گروه های آموزشی ناحیه یک کرج

مقاله در مورد خود آیینه سان (چارلز هورتون کولی )

 به نام خدا

مقاله درمورد چارلزهورتون کولی (خودآیینه سان)

گروه علوم اجتماعی آموزش و پرورش ناحیه یک کرج

 گروه علوم اجتماعی آموزش و پرورش ناحیه یک کرج

  

 

مقد مه:
هد ف عمد ه جا معه شناسان مطالعه مراحلي است که بوسيله آن رفتارانسان بوجود آمده وتغيير مي پذيرد.چارلزکولي وويليام سامنرازاولين جامعه شناسان آمريکايي هستندکه نهادهاي اجتماعي راتعريف کرده وبين آنهاوپديده هاي ديگرفرق گذاشته اند.کولي مسأله راازلحاظ ذهن مورددقت قراردادوگفت:تنهادرفردنيست بلکه درگروه هاي ابتدايي هم ماهيت انسان پيشرفت نموده وپديده اجتماعي اوليه رادريافت مي کند.(مک کلانگ لي_269_1369)کولي نوشت که"خودوجامعه،دوپديده همزاداند".همين تاکيدبرپيوندارگانيک وگسست ناپذيرخودوجامعه.موضوع اصلي بيشترنوشته هاي کولي راتشکيل مي دهدوبه عنوان خدمت اصلي اوبه جامعه شناسي وروانشناسي اجتماعي نوين،همچنان مطرح است.(لوئيس کوزر-409-1373).کولي چندبارتکرارمي کند،زندگي ما،بعنوان يک انسان واگرمابخواهيم علم جامعي نسبت به آن داشته باشيم بايدآنراهمانطورکه هست ببينيم،اگرآنراخردوخراب کنيم درمراحلي ازبين مي رود.(
human nuture-cooley-.179-1902)يک عنصرديگر،يعني مفهوم پيشرفت،کولي رابابرخي ازمعاصرانش بويژه باوارد،اسمال،سامنروگيدينگز مرتبط ساخته بود.کولي هماوازباآنهامعتقدبودکه سرشت بشرانعطاف پذيروتعديل پذيراست وانسان موجودي آموزش پذيراست ازهمين روي بايددرمورد آينده بشرخوشبين بود.(لوئيس کوزر-430-1373)

زندگينامه:

"چارلز هورتون کولي درگوشه محوطه کالج آن آربر وابسته به دانشگاه ميشيگان زاده شدوتقريبا" همه زندگي اش رادرهمين محيط به سربرد.خانواده کولي ريشه درنيوانگلندداشت.اين خانواده ازبازماندگان بلافصل پنجاهمين کولي اند که پيش از1640نزديک اسپرينگ فيلدماساچوست اقامت گزيدند."(لوييس کوزر-420-1373)پدرکولي مردي بلندپروازبودباوجوديکه متعلق به يک خانواده کشاورزبودبخاطرورزيدگي وتلاشي که داشت توانست درامورحقوقي آوازه اي پيداکند.ولي ارتباط کولي باپدرش سردبود"چارلزکه چهارمين فرزند اين قاضي سرشناس بود،زماني چشم به جهان گشوده بودکه خانواده اش پايگاه ممتازي کسب کرده بود- اوکم رو ونيمه معلول بودوازلکنت زبان شديدرنج مي برد، همبازي هاي اندکي داشت وبيشتربه خيالپروري ومطالعه درتنهايي گرايش داشت"(لوئيس کوزر-420-421-1373)کولي پس از به پايان رساندن دوران تحصيل ومطالعه دقيق آثارداروين.اسپنسرتصميم گرفت درسال1890براي ادامه تحصيل دراقتصادسياسي وجامعه شناسي به دانشگاه ميشيگان برگردد.رساله دکترايش رابعنوان"نظريه حمل ونقل"نوشت که خوديک بررسي پيشگامانه دربوم شناسي انسان بود ودر1894درجه

