IT و نقش آن در کارآفرینی

 

مقدمه

بسیاری از صاحب نظران ، عصر حاضر را عصر اطلاعات نام گذاری کرده اند. به عبارت دیگر ، دوره حاضر ویژگی هایی دارد که آن را از عصر صنعتی متمایز می سازد. در این دوره ، دسترسی به انواع اطلاعات بسیار تسهیل شده است. فرایند و حجم ارتباطات ، متحول و همه گیر شده است. با ظهور اینترنت ، اتفاق مهم دیگری نیز رخ داده است و دسترسی به  ارتباط و اطلاعات به عنوان دو مقوله موازی ،  به طور هزمان و در یک بستر فراهم شده است. فن آوری های مخابراتی و تکنولوژی ساخت گوشی های همراه ،  فرایند ارتباطات را درسطح وسیعی امکان پذیر ساخته اند. امکان اتصال به فضای اینترنت از طریق تلفن های همراه میسر گردیده و به این ترتیب ، دسترسی به ارتباطات و اطلاعات ، در هر جا و هر مکانی میسر گردیده است. به همین خاطر ، شیوه انجام بسیاری از فعالیت ها ، دگرگون شده و مفاهیم جدیدی نظیر بانکداری مجازی [1]، بانکداری همراه [2]،  تجارت مجازی [3]، سازمانهای مجازی[4] ، بازاریابی مجازی [5]  و دولت الکترونیک [6]مطرح گردیده است. این مفاهیم تاثیر شگرفی بر زندگی انسانها و به طور ویژه ، فرایند کسب و کار داشته اند. در ادامه پیرامون این موضوعات ، بیشترصحبت خواهیم کرد .

 

اینترنت

به طور کلی پیدایش فن آوری الکترونیکی  اطلاعات را می توان به اواخر دهه هفتاد نسبت داد جایی که ماشین های تبادل اطلاعات الکترونیکی [7] به منظور انجام فعالیت ها و مبادلات تجاری ایجاد گردیدند.این ماشین ها به منظور ارسال مدارک مانند سفارش خرید و صورت حسابها به کار می رفت. مفهوم اولیه اینترنت به اوایل دهه 60 بر می گردد.  در اوایل این دهه ، شبکه آرپانت[8] با اهداف نظامی و برای رفع نیاز محققین صنایع دفاع آمریکا طراحی شد. در واقع این شبکه برای برقراری ارتباط بین پژوهشگرانی که در طرح های نظامی کار می کردند و به منظور استفاده از منابع اطلاعاتی مشترک راه اندازی شد. در اوایل راه اندازی ، این شبکه تعداد اندکی کامپیوتر وجود داشت (4 کامپیوتر) ولی به مرور ، تعداد کامپیوتر ها افزایش یافت. برای مثال در سال 1984 ، این شبکه بیش از 1000 کامپیوتر را به هم وصل می کرد. در سال 1986 موسسه ملی علوم آمریکا ، شبکه ان اس اف نت[9] را برای مراکز تحقیقاتی تاسیس نمود .کاربرد این شبکه به اشتراک گذاشتن اطلاعات در سطح مراکز علمی بود.  بعدها این شبکه به مراکز تجاری نیز اجاره فعالیت دادند و از اتصال این شبکه های بزرگ به هم ، به تدریج مفهومی به نام اینترنت شکل گرفت.

تعریف اینترنت

 اینترنت شبکه وسیعی از میلیونها کامپیوتر بزرگ و کوچک در سراسر جهان است که امکان دسترسی به منابع اطلاعاتی را برای همه فراهم ساخته است ( چنای[10] ، 1999) .

 مهمترین کاربردهای اینترنت به طور کلی عبارتند از :

1.       پست الکترونیک[11]

2.       پایگاه های اطلاعاتی [12]

3.       امکان گفت و گو [13]

 

نقش اینترنت در کارآفرینی

اینترنت ، یک ابزار جدید و کارامد محسوب می شود که دسترسی به اطلاعات را در مقیاس وسیع ، فراهم می سازد. دسترسی به اطلاعات می تواند بسیاری از مشاغل و کسب و کارها را متحول سازد و یا بر رویه کلی آنها تاثیرگذار باشد. به طور کلی ، مهمترین تاثیرات اینترنت در حوزه کارآفرینی عبارتند از : 

1.       ایجاد فرصتهای کارآفرینانه بر مبنای ویژگی های اینترنت

2.       اینترنت به عنوان ابزار ایجاد ارزش افزوده 

3.       تجارت الکترونیک

4.       بازاریابی الکترونیک

حال به طور مختصر درباره هر یک از این تاثیرات صحبت خواهیم نمود :

1.        ایجاد فرصتهای کارآفرینانه بر مبنای ویژگی های اینترنت

در فصول قبل گفتیم که فعالیت های کارآفرینانه با شناسایی نیازها آغاز می گردد. حال فرض کنید ، کارآفرین بتواند برخی نیازها را در فضای مجازی اینترنت شناسایی کند و در همین محیط ، به این نیاز ها پاسخ دهد و درآمد زایی نماید. در این حالت می توان گفت ، اینترنت به عنوان یکی از مقوله های فن آوری اطلاعات ، به محور انجام فعالیت های کارآفرینانه تبدیل شده است. در این حالت است که شکل خاصی از کارآفرینی تحت عنوان " کارآفرینی الکترونیک " مطرح می گردد .

 

همانطور که ذکر شد ، ویژگی اصلی فن آوری اطلاعات و به طور مشخص "اینترنت" ، تسهیل و توسعه ارتباطات و اطلاعات است. به این ترتیب می توان هزاران نیاز را شناسایی نمود که به کمک ارتباطات یا ارائه اطلاعات فوری و بلادرنگ ، امکان پاسخ گویی به آنها وجود داشته باشد. به عنوان نمونه برخی از نیاز ها که در محیط مجازی مطرح و با پاسخگویی به انها می توان درآمدزایی نمود عبارتند از :

1.       راه اندازی موتور جستجوی فارسی قدرتمند : اگرچه در حال حاضر ، چندین موتور جستجوگر فارسی راه اندازی شده است، اما به نظر می رسد هیچکدام از آنها نتوانسته است ، نیاز های کاربران را برآورده نماید.

·        راه اندازی سایت های مشاوره های تخصصی

·        راه اندازی سایت های اطلاعاتی تخصصی

·        راه اندازی سایت مشاوره خرید

·        راه اندازی سایت های دانلود و دریافت فایل

·        راه اندازی سایت های تبلیغاتی و آگهی رایگان

·        ساخت آنتی ویروس های قوی مخصوص اتصال به اینترنت

·        ساخت فیلتر های کودکان که دسترسی آنها را به برخی سایتها محدود می سازد.

·        ساخت برنامه های بهینه ساز جستجو

 

 

2.       اینترنت به عنوان ابزار ایجاد ارزش افزوده 

در توضیح این مورد باید از خود بپرسیم که چه فعالیت ها و فرایند هایی وجود دارند که به کمک دسترسی آسان تر به اطلاعات می توان آنها را به شکل بهتر و سریع تری انجام داد و درآمد زایی آنها را بهبود بخشید.

به عبارت دیگر ، هم ارتباطات و هم اطلاعات به عنوان دو منبع ارزش آفرین مطرح هستند که هم می توانند به بهبود تصمیم گیری ها کمک نمایند و هم می توانند موجب تسهیل در فرایند ها گردند . علاوه بر این ، با استفاده از این دو منبع ، می توان ارزش محصول یا خدمت نهایی ارائه شده را نیز افزایش داد.

به عنوان مثال ، بسیاری از کلکسیونر ها ، با ایجاد سایت های اینترنتی ، امکانی ایجاد کرده اند که کاربران می توانند با مراجعه به سایت و عضویت در آن ( و پرداخت مبلغی به عنوان حق عضویت) ، به مشاهده نمونه ها و اشیای مورد نظر بپردازند.

همچنین بسیاری از مجلات علمی پژوهشی ، با ایجاد وب سایت ها و سایت های تخصصی و دریافت حق عضویت ، امکان دسترسی به مقالات را برای کاربران فراهم می سازند.

همانطور که ذکر شد ، قابلیت های ارتباطی و اطلاعاتی اینترنت ، می تواند به تسهیل فرایندها کمک نماید. برای مثال ، بسیاری از شرکت های خدمات مهندسی و نقشه کشی ، اقدام به ارسال کارهای خود به کمک پست الکترونیک کرده اند و به این ترتیب ، دامنه مشتریان خود را افزایش داده و در هزینه های پست و ارسال ، صرفه جویی کرده اند. در برخی دیگر از سازمانها ، فرایند های اداری و سازمانی به کمک اینترنت و فن آوری اطلاعات ، بهبود یافته است. امروزه  بسیاری از تولید کنندگان و  سازمانهای فروش ،به کمک اینترنت ، موجودی انبار خود را کنترل می کنند و یا از وضعیت مشتریان خود در سراسر جهان ، اطلاعات به روزی دریافت می کنند.

به طور کلی ، اینترنت به طور بالفعل توانسته است بسیاری از فرایند های اداری و سازمانی را تسهیل نماید که همین امر ، موجبات صرفه جویی در هزینه ها را فراهم ساخته است و حاشیه سود فروش محصولات یا ارائه خدمات  را ارتقا داده است. 

 

3.      تجارت الکترونیک

فناوری اطلاعات[14] ، نحوه داد و ستد را نیز متحول ساخته است. اینترنت به عنوان ابزاری جدید ؛ مسیر تولید به مصرف را کوتاه کرده و واسطه ها را حذف نموده است. به وسیله اینترنت ، مشتریان می توانند کالای مورد نظر خود را از میان انبوه کالاها بیابند ، ویژگی های آن را دریابند و سپس از میان آنها انتخاب نمایند. همچنین به دلیل حذف واسطه ها ، معمولا قیمت های مناسب تری در مورد محصولات در فضای مجازی وجود دارد.

به طور کلی در عرصه تجاری ، اینترنت توانسته است کیفیت و کمیت روابط میان تولید کنندگان - مشتریان ، تولید کنندگان-عرضه کنندگان و تولید کنندگان-تسهیل کنندگان فروش را بهبود وارتقا بخشد.

