نتيجه گيري: در اين مرحله براي رفع اشكالات، از دانش آموزان مي خواهيم كه قسمت خلاصه كنيد درس، مفاهيم كليدي و آنچه از اين درس آموخته ايم در صفحه 65 را پاسخ دهند، همچنين اگر دانش آموزان مايل باشند با همكاري يكديگر به تهيه بسته آموزشي در مورد مفاهيم اين درس اقدام نمايند (مثل تهيه انواع سؤالات، تهيه پازل، جدول و ........) و براي جلسه بعد ارائه دهند.

1 دقيقه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 10:35  توسط گروه اجتماعی  | 

سوالات جامعه شناسی یک


                                                       فصل اول :درس اول :

1-    كنش انساني چيست ؟( فهم) 2-    فرق فعاليت انسانها با فعاليت موجودات ديگر چيست ؟ ( فهم) 3-    انواع كنشهاي انساني كدامند ؟( دانش ) 4-    براي هريك از انواع كنشهاي انساني مثال ذكر كنيد ( كاربرد) 5-    مهمترين ويژگي هاي كنش هاي انساني را نام ببريد( دانش) 6-    منظور از آگاهانه بودن كنشهاي انساني چيست؟( فهم ) 7-    منظور از ارادي بودن كنش انساني چيست ؟( فهم) 8-    منظور از هدفدار بودن كنش انساني چيست ؟( فهم) 9-    منظور معنادار بودن كنش انساني چيست ؟( فهم) 10- چرا مي گوييم سخن گفتن كنش انساني است؟ استدلال شما چيست ؟ ( تركيب) 11- نوع كنش هاي انساني زير را مشخص كنيد  الف- تنفس ب- احوال پرسي ج- رويايي شدن   د– پرخاشگري  ه-   توپ پاس دادن ( كاربرد) 12- انواع پيامد هاي كنش انساني را نام ببريد .( دانش ) 13- پيامد هاي ارادي و غير ارادي را در عبارت زير مشخص كنيد ؟ ( كاربرد) 14- «دانش آموزي كتاب درسي خود را مطالعه مي كند  مطالب را ياد مي گيرد ، قدرت تحليل اش رشد مي كند  در آزمون معلم نمره ي بالاتر كلاس را كسب مي كند و دانش آموز ممتاز كلاس شناخته مي شود . » 15- منظور از قطعي بودن پيامد هاي طبيعي و احتمالي بودن پيامد هاي ارادي چيست ؟ ( فهم)

 درس دوم :

1-    تفاوت علوم در چيست ؟( دانش) 2-    علوم انساني را تعريف كنيد ( فهم) 3-    چرا علم پزشكي جزو علوم انساني نيست؟( تحليل) 4-    تفاوت علوم انساني و علوم طبيعي چيست؟ ( فهم) 5-    موضوع علوم طبيعي با فلسفه چه فرقي دارد؟ ( فهم) 6-    موضوع علوم انساني با فلسفه چه فرقي دارد؟ ( فهم) 7-    قانون عليت به چه معنا است ؟ (فهم) 8-    آيا فلسفه جزو علوم طبيعي است يا انساني چرا؟ ( تحليل)

 درس سوم

1-    خانواده ها ، رشته های علمی را با چه معیاری مقایسه می کنند ؟ ( دانش) 2-    چه عاملی تعیین می کند و چگونه تغییر می یابد ؟ ( دانش) 3-    رشته های علمی را برچه اساسی رتبه بندی می کنند ؟ ( دانش) 4-    موضوع مورد بحث علوم طبیعی چیست ؟ ( دانش) 5-    علوم طبیعی ، چه فایده هایی دارد ؟ ( دانش) 6-    چرا به علوم طبیعی ، علوم ابزاری نیز گفته می شود ؟ ( فهم) 7-    علوم انسانی چه فایده هایی دارد ؟ ( دانش) 8-    چرا به علوم انسانی ، علوم تفهمی و علوم انتقادی نیز گفته می شود ؟ ( فهم) 9-    باتوجه به فايده هاي متفاوت علوم طبيعي و انساني ، علوم انسانی ، چه اهمیت و برتری بر علوم طبیعی دارند ؟  ( ارزشيابي)

درس چهارم :

1-    چهار نمونه كنش اجتماعي نام ببريد .( كاربرد) 2-    کنش اجتماعی را تعریف کنید ( فهم). 3-    كنش اجتماعي نوعي از كنش     ............ است ؟ ( دانش) 4-    چهار نمونه از پديده هاي اجتماعي نام ببريد . ( كاربرد) 5-    هنجار اجتماعي چيست؟ ( فهم) 6-    ارزشهاي اجتماعي چيست؟( فهم) 7-    عامل اصلی شکل گیری هنجارها و تحقق ارزش ها چيست ؟( دانش) 8-    چگونه هنجار ها و ارزشها پديده ي جامعه پذيري و كنترل اجتماعي را ايجاد مي كنند ؟ ( فهم) 9-    چگونه هنجارها و ارزشها نظام اجتماعي خرد و كلان را بوجود مي آورند ؟( فهم) 10- مناسبات بين پديده هاي اجتماعي با يكديگر چگونه است ؟ ( تركيب) 11- نظام اجتماعی کلان ، چه موقع دارای انسجام ، و چه موقع دستخوش تغییر خواهد شد ؟ ( فهم)

 درس پنجم :

1-    پديده هاي اجتماعي نتيجه و پيامد  ........... است . ( دانش) 2-    علوم اجتماعی را تعریف کنید.( دانش) 3-    موضوع علوم اجتماعی چیست ؟ ( دانش) 4-    چرا علوم اجتماعي بخشي از علوم انساني محسوب مي شود ؟( فهم) 5-    علوم اجتماعی چه فایده هایی دارد ؟ ( ارزشيابي) 6-    چرا قدرت پيش بيني علوم اجتماعي از پيچيدگي بيشتري نسبت به علوم طبيعي برخوردار است ؟ ( ارزشيابي) 7-    چهار نونه از رشته هاي علوم اجتماعي نام ببريد؟( دانش) 8-    اقتصاد چگونه علمي است ؟ ( فهم) 9-    علم حقوق را تعريف كنيد. ( فهم) 10- سياست چگونه علمي است ؟( فهم) 11- تاريخ ، باستان شناسي ، مردم شناسي چه موضوعاتي را بررسي مي كند ؟( فهم) 12- چهار مورد از شاخه هاي فرعي جامعه شناسي را نام ببريد.( دانش) 13- برخلاف  ...........  ، جامعه شناسي بيشتر به مطالعه جوامع معاصر و مدرن مي پردازد. ( دانش) 14- منظور از جامعه شناسی خرد و کلان چیست ؟( فهم) 15- جامعه شناسي مي تواند ..................... را در سطوح خرد و كلان بررسي كند .(دانش) 

درس ششم :

1-    اثباتگرايي يا پوزيتويسم چيست ؟ 2-    بنیان گذار جامعه شناسی پوزیتویستي كيست ؟ ( دانش ) 3-    موضوع جامعه شناسی پوزیتویستي چه بود و چه اشكالي داشت؟ ( درک ) 4-    جامعه شناسی پوزیتویستی از چه روشی استفاده مي كرد و چه نوع معارفي را غير علمي معرفي مي كرد ؟ ( درک ) 5-    هدف جامعه شناسی پوزیتویستی چه بود چرا ؟( تحلیل ) 6-    بنیانگذاران جامعه شناسی تفهمی چه کسانی بودند؟ ( دانش ) 7-    به نظر وبر موضوع جامعه شناسی چیست ؟ ( دانش ) 8-    چرا جامعه شناسي وبر را جامعه شناسي تفهمي مي نامند؟ ( فهم) 9-    ماکس وبر در روش خود ، به چه نکاتی توجه داشت ؟ (فهم ) 10- نظر وبر درباره داوري هاي ارزشي جامعه شناسي علمي چه بود ؟ ( فهم) 11- هدف جامعه شناس تفهمی چه بود ؟ ( تحلیل ) 12- موضوع مورد بحث درجامعه شناسی انتقادی چه بود ؟( درک ) 13- روش جامعه شناسی انتقادی چيست ؟ ( درک ) 14- چرا جامعه شناسي انتقادي داوري هاي ارزشي را جزء علوم اجتماعي مي داند؟ ( تحليل) 15- هدف جامعه شناسی انتقادی را توضيح دهيد ؟ ( فهم) 16- چرا از ديدگاه جامعه شناسي انتقادي ، جامعه شناسي پوزيتويستي و تفهمي ديدگاههاي محافظه كارانه اند ؟ (تحليل)

درس هفتم :

1-    انديشمندان قبل از قرن نوزدهم از علوم را به چند دسته كلان تقسم مي كردند؟ ( دانش ) 2-    منظور از فلسفه يا علوم نظری و فلسفه يا علوم عملی چيست ؟ ( درک ) 3-    به نظر متفكران و فلاسفه علوم نظری از شامل چه بخش هایی بود ؟ ( درك) 4-    انديشمندان يونان و مسلمان علوم عملی را به سه بخش تقسيم مي كردند آنها را نام ببريد ؟ ( دانش ) 5-    چه تفاوتي بين جامعه شناسي انتقادي و متفكران عقل گرا وجود دارد؟ ( تحليل) 6-    فرق عقل نظری با عقل عملي چيست ؟ ( تحلیل ) 7-    چرا فارابی علم اجتماعی را ، علم تدبیر مدن می نامند ؟ ( درک ) 8-    فرق موضوع بحث علوم عملي با علوم نظري چيست؟ ( فهم) 9-    كدام فيلسوف معاصر جهان اسلام درباره عقل نظري و عملي كاوش هايي انجام داده است ؟ ( دانش) 10- نظرعلامه طباطبایی در باره ی عقل عملی چيست ؟ ( درک ) 11- منظور علامه طباطبايي از اعتباریات چیست ؟ ( درک ) 12- چهار نونه پديده اعتباري نام ببريد؟ ( دانش) 13- پديده هاي اعتباري چه ویژگی هایی دارند ؟ ( فهم )

فصل دوم :درس هشتم:

1.   موجودات زنده ( اندام واره ) چه ویژگی هایی دارند ؟ ( تجزیه ) 2.        جهان اجتماعی با موجودات زنده چه شباهت و چه تفاوت هایی دارد ؟ ( تحلیل ) 3.        جهان اجتماعي از چه جهاتي شبيه يك بازي گروهي است ؟ ( تحليل) 4.        جهان اجتماعي چگونه حقيقتي است ؟ ( فهم) 5.        فرهنگ چیست ؟ ( فهم ) 6.        فرهنگ چگونه انتقال مي يابد ؟ ( فهم) 7.  جهان اجتماعی چه موقع دگرگون مي شودو چه موقع تداوم می یابد ؟ ( تحلیل )

 درس نهم :

1.   دانشمندان جهان اجتماعی را بر چه اساسی تقسیم بندی می کنند ؟ آنها را نام ببريد( دانش ) 2.        تقسيم بندي جهان اجتماعی براساس نظام اجتماعی شرح دهيد ؟ ( تحليل ) 3.        تقسيم بندي جهان اجتماعی براساس اندازه و دامنه را شرح دهيد ؟ ( تحليل ) 4.        تقسیم جهان اجتماعی براساس ذهنی و عینی بودن را تحليل كنيد؟ ( تحليل ) 5.        پديده هايي چون جشن ازدواج – كلاس – توسعه اجتماعي – ساخت و ساز مسكن را برمبناي اندازه  و دامنه و ذهني و عيني بودن آنها مشخص كنيد ( كاربرد)  6.        منظور از لایه های سطحی و عمیق جهان اجتماعی چیست ؟ ( فهم ) 7.  «از جاي برخاستن » چه معنا هايي دارد ؟ ( فهم) 8.        نماد چیست و در چه موردي بكار مي رود ؟ ( فهم) 9.        كداميك به لايه هاي سطحي و كداميك به لايه هاي عميق جهان اجتماعي مربوط است : هنجار – نماد – عقايد   ( كاربرد) 10.     عمیق ترین پدیده ها ی اجتماعی چیست ؟ ( فهم ) 

درس دهم :

1.        جهان هاي اجتماعي شكل واحدي دارند يا متنوع هستند توضيح دهيد  ؟ ( فهم ) 2.        چرا انسانها در جهان هاي مختلفي زندگي مي كنند ؟ ( فهم) 3.        چه عواملي در پيدايش جهان هاي مختلف موثراند ؟ ( دانش ) 4.  آيا هر نوع تغيير در زندگي اجتماعي به منزله تغيير نوع جهان اجتماعي است ؟ توضيح دهيد ؟ ( فهم ) 5.    تغيير در چه لايه هايي يك جهان اجتماعي را به جهان اجتماعي ديگر تبديل مي كند ؟ ( فهم ) 6.        چرا زبان و نژاد را نمي توان از عناصر بنيادين جهان اسلام دانست ؟ ( فهم) 7.        معاني محوري اسلام و جهان جاهليت قبل از اسلام چه بود ؟ ( فهم) 8.        عميق ترين لايه ي اعتقادي جهان اسلام چيست ؟ ( دانش) 9.        نتايج عمده توحيد و يكتا پرستي چه بوده است؟ ( تجزيه)

 درس یازدهم :

1.        جهان اجتماعي و پيامدها و الزامهاي آن چگونه پديد مي آيد ؟ ( فهم) 2.        ساختن جهان اجتماعي جديد نيازمند چيست؟ ( دانش) 3.        انسانها در برابر الزامهاي جهان اجتماعي چگونه كنشگري هستند ؟ ( فهم) 4.        پيامد هاي الزامي جهان اجتماعي تاچه زماني باقي است وچگونه الزامهاي جهان جديد شكل مي گيرد؟ ( فهم) 5.        از پيامد هاي الزامي جهان اجتماعي ايجاد فرصتها و محدوديت ها است منظور از آن يعني چه ؟ ( فهم) 6.        جهان هاي اجتماعي مختلف را بر چه اساسي مي توان داوري كرد؟ ( دانش) 7.        تاثير فرصتها و محدوديتهاي جهان هاي مختلف اجتماعي بر ابعاد معنوي و دنيوي انسان را توضيح دهيد . ( فهم) 8.        منظور از جهان متجدد چیست ؟ ( فهم ) 9.        جهان متجدد از نظر ماکس وبر چه ویژگی هایی دارد ؟ نام ببريد( دانش ) 10.     منظور از افسون زدایی جهان متجدد چیست ؟ (فهم ) 11.     منظور از عقلانیت ابزاري چیست ؟ ( فهم ) 12.     منظور از عقلانیت ذاتی چیست ؟ ( فهم ) 13.     منظور وبر از قفس آهنين  چیست ؟ ( فهم ) 14.     هريك از موارد زير به كدام ويژگي هاي جهان متجدد مربوط است ؟ زندگي ديوان سالارانه ،  ساختن كاخ هاي و اسثتسمار انسانهاي ديگر ، نفي تقدس اماكن مذهبي، رسيدن به حداكثر سود ، گسترش علوم تجربي ( كاربرد)

 درس دوازدهم :

1.     ديدگاه اندام وارگي به جهان هاي اجتماعي را توضيح دهيد . ( فهم) 2.     از ديدگاه دوركيم حركت طولي جوامع به چند مقطع تقسيم مي شود ( دانش) 3.     تفاوت جوامع مکانیکی وجوامع ارگانیکی چیست ؟ ( تحليل ) 4.     تفسير انديشمندان اجتماعي از وجود جهان های اجتماعی در عرض هم چگونه است ؟ ( تحليل ) 5.     براساس نوع فرهنگ و اعتقادات ، جهان های اجتماعی ، به چند دسته تقسیم می شوند ؟ ( دانش ) 6.     منظور از فرهنگ سکولار چیست ؟( فهم ) 7.     فرهنگ معنوی چه دیدی نسبت به جهان دارد ؟( تحلیل ) 8.     بر فرهنگ سكولار چه انتقاداتي وارد است ؟ ( ارزشيابي) 9.     فرهنگ معنوي چه برتري هايي دارد ؟ ( ارزشيابي) 10.  كدام جوامع هويت سكولار و دنيوي دارد ؟ ( دانش ) 11.  جامعه ي مقدس و معني به چند صورت قابل تقسيم است ؟ نام ببريد ( دانش) 12.  جامعه مقدس و معنوی به چند صورت تقسیم می شود ؟ ( تجزیه ) 13.  فرهنگ اساطيري چگونه فرهنگي است ؟ ( فهم) 14.  فرهنگ اساطيري ، حاصل انحراف بشر از فرهنگ توحيدي است ،آيا اين بيان نوعي داوري ارزشي است ؟  استدلال كنيد ( تركيب)  فصل سوم

درس سیزدهم :

1.   باذکر مثال توضیح دهید که چگونه متوجه شناخت عمومی می شویم ؟ ( كاربرد) 2.        منظور از شناخت عمومی چیست ؟وويژگي هاي عمده آن كدامند ( فهم ) 3.        افراد جامعه چه موقع متوجه شناخت عمومي مي شوند مثال بزنيد . ( فهم – كاربرد) 4.        شناخت علمي از جهان اجتماعي چگونه آغاز مي شود ؟ ( دانش) 5.        ویژگی های شناخت علمی را  در مقايسه با شناخت عمومي نام ببريد. ( دانش ) 6.        فرق شناخت علمي با شناخت عمومي را شرح دهيد ( فهم) 7.   اثرات شناخت علمی بر شناخت عمومی را نام ببريد. ( دانش ) 8.        اثرات شناخت عمومی بر شناخت علمی را نام ببريد. ( دانش ) 

درس چهاردهم :

1.   رابطه بين عقايد و پذيرفتن علوم در جوامع چگونه است ؟ ( ارزش داوري ) 2.   مخالفت شناخت عمومی با شناخت علمی ، چه نتایجی را می تواند به دنبال داشته باشد ؟ ( تحلیل ) 3.   فرهنگ های مختلف با شناخت علمی چگونه برخورد می کنند ؟ ( تحليل) 4.        شناخت حسی چه نوع شناختي است و ابزار، منبع و روش آن چيست ؟ ( دانش ) 5.        شناخت عقلي چه نوع شناختي است و ابزار، منبع و روش آن چيست ؟ ( دانش) 6.        منظور از استدلال تجربی و تجریدی چیست ؟( فهم) 7.        ابزار ، منبع و روش شناخت شهودی چیست ؟( دانش) 8.        وحی تشریعی  به چه معنا است ؟ ( فهم) 9.        معنای عام وحی چیست و وحی کننده آن کیست ؟ ( فهم ) 10.     انواع شناخت شهودی را توضیح دهید. (فهم ) 

درس پانزدهم :

1.     در جهان امروز  معرفت به چه معنا است ؟ ( فهم ) 2.          در مورد سابقه معناي محدود كردن علم به علم تجربي توضيح دهيد ( فهم) 3.          دليل فرهنگي فراگيري و گسترش نعريف حسي از علم چيست ؟ ( فهم) 4.          علت تردید فیلسوفان علم در محدود بودن علم به شناخت حسی چیست ؟ ( تحلیل ) 5.          اگوست کنت چه نوع شناخت هايي را غير علمي مي دانست ؟ ( فهم ) 6.          چرا به نظر برخي جامعه شناسی در قرن نوزدهم متولد شده است نه قبل از آن  ؟ ( فهم ) 7.          مشكل حس گرايان  و شناخت تجربي جامعه چيست ؟ ( ارزشيابي) 8.          رویکرد صرفاً حسی و تجربی به علوم اجتماعی ، با چه آسیب هایی مواجه است ؟ ( تحلیل ) 9.          جامعه شناسان انتقادی ، چگونه در صدد رفع كاستي ها و محدودیت های جامعه شناسی تجربی برآمدند ؟ ( تحليل ) 10.       منظور از فهم عرفي يا عقل جمعي چيست ؟ ( فهم) 11.       بر فهم عرفي يا عقل جمعي چه انتقاداتي وارد است ؟ ( ارزشيابي) 

درس شانزدهم :

1.  معناي عام و خاص عقل چيست ؟ ( فهم) 2.        منظور از عقل جزيي و عقل تجربي يا عقل ابزاري چيست ؟ ( فهم) 3.        عقل در معناي خاص چند نوع است نام بريد ( دانش ) 4.        منظور از عقل نظري و عملي چيست ؟ ( فهم) 5.        منظور از علوم اجتماعي عقلي چيست ؟ ( فهم) 6.        علوم اجتماعي عقلي در كدام جوامع مورد توجه بوده است ؟ ( دانش ) 7.        دو نمونه از آثار مربوط به شناخت اجتماعي عقلي نام ببريد . ( دانش ) 8.        در كدام جوامع علوم اجتماعي عقلي نمي تواند وجود داشته باشد ؟ ( ارزشيابي) 9.        توانمندی های علوم اجتماعی با رویکرد عقلی را تحليل كنيد. ( تحليل ) 10.     مهم ترین آسیب رویکرد عقلی به علوم اجتماعی ، چه  موقع رخ مي دهد؟ (فهم ) 11.     بر شناخت اجتماعي هگل چه انتقادي وارد است ؟ ( فهم) 

درس هفدهم :

1.    انسان جهان اساطیری ، هستي را چگونه تفسير مي كند ؟ ( فهم) 2.        كدام يك از ديدگاه هاي زير انحرافي است : نگاه دنيوي – نگاه اساطيري – نگاه معنوي – نگاه توحيدي ( ارزشيابي) 3.        ويژگي هاي نگاه اساطيري به جهان چيست ؟ ( تحليل) 4.        چرا در جهان اساطير عقل تجربي و ابزاري ارزشي ندارد؟ ( تحليل) 5.        مقدس بودن به چه معنا است ؟ ( فهم) 6.        جهان توحیدی چگونه تفسير مي شود ؟ ( فهم ) 7.        چرا در جهان بيني توحيدي جهان عقلاني است ؟ ( فهم) 8.        بزرگترین نشانه ی خداوند در جهان توحیدی چیست ؟ ( دانش ) 9.        سعادت و رستگاري انسان در جهان  بيني توحیدی در چیست ؟ ( فهم ) 10.     شناخت وحیانی  ناظر به چه مسائلي است؟ ( فهم ) 11.     منظور از علم لدني چيست ؟ ( فهم) 12.     رابطه ي شناخت وحیانی با شناخت عقلانی چگونه است ؟ ( تحليل ) 13.     رابطه ی شناخت وحیانی با شناخت حسی چگونه است ؟ ( ارزشیابی ) 14.     ارزيابي انبیا الهی در باره ی انواع شناخت چگونه است ؟ ( فهم ) 

درس هیجدهم :

1.        جهانی که قرآن برای انسان ترسیم می کند چه نوع جهانی است ؟ ( دانش) 2.        چرا از نظر قرآن همه علوم به شناخت آيات الهي مي پردازند و تحصيل علم از برترين عبادتها است ؟ (تحليل) 3.        از منظر قرآن ، ابزارهای شناخت اجتماعی کدامند ؟ ( دانش ) 4.        خداوند چه نوع دانشهايي را در اختيار بشر قرار مي دهد ( ارزشيابي) 5.        ویژگی های كه قرآن از جامعه ی انسانی ترسيم كرده است چهار مورد نام ببريد؟ ( دانش) 6.        منظور از حق محور بودن جامعه توحيدي چيست ؟ ( فهم) 7.        منظور از سنت هاي الهي چيست؟ ( فهم) 8.        از نظر قرآن كريم ويژگي سنتهاي الهي چيست ؟ ( فهم) 9.        سه نمونه از سنتهاي الهي كه در قران بيان شده اند نام ببريد . ( دانش ) 10.     دو نمونه از آثاري كه در باره سنتهاي الهي تاليف شده است نام ببريد . ( دانش )          

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 10:18  توسط گروه اجتماعی  | 

جلسه سوم   مباحثی پیرامون نظریه های جامعه شناس

 تاریخچه پیدایش وتکامل علوم اجتماعی اجتماعی

هر چند بیش از یک قرن از تاریخ جامعه شناسی به عنوان یک دانش مستقل نمی گذرد ولی افکار واندیشه های اجتماعی تاریخ نسبتا قدیمی دارد قبل از اینکه آگوست کنت جامعه شناسی را به عنوان یک دانش مستقل معرفی کند متفکران وفیلسوفان یونان باستان نسبت به جامعه وشرایط اجتماعی زمان خود نظریه هایی ارائه داده بودند .

افلاطون: ازاولین متفکرانی است که نظریه منظمی درباره جامعه در کتاب جمهوریت ارائه کرده است او برای اولین بار به موضوع نظم اجتماعی توجه کرده وبه خصلتهای جهان شمولی وطبیعی آن اشاره می کند همچنین به تحلیل کارکردی تقسیم کار وضرورت آن برای دوام نظام اجتماعی اشاره می کند .افلاطون در رابطه با نقش انسان در پیشرفت جامعه معتقد است که انسان از طریق استعداد دیالکتیکی ((شیوه صحیح فکر کردن وعمل کردن )می تواند موقعت موجود وطبیعی را به موقیت مطلوب وایده آل تبدیل کند یعنی امکان تحقق مدینه فاضله .بر اساس افکار افلاطون شش فرضیه اساسی وارد جامعه شناسی شدکه موجب تکامل نظریات جامعه شناسی گردید .

فرضیه ها

1)جامعه مانند موجود زنده است واز حیات خاصی بر خوردار است لذا برای دوام وبقا باید نیازهای اساسی او بر طرف گردد مانند داشتن نظم وقانون

2) موجودات زنده یعنی انسان وجامعه پیوسته در صدد بقا هستند .

3) انسان به صورت گروهی واجتماعی قادر به بقاست وتقسیم کار اجتماعی ضامن بقا ودوام وتکامل اجتماعی است .

4)انسان موجودی اجتماعی است وبا کمک فرهنگ مشترک با بقیه اعضای جامعه در ارتباط است این فرهنگ محصول اندیشه وآگاهی اجتماعی انسانها است . افلاطون فرهنگ را تفکر اجتماعی می نامد.

5)هر جامعه دارای یک نظم اجتماعی است .موضوع نظم یکی از موضوعات مهم جامعه شناسی کارکرد گرایی است .

6) این نظم وثباط اجتماعی قابل مشاهده وتشخیص است .

 ارسطو

ارسطو در کتاب سیاست به بررسی تحلیل ارگانیکی از جامعه پرداخته وبه شباهت میان جامعه وموجود زنده اشاره می کند .اوعقل وروح وبدن انسان را با طبقه بالا وپایین جامعه مقایسه کرده ومدعی است همانطور که عقل بر احساسات بر تری دارد طبقه بالای جامعه هم با کمک قدرت بر طبقات پایین جامعه حکمرانی می کند .

ابن خلدون

ابن خلدون متفکر  تونسی که برخی او را پدر جامعه شناسی می نامند ، سال ها قبل از کنت نظریاتی در مورد سیر تحول جوامعه و عوامل همبستگی در جوامعه شهری و روستایی در کتاب معروف خود با عنوان مقدمه مطرح کرده بود.

فارابی

 فارابی از دیگر متفکران مسلمان است که با بهره گیری از نظریات ارسطو وافلاطون  مباحثی پیرامون ویژگی های رهبر و نیز مدینۀ فاضله و طبقات اجتماعی بحث نموده است. از سایر متفکران ابوریحان بیرونی می باشد.

ماکس وبر

ماکس وبر معتقد است انقلاب صنعتی اروپا نقطه عطفی برای دانش وتکنولوژی بود ولی این انقلاب اجتماعی فرانسه بود که مطالعه جامعه را از دوش فیلسوفان برداشت وبر عهده دانشمندان علوم اجتماعی گذاشت .زیرا بعد از انقلاب جامعه فرانسه با مشکلاتی نظیر بی نظمی وبی سازمانی ..... مواجه شد .لذا دانش مندان علوم اجتماعی با تحقیق علمی می توانند مشکلات را ریشه یابی کرده واز بحرانهای اجتماعی جلو گیری کنند .

آگوست کنت بنیانگذار جامعه شناسی

آگوست کنت :1798به دنیا آمد ودر سال 1857از دنیا رفت نخستین کسی که جامعه شناسی را به عنوان دانش جامعه شناخته لفظ جامعه شناسی را به کار برده وبه عنوان پدر جامعه شناسی معروف است .او تفکر بشر را مانند یک جهان تطوری پنداشته که خود ناشی از خصلت تکامل علوم طبیعی می باشد .

مهمترین افکار کنت که موجب توجه جامعه شناسان معاصر قرار گرفته به شرح زیر است :

1-اثبات گرایی یا پوزیتویسم:مفهوم اثبات گرایی به روش تحقیقی کنت اطلاق می شود او این روش را عامل پیشرفت انسان می داندومدعی است که از طریق مشاهده وآزمایش ومقایسه می توان پدیده های اجتماعی را مطالعه کرد .اواصرار دارد که جامعه باید از طریق علمی مورد تجزیه وتحلیل قرار بگیرد ومی گوید بررسی شرایط اجتماعی وحل مشکلات فقط از طریق علمی امکان پذیر است به عبارتی اصرار او به اثبات گرایی ناشی از بحرانهای اجتماعی بعد از انقلاب فرانسه بود که وجود تحقیق علمی را برای تبیین مشکلات اجتماعی ضروری می دانست .

2-تقسیم بندی علوم :کنت دانش زمان خود را تقسیم بندی کرده ومعتقد است علوم از حالت کلی وساده به مرحله مشخص وپیچیدهدر آمده است یعنی ((تطور ))پیدا کرده است ساده ترین درس ریاضی پیچیده ترین علوم اجتماعی بر مبنای این اصل که به کلیت متنازل یا ترکیب متزاید مشهور است علوم را چنین طبقه بندی می کنند .

الف ریاضی ( ساده ترین )

ب)ستاره شناسی یا نجوم

ج)فیزیک

چ)شیمی

ح)زیست شناسی

خ)جامعه شناسی {پیچیده ترین علم}

از نظر کنت جامعه شناسی ملکه علوم است چون موجودیت آن ناشی از سایر علوم است از نظر او هر علم به علم قبل از خود وابسته است وعلاوه بر ویژگی های خود ویژگی های علوم ماقبل خود را نیز دارد .در این طبقه بندی هر قدر پایین تر می آییم علوم پیچیده تر می شود یعنی جامعه شناسی پیچیده ترین علم است.چون موضوع جامعه شناسی انسان است وانسان موجود بسیار پیچیده ای است پس هر علمی که راجع به انسان بحث کند جزء پیچیده ترین علم محسوب می شود .

((بحث ایستایی شناسی وپویایی شناسی توسط کنت مطرح شده است ))

ایستایی شناسی اجتماعی از نظر کنت یعنی بررسی جامعه در حال سکون وآرامش زیرا به اعتقاد او جامعه سالم ومتعادل در حال ثبات وآرامش است .

سوال چرا کنت به ایستایی شناسی علاقه مند است ؟  

1-چون خود کنت جزء طبقه اشراف است ونمی خواهد به خاطر انقلاب ودگرگونی موقعیت اجتماعی خود را از دست بدهد .

2-در زمان کنت حجم مهاجرت بسیار بالا بود وکسانی که خلق و خو وفرهنگ وآداب ورسومشان با هم متفاوت بود چگونه می توانستند به حالتی یک پارچه تبدیل شوند .

 

سوال منظور از ذوب کلی چیست ؟

منظور اینست که جامعه چون دیگ بزرگ جوشانی است گه افراد وگروه ها با انواع اعتقادات وفرهنگ وزبانهای گوناگون عضو آن هستند .جامعه باید این تفاوتها را در خود هضم کند وگروههای مختلف را یکپارچه کند .

 

عوامل اجماع از نظر کنت:     {   1-  دین   2-  زبان   3- تقسیم کار }

دین :کنت معتقد است که همه ادیان باید تحت شعاع یک دین مسلط وواحد قرار گیرند .منظور کن از دین دین متافیزیکی نبوده زیرا آن را به دوران تمدنئ ما قبل تاریخی نسبت می داد .منظور او از دین راه وروشی است که همه مردم زندگیشان را براساس آن پایه ریزی می کنند .یعنی دین مفهوم دنیوی داشت وآن را دین مدنی وشهری می نامند ومی گویند فرد دارای هر دینی است در مسجد کلیسا وغیره به صورت شخصی به عبادت بپردازد اما وقتی وارد جامعه می شود قانون اجتماعی را که تضمین کننده ثبات  وآرامش است رعایت نماید .

زبان :باید زبان مشترکی بر تمام مردم حاکم باشد که زبان رسمی کشور شود هر کس وخانواده وقوم وقبیله به هر زبانی که خواست صحبت کند اما وقتی وارد جامعه می شود تنها به زبان رسمی کشورش تکلم کند .

تقسیم کار :طبق این نظام افراد بر اساس قرار دادهای توافق شده بای رسیدن به اهداف خود واهداف جامعه کارها ووظایفی را در رابطه با یکدیگر ودر رابطه با کل انجام می دهند تا به لین ترتیب سلامت جامعه وحفظ نظم وثبات که مهمترین هدف محسوب می شود تحقق یابد.

قشر بندی وحکومت

کنت بر اساس طبیعت انسان وخصوصیات روانی بشر جامعه را به دو قشر کلی تقسیم بندی میکند

قشر اول :گروهی که در جهت فرمان دادن عمل می کنند .

قشر دوم :گروهی که فرمانبری قشر اول را بر عهده دارند

او توضیح می دهد که در انسانها تمایل زیادی به اطاعت وفرمانبری وجود دارد خصوصا در برابر کسانی که از نظر ذهنی واخلاقی دارای مراتب عالی  وپایگاه بالایی باشند .این تمایل انسان مهمترین عامل در اقتدار دولت وپیروی از آن به شمار می آید .

در گذشته هجوم وجنگ میان جوامع مهمترین عامل تشکیل دولتها بود ولی در عصر جدید نیاز به حفظ نظم وانسجام وهدایت نظام تقسیم کار در روند تکاملی اجتماعی مهمترین عامل اقتدار دولت محسوب می شود .

نکته  بنا بر این مبنای قدرت دولی را بایستی در خصلت فرماندهی وفرمانبری که از ویژگی های روانی انسان است دانست

نکته دولت اگر در روند عادی فعالیت خود نتوانست نظم را بر قرار کند می تواند از زور استفاده کند تا مردم را وادار به حفظ نظم نماید.

سوال:زمانی که زبان دین مشترک تقسیم کار نتوانست اجماع لازم را به وجود آورد از نظر کنت چه باید کرد؟   این زور است که به عنوان ضرورتی کارکردی وظیفه نظم را بر عهده داارد .در کنار اصل زور وجود یک قدرت معنوی لازم است که وظیفه آن تعدیل زور است  این قدرت معنوی دست جامعه شناس است .

پویایی شناسی اجتماعی از نظر کنت او می گوید اگر بخواهیم به بررسی هر پدیده اجتماعی بپردازیم باید ریشه بروز یا تغییر وتحول آن را بررسی کنیم وبر اتفاقاتی که در آینده ممکن است برای آن پدیده اجتماعی به وجود آید .یعنی تمام پدیده ها در کنار ثبات در حال تغییر وتحول نیز می باشد .وبه مرور زمان از حالتهای ساده به حالتهای پیچیده تغییر می یابد .