دکتراگرفت."کولي رتبه هاي دانشگاهي رابه سرعت پشت سرگذاشت اودر1899به استادياري ودر1904به دانشياري رسيدوسه سال بعدبه مقام استادي دست يافت"(لوئيس کوزر-422-1373)کتابهاي کولي به تدريج وبراساس يادداشتهاي تهيه شده دريک دوره طولاني نوشته شده بودند.سرشت بشري وسامان اجتماعي در1902منتشرشد،اماقرينه ،آن سازمان اجتماعي هفت سال بعدبه چاپ رسيد.سومين اثراوفراگرداجتماعي،پس ازيک فاصله 9ساله در1918منتشرشد."(لوئيس کوزر-423-1373)"شهرت کولي بعلت داشتن افکاروبصيرت يکسان بادورکيم نيست بلکه در شرکت بحراني در مشکلات دروني شدن است.("
cooley-human nuture .179-1902)
تاکيدهميشگي اوبروابستگي متقابل همه اجزاي کل اجتماعي ومخالفت مدام اوبافردگرايي فايده گرايانه انگليسي،ريشه دراعتقادبه خوبي ويک پارچگي اجتماعي دارد.(لوئيس کوزر،423-1373)

کولي زندگي بس بي حادثه اي داشت ودراواخرسال1928وضع جسماني اش به وخامت گراييدودرهفتم ماه مه 1929براثرسرطان چشم از اين جهان فروبست..

خودآئينه سان:

منظورکولي ازخودآئينه سان همان ظرفيتي است که انسان داردتاخودخويش رابه گونه اي بنگردکه هرپديده اجتماعي ديگررامي بيند(دکترمهدوي-
culture sity )."خود اجتماعي درواقع عقيده ياسيستم عقايدي است که اززندگي ارتباطي گرفته شده،که پروردهءذهن است."( cooley-human nuture 179-1902)کولي معتقدبودکه شناخته هاي جهان اجتماعي،اجزاي سازنده ذهن شناسا و خود به شمار مي آيند.(لوئيس کوزر409-1373).انديشه يامفهوم خود بخاطرمرتبط بودن بااشتغال ذهن به اشخاص ديگر،همواره عبارت از وقوفي اززندگي آدمي است که جنبه خاص وتفاوت يافته اي دارد(جي.اچ آبراهامز478-1364).بنابه اعتقادکولي،خوداغلب يک خود اجتماعي است يک (خودآئينه اي)،که متکي بر سه عنصراصلي است:

1-تصورحضورمابراي سايراشخاص

2-تصورقضاوت آنهاازحضورما

3-برخي اقسام (خوداحساسي)،نظيرغرورياخودپسندي.(توسلي.297-1380).

ماازاينکه درحضوريک آدم روراست،متجاهل واهل طفره جلوه کنيم،درحضوريک فردشجاع،بزدل معرفي شويم،درچشم يک شخص مبادي آداب،بي نزاکت بنظررسيم و...،احساس سرشکستگي مي کنيم . خود را مي توان نوعي قلعه ذهن به شمارآورد که ازبيرون داراي استحکامات وازدرون دربرگيرنده گنجينه هاي دستچين شده است وحال آنکه عشق،سهم تقسيم ناشده اي ازمابقي کائنات است."بينشهاي کولي درزمينه روانشناسي اجتماعي داراي نفوذوتا ثير بوده است کولي به موضوع" آگاهي"علاقه داشت ومعتقدبودکه نبايد آنرا از زمينه اجتماعيش جدا کرد."خودآيينه سان"وي بدين معناست که انسانهاآگاهي کسب مي کنندواين آگاهي درکنش متقابل ومداوم اجتماعي شکل مي گيرد ." (محمودنيا اسماعيل .سايت انديشه.).کولي سپس مي افزايد که" جامعه همان همباختگي و تاثيرمتقابل خودهاي ذهني است.من ذهن شمارادرنظرمي گيرم وبويژه توجه مي کنم که ذهن شمادرباره ذهن من چه مي انديشدوذهن شمادرموردآنچه که ذهن من درموردذهن شمامي انديشد،چه نظري دارد.من ذهن خودم رادربرابرذهن شمامي آرايم وازشما نيز چشم دارم که ذهن خودتان را در برابر ذهن من بياراييد.هرکسي که نتوانديانخواهداين کارراانجام دهد،کاملا"به بازي گرفته نمي شود"(لوئيس کوزر-411-1373) .(من)عبارت ازنوعي گرايش پيکارطلبانه اجتماعي است که براي حفظ وتوسعه جاي خوددرجريان عمومي گرايش هاتلاش مي کندتاجائيکه بتواندبه شدن مي پردازد.همانطورکه سراسر زندگي به اين کاراشتغال دارد.تصورجدا بودن آن ازجامعه بطالت فاحشي است که کسي که آنرابعنوان يکي ازواقعيات زندگي،واقعا"ديده باشد نمي تواندمرتکب چنين بطالتي شود.(جي.اچ آبراهامز479-1364).درمواردبسيار،تصوري که شخص ازخودداردبرتصوري که ديگران از"خود"اودارند،منطبق نمي شود،زيراعواطف اومداخله مي کنندو براثرآنها،تصوري که اوازجلوه خويش نزدديگران داردونيزتصوري که او از قضاوت ديگران درباره آن جلوه دارد،ازواقعيت دورمي شود.بدين علت است که اکثر مردم معمولا"شخصيت خودراعالي ترازآنچه هست مي دانند(آگ برن،فيلدينگ227-228-1380)