 

مزایای استفاده از اینترنت در تجارت

کاربرد اینترنت در تجارت و کسب وکار ، مقوله ای است که اگرچه از عمر آن ، خیلی نمی گذرد اما از رشد قابل توجهی برخوردار است. گسترش کاربرد  اینترنت در زمینه های تجاری دلایل زیادی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

1.        هزینه ورود پایین [15] (هزینه اولیه اندک)

ورود به عرصه تجارت الکترونیک ، به سرمایه و منابع مالی به مراتب کمتری نیاز دارد . گاهی ورود به یک عرصه تجارت الکترونیک تنها منوط به راه اندازی یک سایت و سیستم پاسخ گویی محدود می شود که هزینه های چندانی در بر نخواهد داشت.

 

2.       حاشیه سود[16] مناسب

 به دلیل حذف واسطه ها و پایین بودن هزینه های استفاده از این کانال ، حاشیه سود قابل توجهی برای سازمانهای فروش قابل پیش بینی است. بسیاری از سازمانها و شرکت های فعلی ، به دلیل همین صرفه جوی ها ، فعالیت خود را تا جایی که امکان دارد ، محدود به فضای مجازی کرده اند.

 

3.      بازده سریع به ازای سرمایه گذاری [17]

به طور معمول ، نرخ بازده سرمایه گذاری در مورد مصادیق تجارت الکترونیک ، بیشتر از سایر زمینه های تجاری است.

 

4.      نرخ سوخت سرمایه پایین

معمولا ریسک تجارت از طریق فن آوری اطلاعات پایین تر از حالت معمول گزارش شده است .

 

5.      بهبود وضعیت ارتباطات علی الخصوص با مشتریان

مشتریان به راحتی می توانند نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود را از طریق سایت به سازمان و شرکت مورد نظر منتقل نمایند. همچنین امکان برقرای ارتباط با مشتریان که معمولا در همه وب سایت های سازمانی تعریف می شود ، نحوه برقراری ارتباط با بخش های مختلف سازمان را مشخص و تسهیل می نماید.

 

6.       دامنه  فروش و ارتباط با مشتری

 بر خلاف کانالهای دیگر فروش ، در این کانال ، دامنه مشتریان بالقوه و بالفعل بسیار وسیع است. هر کسی از هر جایی و در هر زمان ( 7 روز هفته و 24 ساعت شبانه روز) امکان سفارش دهی و خرید محصولات را دارد. همین امر بازار گسترده فروش را پیش روی سازمانهای فروش قرار می دهد.

 

7.      فراهم شدن امکان تجزیه تحلیل دقیق وضعیت فروش

 به راحتی در فضای مجازی می توان میزان سفارشات  و فروش محصولات را به تفکیک آیتم های فراوانی بدست آورد. برای مثال در چه مناطقی فروش چه محصولاتی بیشتر است؟ کوچکترین تغییر در قیمت ، چه تاثیری بر میزان فروش محصولات دارد؟ در چه فصل هایی فروش چه محصولاتی تحت الشعاع قرار می گیرد؟ مشتریان وفادار چه تعداد بوده و میزان خرید های آنها چگونه است؟ و ...

 

 

شکل شماره 7-1 : مزایای استفاده از اینترنت در کسب و کار

 

 

 

 

کانال فروش اینترنتی

کانال فروش اینترنتی یعنی ارائه محصول و ویژگی های آن ( مانند قیمت و تنوع ) در سایت ها و وب سایتهای اینترنتی  به نحوی که قابل دسترسی برای مشتریان نهایی باشد. همچنین ایجاد سیستمی که در صورت درخواست مشتریان ، امکان ارسال کالا را فراهم سازد و در کوتاهترین زمان ممکن ، محصول سفارش داده شده را به درب منزل مشتری ، بفرستد.

 

شکل 7-2: کانال فروش اینترنتی

 

مطمئنا مهمترین وسیله در جذب مشتری از طریق این کانال ، در اختیار داشتن سایت فروشی با ترافیک بالاست. سایت فروش در این کانال ، نقش مکان فروش ( پایانه فروش) را ایفا می کند. همانطور که هر چه پایانه فروش در محل شلوغ تر و پر رفت و آمد تری قرار داشته باشد ، میزان فروش آن بیشتر خواهد بود ، سایت یا وب سایت اینترنتی نیز باید دارای ترافیک بالایی (تعداد مراجعه کننده روزانه بالا) باشد. از این روست که بسیاری از سازمانهای فروش مطرح دنیا مانند کمپانی سامسونگ ، ال جی ، شارپ ، لومینارک و ... همواره آدرس اینترنتی خود را تبلیغ و معرفی می نمایند( حتی روی بسته بندی محصولات خود ، آدرس سایت اینترنتی خود را بارها درج می کنند) . اما از آنجاییکه اغلب سازمانهای فروش دارای چنین بودجه های تبلیغاتی به منظور معرفی وب سایت خود نیستند مجبور به اتخاذ روش دیگری هستند. این سازمانها از شرکت هایی که کار آنها فروش اینترنتی است کمک گرفته و درصدی از مبلغ سود را به عنوان کارمزد به این گروه های تخصصی می پردازند. این گروهها با دریافت درصدی از سود ، علاوه بر این که محصولات ما را در سایت های اینترنتی شلوغ خود قرار داده و برای آنها مشتری یابی می نمایند، فرایند ارسال  کالا را به آدرس مشتریان را نیز بر عهده می گیرند. کارمزد این سازمانهای تخصصی فروش اینترنتی معمولا بین 2 تا 10 درصد مبلغ فروش و یا 20 تا 60 درصد مبلغ خالص سود می باشد  .

 

 

بازاریابی الکترونیک

اگر چه بازاریابی الکترونیک ، اغلب به عنوان بخشی از مقوله کلی تجارت الکترونیک مطرح می گردد ، با این حال به دلیل اهمیتی که دارد، آن را به طور جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم. به طور خلاصه ، اینترنت فرصتی است به ویژه برای کارآفرینان و سازمانهای تازه تاسیس که بتوانند با کمترین هزینه ، خود و کسب وکار خود را معرفی نمایند.

همانطور که ذکر شد ، بازاریابی 4 مفهوم اساسی ( محصول ، قیمت ، توزیع و ترفیع)  را شامل می شود . بازاریابی الکترونیک نیز با همین 4 آیتم سر و کار دارد. اینترنت وسیله موثری است جهت افزایش ارزش برند ( نام تجاری) و معرفی محصولات . همچنین روش های قیمت گذاری خاصی در اینترنت مطرح می گردد . قیمت ها در بازاریابی الکترونیک معمولا کمتر از قیمت بازار و به صورت غیر رند ( مانند 18990 تومان) تعیین می گردد. در مورد توزیع نیز باید گفت ، اینترنت به ویژه برای شرکت های خدماتی (به ویژه شرکتهای مشاوره ای و پروژه ای) ، به یک کانال توزیع مجزا تبدیل شده است که به کمک آن ، می توان فایل های انجام شده را ارسال نمود. همچنین ، تحت تاثیر اینترنت ، فرایند توزیع فیزیکی نیز متحول شده و علی الخصوص در مراودات تجاری بین سازمانی (B to B[18] ) ، نقش حیاتی در هماهنگی و انجام فعالیت ها دارد. در مورد تبلیغات نیز باید گفت که تبلیغات اینترنتی[19] ، امروزه به یکی از زمینه های اصلی تبلیغات تبدیل شده است. به خاطر داشته باشید ، بزرگترین رسانه های جمعی جهان ، هم اکنون در فضای مجازی نت قرار دارند ( به عنوان مثال ، تعداد مراجعات روزانه به سایت گوگل ، نزدیک به یک میلیارد بار براورد شده است که نشان از قدرت رسانه ای در فضای مجازی دارد).

 

دلایل انجام فعالیت های بازاریابی در اینترنت

همانطور که ذکر شد ، بازاریابی به مجموعه فعالیت هایی اطلاق می گردد که تمایل طرف دوم معامله  ( یعنی مشتریان بالقوه ) را به انجام معامله افزایش می دهد. بازاریابی ، دامنه وسیعی از فعالیت ها را شامل می شود که در فصل قبل درباره آنها ، صحبت کردیم.

دراین بخش خاطر نشان می کنیم که اینترنت بنا به دلایلی ، زمینه بسیار مستعدی جهت انجام فعالیت ها بازاریابی را در درون خود ، فراهم ساخته است. برخی از این دلایل عبارتند از :

1.       هزینه های بازاریابی اندک[20] : به طور کلی فرایند مشتری یابی در این کانال نسبت به کانال های دیگر فروش،  هزینه های کمتری در بر دارد.

2.       بازده سریع

3.      کمتر شدن تعداد واسطه های بازاریابی

4.       کنترل بیشتر بر آمیخته بازاریابی : به کمک این کانال می توان سریعا هر گونه تغییر در عناصر بازاریابی را اعمال نمود ( مثلا تغییر در قیمت) . همچنین کنترل عناصر بازاریابی با استفاده از این کانال ، ساده تر خواهد بود.

 

 

شکل های ساده بازاریابی در اینترنت

در این قسمت به معرفی برخی از روش های ساده بازاریابی در محیط مجازی اینترنت ، می پردازیم :

1.       راه اندازی وب سایت

 امروزه تقریبا همه  سازمانها و بنگاه های تجاری ، دارای یک یا چندین وب سایت هستند و در برنامه های تبلیغاتی خود ( حتی در بسته بندی محصولات) به طور مداوم ، آدرس سایت الکترونیک خود را ارائه می دهند. این وب سایت ها در حکم فروشگاه های تخصصی هستند که تنها محصولات ما را معرفی می کنند ، آن هم در یک دامنه جغرافیایی و زمانی نا محدود. اولین قدم در بازاریابی الکترونیک ، راه اندازی سایت ، وب سایت یا حداقل وب لاگ می باشد که  در آن ، محصولات و خدمات خود را معرفی نماییم. طراحی سایت نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. طراحی سایت ، به منزله طراحی قفسه و ویترین می باشد و هر چه به شکل بهتری انجام گیرد ، مشتریان از مراجعه به سایت شما ، احساس رضایت بالاتری خواهند داشت. سایت رسمی گروه صنعتی تویوتا[21] ، مصداق واقعی یک سایت تخصصی مناسب می باشد که ورود و جستجوی اطلاعات در آن ، به راحتی امکان پذیر است.

در طراحی سایت ، قسمتی تحت عنوان " ارتباط با ما" تعبیه میگردد و نحوه برقراری ارتباط به طور غیر مجازی و حتی مجازی را در آن مشخص می گردد.