بررسی روند تحولات اجتماعی از نظر آگوست کنت

(قوانین مراحل سه گانه اندیشه انسانی وجوامع)

کنت معتقد است تکامل جامعه تابع قوانین سه گانه اندیشه انسانی است

1-دوره ربانی یا الهی :در این دوره ذهن انسان بسیار ابتدایی است ونمی تواند علت رخدادهای طبیعی را پیدا کند زیر دارای علم ودانش وتکنیک پیشرفته نیست مثلا انسانهای اولیه نمی توانستند زلزله رعدو برق یا آتشفشان را توضیح دهند .چون علم ودانش نداشتند لذا علت آنها را به نیروی فوق طبیعی نسبت می دادند همچون  خدای کوهستان عصبانی وخشمگین است وآتشفشان صورت گرفته یا زلزله رخ داده است .در این مرحله خانواده شکل مسلط را در جامعه تشکیل می دهد وروابط عاطفی در جامعه کم است در این جامعه هیچ قانونی که ضامن اجرایی داشته باشد وجود ندارد .

2-مرحله متافیزیکی یا فلسفی :در این دوره ذهن انسان نسبت به دوره قبلی کمی رشد کرده ودر پی فهم علت وقوع پدیده هاست البته به دنبال علت فلسفی نه تجربی (یعنی اختلاف کمی با دوره قبلی )در این دوره نیروی دیگری به نام دولت در کنار خانواده قرار می گیرد وروابط مردم را از حالت عاطفی به حقوقی تبدیل می کند .در دوره گذشته علت آتشفشان را عصبانیت خدای کوهستان می دانستند اما در این دوره می گویند آیا خدای کوهستان نیروی مرموزی دارد ؟چه خصوصیاتی دارد ؟چرا باعث آتشفشان شد ؟

3-مرحله اثباتی در این دوره ذهن است که در مسیر تکاملش از استدلال فلسفی به مشاهده کردن وتجربه کردن می پردازد ونگرش انسان کلا دگرگون شده ودیگر این سوال که از نیروهای مرموز به وجود آمده مطرح نیست.زیرا اینها قابل بررسی نیستند چون نمی توان آنها را مشاهده کرد  پس از حیطه علم خارج می شود ((دنیا گرایی))چون آخرت دیده نمی شود وجود ندارد

در این دوره علت یابی پدیده ها بر مبنای رابطه علت ومعلولی دنبال می شود   جوامع انسانی صنعتی شدند وبه فکر توسعه زندگی مادی می باشند.

------

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 10:4  توسط گروه اجتماعی  | 

سوالات درس نهم جامعه شناسی(1) 1-هر پدیده ی اجتماعی به یکی از خرده نظام ها مربوط می شود. ص

سوالات درس نهم جامعه شناسی(1)

1-هر پدیده ی اجتماعی به یکی از خرده نظام ها مربوط می شود.        ص        غ

2-پدیده هایی که بعد محسوس قوی تری دارند پدیده ذهنی گفته میشود.       ص        غ

3-زبان گفتاری ونوشتاری بخشی از سطحی ترین پدیده های اجتماعی اند.      ص       غ

4-به چیزی که به عنوان نشانه یا نماینده یچیز دیگر به کار می رود .............گفته می شود.

الف:هنجار            ب:ارزش            ج:نماد            د:عقاید

5-کنش اجتماعی افرادوکنش بیرونی افراد به ترتیب جزو کدام تقسیم بندی جهان اجتماعی قراردارند؟

الف:خرد-عینی       ب:خرد-ذهنی      ج:کلان-خرد       د:ذهنی-عینی

6-پدیده های که بعد محسوس قوی تری دارند..................گفته می شود.

7-پدیده های که بعد نا محسوس قوی تری دارند..................گفته می شود.

8-به چیزی که به عنوان نشانه یا نماینده ی چیز دیگری به کار می رود..................گفته می شود.

9-به بخش هایی که امکان تغییر بیشتر داشته ونقش حیاتی واساسی ندارند چه می گویند؟

10-به بخش هایی که تاثیر حیاتی وتعیین کننده برای جهان اجتماعی دارندچه می گویند؟

11 -به پدیده هایی که بعد محسوس قوی تری دارند چه می گویند؟

12-به پدیده هایی که بعد نا محسوس قوی تری دارندچه می گویند؟

13-نمادهاوعقایدجزوکدام لایه جهان اجتماعی هستند؟

14-انسان هانمادهارااغلب به چه دلیل استفاده می کنند؟

15-لایه های عمیق جامعه را نام ببرید.

16-عمیق ترین لایه اجتماعی چه نام دارد؟

17-کدا م یک ازمصادیق سمت چپ با مصادیق سمت راست هماهنگی دارند.

1-لایه سطحی جهان اجتماعی                                            الف:کنش اجتماعی

2-لایه عمیق جهان اجتماعی                                             ب:آرمان

3-پدیده خرد             پ:کنش بیرونی

4-پدیده کلان            ت:خانواده

5-پدیده عینی           ث: آداب جشن تولد

6-پدیده ذهنی           ج:نظام اجتماعی

18-اجزاء جهان اجتماعی به چند دسته تقسیم می شوند نام ببرید.

19-تقسیم جهان اجتماعی بر اساس نظام اجتماعی را با مثال توضیح دهید.

20-تقسیم جهان اجتماعی بر اساس دامنه واندازه را با مثال توضیح دهید.

21-تقسیم جهان اجتماعی بر اساس عینی وذهنی بودن را با مثال توضیح دهید.

22-برای هر یک از موارد زیر یک مثال بنویسید.

الف:خرد                 ب:کلان                          پ:عینی                       ت:ذهنی

23-هریک ازمواردزیربراساس اندازه ودامنه در چه تقسیم بندی قرار می گیرند؟(خردوکلان)

کنش اجتماعی           نظام اجتماعی          شهر                 عدالت اجتماعی            هدیه دادن

 

24-هریک ازمواردزیربراساس عینیوذهنی بودن درچه تقسیم بندی قرار می گیرند؟

شهر       عدالت اجتماعی          ارزشهای اجتماعی          ساختمان های مسکونی واداری        هدیه دادن      کنش اجتماعی

25-منظورازلایه های سطحی جهان اجتماعی چیست بامثال توضیح دهید.

26-منظورازلایه های عمیق وبنیادین جهان اجتماعی چیست با مثال توضیح دهید.

27-از جا برخاستن ممکن است چه مفاهیم متعددی داشته باشد؟

28-نماد را با یک مثال تعریف کنید.

29-نمادها تا چه زمانی موجب تحول وتغییرجهان اجتماعی نمی شوند؟

30-عمیق ترین پدیده های اجتماعی چه پدیده هایی هستند؟

31-در نظام تعلیم وتربیت برای عقاید،ارزشها،هنجارهاونمادها یک مثال بنویسید.

32-در خانواده برای عقاید،ارزشها،هنجارها،نمادها یک مثال بنویسید.

                                                                                                            

                                                                                                       شریفیان و حاجي صادقي      

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 10:9  توسط گروه اجتماعی  | 

نمونه سوال جامعه شناسی1 پایه دوم انسانی

به نام خدا

اداره آموزش وپرورش ناحیه یک استان البرز

                                                                      نمونه سوال جامعه شناسی1  پایه دوم انسانی    

ردیف

اندیشیدن آن است که انسان را به نیکویی و نیکو کاری وادارد.           امام صادق(ع)

بارم

1

گزینۀ صحیح را انتخاب کنید.

الف:  کدام یک از موارد زیر از ویژگی های کنش انسان نیست؟

     1-آگاهانه بودن     2- معنادار بودن          3- هدفداربودن     4- غیرارادی بودن

ب:موضوع فلسفه ............... است.

1-    اصل وجود                           2- موجودات ماورائ طبیعی  

  3- کنش انسانی                        4- کنش اجتماعی

ج:انتقاد از کنش های ظالمانه وناپسند انسان از وظایف ............... است.

1-  علوم طبیعی        2-  ابزاری            3- علوم انسانی          4- الف و ب

د: نظام های اجتماعی خرد و کلان به وسیلۀ  ....................... شکل می گیرند.

1-کنش انسانی                        2-کنش های اجتماعی متقابل  

3- کنش اجتماعی                     4- پدیده های اجتماعی

 

2

2

عبارات زیر را با کلمات مناسب کامل کنید.

الف: ................... را می توان علم به پدیده ها و واقعیات های اجتماعی تعریف کرد.

ب:..................فیلسوف معاصرجهان اسلام کاوش هایی پیرامون عقل نظری و عملی انجام داده است.

ج:جهان اجتماعی پدیده ای ارادی و ..........است ولی موجودات زنده پدیده ای ................. است.  


3

عقل در معنای خاص به دونوع اصلی تقسیم می شود آن ها را نام ببرید.

 

5/0

4

جهان های اجتماعی بر اساس صادق یا کاذب بودن عقاید و ارزش ها به چند قسم تقسیم می شوند؟

 

1

5

منظور از علوم اجتماعی عقلی چیست؟

 

1

6

4 مورد از ویژگیهای مثبت ومنفی جهان متجدد از دیدگاه ماکس وبر را بنویسید.

 

2

7

منظور از فرهنگ سکولار چیست؟

 

1

8

علم ومعرفت را مقایسه کنید.

 

1/5

9

چرا در جهان اساطیری عقل تجربی و ابزاری ارزشی ندارد؟

 

1/5

10

انواع سنت های الهی که در قرآن بیان شده است را نام ببرید.

 

5/1

11

معانی محوری جهان اسلام را با معانی محوری جهان جاهلی مقاسیه کنید.

 

2

12

کدام یک از عبارات ستون 2 با عبارات ستون 1 ارتباط دارد؟ در جلوی آن بنویسید.

                       

                ستون 1

               ستون 2

1-ویژگی شناخت علمی

2-اثرشناخت علمی بر عمومی

3-اثر شناخت عمومی بر علمی

 

الف-حمایت

ب- آگاهانه بودن

ج- رشد فرهنگ

د- پدیده

 

 

1/5

13

جدول را کامل کنید.

                      

         نوع

معیار

        شناخت عقلی

        شناخت شهودی

ابزار

 

 

منبع

 

 

روش

 

 

1/5

14

منظور از جوامع مکانیکی وجوامع ارگانیکی چیست؟

 

1

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 15:43  توسط گروه اجتماعی  | 