جامعه شناسي کولي:

جامعه شناسي کولي بي گمان کلي گراست(لوئيس کوزر-411-1373)او"جامعه شناسي رايک علم عملي مي دانست.بقول وي،آنچه ازعلوم اجتماعي حق داريم بخواهيم،اين است که راهنماي عملي ماباشد"(جوزف روسک،رولندوارن335-1369)کولي درکتاب طبيعت انساني ونظم اجتماعي مي نويسد"يک انسان مجزاومنفرد چيزي نيست جز نوعي تجربه انتزاعي ناشناخته،به همين ترتيب جامعه نيزاگرمجزاازافرادآن درنظرگرفته شود،يک تجربه انتزاعي ناشناخته است"(توسلي-296-1380)"جامعه شناسي کولي يک جامعه شناسي مقدس ماب وپاک است،هنگاميکه اوازجامعه بعنوان يک ارگانيسم صحبت مي کند،اونمي خواهدتمثيلي بازيست شناسي ايجادکندامااين وسيله اي براي اصرار بر ارتباط داخلي منظم بين مراحل اجتماعي است"(
cooley-human nuture::185-179).کولي مي گويد:"هرگاه که ما ... جامعه رابعنوان يک ارگانيسم مطرح مي کنيم،مراد ما اين است که جامعه مجموعه اي ازانواع فراگردها را شامل مي شود که ه ريک ازآنها براثرعمل متقابل بافراگردهاي ديگرزنده وبالنده است، اين فراگردها کل يکپارچه اي رامي سازندکه هرآنچه دريکي ازاجزاي آن پيش آيد،بربقيه تا ثيرمي گذارد"(لوئيس کوزر-411-1373)."نظريه شخصيت وارتباط آن باجامعه"که کولي مفهوم وابستگي وانفکاک پذيري فردوجامعه راکمال بخشيد.اين جملات از اوست"خويشتن وجامعه همزاد يکديگرند"و"آگاهي اجتماعي قابل تفکيک ازخودآگاهي نيست"(جوزف روسک ورولندوارن335-1369)کولي عوامل موثردرتمايزات طبقاتي راچنين برمي شمارد:

1-عدم تجانس قومي درجامعه

2-عدم ارتباط گروه هاي اجتماعي

3-کندي تحرک اجتماعي جامعه هايي که ديرگاهي دريک مرحله بماننديابه کندي تغييرکنندمجال هايي پديد مي آورندتا اختلافات طبقه اي موجود تثبيت وريشه دار و پردامنه شوند.(آگبرن-فيلدينگ-207-1380).