 

2.       معرفی محصولات و خدمات

همانطور که ذکر شد ، با طراحی سایت خود ، در واقع فروشگاه تخصصی خود را طراحی می کنید با این تفاوت که ، این فروشگاه ، متصدی فروش ندارد. بنا بر این باید هر محصول را به طور کامل و دقیق در آن معرفی کنید. نحوه معرفی محصولات ، تکنیک کارایی جهت جلب نظر مشتریان است. علاوه بر تصویر محصول ، بهتر است از هر چیزی که می تواند در معرفی محصول اثرگذار باشد ، استفاده نماییم. شیوه معرفی و متون انتخاب شده ، معمولا به گونه ای صورت می پذیرد که بتواند بهتر بر جنبه های مثبت محصول ، تاکید نماید. سایت های حرفه ای ، حتی امکان تغییر رنگ محصول و سفارش کاملا تخصصی آن را نیز مهیا می سازند.

 

3.      فعالیت های ارتقای جایگاه وب سایت  

 سازمانها و شرکت ها علاوه بر فعالیت هایی که به منظور معرفی آدرس الکترونیک خود انجام  می دهند ، سعی می کنند مراجعه کنندگان تصادفی را نیز به سمت خود ، جلب نمایند. برای انجام این کار ، فعالیتهایی صورت می پذیرد که بتواند  جایگاه وب سایت ما در نتایج جستجویی که توسط موتورهای جستجو ارائه می شود ، ارتقا یابد. در واقع ، مراجعه کنندگان تصادفی کسانی هستند که موضوع ِ ورود خود به فضای مجازی را می دانند اما آدرس مشخصی مد نظر آنها نیست. فرض کنید فردی درصدد خرید لوازم خانگی دست دوم است. این فرد ، اگر آدرس الکترونیکی خاصی مد نظر نداشته باشد ، با مراجعه به یکی از سایت های جستجو گر ( عموما گوگل) ، عبارت " لوازم خانگی دست دوم" را جستجو می کند. سوال اینجاست که آیا آدرس سایت ما که مثلا  یکی از فروشندگان لوازم خانگی دست دوم هستیم نیز جز نتایج اولیه موتور جستجو خواهد بود؟ تا چه حد  توانسته ایم شانس خود را در جلب این مشتری احتمالی افزایش دهیم؟

به منظور افزایش جایگاه خود و افزایش تعداد بازدیدکننده ، راهکارهای مختلفی وجود دارد. اهمیت این کار به قدری افزایش یافته است که شرکت ها و واحدهای تخصصی به منظور انجام چنین فعالیت هایی شکل گرفته اند که در ازای انجام این خدمات ، حق الزحمه دریافت می کنند.

 

4.      درج آگهی  

سایت های زیادی به ویژه در کشور خودمان به امر نمایش آگهی مشغول هستند. این سایت ها ، به طور تخصصی به منظور ایجاد و نمایش آگهی شکل گرفته اند و در واقع در  نقش بولتن تبلیغاتی عمل می نمایند. کارآفرینان به ویژه افرادی که منابع مالی به منظور اختصاص به فعالیت های تبلیغاتی در اختیار ندارند ، از این سایت ها به منظور درج آگهی استفاده می کنند. درج آگهی در این سایت ها عموما رایگان است و یا مبالغ بسیار جزیی پرداخت می شود . مهمترین سایت های درج آگهی رایگان در کشورمان عبارتند از :

www.irantejarat.com

www.agahi.ir

www.niazmandiha.ir

 

 

 

5.      سفارش آگهی

  شیوه کاراتری برای تبلیغات اینترنتی وجود دارد که طی آن ، سایت تبلیغاتی مورد نظر به عنوان یک رسانه جمعی در نظر گرفته می شود . شما با تهیه یک آگهی تبلیغاتی و نمایش آن در سایت مربوط ، تعداد بازدیدکنندگان خود را افزایش می دهید. به عنوان مثال فرض کنید برای تبلیغ سازمان خود که یک فروشنده کتابهای دست دوم است ، می توانید در سایت های فرهنگی  ، سایت دانشگاه ها و موسسات آموزشی ،  سایت موسسات انتشاراتی و مواردی از این دست ، اقدام به تبلیغ کنید. هزینه تبلیغات در این شیوه ، بیشتر از حالت اول است . با این حال ، دسترسی شما به بازارهای هدف افزایش می یابد و معمولا تعداد بازدیدکننده بیشتری خواهید داشت.

 

6.       ارسال ای میل های تبلیغاتی

 این شیوه نیز همواره مورد توجه شرکت ها و سازمانهای مختلف می باشد. هزینه استفاده از این شیوه بسیار پایین است و به راحتی می توان ، محصولات خود را معرفی نمود. البته در سالهای اخیر ، با افزایش تعداد استفاده کنندگان از این شیوه ، تمایل مخاطبان به باز کردن ای میل های تبلیغاتی بسیار پایین آمده است.

 

7.      ارسال کاتالوگ

در این شیوه ، مشتریان احتمالی شناسایی و برای آنها ، کاتالوگ های الکترونیک از طریق ای میل ارسال می گردد. این کار می تواند با هماهنگی با مشتری مورد نظر و یا بدون هماهنگی صورت پذیرد. مثلا فرض کنید شما فروشنده لوازم آشپزخانه هستید. در مرحله بعد ، به آدرس الکترونیک عمده فروشان و حتی خرده فروشان، شرکت های پخش و شرکت های صادراتی نیاز دارید. دستیابی به این اطلاعات ، کار چندان دشواری نیست. با ارسال ای میل و کاتالوگ های معرفی محصولات و شرایط، خود را به این مشتریان احتمالی معرفی می کنید. معمولا ، این گونه ای میل ها از طرف مقابل مورد استقبال قرار می گیرد چرا که کار و فعالیت شما ، با موفقیت تجاری آنها مرتبط  می باشد.

 



[1]E-banking

[2] Mobile banking

[3] E commerce

[4] E organizations

[5]E marketing

[6] E government

[7]Electronic data interchange machine (EDI)

[8] Arpanet :Advanced Research Project Administration NETwork

[9] NSFnet

[10]chennai

[11] E-mail

[12]Home pages

[13]chat

[14] Information technology

[15]Low entry cost

[16]Profit margin

[17] Fast return on investment

[18]Business to business

[19]Net advertising

[20] Low marketing costs

[21]www.Toyota.com

برگزاری مسابقه آنلاین روان شناسی

بااحترام درراستای برنامه های دبیرخانه راهبری کشوری درس روان شناسی مسابقه آنلاین برگزلر می گردد.مقتضی است اسامی داوطلبان راباشماره پرسنلی وتلفن تماس درقالب لوح فشرده تا مورخ ۱/۱۱/۹۰به گروه های آموزشی متوسطه ارسال نمایید.

منبع:کتاب زمینه روان شناسی هیلگارد نوشته اتکینسون ترجمه رفیعی پور-انتشارات ارجمند

زمان:چهارشنبه مورخ ۲۶/۱۱/۹۰دربازده زمانی ۸تا۱۱صبح به مدت ۳۰ دقیقه درسایت

www.bu-edugroup.ir

سلام:امروز می خوام براتون یه کتاب معرفی کنم که جدید نیست ولی قشنگه:  از لیو بوسکالیا تاحالاکتاب خوندی  -زندگی یشق ودیگرهیچ-ترجمه :مهدی قراچه داغی وزهره فتوحی   

...شماتنهاچیزی رامی توانیدببخشیدکه که صاحب آن باشید .معجزه اینجاست.اگرعشق راداشته باشید می توانید  آنراببخشاییدواگرعشق نداشته باشید دیگرچیز ی برای ارزانی کردن ندارید.راستش رابخواهید مسیله بخشیدن ودادن نیست :مسیله شریک شدن درچیزی است من می توانم آ نچه ازمن است راباشماشریک شوم چیزی ازدست نمی دهم.هنوزهم اطلاعاتم رادارم.می توانم همه رابه یک اندازه دوست بدارم وبااین حال عشق رادرخود به همان اندازه قبل داشته باشم. انسان مجموعه ای از اعجازهاست امااین اعجازچیزدیگری است.              

سمينار يك روز با فيزيك برگزار شد

سمينار يك روز با فيزيك با حضور مديريت آموزش وپرورش ناحيه يك كرج واستاد ارجمند آقاي دكتر ناصري و معاونت متوسطه وجمعي از اساتيد دانشگاه ویکصد وبیست نفر از دبيران فيزيك منطقه  یک و استان البرز  در روز سه شنبه 27/10/90در  محل پژوهش سراي دانش آموزي معلم برگزار گرديد.

 

برنامه ی همایش به طور مختصر ، به شرح زیر بوده است :

پس از تلاوت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود ملی کشورعزیزمان آقای حجر گشت مدیر یت محترم آموزش و پرورش ناحیه یک کرج با سخنان خود  آغاز گر مراسم بودند  و سپس نتایج مسابقات مقاله و عکس از یک پدیده ی فیزیکی اعلام و جوایز برگزیدگان اهدا شد. اسامی انتخاب شدگان به صورت زیر ااست :

همکارانی که مقاله ارائه کردند :

1-مریم یوسف زاده مائده

2-میدیا خازه مائده

3-فاطمه نادری رهبر یک

برندگان مسابقه ی مقاله

1-فاطمه کمال زارع دبیرستان شهید کلانتری

2-فاطمه محمدپوردبیرستان رهبر 1

3-رقیه حسین زاده دبیرستان رهبر 1

مسابقه ی عکس

مقطع ابتدایی

1-ما یسا قره گزلی                            دبستان پروین اعتصامی                رتبه یک

2-پارسا فرخی                                 دبستان فردوس                             رتبه دو

3-کیمیا تقی زاده                             دبستان مجتمع امام خمینی            رتبه دو

مقطع راهنمایی :

1-الهام سادات میرسلیمی               مدرسه  عفاف                               رتبه یک

2-کوثر پرتویی                               مدرسه مجتمع امام خمینی               رتبه دو

3-شادی صف شکن                       مدرسه گلها                                   رتبه سه

4-فاطمه نجار                               مدرسه عفاف                                   رتبه سه

مقطع دبیرستان :

1-الهه سادات میرسلیمی             دبیرستان شرافت                               رتبه یک

2-نیکا امیرحسینی                      دبیرستان کاوشگران                           رتبه یک

3-زهرا صادقی                            دبیرستان مائده                                  رتبه دو

سپس آقای كمال زارع معاونت متوسطه ضمن معرفی جناب آقای پرفسور ناصری هدف از برگزازي اين سمينار را آشناييدبیران  با تئوري هاي فيزيك وآشنايي آنها با علوم نوين فيزيك در كارگاههای آموزشي دانست.