صل سوم:چالش­هاي جهاني           درس9:جهان دوقطبي       انسجام اجتماعي و چالش­هاي نوين 1)فرهنگ غرب،با عقايد و ارزش­هاي خود،..................،پيشروي انسان قرار داد.(آرمان­هاي نويني) 2)جامعه­ ي غربي با عقايد وآرمان­ها نوين خود،بسياري از ............................ را پشت سرگذاشت و ................. جديدي را پديد آورد.(تضادها و چالش­هاي پيشين ـ نظام اجتماعي) 3)دو مورد از چالش­هايي كه جامعه­ي غربي با عقايد و آرمان­هاي جديد خود از آن­ها عبور كرد: الف:چالش بين رويكرد نظري و عملي كليسا ب:چالش اربابان و قدرت­هاي محلّي با قدرت كليسا 4)به ترتيب،رويكرد نظري و رويكرد عملي كليسا چه بود؟(رويكرد نظري،معنوي و ديني و رويكرد عملي آن دنيوي و اين جهاني)5)چرا جامعه­ي غربي،به نفي رابطه­ي دين و دنيا پرداخت و از رويكرد نظري معنوي نسبت به اين عالم دست شُست؟(زيرا از حلّ چالش بين رويكرد نظري و عملي كليسا از طريق اصلاح رفتار دنيوي ارباب كليسا ناتوان بود.)6)جامعه­ي غربي،چگونه چالش اربابان و قدرت­هاي محلي را با قدرت كليسا حلّ كرد و نتيجه­ ي آن چه بود؟(اين چالش را نيز به نفع قدرت دنيوي شاهزادگان حل كرد و بدين­سان دست كليسا را از زمين­هايي كه تحت نفوذ آن قرار داشت،قطع كرد.)7)ارزش­ها و آرمان­هاي دنيوي در قرن هجدهم چه موج­هايي را ايجاد كرده بود؟(موجي از اميدآفريد،اميد به حاكميت دنيوي و اين جهاني انسان،اميد به قدرت و سلطه­ي آدمي برطبيعت و اميد به ايجاد بهشتي كه پيش از آن در آسمان به دنبال آن بود.8)«....................» انسان را آغاز و انجام همه­ي ارزش­ها و آرمان­ها معرفي مي­كرد.(اومانيسم) 9)«................... » از عقلانيتي سخن مي­گفت كه پرسش از مبدأ و معاد را به فراموشي سپرده و ارتباط خود را با ماوراي طبيعت و متافيزيك قطع كرده بود و نگاه خود را به طبيعت دوخته و حل همه­ي مسايل بشر را در اين عالم نويد مي­داد. (روشنگري) 10)نخستين انديشه­ي سياسي كه از متن ارزش­ها و آرمان­هاي جديد مي­جوشيد،چه نام داشت؟(ليبراليسم) 11)انسجام اجتماعي جديد كشورهاي استعمارگر و نظام­هاي اقتصادي،سياسي و فرهنگي مربوط به آن،در چه صورتي با چالش­ها و ستيزهاي بنيادين مواجه نمي­شد؟ (درصورتي­كه با حلّ چالش­هاي پيشين،پاسخگوي اقتضائات طبيعي،دنيوي،نيازهاي روحي و معنوي آدميان مي­بود.) 12)فرهنگ جديد غرب،مسيري را براي حلّ چالش­هاي گذشته پيمود كه مسايل و مشكلات جديدي به دنبال آورد چالش­هاي جديد به صورت­هاي متفاوتى آشكار مي شود؛مانند: 1ـ اقتصادي، سياسى، اجتماعي و فرهنگي                                   5ـ معنوي و ديني 2ـ منطقه­اي و فرامنطقه­اي                                                         6ـ معرفتي و علمي3ـ مقطعي و مستمر                                                                    7ـ درون فرهنگي و بين فرهنگي4ـ خرد و كلان                                                                          8 ـ تمدني 9ـ ذاتي و عارضي 13)چالش­هاي جديد فرهنگ غرب كه مسايل و مشكلات زيادي را ايجاد كرده بود در بسيار از موارد ............... اند.(متداخل)14)متفكران غربي در اغلب موارد،كوشيده­اند؛بر اساس ................... خود از چالش­هاي جديدي ايجاد شده در فرهنگ جديد خودشان عبور كنند.(اصول فرهنگي) 15)چالش­هاي ذاتي ريشه در كجا دارند؟ (در عقايد و ارزش هاي دروني يك فرهنگ و جامعه) ـ پاورقي ص 73 16)چالش­هاي عارضي در اثر ........................ پديد مي­آيند.(عوامل خارجي)         چالش فقر و غنا 17)ليبراليسم قرن هجدهم و نوزدهم را .......................... مي­نامند.(ليبراليسم متقدم) 18)رويكرد ليبراليسم متقدم،بيش­تر چگونه رويكردي بود؟(فردي و اقتصادي) 19)مهم­ترين ويژگي­هاي ليبراليسم متقدم،كدام­اند؟ 1ـ در هم ريختن نظام ارباب ـ رعيتي و ارزش­هاي اجتماعي مربوط به آن. 2ـ رها كردن كشاورزان از بردگي عام و گسترده. 3ـ اجازه مهاجرت دادن به كشاورزان و بردگان و تصميم­گيري درباره­ي شيوه­ي زندگي خود.4ـ برداشتن موانع ارزشي و هنجارهاي نظام اخلاقي پيشين از پيش پاي صاحبان ثروت. 5ـ كشاورزان را به صورت كارگراني درآورد كه سرمايه­ي وجود خود را در معرض خريد صاحبان ثروت و صنعت قرار مي­دادند. 6ـ سرمايه­داران آزادانه به استثمار و بهره­كشي از بردگان جديدي مي­پرداختندكه به حسب ظاهراز همه­ي قيد و بندهاي پيشين آزاد شده بودند.20)نظريه­پردازان اقتصاد ليبرال،آزادي فعاليت صاحبان سرمايه را ضامن چه مي­دانستند؟(پيشرفت جامعه) 21)چه كساني هرنوع مداخله­ي دولت را منع مي­كردند و حتي كمك به مستمندان را بيهوده مي­دانستند؟ (نظريه­پردازان اقتصاد ليبرال) 22)كدام كشور پيشگام در انقلاب صنعتي بود؟(انگلستان) 23)اين عبارت در نفي حق حيات كساني­كه در فقر متولد مي­شوند؛از كيست؟ « انساني­كه در دنياي از قبل تملّك شده به دنيا مي­آيد،اگر نتواند قدرت خود را از والدينش دريافت كند و اگر جامعه خواهان كار او نباشد،هيچ­گونه حقي براي دريافت كم­ترين مواد غذايي يا چون و چرا در مورد مقام و موقعيت خود ندارد.در سفره­ي گسترده­ي  طبيعت،جايي براي او وجود ندارد،طبيعت حكم به رفتن او مي­دهد و خود نيز اين حكم را اجرا مي كند.» ـ(رابرت مالتوس) 24)«...................... »رفا كارگران را موجب بالا رفتن توليد آن­ها و پيدايش مشكلات بعدي مي­داند. (ريكاردو از اقتصاددانان كلاسيك) 25)چه عاملي موجب شد تا دولت­مردان انگليسي از هر اقدامي براي مقابله با قحطي ايرلند خودداري كند؟ (حاكميت ليبراليسم اقتصادي) 26)ليبراليسم با تكيه بر شعارآزادي و خصوصاً ...................... ،راه ........... را براي صاحبان ثروت باز كرده و ........... را در عرصة حيات انساني ناديده انگاشته بود.(آزادي اقتصادي ـ استثمار ـ عدالت) 27)نخستين چالش و تضاد كه در بطن كشورهاي غربي شكل گرفت؛چيست؟(فقر و غنا) 28)انديشمندان علوم اجتماعي و سياسي در نقد ليبراليسم متقدم،از چه مفاهيمي سخن گفته­اند؟ (از دو مفهوم آزادي مثبت و منفي)          شكل گيري بلوك شرق و غرب 29)برخي از انديشمندان كشورهاي اروپايي،براي حل مشكل فاصله­ي فقر و غنا،در چارچوب ............................... نظريه هايي ارائه دادند.(ارزش­ها و آرمان­هاي فرهنگ جديد غرب) 30)ماركس در نيمه­ي دوم قرن نوزدهم به نقد .......................... پرداخت.(ليبراليسم اقتصادي) 31)از نظر چه كسي،چالش­هاي ساختار اجتماعي نظام سرمايه­داري،تنها با يك حركت انقلابي، قابل حل بود؟(ماركس) 32)از نظر ماركس،حلّ چالش­هاي ساختار اجتماعي نظام سرمايه­داري،تنها چگونه قابل حلّ خواهد بود؟ (با يك حركت انقلابي) 33) نظام اجتماعي مورد نظر ماركس،چه ويژگي­هايي داشت؟ 1ـ عبور از فردگرايي ليبراليستي و اقتصاد سرمايه­داري.2ـ از بين بردن مالكيت خصوصي و صورتي سوسياليستي و كمونيستي پيدا كرد.34)سوسياليسم و كمونيسم در مقابل .................. قرار دارد.(فردگرايي) 35)سوسياليسم و كمونيسم دو رويكرد ................. هستند.(جامعه­گرا) 36)سوسياليسم به ................ معتقد است،ولي مانند سرمايه­داري آن را ............. نمي­داند.(مالكيت خصوصي ـ مطلق) 37)«..................»ناظر به انديشه­هاي سياسي ماركس است.(ماركسيسم) 38)ماركس،سوسياليسم را مرحله­اي انتقالي براي رسيدن به ............... مي­دانست.(كمونيسم) 39)مخالفان نظام سرمايه­داري كه تحت عنوان..................... قرار مي­گرفتند احزاب و .................. را تشكيل دادند. (جريان چپ ـ اتحاديه­هاي كمونيستي) 40)در سال 1917 ميلادي كدام حزب توانست قدرت را در روسيه به دست گيرد؟(حزب كمونيست شوروي) 41)طيّ قرن بيستم،چه جريان­هايي بلوك شرق و غرب را شكل داد؟(كمونيستي وليبراليستي) 42)بلوك شرق و غرب،شامل چه كشورهايي مي­شد؟ (بلوك شرق شامل روسيه،كشورهاي اروپاي شرقي و چين و بلوك غرب،شامل آمريكا و اروپاي غربي)43)چه نظام­هايي،ليبراليسم قرن هجدهم،را مورد انتقاد قرار داده بود؟(نظام­هاي سوسياليستي و ماركسيستي) 44)نظام­هاي سوسياليستي و ماركسيستي با انتقاد از ليبراليسم قرن هجدهم،چه شعاري را براي خود قرار مي­دادند؟ (عدالت اجتماعي و توزيع مناسب ثروت) 45)عدالت اجتماعي و توزيع مناسب ثروت،شعار كدام نظام­هاي سياسي بود؟(نظام­هاي سوسياليستي و ماركسيستي)46)دو مشكل اساسي نظام­هاي سوسياليستي و ماركسيستي كه عدالت اجتماعي و توزيع مناسب ثروت را شعار خود قرار داده بودند؛چه بود؟ (از بين رفتن آزادي افراد ـ پيدايش طبقه­ي جديد)47)از بين رفتن آزادي افراد و پيدايش طبقه­ي جديد؛دو مشكل اساسي نظام­هاي ................... و .................. بود.(سوسياليستي ـ ماركسيستي) 48)چالش و نزاع بلوك شرق و غرب در تمام ............... تا فروپاشي بلوك شرق در سال ............. ميلادي ادامه يافت.(قرن بيستم ـ 1991) 49)چالش ميان دو بلوك شرق و غرب،به لحاظ سياسي،چالشي ............... نبود؛بلكه ............................ بود. (منطقه­اي ـ چالش جهاني) 50)آمريكا و شوروي با آن­كه از نظر سياسي،اقتصادي و جغرافيايي،در دو بخش متمايز و جدا قرار مي­گرفتند، از جهت فرهنگي به ..................... تعلق داشتند؛يعني شرق سياسي نيز در متن ............... قرار داشت. (فرهنگ واحدي ـ غرب فرهنگي) 51)رويكرد نظري ماركس نسبت به عالم نيز رويكردي ...........،بلكه .................. بود.(سكولار ـ ماترياليستي) 52)ماركس با چه چارچوبي به حلّ مسايل اجتماعي جامعه­ي خود مي­پرداخت؟(با بنيان­هاي نظري فرهنگ غرب) 53)چالش بلوك شرق و غرب از چه نوع چالش­هايي است؟(چالش­هاي درون تمدني جهان غرب)                                         درس10:جنگ­ها،بحران­ها و تقابل­هاي جهاني        جنگ­هاي جهاني امپراطوري­هاى بزرگ،اغلب مرزهاى خود را با .............................. تعيين مى كرده اند.(پيروزى در جنگ) 2)اين عبارت از كدام جامعه شناس است؟«فاتحان در گذشته­ي تاريخ با غنايم جنگى بر ثروت خود مى­افزودند؛ولى با رشد علم تجربى و صنعت،ثروت از طريق غلبه برطبيعت به دست مى­آيد.» ـ (آگوست كُنت جامعه شناسي فرانسوي) 3)به چه دليل،بعد از انقلاب صنعتى،جنگ از قاموس بشرى رخت برمى­بندد؟ (زيرا با رشد علم تجربى و صنعت،ثروت از طريق غلبه بر طبيعت به دست مى­آيد.) 4)از ديدگاه چه كسي،جنگ نمى­تواند در فرهنگ و جامعه­ي جديد غربى،ريشه داشته باشد و وقوع آن در اين جوامع، امرى عارضى و تحميلى است؟(آگوست كُنت جامعه شناسي فرانسوي) 5)نيمه­ي اول قرن بيستم،خطا بودن نظريه­ي ............. درباره­ي جنگ،مشخص شد.(آگوست كُنت)6)چرا در نيمه­ي اول قرن بيستم،خطا بودن نظريه­ي آگوست كُنت درباره­ي جنگ مشخص شد؟(زيرا دراين مدت دو جنگ بزرگ جهانى اتفاق افتاد.) 7)دو جنگ جهاني اول و دوم در چه مقطع زماني رخ داد؟         1ـ  جنگ جهاني اول                1918 ـ  1914        2ـ جنگ جهاني دوم                1945 ـ  19398)كدام جنگ­ها،بزرگ­ترين جنگ­هاى تاريخ بشريت هستند؟(دو جنگ جهاني اول و دوم) 9)در جنگ جهانى اول،براى نخستين بار از ..................... استفاده شد و در جنگ دوم،براي اولين بار ............... به كار گرفته شد.(سلاح­هاي شيميايي ـ بمب اتم) 10)مهم­ترين عوامل وقوع دو جنگ جهاني اول و دوم،چيست؟(رقابت كشورهاي اروپايي بر سر مناطق استعماري) 11)چرا يكي از مهم­ترين دلايل وقوع دو جنگ جهاني اول و دوم،رقابت كشورهاي اروپايي برسرمناطق استعماري بود؟(زيرا سرمايه و صنعت نياز به بازارهاي مصرف و نيروي كار ارزان و به بيان هيتلر،نياز به فضاي تنفسي جديد داشت.) 12)دو جنگ اول و دوم با درگيري كشورهاي .............. آغاز شد.(اروپايي) 13)طرف­هاي درگير در دو جنگ جهاني اول و دوم،در قالب كدام ايدئولوژي­هايي،رفتار خود را توجيه مي­كردند؟(ناسيوناليستي،ليبراليستي و سوسياليستي) 14)زمينه­هاي فرهنگي دو جنگ جهاني اول و دوم ريشه در ................ داشت.(فرهنگ غرب) 15)جنگ سرد بين دو بلوك شرق و غرب تا چه زماني ادامه پيدا كرد؟(تا زمان فروپاشى اتحاد جماهير شوروى) 16)تداوم جنگ سرد،بازار بخش وسيعى از اقتصاد كشورهاى صنعتى يعنى اقتصاد ..................... را گرم مي­كرد. (وابسته به تسليحات نظامي) 17)نظريه­ي جنگ تمدن­ها،مربوط به كدام­يك از متفكران معاصر است؟(هانتينگتون) 18)نظريه­ي جنگ تمدن­هاى هانتينگتون چگونه نظريه­اى بود؟ (عمليات نظامى قدرت­هاى غربى را در قبال مقاومت­هاى كشورهاى غيرغربى توجيه مى­كرد.)         بحران­هاى اقتصادى 19)در يك بحران اقتصادي،قدرت خريد مردم چگونه مي­شود؟(قدرت خريد مردم و مصرف كنندگان به شدت كاهش مى يابد.) 20)مهم­ترين ويژگي­ها و مشخصات بحران­هاي اقتصادي:1ـ كاهش شديد قدرت خريد مردم و مصرف كنندگان2ـ از دست دادن بازار فروش توسط توليدكنندگان3ـ تعطيلي كارخانه­ها و بي­كار شدن كارگران4ـ نامتعادل شدن سيستم عرضه و تقاضا و از بين رفتن بازار مصرف21)چالش­هاى اجتماعى مربوط به بحران اقتصادى با چالش­هاى مربوط به مسأله­ي فقر و غنا از چه جهاتي با هم اشتراك  دارند؟(از اين جهت كه هردو هويت اقتصادى دارند،مشترك­ا ند،ولى تفاوت­هايى با يك­ديگر دارند.) 22)تفاوت چالش فقر و غنا با چالش­هاي مربوط به بحران­هاي اقتصادي،چيست؟(چالش فقر و غنا چالشى مستمر در نظام سرمايه­دارى غربى ولي چالش­هاى مربوط به بحران­هاى اقتصادى،اغلب دوره­اى و مقطعى است.) 23)نخستين بحران اقتصادى در چه سالي و در كدام كشور رخ داد؟(1820 ميلادي در انگلستان) 24)مهم­ترين بحران اقتصادي،در چه فاصله­ي زماني و با چه مشخصاتي رخ داد؟الف:در فاصله­ي بين دو جنگ اول و دوم در سال­هاى 1933 ـ 1929 ب: 40 ميليون كارگر بيكار پ:هزاران مؤسسه ورشكستت:زيان اقتصادى ناشى از آن كم­تر از زيان اقتصادى جنگ اول جهانى نبود.25)بحران اقتصادى اخير،در چه سالي رخ داد؟(2008 ميلادي) 26)تفاوت آسيب­هاى مربوط به فقر و غنا با آسيب­هاى مربوط به بحران اجتماعى،چيست؟(آسيب­هاى مربوط به فقر و غنا همواره متوجه قشر فقير و ضعيف جامعه است،ولى آسيب­هاى مربوط به بحران اجتماعى مجموعه­ي نظام اجتماعي را در بر مى­گيرد.) 27)يك بحران اقتصادى در صورتى كه كنترل نشود مي­تواند به .......................... منجر شود. (فروپاشى نظام­هاى سياسى) 28)بحران­هاى اقتصادى در دوره­هاى نخستين به ............... محدود مى­شد و از عوامل ........... آن­ها اثر مى­پذيرفت. (كشورهاي غربي ـ داخلي)29)چه عواملي موجب شد تا بحران­هاي منطقه­اي به سرعت آثار و پيامدهاى جهانى خود را آشكار سازند؟(با شكل­گيرى اقتصاد جهانى و كاهش اهميت مرزهاى سياسى و جغرافيايى)         شمال و جنوب 30)از تقابل كشورهاي غني و فقير به تقابل ..................... ياد مي­شود.(شمال و جنوب) 31)به چه دليل،از تقابل كشورهاي غني و فقير به تقابل شمال و جنوب ياد مي­شود؟(به دليل اين­كه بيش­تر كشورهاي صنعتي و ثروتمند در نيمكره­ي شمالي زمين و اغلب كشورهاي نيمكره­ي جنوبي كشورهاي فقيرند.) 32)شمال و جنوب،بعد از .................. بيش­تر به كار برده شد.(جنگ جهاني دوم) 33)چرا عبارت شمال و جنوب،بعد از جنگ جهاني دوم بيش­تر به كار برده شد؟(زيرا برخي از انديشمندان معتقد بودند كه چالش بلوك شرق و غرب چالش اصلي نيست؛بلكه چالش اصلي چالش بين كشورهاي غني و فقير است.) 34)در مورد چالش­هاي اقتصادي در نظام جهاني،برخي از انديشمندان چه نظري دارند؟ (برخي از انديشمندان معتقد بودند كه چالش بلوك شرق و غرب چالش اصلي نيست؛بلكه چالش اصلي چالش بين كشورهاي غني و فقير است.) 35)اصطلاحات سياسي مشابه ديگري براي اشاره به چالش بين كشورهاي غني و فقير وجود دارد؛آن­ها كدام­اند؟ (جهان اول،دوم و جهان سوم،كشورهاي توسعه يافته و عقب مانده، مركز و پيرامون،استعمارگر و استعمار زده) 36)  جهان اول    همان     كشورهاي سرمايه داري بلوك غرب            جهان دوم    همان      كشورهايي كه در كانون بلوك شرق         جهان سوم      همان      كشورهاي ديگري كه خارج از اين دو بلوك قرار داشته و تحت نفوذ آن­ها واقع مي­شدند.37)از كشورهاي صنعتي و ثروتمند با عنوان .......................... نيز ياد مي­شود و به كشورهاى ديگر هنگامي­كه با آن­ها مقايسه مى شوند،كشورهاي عقب مانده، توسعه نيافته يا ......................... مي­گويند. (كشورهاي توسعه يافته ـ درحال توسعه) 38)اصطلاحات كشورهاي توسعه يافته،عقب مانده،توسعه نيافته يا در حال توسعه،به چه نكته­اي اشاره دارد؟ (كشورهاي توسعه يافته الگوي كشورهاي ديگرند و بايد مسير آن­ها را ادامه دهند.) 39)اصطلاح مركز و پيرامون به چه نقشي اشاره دارد؟(به نقش مركزي كشورهاي ثروتمند و صنعتي) 40)اصطلاح مركز و پيرامون،چه كساني به كار مي­برند؟(معتقدند،كشورهاي پيراموني به سبب نوع عملكرد كشورهاي مركزي،در موقعيتي فقيرانه قرار مي­گيرند.) 41)بر اساس نظريه مركز و پيرامون جوامع غربي،چالش­هاي دروني خود را از طريق ....................كشورهاي .............. حل مي­كنند.( استثمار اقتصادي ـ غيرغربي) 42)به چه علت بر مبناي نظريه مركز و پيرامون،جوامع غربي،چالش­هاي دروني خود را از طريق استثمار اقتصادي كشورهاي غيرغربي حل مي­كنند؟ (زيرا آن­ها با ثروتي كه از كشورهاي پيراموني به دست مي­آورند،سطح عمومي رفاه را براي كارگران و اقشار ضعيف جوامع غربي تأمين مي­كنند و مشكلات حادّ دروني را به بيرون از مرزهاي خود انتقال مى­دهند.) 43)كشورهاي مركزي و توسعه­يافته،بحران­هاي اقتصادي،جنگ­ها و جبهه­­بندي­هاي دروني خود را چگونه مديريت مي­كنند؟(با سرمايه­گذاري­هاي مشترك و معاهدات بين المللي) 44)اصطلاح استعمارگر و استعمار زده را نسبت به كشورهاي غني و فقير،چه كساني به كار مي­برند؟ (كساني كه چالش و نزاع بين اين دو دسته كشور را به ابعاد اقتصادي محدود نمي­كنند و به ابعاد فرهنگي آن نيز نظر دارند.)45)كساني كه در كاربرد اصطلاح استعمارگر و استعمار زده،علاوه بر ابعاد اقتصادي،به ابعاد فرهنگي نيز نظر دارند؛ مشكل اساسي كشورهاي فقير را در چه مي­دانند؟(خودباختگي فرهنگي و الگوپذيري مقلّدانه آن­ها از كشورهاي صنعتي) 46)تقابل شمال و جنوب................... است.(تقابلي جهاني) 47)اگر چالش­هاي مربوط به تقابل شمال و جنوب،فعال شوند؛چه اتفاقي در كشورهاي غربي خواهد افتاد؟(بسياري از چالش­هاي دروني كشورهاي غربي،ديگربار فعّال خواهند شد.)ـ ( مفهوم:آتش زيرخاكستر)                                          درس11:بحران­هاي زيست محيطي،معرفتي و معنوي                بحران زيست محيطي و جنبش­هاي اجتماعي مربوط به آن محيط طبيعى كه در آن زندگى مى­كنيم،................... ما را تشكيل مى­دهد.(محيط زيست) 2)برخي مسأله­ي طبيعت و محيط زيست را ......................... قرن بيستم دانسته­اند.(مشكل سرنوشت­ساز) 3)فرهنگ مدرن،طبيعت را ماده­ي خام و بيجانى مى­داند كه در معرض ................... قرار مي­گيرد.(تصرفات انسان)4)در .............. انسان بر اين گمان است كه با تسخير ......................... در آن،تمامي مسايل و مشكلات تاريخى خود را حل مى­كند.(فرهنگ مدرن ـ طبيعت و تصرف) 5)در نگاه توحيدى،طبيعت و هر چه در آن است،اشاره به چه نكته و موضوعي دارد؟(آيات و نشانه­هاى حكمت و رحمت خداوند است و همه­ي موجودات طبيعى با ادراك و معرفتى كه دارند به تسبيح خداوند مشغول بوده و به سوى او باز مى­گردند.)6)فرهنگ مدرن،طبيعت را ............................... مى­داند كه در معرض تصرفات انسان قرار مي­گيرد؛در نگاه اساطيرى نيز طبيعت،................ نيست؛بلكه علاوه بر ظاهر دنيوى و اين جهانى از ابعاد و .......................... نيز برخوردار است.(ماده­ي خام و بيجانى ـ ماده­ي خام ـ نيروهاى ماورائى) 7)فرهنگ­هاى پيش از مدرن به چه دليل،براى تصرف طبيعت از نيروهاى معنوى نيز استفاده مى­كردند؟(به دليل نگاه غير دنيوى خود به طبيعت) 8)گسترش سريع صنعت و تكنولوژى مدرن،محصول چگونه نگاهي به جهان است؟(انسان مدرن به دليل نگاه دنيوى و سكولار به طبيعت،تصرف در طبيعت را تنها با فنون و روش­هاى طبيعى انجام مى دهد.)9)نقطه­ي عطفي كه انسان مدرن از افق آن،پيروزى بر طبيعت را به خود نويد مي­داد،چه بود؟(انقلاب صنعتي) 10)از كدام افق،طبيعت نخستين مسايل و مشكلات خود را نشان داد؟(انقلاب صنعتي) 11)«.................» اولين مراكزى­اند كه با محيطي آلوده مواجه شدند؛كه از مسايل و مشكلات انقلاب صنعتي بود.(شهرهاي صنعتي) 12)چه عاملي امروزه سبب شده است تا برگستره­ي انواع آسيب­هاي زيست محيطي افزوده شود؟ (گسترش زندگي مدرن)13)مهم­ترين آسيب­هاي زيست محيطي كه همه­ي محيط طبيعي زندگي انسان اعم از آب،خاك و هوا را فراگرفته­اند؛كدام­اند؟ 1ـ آلودگى هوا در اثرگازهاى شيميايى،ريزگردها و فلزات سنگين2ـ تخريب لايه­ي اُزن در اثر افزايش توليد گازهاى گلخانه­اى 3ـ از بين رفتن منابع آب،در اثر آلودگى آب­هاى سطحى و زيرزمينى 4ـ آلودگى درياها در اثر عوامل فيزيكى و شيميايى 5ـ بارش باران­هاى اسيدى در اثر آلودگى آب­ و هوا 6ـ از بين رفتن مراتع،جنگل­ها و به دنبال آن،جارى شدن سيل­هاى خانمان برانداز 7ـ گرم شدن طاقت­فرساى بسيارى از مناطق و خشك­سالى 8ـ مسموميت خاك­ها و تجمع مواد زايد تجزيه ناپذير،سموم آفت كُش،مواد راديواكتيو و پليمرها 9ـ تهى­شدن منابع طبيعى تجديدناپذير به منظور استفاده روزافزون انسان معاصر 10ـ در معرض نابودى قرارگرفتن حدود يك سوم از انواع جانوران و گياهان روى زمين14)بحران زيست محيطي و چالش مربوط به آن،ابتدا بر مدار ......................... قرار داشت، ولي به تدريج به حوزه­هاى مختلف ...................... نيز منتقل شد.( رابطه­ي انسان با طبيعت ـ روابط انسانى و اجتماعى) 15)كنفرانس­هاي بين اللملي درباره­ي بحران­هاي زيست محيطي تاكنون برگزاره شده،كه در دهه­هاي اخير،................. پديد آورده است.(جنبش­هاي اجتماعي جديدي) 16)جنبش­هاي اجتماعي جديدي كه دردهه­هاي اخير در اعتراض و واكنش به بحران­هاي زيست محيطي برگزار شد؛چهنظرات و راه­كارهايي در اين مورد مطرح شد؟(برخى از اين جنبش­ها،اين بحران را ناشى از فرهنگ مدرن جامعه­ي غربى دانسته و انتقادات خود را متوجه بسترهاى معرفتى اين فرهنگ كرده اند و برخي ديگر بازگشت به رويكردهاى معنوى به طبيعت را راه گريز از بحران مى­دانند.)          بحران معرفتى  علمى و پسامدرنيته 17)در فرهنگ قرون وسطى،معتبرترين راه شناخت جهان چه بود؟(كتاب مقدس و شهود آباء كليسا) 18)به موازات معتبرترين راه شناخت در فرهنگ قرون وسطي،دو ابزارِ مهمي كه ناديده گرفته مي­شدند؛كدام­اند؟(دو ابزار عقل استدلالي و تجربه) 19)در دوران ............... روش ..............،شناخت جهان از طريق كتاب مقدس و شهود آباء كليسا مورد ترديد قرار گرفت و به تدريج به بحران كشيده شد.(رنسانس ـ معرفتي) 20)جهان غرب براى برون رفت از بحران معرفتي،در دوران رنسانس،در مورد شناخت جهان،دست به چه اقدامي زد؟ (به تناسب رويكرد دنيوى خود به سوى نوعى از روشنگرى پيش رفت كه جايگاه وحى و شهود را در شناخت علمي ناديده انگاشت و به شناخت استدلالى عقلى و تجربى بسنده مى­كرد.) 21)شناخت استدلالى عقلى جديد كه در دوران رنسانس روش معتبر براي حل بحران معرفتي غرب بود،چرا بيش از دو سده دوام نياورد؟(به دليل اين­كه پيوند خود را با شهود حقايق عقلى و فوق طبيعى از دست داده بود.) 22)در قرن نوزدهم و بيستم،....................... تنها راه شناخت علمى قلمداد شد.(شناخت حسى و تجربى)23)چرا در قرن نوزدهم و بيستم،شناخت حسى و تجربى تنها راه شناخت علمى قلمداد مي­شد؟ (زيرا شناخت استدلالى عقلى جديد نيز پيوند خود را با شهود حقايق عقلى و فوق طبيعى از دست داده بود.) 24)شناخت استدلالي عقلي جديد در دوران رنسانس،بيش از .............................. نياورد.(دو سده دوام) 25)انديشمندان و عالمان غربى در تمام دوران پس از رنسانس با ................... نسبت به روش علمى خود،به دنبال .................... بودند كه در پيش روى آنان قرار مى گرفت.(خوشبينى ـ حلّ مسايلى)26)در قرن نوزدهم جامعه شناسان به دنبال چه چيزي بودند؟(به دنبال آن بودند تا درباره­ي حقايقى كه پيامبران از طريق وحى درباره­ي جامعه بشرى بيان كرده­اند يا آن­كه عالمان با استدلال­هاى عقلى،به آن رسيده اند،با روش حسى و تجربى داورى كنند.) 27)چرا جامعه شناسي قرن نوزدهم روش تجربى خود را تنها راه درست براى شناخت حقايق امور مي­دانست و آگاهى ها و علوم ديگر جوامع را غيرعلمى و مربوط به دوران كودكى بشر مي­خواند؟(زيرا در قرن نوزدهم جامعه شناسان به دنبال آن بودند تا درباره­ي حقايقى كه پيامبران از طريق وحى درباره­ي جامعه بشرى بيان كرده­اند يا آن­كه عالمان با استدلال­هاى عقلى،به آن رسيده اند،با روش حسى و تجربى داورى كنند.) 28)جامعه شناسي قرن نوزدهم،بر اساس چه باوري حضور استعمارى غرب در ديگر جوامع را براى خود و ديگران توجيه مي­كرد؟ (بر اين اساس كه آن­ها مي­توانند با روش حسي و تجربي درباره­ي حقايقي كه پيامبران از طريق وحي درباره­ي جامعه بشري بيان كرده­اند يا آن­كه عالمان با استدلال­هاي عقلي به آن رسيده­اند داوري كنند.)29)غرب با ....................... ،اين مطلب را به ..................... جوامع غيرغربى القا مى­كرد كه پيروى از فرهنگ غربى تنها راه ........................... ديگر فرهنگ هاست.(ترويج معناي مدرن علم ـ ذهنيت نخبگان  ـ پيشرفت و توسعه­ي)30)بحران روش شناختي جامعه شناسي در قرن نوزدهم،چگونه آشكار شد؟(بحران هنگامى­آغاز شد كه محدوديت­هاى علمى دانش تجربى و هم­چنين وابستگى آن به معرفت­هاى غيرتجربى و غيرحسى آشكار شد.) 31)در چه مقطعي از زمان،محدوديت­هاي علم حسي ـ تجربي براي جامعه شناسان روشن شد؟ (در نيمه­ي اول قرن بيستم) 32)در نيمه­ي دوم قرن بيستم با روشن شدن اين­كه علم حسى و تجربى نيازمند برخى....................... و ....................... است استقلال معرفت تجربى از ديگر معرفت­ها ............. شد.(معرفت­هاى غيرحسى ـ غيرتجربي ـ مخدوش) 33)پرسش از مبانى علوم تجربى غربى،در حقيقت پرسش از چيست؟(پرسش از بنيان­هاى هويتى فرهنگ غرب و پرسش از لايه­هاى عميق اين فرهنگ) 34)با چه پرسشي،بحران معرفتي ـ علمي در دو بُعد ظاهر شد؟(پرسش از مبانى علوم تجربى غربى) 35)با پرسش از مباني علوم تجربي غربي،بحران معرفتي ـ علمي در دو بُعد ظاهر شد؛آن دو كدام­اند؟اول:افول روشنگرى و شكل­گيرى جريان­هاى پست مدرندوم:ناسازگارى بين ابعاد معرفتى  علمى با نيازهاى اقتصادى و سياسى جهان غرب36)روشنگرى مُدرن از قرن نوزدهم صورتى ..................... پيدا كرده بود.(تجربى و حسى)37)از ديدگاه عالمان تجربى،شناخت غيرتجربى ........................... نبود.(شناختى علمى و روشنگرانه)38)هويت روشنگرانه­ي معرفت علمي ـ تجربي نسبت به معرفت­هاي غيرتجربي؛چگونه مخدوش و هويت آن مورد ترديد قرار گرفت؟ (با دانستن اين­كه علم تجربى بدون استفاده از معرفت­هاى غير تجربى شكل نمى­گيرد،استقلال  معرفت علمى ـ تجربى نسبت به معرفت­هاى غيرتجربى مخدوش شد و در نتيجه هويت روشنگرانه­ي آن مورد ترديد قرار گرفت.)39)انكار و ترديد در روشنگرى به منزله­ي انكار و ترديد در هويت .............................. بود. (معرفت شناختى جهان مدرن)40)به چه دليل،برخي از دانشمندان را پسامدرن مي­خوانند؟(دانشمندانى را كه در اصل روشنگرى علم مدرن ترديد كردند،دانشمندانى مي­دانند كه از اصول جهان مدرن عبور كرده­اند و به فراسوى آن راه برده­اند.) 41)فيلسوفان پسامدرن چه زماني در اصول و مبانى فرهنگ غرب،ترديد كردند؟(زماني كه سياست و اقتصاد جهان غرب ابعاد جهانى پيدا كرده بود.)42)انديشه­هاي فليسوفان پسامدرن،فاقد چه ظرفيت­هايي بودند؟(ناتوانى فرهنگ و جهان غرب براى توجيه حضور جهانى خود) 43)فرهنگى كه توان معرفتى خود را براى دفاع از ابعاد گسترده­ي اقتصادى و سياسى خويش از دست مى­دهد؛به چه موجودي تشبيه شده است؟(به حيوان فرتوتى مى­ماند كه به رغم جثه­ي عظيم و حجيم خود به دليل ناتوانى روحى،زمين­گير و آسيب­پذير شده باشد.)          بحران معنويت و پساسكولاريسم44)در فرهنگ دونيوي و اين جهاني انسان غربي در فرهنگ مدرن،دنيوي گرايي و سكولاريسم،چگونه مطرح شد؟ (بدون آن­كه پوشش قُدسى و دينى به خود گيرد به صورت آشكار مطرح شد.در فرهنگ مدرن،گرايش­ها و رفتارـ هاى دينى تنها با توجيه و پوشش دنيوى امكان مطرح شدن دارند.) 45)سكولاريسم و دنيوى­گرايى به ترتيب در چه حوزه­هايي،مطرح شدند؟(هنر،اقتصاد،سياست و علم) 46)فرهنگ عمومي جامعه­ي غربي،آن هم در محدوده­ي زندگي خصوصي هم­چنان ........ باقي ماند.(ديني) 47) برخى جامعه شناسان بر اين گمان بودند كه دين طىّ قرن بيستم از آخرين عرصه­ي حضور خود؛يعنى از قلمرو .................. نيز بيرون خواهد رفت؛امّا واقعيت، ......................... را نشان داد.(فرهنگ عمومي ـ خلاف اين پيش بيني) 48)در سال­هاي پاياني قرن بيستم،شاهد بازگشت مجدّد ....................،در سطوح مختلف زندگي انسان­ها بود.بعضي از اين موج بازگشت با عناويني چون: «......................... » و برخي «....................... »نام برده و ياد كرده­اند.(نگاه معنوي و ديني ـ افول سكولاريسم ـ پساسكولاريسم) 49)در سال­هاي پاياني قرن بيستم،شاهد موج بازگشت مجدد نگاه معنوي و ديني،در سطوح مختلف زندگي انسان­ها بوديم؛كه اين خود نشانه­ي ...................................... غرب است.(بحران معنويت در فرهنگ) 50)سال­هاي پاياني قرن بيستم    شاهد     موج بازگشت مجدد به نگاه معنوي و ديني   نشانه         بحران معنويت در فرهنگ غرب برخي با عنوان     افول سكولاريسم   برخي ديگر عنوان      پساسكولاريسم51)مهم­ترين علت تداوم باور دينى و معنوى در زندگى انسان،چيست؟(نياز فطري آدمى به حقايق قدسى و ماوراءطبيعى است.) 52)بي توجهى به ابعاد دنيوى به بهانه­ي رويكرد معنوى،به ...................... منجر مى­شود،غفلت از ابعاد معنوى به بهانه­ي رويكرد دنيوى ................................. را به دنبال مى آورد.( بحران فرهنگى ـ صورت ديگرى از بحران) 53)معانى و حقايق ماوراء طبيعى،چه پرسش­هايي،چه معنايي و چه ارزش­هايي را مشخص مي­كند؟(به پرسش­هاى اساسى وجود انسان پاسخ مى دهند،زندگى و مرگ را درون فرهنگ معنا مى­كنند و ارزش­هاى حاكم بر زندگى را مشخص مي­سازند.)54)فرهنگ غرب با انكار حقايق قُدسى به آرمان­هاى كدام انقلاب نرسيد؟(انقلاب فرانسه) 55)اصالت بخشيدن به انسان دنيوى و اين جهانى در طول قرن بيستم،چه پيامدهايي را به همراه داشت؟ (پوچ­گرايي،«نيهيليسم» يأس و نااميدى و به مرگ آرمان­ها و اميدها) 56)ادعاي روشنگرى مدرن،چه بود؟(كشف حقايق جهان) 57)روشنگرى مدرن نيز كه مدّعى كشف حقايق جهان بود،به ........................ و ......................... گرفتار شد.(مرداب شكاكيت ـ انكار حقيقت) 58)گريز و رويگرداني از سكولاريسم در جوامع غربى پيامدهاي اجتماعى مختلفى داشت،از آن جمله:الف:برخى از نخبگان جهان غرب را در جست وجوى سنّت هاى قُدسى و دينى فعّال ساخت. ب:مهاجران ساكن كشورهاى غربى را كه طىّ قرن بيستم اغلب مقهور فرهنگ مدرن شده بودند،به سوى هويت دينى خود فرا خواند. ج:هنگامي كه سكّه­اي اعتبار پيدا مي­كند،بدل سازي آن رواج مي­يابد.به همين دليل افول سكولاريسم و اقبال به معنويت، بازار معنويت­هاى كاذب و دروغين را براى غارت ميراث درهم ريخته روشنگرى مدرن رونق بخشيد.59)نمونه­هايي از بدل­سازي­ها و بازارمعنويت­هاي كاذب ودروغين كه براي غارت ميراث درهم­ريخته روشنگري مدرن:(خرافه پرستى،شيطان پرستى،و انواع بازسازى شده اديان و عرفان­هاى شرقى و سرخ پوستي)60)گريز از سكولاريسم در جوامع غيرغربى اغلب به چه صورتي ظاهر مي­شود؟(به صورت بازگشت به هويت فرهنگى و تاريخى آن جوامع) 61)گريز از سكولاريسم در جوامع غيرغربى اغلب به صورت بازگشت به هويت فرهنگى و تاريخى آن جوامع ظاهر شد،چه جرياني را در جهان اسلام تحقق بخشيد؟(بيداري اسلامي)                                                                  فصل چهارم:جهان اسلام درس12:بيدارگران اسلامى و منوّرالفكران و روشنفكران غرب زده نخستين بيدارگران اسلامى 1) نخستين رويارويى هاي غرب متجدد با جهان اسلام،چه هنگامي رُخ داد؟(هنگامى رخ داد كه قدرت­هاى سياسى جهان اسلام،با آن­كه از مفاهيم دينى و اسلامى پوشش مى­گرفتند،در چارچوب مناسبات پادشاهى و امپراطوري­هاى قومى و قبيله اى عمل مى­كردند.)2)انديشمندان و عالمان دينى،اغلب بر چه اساسي با قدرت­هاي سياسي جهان اسلام،تعامل مي­كردند؟(ضرورت حفظ امنيت) 3)دو مفهوم برتر فرهنگ اسلامي،............ و..............؛اغلب در حاشيه­ي مناسبات ........................... ناتوان باقي مانده بود.(فقاهت ـ عدالت ـ قدرت­هاي قومي،مهجور) 4)دولت­هاي كشورهاي مسلمان،به چه علتي،آسيب پذيري بيش­تري نسبت به كشورهاي غربي پيدا مي­كردند؟ (به موازات دوري از سُنن ديني و اسلامي) 5)چه عواملي دولتمردان و رجال سياسى جوامع اسلامى را از يك­سو مرعوب و از سوي ديگر شيفته­ي فرهنگ غرب  مى­كرد؟(قدرت نظامى،نفوذ سياسى،اقتصادى و جاذبه­هاى اين جهانى و دنيوى كشورهاى غربي) 6)قدرت نظامى،نفوذ سياسى،اقتصادى و جاذبه­هاى اين جهانى و دنيوى كشورهاى غربى،دولتمردان و رجال سياسى جوامع اسلامى را چه كرده است؟