تمايل شخصي مثل همه جنبه هاي شخصيت بيان کننده عناصر اجتماعي وموروثي دست نيافتني است وفهميده نمي شود و قابل پيش بيني نيست مگردرارتباط بازندگي عادي وروزمره(
cooley-human nuture - 1850-179)

يک فرد جدا ازجامعه،مفهوم مجردي است که هيچ کس نمي تواندتصورش کند،به همين منوال،جامعه اي که جداازافرادباشدنه وجودداردونه قابل تصوراست(روسک ووارن-335-1369).تاءثيرصورت گرايي برشخصيت اين است که زندگي رابکشيدوآنرابعنوان قرباني بي عاطفگي ورضايت ازخودوسازمان شکني رهاکنندوازجهت ديگردرحالت فردي بعنوان ذهن بدون قدرت ووفاداربه کل وبدون اصول بزرگترگروه هاي نخستين ودومين:ومهم ترهدايت که ازچنين بيعت هايي سرچشمه مي گيرد-نماينده مي شود( که ازچنين بيعت هايي سرچشمه مي گيرد-نماينده مي شود( .
cooley-human nuture 185 -179)


گروههاي نخستين:

افراد انساني درآغا ز زندگي"به گروه هاي کوچکي مانند خانواده گروه همسالان مي پيوند وبا تمام وجود در فعاليتهاي اين گروه ها شرکت مي کنند".(
cooley،يک مطالعه ازذهن-1909)"به اعتقادکولي احساساتي نظير و فاداري،صميميت وپيوستگي با ديگران دراين گروه ها آموخته مي شود.صفات مشترک گروه هاي نخستين عبارتند ازرابطه چهره به چهره وفاداري،پيوستگي عاطفي،همکاري نزديک وروابط دوستانه"(محسني منوچهر-122-1376)عمده ترين معناي تقدمي بودن آنها اين است که درشکل دادن و بوجود آوردن ماهيت اجتماعي وآرمان هاي اجتماعي فرد اهميت اساسي دارند.(آبراهامز.468-1364)ازنظررواني،نتيجه اين تجمع صميمانه،نوعي حل شدن افراد در کل مشترکي است که دست کم درمورد بسياري ازهدفها،زندگي فردي هرکس بازندگي وهدفهاي گروه آميخته مي گردد .(قرايي مقدم.175-1377)گروه هاي نخستين کاملترين تجربه وحدت عمومي هستند و ماهرانه ترين ارتباط ها هستند(کولي-يک مطالعه ازذهن-1909)کولي خانواده را اولين وايده ال ترين مثال براي گروه نخستين مي دانست،گروهي که وظيفه آن نگهداري وحمايت از موجود انساني است وخالق زيباترين احساسات شناخته شده بشري است.(دکترمحمدصادق مهدوي/فرزندسالاري)درانديشه کولي،مفهوم خودآينه سان وگروه نخستين،درهم بافته اند.حساسيت نسبت به انديشه ديگران-حساسيت در برابر رويکردها،ارزش هاوداوري هاي ديگران که بنظر کولي شاخص يک فرد بالغ است- را تنها مي توان درکنش هاي متقابل ونزديک صميمانه گروه هاي نخستين پرورش داد(لوئيس کوزر.414-1373).گروه نخستين،دراجتماعي شدن کودکان،نقش بسزايي دارد و رابطه اي که بين اعضاءآن وجوددارد،رابطه ي عميق ودامنه دار که تمام شخصيت فرد را زير پر و بال مي گيرد ومنع ادراکات مادرباره عشق-آزادي،عدالت است.کليه اصول اخلاقي وارزنده موجود درمناسبات بشري براين مبنا قرار دارد(قرائي مقدم.176-1377)

گروه هاي دومين ياثانوي:(
secondary group)