در ادامه جناب آقای دكتر ناصري در بيانات خود در مورد تئوري آشوب به موارد ذيل اشاره نمود :

۱-عدم وجود نظم در سلسله اعداد اول و ستارگان و درختان وكوهها

۲-عدم امكان بررسي اين ويژگي وتبيين آن توسط رياضي اقليدي و ناتواني آن

۳-عدم رشد فيزيك در ۱۰۰سال اخير به جهت همين ناتواني رياضي در بيان پديده ها

۴-شرح رياضي جديد گدل

۵-بيان نظم جهان هستي توسط نظريه آشوب

سپس سمینار با حضور دبیران محترم در سه کارگاه زیر تا ساعت ۱۶ ادامه یافت:

کارگاه یک : صوت با استادی آقای فری پور مدیر عامل شرکت سراج و بنیان گذار یازده پارک فن آموز

کار گاه دو : الکتریسیته و الکترو مغناطیس با استادی آقای رجبی سازنده ی کیت های الکترو مغناطیس و مدرس المپیاد های آزمایشگاهی فیزیک

کارگاه سه :نگاهی ریز و موشکافانه به نیروی محرکه با استفاده از نرم افزار تینا

در پایان از حضور کلیه همکاران و مسئولین بخصوص آقای کمال زارع که تاپایان سمینار همراه جمع بودندو همکاران پژوهش سرا که متولی این مراسم بودند  متشکریم

                                                             

آزمون روان خوانی و رو خوانی قرآن پایه چهارم متوسطه

سلام علیکم

به استحضار همکاران محترم و مدرس درس فوق الذکر می رساند برای تعیین ۸نمره روخوانی و روان خوانی نیمسال اول به نکات زیر توجه و عنایت لازم را مبذول فرمایید:

یک:آیات درسی پاسخگوی ما در تعیین سطح روخوانی دانش آموزان نیست.لذا باید به قرآن جامع ارجاع داد.

دو:انتخاب سوره ها یا اجزاء قرآن برای این منظور به عهده خود دبیر محترم می باشد.

 سه:از دادن نمره خیلی بیش از میزان توانمندی دانش آموز جداً خودداری فرمایید.چون پاسخ بازخواست خدای تعالی را نمی توان با دلایل غیرمنطقی توجیه کرد

چهار:از طرح مسائل چالش برانگیز و تلف کننده وقت، در کلاس جداً پرهیزشود. (چه از طرف خود و چه از طرف دانش آموزان)  

 اعلام همایش گروه عربی

همکاران گرامی مقطع راهنمایی و متوسطه بدین وسیله به اطلاع می رساند جلسه همفکری با مولفین کتب درسی در تاریخ دوشنبه ۲۶/۱۰/۹۰ راس ساعت ۳۰/۸ صبح تا ۱۲ در محل چهار راه طالقانی کانون رشد ( اداره سابق آموزش و پرورش ناحیه ۳ ) برگزار می شود .

در این جلسه آقای دکتر اشکبوس پاسخگوی سوالات احتمالی شما و شنونده نظرات و پیشنهادات در زمینه تالیف کتب درسی جدید می باشند .

زندگینامه اگوست کنت

-=زندگینامه اگوست کنت:=-
img/daneshnameh_up/9/9c/200px-Auguste_comte.jpg
اگوست کنت(1857-1798)


  • 1798. نوزدهم ژانویه تولد آگوست کنت در مون پلیه در خانواده ای کاتولیک و طرفدار سلطنت پدرش کارمند متوسطی است در اداره ی وصول عواید مون پلیه.

  • 1814- 1807 تحصیلات متوسطه در دبیرستان مون پلیه .کنت بزودی از مذهب کاتولیک دست می کشد و به افکار آزاد یخواهانه و انقلابی روی می آورد.

  • 1816 – 1814 – تحصیل درمدرسه‌ی پلی تکنیک که اگوست کنت در مسابقه ی ورودی آن از بین داوطلبان جنوب ، نفر اول می شود.

  • 1816 _ در ماه آوریل ، حکومت فرانسه ، در دوره‌ی احیای سلطنت ، مدرسه‌ی پلی تکنیک را می بندد زیرا مدرسه ی مذکور مظنون به ترویج ژاکوبن ها است . کنت که برای چند ماه به مون پلیه برگشته ، در دانشکده‌ی این شهر چند درس پزشکی و فیزیولوژی را دسال می کند. آنگاه ، مجدداً به پاریس می رود و برای امرار معاش به تدریس ریاضیات می پردازد.

  • 1817 _در ماه اوت کنت منشی سن سیمون می شود ،‌و تا سال 1824 همکار و دوست او می ماند . وی در در این مدت با آثار گوناگون فیلسوف صنعت ، یعنی سن سیمون ،‌همکاری دارد مانند : صنعت ، سیاستمدار ، سازمان دهنده .درباره سیستم صنعتی و شرعیات صنعتداران.

  • 1819.جدایی عمومی میان عقاید و اموال همکاری با نشریه سانسور،شارل کنت وشارل دونوایه.

  • 1820.ارزیابی مختصر از کل گذشته دوران جدید که در ماه آوریل در سازمان دهنده منتشر می شود.

  • 1822 . جزوه ای درباره ی کارهای علمی لازم برای تجدید سازمان جامعه که در سیستم صنعتی منتشر می شود.

  • 1824. سیستم سیاست اثباتی که چاپ تجدید نظر شده ای از کتاب قبلی است.
در ماه آوریل کنت این اثر را به سن سیمون فروخت و وی آن را بدون ذکر نام مولف در نشریه‌ی شرعیات اهل صنعت منتشر کرد . او گست کنت اعتراض کرد و دعوا شروع شد : « رئیس او این کتاب را بخش سوم یک مجموعه بنام شرعیات اهلصنعت می داند که برای تشریح نظام فکری صنعتی سن سیمون نوشته شده مرد جوان ( یعنی آگوست کنت ) معتقد است که کتاب مذکور بخش اول یک مجموعه است به نام سیستم سیاست اثباتی ،که برای تشریح پوزیتیویسم اوگوست کنت نوشته شده ( هانری گوهیه ) . کنت بعدها از « تأثیر مصیبت باری » که « رابطه ی شوم » با یک « حقه باز فاسد » بر وی گذاشت سخن می گوید.

  • 1825 . ملاحظات فلسفی درباره‌ی علوم و دانشمندان ،ملاحظاتی درباره ی قدرت معنوی، این دو اثر در نشریه ی تولید کننده متعلق به سن سیمون هم منتشر شده اند .
ازدواج اوگوست کنت با کارولین ماسن روسپی سابق . این ازدواج که بر اساس « محاسبه‌ی جوانمردانه ای » انجام گرفت « تنها اشتباه حقیقتاً مهم زندگی من بود » کارولین ماسن چند بار کانون خانوادگی مشترک خود را ترک گفت.

  • 1826. ماه آوریل . آغاز دروس عمومی فلسفه ی اثباتی ، هومبول ، کارنو ،بلنویل ، فیزیولوژیست و یوآنسو ریاضیدان از جمله شاگردان او هستند.

  • 1827-1826 . بحران روحی . کنت تحت تأثیر نخستین گریز زنش از خانه و مشغله ی فراوان فکری ،مجبور می شود در یک استراحتگاه بخواند . وی پس از هشت ماه ،در حالیکه هنوز سلامتش را باز نیافته ،از آنجا خارج می شود و کمی بعد دست به خودکشی می زند . سپس بحران عصبی فرو می نشیند . کنت که به علل این بیماری کاملاً آگاه است ، برای جلوگیری از هر گونه بحران جدید ، رژیم جسمی و روحی بسیار سختی را بر خود هموار می کند .
  • 1829 . چهارم ژانویه . کنت دروس فلسفه ی اثبات را از سر می گیرد .

  • 1830 . انتشار جلد اول دروس فلسفه ی اثباتی . مجلدات بعدی یکی پس از دیگری در سالهای 1835 ، 1838 ، 1839 ، 1841 و 1842 منتشر می شوند.

  • 1831 ، شروع تدریس ستاره شناسی برای همه که در شهرداری ناحیه ی سوم درس داده می شود و تا 48- 1847 طول می کشد . کنت کرسی آنالیز مدرسه پلی تکنیک را درخواست می کند اما به نتیجه ای نمی رسد.

  • 1832 . انتصاب کنت به عنوان مربی آنالیز و مکانیک در مدرسه ی پلی تکنیک.

  • 1833. کنت از گیزو تقاضا می کند که یک کرسی تدریس تاریخ فرانسه برای او در کاژ دو فرانس به وجود آید . اما این تقاضا رد می شود.
کرسی هندسه ی پلی تکنیک نیز به سبب عقاید جمهوریخواهانه ی کنت به وی داده نمی شود.

  • 1836 . انتخاب کنت به عنوان ممتحن در پلی تکنیک.

  • 1842 . جدایی قطعی از خانم کنت

  • 1843 . رساله ی مقدماتی در هندسه ی تحلیلی.

  • 1844.گفتار درباره‌ی ذهن اثباتی مقدمه‌ی رساله‌ی فلسفی در ستاره شناسی برای همه . کنت مقام ممتحنی خود را در پلی تکنیک از دست می دهد از آن پس معشیت او با « کمک آزادانه‌ی پوزیتیویستی » که نخست ( در 1845 ) توسط جان استوارت میل و چندتن ثروتمند انگلیسی ،سپس ( از 1848 ) توسط امیل لیتره و چند تن از شاگردان یا مشتاقان فرانسوی برای وی فرستاده می شود می گذرد در ماه اکتبر با کلوتیلد دووُ خواهر یکی از دوستانش ،بر می خورد ،که سی سال دارد و جدا از شوهرش زندگی می کند و می داند که به بیماری شفا ناپذیری دچار است.

  • 1845 . « سال بی نظیر » کنت، عشقش را به کلوتید دو وُ اظهار می داد و وی او را فقط به دوستی بر می گزیند زیرا خود را در مورد آنچه از حد محبت بگذرد ناتوان می داند ».

  • 1846. پنجم آوریل ،کلوتیلد دووُ در برابر چشمان کنت می میرد و وی از این پس براستی خود را وقف پرستش این زن می کند.

  • 1847 . کنت مذهب بشریت را اعلام می کند.

  • 1848 . تأسیس انجمن پوزیتیویستی ، گفتار درباره مجموعه‌ی پوزیتیویسم.