(از يك­سو مرعوب و از سوي ديگر،شيفته­ي فرهنگ غرب كرده) 7)مرعوب و شيفته­ي فرهنگ غرب شدن توسط دولتمردان و رجال سياسي جوامع اسلامي،چه نتيجه­اي را در پي­داشت؟ (اين مسأله عزّت واستقلال كشورهاى اسلامى را به ضعف مى­كشاند.) 8)نخستين بيدارگران اسلامى،چه كسانى بودند؟(كسانى بودند كه به خطرجوامع غربى و خطرشيوهاي كه دولت­هاى اسلامى در برابر آنان داشتند توجه كردند.) 9)نخستين بيدارگران اسلامى،چه چيزهايي را به وجود آوردند؟ (حركت­ها و جنبش­هايى را نيز در مقابل غرب) 10)چند نمونه از نخستين حركت­هاي بيدارگران اسلامي درون ايران:(حضورفعّال عالمان دينى در مقابله با دولت تزارى روسيه ـ تدوين رساله­هاى جهاديه­ي آنان ـ حركت اصلاحى اميركبير، حكم ميرزاى شيرازى در جنبش تنباكو)11)اقدامات سيد جمال الدين اسدآبادى و شاگردان او در كشورهاى اسلامى بخشى از .......................... در سطح جهان اسلام است.(بيدارى اسلامى)12)مهم ترين ويژگى­هاى نخستين بيدارگران عبارت اند از:1ـ متوجه خطركشورهاى غربى براى جوامع اسلامى بودند و استقلال اقتصادى و سياسى جوامع مسلمان را مى­خواستند.2ـ اصلاح رفتار دولت­هاى اسلامى را دنبال مى­كردند.3ـ راه نجات امت اسلامى را بازگشت به اسلام و عمل به آن مى­دانستند.4ـ بسيارى از آنان اتحاد ملل اسلامى،وحدت امت اسلامى يا تشكيل قدرت واحد اسلامى و عزّت جهان اسلام را دنبال مى كردند و قوميت­هاى مختلف را در متن امت واحد اسلامى به رسميت مى­شناختند.13)نخستين بيدارگران اسلامي،راه نجات امت اسلامي را در چه مي­دانستند؟(بازگشت به اسلام و عمل به آن) 14)بسياري از نخستين بيدارگران اسلامي چه مواردي را دنبال مي­كردند؟ (اتحاد ملل اسلامى،وحدت امت اسلامى يا تشكيل قدرت واحد اسلامى و عزّت جهان اسلام) 15)نظر نخستين بيدارگران اسلامي در مورد قوميت­هاي مختلف چه بود؟(قوميت­هاى مختلف را در متن امت واحد اسلامى به رسميت مى­شناختند.) 16)بيدارگران نخستين،رويكرد ................... به غرب داشتند.(اعتراض­آميز) 17)بيدارگران نخستين،به رغم رويكرد اعتراض­آميز به غرب،آشنايى عميق با ....................... نداشتند و خطر غرب را بيش­تر در ...................................... آن مي­ديدند.( فرهنگ غربى ـ رفتار سياسى و اقتصادى) 18)نخستين بيدارگران اسلامي،خطر غرب را بيش­تر در چه موردي مي­ديدند؟(در رفتار سياسي و اقتصادي) 19)نخستين بيدارگران اسلامي،چه موردي را عاملي ضعف جوامع اسلامي مي­دانستند؟(دوري مسلمانان از عمل به سنن اسلامى) 20)برخي از نخستين بيدارگران اسلامي،قوّت و قدرت جوامع غربي را نتيجه­ي چه امري مي­دانستند؟(نتيجه­ي عمل كردن آن جوامع به دستورات اسلام مى­دانستند.) 21)بسياري از نخستين بيدارگران اسلامي،به ابعاد اين جهاني و دنيويِ ........................... آگاهي كافي نداشتند. (فرهنگ جديد غرب) 22)محمد عبده شاگرد ................................ بود.( سيدجمال الدين اسدآبادى)23)اين سخن منسوب به كيست؟«در شرق مسلمانان را ديدم و اسلام را نديدم و در غرب اسلام را ديدم و مسلمانان را نديدم.» ـ(محمد عبده)           منوّرالفكران غرب زده24)جريان اجتماعى ديگرى كه دركنار جريان نخستين بيدارگران شكل گرفت،كدام است؟(گروهي كه در جوامع اسلامى شيفته­ي جوامع غربى بودند.) 25)به موازات نخستين بيدارگران اسلامى،بر اثر چه عواملي گروهي در جوامع اسلامي پيدا شدند،كه شيفته­ي جوامع غربي شدند؟(با نفوذ دولت­هاى غربى در كشورهاى اسلامى و شكل­گيرى استعمار)26)گروهي كه در جوامع اسلامى شيفته­ي جوامع غربى بودند؛بيش­تر در كجا سازمان مي­يافتند؟ (در لُژهاي فراماسونري) 27)شيفتگان جوامع غربي كه خود را بيدارگر مي­دانستند،بيداري را چگونه معنا مي­كردند؟(بيدارى را در عبور از فرهنگ اسلامى و پيوستن به فرهنگ غربى معنا مي­كردند.) 28)شيفتگان جوامع غربي در ايران،اومانيسم را به............... و روشنگرى مدرن را به ........................ ترجمه مي­كردند.(آدميت ـ منوّرالفكرى) 29)به چه دليلي،شيفتگان جوامع غربي،در ايران خود را منوّرالفكر مي­خواندند؟(زيرا آنان در ايران،اومانيسم را به آدميت و روشنگرى مدرن را به منوّرالفكرى ترجمه مى­كردند.) 30)از نخستين لُژهايى كه در ايران تأسيس شد، ............. و .............. نام داشت.(لژ آدميت ـ لُژ بيداري ايرانيان) 31)ويژگى­هاى منوّرالفكران غربزده: 1ـ نسبت به كشورهاى استعمارگر احساس خطر نمى­كردند؛بلكه حضور سياسى و اقتصادى آنان را يك فرصت مي­دانستند.2ـ مانند گروه قبل،خواستار اصلاح رفتار دولت­هاى كشورهاى مسلمان بودند.3ـ برخلاف نخستين بيدارگران اسلامى،اصلاح را در بازگشت به اسلام نمي­دانستند؛بلكه اصلاح را در تقليد از رفتار فرنگيان مي­ديدند.4ـ مفهوم امت و ملت اسلامى براى منوّرالفكران مفهومى بى­معنا يا منفور بود و در مقابل آن،به ناسيوناليسم كه انديشه­ي سياسى قوم گرايانه غرب متجدد بود روى مى­آوردند.)32)منوّرالفكران غربزده،حضور سياسي و اقتصادي كشورهاي استعمارگر را ...................... مي­دانستند.(يك فرصت) 33)منوّرالفكران غربزده،نسبت به كشورهاي استعمارگر،........................ نمي­كردند.(احساس خطر)34)منوّرالفكران غربزده،اصلاح را در چه مي­ديدند؟(اصلاح را در تقليد از رفتار فرنگيان مي­ديدند.)35)تفاوت اصلاح از ديدگاه نخستين بيدارگران اسلامي با منوّرالفكران غربزده،چيست؟(نخستين بيدارگران اسلامى،اصلاح را در بازگشت به اسلام مي­دانستند؛اما منوّرالفكران غربزده،اصلاح را در تقليد از رفتار فرنگيان مي­ديدند.)36)كدام مفاهيم اسلامي،براي منوّرالفكران غربزده،مفهومي بي­معنا يا منفور بود؟(امت و ملت اسلامي) 37)در مقابل دو مفهوم امت و ملت اسلامي از ديدگاه منوّرالفكران غربزده،چه مفهومي،قرار داشت؟(ناسيوناليسم) 38)انديشه­ي سياسى قوم گرايانه غرب متجدد،....................... بود.(ناسيوناليسم)39)منوّرالفكران غربزده در ايران،ناسيوناليسم را به .................... و در كشورهاي ديگر به ............... و ............ ترجمه كردند.(ملى گرايى ـ شعوبيّت ـ قوميّت)                                                                 درايران به ملي­گرايي40)منوّرالفكران غربزدهدر مقابل امت و ملت اسلامي روي به  ناسيوناليسمترجمه به    دركشورهاي ديگر به  شعوبيّت و قوميّت 41)تدوين شناسنامه­اي ويژه،براي هريك از دولت­هاي تازه تأسيس شده بعد از دخالت استعمار در مناطق اسلامي،با چه هدفي،براي چه دولت­هايي انجام مي­شد و از چه كساني كمك گرفته مي­شد؟    (اين عمل به قصد هويت­سازى براى دولت­هايى انجام مى­شد كه به اقتضاى عملكرد استعمارى جهان غرب پديد  آمده بودند و براى رسيدن به اين هدف از مستشرقان و تاريخ­نگاران غربى كمك گرفته مى­شد.)42)منوّرالفكران غرب زده مورد حمايت ........................... بودند.(دولت­هاى استعمارگر) 43)دولت­هاى استعمارگر غربى به كمك چه كساني،توانستند از موفقيت حركت­ها و جنبش­هايي كه توسط نخستين بيدارگران اسلامى درحال شكل­گيرى بود،جلوگيري كنند؟(منوّرالفكران غربزده) 44)منوّرالفكران غربزده،در نهايت با حمايت و دخالت كشورهاى غربى توانستند،.............................. را در جوامع خود تشكيل دهند.(حكومت­هاي سكولار) 45)قدرت حاكمان سكولار در كشورهاى مسلمان،وابسته به .......................... بود.(قدرت جهاني استعمار)46)قدرت حاكمان سكولار در كشورهاى مسلمان ريشه در.............. و .............. و .................... اين كشورها نداشت.(باورها ـ اعتقادات ـ پيشينه­ي تاريخى) 47)حاكمان سكولار در كشورهاي مسلمان،با اتّكا به قدرت جهاني استعمار،دست به چه اقداماتي در كشورهاي خودشان زدند؟(از بين بردن مظاهر دينى،اسلامى و حذف ساختارهاى اجتماعى پيشين و ايجاد ساختارهاى اجتماعى استعمارى جديد اقدام مى­كردند.) 48)سه نمونه از قدرت­هاى سكولارى كه آرمان­هاى منوّرالفكران غربزده،با حمايت و قدرت دولت­هاى غربى دنبال مى كردند:(رضاخان در ايران،آتاتورك در تركيه،امان الله خان در افغانستان)          روشنفكران ناسيوناليست و ماركسيست 49)رهاورد حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،.................. است.(استبداد استعمارى)50)دو نتيجه­اي كه به دليل وابستگي حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،به كشورهاى استعمارگر، داشتند،چه بود؟(استقلال سياسى و اقتصادى جوامع اسلامى را مخدوش مى­سازند و مقاومت­هاى مردمى براى حفظ هويت اسلامى خود را نيز سركوب مى كنند.) 51)درهم ريختن نظم پيشين توسط حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،به چه بهانه­اي انجام مي­شد؟(به بهانه­ي رسيدن به جايگاه كشورهاى غربى انجام مى­شود.) 52)درهم ريختن نظم پيشين به بهانه­ي رسيدن به جايگاه كشورهاى غربى،توسط حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،در عمل چگونه شد و چه مسأله­اي را به همراه داشت؟(در عمل به جاى رسيدن و نزديك شدن به كشورهاى غربى،خصوصيات كشورهاى پيرامونى و استعمارزده را پيدا مى­كنند واين مسأله اعتراض برخى از نخبگان اين كشورها را كه به شاخص­هاى دولت­هاى غربى چشم دوخته­اند، به وجود مى­آورد.)53)شكل­گيرى جريان­هاى چپ در كشورهاى اروپايى(شرقي)،چه بارتاب­هايي را در ذهنيت غربزدگان كشورهاي اسلامي پديد آورد و آنان با چه عنواني شناخته مي­شوند؟(نسل دومى ازغربزدگان در اين­ كشورها به ­وجود مى­آيد كه با اعتراض به حركت­هاى سياسى نسل­ اول مى نگرند،اين نسل با عنوان روشنفكران چپ كشورهاى اسلامى شناخته مى­شوند.)54)اعتراض روشنفكران چپ به نسل اول،از چه جهتي بود و چه سرانجامي داشت؟(از جهت گريز آنان از بنيان­هاى فكرى اسلامى يا اسلام ستيزى آنان نيست؛بلكه از نوع اعتراضاتى است كه طىّ قرن بيستم در كشورهاى غربى نسبت به عملكرد اقتصادى نظام­هاى ليبراليستى و سرمايه­دارى شكل گرفت.) 55)روشنفكران چپ،حركت­هاى خود را در چه چارچوبي،سازمان مي­دادند؟(انديشه­هاى ناسيوناليستى،سوسياليستى و ماركسيستى) 56)حركت­هاى اجتماعى روشنفكران چپ،در كشورهاي اسلامي،چگونه مطرح و چه اشكالي به خود گرفت؟ (برخى از آنان،حركت­هاى اجتماعى خودرا به صورت مكاتب الحادى آشكار مطرح مى­كردند و برخي ديگر از رويارويى مستقيم با انديشه و باور دينى مردم خوددارى مى­كردند؛بلكه گاه نيز انديشه­هاى خود را در پوشش­هاي ديني بيان مي ـ داشتند.به اين ترتيب،نوعى روشنفكرى التقاطى چپ در كشورهاى اسلامى پديد آمد.)57)حركت­هاى اعتراض­آميز روشنفكران چپ كشورهاى مسلمان دردنياى دو قطبى قرن بيستم،اغلب در سايه­ي ............................... قرار مى گرفت.(حمايت­هاى بلوك شرق)58)كشورهاى مسلمان،طىّ قرن بيستم به دو بخش تقسيم شدند؛كدام­اند؟(بعضى از آن­ها درحاشيه­ي بلوك شرق و بعضى ديگر درحاشيه­ي بلوك غرب قرار گرفتند.) 59)چه كساني از كدام كشورها،اقدام به تشكيل كشورهاي غير متعهدها،كردند؟(جمال عبدالناصر از مصر،نهرو از هند و تيتو از يوگسلاوي) 60)جاذبه­ي روشنفكران چپ در كشورهاى اسلامي،تا چه زماني بود؟(تا هنگام فروپاشى بلوك شرق)                                                          درس13: انقلاب اسلامى ايران       انقلاب مشروطه1 1)نخستين بيدارگران اسلامى در ايران،جنبش­هايى را براى .................. و .................... قاجار به وجود مي­آوردند.(اصلاح رفتار ـ ساختار حكومت)2)عالمان شيعى تعامل خود را با دولت قاجار،برچه مداري سازمان مي­دادند؟(مقاومت منفي) 3)دولت قاجار با شمشير ............. به قدرت رسيده بود.(ايل قاجار) 4)در مقاومت­هاى منفى،حاكميت پادشاه،.................... دانسته مى­شود و همكارى سياسى با آن،جز در حدّ .................... انجام نمى­شود.(ظالمانه و غيرمشروع ـ واجبات نظاميه) 5)منظور از واجبات نظاميه،چيست؟با ذكر مثال:(امورى است كه براى بقاى اصل زندگى اجتماعى لازم است؛مانند حفظ امنيت يا مقابله دربرابر دشمنان خارجى)6)چرا مقاومت منفي در دوران حكومت دولتمردان قاجار،به سوي فعاليت رقابت­آميز تغيير كرد؟(به دليل اثرپذيرى از دولت­هاى استعمارى به جاى مقاومت در برابر بيگانگان به سوى قراردادهاى استعمارى قدم برداشتند،مقاومت منفى به سوى فعاليت رقابت­آميز تغيير كرد.)7)مُراد از فعاليت رقابت­آميز،چيست؟(ورود فعّال در عرصه­ي زندگى اجتماعى و سياسى،نه در جهت حمايت و تأييد قدرت حاكم،بلكه در رقابت با آن)8)حركت رقابت­آميز عالمان در دوران قاجار،................. بود.(حركت اصلاحى) 9)منظور از حركت اصلاحي رقابت­­آميز عالمان،در دوران قاجار چه بود؟با ذكر نمونه.(يعنى تلاش مى­كردند تا برخى از رفتارهاى پادشاه قاجار را اصلاح نمايند.مانند جنبش تنباكو) 10)جنبش تنباكو نمونه­اى از فعاليت،....................... است.(رقابت آميز اصلاحى) 11)تجربه­ي موفق جنبش تنباكو،فعاليت رقابت­آميز را به سوي چه موردي برد و به چه مسأله­اي منجر شد؟(به سوى اصلاح ساختار برد و اين مسأله به جنبش عدالتخانه منجر شد.) 12)هدف در جنبش عدالت­خانه،چه بود؟(اصلاح شيوه­ي زمامداري پادشاه بود.) 13)عدالت­خانه به دنبال تأسيس چه بود؟(به دنبال تأسيس مجلسى بود كه قوانين عادلانه را تدوين كند و شاه را ملزم سازد تا درچارچوب قوانين عادلانه­ي الهى عمل كند.)14)جنبش عدالت­خانه،حاكميت را از مدار .......... به مدار ......... منتقل مي­ساخت.(استبداد ـ عدالت)15)جنبش عدالت­خانه،از چه جهتي يك انقلاب اجتماعي بود؟(از آن جهت كه ساختار نظام رفتار سياسى جامعه را تغيير مى­داد.) 16)جنبش عدالت­خانه،يك .................... بود.(انقلاب اجتماعي)17)با اوج­گيرى جنبش عدالت­خانه،........................... به آن پيوستند و در تحصّنى كه در سفارتخانه­ي انگلستان رخ داد، نام ................. را براى آن برگزيدند.(منوّرالفكران غربزده ـ مشروطه)18)به ترتيب،مُراد عالمان مسلمان و منوّرالفكران از مشروطه چه بود؟(مشروط­ كردن حاكميت به احكام عادلانه الهى بود ؛امّا مراد منوّرالفكران از مشروطه نوعى از حاكميت سكولار، نظير حاكميت دولت انگلستان بود.)19)در مشروطه­ي منوّرالفكران،مجلس،چگونه محلي بود؟(محلى نبود كه در آن،قوانين بر مدار احكام شريعت تنظيم شود؛بلكه محلى بود كه درآن،قوانين بر مدار اراده و خواست بشر شكل مى­گرفت.)20)رقابت سخت در جريان انقلاب مشروطه،ميان كدام گروه­ها به وجود آمد؟(بين بيدارگران اسلامى و منوّرالفكران غرب) 21)رقابت و نزاعي كه ميان بيدارگران اسلامي و منوّرالفكران غرب زده به وجود آمد چه سرانجامي يافت؟(پس از دو دهه كشمكش،اين نزاع با حضور قدرت­هاى استعمارى و دخالت انگلستان به نفع جريان منوّرالفكران پايان پذيرفت و حاكميت منوّرالفكران به استبداد استعمارى رضاخان ختم شد.)           انقلاب اسلامي 22)رهبران دينى مشروطه بعد از شكستى كه در مشروطه خوردند،از موضع............................ به موضع........................ بازگشتند و اين موضع در .....................تا شروع انقلاب اسلامى ادامه يافت. (فعاليت رقابت آميز ـ مقاومت منفى ـ مرجعيت شيعه) 23)انقلاب اسلامى ايران بعد از گذشت،چه رويدادهاي زماني رخ داد؟(بعد از گذشت بيش از هفتاد سال از انقلاب مشروطه و گذشت بيش از نيم قرن حاكميت دولت پهلوى رُخ داد.) 24) امام خمينى،انقلاب را چه هنگامى آغاز كرد و شاه كدام مأموريت را نيز برعهده داشت؟(هنگامي­كه شاه در قطب بندى سياسى بلوك شرق و غرب،در حاشيه­ي دولت­هاى غربى در جايگاهى امن قرار گرفته بود و مأموريت حفظ امنيت منطقه را نيز برعهده داشت.) 25) امام خمينى به عنوان يك مرجع دينى،عملكرد مردم را از موضع ...................... به ............................ تغيير داد.(مقاومت منفى ـ فعاليت رقابت­آميز) 26)فعاليت رقابت­آميز به رهبري امام خميني در برابر شاه،چگونه آغاز،چه حدي و چه سرانجامي يافت؟(در برابر كاپيتولاسيون،و رفتار استعمارى شاه آغاز شد،ولي درحدّ يك حركت اصلاحى رفتارى يا ساختارى متوقف نشد و به صورت يك حركت انقلابى در آمد كه حذف نظام شاهنشاهى و تحقق حكومت اسلامى را دنبال مي­كرد.) 27)حاكميت آرمانى دينى،در انديشه­ي اجتماعى و سياسى شيعى،چگونه حاكميتي است؟(حاكميت الهى است كه به وسيله­ي پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام تحقق پيدا مي­كند و در زمان غيبت امام زمان عليه السلام اين حاكميت با نصب عام الهى به فقاهت و عدالت منتقل مى شود.)28)اجراى روشمند احكام الهى،وظيفه­ي چه كسانى مي­شود؟(هم آگاه و عالم به احكام و شرايط اجراى احكام مي­باشند و هم به آگاهى خود عامل باشند.) 29)مشكل عدالت­خانه چه بود؟(اين بود كه رفتار عادلانه را بر كسانى تحميل مى­كرد كه با معيارهاى الهى بر مَسند قدرت نشسته نبودند.) 30)چرا در انديشه­ي اجتماعى و سياسى تشيع،مشروطه يك نظام آرمانى و به حسب ذات خود مشروع نبود؛بلكه نظامى بود كه در شرايط ناتوانى از برقرارى حاكميت آرمانى در قياس با نظام استبدادى اولويت و برترى پيدا مى­كرد؟(زيرا قدرت را با شمشير قوم و عشيره يا با حمايت دولت­هاي استعمارگر به دست آورده بودند و عالم به عدالت نبوده و عمل به عدالت نيز به مقدار كافي در شخصيت آن­ها نهادينه نشده بود.) 31)انقلاب اسلامى ايران،بازگشت مردم ايران به ................... بود كه در ............ آغاز كرده بودند.(حركت ناتمامى ـ مشروطه) 32)هزينه­ي نزديك به صد سال تجربه­ تاريخي انقلاب اسلامي ايران شامل چه تجربياتي مي­شد؟(تجربه­ي رقابت با منوّرالفكران غرب زده،تجربه­ي استبداد استعمارى و تجربه­ي رفتار روشنفكرانى كه در حاشيه­ي بلوك شرق و غرب عمل مى­كردند.)33)قرن بيستم را قرن ................................ مى­دانند و انقلاب اسلامى،............. انقلاب قرن بيستم است. (انقلاب­هاى آزادى بخش ـ آخرين) 34)در قرن بيستم،بسياري از جنبش­هاى آزادى بخش،در كجاها شكل گرفتند؟(در بسيارى از كشورهاى جهان سوم درآفريقا،آسياى جنوب شرقى و آمريكاى لاتين) 35) بسياري از جنبش­هاى آزادى بخش،به ......................... ختم شدند.(انقلاب­هاي اجتماعي) 36)جنبش­هاي آزادي­بخش در قرن بيستم،چه جهت­گيري­هايي داشتند؟(جهت­گيري ضد استعماري) 37)انقلاب اسلامي ايران،چه ويژگي مشتركي با ديگر جنبش­هاي آزادي­بخش در قرن بيستم،داشت؟(جهت­گيري ضدّ استعماري)38)جهت عمل انقلا ب­هاى آزادى بخش،چگونه بود؟(در جهت از بين بردن سلطه­ي سياسى كشورهاى غربى) 39)مهم­ترين ويژگي­هاي انقلاب­هاي آزادي­بخش در قرن بيستم،به جز انقلاب اسلامي ايران: 1ـ اغلب در رويارويى با بلوك غرب شكل مى­گرفتند و مورد حمايت بلوك شرق واقع مى­شدند. بلوك شرق علاوه بر حمايت سياسى،مهمات و سلاح آن­ها را نيز تأمين مى­كرد. 2ـ اغلب با جنبش­هاى چريكى گروه­ها و احزاب مختلف شكل مى­گرفتند.اين جنبش­ها يا سركوب مى­شدند يا پس از چند سال مبارزه به پيروزى دست مى­يافتند.3ـ در چارچوب نظريه­ها ومكاتبى شكل مى­گرفتند كه درحاشيه­ي فلسفه هاى غربى براى حلّ مسائل و بحران­هاى جهان غرب به وجود آمده بودند.اين نظريه­ها و مكاتب از نوع نظريه­هاى چپ به حساب مى­آمدند.4ـ در مقابله با استعمار قديم و حذف كارگزاران مستقيم غرب موفق مى­شدند،ولي در قطع وابستگى اقتصادى و فرهنگى توفيقى نداشتند؛و استعمار به چهره­اي نوين باز مي­گشت  و اين انقلاب­ها نتوانستند جايگاه خود را از حاشيه­ي قطب­هاى سياسى و اقتصادى جهان خارج كنند.40)مهم­ترين ويژگي­هاي برجسته­ي انقلاب اسلامي ايران در مقايسه با ديگر انقلاب­هاي آزادي­بخش قرن20:1ـ در رويارويي با رژيم شاه هيچ وابستگي به دو بلوك شرق و غرب نداشته و جهت­گيرى ضدّ آمريكايى و ضدّ صهيونيستى را دركنار موضع گيرى ضدّ ماركسيستى خود اعلان كرد.شعار «نه شرقى،نه غربى،جمهورى اسلامى» ناظر به اين مسأله بود.2ـ انقلاب اسلامى ايران،يك انقلاب فراگير مردمى بود.اين انقلاب از متن روابط مردم با مرجعيت و رهبرى دينى پديد آمد و همه­ي اقشار و گروه­هاى جامعه را در بر مى­گرفت.3ـ انقلاب اسلامي ايران،از متن عقايد و باورهاى اسلامى مردم و بر اساس آموزه­هاى فقهى و هستى شناسى توحيدى شكل گرفت و در حقيقت حاصل بازگشت جامعه به معرفت وآگاهى اسلامى،براى مقابله با آسيب­هايى بود كه از ناحيه­ي غرب در عرصه­هاى سياسى،اقتصادى و فرهنگى به وجود آمده بود.4ـ انقلاب اسلامى ايران تنها يك انقلاب سياسى نبود؛بلكه هويتى فرهنگى و تمدنى داشت.اين انقلاب قطب­بندى سياسى شرق و غرب را پشت سرگذارد و يك قطب­بندى جديد فرهنگى و تمدنى را به وجود آورد و خود در كانون قطب فرهنگى جهان اسلام قرار گرفت.41)شعار«نه شرقي،نه غربي،جمهوري اسلامي»،اشاره به كدام ويژگي منحصر به فرد انقلاب اسلامي ايران در مقايسه با ديگر انقلاب­هاي آزادي­بخش در قرن بيستم دارد؟(عدم وابستگي به دو بلوك شرق و غرب) 42)اغلب انقلاب­هاى آزادى­بخش در قرن بيستم،در رويارويى با ....................... شكل مي­گرفتند.(بلوك غرب) 43)انقلاب اسلامى ايران از متن ..................... و ............................... پديد آمد. ­ (روابط مردم ـ مرجعيت و رهبرى دينى) 44)انقلاب­هاي آزادي­بخش در قرن بيستم،براي حلّ چه مشكلاتي به وجود آمده بودند؟(براى حلّ مسايل و بحران­هاى جهان غرب) 45)انقلاب اسلامي ايران،از چه عقبه­اي برخوردار بود؟(از عقبه­ي كلامى  فلسفى و عرفانى جهان اسلام) 46)انقلاب اسلامى ايران تنها يك انقلاب سياسى نبود؛بلكه هويتى ................... داشت.(فرهنگى و تمدنى)47)كدام انقلاب در قرن بيستم،قطب­بندي­هاي سياسي شرق و غرب را پشت سرگذاشت و يك قطب­بندي جديد فرهنگي و تمدني را به وجود آورد؟(انقلاب اسلامي ايران)                                                                  درس14:بيداري اسلامي        نخستين انقلاب(49)1)برخى از دانشمندان علوم اجتماعى،................ را نخستين انقلابى مى­دانند كه پس از .............. در سطح جهانى اتفاق افتاده است.(انقلاب اسلامي ايران ـ انقلاب فرانسه) 2)درجهان دو قطبي قرن بيستم،چه مواردي براساس نسبتي كه با يكي از دو قطب بلوك شرق و غرب داشتند،شناساييمي­شدند؟(هويت اجتماعى افراد،جنبش­ها،گرو ه­ها،انقلا ب­ها و كشورها) 3)دو قطب شرق و غرب،درحكم دو محور مختصات براى تعيين .......................... بودند.(هويت­هاي فردي و جمعي) 4)اهميت و جايگاه افراد و جنبش­هاي انقلابي با هريك از دو محور شرق و غرب بر چه اساسي مشخص مي­شد و به آن اهميت داده يا داده نمي­شد؟(بر اساس دورى و نزديكى آن­ها با هر يك از اين دو محور مشخص مى­شد و اگر جنبش يا انقلابى خارج از دو محور مزبور شكل مى­گرفت،به آن اهميتى داده نمى­شد.)5)انقلاب اسلامى ايران نيز در اين جهان،از چه جهتي اهميت يافته بود؟(ازآن جهت كه يك نظام سياسى وابسته به بلوك غرب را هدف قرار داده بود.)6)از نظردولت­مردان آمريكا،انقلاب اسلامي ايران،به چه دليلي توان مقاومت و تداوم نيز نداشته و دير يا زود از طريق كارگزاران آن،ديگر بار،دست نياز به سوي بلوك غرب دراز مى­كرد؟ (به دليل اينكه ارتباطى با بلوك شرق برقرار نمى­كرد.)7)دولت­مردان غربي،انقلاب اسلامي ايران را با ....................... مي­سنجيدند كه در چارچوب .............. شكل گرفته بود.(موازين جهاني ـ فرهنگ غرب)8)انقلاب اسلامى ايران كه از متن فرهنگى برمى­خاست؛ ............... جهان غرب را به چالش كشيده بود.(هويت) 9)انقلاب اسلامي ايران از متن چه آرمان­هايي و براي حفظ و تأمين چه چيزهايي شكل مي­گرفت؟(از متن آرمان­هاى معنوى و توحيدى جهان اسلام براى حفظ هويت اسلامى و براى تأمين حقوق از دست رفته­ي امت اسلامى شكل مى­گرفت.) 10)چرا انقلاب اسلامي با رويكرد معنوى خود،نخستين انقلابى بود كه بعد از انقلاب فرانسه شكل مى­گرفت؟(زيرا هيچ يك از انقلاب­هاى پس از انقلاب فرانسه يك انقلاب جديد نبودند؛بلكه همه­ي آن­ها در جهت بسط و گسترش انقلاب فرانسه بوده اند.)11)اطلاعاتي پيرامون انقلاب كبير فرانسه:1ـ سال وقوع:1789 ميلادي                                    4ـ در ابتداي شكل­گيري گرفتار مشكل            2ـ كشور فرانسه                                                      5ـ آغاز حيات مجدد به صورت سلسله انقلاب­هاي 1930 و 1948 3ـ اساس شكل­گيري ارزش­هاي مدرن پس از رنسانس   12)اطلاعاتي پيرامون انقلاب اكتبر 1917:   1ـ سال وقوع 1917 در كشور روسيه2ـ خصلت سكولار و دنيوي در چارچوب آرمان­ها و ارزش­هاي روشنگري مدرن3ـ رويكرد چپ و سوسياليستي13)انقلاب­هاي آزادي­بخش قرن بيستم،تقليدهاى ................................. بودند.(بدلي از انقلاب­هاي مدرن)14)انقلاب اسلامي ايران،الگوي رفتاري خود را از كجا گرفته و خود را سازمان داده است؟(از فقه اجتماعي و سياسي شيعي گرفت و رفتار اجتماعي خود را نيز بر همان اساس سازمان داد.)15)انقلاب اسلامي ايران،با تجديد حيات معنوي و توحيدي،به چه مواردي پرداخت؟ (هم از منظر ديني و فرهنگي به شناخت بحران و چالش­هاى جهان اسلام پرداخت و هم با بازگشت به هويت اسلامي خود،فرصت جديدى را براي جهان غرب،جهت عبور از بحران­هاي معرفتي و معنوي آن پديد آورد.)          قيام­ها و انقلاب­هاى اسلامى16)دولت­مردان و روشنفكران جهان اسلام قبل از انقلاب اسلامى ايران،اغلب براساس چه نظرياتي به مسايل و مشكلات جوامع خود مي­نگريستند؟ (اغلب با الگو قراردادن كشورهاى غربى براساس نظريه­هايى كه توسط مردم شناسان و جامعه شناسان غربى،در متن فرهنگ مدرن براى حل مسايل آنان شكل گرفته بود.) 17)دولت­مردان و روشنفكران جهان اسلام قبل از انقلاب اسلامى ايران،مسايل جهان اسلام را با دو رويكرد ارزيابي مي­كردند؛آن دو كدام­اند؟(رويكرد اول،از نوع مشكلاتى بود كه در اثر تأخر تاريخى براى رسيدن به جوامع غربى پيش آمده بود.رويكرد دوم،اين مسايل از نوع مشكلاتى بودكه نظام سرمايه­دارى و ليبراليسم غربى به وجود آورده بود.) 18) «.................» نخستين قبله­گاه مسلمانان،حكم «.....................» جهان اسلام را داشت.(فلسطين ـ قلب مجروح) 19)گروه­هاى مبارز فلسطينى ناگزير به كدام بلوك ملحق شدند؟(بلوك شرق،كه جبهه­ي پايدارى و مقاومت را تشكيل مي­دادند.) 20)گروه­هاى مبارز فلسطينى كه به ناگزير به بلوك شرق ملحق شده بودند؛چه هويت و انديشه­هايي داشتند؟(تعدادى از گروه­هاى فلسطينى هويت ماركسيستى و تعدادي ديگر انديشه­هاى ناسيوناليستى داشتند.)21)گروه هاى ماركسيستي و ناسيوناليستى،چه باورها و موضع­گيري­هايي نسبت به اسلام واعتقادات ديني داشتند؟(گروه­هاى ماركسيستي با هويت الحادى خود،جايگاهى براى باورها و اعتقادات دينى و معنوى قايل نبودند و گروه­هاى ناسيوناليستى،از موضع قوم­گرايى عربى،به اسلام مى­نگريستند و اسلام را از جهت اين­كه پديده­اى عربى است،آن را مي ـپذيرفتند.) 22)از سلاح­هاى كارآمد گروه­هاى فلسطينى،.................................... بود.( موشك­هاى سام هفت روسى)23)بعد از مرگ جمال عبدالناصر،در مصر چه كسي،و در كدام قرارداد،اسراييل ر ابه رسميت شناخت؟(انور سادات ـ قرارداد كمپ ديويد) 24)اهميت وقوع انقلاب اسلامي ايران،در منطقه­ي خاورميانه،چه بود؟(اهميت انقلاب در مسيرى بود كه براى مبارزه با صهيونيسم ارائه مى­داد.) 25)انقلاب اسلامي،به واسطه­ي چه عواملي،مسأله­ي اسراييل را به عنوان مسأله­ي جهان اسلام مطرح مي­كرد؟(به واسطه­ي بازگشت به اسلام و با اتكاي به فقه سياسى و اجتماعى)26)بازگشت به اسلام و اتكاي به فقه سياسى و اجتماعى،و مطرح شدن اسراييل به عنوان مسأله­ي جهان اسلام چه پيامدهايي را در پي داشت؟(اولاً مشروعيت قرارداد كمپ ديويد را در باور و اعتقاد مسلمانان،مخدوش كرد.ثانياً مقاومت در برابر صهيونيسم را از موضع باور و اعتقاد اسلامى و با اتكا به ايمان به خداوند و قدرت الهى آغاز كرد.) 27)نتيجه­ي حركت بازگشت به اسلام با اتكاي به فقه سياسي و اجتماعي،چه بود؟(قتل انورسادات توسط اسلام خواهان مصر و شكل­گيرى انتفاضه و جنبش­هاى جديد اسلامى در فلسطين) 28)جهاد اسلامى افغانستان در برابر حكومت وابسته به بلوك شرق،بُعد ديگرى از.................... را در جهان اسلام نشان داد.(تاثيرات انقلاب اسلامى)29)دو نمونه از تأثيرات انقلاب اسلامي در جهان اسلام:1ـ جهاد اسلامي افغانستان2ـ تشكيل جبهه­ي نجات اسلامي در سال 1989 در الجزاير30)دولت­هاي غربي تلاش مي­كردند تا سلسله قيام­ها و انقلاب­هاي گسترده مردم در كشورهاي عربي از سال 1389 تا كنون را،چگونه معرفي كنند؟(آن­ها را بخشى از فرايند غربى شدن كشورهاى عربى معرفى كنند.) 31)به قدرت رسيدن اسلام خواهان در كشورهاي عربي،در سال­هاي اخير،(1389)نشان داد كه اين انقلاب­ها حكايت از ..................... دارد.(شروع بيداري اسلامي) 32)«بهار عربي» اشاره به چه موضوعي دارد؟(معرفي كردن انقلاب­هاي كشورهاي عربي در سال­هاي اخير توسط دولت­هاي غربي كه آن را بخشي از فرايند غربي شدن كشورهاي عربي مي­دانستند.) 33)نخستين بيدارگران در جهان اسلام،چه چيزي را دنبال مي­كردند؟ (استقلال و عزّت جهان اسلام را) 34)نخستين بيدارگران در جهان اسلام،انديشمندان و عالمانى بودندكه استقلال و عزت جهان اسلام دنبال مي­كردند.آن­ها براي رسيدن به اين منظور چه مي­كردند؟(به اصلاح رفتار حاكمان جوامع اسلامى مى­پرداختند.) 35)بيدارى اسلامى،حاصل انتقال بيدارى از ................ به متن مردم و ..................... جامعه­ي اسلامى است. (سطح نخبگان ـ فرهنگ عمومى) 36)انقلاب اسلامى ايران از طريق............... ،الگوى جديدى را در برابر امت اسلامى قرار داده است.( بيدارى اسلامى) 37) اگر بيدارى اسلامى در سطح جوامع اسلامى تحقق پيدا كند،به سوي چه نظامي حركت و سازمان مي­يابد؟(به سوى نظامى حركت خواهد كرد كه فارغ از قدرت­هاى قومى و قبيله اى و الزامات امنيتى،بر مدار فقاهت و عدالت،سازمان مي يابد.)           جغرافياى فرهنگى جهان جديد 38) انقلاب براساس آموزه­هاى اسلامى،چه رسالت­هايي را براي خود مي­ديد؟1ـ از عزّت و اقتدار جهان اسلام پاسداري مي­كرد.2ـ دفاع از محرومان و مستضعفان جهان را وظيفه­ي خود مى­دانست.3ـ فطرت الهى همه­ي انسان ها را مخاطب پيام خود قرار مى­داد و حلّ مشكلات معرفتى و معنوى بشريت را در محدوده­ي رسالت خود مى­ديد.39)امام خمينى در نامه­اى كه براى گورباچوف نوشت،با استفاده از ............ و ............. به اشكالاتي در مورد حس­گرايي و عقل اشاره كرد.(حكمت مشاء ـ حكمت اشراق) 40)به موازات آرمان­ها و ارزش­هاي انقلاب اسلامي ايران،حضور و تأثير جهاني آن فراتر از مرزها،چه مواردي فرصت بروز و ظهور پيدا كردند؟(بحران­هاى عميق معرفتى و معنوى جهان غرب و چالش­هاى مربوط به آن با انقلاب اسلامى و شكل­گيرى جنبش هاى اسلامى)41)با بيدارى اسلامى رويكرد دينى و معنوى به زندگى اجتماعى در سطوح ............................... به وجود آمد.(سطوح مختلف جوامع غربي)42)از نخستين تلاش­هايى كه براى مقابله با انقلاب اسلامى ايران انجام شد: (كودتاى نوژه و هشت سال جنگ تحميلى بر ايران) 43)در جنگ ايران و عراق،همه­ي كشورهاي اروپايي و بلوك شرق و غرب،................ پيدا كردند.(وحدت راهبردي) 44)كشورهاى غربى در نخستين نظريه­پردازي هاي خود به دنبال آن بودند تا ................................. را به شكل­گيرى .................. بر مدار يك................  معنا كنند.(فروپاشى بلوك شرق ـ نظم نوين جهانى ـ قطب واحد) 45)نظريه­پرداز پايان تاريخ كيست؟(فوكوياما) 46)چه پديده­اي بر نظريه­ي پايان تاريخ فوكوياما،خط بطلان كشيد؟(موفقيت انقلاب اسلامي ايران و پيامدهاي جهاني آن) 47)نظريه­ي جنگ تمدن­ها(هانتينگتون)،ضمن اعتراف به شكل­گيري قطب بندي جديد فرهنگي و تمدني،دو مورد را مطرح مي­كرد:اولاً با طرح ديگر تمدن­ها در عرض تمدن اسلامي،جايگاه برجسته و منحصر به فرد انقلاب و فرهنگ اسلامي را ناديده مي­گرفت.ثانياً با طرح جنگ تمدن­ها،رويكرد خصمانه­ي جهان غرب را به جنبش­هاي اسلامي نتيجه­ي ورود مجدد ديگر فرهنگ­ها به عرصه­ي زندگي بشر،معرفي مى­كرد و از اين طريق،هراسي را كه پس از جنگ جهاني دوم،نسبت به بلوك شرق وجود داشت،متوجه جهان اسلام مى­گرداند.(همان اسلام هراسي)48)اقتصاد و سياست جهان غرب،در شرايط فعلي كه ابعاد جهاني پيدا كرده نيازمند به چيست؟(مناطق پيراموني) 49)دنياي غرب،صرف نظر از بحران­هاي معرفتى و معنوى خود،براي تأمين نيازهاي اقتصادي و سياسي ناگزير از مقابله با حركت مستقلى است كه درجهان اسلام شكل گرفته است و به اين منظور فعاليت­هاي زير را انجام مي دهد:1ـ مقابله­ي نظامي و سياسي از طريق حضور مستقيم؛مانند آن­چه در افغانستان و عراق رخ داده است.2ـ محاصره و تحريم اقتصادي از طريق سازمان­هاى بين المللى مانند آن­چه نسبت به ايران انجام مى­دهد.3ـ تبليغ معنويت­هاى كاذب و سكولار در كشورهاى غربى براى اشباع خلاء معنوى فرهنگ غرب.4ـ تصويرسازى خشن و غيرعقلانى از فرهنگ اسلامي از طريق سازماندهي و شكل­دهي جريان هاي تروريستي وهابى.5ـ تفسيرهاي سكولار از اسلام و حمايت از اسلام آمريكايى براى بدل سازى نسبت به انقلاب اسلامى.6ـ مديريت جنگ رسانه­اي همه جانبه در برابر حركت فرهنگي جهان اسلام.7ـ ايجاد اختلافات فرقه­اى و مذهبى براى تضعيف جهان اسلام.     نظرات داده شده به اين مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 15:33  توسط گروه اجتماعی  | 