انواعي ازگروه هاي اجتماعي هستند که"کولي"ازآنها بعنوان گونه اي درمقابل گروه هاي نخستين ياد مي کند."به اعتقاد کولي گروه هايي ثانوي هستند که حالت رسمي دارند و روابط ميان افراد درآنها کمترمبتني براحساس وعاطفه است.(محسني-124-1376)گروه هايي که طبق قراردادهاوضرورت هاي اجتماعي تشکيل مي شوندوعضويت دراين گروه ها بنا به ميل افراد ومطابق مصالح زندگي آنهاست (قرائي مقدم.176-1377)رابطه دومين آن است که فقط شامل بخشي ازشخصيت فرد مي شود.(آگ برن-فليدينگ-159-1380)جوامع صنعتي کنوني،برخلاف جوامع کشاورزي قديم،کمترفرصت براي پرورش روابط نخستين فراهم مي آورند ودرنتيجه به قدرجامعه هاي فلاحتي داراي يگانگي نيستند.در اين گروه ها افراد ممکن است باهم ارتباط داشته باشند فقط به منظور فايده شخصي ازاين ارتباط . درچنين گروه هايي چيزهاي ديگربعنوان منشا سود برايشان داراي ارزش شود."(
coolly-يک مطالعه از ذهن-1909) درموردگروه هاي ثانوي مي توان ويژگي هاي مختلف ازجمله خصوصيات زيررا عنوان کرد:

1-روابط افرادبراساس روابط غيرفردي است.

2-ارتباط رسمي است.

3-روابط غيررسمي وارتباطات غيرمستقيمي که بين افراد بوجود مي آيد، زاييده بازتاب هاي احساسي وعاطفي افراد است.

4-ارتباطات درگروههاي دومين بطورعمودي وافقي است وبه طريق رسمي بامقامات مافوق ومادون وهم رديف وهمکاران خود رابطه برقرار مي نمايد.

5-ارتباط افراد به خاطراستمراروبقا جريانات وفعاليتهاي اجتماعي گروه به صورت تکراري ويکنواخت است.

6-بخاطرهمزيستي ورفاه بيشتر،هماهنگي وهمکاري برپايه اعتقادات وتبعيت ازموازين اجتماعي وفرهنگي پايه ريزي مي گردد.

7-بعلت نامحدود بودن حيطه فعاليت،گروههاي دومين داراي تشکيلات ترکيبي ازواحدهاي مختلف مي باشد(امان الله قرائي.176-1373)

جامعه پذيري همنوايي فرداست باهنجارهاي گروهي.هنجارگروهي(
group norm)رفتارگروهي معين است مبتني بريک ياچندارزش گروهي(group ralue)وارزش گروهي به هرنمودي گويندکه بيش وکم مورداعتناي گروه باشدهمنوايي شخص باهنجارهاي اجتماعي که مايه جامعه پذيري است دوچيزداردبامجاب شدن(conviction)ياهمنوايي عمقي واجابت کردن(compliance)ياهمنوايي سطحي.همنوايي سطحي شخص رابرآن مي دارد که فقط به قصد حفظ ظاهر، در رعايت هنجارها بکوشد ولي همنوايي عمقي فرد را به قبول باطني هنجارها بر مي نگيزد.جامعه پذيري وقتي تام وتمام است که فردبه دروني کردن((inter naliztionهنجارهاي اجتماعي بپردازد،اين هم درصورتي امکان مي يابد که بين فرد وجامعه وفاق کافي برقرار باشد.درجوامع امروزي همنوايي سطحي زياد وعمقي کم دارد(آگ برن- فيلدينگ-169-168-1380)امروزه باالهام گرفتن ازکارکرد مفيد وسازنده گروه هاي نخستين درمراکز درماني،اجتماعي وتوان بخشي درمانهاي گروهي متداول شده ودراغلب موارد،اين درمانها نيزاثرمفيدي درمعالجات ومداواي اعضاي گروه دارد.(قرائي-190-1377 )


روش کولي:


اوچنين استدلال مي کردکه بررسي کنش هاي انساني بايدمعناهايي را که در برمي گيرد که کنشگران انساني براي موقعيت اجتماعي شان قايلند،ازاين روي،اين بررسي بايد ازصرف توصيفرفتار انساني فراتر رود،کولي وهمفکرانش تاکيدمي کردندکه جامعه شناسي حيواني مي تواندذ برتوصيف حيوانات مبتني باشد ،چرا که مانمي توانيم بدانيم که حيوانات چه معناهايي به فعاليت هايشان نسبت مي دهند اما جامعه شناسي انسان بايد راه ديگري را درپيش گيرد،زيرا که مي تواند قوانين رفتاري انسان هارا درمعاني ذهني افراد کنشگرجستجو کند(کوزر.416-1373)کولي ميان"دانش مکاني يامادي"ودانش شخصي يااجتماعي"تمايز قائل شده بود(کوزر-416-1373)کولي مي گويداگرچه دانش ماازديگران يک دانش رفتارگرايانه است...اما اگربا همدلي همراه نباشد،اين دانش هيچ عمقي نخواهدداشت و از ويژگي يک بصيرت انساني بي بهره خواهد بود.کاربرد کولي از روش فهم همدلانه بر اثر تاثير بيش از حد ذهن گرايانه ودرون نگرانه او کمي آسيب ديده بود ونيز قائل نشدن تفکيک ضروري ميان معنايي که همه انسانها در روابط متقابلشان با ديگران به اعمالشان نسبت مي دهند.کولي نيز مانند ماکس وبر و همفکران آلماني او،تاکيدش بر اين بود که بررسي جهان اجتماعي انسان،بايد بر کنکاش معاني ذهني اي مبتني باشد که کنشگران انساني به کنشهايشان نسبت مي دهند و يک چنين معاني را بايد بيشتر ازطريق"فهم"مورد بررسي قرار داد تا از طريق اتکاي محض بر گزارش رفتار.(لوئيس کوزر-417-1373)در مشابهت اساسي اينها بايد،از راه تجربه مبناي انديشه ها و احساسات مشابه در ذهن انسان را جستجو کرد در اينها(هر جا که باشند)فطرت انساني موجوديت پيداميکند(آبراهامز-475-1364)فلسفهاجتماعي کولي پايه در اين عقيده داردپيشرفت بشر ،شامل گسترده شدن دائمي همدردي و عشق بشر ميشود(
cooley،يک مطالعه ازذهن-1909)"georgeh.medنوشته است که افکار اجتماعي کولي مانند جامعه اي است که به آن تعلق دارد و او مي توانست سلامت مراحل پيشرفت جامعه نرمال را تخمين بزند او خوشبيني را پايه گذاري کرد و همچنين ايده آل گرايي رمانتيک را بوجود آورد (cooley،يک مطالعه ازذهن-1909)"


فهرست منابع

منابع فارسي:

1-پروفسورمک کلانگ لي آلفردوهمکاران/مباني جامعه شناسي/ترجمه دکترمحمدحسين فرجادوهمابهروش/تهران نشرهمراه:1369

2-لوئيس کوزر/زندگي وانديشه بزرگان جامعه شناسي/ترجمه محسن ثلاثي-تهران:علمي1373

3-جي اچ آبراهامز/مباني ورشدجامعه شناسي/ترجمه حسين پويان/جلددوم گيتي خودکار/تهران1364

4-توسلي غلام عباس/نظريه هاي جامعه شناسي/تهران/سازمان مطالعه وتدوين کتب علوم انساني دانشگاهها(سمت)1380



5-جوزف روسک،رولند وارن/مقدمه اي برجامعه شناسي/ترجمه دکتربهروز نبوي واحمدکريمي/انتشارات فروردين تهران -1369

6-دکتر امان الله قرائي مقدم/مباني جامعه شناسي / انتشارات ابجد/تهران-1377

7-محسني منوچهر/مقدمات جامعه شناسي/تهران نشر دوران-1376

8-دکتر سيد محمد صادق مهدوي/فرزند سالاري از سايت
culturesity.org/default.asp.www

9-محمود نيا اسماعيل / نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر/سايت انديشه

منابع خارجي

1-
from CHARLES HORTON COOLEY .human nature and the social order.newyork scribners,1902,pp.179-185.

www2.pfeiffer.edu/ lridener/dss/cooley/lkglsslf.

2-
from CHARLES HORTONCOOLEY.social orgnization

کولي يک مطالعه ازذهن-1909-ازسازمان عمومي1

 

ارتباطات -روابط عمومی دارائی آذربایجان غ- شفیع بهرامیان



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 20:11  توسط گروه اجتماعی  |