  • 1851 . کنت مقام مربی ریاضی خود رادر مدرسه ‌ی پلی تکنیک از دست می دهد و انتشار جلد اول سیاست اثباتی یا رساله‌ی جامعه شناسی در تأسیس مذهب بشریت ، مجلدات دیگر در سالهای 1853-1852 و 1854 منتشر می شوند.
کنت در 22 آوریل به اقای تولوز می نویسد : « یقین دارم که پیش از سال 1860 پوزیتیویسم را، به عنوان تنها مذهب واقعی و کامل ،در کلیسای نتردام تبلیغ خواهم کرد » .
در ماه دسامبر ، امیل لیتره وچندین از شاگردان، که از تأیید آگوست کنت از کودتای لویی ناپلئون منقلب شده و از جهتگیری فلسفه‌ی جدید نگران گردیده بودند ، از انجمن پوزیتیویست ها کناره می گیرند.

  • 1852 ، شرعیات اثباتی با شرح مختصری از مذهب همگانی.

  • 1855 . فراخوان به محافظه کاران.

  • 1856. ترکیب ذهنی یا سیستم همگانی تلقی های خاص حال عادی بشریت . کنت به رئیس اباء‌یسوع پیشنهاد می کند تا بر ضد فوران هرج و مرج طلبانه‌ی هذیان غربی متحد شوند .

  • 1857 . پنجم سپتامبر ،مرگ آگوست کنت در پاریس ،شماره ‌ی 10 ، کوچه‌ی موسیولوپرنس در آغوش شاگردانش .



-=نظریات کنت:=-

-=زمینه فکری اندیشه های کنت:=-

-=زمینه اجتماعی اندیشه های کنت:=-
         

وقتی امیل دورکیم صبحانه نخورد ؟ ؟ ؟

 

وقتی امیل دورکیم صبحانه نخورد .

   یک روز صبح دورکیم از خواب بیدار می شود ودر حالی که خمیا زه می کشید و خوابهایی را که

دیده بود مرور می کرد ناگهان در اتاق خوابش با لگد باز شد و مستخد م به داخل پرید و فریاد زد   :

دورکیم چرا نشسته ای ؟ " ویکتور هومی " خودکشی کرد ومستقیم رفت کلیسا و به بیمارستان هم نرسید.

   دورکیم  کمی  فکر کرد آیا در همین حال روی رختخوابش فریاد  بکشد و گریه کند ؟ چرا که  ویکتور

نزدیکترین دوست او و از کودکی تاکنون یارش بوده است . ولی دید که برای یک جامعه شناس زشت

است ضجه بزند و چون به سادگی هم صبحانه از گلویش پایین نمی رفت یک تصمیم بزرگ گرفت که بر 

سرنوشت بشر اثر گذاشت دورکیم قصد کرد پژوهشی مفصل با یک نمونه گیری وسیع درباره خودکشی 

انجام دهد همان که بعدها اساس نظری وعملی جامعه شناسی شد .

                                                                            

سمینار یک روز با فیزیک

گروه هاي آموزشي وپژوهش سراي دانش آموزي معلم مديريت آموزش وپرورش ناحيه كرج برگزار مي كند.

 برنامه  های این سمینار که در تاریخ ۲۷/۹/۹۰ از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعد از ظهر برگزار می شود به ترتیب عبارتند از :

۱-معرفي برگزيدگان مسابقه عكس از يك پديده فيزيكي ومقالات برتر و دست سازه ها

۲-ارائه سخنرانی با عنوان تئوري آشوب توسط آقاي دكتر مسعود ناصري نويسنده ي كتاب صفر وكتاب يك 

 ۳-برگزاري سه كارگاه آموزشي وآزمايشگاهي با عناوین :

- کارگاه صوت توسط آقای فری پور

- کارگاه الکتریسیته و مغناطیس توسط آقای رجبی  

- کارگاه آموزشی نیروی محرکه پیل توسط آقای شاهملکی

لازم به ذکر است ثبت نام کلیه همکاران فیزیک ناحیه یک  برای شرکت در این سمینار اجباری است .

با توجه به فشردگی برنامه ها از کلیه همکاران تقاضا داریم راس ساعت در برنامه حاضر باشند .

با تشکر      گروه آموزشی فیزیک و پژوهشسرای دانش آموزی معلم

محرم

Babylon

Babylon

Babylon Ltd یک شرکت اسرائیلی زیر مجموعه کمپانی Formula می باشد. این شرکت در سال 1997 شروع به کار کرد و کار خود را با ارائه "دیکشنری بابیلون" نسخه آزمایشی (بدون محدودیت) شروع کرد و تا سال 2001 این نرم افزار را به صورت رایگان عرضه می نمود و از آن پس اقدام به ارائه و فروش نسخه ی تجاری نمود.
Babylon نرم افزار پیشتاز فرهنگ های لغت و ترجمه متن است.  نرم افزار بابیلون - Babylon کلیه نیاز های شما در زمینه ترجمه لغت را جوابگو خواهد بود. با استفاده از Babylon شما به سرعت می توانید ایمیل ها، صفحات وب، مستندات و کلیه لغات مورد نظر خود را ترجمه کنید. نرم افزار Babylon در حال حاضر حدوداً 30 میلیون کاربر دارد. این نرم افزار که از خاصیت OCR استفاده می کند همیشه و همه جا زیر دستان شما خواهد بود، هرگاه برای ترجمه لغتی اراده کنید کافی است تنها یک کلیک کنید تا ترجمه لغت مورد نظر را به بیش از 50 زبان مختلف دنیا به شما نشان دهد.  پنجره شناور این برنامه همانند یک دستیار همیشه با شما خواهد بود همانطور که با یک کلیک روی کلمه مورد نظر آشکار می شود با حرکت دادن ماوس و بدون هیچ کلیکی (این ویژگی باید توسط کاربر تنظیم شود) نیز خود به خود ناپدید می شود

قابلیت های کلیدی نرم افزار

Babylon:
- ترجمه کلمات و متون
- دارای 25 فرهنگ لغت عمومی در 75 زبان مختلف از جمله فارسی
(برای فعال شدن تمامی زبان ها باید Glossary های مربوط به هر زبان را جداگانه دانلود کنید)
- تبدیل واحدها و تبدیل واحد پول کشورها به هم تنها با یک کلیک
- حاوی فرهنگ لغت هایی با بیش از 3 میلیون کلمه
- فرهنگ لغت های شخصی شامل 1600 موضوع مرتبط با تجارت، زیست شناسی، کامپیوتر، شیمی و ... در بیش از 70 زبان
- فعال سازی دیکشنری تنها با یک کلیک بر روی هر لغت در برنامه های مختلف (Word, Excel, PowerPoint) و دیگر برنامه های تحت ویندوز
- مبدل واحد ها به یکدیگر
- اصلاح کننده ی کلمات نوشته شده از نظر املائی (غلط یابی به زبان های مختلف)
- روش صحیح تلفظ کلمات (با صدای مرد و زن)
- توانایی اتصال به دایره المعارف Wikipedia
- قابلیت جدید Auto Completion
- قابلیت جدید تغییر رنگ پنجره نرم افزار به دلخواه
- و ...


برخی از ویژگی های نسخه جدید نرم افزار بابیلون:

- ترجمه آسان در کليه برنامه‌ها تنها با يک کليک
تنها کافی است در هر برنامه رايانه‌ای که مايليد، بر روی متن کليک کرده و به ترجمه آنی و سريع آن و همچنین مطالب واژه‌نامه‌ها و دانش‌نامه‌های مختلف در زمينه‌ها، موضوعات و مطالب گوناگون دسترسی پیدا کنید.

- غلط‌ياب املايی و تصحيح متن
غلط‌ياب املايی و تصحيح متن بابيلون در خدمت شماست تا با کمک آن مطمئن شويد چیز مهمی در متن شما حذف نشده یا از قلم نیفتاده و به شما امکان یافتن غلط‌های نگارشی (مانند اشتباهات تایپی، دستوری، و غیره) را نیز می‌دهد. سرویس غلط‌ياب املايی و تصحيح متن بابيلون به شما کمک می‌کند تا کلمات را بدون غلط املایی نوشته و نویسنده بهتری شوید. این قابلیت بهترین کلمات، عبارات و اصطلاحات جایگزن مناسب متن را پیشنهاد داده و به صورت خودکار متن شما را بررسی می‌کند. این سرویس بسیار ضروری بطور مشخص در زمان نوشتن ایمیل و نگارش اسناد بوسیله مایکروسافت آفیس و همینطور هنگام تهیه متون صفحات وب‌سایت سودمند می باشد.

- جامعه زنده ترجمه:
بابيلون 9 شما را قادر می‌سازد به راحتی در جامعه بزرگ بابيلون که متشکل از گویش‌وران به زبان مادری و مترجمان حرفه‌ای سرتاسر جهان است، مشارکت کنید. شما می توانید سوالات خود را از جامعه زنده ترجمه انسانی بابيلون بپرسید، خواه سوال شما یک پرسش مرتبط با زبان،یک سوال کوتاه و یا بررسی یک مقاله دانشگاهی باشد - جامعه انسانی بابيلون، که از هزاران کاربر بابيلون تشکیل شده ، آماده ارائه کمک شبانه‌روزی به شماست!

- ارائه ‌شده به 75 زبان مختلف:
بابيلون به صورت خودکار زبان‌های مورد استفاده و نياز شما را شناسایی کرده و نتايج را به آن زبان‌ها ارائه می‌دهد.

 با تشکر گروه زبان انگلیسی راهنمایی

 

 

حرفه و فن

حرفه و فن

حرفه و فن

آب (حرفه و فن )

حرفه و فن

آموزش حرفه و فن دوره راهنمایی

فناوری نانو

فناوری نانو یا نانوتکنولوژی رشته‌ای از دانش کاربردی و فناوری است که جستارهای گسترده‌ای را پوشش می‌دهد. موضوع اصلی آن نیز مهار ماده یا دستگاه‌های در ابعاد کمتر از یک میکرومتر، معمولاً حدود ۱ تا ۱۰۰ نانومتر است. در واقع نانو تکنولوژی فهم و به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستمهایی در این ابعاد است که اثرات فیزیکی جدیدی - عمدتاً متاثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک - از خود نشان می‌دهند. نانوفناوری یک دانش به شدت میان‌رشته‌ای است و به رشته‌هایی چون پزشکی، دامپزشکی، زیست شناسی، فیزیک کاربردی، مهندسی مواد، ابزارهای نیم رسانا، شیمی ابرمولکول و حتی مهندسی مکانیک، مهندسی برق و مهندسی شیمی نیز مربوط می‌شود. نانو تکنولوژی می‌تواند به عنوان ادامهٔ دانش کنونی به ابعاد نانو یا طرح‌ریزی دانش کنونی بر پایه‌هایی جدیدتر و امروزی‌تر باشد. 