سوالات کتاب علوم اجتماعی پیش دانشگاهی جدیدالتالیف


سوالات درس اول










 سوالات درس اول
-1-  جهان انسانی وجهان فرهنگی راتعریف کنید.جواب: جهانی که محصول زندگی ، اندیشه وعمل انسان است ، جهان انسانی است . به هویت فرهنگی جهان اجتماعی جهان فرهنگی گفته می شود. 2-  جهان انسانی وجهان فرهنگی چه رابطه ونسبتی با یکدیگردارند؟ جواب :  جهان فرهنگی و جهان اجتماعی بخشی از جهان انسانی است زیرا جهان انسانی دارای بعدفردی وبعداجتماعی است. 3-  جهان انسانی به چند بخش تقسیم می شوند؟  جواب: بخش فردی که مربوط به زندگی شخصی ، اخلاقی وروانی فرد است . بخش اجتماعی که مربوط به زندگی اجتماعی وارتباطات انسان هاست. 4-  بخش های فردی واجتماعی جهان انسانی هریک به چه نام های دیگری نامیده می شوند؟ جواب :  بخش فردی رابه جهان ذهنی وبخش اجتماعی رابه جهان فرهنگی  تعبیر می کنند. وقتی اندیشه محصور درذهن است جهان فردی ( ذهنی ) است. وقتی اندیشه دیگران تحت تاثیر قرار می دهد جهان فرهنگی ( اجتماعی ) است . 5-  جهان ذهنی باجهان فرهنگی چه رابطه ای دارند؟ جواب :  وقتی اندیشه ی فردی ازذهن به عمل درآید ودیگران را متاثرسازد  جهان فردی با جهان اجتماعی ( فرهنگی ) رابطه برقرارکرده است .  مثلا اندیشه ی خودمان را به صورت  گفتارونوشتاردرآوریم وبه دیگران تحویل دهیم . 6-  لایه های عمیق ( بنیادین ) ولایه های غیربنیادین ( سطحی) فرهنگ رابنویسید.  جواب : عقاید وارزش لایه های بنیادین ( عمیق ) وهنجارها ورفتارها غیربنیادین ( سطحی ) فرهنگ  هستند. 7-  لایه های عمیق فرهنگ بالایه های غیربنیادین فرهنگ چه رابطه ای دارند؟ جواب:  هرفرد براساس لایه های بنیادین فرهنگ خود(ارزش ها وعقاید ) رفتارمی کند  ،زندگی روزمره خودراتفسیر می کند ودرباره ی آنها تصمیم می گیرد. 8-  جهان فرهنگی  وجهان ذهنی چه رابطه ای بایکدیگردارند؟جواب : هراندیشه فردی ( ذهنی ) جهانی است که تفکراجتماعی را رشد می دهد. تفکراجتماعی برتک تک  افراد اثر می گذارد.این دوجهان  بایکدیگرتعامل متقابل دارند .جهان فرهنگی ارزش ها وعقایدرابرای فرد به وجودمی آورد. جهان ذهنی ارزش ها وعقایدرادرقالب هنجارها ورفتارهای عملی درمی آورد. مثلا جهان فرهنگی می گوید  خداپرست باش وظلم بداست. جهان ذهنی می گوید دزدی نکن وروزه بگیرو... 9-  منظورازجهان عینی چیست؟ چه ویژگی هایی دارد؟  جواب : جهان عینی جهانی است که خارج از اراده وفعل انسان هااست .1-محدودبه طبیعت نیست. 2- شامل  موجودات تکوینی  هم هست. 3- باجهان انسانی درارتباط است ولی تحت امرانسان نیست. 10- کسانی که جهان عینی رابه طبیعت محدود می کنند جهان راچگونه تقسیم بندی می کنند؟  جواب: 1- جهان طبیعت ( محسوسات ) 2- جهان ذهن( روان واندیشه انسان) 3- جهان فرهنگ ( عقاید،ارزش ها وآرمان های انسان ) 11- متفکران مسلمان جهان عینی راچگونه یاد می کنند؟   جواب :  جهان تکوین  هم می گویند چون  محدودبه  طبیعت ومحسوسات نیست  وشامل امورعالم دیگر هم می باشد. مانند آخرت ، شهادت ، فرشته آسمانی  ، بهشت ، جهنم ، ملکوت ،کهکشان ها،  دنیا و... 12- جهان انسانی باجهان عینی چه ارتباط وپیوندی دارد؟   جواب : جهان عینی با پدیده های  طبیعی وفوق طبیعی  خود درعالم هستی  برذهن  ( اندیشه ، روان ، اخلاق ) وفرهنگ ( عقاید،ارزش ها ورفتارها) اثرمی گذارد . 13-  درخصوص اهمیت ، ارتباط وتاثیرجهان های مختلف چه دیدگاه هایی وجوددارد؟  جواب : دیدگاه اول : جهان عینی همان جهان طبیعی است وتفاوتی بین علوم طبیعی وعلوم انسانی وجودندارد.ذهن وفرهنگ هم  هویتی مادی دارند مانند مارکسیست ها ، رئالیست ها دیدگاه دوم :  طبیعت ماده بی جان وآماده برای پذیرش  انسان ها است  جهان فرهنگی است که طبیعت را معنا وشکل می دهد وفرهنگ فراتراز جهان ذهنی وجهان عینی وجهان طبیعی است مانند   ایدآلیست ها دیدگاه سوم : هردوجهان  فرهنگی عینی  درتعامل هستندوجهان عینی  محدود به جهان طبیعی نیست وادراک هم محدودبه انسان ها نیست براساس حکمت خداونداست ولی این حکمت الهی  جهان فردی را بی مسئولیت نمی داند. 14-  نگاه قرآنی درخصوص جهان های عینی ،فرهنگی وانسانی چگونه است ؟  جواب : 1- جهان عینی فراتراز محسوسات وطبیعت است.  2- اداراک محدودبه جهان انسان ها نیست .  3- جهان عینی براساس حکمت الهی با انسان ها  ارتباط دارد. 4-  انسان هادرقبال  جامعه و فرهنگ خود مسئولیت دارند.  15- ازمنظرقرآن درچه صورتی جهان عینی برکات خودرابه روی انسان ها می گشاید ودرچه صورتی آنهارا پنهان می سازد؟  جواب :هرگاه انسان ها اخلاق الهی داشته وجامعه نیز ازفرهنگ توحیدی برخوردارباشد جهان عینی برکات خودرا به روی انسان ها می گشاید واگررفتارافراد وفرهنگ آنها هویتی  مشرکانه داشته  باشد ظرفیت های الهی  وآسمانی پنهان می شوند.         
 فعایت های درس یک
 16-  چگونه اندیشه فردی وارد حوزه فرهنگی می شود؟ جواب :  وقتی فردی  ذهنیت خودرابه عمل درمی آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است .  راه های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر ورفتارهای اجتماعی است. 17-   تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟ جواب :  جهان انسانی تحت امر اراده ی انسان است وبا انسان به وجود می آید ولی  جهان عینی خارج از فعل انسان است  وقبل وبعدازانسان هم وجودداشته وخواهدداشت. مثلا   رانندگی امری  مربوط به جهان انسانی است ولی خورشیدگرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی  وتکوینی است . 18-  برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی رابنویسید.   جواب : آیه 44 سوره انعام : پس چون آنچه ازنعم الهی به آنها تذکرداده شدهمه رافراموش نمودندماهم  ابواب هرنعمت رابه روی آنها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خواروناامید گردیدند.  آیه 41 سوره روم : فساد وپریشانی به کرده ی بد خودمردم درهمه ی برو بحر پدید آمد تاماهم کیفر بعضی اعمالشان  رابه آنها بچشانیم باشد  که پشیمان شده وبه درگاه خدا  بازگردند. آیه 96 سوره اعراف : وچنانچه  مردم شهر ودیار همه ایمان آورده وپرهیزکار می شدند همانا مادرهای برکات آسمان وزمین رابرروی آنها می گشودیم ولیکن چون تکذیب آیات کردند ماهم سخت به کیفرکردار زشتشان
 سوالات  ، فعالیت ها و پاسخ های درس دوم
 1-    کدام موجودات ازتاریخ مشترک برخوردارند؟ مثال بزنید. جواب: موجوداتی که ازهویت مشترکی برخوردارند 2-    به دلیل کدام توانایی برخی ازموجودات درمناطق مختلف جغرافیایی یافت می شوند؟ جواب: به دلیل توان انطباق وسازگاری با محیط 3-    چگونه انسان امکان سازگاری با شرایط مختلف جغرافیایی راپیدا می کند؟  جواب : آدمی بافعالیت های انسانی وفرهنگی خود وازطریق تصرفاتی که درطبیعت انجام می دهد امکان سازگاری با شرایط مختلف جغرافیایی راپیدامی کند. 4-    چرا فرهنگ ها، اخلاق ها وتاریخ بشر یکسان ومشترک نیست؟ جواب: زیرا انسان هااز عقایدوارزش ها وهویت های متفاوتی برخوردارند. 5-    فرهنگ هاازنظرقابلیت گستره ی جغرافیایی ،تداوم وانتقال چنددسته اند؟ جواب: 1-فرهنگ هایی که درطول زمان دریک سرزمین واحد به وجودآمده اند وفرهنگ هایی که درزمان واحددرسرزمین های متعددبه وجودآمده اند. 2- فرهنگ هایی باعمرکوتاه  وفرهنگ هایی بادوام طولانی3- فرهنگ هایی که قابلیت عبورازمرزهای جغرافیایی رادارندوجهانی می شوند ، فرهنگ هایی که ناظربه قوم خاص ومحدوده ی خاص جغرافیایی  هستند. 6-    کدام فرهنگ ها قابلیت وظرفیت جهانی شدن ندارند؟ جواب:1- فرهنگ هایی که ارزش ها وعقاید آنهاناظربه قوم ومنطقه خاصی است2- نگاهی سلطه جویانه نسبت به دیگر اقوام ندارند. 7-    فرهنگ هایی که به سوی جهانی شدن حرکت می کنند چنددسته اند؟ جواب: 1- فرهنگی که عقاید،رفتاروارزش های آن ناظربه قوم یامنطقه یا گروه خاصی است مانند صهیونیست ها که متوجه نژادخاص بارویکردخاص مادی هستند.2- فرهنگی که عقاید،ارزش ها وهنجارهایش درخدمت قوم خاصی نیست وازسعادت همه انسان ها سخن می گویدمانند فرهنگ اسلامی 8-    فرهنگ سرمایه داری (فرهنگ سلطه ، فرهنگ استکبار)ازچه ویژگی هایی برخورداراست؟ جواب: 1- ثروت وقدرت درکانون توجه اوست.2- کشورهای دیگررادرپیرامون قدرت وثروت به خدمت می گیرد.3- تسلط یک قوم ،جامعه وگروه خاص رابردیگران دنبال می کند.4- دیگران را به ضعف وناتوانی می کشاند. 9-    کدام فرهنگ ها ازعقاید و آرمان های مشترک انسانی سخن می گویند؟ جواب: فرهنگی که درخدمت گروه وقوم خاصی نیست وسعادت همه انسانها رادنبال می کند. 10-کدام فرهنگ ها  شایستگی حرکت به سوی یک فرهنگ جهانی رادارند؟            جواب:   1- عقاید،ارزشها وآرمان هایشان موافق فطرت آدمیان باشد. 2-  هنجارهاورفتارش مطابق با آرمان ها و عقایدش باشد. 11-فرهنگ حق  چه نوع فرهنگی است؟ جواب: فرهنگی که عقاید، ارزش ها ورفتارهایش مطابق نیازهای فطری  انسان ها باشد. 12-مدینه ی فاسقه فارابی چه  نوع جامعه ای است؟ جواب :  جامعه ای که عقایدوارزش هایش حق است ولی هنجارها ورفتارهایش موافق با آن عقایدوارزش هانباشد. 13- فرهنگ مطلوب جهانی ازچه ویژگی های عام وجهان شمولی بایدبرخوردارباشد؟ جواب: حقیقت، معنویت،عدالت ،حریت (آزادگی ) مسئولیت وعدالت . 14-چرا حقیقت یکی از ویژگی های فرهنگ جهانی مطلوب است؟ جواب: زیرافرهنگی که به حقیقتی قایل نباشدنمی تواند ازمعیارسنجش ارزش ها برخوردارباشدوتوان دفاع عقیدتی ازخودراندارد. 15-چه نوع فرهنگ هایی درصورت گسترش انسانیت رابابحران های روحی وروانی گرفتار می سازند؟ چرا؟ جواب: فرهنگ هایی که فقط به نیازهای مادی انسان توجه می کنند.زیراازپاسخ به پرسش های بنیادین درباره مرگ وزندگی، سعادت معنوی وابدی انسان ها ناتوان و غافل اند. 16-چرامعنویت یکی از ارزش های فرهنگ مطلوب جهانی است؟ جواب: چون این فرهنگ می تواندبه پرسش های بنیادین انسانهادرخصوص مرگ وزندگی وسعادت معنوی وابدی پلسخ دهد ومانع بحران های روحی انسان ها می شود. 17- ارزش عدالت وقسط چه تاثیری درفرهنگ جهانی دارد؟ جواب: مانع پایمال شدن حقوق انسان ها ودوقطبی شدن جهان وبهره کشی ظالمانه می شود. 18-حریت وآزادگی درمعنای راستین چگونه است؟ جواب: آزادی ازقیدوبندهایی که مانع از رسیدن آدمی به حقیقت و حقوق انسانی اش می شود. 19- انواع آزادی وحریت را توضیح دهید: جواب: 1- آزادی که انسان راازمعنویت وبندگی خدادورمی کند.2- آزادی که وسیله ای برای رسیدن به خدا است. 20- کدام ارزش هایک فرهنگ رادربرابر فرهنگ های رقیب مقاوم می سازند؟ وزمینه سازگسترش آن هستند؟چرا؟ جواب: مسئولیت وتعهد زیرا  رویکردهای تقدیرگرایانه  وغیرمسئولانه  مقاومت فرهنگی را ازبین برده وزمینه سازنفوذ وتسلط بیگانگان هستند. 21-فرهنگی که مطلوبیت جهانی داردبایددارای چه سطوحی ازعقلانیت باشد؟ جواب: 1- عقلانیتی که ازجهان بینی وارزش های آن دفاع کند. 2- عقلانیتی که  براساس ارزش هاوعقایدخودبه نظام سازی ومدیریت اجتماعی  بپردازد. 22-درچه صورتی فرهنگ دچارنسبیت می شود؟ جواب : درصورتی که  ازعقلانیتی برخوردارنباشدکه ازجهان بینی وارزش های کلان، ولایه های بنیادین وهویتی خود دفاع کند. 23-درچه صورتی فرهنگی که ادعای جهانی دارد ناکام می ماند؟ جواب: درصورتی که 1-فرهنگ نتواندبرمبنای ارزش ها وعقایدخودیک نظام جهانی تعریف کند. 2- فرهنگ نتواندمسیرحرکت به سوی یک نظام  رابرای عبورازشرایط متغییر ومتحول اجتماعی ترسیم کند. 
 فعالیت های درس دوم :
24-درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ هایی شکل گرفته اند؟چه عناصری ازاین فرهنگ هاباقی مانده است؟ جواب:1- ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی، دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز، اهمیت نور،2-ایران اسلامی باعناصر:  آخرت ، توحید، علم آموزی، خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3- ایران معاصرباعناصر: مقاومت ، مشروطه ، استکبارستیزی، بازگشت به خویشتن ، انقلاب ، هویت یابی ، مقاومت فرهنگی 25-نمونه های تاریخی فرهنگ هایی که عقاید وارزش های آنها باهنجارها ورفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید. جواب :1- جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند .2- الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزادرابرهم زد. (1990) 3- دراروپاکسی حق مخالفت باهالوکاست راندارد. 4- درجامعه ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله  ارزش ها وعمل به وجودآمده است.(ارزش های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد. ) 26-ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ جواب: 1- مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی  نزدیک شدن به خدااست. 2- آزادی غربی نوعی اسارت انسان درمادی گرایی است ولی آزادی اسلامی  آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست .( آزادی ازنفس اماره) 3- آزادی غربی انسان را ازمعنویت وبندگی خدادورمی کندولی آزادی اسلامی  راهی برای رسیدن به خدااست.
 سوالات  وفعالیت های همراه باپاسخ درس سوم - 
  1-مدینه ی تغلب  درگونه شناسی فارابی چگونه جامعه ای است؟ جواب: جامعه ای که سلطه بردیگرجوامع راارزش اجتماعی برتر خودمی داند. 2-     درگذشته امپراتوری ها چگونه شکل می گرفتند؟ جواب: ازطریق کشورگشایی  باقدرت نظامی  وحضورمستقیم سربازان پیروز 3-    سلطه و غلبه اقوام بردیگران درتاریخ گذشته چگونه بوده است ؟ جواب : غلبه ی نظامی باحضورمستقیم قوم مهاجم درمناطق جغرافیایی تحت سلطه ( البته درهمه موارد بسط فرهنگی قوم غالب را به دنبال ندارد.) 4-    درگذشته اقوام شکست خورده  دراثرحمله ی نظامی چگونه باردیگربه استقلال می رسیدند؟ ودرچه صورتی گروه مهاجمان رادرخود هضم می کردند؟  جواب : درصورتی که قوم مغلوب هویت فرهنگی  خودراحفظ کن با ضعیف شدن  تدریجی قدرت نظامی مهاجم ، می تواندباردیگراستقلال سیاسی  خودرا به دست آورد. واگرازفرهنگ غنی وقوی برخوردارباشد می تواند گروه مهاجم رادرفرهنگ خودهضم کندمانند ایرانیان مسلمان که  مغولان رادرخودهضم کردند. 5-    چرا امپراتوری مغول  منجر به  فرهنگ جهانی نشد؟ جواب: زیرا  فرهنگ مغولان فرهنگی  قومی وقبیله ای بود وشایستگی لازم رابرای یک فرهنگ جهانی  نداشت وسریعا تحت  تاثیرفرهنگ جوامع مغلوب خود قرارگرفتند. 6-    نمونه هایی از جهان گشایی که منجربه جهانی شدن فرهنگ نشدمثال بزنید. جواب:  فتوحات  ایرانیان باستان ، تصرفات مغولان 7-     مغولان تحت تاثیر هویت فرهنگی کدام جوامع مغلوب قرارگرفتند؟ جواب: چین ، هند ،  ایران 8-    ویژگی اغلب جهان گشایی ها وامپراتوری ها چه بود؟  جواب : 1- سرزمین های تصرف شده به تدریج  استقلال می یافتند. 2-  با کشتارها وخسارات  انسانی واقتصادی فراوان همراه بود. 9-    واژه امپریالیسم وانواع آن راتوضیح دهید . جواب : ازواژه امپراتوری گرفته شده و به نوع سلطه ای اطلاق می شود. 1- امپریالیسم سیاسی : اشغال نظامی جوامع ضعیف است . 2- امپریالیسم  اقتصادی :  اشغال  بازار، مواد خام  وقدرت اقتصادی  دیگرجوامع. 3- امپریالیسم فرهنگی: مقاومت فرهنگی  جامعه تحت سلطه سیاسی واقتصادی فروریزد وبرتری فرهنگی  جامعه مسلط پذیرفته شود. 10-واژه های استعمار ومستعمره راتعریف کنید وبنویسیدازچه زمانی شروع شدوبه اوج رسید؟  جواب: اشغال یک سرزمین باتوسل به قدرت سیاسی ونظامی استعماراست وکشور تحت سلطه استعمار ، مستعمره است . ازقرن 15 به بعدتوسط اروپاییان شروع شد ودرقرن 19 به اوج رسید و مستعمراتشان از35 درصدبه 67 درصدرسید . 11-دلیل موفقیت وگسترش استعمار اروپاییان چه بود؟  جواب: 1- پیشرفت درزمینه ی دریانوردی 2- فنون نظامی واقتصاد صنعتی اروپا 12-دردوران استعمار عملکرد اروپاییان درقاره امریکا  وجزایراقیانوس ها چگونه بود؟ جواب: به نسل کشی وازبین بردن ساکنان بومی پرداختند.15 میلیون سرخ پوست راکشتند ومناطقی( کوبا،هائیتی، نیکاراگوئه وسواحل ونزوئلا) راخالی ازسکنه کردند. 13-انواع استعمار درطول تاریخ چندنوع  بوده است ؟ جواب: استعمار کهن با غلبه وتسلط نظامی برجوامع تحت سلطه 2- استعمار نوباغلبه اقتصادی برجوامع تحت سلطه 3- استعمارفرانو باغلبه فرهنگی برجوامع تحت سلطه 14-ویژگی های  استعمار نو را چیست ؟ جواب : 1- پس از شکل گیری جنبش های استقلال طلبانه کشورهای مستعمره درقرن بیستم به وجود امد. 2- ازمجریان بومی وداخلی کشورهای مستعمره استفاده می کردند. 3- برای به قدرت رساندن نیروهای وابسته ازکودتای نظامی  استفاده می کردند.4-  شکل غلبه ی انها اقتصادی ووابستگی  ساختارهای اقتصادی ، سیاسی و مالی بود وکنترل بازار  وسیاست  مستعمرات رادردست می گرفتند. 15- انواع استعمار (قدیم ، نو وفرانو) درچه  نکته ای اشتراک  دارند؟ جواب : هرسه فراورده ی فرهنگ سلطه ی غرب  هستند. 16- استعمار قدیم با استعمار نو چه تفاوت هایی داشته است ؟ جواب : 1- استعمار قدیم  باغلبه ی نظامی وسیاسی بوده است ولی استعمارنو باغلبه ی اقتصادی وسیاسی 2- مجریان استعمار قدیم بیگانه وخارجی بوده اند( حضورآشکار استعمارگران ) ولی مجریان استعمار نو بومی وداخلی ( حضور  غیرمستقیم وپنهان استعمارگران )محسوب می شدند . 17- استعمارفرا نو دارای چه ویژگی هایی است ؟ جواب : 1- بیشترازابزارهای فرهنگی، علمی  ، رسانه ای وفناوری استفاده می کند.2- استعمارگران ومجریان هردوپنهان اند. 3- هویت فرهنگی( عقایدوارزش ها) دیگرکشورهاهدف قرارمی گیرد.4- سلطه ی غرب برهمه جهان راتحت پوشش جهانی شدن دنبال می کند.  فعالیت های درس سوم :
18- فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است ؟ جواب:تضعیف مقاومت فرهنگی ، ایجادتزلزل وتحول فرهنگی درقوم مغلوب ، تحقیرفرهنگی قوم مغلوب ، هویت زدایی  فرهنگی قوم مغلوب، استعمارفرهنگی 19-درباره عملکرد اروپاییان  درقاره ی آفریقا بنویسید. جواب:دربعدنظامی :به تسخیر آفریقا پرداختند. دربعد اقتصادی: بازارها ، منابع ومواداولیه ی آفریقا اشغال شد  ودروجه فرهنگی :زبان وادبیات  بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی وفرانسه  شده است . 20-درباره مراحل گسترش نظام سلطه غرب ووجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هرمرحلیه ،درمراحل دیگروجودندارد؟ جواب: دراستعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضورمستقیم نیروهای استعمارگراست. (مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست .( مجریان بومی وداخلی اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب  فرهنگی باابزار فناوری رسانه ای است ( مجریان بومی وسیاست هانیز ظاهرابومی اند. ) می توانند این وجوه بایکدیگرهمزمانی داشته باشند ، مثلا دراستعمارقدیم گاهی  هم استعمارسیاسی ،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است ، نمونه ی آن مستعمرات آفریقایی 
 سوالات و فعالیت های درس چهارم 
 1-  ویژگی ها ، ارزش ها وتوان مندی های جهان اسلام برای  ساختن یک فرهنگ جهانی چیست؟  جواب : 1- اصول اعتقادی وارزش های آن ثابت است.(خاص یک نسل ویک عصرنیست.). 2- اصول وارزش هایش  بانظام آفرینش  وفطرت آدمیان مطابقت دارد . 2-    ویژگی های انسان ازدیدگاه اسلام  چیست ؟  جواب: 1- انسان موجودی مختار، مسئول ومتعهد است .2- انسان خلیفه خدادرزمین است .3- انسان فطرتی الهی وکرامتی ذاتی دارد. 4- سعادت انسان در نزدیک شدن به خدا است. 5- شقاوت انسان درفراموشی خود، خدا ومحدودکردن زندگی به این جهان است . 6- انسان  مسئول آبادی  این جهان وپرهیزازفساداست. 3-    جایگاه  عقل دردیدگاه ا سلام چگونه است ؟  جواب: عقل درفرهنگ اسلام  محبوب ترین مخلوق خداست وپیامبران برای برانگیختن عقل مبعوث شده اند. 4-    پیامبران  به چه منظوری مبعوث شده اند؟ جواب: پیامبران برای برانگیختن عقل ، اجرای  عدالت  وجلوگیری ازتراکم ثروت دردست  اغنیا وآزادسازی  مستضعفان ازحاکمیت مستکبران وحاکمیت حق مبعوث شده اند. 5-    مراحل گسترش فرهنگ اسلامی  درمقاطع تاریخی را نام ببرید . جواب : 1-عصرنبوی 2- دوران خلافت  3- دوران استعمار  4- بیداری اسلامی 6-    ازمراحل گسترش فرهنگ ا سلامی ، عصرنبوی رابه اختصار  توضیح دهید .  جواب: پیامبر آیات توحیدی را در جامعه جاهلی قبیله ای عربستان  تبلیغ نمود. پس از13 سال مقاومت دربرابرفشارهای  قبیله ای حکومت ا سلامی  تشکیل داد و10 سال به رفع موانع  سیاسی آن پرداخت. به امپراتورهای زمان  خودبرای پذیرش ا سلام دعوت نامه فرستاد.  گروه های مختلف  شبه جزیره درسال نهم هجرت  برای پذیرش ا سلام به مدینه آمدند. 7-    ازمراحل گسترش فرهنگ ا سلامی  دوران خلافت  چگونه بود؟  جواب: اززمان رحلت  پیامبرتا خلافت امویان ، عبا سیان  وعثمانیان ادامه داشت. پس از فتح مکه ( سال هشتم هجرت ) مقاومت دربرابرارزش های ا سلامی از صورت آشکار  درپوشش  نفاق پنهان شد ومناسبات عشیره ای وقبیله ای  درآن راه یافت . اما ارزش های  ا سلامی  فارغ از عملکرد قدرت های سیاسی  درسایرسرزمین ها گسترش یافت وفرهنگ  گروه های مهاجم رادرون خودهضم کرد. 8-    چرا قدرت هایی مانند سلجوقیان، مغولان ، عثمانی و... مانع از آن می شدند که ظرفیت ها و ارزش های اجتماعی  فرهنگ ا سلامی به طور  کامل آشکارشود؟  جواب: زیرا این قدرت ها درچارچوب عادات تاریخی وفرهنگ قومی وقبیله ای رفتار می کردند. 9-    دوره استعمار چه تاثیراتی برفرهنگ ا سلامی داشته است ؟  جواب : 1- بخش هایی از جوامع ا سلامی را تحت نفوذ سیاسی ، نظامی خود درآوردند. 2- رجال سیاسی  جوامع ا سلامی را ازطریق  قدرت  نظامی و صنعتی   مقهورخوساختند.  3- قدرت سیاسی قومی وقبیله ای جوامع ا سلامی را ازطریق سازش با دولت های غربی  باقدرت  استعمارگران پیوند زدند. 10-منظورازاستبداد استعماری چیست ؟ چگونه به وجودآمد؟ جواب : وقتی استبداد ایلی وقومی با استبداد استعمارگران غربی پیوند خورد استبدادجدیدی که جنبه استعماری داشت به وجودآمد . 11-درمراحل  گسترش فرهنگ ا سلامی عصربیداری  از چه ویژگی هایی برخورداراست ؟  جواب : 1- مقاومت  دربرابرنفوذ وسلطه غرب 2- متفکران اسلامی خطرات سلطه فرهنگ غرب وفراموشی فرهنگ وهویت ا سلامی را گوشزدکردند. 3-  باروی کارآمدن انقلاب ا سلامی مکاتب وروش های  غربی مقابله با  سلطه استعمار( ناسیونالیسم ، ملی گرایی ، مارکسیسم ) کنارگذاشته شد.4- مرحله نوینی درگسترش فرهنگ ا سلامی  با الهام ازانقلاب ایران به وجود آمد. 
فعالیت های درس چهارم :
12--اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد رادرآموزه های ا سلامی جست وجو کنید . جواب :  هستی شناسی توحیدی ، عدل وداد ، عقلانیت ، حقیقت ، خلیفهً الهی بودن انسان . 13-درباره چگونگی گسترش فرهنگ ا سلامی دربین مسلمانان آسیای جنوب شرقی  توضیح دهید . جواب : بنگلادش  ازطریق بازرگانان عرب ، اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی ، تایلند از طریق شیخ احمدقمی ، تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان  ایرانی (آفروشیرازی) 14-درباره بخشی از ارزش های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت های قبیله ای وقومی  نادیده گرفته می شدند توضیح دهید. جواب : تقواکم رنگ شدوارزش های خونی ونژادی رشدکرد.  تبعیض ها جای عدالت راگرفت . زهد وساده زیستی  به تجملات تبدیل شد . برابری وبرادری  به قوم مداری تبدیل شد . استبداد ایلی وقبیله ای جای آزادی راگرفت. 15-عملکرد استبداد ایلی قاجاررابااستبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.  جواب :  استبداد قومی  ایلی با مذهب درگیری نداشت وشاهان ظاهرا دینی بودند امااستبداد استعماری  رضاخان  چون درراستای تامین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت ومستقیمابادین مبارزه می کرد . 16- درباره تاثیرات صدساله ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام  توضیح دهید . جواب : وحدت امت ا سلامی مخدوش بود. هویت سازی سکولار بود . اختلافات نژادی افزایش یافته بود . مقاومت  اسلامی ضعیف شده بود .   
 سوالات  وفعالیت های درس پنجم
 1- ریشه رفتارها و هنجارهای فلسفی ، مذهبی  ومکاتب غربی کجاست؟  جواب:  ریشه درعقاید وارزش های بنیادین1- هستی شناسانه { انواع جهان هستی( دنیوی، معنوی ، اساطیری و...)}2- انسان شناسانه  (ویژگی های انسان ازنظراراده،اختیار،فطرت ، خواسته هاو حقوق مادی ومعنوی و..)3-  معرفت شناسانه  {روش شناسی : ( ازچه راه هایی می توان به شناخت حقیقت وواقعیت رسید ؟ حس ، تجربه ، عقل ، شهود، وحی و... } دارد . 2-    مهم ترین ویژگی های  هستی شناسانه ، انسان شناسانه  ومعرفت شناسانه  عقایدبنیادین  جهان غرب چیست؟  جواب:  دربعدهستی شناسانه : سکولاریسم . دربعد انسان شناسانه : اومانیسم  دربعدمعرفت شناسانه : روشنگری 3-    ویژگی های عقایدبنیادین هستی شناسانه  جهان غرب  چیست؟  جواب : 1- رویکرد دنیوی واین جهانی به هستی ( سکولاریسم ) 2- آرمان ها  دنیوی واین جهانی اند. 3-  ابعاد  معنوی انسان ، ابعاد متافیریکی وفوق طبیعی جهان  فراموش شده اند(سکولاریسم آشکار )یا به  صورت گزینشی درحاشیه اهداف ونیازهای دنیوی  به خدمت گرفته می شوند ( سکولاریسم پنهان ) 4-    سکولاریسم آشکار و سکولاریسم پنهان چه تفاوتی بایکدیگردارند؟ جواب:  درسکولاریسم آشکار به کلی ابعاد معنوی انسان  متافیزیکی  جهان هستی  انکار می شود ولی درسکولاریسم پنهان  این ابعاد  نفی نمی شود فقط درخدمت  نیازهای  دنیوی قرار می گیرد. 5-    نمونه هایی برای سکولاریسم آشکار وسکولاریسم پنهان بنویسید. جواب : سکولاریسم آشکار : مکاتب ماتریالیستی ( ماده گرایانه )  سکولاریسم پنهان : پروتستانتیسم ( نهضت دینی مسیحیان معترض به  کاتولیک ها ) 6-    فرهنگ معنوی ودینی را با فرهنگ سکولاریسم مقایسه کنید . جواب :  1- درسکولاریسم پنهان  توجه به زندگی مادی درابعاد علمی ونظری غلبه دارد. دنیا ورفع نیازها هدف  زندگی انسان   است ولی درفرهنگ  معنوی ، دنیا  وسیله است. 2- درجهان معنوی افراد دنیاگرا از آشکارکردن نیت خودشان خودداری می کنند ولی درجهان سکولار افراد دیندار رفتارخودراتوجیه دنیوی می کنند . 7-    ویژگی های انسان شناسانه عقاید بنیادین جهان غرب  ( اومانیسم ) را  بنویسید . جواب :  1-  دراین جهان متکثر،انسان  موجودی دنیوی واین جهانی است . 2-  انسان  وظیفه تدبیر  معنوی  دراین جهان ندارد. 3- اصل درجهان ، انسان است که با اراده خود  به تصرف درموجودات  جهان می پردازد. 4-  توجه به ابعاد دنیوی ، جسمانی  مادی انسان درهنر،ادبیات وحقوق بروز  یافته است. 8-     فرهنگ اومانیسم رابافرهنگ معنوی مقایسه کنید.  جواب:  درفرهنگ معنوی  اصالت با خدااست.انسان نشانه  وخلیفه خدابرزمین است  وبردیگرموجودات برتری دارد. وکرامت او ناشی از نزدیک شدن به خدااست امادراومانیسم اصالت با انسان است نه خدا وزندگی دنیوی هدفی درخدمت به انسان است. 9-    هنرمدرن باهنرقرون وسطی چه تفاوتی دارد؟ جواب : هنرقرون وسطی برابعادمعنوی انسان تاکیددارد ونقاشان   چهره های اسوه های انسانی رادرهاله ای ازقداست  ترسیم می کردندولی هنرمدرن برابعادجسمانی وزیبایی های بدنی انسان تمرکز می کنند . 10-حقوق بشر دراندیشه ی اومانیستی چه تفاوتی باحقوق انسان درفرهنگ دینی دارد؟  جواب:  حقوق  اومانیستی  صورتی دنیوی براساس عادات وخواسته های طبیعی انسان دارد وانسان ها بدون نیاز به توجیه الهی وآسمانی  خواسته های دنیوی  رامطرح می کنند ولی حقوق انسان درفرهنگ دینی براساس فطرت الهی است وصورتی  معنوی دارد وانسان ها خواسته های  دنیوی خودرامستقلا دنبال نمی کنند واین خواسته های دنیوی درسایه ی ابعاد معنوی اظهارمی شود.(نفس پرستی هم درقالب   مفاهیم دینی پنهان می شود .) 11-چرا فرعون  درتوجیه رفتارش خودرادرزمره خداوندگاران قرارمی داد؟ جواب : زیرا در فرهنگ دینی  افراد هواهای نفسانی خودرا درقالب مفاهیم الهی ودینی پنهان می کنند وآشکارا  خودرا انسانی دنیوی وطبیعی معرفی نمی کنند 12-  منظورازروشنگری چیست ؟  روشنگری درمعنای عام  وروشنگری درمعنای خاص را توضیح دهید . جواب: روشنگری یعنی با چه روش هایی به حقیقت وشناخت می رسیم ودراین راه باچه موانعی روبه رو هستیم . روشنگری به معنای عام  شناخت حقیقت براساس  راه  انبیا الهی ومتکی برعقل ، شهودووحی است. روشنگری درمعنای خاص مبتنی بر سکولاریسم واومانیسم متکی بر عقل گرایی حسی است.  13-روشنگری چه تاثیری بردانش وعلم مدرن داشته است؟ جواب:  درقرون 17 و18رویکردی عقل گرایانه وراسیونالیستی  داشت درقرون 19 و20   صورتی حس گرایانه وآمپریستی پیداکرد  ودرحال حاضر باافول تجربه گرایی بابحران معرفت شناختی روبه روشده است . 14-روشنگری درمعنای عام با روشنگری درمعنای خاص  چه تفاوت هایی دارد؟ جواب :  روشنگری درمعنای عام  ازوحی وعقل تجریدی وتجربی اتفاده می کند وتفسیری دینی ازانسان ارائه می دهد وتحصیل  علم تقدس الهی دارد  ولی روشنگری درمعنای خاص  چون شناخت را محدودبه حس وتجربه می کند علمی تجربی ، سکولار وناتوان ازداوری ارزشی به وجود می آورد. علمی که درخدمت خواسته های صرفا دنیوی انسان است . 15-منظوراز دئیسم چیست ؟  جواب: اعتقادبه وجودخدا بدون اینکه به پیامبر ، شریعت واحکامی  معتقد وپایبندباشند. فعالیت های درس پنجم : 16- آیا عقاید ورفتارهای دینی آثار دنیوی نداردوآیا بیان آثار دنیوی آنها اشکال دارد؟ جواب: اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کمترمی شود یا مصرف برخی کالاها کمترو مصرف بعضی بیشتر می شود . بیان اینهااشکالی ندارد . 17-درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید ورفتارهای دینی مشکل ساز می شود؟  جواب :  درصورتی که ارتباط  بین آثار دنیایی دین بااراده ی الهی قطع شده باشد ودین فقط ازنظرمادی موردتوجه باشد نه ازنظر آخرت واراده ی الهی ودین  بازیچه ی  دنیوی نفس پرستان باشد. 18-تفاوت حقوق بشررادردوفرهنگ دینی وفرهنگ اومانیستی بیان کنید .  جواب : حقوق بشر  دینی  مبتنی برفطرت انسان ومعنوی است مثلا همه یادردین برادرتوهستند یادرخلقت.اماحقوق بشر اومانیستی   مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه ی بشر است ونبایدبا  اصالت انسان  درافتاد پس  مثلا حکم قصاص  قابل قبول نیست. 19-  به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل گرایانه خودبه دئیسم منجر می شود ؟ جواب : نفی وحی  و تاکیدبراین مطلب که باکمک عقل خودمان وبدون استفاده از روش عملی  می توان  خداراشناخت و درشناخت  واقعیات فقط ازمعیارهای انسانی بایداستفاده کنیم . سوالات و فعالیت های  درس ششم 
 1-    تاریخ فرهنگ غرب به چنددسته تقسیم  می شود؟
 1- یونان ورم باستان 2- قرون وسطی 3- دوره رنسانس 4- غرب جدید 2-    فرهنگ دوره باستان (یونان ورم)  باقرون وسطی چه تفاوت هایی دارد؟ جواب :  دوره ی باستان قرون وسطی فرهنگ                     فرهنگ دینی مسیحیت پرستش خدایان متعدد   اعتقادبه توحید نگاه متکثر به عالم          نگاه واحد به عالم (درباستان خلقت ازخدایان متعدد نشات می گرفت ومتکثربود ولی درقرون وسطی  همه مخلوقات به خدای واحد می رسید .) 3-    رنسانس به چه معناست ؟ مشخصات این دوره تاریخی رابنویسید؟ جواب : به معنای تجدید حیات وتولد دوباره وبازگشت به دوران  فرهنگ  یونان ورم باستان . 1- رویکردی  دنیوی به مفاهیم معنوی وتوحیدی ( سکولاریسم )  2-حرکت های اعتراضی نسبت به مذهب 3- رویکرد دنیوی به عالم درسطح هنر، اقتصاد، سیاست 4- ظهورپادشاهان محلی به عنوان رقیبان کلیسای دنیاطلب 5-  تلاش جهت حذف کلیسا  ونقش دین و معنویت 4-     برخی از  ویژگی های دوره ی تاریخی قرون وسطی  رابنویسید. جواب :1- سکولاریسم عملی ( به نام دین دنیاطلب کردن ) 2- به  بهانه ایمان ووحی عقل راازاعتبار می انداختند. 3- اقتدارکلیسا درهمه ی امورزندگی 4- اقتصادکشاورزی ونظام ارباب رعیتی 5- برده داری عام وفراگیر 5-    جهان غرب چگونه ازدوره قرون وسطی به دوره رنسانس عبورکرد ؟ جواب : 1-جنگ های صلیبی ، مواجهه با مسلمانان وفتح قسطنطنیه اقتدارکلیسا رافروریخت . 2- ظهور قدرت های  محلی به عنوان رقیبان دنیاطلب کلیسا 6-    رویکرد هنر ، اقتصاد وسیاست درعصر رنسانس چگونه بود ؟ جواب : درهنر به ابعاد جسمانی ودنیوی انسان اهمیت می دادند. دراقتصاد بارشدتجارت وکشف  آمریکا ازاقتصادکشاورزی ارباب رعیتی به اقتصاد صنعتی سرمایه داری عبورکردند. درسیاست قدرت های محلی وشاهزادگان  به رقابت باکلیسا پرداختند. 7-    رویکردمذهب دردوره رنسانس چگونه بود ؟ جواب :حرکات  اعتراضی بادورویکرد: 1- رویکرد دنیاگرایانه( همانندکلیسا) وتنها مخالفت باقدرت پاپ 2- رویکردمعنوی وتقابل بادنیاگرایی 8-    نگاه اساطیری باستان  به عالم ، چه تفاوتی با  فرهنگ مسیحیت دراین خصوص  دارد ؟ جواب : توجه به عالم کثرت ،(یعنی جهان دارای منشاهای گوناگون  ومتکثراست ) از ویژگی های   دوره اساطیری باستان است. مسیحیت نگاهی توحیدی داشت. (البته با  عقیده به تثلیث و سکولاریسم عملی آن راتحریف کردند. ) 9-    تحریفات مسیحیت چه پیامدهایی به دنبال داشت ؟ جواب :1-  عقیده به تثلیث ودورشدن از ابعادعقلانی توحید    2- توجیه عملکرددنیوی تحت پوشش دین ومعنویت ( سکولاریسم عملی ) 10-چگونه فلسفه روشنگری به وجود آمد وسکولاریسم نهادینه شد؟ جواب :1- بازگشت به  فرهنگ باستان جهت حذف پوشش دینی و تفسیرتوحیدی 2- حرکت های اعتراضی  دینی به کلیسا وتفاسیرپروتستانی دینی ورواج آن درسطح فرهنگ عمومی  جامعه 3- نفوذ  تفاسیردینی  فوق به لایه های عمیق فرهنگ غرب 11- فیلسوفان روشنگری چگونه به تفسیر این جهان می پرداختند؟ جواب : باانکار ارزش علمی وحی  زمینه ی پیدایش علومی را فراهم آوردندکه  مستقل از  وحی  وصرف نظراز ابعاد متافیزیکی وفوق طبیعی عالم  به تفسیر این جهان می پرداختند. 12-چگونه دردوره رنسانس ،  ارزش های بنیادین غرب درعرصه  علم  وفناوری خودراظاهرساخت؟ جواب : 1-علم رسالت شناخت حقیقت عالم  وتعالی انسان راازدست داد وبه صورت عقلانیت ابزاری درآمد. (وسیله ای برای تسلط انسان برطبیعت )2- دربین علوم ، علوم تجربی  بارهاورد فناوری وصنعت بیشترین اهمیت  رایافت . 13- اقتصاد دودوره ی قرون وسطی ودوران رنسانس رابایکدیگرمقایسه کنید . جواب :درقرون وسطی اقتصادبرمدار کشاورزی وروابط اجتماعی  ارباب رعیتی ( فئودالی ) استواربودکه کشاورزان  وابسته به زمین ارباب بوده وغیرقابل انتقال بودند.دررنسانس  گسترش تجارت ورشدصنعت به پیدایش  قشرجدید سرمایه داران انجامید واقتصاد فئودالی به صنعتی – سرمایه داری  تبدیل شد. 14-چگونه  ارزش های بنیادین  غرب دراقتصاد دوران رنسانس  خود را ظاهر ساخت ؟ جواب : باگسترش تجارت ، صنعت رشدکرد و قشرجدید سرمایه داران صنعتگر به وجودآمدند وروابط پیشین ارباب رعیتی راتغییردادند. 15-درقرون وسطی رویکرد به حقوق بشر چگونه بود ؟ جواب : به دلیل  باورهای دینی مردم ،  رفتارهای دنیوی نظام  فئودالی توجیه دینی  می شد. 16-حقوق فطری با حقوق طبیعی بشر چه تفاوت هایی دارد ؟ جواب : حقوق فطری  الهی انسان به نیازهای دنیوی ومعنوی بادوابزار وحی وعقل  می نگرد.  ولی حقوق طبیعی  صرفا به نیازهای  این جهانی وطبیعی انسان  نظردارد. 17- حقوق بشردر فرهنگ دینی  چگونه است ؟ جواب :  ریشه درربوبیت  پروردگار وفطرت الهی انسان دارد و وظیفه  حراست ازخلافت انسان وکرامات ذاتی اورادارد. 18- درعقاید وارزش های جدید غرب  رویکرد سیاست  ونظام سیاسی  چگونه است ؟ جواب : نظام سیاسی سکولار  که آرمان های خودرابرمبنای حقوق طبیعی وخواسته های دنیوی تنظیم می کند واراده ی انسان هارا  مستقل از  ابعاد آسمانی والهی مبداقانون قرار می دهد. 19-ویژگی های  اندیشه سیاسی لیبرالیسم  راتوضیح دهید . جواب :1- اصالت  بخشیدن به انسان دنیوی 2-  مبنای قانون گذاری اراده ی انسان ها است ( مبداهمه ی ارزش ها انسان است نه  حاکمیت الهی)3-  فقط به حقوق طبیعی  توجه می کند 4- همه اموردرقیاس بااراده ی انسان مباح است. 20-نخستین  انقلاب  سیاسی لیبرال درتاریخ  سیاسی جهان کدام است و چگونه شکل گرفت ؟ جواب : انقلاب فرانسه  با حرکت های  فرهنگی  دوران رنسانس واندیشه های فلسفی روشنگری  وتغییرات اجتماعی  مربوط به انقلاب صنعتی   به وجودآمد. فعالیت های درس ششم : 21-به چه دلیل مواجهه ی با مسلمانان درطول جنگ های صلیبی وفتح قسطنطنیه  ، زمینه های اقتدار کلیسا  رادرهم ریخت ؟ جواب : چون کلیسا برپایه ی کتب عهدعتیق وانجیل استواربود وباعلوم جدیدمخالفت داشت ولی ا سلام  به گسترش ورشد علم دستورمی دهد وآنهاازطریق این جنگ ها باآزاداندیشی وعلم گرایی آشناشدند. 22-به چه دلیل با پیدایش فلسفه های روشنگری ،  سکولاریسم به عمیق ترین لایه های فرهنگی غرب راه پیدا می کند؟ جواب : چون مردم وفرهنگ عمومی آنچنان ازتسلط ودنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان  به انسان به صورت مستقل توجه کرد شیفته ی آن شدند ودرسطوح مختلف جامعه نفوذیافت. 23- تحولات فرهنگی ، اجتماعی غرب درزمینه های دینی ، فلسفی ، صنعتی وسیاسی وترتیب تاریخی آنها را بیان کنید . جواب : سیرتحولات به ترتیب دینی ، سیاسی ، فلسفی و صنعتی بود. درزمینه ی دینی از  تقدس قدیسان وتمرکزدینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند. درزمینه ی  سیاسی کمرنگ شدن مرزهای سیاسی  وجهانی شدن مطرح شد. درزمینه ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه ی  صنعتی صنایع چاپ وبخاروتکنولوژی های ماشینی مطرح شد .
 سوالات و فعالیت های درس هفتم
   1-    مفاهیم نظام جهانی وجامعه جهانی راتوضیح دهید ؟  جواب : به شبکه ی روابط پایداری که بین جوامع مختلف دریک دوره ی تاریخی شکل می گیرد  نظام جهانی  گفته می شود. نظام جهانی محیط بین المللی را شکل می دهد که به آن جامعه جهانی  می گویند. 2-     نظام جهانی به چه صورت هایی می تواند وجودداشته باشد؟ جواب : 1-  نظام جهانی که متاثرازیک فرهنگ موثر درسطح جهانی است. 2- نظام جهانی که متاثراز  تعامل چندفرهنگ  وتمدن فعال وتاثیرگذاراست. 3-    چه عواملی درروابط بین الملل موثراست؟ جواب :1- ویژگی های فرهنگ جوامع 2- قدرت تاثیرگذاری جوامع 4-    درچه صورت نظام جهانی ازانسجام برخورداراست؟ ودرچه صورتی دچارچالش وتضادهای درونی می شود؟ جواب : اگرفرهنگی که درسطح جهانی غالب شده ویژگی های مطلوب فرهنگ جهانی راداشته باشد نظام جهانی انسجام  خواهدداشت درصورتی که فرهنگ غالب ویژگی های مطلوب فرهنگ جهانی رانداشته باشد نظام جهانی دچارچالش وتضادهای درونی می شود. 5-    تاثیر فرهنگ امپراطوری وسلطه درنظام جهانی چگونه است؟  جواب :1- تقسیم جامعه ی جهانی  به دوبخش مرکز – پیرامون  2- ایجادوابستگی بین  کشورهای مرکز – پیرامون 3-  ایجادزمینه ی ستیز وچالش بین کشورهای مرکز - پیرامون 6-    درچه صورتی نظام جهانی صحنه تعاملات یابرخوردهای فرهنگی می شود؟ جواب : درصورتی که جامعه ی جهانی عرصه ی حضورفعال فرهنگ های متفاوت باشد. 7-    جامعه جهانی درگذشته  دارای چه ویژگی هایی بوده است؟ جواب : 1- فرهنگ ها وتندن های مختلف هریک دربخشی ازجهان حاکمیت وقدرت سیاسی داشتند. 2- روابط اقتصادی ، سیاسی ، نظامی وفرهنگی بین الملل باحاکمیت های مختلف درجهان وجوداشت. 3- تعاملات فرهنگی  تابع روابط سیاسی ، نظامی  یا اقتصادی نبود.4- اگر درعرصه نظامی جامعه ای مغلوب می شدولی ازفرهنگ برتربرخورداربود فرهنگ جامعه ی مهاجم رادرخودهضم وجذب می کرد. 5- امکان عبورفرهنگ ها ازمرزهای جغرافیایی ازطریق تجارت وتعامل علمی فراهم بود. 8-    نمونه هایی ذکرکنیدکه نشان دهد فرهنگ جامعه ی مهاجم درفرهنگ جامعه ی مغلوب  هضم وجذب شده باشد؟   جواب : 1- حفظ هویت ایرانیان  درمقابل حاکمیت یونانیان سلوکی 2- تحمیل فرهنگ چین شکست خورده برمغولان 3- غلبه فرهنگی  ا سلام بر مغولان 9-    چگونه فرهنگ ا سلام نشروگسترش یافت ؟  جواب : گسترش فرهنگ ا سلامی مرهون قوت وقدرت  فرهنگی اش بود که به تدریج  پذیرفته شد ودرمناطق جنوب شرقی آسیاازطریق تجارت  منتشروگسترش یافت. 10-شکل روابط بین الملل دردوقرن اخیر چگونه است؟   جواب :1-  شکل گیری روابط مرکز – پیرامون 2- آسیب پذیری موقعیت فرهنگی کشورهای غیرغربی  که درحاشیه  روابط  سیاسی واقتصادی بین الملل قرارگرفت. 11-چه عواملی ومراحلی موجب شکل گیری نظام جهانی نوین شد؟  جواب : 1- پیدایش قدرت های سیاسی سکولار( دولت – ملت ها) 2- قدرت باتجارت، سرمایه وصنعت پیوندخورد. 3- مبلغان مسیحی وفراماسونری  به خدمت گرفته شد. 4- جوامع درنظام جهانی استعماری ادغام شدند. 12-چگونگی پیدایش قدرت های سکولار ( دولت – ملت ) راتوضیح دهید .   جواب :زوال تدریجی  قدرت کلیسا  منجربه حاکمیت فئودال ها شد وبا انقلاب فرانسه دولت هایی شکل گرفت که هویت    خودرادرابعادجغرافیایی،تاریخی،نژادی وقومی  تعریف می کرد نه  دینی ومعنوی 13- به چه دلایلی  سرمایه داران جایگاه برتری نسبت به زمین  داران پیدا کردن؟ جواب : 1- رشدتجارت دردوران جدید2- بردگی سیاه پوستان آفریقایی  وانتقال آنها به مزارع آمریکایی 3- انتقال ثروت به اروپا 14-چگونه درنظام جهانی نوین قدرت با سرمایه ، تجارت و صنعت پیوند خورد ؟ جواب :  سرمایه داران جایگاه برتری یافتند ودولت ها برای تقویت قدرت خود نیازمندسرمایه ی آنهابودند وسرمایه داران نیز برای تجارت وسود نیازمند حمایت نظامی دولت هابودند.صنعت  نیزبرانباشت ثروت  وموقعیت سرمایه داران افزود. 15-به چه دلیلی کشورهای غربی درنظام نوین جهانی ازمبلغان مذهبی وسازمان های فراماسونری استفاده می کردند؟   جواب :1- برای تامین منافع اقتصادی  نیازمند درهم شکستن مقاومت های فرهنگی  اقوامی بودند که سلطه ونفوذ آنهاراتحمل نمی کردند.2- باتبلیغ مسیحیت  فرهنگ عمومی جوامع غیرغربی رادچاراختلال کنند. 3- برنخبگان سیاسی کشورهای دیگرتاثیرگذارند. 16- ادغام جوامع درنظام جهانی استعمار چندگونه بوده است ؟ ( کشورهای استعمارزده به چندنوع تقسیم می شوند؟ )   جواب : 1- جوامعی که مستقیما به تصرف کشورهای استعمارگردرمی آمدند. 2- جوامعی که ازقدرت بیشتری برخورداربودند وامکان غلبه مستقیم نظامی برآنهانبود ازطریق نفوذ اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی ( شرایط نیمه استعماری ) تحت سلطه درمی آمدند.(بااستعمارنو وفرانو ) فعالیت های درس هفتم : 17-چالش ها وستیز های درون یک فرهنگ باچالش ها وستیز های بین دوفرهنگ  چه تفاوت هایی دارد؟ نمونه بیاورید .   جواب :  دوفرهنگ در عقاید بنیادین ولایه های  عمیق فرهنگی بایکدیگر دچارچالش می شوند درحالی که  ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها وهنجارها( لایه های سطحی فرهنگ ) تفاوت  وجودداشته باشد .  مثلا چالش جهان ا سلام با جهان غرب از نوع چالش های بین دوفرهنگ ا ست و چالش لیبرالیسم وسوسیالیسم درون یک فرهنگ ( فرهنگ غرب ) است . 18-موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )، استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید .   جواب : دراستعمارقدیم چون اصالت با  استعمارنظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کمترتحت تاثیربود وتاحدودی  فرهنگ بومی حفظ می شد. دراستعمار نواصالت بااقتصادبود  وفرهنگ  بومی  تحت تاثیر استعمارگران قرارمی گرفت ولی فرهنگ به طورویژه  موردتوجه  استعمارگران نبود.دراستعمارفرانو اصالت با فرهنگ است  ومهم ترین ابزار  استعماری قرار می گیرد . 19-درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می کنند وتاریخی که برای هویت آنها تدوین می شود تامل کنید .   جواب :  کشورهای تازه استقلال یافته وجداشده از پیکره جهان قدیم  ازهویت فرهنگی  منسجمی برخوردار نیستند . مرزهای  جغرافیایی  آنها نیز سیاسی وتحت امر استعمارگران شکل گرفته است  وتنها درقالب  مزیت نسبی  درتولید برخی کالا ها به صورت کشورهای تک محصولی در می ایند وخودراازاین طریق به دیگران می شناسانند.  
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 16:6  توسط گروه اجتماعی  | 