1.        به طراحی، تعیین ویژگی ها، تولید و کاربرد مواد، ابزار آلات و سیستم‌ها با کنترل شکل و اندازه در مقیاس نانو می گویند.

2.        به دستکاری کنترل شده، جاگیری دقیق، اندازه گیری، مدلسازی و تولید مواد در مقیاس نانو می گویند و هدف آن تولید مواد، ابزار و سیستم هایی با ویژگی‌های بنیادی و عملکردهای جدید می باشد.

یک نانومتر (nm) یک میلیاردیم متر است. برای سنجش طول پیوندهای کربن-کربن، یا فاصلهٔ میان دو اتم بازهٔ ۱۲ تا ۱۵ نانومتر به کار می‌رود؛ همچنین طول یک جفتِ دی‌ان‌آ نزدیک به ۲ نانومتراست. و از سوی دیگر کوچک‌ترین باکتری سلول‌دار ۲۰۰ نانومتر است. اگر بخواهیم برای دریافتن مفهوم اندازهٔ یک نانومتر نسبت به متر سنجشی انجام دهیم می‌توانیم اندازهٔ آن را مانند اندازهٔ یک تیله به کرهٔ زمین بدانیم.. یا به شکلی دیگر یک نانومتر اندازهٔ رشد ریش یک انسان در طول زمانی است که برای بلند کردن تیغ از صورتش باید بگذرد

می‌توان موردهای زیر را شاخه‌های بنیادین دانش نانوفناوری دانست:

((کاربردهای نانو)) فناوری نانو کاربردهای گسترده‌ای در دانش‌های گوناگون دارد که از موردهای مهم آن می‌توان به کاربردهایش در پزشکی برای ساخت داروهای بدون اثرهای جانبی اشاره کرد که تنها بر یک بافت ویژه تأثیر می‌گذارند. از انواع کاربردها می‌توان در ساخت نانو جوراب‌ها، نانو لوله‌های کربنی، داروسازی هوشمند و ... اشاره کرد.

 درباره واژه« فناوري» بيشتر بدانيم

 واژه فناوري = فن + ميانوند الف + پسوند ور + ي مصدري

بايد بدانيم كه اين واژه متصل و سر هم نوشته مي شود تا با واژه ‍‍» فن آوري» يعني انتقال تكنولوژي اشتباه نشود.

واژه فناوري در قياس با كلماتي همچون دلاوري، جنگاوري، تناوري و ... ساخته شده است و معني آن فنوري است. اين كلمه بدون تشديد هم صحيح است ولي استفاده از تشديد بلامانع است. فرهنگستان زبان فارسي واژه فناوري را معادل تكنولوژي قرارداده و معناي «داشتن و به كار گرفتن فن و روشهاي علمي در يك حيطه خاص و ورزيدگي در آن حيطه» تلقي كرده است.

دانلود نقشه ی یک ساختمان (پیلوت همکف تیپ طبقات و غیره)

 یک نقشه با تمام جزئیاتش رو براتون آماده کردم.که توسط مهندس استیلا طراحی شده.

این مجموعه شامل:

  • پلان پیلوت
  • پلان طبقه همکف
  • پلان تیپ طبقات
  • پلان معماری
  • پلان شیب بندی
  • پلان موقعییت
  • نما
  • و دو برش

با زیر بنایی در حدود ۲m 325 که به ۴ واحد تقسیم شده است.

یونولیت

پلاستوفوم در ایران بنام یونولیت شناخته می‌شود که نام اصلی آن پلی‌استیرن انبساطی (Polystyrene) و یا پلاستوفوم است، نوعی پلیمر سفید رنگ و عایق رطوبت و صدا و حرارت است که از فرایندهای پتروشیمی تهیه می‌شود. پلی استیرن در سال ۱۸۳۹ توسط ادوارد سیمون کشف گردید. و در سال ۱۹۵۹ بوسیله کمپانی کوپر پلی ستیرن انبساطی تولید گردید از این ماده برای عایق‌سازی، ساخت وسایل نیازمند عایق حرارتی و بسته‌بندی ابزار حساس الکتریکی، الکترونیکی و مکانیکی استفاده می‌شود.

بسته به کاربرد، چندین نام تجاری و علمی برای یونولیت استفاده می‌شود که از رایج‌ترین آنها می‌توان به «پلی‌فوم» و «استایروفوم» اشاره کرد.

جنس شیر آب

شیر وسیله‌ای معمولاً فلزی است که برای بازوبست، تنظیم و کنترل جریان مایعات یا گازها در لوله‌کشی به کار می‌رود. امروزه انواع بسیاری از شیرها طراحی، ساخته و تولید می‌شوند که در صنعت و خانه به کار می‌روند. شیرآلات به گروه شیرهایی گفته مشود که خود بنا به کاربرد، نحوه کارکرد یا شکل آن به زیرگروهای مختلف دسته بندی می‌شود. که البته شیرهای ساختمانی خود از لحاظ زیست محیطی به چند نوع دیگر نیز تقسیم می شوند.

بنا به کاربرد، مصالحی که در ساخت شیر بکار برده می‌شود، مختلف است. در کارهای ساختمانی شیرهای چدنی، برنزی، برنجی و گاهی استیل (SS) استفاده می‌شود. در کارهای صنعتی مانند، نیروگاهها، کارخانه‌های پتروشیمی، پالایشگاهها، کشتی سازی و صنایع دارویی / غذایی، بسته به نوع سیالی که از شیر عبور می‌کند ویا محیطی که شیر در آن قرار دارد، بدنه و دیگر اجزای آنرا از فولاد کربنی، فولاد آلیاژی، فولاد زنگ نزن(Stainless Steel) میسازند.

شیرها یا به‌وسیله دست یا عملگر خودکار (Actuator) باز و بست می‌شوند.

جوشکاری زیر آب تحقیق صفحه ی 74 حرفه و فن سال دوم

جوشکاری زیر آب از زمان جنگ جهانی دوم هنگامی که کشتی‌های خسارت دیده باید سریعاً در آب تعمیر می‌شدند به وجود آمد. بیرون آوردن کشتی برای تعمیر کردن آن، هم اکنون هم بسیار هزینه بر است و صرفه اقتصادی ندارد.

بسیاری از مردم جوشکاری زیر آب را بسیار عجیب می‌دانند، چون ماهیت جوشکاری را از آتش می‌دانند.

ولی جوشکاری ماهیت قوس الکتریکی دارد و روشن شدن آن زیر آب کار عجیبی نیست. برای جوشکاری در خشکی، هوا یونیده می‌شود و در آب، بخار آب یونیزه می‌شود.

جوشکاری زیر آب به دو صورت انجام می‌شود:

1.        جوشکاری خشک

2.        جوشکاری مرطوب.

آثار منفی جوشکاری مرطوب عبارت‌اند از ترک خوردگی هیدروژنی، افت شدید دما که باعث تغییرات ساختاری و متالورژیکی می‌شود و همچنین اکسیژن با عناصر آلیاژی ترکیب می‌شود و اکسید این آلیاژها در آب حل می‌شوند. جوشکاری خشک در یک اتاقک در داخل آب انجام می‌گیرد و داخل اتاقک هوای فشرده وجود دارد که فشار داخل و خارج اتاقک را بالانس می‌کند. اتاقک‌ها را دو تکه می‌سازند و داخل آب، و روی قطعه مورد نظر دو تکه را به هم وصل می‌کنند. یک لوله رابط بین کشتی و اتاقک است و وسایل مورد نیاز را به وسیله این لوله به اتاقک می‌فرستند. این روش برای اولین بار در آمریکا انجام گرفت اما چون بسیار پرهزینه و وقت گیر است دانشمندان سعی می‌کنند مشکلات جوشکاری مرطوب را حل کنند چون سریعتر و ارزانتر است. وسایل ایمنی همان وسایل ایمنی جوشکاری روی خشکی است بعلاوه تجهیزات غواصی.

جوشکاری زیر آب با صنعت نفت و گاز گره خورده‌است.

الکترودهای مورد مصرف در جوشکاری قوسی زیر آبی از انواع اصلاح شده الکترودهای دستی معمولی هستند. سیستم کدگذاری خاصی برای این الکترودها وجود ندارد و اغلب آنها بر اساس نام تجاری شناخته شده و بر اساس قابلیت و سهولت استفاده برای جوشکاران کاربرد یافته اند. پرمصرف‌ترین این الکترودها، الکترودهای مورد مصرف برای فولادهای کربنی/منگنزی هستند. خواص مکانیکی جوش زیرآبی به شدت به عمق جوشکاری وابسته بوده و با افزایش عمق محل جوشکاری، این خواص کاهش می یابند. با افزایش عمق، فشار افزایش می یابد. این امر باعث ورود اکسیژن ناشی از تجزیه آب و افزایش مقدار آن و درنتیجه کاهش منگنز و سیلیکون و افزایش کربن در حوضچه جوش و ایجاد تخلخل در جوش هنگام سرد شدن آن میگردد. همچنین ممکن است مقدار هیدروژن افزایش یابد که نتیجه آن ازدیاد تخلخل و کاهش پایداری قوس است چرا که در عمق‌های زیاد بدلیل پتانسیل یونیزاسیون بالای هیدروژن، پایداری قوس کاهش میابد. یکی دیگر از مشکلات قابل توجه در جوشکاری زیرآبی احتمال ایجاد ترکهای هیدروژنی در اثر حضور آب و رطوبت می‌باشد که ریسک این پدیده نیز با افزایش عمق، افزایش می یابد. این موضوع در حالتی که از الکترودهای با روکش اسیدی استفاده می‌شود از حساسیت بیشتری برخوردار است چراکه قابلیت جذب رطوبت در این نوع پوشش بیشتر بوده و هیدروژن تجزیه شده از این رطوبت براحتی جذب فلز جوش مذاب میگردد. به همین دلیل در جوشکاری زیرآبی استفاده از الکترودهای نوع روتیلی ترجیح داده میشود. روکش این الکترودها حاوی مواد مختلفی برای بهبود شرایط جوشکاری و خواص جوش میباشد. بعنوان مثال فرومنگنز به منظور جذب اکسیژن و کاهش تخلخل و تیتانیوم و بور بدلیل تشکیل ساختار فریت سوزنی و بهبود خواص مکانیکی، به مواد پوشش الکترود افزوده میگردد. همچنین گاهی نیکل به منظور بهبود چقرمگی به مواد پوشش افزوده میشود. جوشکاری زیرآبی فولادهایی با استحکام بالاتر معمولاً با استفاده از الکترودهای زنگ نزن آستنیتی انجام میگیرد تا احتمال ایجاد ترک هیدروژنی کاهش یابد. اما در این حالت باید احتیاطهای لازم صورت گیرد تا از ایجاد ترک در ناحیه متاثر از حرارت (HAZ) پیشگیری شود. در الکترودهای دستی معمولاً بدلیل کمتر بودن سرعت سوخت پوشش الکترود نسبت به ذوب مغزی آن، یک چاله در سر الکترود تشکیل میگردد که قوس، درون آن گودی که از اطراف توسط فلاکس پوشش احاطه شده، ایجاد میشود. این پدیده به حفاظت از ذرات مذاب جدا شده از الکترود و همچنین کنترل انتقال آنها کمک میکند. چاله سر الکترود در بحث جوشکاری زیرآبی بسیار حائز اهمیت است.ار آنجایی که این پدیده باعث پایداری قوس و کنترل طول آن میگردد، بدون حضور آن دستیابی به یک جوش زیرآبی قابل قبول و مناسب بسیار مشکل خواهد بود. بنابراین با استفاده از این تکنیک جوشکاران میتوانند حتی درصورت عدم وجود دید کافی با وارد آوردن کمی فشار به الکترود، بدون نیاز به کنترل طول قوس، با یک نرخ تغذیه ثابت جوشکاری را انجام دهند. یکی از وظایف پوشش الکترود تولید اتمسفر محافظ در اطراف حوضچه جوش است. در جوشکاری زیرآبی نیز این پدیده وجود دارد و بدلیل وجود آب، از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است. یکی از تفاوتهای قوس زیر آب با قوس در هوا ایجاد حبابهای گاز در ناحیه قوس است. رفتار این حبابها در جوشکاری زیرآبی از اهمیت بالایی برخوردار است. این حبابها علاوه بر ناپایدار کردن قوس میتوانند باعث تلاطم حوضچه جوش نیز شوند.

شکل 1- محافظت حوضچه جوش در جوشکاری زیرآبی

با توجه به موارد مطرح شده، باید تدابیر ویژه ای در انتخاب مواد فلاکس پوشش الکترود توسط سازندگان اتخاذ گردد تا جوش حاصل از آنها کیفیت و خواص مورد نظر را تعبیه کند. بسته به خواص مورد نیاز و نیز عمق آب، ممکن است الکترود خاصی بهترین نتیجه را ایجاد نماید. برای تایید کیفیت دستورالعمل و همچنین تایید الکترودهای مورد استفاده باید آزمونهای خاصی انجام شود. این آزمونها در کد AWS D3.6 تشریح شده اند. مهمترین تفاوت ظاهری الکترودهای دستی معمولی با الکترودهای جوشکاری زیرآبی، پوشش ضد آب الکترودهای زیرآبی است. الکترودهای مورد مصرف در جوشکاری قوسی زیرآبی توسط یک موم یا پلاستیک ضد آب پوشش داده میشوند تا فلاکس روکش الکترود را تا زمان مصرف از تماس با آب محافظت کرده و یا حداقل نفوذ رطوبت را محدود سازد. کیفیت این پوشش بسیار مهم است. درصورتیکه پوشش ضد آب بطور یکپارچه سطح الکترود را نپوشانده باشد، آب از طریق درزهای موجود درآن نفوذ کرده و باعث مرطوب شدن فلاکس الکترود و در نتیجه کاهش کیفیت جوش میگردد. همچنین در جوشکاری در اعماق زیاد بدلیل بالا بودن فشار هیدروستاتیک، آب میتواند از پوششهای نامناسب عبور کرده و فلاکس الکترود را مرطوب نماید. پوششهای ضدآب علاوه بر موارد مطرح شده باید بدون جاگذاشتن مواد مضر بسوزند و همچنین خللی در شرایط قوس و انتقال قطرات مذاب ایجاد ننمایند. نگهداری و محافظت از پوشش ضدآب این الکترودها باید به دقت صورت گیرد تا از آسیب رسیدن به آنها جلوگیری گردد. همچنین بدلیل اهمیت این موضوع باید روشهای جابجایی و نگهداری الکترودها در زیر آب در دستورالعمل جوش (WPS) قید شده باشد. این پوششها سرتاسر الکترود را فرا گرفته اند و امکان ایجاد اتصال الکتریکی نیز در این حالت وجود ندارد. لذا برای برقرار گردن جریان و شروع جوشکاری، جوشکار باید با فشردن دندانه‌های انبر جوشکاری بر روی انتهای الکترود، خراشی در پوشش ایجاد نماید. برای ایجاد قوس نیز باید نوک الکترود را با فشار بر روی سطح بکشد تا پوشش آن ناحیه نیز برداشته شده و قوس برقرار گردد. سازندگان الکترود پیشرفت قابل ملاحظه ای در توسعه سیستمهای ضد آب برای الکترودهای جوشکاری زیرآبی داشته اند. جزئیات و اطلاعات این سیستمها مختص سازندگان آنهاست، اما درهرحال نتیجه حاصل از مجموع تلاشهای این سازندگان، تولید نسل جدید از الکترودهای جوشکاری زیرآبی با قابلیت ایجاد جوش با کیفیت بالاتر بود. تعدادی از معروفترین این الکترودها در جدول شماره 1 آورده شده که برای جوشکاری در تمام وضعیتها کاربرد دارند. در صورت مناسب بودن دستورالعمل و تجهیزات، جوش حاصل از این الکترودها دارای ظاهری خوب و خواص مکانیکی مناسب خواهد بود.

جدول شماره 1- لیست تعدادی از معرفترین الکترودهای جوشکاری زیرآبی


در جوشکاری زیرآبی معمولاً از جریان DCEN استفاده میگردد که باعث افزایش طول عمر انبر الکترود میشود. البته این انتخاب جنبه اقتصادی دارد و ممکن است در مواردی استفاده از جریان DCEP جوش با کیفیت بالاتری را ایجاد نماید. درهر صورت بهترین حالت تنظیم جریان و ولتاژ استفاده از مقادیر پیشنهادی سازنده میباشد. جدول 2 جریان و ولتاژ پیشنهادی برای استفاده از الکترودهای معرفی شده در جدول یک را تا عمق 50 پایی زیر آب نشان میدهد.

جدول 2- جریان و ولتاژ پیشنهادی برای جوشکاری تا عمق 50 پایی

مجوش آرگون تحقیق صفحه ی 74 حرفه و فن سال دوم

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 توسط دبیر حرفه و فن تنکابن

درمیان انواع فرآیندهای اتصال فلزات، فناوری جوشکاری و روشهای مختلف آن به دلیل قابلیتهای خاص و تنوع در عملکرد، جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده‌است.بطوریکه از نظر کیفی قابل قیاس با سایر روشهای اتصال نیست.در استانداردهای مطرح و مرتبط این رشته، از فناوری جوشکاری به عنوان فرایند خاص (Special Process) یاد شده‌است.فرایند خاص به فرایندی اطلاق می‌شود که کیفیت و نتیجه آن وابستگی بسیاری به مهارت اپراتور آن داشته و جهت اجرای آن به دستورالعمل‌های تایید شده نیاز باشد.جوشکاری TIG یا همان جوشکاری قوس تنگستن تحت پوشش گاز محافظ که در کشور عزیزمان ایران بیشتر با نام اختصاری و متداول جوش آرگونپتروشیمی، نظامی، دریایی، هوایی، نیروگاههای برق و ...می باشد. از فرایند جوشکاری TIG می‌توان برای جوشکاری فلزات سخت و غیر سخت، آهنی و غیر آهنی در تمام ضخامتها استفاده کرد.با استفاده از این نوع جوشکاری می‌توان جوشکاری صفحات نازک و ظریف (به عنوان مثال:آلومینیومی) تا لوله‌های تحت فشار را انجام داد. در این روش قوس و حوضچه مذاب کاملا آشکار و قابل مشاهده می‌باشد. در دهه ۱۹۲۰ کوشش شد تا قوس و حوضچه مذاب را در مقابل اتمسفر محافظت کنند تا جوشکاری کاملا ایده آل انجام گیرد.ظهور الکترودهای روپوش دار در آن دهه مسئله محافظت را منتفی کرد.اما بدلیل بوجود آمدن برخی مشکلات در دهه ۱۹۳۰، جوشکاری با گاز خنثی و الکترود تنگستن (TIG)ابداع شد که شروع روش جوشکاری با محافظت گاز بود.این روش با وجود اینکه بسیارکند پیشرفت کرد ولی در دهه ۱۹۴۰ توسعه پیدا نمود.

در این فرایند عمل جوشکاری توسط حرارت ناشی از قوس الکتریکی ما بین یک الکترود مصرف نشدنی از جنس تنگستن (یا آلیاژ آن) و قطعه کار صورت می‌پذیرد. الکترود، قوس الکتریکی و منطقه حوضچه مذاب توسط یک گاز محافظ (آرگون، هلیم، مخلوط هر دو گاز و یا مخلوط هر یک از دو گاز با گاز هیدروژن) در برابر اتمسفر محافظت می‌شود. استفاده از گازهای آرگون و هلیم به علت خاصیت خنثی بودن این گازها می‌باشد.گازهای خنثی با عناصر دیگر قابلیت واکنش ندارند پس به منظور حذف گازهای فعال مانند اکسیژن و نیتروژن از اطراف قوس و حوضچه مذاب، اکسیدها و نیتریدهای فلزی (Porosity)ایده آل می‌باشند بدین ترتیب می‌توان از شکل گرفتن تخلخلهای گازی جلوگیری نمود. تخلخلهای گازی، اکسیدها و نیتریدهای فلزی، عیوبی هستند که باعث کاهش خواص مکانیکی جوش از جمله مقامت به ضربه و استحکام کششی می‌شوند.