سوالات سال کتاب علوم اجتماعی چهارم


مجموعه نكات كوتاه پاسخ كتاب علوم اجتماعي سال چهارم

فصل اول:فرهنگ جهاني    درس 1:جهان فرهنگي 1)جهان اجتماعي بخشي از ...................... است.(جهان انساني)2)جهاني كه محصول زندگي و هر چه با انديشه و عمل انسان پديد مي­آيد؛مربوط به .................. است.(جهان انساني) 3)جهان انساني به دو بخش ............. و .............. تقسيم مي­شود.(فردي ـ اجتماعي) 4)كدام بخش از جهان انساني به زندگي شخصي و فردي افراد بازمي­گردد؟(فردي) 5)ابعاد اخلاقي،ذهني ورواني انسان­ها،مربوط به كدام بخش از جهان انساني مي­شود؟(فردي) 6)بخش اجتماعي جهان انساني،.................... را پديد مي­آورد.(زندگي اجتماعي) 7)بخش اجتماعي جهان انساني،چگونه هويتي دارد؟(فرهنگي) 8)نام ديگر،جهان اجتماعي،چيست؟(جهان فرهنگي) 9)چرا به بخش اجتماعي جهان انساني،جهان فرهنگي نيز مي­گويند؟(چون هويتي فرهنگي دارد.) 10)شيوه­ي زندگي اجتماعي انسان­ها را ............ شكل مي­دهد.(فرهنگ) 11)فرهنگ حاصل چيست؟(آگاهي و عمل مشترك آدميان) 12)جهان فرهنگي بخشي از .................... است.(جهان انساني) 13)از بخش اجتماعي جهان انساني با عنوان ...................... و از بخش فردي آن با عنوان ................... تعبير مي­كنند. (جهان فرهنگي ـ جهان ذهني) 14)منظور از جهان فرهنگي چيست؟ (بخش اجتماعي جهان انساني) 15)منظور از جهان ذهني يعني چه؟ (بخش فردي جهان انساني) 16)جهان فرهنگي در برابر ............... قرار داده مي­شود.(جهان ذهني) 17)وقتي فردي درباره­ي مسأله­اي خاص مي­انديشد،در چه محدوده­اي زندگي مي­كند؟(جهان فردي و ذهني خود) 18)هنگامي­كه فردي انديشه­ي خود را به صورت گفتاري و نوشتاري بيان مي­كند يا بر اساس انديشه و تصميم خود با ديگران رفتار مي­كند،به كدام جهان قدم مي­گذارد؟(جهان اجتماعي و فرهنگي) 19)فرهنگ،لايه­ها و سطوح .............. دارد.(مختلفي) 20)عقايد و ارزش­ها مربوط به لايه­هاي ....................... فرهنگ­اند.(عميق و بنيادين) 21)لايه­ هاي عميق و بنيادين فرهنگ،چيست؟(عقايد و ارزش­ها) 22)هنجارها و رفتارها در لايه­هاي ............... فرهنگ قرار دارند.(غيربنيادين) 23)جهان ذهني و فردي انسان­ها نيز،............................... دارد.(لايه­ها و سطوح مختلفي) 24)هر فرد بر چه اساسي،مسايل روزمره­ي خود را تفسير مي­كند و درباره­ ي آن­ها تصميم مي­گيرد؟                         (بر اساس عقايد و ارزش­هاي خود) 25)بين دو بخش فردي و اجتماعي يا ذهني و فرهنگي جهان انساني،......................... وجود دارد.( تناسب و هماهنگي) 26)هرفرهنگي نوعي خاص از چه مواردي را در افراد پديد مي­آورد؟(عقايد و خصوصيات ذهني) 27)هرنوع............... جوياي فرهنگي متناسب با خود است.(اخلاقي) 28)تمامي پديده­هاي جهان هستي، ...................... نمي­باشند.(محصول زندگي انسان) 29)در برابر جهان انساني مي­توان از جهان ديگري نام برد،كه از آن با چه عنواني ياد مي­شود؟(جهان عيني)              جهان انساني          در برابر           جهان عيني 30)جهان انساني اعم ازآن­كه فردي يا اجتماعي باشد،در برابر ..................... قرار دارد.(جهان عيني) 31)كدام جهان،پيش از انسان وجود داشته است و مستقل از خواست و اعتبار انساني وجود دارد؟(جهان عيني) 32)جهان عيني مستقل از ........................... وجود دارد.(مستقل از خواست و اعتبار انساني) 33)برخي جهان عيني را به چه چيزي محدود مي­كنند؟(طبيعت) 34)برخي جهان عيني را به طبيعت محدود مي­كنند.آن­ها جهان طبيعت را دربرابر ........ قرار مي­دهند.(جهان انساني) 35)برخي جهان عيني محدودبه    طبيعت و جهان طبيعت   دربرابر     جهان انساني از سه جهان   ذهني،فرهنگي و طبيعي 36)متفكران مسلمان،جهان عيني را ...................... نيز مي­نامند.(جهان تكوين)37)چه كساني جهان عيني را جهان تكوين نيز ناميده­اند وآن­را به جهان طبيعت محدود نمي­دانند؟(متفكران مسلمان) 38)متفكران مسلمان،جهان عيني يا جهان تكوين را به كدام جهان محدود نمي­دانند؟(طبيعت) 39)متفكران مسلمان،جهان عيني را به دو جهان ........... و .............. تقسيم مي­كنند.(طبيعت  ـ فوق طبيعت) 40)تقسيم جهان عيني يا تكويني،به دو جهان طبيعت و فوق طبيعت از چه كساني است؟(متفكران مسلمان) 41)در تعابير قرآني،از عوالم عيني و تكويني با چه عناويني ياد مي­شود؟ (دنيا و آخرت،شهادت و غيب،مُلك و ملكوت و مانند آن­ها) 42)بين جهان ذهني،جهان فرهنگي و جهان عيني و جهان انساني .................... برقرار است.(ارتباط و پيوند) 43)بين جهان­هاي مختلف،.....................وجود دارد.(ارتباط و تعامل) 44)درباره­ي جهان­هاي مختلف و چگونگي ارتباط و پيوند آن­ها چند نظر متفاوت وجود دارد؟(سه نظر) 45)درباره­ي جهان­هاي مختلف و چگونگي ارتباط و پيوند آن­ها،نظرگروه اوّل چيست؟ (جهان عيني را به جهان طبيعت محدود مي­كنند.)46)از نظرگروه اوّل،كدام جهان،مهم­تر از جهان ذهني و فرهنگي است؟(جهان طبيعت) 47)درباره­ي جهان­هاي مختلف و چگونگي ارتباط و پيوند آن­ها،به نظرگروه اوّل،جهان طبيعت مهم­تر از ................... و ....................... است؟(جهان ذهني ـ جهان فرهنگي) 48)نظر اوّل:جهان عيني   محدود به    طبيعت   مهم­تر از    جهان­هاي ذهني و فرهنگي 49)از نظرگروه اوّل،ذهن افراد و فرهنگ جامعه نيز هويتي ............. و............. دارند و علوم مربوط به آن­ها نظير علوم .............. است.(طبيعي ـ مادي ـ طبيعي) 50)نظرگروه اوّل،درباره­ي جهان­هاي مختلف و چگونگي ارتباط و پيوند آن­ها،در مورد تفاوت ميان علوم چيست؟ (بين علوم طبيعي،علوم انساني و اجتماعي تفاوتي واقعي قايل نيستند.) 51)نظرگروه دوم،درباره­ي جهان­هاي مختلف و چگونگي اهميت آن­ها،چيست؟ (جهان فرهنگ را مهم­تر از جهان ذهني،جهان طبيعي و عيني مي­دانند.) 52)گروه دوم،جهان ذهني و فردي افراد را تابع چه عاملي مي­دانند؟(تابع فرهنگ جامعه)53)اين عبارت نظركدام گروه،در مورد جهان­هاي مختلف و چگونگي ارتباط و پيوند آن­هاست؟ «جهان عيني و طبيعي را نيز ماده خامي مي­دانند كه در معرض برداشت­ها و تصرّفات مختلف فرهنگي و اجتماعي انسان­ها قرار مي­گيرد.» ـ (گروه دوم) 54)نظرگروه سوم،در مورد جهان­هاي مختلف و چگونگي ارتباط و پيوند آن­ها چيست؟ (هردو جهان فرهنگي و جهان عيني را مهم و در تعامل با يك­ديگر مي­دانند.) 55)در نگاه قرآني،جهان عيني محدود به ................. نيست.و ادراك و آگاهي نيز محدود به ......................... نمي­باشد. (جهان طبيعت ـ حيات انساني) 56)در نگاه قرآني،عالَم چه برخوردي با جهان انساني و فرهنگي دارد؟(برخوردي حكيمانه و هوشمندانه) 57)در نگاه قرآني جهان عيني براساس .................... خداوند سبحان،رفتاري ............. با انسان و جامعه­ي .......... دارد. (حكمت و مشيّت ـ حكيمانه ـ انساني)58)درباره­ي تعامل جهان فرهنگي و جهان عيني،قرآن كريم به اين نكات توجه داشته است: الف)قايل بودن جايگاه ويژه براي جامعه و فرهنگ                        پ)ناديده نگرفتن جهان فردي اشخاص ب)سخن از زندگي و مرگ امت­ها                                                 ت)تأكيد بر مسوؤليت افراد در قبال فرهنگ و جامعه59)از منظر قرآن،خداوند در چه صورتي،درهاي بركات خود را به روي انسان­ها مي­گشايد؟(هرگاه انسان از اخلاقي الهي و فرهنگي توحيدي برخوردار باشد.)60)در چه صورتي زمين و آسمان از تعامل سازنده با افراد باز مي­مانند و ظرفيت­هاي الهي و آسماني خود را از آن­ها پنهان مي­كنند.(هر گاه افراد و فرهنگ جامعه هويتي مشركانه داشته باشند.)                                                                             الف)بازماندن تعامل سازنده زمين و آسمان­ها با افراد 61)هويت مشركانه افراد و فرهنگ جامعه:      نتيجه         ب)پنهان كردن ظرفيت­هاي الهي و آسماني از افراد 62)بخش اجتماعي جهان انساني ........... دارد و از آن با عنوان ............ ياد مي­شود.(هويت فرهنگي ـ جهان فرهنگي)                                                         

درس 2:فرهنگ جهاني  گوناگوني تاريخي فرهنگ­ها

1)فرهنگ ها .............. مي­يابند و ............ را پشت سرمي­گذارند. (تغيير ـ مراحلي) 2)چه مواردي،بستررشد و تحول موجودات جهان طبيعت­اند؟(تاريخ و جغرافيا) 3)چه موجوداتي در جهان طبيعت،از تاريخي مشابه برخوردارند؟(موجوداتي كه هويت مشتركي دارند.) 4)چرا برخي از حيوانات،تنها در محدوده­ي جغرافيايي خاصي،يافت مي­شوند؟ (زيرا توان انطباق با شرايط محيطي ديگر را ندارند.)5)چگونه آدمي امكان سازگاري با شرايط مختلف جغرافيايي را پيدا مي­كند؟  (با فعاليت­هاي انساني و فرهنگي،و  تصرفاتي كه در طبيعت انجام مي­دهد.)6)انسان مانند حيوانات ديگر نيست تا،به طور طبيعي  بتواند با شرايط ..................... سازگار شود.(جغرافياي مختلف) 7)زندگي اخلاقي و فرهنگي بشردر طول ........... و در جوامع مختلف شكل ...................... .(تاريخ ـ يك­ساني ندارد) 8)خصوصيات اخلاقي و ذهني افراد،و .............. آن­ها به تناسب ............ و ارزش هايي كه دارند از هويت هاي متفاوتي برخوردار است.(فرهنگ­هاي ـ عقايد) 9)امتداد تاريخي و گستره­ي جغرافيايي فرهنگ­هاي گوناگون،چگونه است؟(زندگي و تاريخ يك­ساني ندارند.) 10)چهار نكته در مورد امتداد تاريخي و گستره­ي جغرافيايي فرهنگ­هاي گوناگون:الف)برخي فرهنگ­ها،عمري كوتاه داشتند.         ب)بعضي از آن­ها مدّتي طولاني دوام آورده و همچنان ادامه يافته­اند. پ)برخي،در مناطقي محدود شكل گرفته و نتوانسته­اند از مرزهاي جغرافيايي خود عبور كنند. ت)برخي ديگر،گسترش پيدا كرده و تداوم يافته­اند.        ظرفيت مختلف فرهنگ­ها براي جهاني شدن    11)فرهنگي­كه ازمرزهاي جغرافيايي وقومي عبوركرده و درعرصه­ي جهاني­گسترش يابد؛چه نام­دارد؟(فرهنگ جهاني)12)برخي از فرهنگ ها ................ جهاني شدن را ندارند.(ظرفيت) 13)فرهنگ­هايي كه ارزش­ها و عقايد آن­ها ناظر به قوم و منطقه­ي خاصي است و نگاهي سلطه­ جويانه نيزنسبت به ديگر اقوام ندارند،ظرفيت فرهنگي­شان چگونه است؟(از محدوده­ي قومي و منطقه­ا ي خود فراتر نمي­روند.) 14)فرهنگي­ كه به سوي جهاني شدن حركت مي­كند،بر چند نوع است؟ دو نوع     نخست: فرهنگي كه عقايد،ارزش­ها و يا رفتار آن،ناظر به قوم،منطقه يا گروهي خاص است.مثل صهيونيسم                دوم:فرهنگي است كه عقايد،ارزش­ها و هنجارهاي آن در خدمت گروه و قوم خاصي نيست.     15)فرهنگي كه ناظر به منطقه يا گروهي خاص است؛جهان را به چند منطقه­ تقسيم مي­كند؟(مركزي و پيراموني) 16)منطقه­ي ..............، منطقه­اي است كه منطقه­ي ............. را به خدمت مي­گيرد.(مركزي ـ پيراموني) 17)دو نمونه از فرهنگي كه عقايد،ارزش­هاي آن،ناظر به قوم،منطقه يا گروهي خاص است؛كدام است؟ (فرهنگ صهيونيسم بين الملل و فرهنگ سرمايه­داري) 18)صهيونيسم آرمان­ها و ارزش­هاي خود را متوجه................. مي­داند و با....................... و اين جهاني خود،ديگران را در خدمت اين نژاد به كار مي­گيرد.(نژاد خاصي ـ رويكرد دنيوي) 19)كانون توجه فرهنگ سرمايه­داري چيست؟(ثروت و قدرت) 20)فرهنگي كه تسلط يك قوم،جامعه و گروهي خاص را برديگران به دنبال مي­آورد و ديگران را به ضعف و ناتواني مي كشاند؛................. يا ................. نام دارد.(فرهنگ سلطه ـ فرهنگ استكبار) 21)فرهنگي كه در خدمت گروه يا قوم خاصي نيست؛(گونه دوم)از چه عقايدي سخن مي­گويد؟    (عقايد و آرمان­هاي مشترك انساني) 22)دو ويژگي فرهنگي كه شايستگي حركت به سوي يك فرهنگ واحد جهاني را دارد؛كدام­اند؟ اولا،ًعقايد،آرمان­ها و ارزش­هاي آن،موافق با فطرت آدميان باشد.   ثانياً هنجارها و رفتارهاي خود را نيز براساس عقايد و آرمان­هاي خويش سازمان دهد. 23)فرهنگي كه عقايد،ارزش­ها،هنجارها ورفتارهاي­آن مطابق نيازهاي فطري باشد،همان .............. است.(فرهنگ حق) 24)فارابي جامعه­اي ­را كه­ عقايد و ارزش­هاي آن حق باشد،اما هنجارها  و رفتارهاي آن موافق با حق نباشد؛را چه       مي­نامد؟ (مدينه­ ي فاسقه) 25)چه كسي جامعه­ اي را كه عقايد و ارزش­هاي آن حق باشد،اما هنجارها  و رفتارهاي آن موافق با حق نباشد؛را مدينه­ فاسقه،ناميده است؟(فارابي)       ويژگي­هاي فرهنگ مطلوب جهاني 26)فرهنگ جهاني بايد داراي چه ويژگي­هايي باشد؟(ويژگي­ها و ارزش­هاي عام و جهان شمول) 27)مهم­ترين ويژگي­ها و ارزش هايي كه يك فرهنگ مطلوب جهاني بايد از آن­ها برخوردار باشد؛كدام­اند؟ (حقيقت،معنويت،عدالت،حرّيت،مسووليت و عقلانيت) 28)در چه صورتي فرهنگ­ها نمي­توانند،از حقانيت ارزش­ها و عقايد خود دفاع كنند؟ (فرهنگي كه نتواند حقيقتي را براي معيار و ميزاني مناسب براي سنجش عقايد و ارزش­هاي مختلف داشته باشد.) 29)«فرهنگ جهاني بايد بتواند به پرسش­هاي بنيادين درباره­ مرگ و زندگي انسان­ها پاسخ دهد.»اين عبارت بيان­گر كدام­يك از ويژگي­ها و ارزش­هاي فرهنگ جهاني مطلوب است؟(معنويت) 30)فرهنگ مطلوب جهاني كه فاقد معنويت باشد؛دو نوع گرفتاري براي افراد خواهد داشت،آن دو كدام­اند؟ الف)از پاسخ به نيازهايي كه سعادت معنوي و ابدي انسان­ها را تأمين كند،غافل مي­مانند. ب)در صورتي­كه اين فرهنگ­ها بسط وگسترش پيدا كنند،انسانيت را با بحران­هاي روحي و رواني گرفتار مي­سازند. 31)«ارزشي است­كه مانع پايمال شدن حقوق انسان­ها،دو قطبي شدن جهان و استضعاف و بهره­كشي ظالمانه­ي برخي از برخي ديگر مي­شود.»اين عبارت بيان­گر كدام­يك از ويژگي­ها و ارزش­هاي فرهنگ جهاني مطلوب است؟               (عدالت وقسط) 32)چرا حرّيت و آزادي ارزشي است كه همواره در كنار و در دامان ارزش­هاي ديگر،معناي خود را پيدا مي­كند؟ (زيرا آزادي همواره،آزادي از يك امر براي رسيدن به امري ديگر است.) 33)چه مفهومي هنگامي كه در كنار ارزش­هايي نظيرحقيقت،معنويت و عدالت قرار مي­گيرد،معناي راستين خود را پيدا مي­كند؟(حرّيت و آزادي) 34)اين عبارت معناي چيست؟«آزادي از قيد و بندهايي است كه مانع از رسيدن آدمي به حقيقت،معنويت و حقوق انساني­اش مي­شوند و زمينه­ي ظلم بر انسان را فراهم مي­سازند.»ـ (معناي راستين آزادي) 35)كدام­يك از ويژگي­ها و ارزش­هاي فرهنگ مطلوب جهاني،يك فرهنگ را در برابر فرهنگ­هاي رقيب مقاوم مي سازند و زمينه­ي گسترش فرهنگ را فراهم مي­كنند؟(مسووليت و تعهد) 36)چگونه زمينه­ي نفوذ و تسلط فرهنگ بيگانگان براي كشوري فراهم مي­شود؟ (با رويكردهاي تقديرگرايانه و غير مسوول و با از بين بردن قدرت مقاومت يك فرهنگ)37)فرهنگ جهاني بايد از دو سطح عقلانيت برخوردار باشد،آن دو كدام­اند؟ اول:عقلانيتي كه از جهان­بيني و ارزش­هاي كلان آن دفاع نمايد. دوم: عقلانيتي كه براساس عقايد و ارزش­هاي فرهنگي و با نظر به شرايط تاريخي مختلف،به نظام سازي،سازماندهي و مديريت اجتماعي بپردازد. 38)نسبيّت فرهنگي حاصل چه پديده­اي است؟ (فرهنگي محروم از عقلانيتي كه از جهان بيني و ارزش­هاي كلان آن نتواند دفاع كند.)  39)فرهنگي كه نتواند،از لايه­هاي بنيادين و هويتي خود دفاع كند،دچار چه پديده­اي مي­شود؟(نسبيّت فرهنگي) 40)اين گزاره،تعريف كدام مفهوم است؟(پاورقي ص15) « به اين معني كه تمامي عقايد،ارزش­ها و آرمان­ها در محدوده­ي فرهنگي خود باقي مي­مانند؛فرهنگ­ها،قياس ناپذير و درعرض يك­ديگر قرارمي­گيرند و امكان گفت­وگوي منطقي ميان آن­ها براي رسيدن به عقايد و ارزش­هاي جهان شمول وجود ندارد.» ـ (نسبيّت فرهنگي)                                                                

   درس3:فرهنگ جهاني(1) جهانگيري و امپراطوري 1

1)فرهنگ­هاي بسياري از مرزهاي جغرافيايي خود عبور كرده و به سوي .................... حركت كرده­اند.(جهاني شدن) 2)فارابي در گونه­شناسي جوامع خود،يكي از انواع جوامع جاهلي را .................... مي­نامد.(مدينه­ي تغلب) 3)مدينه­ي تغلب در گونه­شناسي جوامع از ديدگاه فارابي،يكي از انواع ...................... است.(جوامع جاهلي) 4)از ديدگاه فارابي،جامعه­اي كه سلطه بر ديگر جوامع را،ارزش اجتماعي برتر مي­داند؛چه نام دارد؟(مدينه­ي تغلب) 5)در گذشته­ي تاريخ،چه عواملي،امپراطوري­هاي بزرگ را به وجود آورده است؟(سلطه و استكبار) 6)سلطه و استكبار در گذشته­ي تاريخ،.............. را به وجود آورده است.(امپراطوري­هاي بزرگ) 7)حكومت­هاي  امپراطوري و شاهنشاهي،در گذشته؛از چه طريقي شكل مي­گرفتند؟ (از طريق كشورگشايي،جهان گشايي،با قدرت نظامي و حضور مستقيم سربازان پيروز) 8)غلبه­ي نظامي گرچه به حضور مستقيم قوم مهاجم در مناطق جغرافيايي مختلف منجر مي­شود،امّا در همه­ي موارد، ................................... را به دنبال نمي­آورد.(بسط فرهنگي قوم غالب) 9) قومي كه در اثر تهاجم نظامي شكست مي­خورد؛در چه صورتي مي­تواند بار ديگر استقلال سياسي خود را به دست آورد؟(با حفظ هويت فرهنگي خود و با ضعيف شدن تدريجي قدرت نظامي مهاجم) 10)در چه صورتي،قومي كه در اثر تهاجم نظامي شكست خورده؛مي­تواند گروه مهاجم را درون فرهنگ خود،هضم نمايد و آن را به خدمت گيرد؟(اگر فرهنگي غني و قوي داشته باشد.) 11)ايرانيان باستان فتوحاتي فراتر از مرزهاي جغرافيايي خود داشتند،امّا جهان­گشايي آنان به ................... آنان منجر نشد.(جهاني شدن فرهنگ) 12)فرهنگ مغولان،........... بود و شايستگي­هاي لازم را براي يك ............ نداشت.(قومي و قبيله­اي ـ فرهنگ جهاني) 13)فرهنگ مغولان،چگونه فرهنگي بود؟(فرهنگ قومي و قبيله­اي) 14)چرا مغولان،با وجود اين­كه با قدرت نظامي خود توانستند مناطق وسيعي از جهان را تصرف كنند؛ولي يك فرهنگ جهاني نشدند؟(زيرا فرهنگ قومي و قبيله­اي شايستگي­هاي لازم براي يك فرهنگ جهاني را نداشت.) 15)به چه دليلي،امپراطوري مغول در چين،هند و ايران،تحت تأثير فرهنگ­هاي مغلوب،هويتي چيني،هندي و ايراني پيدا كرد،و به صورت سه حكومت مستقل (زيرا مغولان،به سرعت تحت تأثير فرهنگ­هايي قرارگرفتند كه از نظر نظامي شكست خورده بودند.) 16)جهان­گشايي و امپراطوري،اغلب با چه مواردي همراه است؟(با كُشتارها وخسارت­هاي انساني واقتصادي فراوان) 17)اسكندر ...................... را به آتش كشيد و نرون،............. را در آتش سوزاند.(تخت جمشيد ـ روم)         امپرياليسم و استعمار غربي 18)اروپا در ................... اخير،كانون شكل­گيري فرهنگ جديدي است كه آن را به نام ....................... مي­شناسيم. (پنج قرن ـ فرهنگ غرب) 19)فرهنگ غرب در مدت پنج قرن اخير،اَشكال سه گانه­اي از ........... را پديد آورده است.(سلطه) 20)از نخستين صورت اَشكال سه­گانه­ي سلطه،با چه نام­هايي ياد شده است؟(امپرياليسم و استعمار) 21)واژه­ي امپرياليسم از ................ گرفته شده است.(امپراطوري) 22)براي هرنوع سلطه­اي چه واژه­اي به كار مي­رود؟(امپرياليسم) 23)صورت­هاي امپرياليسم كدام است؟(سياسي،اقتصادي و فرهنگي) 24)امپرياليسم سياسي چگونه شكل مي­گيرد؟ (از طريق اشغال نظامي جوامع ضعيف) 25)اشغال نظامي جوامع ضعيف را ................... مي­گويند. (امپرياليسم سياسي) 26)اگر قدرت اقتصادي يك كشور،بازارها و مواد خام كشوري ديگر تصرف ­شود؛از چه واژه­اي استفاده مي­شود؟ (امپرياليسم اقتصادي) 27)عبارت زير،اشاره به كدام نوع از انواع سه­ گانه­ ي امپرياليسم دارد؟«هنگامي­كه مقاومت فرهنگي منطقه­اي كه تحت تصرف اقتصادي يا نظامي جامعه­ اي ديگر قرارگرفته،فرو ريزد،و قوم مغلوب،برتري فرهنگي جامعه­ي مسلط را نيز بپذيرد.» ـ(امپرياليسم فرهنگي) 28)واژه­اي كه بر اشغال يك سرزمين خارجي،با توسل به قدرت نظامي و سياسي دلالت مي­كند،...... نام دارد.(استعمار) 29)در ادبيات سياسي،كشور فاتح را ................................ و كشور به بند كشيده شده را ............... مي­نامند. (دولت استعماري ـ مستعمره) 30)................،نوعي از جهان­گشايي و امپراطوري است كه از قرن ................به بعد توسط ................... آغاز شد و در قرن ................. به اوج خود رسيد.(استعمار ـ پانزدهم ـ اروپاييان ـ نوزدهم) 31)استعمار از چه قرني توسط اروپاييان آغاز و در كدام قرن به اوج خود رسيد؟  (آغاز قرن پانزدهم و اوج قرن نوزدهم) 32)در قرن وزدهم،تصرّفات اروپائيان از ........ درصد كره­ي زمين به ......... درصد رسيد.(35 ـ 67) 33)موفقيت­هاي استعمار در قرن نوزدهم،تحت تأثير چه عواملي بود؟ (ناشي از پيشرفت در زمينه­ي دريانوردي،فنون نظامي و اقتصاد صنعتي بود.) 34)استعمار اروپايي دردو سده­ي هفدهم و هجدهم ميلادي بزرگ­ترين ......... تاريخ بشريت را برپا كرد.(برده­داري) 35)استعمارگران اروپايي،بزرگ­ترين برده­داري تاريخ بشريت را در كدام قرون برپا كردند؟(هفدهم و هجدهم) 36)اروپاييان در هجوم به قاره­ي آمريكا و جزاير اقيانوس­ها براي تأمين سلطه­ي خود،چه كردند؟ (به نسل­كشي و از بين بردن ساكنان بومي پرداختند.) 37)اروپاييان در هجوم به قاره­ي آمريكا و جزاير اقيانوس­ها براي تأمين سلطه­ي خود،چه مناطقي را كه از تراكم جمعيتي بالايي داشتند از جمعيت خالي تي،كوبا،نيكاراگوئه و سواحل ونزوئلا)    استعمارنو و فرانو 38)دو مرحله­ ي ديگر از سلطه­ ي جهان غرب بر كشورهاي ديگر .................. و ............... است.(استعمارنو ـ فرانو) 39)استعمار نو چگونه به وجود آمد؟                    (پس از شكل­گيري جنبش­هاي استقلال طلبانه­ي كشورهاي مستعمره طيّ قرن بيستم) 40)پس از شكل­گيري جنبش­هاي استقلال طلبانه­ي كشورهاي مستعمره طيّ قرن بيستم .................. به وجود آمد. (استعمار نو) 41)در استعمارنو كشورهاي استعمارگر با استفاده از چه ظرفيت­هايي،از مجريان بومي و داخلي كشورهاي مستعمره استفاده مي­كنند؟(با ظرفيت­هايي كه در دوره­ي نفوذ يا دوره­ي استعمار نظامي و سياسي خود ايجاد كرده­اند.) 42)دولت­هاي استعمارگر براي به قدرت رساندن نيروهاي وابسته،از .............. نيز استفاده مي­كنند.( كودتاي نظامي) 43)دولت­هاي استعمارگر،در مرحله­ي استعمار نو،به چه دليلي،از كودتاي نظامي هم استفاده مي­كردند؟(براي به قدرت رساندن نيروهاي وابسته به خود) 44)دو نوع موفق از كودتاهاي استعمارنو،در كشور ايران كدام است؟ الف)كودتاي انگليسي سوم اسفند 1299 رضاخان ب)كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 محمدرضا شاه 45)نمونه­ي شكست خورده­ي كودتاي استعمارنو در ايران .................... است.(كودتاي نوژه) 46)در استعمارنو،كشور استعمارگر،چگونه كنترل بازار و سياست كشورهاي ديگر را در اختيار مي­گيرد؟ (با اتكا به قدرت اقتصادي خود،و با استفاده از نهادها و ساختارهاي اقتصادي و سياسي بين المللي و با روش­ها و سازوكارهاي غير مستقيم) 47)استعمار فرانو،با استعمار قديم و استعمار نو،در چه چيزي،­اشترك دارند؟      (در اين­كه فرآورده­ي فرهنگ سلطه­ي جهان غرب است.) 48)ويژگي .......................... در اين است كه براي حفظ سلطه­ي جهان غرب،بيش ازآن­كه از ابزارهاي نظامي و سياسي يا اقتصادي استفاده كند،از ابزارها و ظرفيت­هاي فرهنگي و علمي به ويژه از رسانه­ها و فن­آوري اطلاعات بهره مي­برد. (استعمار فرانو) 49)مهم­ترين ويژگي استعمار فرانو،براي حفظ جهان سلطه،چيست؟ (استفاده از ابزارها و ظرفيت­هاي فرهنگي و علمي به ويژه از رسانه­ها و فن­آوري اطلاعات) 50)در استعمار قديم،استعمارگران حضور ..........................دارند.در استعمارنو،استعمارگران ............ و مُجريان آن­ها ............. .در استعمار فرانو،.......................... هردو پنهان­اند. (مستقيم وآشكار ـ پنهان ـ آشكارند ـ استعمارگران و مجريان) 51)جهان غرب در استعمارفرانو،.................. ديگر كشورها را هدف قرار مي­دهد.(هويت فرهنگي) 52)در استعمار فرانو   مورد هدف   هويت فرهنگي جوامع    يعني     عقايد،ارزش­ها و آرمان­هاي فرهنگ­هاي ديگر     نتيجه    تبليغ و ترويج عقايد و ارزش­هاي فرهنگ غرب 53)در چه صورتي،مردم هويت خود را در حاشيه­ي جهان غرب بازخواني و بازسازي مي­كنند؟  (در صورتي­كه  برتري مطلق فرهنگي و معرفتي جهان غرب را پذيرفته باشند.) 54)استعمار فرانو،گسترش و سلطه­ي فرهنگ غرب برهمه­ي جهان و غربي كردن جهان را در پوشش نام«................» پي­گيري مي­كند.(جهاني شدن)                                                              

    درس4:فرهنگ جهاني(2) 

  عقايد و ارزش­هاي جهاني اسلام 1)اسلام،ديني است كه با دعوت .................،تكوين يك ................ را در دستوركار قرار داده است.      (فراگير خود ـ فرهنگ جهاني) 2)اصول اعتقادي و ارزش­هاي اسلام مطابق با چه مواردي است؟(نظام آفرينش و موافق با فطرت آدميان) 3)همه­ ي انبيا در طول تاريخ،براي تبليغ و ترويج ................. و ................... مبعوث شده­اند.  (اصول اعتقادي ـ ارزش­هاي ثابت) 4)خداوند سبحان .............. و مبدأهمه­ ي ........... است.(حقيقت مطلق ـ حقايق) 5)خداوند سبحان عالَم را چگونه آفريده و تدبير مي­كند؟ (حكيمانه) 6)انسان در ديدگاه اسلام،چگونه موجودي است؟(موجودي مختار،مسوول،متعهد ،داراي فطرتي الهي و كرامتي ذاتي و خليفه­ي خداوند در زمين) 7)سعادت و عزّت انسان در گِرو چيست؟ (تقرب و نزديك شدن به خداوند و رسيدن به مقام خلافت الهي) 8)شقاوت و ذلتّ انسان­ها به چه مواردي بستگي دارد؟ (در نسيان و فراموشي حقيقت الهي خود وديگر موجودات و در هزينه كردن تمامي ظرفيت­ها و توانمندي­هاي الهي خود براي زندگي محدود اين جهان است.) 9)انسان برچه اساسي مسوول آبادكردن اين جهان و موظف به پرهيز از فساد در خشكي و درياست؟ (بر اساس مشيّت و خواست الهي) 10)زيباترين و محبوب­ترين مخلوق خداوند در فرهنگ اسلام،............. است.(عقل) 11)پيامبران الهي براي چه مواردي مبعوث شدند؟ الف:براي برانگيختن عقل آدميان   پ:مانع شدن از چرخش ثروت در دست اغنيا  ب:اجراي عدالت و قسط            ت:آزادسازي مستضعفان از حاكميت مستكبران 12)اسلام،جامعه­ي اسلامي را موظف به تلاش براي ...................... مي­داند.(آزادي مستضعفان)         مراحل گسترش فرهنگ اسلامي 13)عقايد و ارزش­هاي اسلامي به حسب .......................... اختصاص به قوم و گروه خاصي ندارند.(حقيقت و ذات خود) 14)عقايد و ارزش­هاي اسلامي،خصلتي ........... دارند.(جهاني)15)عقايد و ارزش­هاي اسلامي،چگونه به عرصه­ي فرهنگ بشري راه يافته­اند؟(با پذيرش و رويكرد انسان­ها)16)عقايد و ارزش­هاي اسلامي،بعد از ورود به عرصه­ي فرهنگ بشري،چه نمودي پيدا مي­كنند؟(فرهنگي و تاريخي) 17)گسترش فرهنگي عقايد و ارزش­هاي اسلامي در چهار مقطع تاريخي،قابل مطالعه و بررسي است: 1)پيامبري و نبوت                     2)خلافت                         3)استعمار                         4)بيداري اسلامي 18)شبه جزيره­ي عربستان قبل از ظهوراسلام ............... داشت.(فرهنگ جاهلي قبيله­اي) 19) شمال غربي شبه جزيره­ي عربستان تحت نفوذ و سلطه­ي.................. و جنوب شرقي آن تحت تأثير ................ بود. (امپراطوري روم ـ شاهنشاهي ايران) 20)رسول خدا پس از سيزده سال دعوت و مقاومت در برابر فشارهاي ............................،حكومت اسلامي را در .......... تشكيل داد.(نظام قبيله­اي عرب ـ مدينه) 21)دوران خلافت از چه زماني آغاز و تا كجا ادامه يافت؟   (آغاز از زمان رحلت رسول خدا،و در مسير خلافت اموي،عباسي و عثماني ادامه يافت.)22)ارزش­ها،هنجارها و رفتارهاي جاهلي در عصر نبوي تا سال هشتم هجري،يعني تا.............،در برابر اسلام................ كرده بود و از آن پس،در پوشش............. خزيده بود.(فتح مكه ـ مقاومت آشكار ـ نفاق) 23)ارزش­ها،هنجارها و رفتارهاي جاهلي در دوران خلافت،در جامعه­ي اسلامي چگونه بود؟ (به تدريج اقتدار جامعه­ي اسلامي را در چارچوب مناسبات قبيله­اي و عشيره­اي سازمان بخشيد.) 24)فرهنگ اسلامي،به چه دليل،گرو ه­هاي مهاجم بيگانه را درون خود،هضم و جذب مي­كرد؟ (به دليل قدرت و عمق معرفتي خود) 25)غلبه­ي كدام قدرت­ها كه در چارچوب عادات تاريخي،فرهنگ قومي و قبيله­اي رفتار مي­كردند؛ مانع از آن مي­شد تا ظرفيت­هاي فرهنگ اسلامي و ارزش­هاي اجتماعي آن به طور كامل آشكار نشود؟                                   (سلجوقيان،خوارزمشاهيان،مغولان،عثماني) 26)حدود يك چهارم جمعيت مسلمانان جهان در ...................... زندگي مي­كنند.(آسياي جنوب شرقي)           استعمار و بيداري اسلامي 27)در دوره­ي استعمار،قدرت نظامي و صنعتي دولت­هاي استعماري غربي،بيش­تر چه كساني را مقهور خود ساخت؟ (رجال سياسي و دولت مردان جوامع اسلامي) 28)قدرت سياسي جوامع اسلامي تا قبل از استعمار،بيش­تر ريشه در ...................... داشت.(مناسبات قومي و قبيله­اي) 29)قدرت سياسي جوامع اسلامي،در دوران استعمار،از طريق ................................ با قدرت استعمارگران پيوند خورد. (از طريق سازش با دولت­هاي غربي) 30)چه عاملي سبب شد تا استبداد ايلي و قومي جوامع اسلامي،در دوران استعمار،به صورت استبداد استعماري درآيد؟ (پيوند خوردن قدرت سياسي جوامع اسلامي از طريق سازش با دولت­هاي غربي) 31)استبداد تاريخي و قومي در جوامع اسلامي ..................... داشت.(هويت غيراسلامي) 32)استبداد تاريخي و قومي به رغم هويت غيراسلامي خود،به چه دليل از رويارويي مستقيم با حضور قوي و توانمند فرهنگ اسلامي دوري مي­گزيد؟(به دليل اين­كه عقبه­اي خارج از جغرافياي جهان اسلام نداشت.) 33)كدام نوع استبداد،در جوامع اسلامي در دوران استعمار،تلاش مي­كرد با رعايت ظواهر اسلامي،پوشش ديني خود را حفظ كند؟(استبداد تاريخي ـ قومي) 34)استبداد استعماري،به چه دليلي،در جهت گسترش نيازهاي اقتصادي وفرهنگي جهان غرب،چاره­اي جزحذف­ مظاهر فرهنگ اسلامي ندارد؟(به دليل اينكه در سايه­ي قدرت و سلطه­ي جهان غرب عمل مي­كند.) 35)در مقابل نفوذ و سلطه­ ي فرهنگ غرب،مقاومت­هايي شكل گرفت كه ................................. داشت.        (ريشه در فرهنگ اسلامي) 36)متفكران جهان اسلام،چه خطراتي را گوشزد كرده بودند؟     (سلطه­ ي فرهنگ غرب و فراموشي فرهنگ و هويت اسلامي) 37)چه پديده­اي،نقطه­ي عطفي در بازگشت به فرهنگ اسلامي در جهان اسلام است؟(انقلاب اسلامي ايران) 38)بسياري از نخبگان كشورهاي اسلامي تا قبل از انقلاب اسلامي ايران،براي مقابله با سلطه­ ي استعمار،از چه مكاتبي استفاده مي­كردند؟( از مكاتب و روش­هاي غربي نظير ناسيوناليسم ـ ملّي گرايي ـ يا ماركسيسم) 39)مكاتب  و روش­هاي غربي مورد استفاده­ي بسياري از نخبگان كشورهاي اسلامي،دو ايراد داشتند؛آن دو كدام­اند؟ (اول:وحدت امت اسلامي را مخدوش مي­ساختند. ـ دوم: مورد حمايت مردمي كه در دامان فرهنگ اسلام تربيت يافته بودند نيز قرار نمي­گرفتند.) 40)چگونه امت اسلامي،مرحله­ي نويني را در گسترش فرهنگ جهاني اسلام رقم مي­زند؟ (با الهام از انقلاب اسلامي و بازگشت به سوي هويت الهي خود)                                                             

    فصل دوم:فرهنگ معاصر غرب درس5:

عقايد و ارزش­هاي بنيادين فرهنگ غرب سكولاريسم و دنيوي گرايي 1)«........................» در شكل گيري نظام سلطه­ي جهاني موجود نقشي تأثيرگذار و مهم داشته است. (فرهنگ معاصر جهان غرب) 2)عميق­ترين لايه­هاي هرفرهنگ را چه چيزي تشكيل مي­دهد؟(عقايد و ارزش­هاي بنيادين) 3)عقايد و ارزش­هاي بنيادين فرهنگ معاصر جهان غرب،به چند دسته اساسي تقسيم مي­شوند؟ به سه دسته­ي زير 1)هستي شناسانه                            2)انسان شناسانه                   3)معرفت شناسانه  4)اين سؤال مربوط به كدام­يك از عقايد و ارزش­هاي بنيادين فرهنگ معاصر غرب است؟(پاورقي ص32)   «پاسخ به پرسش­هايي از قبيل اين­كه آيا جهان هستي به همين جهان مادي محدود مي شود؟» ـ (هستي شناسانه) 5)اين عبارت مربوط به كدام­يك از عقايد و ارزش­هاي بنيادين فرهنگ معاصر غرب است؟(پاورقي ص32) «پاسخ به پرسش­هايي از قبيل اين­كه آيا انسان موجودي مختار و فعّال است يا مجبور و منفعل؟» ـ (انسان شناسانه) 6)اين گزاره مربوط به كدام­يك از عقايد و ارزش­هاي بنيادين فرهنگ معاصر غرب است؟(پاورقي ص32) « پاسخ به پرسش­هايي از قبيل اين­كه آيا تنها راه شناخت واقعيت،حس و تجربه است؟» ـ (معرفت شناسانه) 7)مهم­ترين ويژگي هستي شناختي فرهنگ معاصر غرب چيست؟(سكولاريسم) 8)سكولاريسم به چه معناست؟(به معناي رويكرد دنيوي و اين جهاني به هستي و جهان) 9)نتيجه­ي  غلبه­ي سكولاريسم بر فرهنگ غرب چيست؟ (همه­ ي ظرفيت­هاي وجودي انسان متوجه آرمان­ها و اهداف دنيوي و اين­ جهاني شد.) 10)به خدمت گرفتن تمام ظرفيت­هاي وجودي انسان­ها در سكولاريسم،كه متوجه اهداف اين جهاني بود؛دو پيامد داشته،آن دو كدام­اند؟ الف:فراموشي ابعاد معنوي انسان و جهان ب:به خدمت گرفتن ابعاد معنوي انسان­ها به صورت گزينشي درحاشيه­ي اهداف و نيازهاي دنيوي 11)فلسفه­ ها و عقايد سكولار در فرهنگ غرب به دو دسته «...............» و «................» تقسيم مي­شوند. (آشكار ـ پنهان) 12)«.....................» فلسفه­ها و عقايدي را شامل مي­شود كه به صراحت ابعاد متافيزيكي و فوق طبيعي را انكار مي كنند. (سكولاريسم آشكار) 13)سكولاريسم آشكار،مكاتب مختلف .............. و .................. را تشكيل مي­دهند.(ماترياليستي ـ ماده گرايانه) 14)كدام نوع از سكولاريسم،به نفي ابعاد معنوي هستي نمي­پردازند؛بلكه بخش­هايي از عقايد معنوي و ديني را در خدمت نظام دنيوي و اين جهاني به خدمت مي­گيرند و از توجّه يا عمل به بخش­هاي ديگر سر باز مي­زنند؟ (سكولاريسم پنهان) 15)رويكرد گزينشي جهان غرب به ابعاد معنوي و ديني جهان،سبب پيدايش و رشد برخي از ..................................... شده است كه از آن با عنوان «......................»،ياد مي­شود.(نهضت­هاي جديد ديني ـ پروتستانتيسم) 16)توجه به دنيا و زندگي اين جهاني،در فرهنگ غرب،در ابعاد مختلف.................... غلبه يافته است.(علمي و نظري) 17)در فرهنگ معنوي و ديني،..........،هدف مستقلي نيست؛ بلكه خود ............ است كه در خدمت اهداف معنوي قرار مي­گيرد.(آبادي دنيا و اين جهان ـ وسيله­اي) 18)اگر افرادي كه در بستر فرهنگ ديني زندگي مي­كنند،دنيا را هدف برتر خود قرار داده باشند،رفتار دنيوي و غير معنوي خود را با ............ مي­كنند.(  پوشش­هاي معنوي پنهان) 19)چرا در جهان­ غرب،دينداران ناگزيرند رفتارها و هنجارهاي ديني خود را با تفاسير دنيوي و اين جهاني توجيه كنند؟ (زيرا سكولاريسم به صورت جهان­بيني غالب در آمده است.)         اومانيسم و اصالت انسان دنيوي و اين جهاني 20)مهم­ترين ويژگي انسان شناختي فرهنگ معاصر غرب چيست؟و به چه معنايي مي­باشد؟ (اومانيسم ـ به معناي اصالت انسان دنيوي و اين جهاني) 21)اومانيسم از نتايج منطقي ................ است.(سكولاريسم) 22)اگر در كانون هستي يك وجود مقدّس و متعالي وجود داشته باشد،همه­ي موجودات و از جمله انسان ...................... او خواهند بود.(آيات و نشانه­هاي) 23)در فرهنگ ديني اسلام،........... به عنوان برترين آيت و نشانه­ي خداوند سبحان است.(انسان) 24)به چه دليلي،انسان بر موجودات فراوان ديگر برتري و كرامت دارد؟ (زيرا انسان به عنوان برترين آيت و نشانه­ي خداوند سبحان و خليفه­ي خداوند بر زمين است.) 25)در فرهنگ قرآن،كرامت و خلافت انسان چه هنگامي تحقق پيدا مي­كند؟ (وقتي آدمي از محدوديت­هاي دنيوي و اين جهاني خود فراتر رود و هر چه مي­تواند به خداوند نزديك­تر شود.) 26)در فرهنگ قرآن،اگر انسان به ............. خود محدود شود به گمراهي گرفتار شده و حياتي حيواني يا پست­تر از آن دارد.(ابعاد دنيوي) 27)اومانيسم،در كدام ابعاد مختلف فرهنگ غرب بروز و ظهور يافته است.(هنر،ادبيات و حقوق) 28)در هنر قرون وسطي،بركدام ابعاد انسان تأكيد مي­ورزيدند؟(ابعاد معنوي و آسماني) 29)در ديدگاه اومانيستي،چه تفاوتي در هنر قرون وسطي با هنر دوران مدرن،وجود دارد؟ (هنر قرون وسطي،بر ابعاد معنوي و آسماني انسان تأكيد مي­ورزيد و نقاشان چهره­هاي اسوه­هاي انساني را در هاله­اي از قداست تصوير و ترسيم مي­كردند،امّا در هنر مدرن،توجه هنرمندان بر ابعاد جسماني و زيبايي­هاي بدني آن­ها تمركز مي­يابد.) 30)در ادبيات مدرن به سلوك­هاي معنوي،ارادات و ................ توجه اي نمي­شود.(خطورات الهي انسان) 31)به چه دليل،رمان در فرهنگ مدرن غرب،بيش­ترين اهميت را پيدا كرده است؟(بدانيم ص35)(در ادبيات مدرن به سلوك­هاي معنوي،ارادات و خطورات الهي انسان توجهي نمي­شود و به حالات رواني آدميان در زندگي روزمره­ي دنيوي و اين جهاني پرداخته مي­شود.)32)حقوق انسان در فرهنگ ديني،مبتني بر .................... انسان است و صورت ............................ دارد. (فطرت الهي ـ معنوي و آسماني) 33)حقوق بشر برمبناي انديشه­ي اومانيستي،چگونه صورتي دارد؟(دنيوي و اين جهاني) 34)حقوق بشر برمبناي انديشه­ي اومانيستي،چگونه شكل مي­گيرد؟ (براساس خواسته­ها،عادت­ها و تمايلات طبيعي آدميان)35)در فرهنگ­هاي ديني،آدميان،ابعاد نفساني و دنيوي خود را در ........................... خويش پي مي­گيرند. (سايه­ي ابعاد معنوي) 36)در فرهنگ­هاي ديني،اگر افرادي هواهاي نفساني خود را دنبال كنند،آن را به صورت آشكار و رسمي اظهار نمي كنند؛ بلكه .................... خود را در قالب ...................... پنهان مي­كنند.( نفس­پرستي ـ مفاهيم ديني) 37)فرعون براي توجيه رفتار و موقعيتي كه داشت،خود را چگونه معرفي مي­كرد؟ (انساني دنيوي و طبيعي معرفي نمي­كرد؛بلكه خود را از زمره­ي خداوندگاران قرار مي­داد.) 38)اومانيسم را مي­توان به ..................... يا .................... ترجمه كرد.(فرعونيت آشكار ـ تفرعني عريان) 39)چرا اومانيسم را مي­توان به فرعونيت آشكار يا تفرعني عريان ترجمه كرد؟ (زيرا انسان مدرن خواسته­هاي دنيوي و اين جهاني خود را بدون آن­كه نيازي به توجيه الهي و آسماني داشته باشد به رسميت مي­شناسد.)          روشنگري و علوم جديد 40)مهم­ترين ويژگي معرفت شناختي فرهنگ مدرن غرب چيست؟(روشنگري)                                                           الف:انسان شناسانه  ويژگي        سكولاريسم  41)مهم­ترين ويژگي­ها و عقايد بنيادين فرهنگ غرب    شامل                ب:هستي شناسانه    ويژگي       اومانيسم                                          پ:معرفت شناسانه   ويژگي      روشنگري 42)روشنگري ناظر بر چه روشي بود؟ (ناظر به روش رويارويي با حقيقت و شناخت است،و موانع شناخت حقيقت و راه وصول به آن­را معرّفي مي­كند.) 43)روشنگري در معناي عام خود،پديده­اي ........ و مربوط به ................ غرب نيست.(مدرن ـ فرهنگ معاصر) 44)در فرهنگ ديني اسلام،.............. دو پيامبر باطني و ظاهري براي روشن كردن حقيقت اند.(عقل و وحي)45)روشنگري در معناي خاص،ناظر به چه موضوعي است؟ (روشي از معرفت و شناخت با دو مبناي سكولاريسم و اومانيسم) 46)صورت­هاي مختلف روشنگري در معناي خاص خود كه بيش از چهارصد سال فرهنگ جديد غرب،پيدا كرده بود؛كدام­اند؟(عقل گرايي و حس­گرايي) 47)وجه مشترك عقل­گرايي و حس­گرايي كه از صورت­هاي مهم روشنگري است؛چه بود؟ (كنار گذاشتن وحي و شهود در شناخت حقيقت) 48)روشنگري با چه ويژگي شناخته مي­شود؟(كنار گذاشتن وحي و شهود در شناخت حقيقت) 49)وجه مشترك صورت­هاي مختلفي از عقل­گرايي و حس­گرايي،چيست؟ (كنار گذاشتن وحي و شهود در شناخت حقيقت) 50)روشنگري در دو سده­ي هفدهم و هجدهم،بيش­تر رويكردي .................................. داشت؛اما در سده­ي نوزدهم و بيستم،بيش­تر صورت ............................... پيدا كرد.(عقل­گرايانه و راسيوناليستي ـ حس­گرايانه و آمپريستي) 51)از پايان قرن بيستم با افول...............،اصل روشنگري و به دنبال آن،فرهنگ مدرن،گرفتار بحران ........................... شده است.(تجربه­گرايي ـ معرفت شناختي) 52)روشنگري در معناي عام خود،چگونه تفسيري ديني از انسان و جهان ارائه مي دهد؟ (هنگامي­كه با هستي­ شناسي قدسي،معنوي و انسان شناسي ديني همراه باشد،با استفاده از وحي و عقل تجريدي وتجربي) 53)دئيسم به چه معناست؟(دين بدون شريعت و بدون مذهب ـ لامذهبي) 54)روشنگري با رويكرد دنيوي و اين جهاني،هنگامي­كه با شناخت عقلي همراه باشد،به چه دليل به دئيسم ختم مي­شود؟(به دليل اين­كه مرجعيت  وحي را نمي پذيرد.) 55)روشنگري با رويكرد دنيوي و اين جهاني،هنگامي­كه با ..................... همراه باشد،به دليل اين­كه مرجعيت وحي را نمي پذيرد به ............. ،ختم مي­شود.(شناخت عقلي ـ دئيسم) 56)روشنگري با رويكرد دنيوي و اين جهاني،هنگامي كه به شناخت حسي و تجربي محدود شود، نوعي علم ................... را پديد مي آورد.(تجربي و دانش سكولار) 57)روشنگري با رويكرد عقلي،حسي و تجربي توان داوري درباره­ي ................... انساني را نداشته و به صورت ................... در خدمت ارزش­هاي دنيوي و اين جهانيِ انساني قرار مي­گيرد.(ارزش­ها و آرمان­هاي ـ دانش ابزاري) 58)اين تعريف،مربوط به چه واژه­اي است؟(پاورقي ص 37) «اعتقاد به خداوند بدون شريعت و مذهب و بي اعتقادي به پيامبران وكتب مذهبي است.» ـ(دئيسم)                                                  

  درس6:تكوين فرهنگ جديد غرب   رنسانس و زمينه­ هاي تاريخي

1)فرهنگ غرب در ....................... آن ريشه دارد.(گذشته­ ي تاريخي) 2)تاريخ فرهنگ غرب به چهارار دوره تقسيم مي شود: 1)يونان و رم باستان                                   3)رنسانس                          2 )قرون وسطي                                           4)غرب جديد   3)رنسانس به چه معناست؟(تجديد حيات و تولد دوباره) 4)رنسانس شامل چه دوره­اي از تاريخ اروپا مي­شود؟(قرن چهاردهم تا شانزدهم ميلادي) 5)دليل نام­گذاري دوره­ي تاريخي قرن چهاردهم تا شانزدهم اروپا به رنسانس،چيست؟ (اين است كه غرب در اين زمان به فرهنگ يونان و رم بازگشت.) 6)غرب در دوره­ي تاريخي قرن چهاردهم تا شانزدهم ميلادي به دليل بازگشت به فرهنگ يونان و رم به ............. نام گذاري شد.(رنسانس) 7)فرهنگ يونان و رم باستان،.........................  بود و فرهنگ قرون وسطي،............................ است. (فرهنگ اساطيري ـ فرهنگ ديني مسيحيت) 8)در فرهنگ اساطيري يونان،............................. پرستيده مي­شدند و فرهنگ مسيحيت با دعوت به ........... شكل مي گيرد.(خداوندگاران متكثّر ـ توحيد) 9)طيّ قرون وسطي،ارباب كليسا،از چه شعارهايي پوشش مي­گرفتند؟(از شعارها و مفاهيم معنوي و توحيدي) 10)طيّ قرون وسطي،ارباب كليسا،با رويكرد دنيوي خود،نوعي ............ و ........... را دنبال مي­كردند. (دنياگروي ـ سكولاريسم عملي) 11)اربابان كليسا،به نام خداوند،بندگان خدا را به ......... مي­گرفتند و به بهانه­ي ايمان و وحي،............ مي­انداختند. (بندگي ـ عقل را از اعتبار) 12)چه عواملي زمينه­هاي اقتدار حاكميت كليسا را در هم ريخت؟ (جنگ هاي صليبي ومواجهه­ي با مسلمانان ـ فتح قسطنطنيه) 13)چه عاملي سبب شد تا در دوران رنسانس،پادشاهان و قدرت­هاي محلي به عنوان رقيبان دنياطلب كليسا،فرصت بروز و ظهور پيدا كنند؟(فرو ريختن اقتداركليسا) 14)فرو ريختن اقتداركليسا سبب شد تا در دوران رنسانس،چه گروه­هايي فرصت بروز و ظهور پيدا كنند؟ (پادشاهان و قدرت­هاي محلي به عنوان رقيبان دنياطلب كليسا) 15)پادشاهان و قدرت­هاي محلي به عنوان رقيبان دنياطلب كليسا،براي حذف كليسا،چه تدبيري را اتخاذ كرده بودند؟ به جاي آن­كه عملكرد ارباب كليسا را مورد انتقاد قرار دهند به تدريج دخالت دين درامور دنيوي را انكار كردند. 16)پادشاهان و قدرت­هاي محلي به عنوان رقيبان دنياطلب كليسا،به چه علتي به تدريج دخالت دين در امور دنيوي را انكار كردند؟(به دليل رويكرد دنيوي خود براي حذف كليسا) 17)در دوران رنسانس رويكرد دنيوي به عالم،در چه سطوحي،شكل گرفت؟ (در سطح هنر،اقتصاد،سياست و هم­چنين در افق حركت­هاي اعتراض­آميز مذهبي) 18)هنرمندان دوران رنسانس با بازگشت به هنر .............،بر ابعاد ....................... انسان اهميت دادند. (يونان ـ جسماني و دنيوي) 19)چه عواملي زمينه­هاي عبور از اقتصاد كشاورزي ارباب رعيتي را پديد آورد؟ (رشد تجارت ـ كشف آمريكا ـ بالاگرفتن تب طلا) 20)شاهزادگان اروپايي،به رقابت با قدرت .......... پرداختند و در اين جهت از حركت­هاي ...............................حمايت كردند كه پيوند خود را با ........... قطع مي­كردند.(كليسا ـ اعتراض آميز كشيشاني ـ پاپ) 21)حركت­هاي اعتراض­آميز مذهبي كه با عنوان ............... شناخته مي­شوند در جهت ...................... پديد آمدند. (پروتستانتيسم ـ اصلاح ديني)22)­حركت­هاي اعتراض­آميز مذهبي كه با عنوان پروتستانتيسم شناخته مي­شوند كه در جهت اصلاح ديني پديد آمدند؛چند بخش داشت؟(بخشي،تنها با قدرت پاپ مخالفت داشتند و با جريان دنياگروي تقابل نداشتند.بخشي ديگر،رويكرد معنوي داشتند و در تقابل با جريان دنياگروي قرار مي­گرفتند.)23)حركت­هاي اول و دوم اعتراض­آميز مذهبي كه با عنوان پروتستانتيسم،شناخته مي­شوند؛چگونه عمل كردند؟ (حركت­هاي نوع اول با حمايت قدرت هاي محليّ توانستند،بخشي از اروپاي مسيحي  را از تسلط كليسا خارج سازند؛ ولي حركت­هاي نوع دوم،مورد هجوم كاتوليك­ها و ديگر پروتستان­ها قرارگرفتند و امكان گسترش پيدا نكردند.) 24)آناباپتيست­ها گروهي از ................. بودند كه به مخالفت با جريان­هاي ..................پرداختند كه از دوران .............. پديد آمده بود.(پروتستان­هايي ـ دنياگروانه­اي ـ رنسانس) 25)بخشي از آناباپتيست­ها كه امروز با عنوان .............. شناخته مي­شوند از قرن .......................... شيوه­ي زندگي خود را نيز تغيير ندادند.(آميش­ها ـ شانزدهم تا امروز )           فلسفه­ي روشنگري و فرهنگ جديد غرب 26)فرهنگ اساطيري يونان و رم باستان،چگونه مراحلي از توجه به عالَم كثرت را بدون توجه به خداوند واحد طي كرده بود؟(با غفلت از نگاه توحيدي به عالم) 27)تحريفاتي كه در مسيحيت رُخ داد دو پيامد در پي داشت؛آن دو كدام­اند؟ (اول:از جهت نظري مسيحيت آميخته با رويكردهاي اساطيري شد و با قول به تثليث از ابعاد عقلاني توحيد دور ماند. دوم:مسيحيان و از جمله ارباب كليسا در تعامل با فرهنگ امپراطوري رم،به سوي نوعي دنياگروي عملي گام برداشتند. ارباب كليسا در اين مقطع،عملكرد دنيوي خود را تحت پوشش معنوي و ديني توجيه مي­كردند.) 28)در دوره­ي رنسانس فرهنگ غرب براي بسط ابعاد دنيوي و اين جهاني خود،به سوي حذف..........................، قدم برداشت.(پوشش ديني) 29)در دوره­ي رنسانس فرهنگ غرب براي بسط ابعاد دنيوي و اين جهاني خود،به كدام دوره بازگشت؟ (يونان و رم باستان) 30)در دوره­ي رنسانس فرهنگ غرب براي بسط ابعاد دنيوي و اين جهاني خود،براي حذف پوشش ديني در نخستين گام به يونان و رم باستان بازگشت.اين رجوع به چه معنايي بود؟ (اين رجوع براي مستقر شدن در فرهنگ اساطيري باستاني نبود؛بلكه بازگشت به جهان باستان براي عبور از مسيحيت و تداوم بخشيدن به حركتي بود كه فرهنگ يونان با غفلت از تفسير توحيدي هستي،طي كرده بود،همان حركتي كه مسيحيت مانع از تداوم آن شده بود. 31)عبور از مسيحيّت قرون وسطي در دوران رنسانس،در چه سطوحي بود؟ (در سطح هنر،اقتصاد،سياست و هم­چنين در محدوده­ي حركت­هاي اعتراض­آميز ديني بوده كه رقيبان كليسا از آن استفاده مي­كردند. 32)فرهنگ جديد غرب با پيدايش ...................... آغاز مي­شود.(فلسفه­هاي روشنگري) 33)چگونه سكولاريسم،در عقايد بنيادين فرهنگ جديد غرب نهادينه شد؟ (رويكرد سكولار و دنيوي كه پيش از آن،از طريق هنر و تفاسير پروتستاني از دين در سطح فرهنگ عمومي بسط پيدا كرده بود با فلسفه­هاي روشنگري عميق­ترين لايه­هاي فرهنگي غرب را تسخير مي­كرد.) 34)فيلسوفان روشنگري،چگونه زمينه­ي تكوين و پيدايش علم و دانشي را كه به تفسير اين جهان مي­پرداخت؛به وجود آورد؟(با انكار ارزش علمي وحي) 35)فيلسوفان روشنگري با انكار ارزش علمي وحي،زمينه­ي تكوين و پيدايش چگونه علمي را پديد آوردند؟ (علم و دانشي را پديد آوردند كه مستقل از وحي و با صرف نظر از ابعاد متافيزيكي و فوق طبيعي عالم،به تفسير اين جهان مي پرداخت.)         صنعت،اقتصاد،حقوق و سياست 36)ارزش­هاي بنيادين غرب،در رنسانس و بعد از آن از طريق هنر،دين و فلسفه­هاي جديد به تدريج در چه عرصه­هايي،آثار خود را ظاهر ساخت؟(علم،فن­آوري و صنعت ـ اقتصاد ـ حقوق ـ سياست) 37)علم جديد با رويكرد دنيوي خود،چه وظيفه­ ي جديدي را بر عهده داشت؟ (به تدريج به صورت وسيله و ابزار تسلط انسان بر طبيعت درآمد.) 38)وظيفه­ ي علم،قبل از غلبه­ي رويكرد دنيوي؛چگونه بود؟ (شناخت حقيقت عالَم و مسووليت عبور انسان از مُلك به ملكوت را برعهده داشت.) 39)در رويكرد دنيوي علم جديد،كدام دسته از علوم بيش­ترين اهميت را پيدا كرد و ره­آورد اين بخش از علوم چه بود؟(علوم طبيعي و تجربي ـ فن­آوري و صنعت) 40)انقلاب صنعتي در چه قرني و در كدام كشور آغاز شد؟(قرن هجدهم ـ انگلستان) 41)اقتصاد قرون وسطي بر مدار................ و روابط اجتماعي ......................... بود.(كشاورزي ـ ارباب و رعيتي)42)از نظام ارباب و رعيتي در غرب با چه عنوانِ ديگري،ياد مي­شود؟(فئوداليته) 43)نظام ارباب و رعيتي يا فئوداليته در غرب نوعي، .......................... بود.(برده­داري عام و فراگير) 44)چرا نظام ارباب و رعيتي يا فئوداليته در غرب نوعي،برده­داري عام و فراگير تلقي مي­شد؟ (زيرا كشاورزان،وابسته به زمين­هاي ارباباني بودند كه براي آن­ها كار مي­كردند و امكان جابه­جايي و نقل و انتقال نداشتند.) 45)چه عواملي سبب شد تا اقتصاد و كشاورزي فئودالي به اقتصاد سرمايه­داري تبديل شود؟(گسترش تجارت و رشد صنعت) 46)گسترش تجارت و به دنبال آن،رشد صنعت،كدام قشر جديد را در نظام ارباب و رعيتي يا فئودالي ايجاد كرد؟ (قشر جديد سرمايه­داران) 47)گسترش تجارت و به دنبال آن،رشد صنعت،روابط ارباب و رعيتي را به .................. و .................. تغيير داد. (كارگران ـ سرمايه داران) 48)چه عواملي در اقتصاد بعد از انقلاب صنعتي،روابط ارباب رعيتي را به روابط كارگران و سرمايه­داران تغيير داد؟ (گسترش تجارت و به دنبال آن،رشد صنعت) 49)در فرهنگ ديني،حقوق انساني،ريشه در ........... داشته و مسووليت حراست از ......... و ......... او را دارد.(ربوبيت پروردگار و فطرت الهي انسان ـ خلافت انسان ـ كرامت ذاتي) 50)در قرون وسطي به چه دليل،رفتارهاي دنيوي نظام فئودالي،توجيه ديني مي­شد؟(باور ديني مردم) 51)در قرون وسطي به دليل باورهاي ديني مردم،.............. توجيه ديني مي­شد. (رفتارهاي دنيوي نظام فئودالي) 52)چه حركت­هايي در دوران رنسانس موجب رويگرداني از نگاه معنوي و انكار ربوبيت و شريعت الهي شد؟ (حركت­هاي اعتراض­آميز رنسانس به جاي بازگشت به سوي حقوق الهي انسان) 53)نتيجه­ي حركت­هاي اعتراض­آميز رنسانس در زمينه­ي حقوق،چه بود؟ (به جاي حقوق فطري الهي انسان،حقوق طبيعي بشر شكل گرفت.) 54)حقوق فطري الهي انسان،با چه ابزارهايي شناخته مي­شد؟(دو ابزار معرفتي وحي و عقل) 55)حقوق طبيعي بشر،چگونه شناخته مي­شود؟ (با نظر به خواسته­ها،هواها و نيازهاي صرفاً طبيعي و اين جهاني او) 56)عقايد و ارزش­هاي جديد غرب،كدام­اند؟(سكولاريسم،اومانيسم و روشنگري) 57)عقايد و ارزش­هاي جديد غرب،چگونه فرهنگي را پديد آورد؟ (فرهنگي را پديد آورد كه راه را بر شناخت حقيقت الهي انسان و جهان فرو مي­بست.) 58)انديشه­ي سياسي جديدي كه در فرهنگ جديد غرب شكل مي­گرفت،آرمان شهر خود را بر مبناي ..................... و ...........................تنظيم مي­كرد.( حقوق طبيعي ـ خواسته هاي دنيوي) 59)نظام سياسي كه برمبناي عقايد و ارزش­هاي جديد غرب،شكل گرفت؛قادر به توجيه چه چيزهايي نبود؟ (نه مي­توانست به دنبال حاكميت ارزش­هاي الهي باشد و نه عملكرد يا خطاهاي دنيوي و اين جهاني خود را توجيهي الهي و ديني كند.) 60)انديشه­ي سياسي نوين غرب براساس اصالت بخشيدن به انسان دنيوي،................... آدمي را مبدأ ...................... مي­داند.(خواست و اراده­ي ـ قانون­گذاري) 61)انديشه­ي سياسي جديدي كه در غرب براساس اصالت بخشيدن به انسان دنيوي شكل گرفت،چه نام­گذاري شد؟ (ليبراليسم) 62)ليبراليسم را چگونه تعريف كرده­اند؟ (اباحيّت و مباح دانستن همه­ي امور در قياس با خواست انسان) 63)اباحيّت و مباح دانستن همه­ي امور در قياس با خواست انسان تعريف .................... است.(ليبراليسم) 64)تعريفي كه از ليبراليسم به معناي اباحيّت و مباح دانستن همه­ي امور در قياس با خواست انسان،تعريف كرده­اند؛به چه معنايي مي­باشد؟ (به معناي آزادي انسان از همه­ي ارزش­هاي متعالي است كه مستقل از او باشد و به معناي مبدأ بودن آدمي براي همه­ي ارزش­هايي است كه به خواست او شكل مي­گيرد.) 65)انقلاب كبير فرانسه در چه سالي و ريشه در كدام حركت­ها دارد؟ ـ 1789 ميلادي (حركت­هاي فرهنگي دوران رنسانس و انديشه­هاي فلسفي روشنگري و تغييرات اجتماعي مربوط انقلاب صنعتي) 66)نخستين انقلاب سياسي ليبرال در تاريخ سياسي جهان،................... است.(انقلاب كبير فرانسه) 67)كدام انقلاب در تاريخ سياسي غرب،الهام بخش انقلاب­هاي سياسي ديگري شد؛كه پس از چهار دهه،سراسر اروپا را فرا گرفت؟(انقلاب كبير فرانسه)                                                                    

 درس7:جامعه­ي جهاني      روابط بين الملل و نظام جهاني

1)شبكه­ ي روابط پايداري كه در يك دوره­ي تاريخي بين جوامع مختلف شكل مي­گيرد،............... است.(جامعه جهاني) 2)نظام جهاني محيط بين­المللي را شكل مي­دهد كه از آن با عنوان .................. نيز ياد مي­شود.(جامعه­ي جهاني) 3)نظام جهاني .................. را شكل مي­دهد.( محيط بين­المللي) 4)روابط بين الملل متأثر از چه ويژگي­هايي است؟(ويژگي­هاي فرهنگي و قدرت تأثيرگذاري جوامع مختلف) 5)در چه صورتي نظام جهاني،تحت تأثير فرهنگ­ها شكل مي­گيرد؟ (اگر يك فرهنگ بتواند در سطح جهاني تأثيرگذاري بيش­تري داشته باشد.) 6)تأثيرگذاري بيش­تر     باعث     شگل­گيري نظام جهاني    بر اساس    آن فرهنگ 7)اگر فرهنگ­هاي مختلف در سطح جهاني حضور فعال و تأثيرگذار داشته باشند،نظام جهاني چگونه صحنه­اي خواهد بود؟(صحنه­ي تعامل فرهنگ­ها و تمدن­هاي مختلف) 8)در چه صورتي نظام جهاني از انسجام بيش­تري برخوردار خواهد بود؟ (اگر يك فرهنگ در سطح جهاني غالب باشد،آن فرهنگ به ميزاني كه ويژگي­هاي مطلوب يك فرهنگ جهاني را داشته باشد.) 9)اگر فرهنگ يا فرهنگ­هاي غالب و تأثيرگذار فاقد ويژگي­هاي مطلوب باشند،نظام جهاني با ...................................... مواجه خواهد شد.(چالش­ها و تضادهاي دروني) 10)فرهنگ امپراطوري و سلطه،جامعه­ ي جهاني را به چه بخش­هايي تقسيم مي­كند؟(بخش­هاي مركز و پيرامون) 11)هنگامي­كه جامعه­ ي جهاني عرصه­ ي حضور فعال فرهنگ­هاي متفاوت باشد،نظام جهاني،شاهد چه صحنه­هايي خواهد بود؟( صحنه­ ي تعاملات،گفت­وگوها يا برخوردهاي فرهنگي و تمدني خواهد بود و در اين صورت چالش­ها نيز از نوع چالش­هاي بين فرهنگي و تمدني خواهد بود.)        جامعه­ ي جهاني در گذشته و حال 12)روابط بين­الملل و نظام جهاني،قبل از .......................... به صورت امروز نبوده است.(ظهور غرب جديد) 13)در چه صورتي برخي از كشورها كه از جهت نظامي مورد هجوم قرار مي­گرفتند،گروه مهاجم را درون خود هضم و جذب مي­كردند؟(در صورتي­كه از ظرفيت فرهنگي برتري برخوردار باشند.) 14)فرهنگ ايراني به رغم پيروزي يونانيان،در دوره­ي حاكميت سلوكيان،.................. راحفظ كرد.(هويت خود) 15)جامعه­­ي اسلامي نيز شكست نظامي از مغول را با ...................... بر آنان جبران كرد.(غلبه­ي فرهنگي) 16)بسط و گسترش فرهنگ اسلامي،مرهون چه بود و ايرانيان چه نقشي در اين ميان داشتند؟ (مرهون قوّت و قدرت فرهنگي آن بود و ايرانيان،اجبار و الزامي به مسلمان شدن نداشتند و به تدريج اسلام را پذيرفتند.) 17)مسلمانان آسياي جنوب شرقي،فارغ از قدرت سياسي اسلام،از چه طريق با اسلام آشنا شدند و به آن روي آوردند؟ (از طريق تجارت) 18)ظهور فرهنگ غرب از سده­ي .............،صورت جديدي به روابط بين­المللي و نظام جهاني بخشيد.(هفدهم تا بيستم) 19)نظامات سياسي،اقتصادي جديد فرهنگ غرب در دو سده­ي نوزدهم و بيستم،جوامع غربي را به چه صورتي درآورد؟(جوامع غربي را به صورت جوامع مركزي و ديگر جوامع را به صورت جوامع پيراموني درآورد.)         شكل­گيري نظام نوين جهاني 20)در فرايند تكوين نظام نوين جهاني مراحل چهارگانه­ي زير رُخ داد: اوّل:پيدايش قدرت­هاي سياسي سكولار دوم:پيوند قدرت با تجارت،سرمايه و صنعت سوّم:به خدمت گرفتن مبلّغان مذهبي و سازمان فراماسونري چهارم:ادغام جوامع در نظام جهاني استعمار 21)زوال تدريجي قدرت كليسا منجر به حاكميّت قدرت­هاي منطقه­اي....................... شد.(فئودا ل­ها و اربابان بزرگ) 22)با ....................... دولت­هايي شكل گرفت كه به طور رسمي،گُسست خود را از دين اعلام كردند.(انقلاب فرانسه) 23)دولت ـ ملت­هاي جديد از چه طريقي پديد آمدند؟ با انقلاب فرانسه دولت­هايي شكل گرفت كه به طور رسمي،گسست خود را از دين اعلام كردند.اين دولت­ها برخلاف حكومت­هاي گذشته،خود را با هويتي ديني و معنوي نمي­شناختند؛بلكه خود را در ابعاد جغرافيايي،تاريخي و خصوصاً نژادي و قومي تعريف مي­كردند. 24)چه عواملي سبب شد تا صاحبان ثروت،جايگاه برتري نسبت به زمينداران پيدا كنند؟ (رشد تجارت،بردگي سياه­پوستان آفريقايي و انتقال آن­ها به مزارع آمريكايي و انتقال ثروت به جوامع اروپايي) 25)دولت­ها براي تقويت قدرت خود نياز به ............................ داشتند،و بازرگانان براي تجارت و سود،نيازمند ........... .................... دولت مردان بودند.(سرمايه و پول بازرگانان ـ حمايت ناوگان نظامي) 26)عنصر ديگري كه برفرايند انباشت ثروت و موقعيت سرمايه­ داران افزود؛چه بود؟(صنعت) 27)كشورهاي غربي،براي تأمين نيازهاي اقتصادي خود،به چه نيازهايي داشتند؟ (مواد خام ـ نيروي كار ارزان ـ بازار مصرف كشورهاي غيرغربي) 28)كشورهاي غربي براي تأمين منافع اقتصادي خود،نيازمند به در هم شكستن چه چيزهايي بودند؟ (نيازمند در هم شكستن مقاومت­هاي فرهنگي اقوامي بودند كه سلطه و نفوذ آن­ها را تحمل نمي­كردند.) 29)كشورهاي غربي براي درهم شكستن مقاومت فرهنگي كشورهاي ديگر،در نخستين مرحله از چه ابزارهايي استفاده كردند؟(از مبلّغان مذهبي و سازمان­هاي فراماسونري) 30)دولت­هاي سكولار غربي در حمايت از ........................ انگيزه­ي ديني نداشتند.(مبلّغان مسيحي) 31)دولت­هاي سكولار غربي،از تبليغ مسيحيّت،براي چه موردي استفاده مي­كردند؟(براي بسط جهاني قدرت خود) 32)دولت­هاي سكولار غربي،با تبليغ مسيحيّت،............را دچار اختلال مي­كردند.      (فرهنگ عمومي جوامع غيرغربي) 33)انبوه رعيت در نظام فئودالى فرصت ................ نداشتند.(تحرك اجتماعي و جغرافيايى) 34)در قرون وسطي،بنّاهايى كه براي ساختن قصرها و كليساها در شهرهاى مختلف تردد داشتند،از ................ واحدي برخوردار بودند.(هويت صنفي) 35)چه عواملي موجب مي­شد بر انسجام صنفي بنّاهايي كه در قرون وسطي فعاليت داشتند؛افزوده شود؟ (روابط استاد شاگردى كه همراه انتقال مهارت­هاى فنى ايجاد مي­شد.) 36)آرمان سياسي فراماسونرها ....................... است.(جهان وطني يا كاسموپوليتيسم) 37)شعارهاي انساني و سياسي فراماسونرها چگونه بود؟ (علاوه بر مخالفت با نظام اشرافى،هويتى ضد دينى داشت.) 38)غرب هنگام هجوم به مناطق غيرغربى از ............................ براي تأمين نيازهاي نوين خود كمك گرفت.           (سازمان­هاي ماسوني) 39)مهم­ترين عنصر براي ادغام جوامع غيرغربي در نظام جهاني جديد چه بود؟(استعمار) 40)كشورهاي استعمارزده به دو نوع تقسيم مي شوند،نام برده توضيح دهيد. برخي از آن­ها به طور مستقيم به تصرف كشورهاي استعمارگر درآمدند و به طور كامل تصرف شدند؛ولي جوامعي كه از قدرت مقاومت بيش­تري برخوردار بودند و كشورهاي  غربي نمي­توانستند به صورت مستقيم آن­ها را تحت سلطه­ ي سياسي خود درآورند،از طريق نفوذ اقتصادي،سياسي و فرهنگي در جامعه­ي جهاني جديد ادغام شدند.در دوره­ي استعمار اين گونه جوامع تحت نفوذ كشورهاي استعمارگر قرارگرفته و در شرايط نيمه استعماري  به سر مي­بردند. 41)در دوره­ي استعمار،جوامعي كه از قدرت مقاومت بيش­تري در برابر كشورهاي استعمارگر غربي برخوردار بودند، به صورت مستقيم تصرف نشدند؛برنامه كشورهاي استعمارگر در مورد آن­ها چه بود؟ (از طريق نفوذ اقتصادي،سياسي و فرهنگي در جامعه­ي جهاني جديد ادغام شدند.تحت نفوذ كشورهاي استعمارگر قرارگرفته و در شرايط نيمه استعماري  به سر مي­بردند.) 42)كدام كشورها در جامعه­ي جهاني جديد از طريق غيرمستقيم ادغام شدند و در شرايط نيمه استعماري به سر مي­بردند،كدام­اند؟ (چين،عثماني و ايران) 43)جوامع استعمارزده به رغم مقاومت هايي كه طي قرن بيستم انجام دادند،با............... و ................... مواجه شدند. (استعمار نو ـ استعمار فرانو) 44)چين در قرن نوزدهم،از چه طرقي،به صورت كشوري ضعيف درآمد؛به طوري­كه هر بخش آن تحت تسلط يكي از كشورهاي اروپايي بود؟ (از طريق تهديد نظامي،نفوذ گروه­هاي مبلّغ مسيحي و روابط اقتصادي) 45)كدام كشور آسيايي در قرن نوزدهم از طريق تهديد نظامي،نفوذ گروه­هاي مبلّغ مسيحي و روابط اقتصادي،به صورت كشوري ضعيف درآمد؟(چين) 46)بزرگ­ترين امپراطوري اسلامي در قرن نوزدهم،.............. بود.(عثماني) 47)قلمروي عثماني كه بزرگ­ترين امپراطوري قرن نوزدهم بود؛شامل چه مناطقي مي­شد؟ (عربستان،عراق،سوريه،فلسطين،مصر،تركيه كنوني تا بلغارستان و بالكان (از جمله بوسني كنوني) 48)عثماني بزرگ­ترين امپراطوري اسلامي در قرن نوزدهم،در اثر نفوذ چه عواملي از هم پاشيد؟ (در اثر نفوذ گرو ه­هاي مبلّغ مسيحي و فراماسونري،تهديد نظامي و روابط اقتصادي) 49)مجموعه كشورهايي كه در دوره­ي نفوذ كشورهاي استعمارگر اروپايي،از امپراطوري عثماني جدا شدند و هر يك تحت سيطره­ي جوامع اروپايي قرار گرفتند؛كدام­ها بودند؟(مصر،سوريه،لبنان،اردن،عربستان،عمان،يمن،عراق و كويت) 50)ژاپن از قرن هفدهم و بعد از نفوذ مسيحيّت،چطور مجبور به برقراري روابط تجاري با كشورهاي اروپايي شد؟(با تهديد كشورهاي اروپايي)                                                              

  درس8:تحولات نظام جهاني تحولات اقتصادي  سياسي

1)نظام جهاني،ابعاد ............ ، ............ و .............. دارد.(اقتصادي ـ سياسي ـ فرهنگي) 2)نظام جهاني،پس از حضور ................ در ابعاد اقتصادي،سياسي و فرهنگي تحولاتي را در پي داشته است.(استعمار) 3)عملكرد اقتصادي كشورهاي غربي ابتدا در چه چارچوبي،شكل گرفت؟(دولت ـ ملت­هاي جديد) 4)قدرت سياسي كشورهاي غربي كه در چارچوب دولت ـ ملت­هاي جديد شكل گرفته بود؛به چه چيزي هماهنگ بود؟ (با منافع اقتصادي صاحبان ثروت،صنعت و تجارت) 5)رقابت­هاي سياسي استعمارگران به ويژه در ................. با منافع اقتصادي آنان پيوند مي­خورد.(مناطق استعمار زده) 6)نظام اقتصادي كشورهاي غيرغربي پيش از استعمار،اغلب چگونه و چه ويژگي­هايي داشت؟ (اغلب در تعامل با محيط جغرافيايي خود و به گونه­اي مستقل عمل مي­كرد.روابط تجاري نيز در حدّي نبود كه استقلال سياسي آنان را در معرض خطر قرار دهد.) 7)اقتصاد كشورهاي استعمار شده و تحت نفوذ در چه راستايي تغيير مي­يابند؟ (در راستاي پاسخ به نيازهاي اقتصادي كشورهاي غربي) 8)اقتصاد كشورهاي استعمار زده و تحت نفوذ،چند ويژگي­ مهم دارد؟(هفت مورد) 9)اقتصاد كشورهاي استعمار زده و تحت نفوذ،چه ويژگي­هاي مهمي را دارد؟ 1)بازار مصرف كالاهاي توليد شده­ي كشورهاي غربي 2)تأمين كننده­ي نيروي كار و مواد خام مورد نياز كشورهاي غربي 3)سوق داده شدن به سوي اقتصاد تك محصولي(يعني صادرات محدود به يك ماده­ي خام) 4)از دست دادن قدرت چانه­زني در اقتصاد جهاني به دليل تك محصولي شدن اقتصاد آن­ها كه وابستگي اقتصادي به كشورهاي استعمارگر،نتيجه­ي آن است. 5)وابستگي اقتصادي موجب غيرمتعادل شدن مبادلات تجاري در سطح جهاني با كشورهاي استعمارگر غربي مي­شود. 6)انتقال برخي از صنايع وابسته به كشورهاي استعمار زده،در جهت منافع بيش­تر كشورهاي استعمارگر غربي. 7)وابستگي كشورهاي استعمارزده،امكان عبور از مرحله­ي استعمار به استعمارنو را براي كشورهاي استعمارگر پديد مي آورد. 10)اقتصاد تك محصولي كشورهاي تحت نفوذ و استعمار زده،به چه معنايي است؟ (صادرات آن­ها،به يك ماده­ي خام محدود مي­شود.) 11)تك محصولي شدن اقتصاد كشورهاي استعمارزده،چه قدرتي را در اقتصاد جهاني آن­ها مي­گيرند؟                            (قدرت چانه­زني) 12)تك محصولي شدن اقتصاد كشورهاي استعمار زده و تحت نفوذ،كه قدرت چانه­زني آن­ها را در اقتصاد جهاني از آن­ها را گرفته؛چه نتيجه­ي مهمي را در پي خواهد داشت؟(وابستگي اقتصادي آن­ها به كشورهاي استعمارگر) 13)كشورهاي غربي به...........................،برخي از صنايع وابسته را به كشورهاي استعمار زده منتقل مي­كنند. (اقتضاي بازار مصرف) 14)انتقال برخي از صنايع وابسته به كشورهاي استعمار زده در چه جهتي عمل نمي­كند؟ (در جهت استقلال يا تعديل جهاني ثروت كشورهاي استعمار زده) 15)چرا وابستگي كشورهاي استعمارزده،مسأله­اي است كه امكان عبور از مرحله­ي استعمار به استعمارنو را براي كشورهاي استعمارگر پديد مي­آورد؟ (زيرا كشورهاي غربي بعد ازآن­كه با مقاومت­هاي سياسي و نهضت­هاي آزادي بخش كشورهاي استعمارزده مواجه مي شوند،استقلال سياسي واقتصادي كشورهاي استعمارزده را به رسميت مي­شناسند؛امّا اقتصاد وابسته­ي كشورهاي استعمار زده،دولت­هاي مستقل اين كشورها را ناگزير از قرارگرفتن در چرخه­ي نامتعادل جهاني توزيع ثروت مي­كنند.) 16)اقتصاد ايران تا دوران قاجار برمدار ............. و .............. شكل مي­گرفت.(دام­داري ـ كشاورزي) 17)تخته قاپوكردن ايلات،در دوران ................ و انقلاب سفيد در دوران ....................... در ايران شكل گرفت.        (رضاخان ـ محمد رضا پهلوي)          افول دولت ملت­ها و جهاني شدن 18)دولت ـ ملت­هاي جديد حاكميت­هاي سياسي ـ اقتصادي نويني بودند كه نخستين بار در................. با ....................... پديد آمدند.(اروپاي غربي ـ افول قدرت كليسا) 19)دولت ـ ملت­هاي جديد در اروپاي غربي،با ........................... پديد آمدند.(افوق قدرت كليسا) 20)دولت ـ ملت­هاي جديد برخلاف حاكميت­هاي پيشين،................... براي خود قايل نبودند و صورتي كاملاً ................ داشتند.(هويتي ديني و معنوي ـ سكولار و دنيوي) 21)به واحدهاي اجتماعي كه در سرزميني به نام كشور مستقرند و داراي نظام سياسي،اقتصادي،آموزشي يگانه­اي هستند،ازآن جهت كه اعضاي آن خود را «ملت» مي­شناسند و توسط يك دولت اداره و نمايندگي مي­شوند،چه مي­گويند؟(دولت ـ ملت)ـ ص58 پاورقي 22)به دولت ـ ملت­ها، ........................... و .......... نيز گفته مي­شود.(گروه سرزميني ـ جامعه)ـ ص58 پاورقي 23)هويت اغلب دولت ـ ملت­ها چگونه هويتي است؟(هويتي ناسيوناليستي و قوم­گرايانه) 24)درهويت سازي­هاي جديد،ابعاد ................بخش­هاي مختلف با كاوش­هاي باستان شناسان شناسايي شده و برجسته مي شود.(نژادي و قومي) 25)اقتصاد سرمايه محور،در حركت­هاي آغازين خود،نيازمند به حمايت چه چيزهايي بود؟ (حمايت سياست­هاي قومي و منطقه­اي بود.) 26)در اقتصاد سرمايه محور،به تدريج چه مواردي موجب شد از اهميت مرزهاي سياسي كاسته شود؟ (انباشت ثروت ـ  پديد آمدن شركت­هاي بزرگ چند مليتي ـ گسترش صنعت ارتباطات) 27)با شكل گيري ...................... و ............................، سرمايه­گذاري شركت­هاي بين المللي به منطقه­اي خاص محدود نمي شود.(نهادهاي بين المللي ـ بازارهاي مشترك منطقه­اي) 28)دولت ـ ملت­هاي جديد در اقتصاد سرمايه محور،با استفاده از چه امكاناتي،تغييرات اقتصادي در سطح جهاني را شناسايي و مديريت مي­كنند؟(با استفاده از شبكه­هاي عظيم اطلاعاتي) 29)كانون­هاي ثروت و قدرت براي حفظ منافع خود،از طريق ........................ موانع موجود برسر راه تجارت بين المللي را نيز برمي­دارند و ...................... كشورهاي مختلف و سياست­هاي ملي را ................ مي­سازند. (سازمان­هاي بين اللملي ـ استقلال اقتصادي ـ مخدوش) 30)برخي معتقدند،جهاني شدن چگونه فرايندي است؟ ـ (نظر گيدنز) (جهاني شدن،فرآيندي است كه هيچ اعتنايي به مرزهاي ملّي ندارد جهاني شدن درحال ايجاد نظم نويني است كه جريان­هاي نيرومند تجارت و توليد  بين المللي آن را پيش مي­راند.) 31)چالش­ها و تضادهايي كه با جهاني شدن صورت مي­گيرد،بيش­تر توسط .......... انجام مي­شود،كه فراتر از ................ دولت­ها عمل مي­كنند.(جنبش­هايي ـ مرزهاي سياسي) 32)چند مورد از مقاومت­هايي كه در قالب پيمان­هاي منطقه­اي بين دولت­ها در برابر سياست جهاني­سازي قدرت­هاي برتر اقتصاد اروپايي و آمريكايي شكل گرفته­اند؛نام ببريد. (جنبش عدم تعهد،اتحاديه­ي عرب،سازمان كنفرانس اسلامي،جامعه­ي كشورهاي آسياي جنوب شرقي(سيتو))          امپراطوري رسانه،علم و فرهنگ 33)جوامع از ديرباز از چه طريقي با يك­ديگر برخوردهايي داشته­اند و نتيجه­­ي اين برخوردها چه بود؟ (از طريق تجارت،مهاجرت،جنگ و غيره ـ و اين برخوردها سبب انتقال و اشاعه­ي فرهنگ­ها مي­شده و مبادلات  فرهنگي از اين طريق شكل مي­گرفته است.) 34)اشاعه و مبادلات فرهنگي چگونه شكل گرفته است؟ (برخوردهايي كه از ديرباز از ُطرق مختلف ميان جوامع وجود داشته است.) 35)برخورد استعماري غرب با ديگر جوامع (غيرغربي)موجب چه چيزي شد؟ (موجب شد تا جوامع غيرغربي از نظر اقتصادي و سياسي در موضع ضعف قرار گيرند.اين پديده اغلب نوعي خود باختگي فرهنگي را نيز در آن­ها ايجاد مي­كرد.) 36)برخورد استعماري غرب با ديگر جوامع،اغلب نوعي ................. را در آن­ها ايجاد مي­كرد.(خودباختگي فرهنگي) 37)خودباختگي فرهنگي،چه حالت و نتيجه­اي را براي كشورهاي استعمار زده در پي خواهد داشت؟ (جامعه،حالت فعّال و خلّاق خود را در گزينش عناصر فرهنگي ديگر از دست مي­دهد و در نتيجه،عناصر فرهنگ ديگري كه در قبال آن به خودباختگي دچار شده است،بدون تحقيق و گزينش و به گونه­اي تقليدي فرا گيرد.) 38)از دست دادن مديريت گزينش عناصر مناسب فرهنگ غربي براي كشورهاي استعمار زده،چه نتيجه­اي را در بر خواهد داشت؟ (غرب مديريت انتقال را در چارچوب اهداف اقتصادي و سياسي خود به دست مي­گيرد.) 39)عنصر نويني كه جهان غرب را در مديريت انتقال عناصر فرهنگ غربي ياري مي­كند؛........................ نام دارد. (صنعت ارتباطات) 40)توسعه­ي صنعت ارتباطات،چه نتايجي را داشته است؟ (فاصله­هاي زماني و مكاني را كوتاه و جهان را كوچك كرده و آن را به صورت دهكده­اي واحد در آورده است.) 41)موقعيت برتر كشورهاي غربي و در رأس آن­ها آمريكا،در عرصه توليد و پخش رسانه، سبب شده است تا ناظران بسياري،از ........................ نيز سخن گويند.(امپراطوري رسانه­اي) 42)چرا كشورهاي كم­تر توسعه يافته در برابر امپراطوري فرهنگي تازه تأسيس شده،بسيار آسيب پذيرند؟ (زيرا منابع و امكانات لازم براي حفظ استقلال فرهنگي خود را ندارند.) 43)ساختمان مركزي و مديريت تمامي بيست غول رسانه­اي جهان در .......................... قرار دارد؛ و اكثريت آن­ها در ......................... اند.(كشورهاي صنعتي ـ ايالات متحده) 44)چند مورد از غول­هاي رسانه­اي جهان كه آمريكايي­اند:(تايم وارنر ـ ديسني و ياكوم) 45)شكي نيست كه محصولات فرهنگي غربي از طريق ................................. در سراسر كره­ي زمين اشاعه مي­يابند. (رسانه­هاي الكترونيك) 46)تجمّع قدرت رسانه در دست صاحبان ثروت و كانون­هاي صهيونيستي،چه نتايجي داشته است؟ (نه تنها هويت فرهنگي جوامع غيرغربي را متزلزل مي­گرداند؛بلكه به گونه­اي آشكار،ارزش­هاي دموكراتيك جهان غرب را نيز به سُخره مي­گيرد.) 47)اين عبارت،از كدام­يك از جامعه شناسان معاصر اروپايي است؟ «بسياري از منتقدان،نگران اين هستند كه تجمع و تمركز قدرت رسانه در دست چند شركت يا چند فرد قدرتمند، موجب تضعيف سازوكارهاي دموكراسي مي شود.» ـ (گيدنز) 48)اطلاعاتي درباره­ي روبرت مرداك: (صهيونيستي ـ در استراليا به دنيا آمده ـ يكي از پيشگامان اقتصادي ـ رييس يكي از بزرگ­ترين امپراطوري­هاي رسانه­اي جهان ـ در سال­هاي اخير سرمايه­گذاري هنگفتي روي صنعت پُرسود تلويزيون ماهواره­اي ديجيتالي،خصوصاً پوشش رويدادهاي زنده­ي ورزشي مثل بسكتبال و فوتبال ـ قدرت مرداك با توجه به گسترش جهاني­اش به آساني مهار نمي­شود. ـ قدرت او در حدّي است كه مي­تواند روي حكومت­ها اعمال نفود كند.ـ شالوده­ي قدرت مرداك بسيار وسيع؛ امّا سايه­وار و ناپايدار نيز هست.) 49)ماهيت كسب و كار رسانه­اي و مخابراتي اين است كه .............. و ............... .(همه جا هست ـ هيچ جا نيست.) 50)جهان غرب،از طريق ............،در وسيع­ترين شكل،................. جوامع غيرغربي را مديريت مي­كند. (رسانه ـ فرهنگ عمومي) 51)تربيت نخبگان كشورهاي غيرغربي بيش­تر با چه روش­هايي انجام مي­شود؟ (با تثبيت مرجعيت علمي غرب و توزيع هدفمند علوم طبيعي و انساني) 52)علوم انساني غربي بر چه بنيان­هايي قرار گرفته و شكل يافته است؟ (هستي شناختي،انسان شناختي و با روش­هاي معرفتي بعد از رنسانس) 53)عميق­ترين نقش را در توزيع جهاني فرهنگ غربي چه چيزي ايفا مي­كند؟ (ترويج علوم انساني غربي در كشورهاي غيرغربي) 54)چرا ترويج علوم­انساني غربي دركشورهاي غيرغربي،عميق­ترين نقش رادرتوزيع جهاني فرهنگ­ غربي ايفا مي­كند؟ (زيرا اين علوم موجب مي شوند تا فرهنگ­هاي معنوي و ديني،هويت خود را از نگاه فرهنگ غربي بازخواني كنند.اين پديده،فرهنگ­ها را از علمي كه مبتني بر بنيان­هاي معرفتي ديني و قُدسي شان باشد،محروم مي گرداند.) 55)جهان غرب تلاش مي­كند از طريق ........،فرهنگ عمومي جوامع غيرغربي را مديريت كند.(رسانه­)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 15:45  توسط گروه اجتماعی  | 

بارم بندی علوم اجتماعی سال چهارم

بارم بندي كتاب جديدالتاليف علوم اجتماعي سال چهارم

پاياني و شهريور و جبراني

نيمسال اول

درس

فصل اول     2.5 نمره

2

1

2.5

2

2.5

3

2.5

4

فصل دوم  2.5 نمره

3

5

3

6

2

7

2.5

8

2.5

 

9

2

 

10

3

 

11

2

 

12

2.5

 

13

3

 

14

20

20

جمع

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 15:14  توسط گروه اجتماعی  | 

مطالب قدیمی‌تر