قوس الکتریکی یک منبع حرارتی است که در اکثر فرایندهای جوشکاری از آن استفاده می‌شود .به دلیل اینکه تولید آن ساده و ارزان بوده و انرژی حرارتی آن نسبت به سایر منابع دیگر بالاتر است، کاربرد گسترده‌ای دارد.
قوس، تخلیه بار الکتریکی بین دو الکترود در توده‌ای از گاز یونیزه شده‌است . این توده گاز، هادی جریان الکتریسیته می‌باشد یعنی جریان الکتریکی بوسیله این گاز هادی شده، عبور می‌کتد و یک حوزه حرارتی را تشکیل می‌دهد. در جوشکاری با الکترودهای پوشش دار ایجاد توده گاز یا پلاسما ممکن است در اثر تجزیه عناصر موجود در پوشش الکترود باشد . در پوشش الکترودها عناصری وجود دارد از قبیل سدیم و پتاسیم که ولتاژ یونیزاسیون این عناصر پایین است به عبارت دیگر با انرژی کمتری یونیزه می‌شوند.هنگام تماس الکترود با قطعه کار یک اتصال کوتاه رخ داده و مقداری انرژی حرارتی تولید نی گردد بنابراین جزئی از سدیم یا پتاسیم موجود در پوشش الکترود یونیزه شده و با دور کردن الکترود از قطعه کار به ترتیب اولین، دومین، سومین، وn امین اتم سدیم یا پتاسیم یونیزه می‌شوند .
در این حالت مقدار بیشتری انرژی حرارتی تولید می‌گردد که می‌تواند گازهای موجود در اتمسفر مثل اکسیژن و ازت را نیز تجزیه کرده و بعد یونیزه کند . بدین ترتیب می‌توان گفت در یک لحظه معین، در این محیط کوچک، احتمال وجود هر چهار شکل ذره (مولکول، اتم، یون و الکترون ) وجود دارد که جهت حرکت الکترونها از قطب منفی به قطب مثبت و جهت حرکت یونها از قطب مثبت به قطب منفی است .

مولکولها و اتمها نیز جهت حرکت مشخصی ندارند ولی بدلیل اینکه در یک محیط پر انرژی قرار دارند، تحرک و شتاب زیادی دارند در نتیجه انرژی حرارتی تولید شده در قوس در اثر دو عامل است : اول اینکه الکترونها در هنگام حرکت، انرژی خود را به انرژی حرارتی تبدیل می‌کنند و دوم اینکه در اثر تصادم این ذرات با یکدیگر مقداری انرژی تولید می‌گردد و در نهایت در قوس الکتریکی در فشار یک اتمسفر درجه حرارتی حدود ۶۰۰۰ درجه سانتیگراد (در بخار آهن) تا ۲۰۰۰۰ درجه سانتیگراد (برای قوس تنگستن) ایجاد می‌شود

عیوب متداول در جوشکاری

  • ناخالصی تنگستن (Tungestan Inclusion)

زمانی که از تکنیکهای نا مناسب جوشکاری استفاده شود احتمال حبس ذرات تنگستن در فلز جوش وجود دارد. علل اصلی بوجود آمدن این عیب عبارتند از:

  • تماس نوک الکترود تنگستن با حوضچه مذاب .
  • تماس سیم جوش با الکترود تنگستن داغ .
  • عبور شدت جریان بیش از اندازه از الکترود تنگستن .
  • آلوده شدن نوک الکترود از طریق جرقه‌های ساتع شده از حوضچه مذاب .
  • زیاد بودن طول موثر الکترود (فاصله نوک الکترود تا کولت) که موجب داغ شدن بیش از حد الکترود می‌شود.
  • ناکافی بودن دبی گاز محافظ یا وزش باد در محیط جوشکاری و در نتیجه اکسید شدن نوک الکترود .
  • نامر غوب بودن الکترود تنگستن .
  • استفاده از گاز محافظ نامناسب مانند آرگون + CO2

گالوانیزه‌کردن

گالوانیزاسیون (به فرانسوی: Galvanisation) یکی از روش‌های محافظت از خوردگی با ایجاد خوردگی گالوانیکآند فدایی در سری گالوانیک (معمولاً روی) انجام می‌شود. در این حالت پوشش خورده شده و فلز مادر محافظت می‌شود. این فرآیند نوع خاصی از حفاظت گالوانیکی است. میزان مقاومت پوشش متناسب با ضخامت آن است. این روش یکی از اقتصادی‌ترین روش‌های محافظت فولادها در محیط‌های خورنده است. است که توسط پوشاندن فلز مادر توسط لایه‌ای از فلز محافظ بصورت

این فرآیند به نام لویجی گالوانی دانشمند ایتالیایی نامگذاری شده‌است.

 ابزار لوله كشي ونحوه استفاده از آن ها

در لوله كشي ساختمان علاوه بر آچارهاي معمولي نظير انبر دست آچار تخت و رينگي چكش و غيره ابزار نيز كار برد دارند كه به شرح زير مي باشند:
1- آچار لوله گير: اين وسيله جزء وسايل اوليه و حتمي در لوله كشي مي باشد بعلت حالت خاص دهانه اين آچار در صورتيكه جهت گردش آن صحيح باشد دهانه دور لوله قفل شده و هر نوع لوله را به راحتي باز يا بسته ميكند.جهت صحيح گردش آچار لوله گير از طرف انتهاي دسته آچار بطرف دهانه در جهت گردش عقربه ساعت باعث بسته شدن لوله در اتصال ميگردد.
2- آچار شلاقي: اين نوع آچار نيز در لوله كشي كاربرد داشته و شبيه به آچار لوله عمل مينمايد.
3- آچار زنجيري: اين آچار نيز مانند آچار لوله گير و شلاقي براي باز و بسته كردن لوله بكار مي رود و فرق آن با آچار لوله گير در اين است كه لوله هاي با قطر بزرگ را نيز ميتوان با آن باز و بسته نمود.جهت گردش صحيح اين آچار نيز شبيه آچار لوله گير مي باشد.
4- انبر دست قفلي: اين ابزار نيز در لوله كشي براي لوله هاي باريك وسيله مناسبي مي باشد. با اين تفاوت كه دهان آن حالتي دارد كه مانند گيره نيز عمل ميكند و لوله يا قسمت مورد كار را بين دو تيغه دهانه آن نگه ميدارد.

انواع کاغذ و مقوای مصرفی در چاپ

کاغذ روزنامه News Printکاغذی ارزان قیمت که به شکل رول و ورق یافت می شود . قدرت جذب بالا داشته و معمولا برای چاپ روزنامه با ماشین افست و لترپرس استفاده می شود.
گرماژ معمول : 50 گرم

کاغذ تحریر Writing Paper
کاغذهایی که معمولا برای چاپ به روش افست و برای تهیه سربرگ از آنها استفاده می شود و برای نوشتن با خودکار مناسب است.
گرماژ معمول : از 70 تا 100 گرم

کاغذ گلاسه مات و براق Coated Paper & Board - Matt & Glossy
کاغذهای با پوشش براق یا مات که در چاپ های رنگی کیفیت خوبی می دهند. پوشش صاف و یکنواخت ای نوع کاغذ باعث شده تا گاهی به آن Surface Paper نیز اطلاق شود.
گرماژ معمول: از 90 تا 300 گرمی

کاغذ خود کپی Carbonless Paper
کاغذی با پوشش شیمیایی که شبیه به کاربن عمل می کند و یک کپی از نوشته های دست نویس را روی صفحه بعدی انتقال می دهد. این نوع کاغذ به نام NCR نیز معروف است.
گرماژ معمول: از 40 تا 240 گرمی

کاغذ انجیلی Bible Paper
کاغذی بسیار نازک که معمولا برای چاپ کتاب های قطور و ارزشمند استفاده می شود. این نوع کاغد به دلیل استفاده در چاپ انجیل به کاغذ انجیلی و همچنین کاغذ هندی India Paper نیز معروف است.

مقوای کارتی Index Board
مقوایی در رنگهای متنوع . از این نوع مقوا برای جدا سازی بخش های مطالب در زونکن و از نوع مرغوب آن نیز گاهی برای چاپ کارت ویزیت استفاده می شود.

مقوای پشت طوسی Gray Back Board
نوعی مقوا با گرم های متنوع که یک طرف آن سفید است. از این نوع مقوا در چاپ جعبه و بسته بندی های مختلف استفاده می گردد.
گرماژ معمول: از 200 تا 300 گرمی

مقوای پشت کرم یا زرد
این نوع مقوا که کیفیتی بالا تر از مقوای پشت طوسی دارد معمولا در ساخت جعبه های دارویی و بهداشتی بکار می رود.
گرماژ معمول: از 200 تا 300 گرمی

کاغذ و مقوای فانتزی
آنچه در بازار ایران به نام مقوای فانتزی نامیده می شود طیف وسیعی دارد که شامل مقواهایی با بافت های مختلف و تنوع رنگی بسیار است.
گرماژ معمول: از 120 تا 250 گرمی
کاغذ پلاستیکی
نوعی کاغذ از ترکیبات پلاستیک که چاپ افست به خوبی روی آن انجام می شود. بسیلر مقاوم بوده به طوری که با دست پاره نمی شود. از نوع چسبدار در لیبل محصولات استفاده می کنند.
گرماژ معمول: از 250 تا 300 گرمی
کاغذ پشت چسبدار
این نوع کاغذ که در نوع مات و براق وجود دارد در ابعاد 70*50 در بازار یافت می شود و چاپ افست به خوبی روی آن صورت می گیرد.
اختصارات روی جعبه ها :
MG Machine Glazed کاغذ یک روی براق
MC Machine Coated کاغذ اندود شده
MF Machine Finish کاغذ پرداخت شده
ES Engine Sized کاغذ آهار خورده
SC Super Calendered کاغذ بسیار صاف

کاغذ کرافت یا کاهی Kraft Paper
این نوع کاغذ که از خمیر چوب سولفاته تهیه شده به رنگ قهوه ای کم رنگ است و نسبتا مقاوم. از کاغذ کرافت برای بسته بندی و گاهی در کارهای فانتزی متفاوت چون پوستر و . . . استفاده می شود.

کاغذ غیر قابل نسخه برداری
این نوع کاغذ تمام نور دستگاه های کپی را جذب کرده و نوری منعکس نمی کند. معمولا این کاغذ ها به رنگ قرمز هستند.


این وبلاگ برای گسترش یادگیری درس حرفه و فن برای دانش آموزان گرد آوری می شود جهت ارتباط با اینجانب در قسمت نظرات نظر دهید با تشکر

 

خاقانی

خاقانی، الهام بخش شعر شاعران


خاقانی  در قرن ششم می زیسته ، پدرش مردی مسلمان و مادرش  زنی مسیحی بوده ،  و سپس مسلمان شده وعموی خاقانی نیز  در جایگاه علمی   در عصر خویش بوده، و یکی از انگیزه ها و دلایل پیشرفت خاقانی ، در علم ، دانش و هنر مدیون،  دعای خیر مادرش و  رهنمود های خانواده اش  بخصوص عمویش است.


خاقانی در قرن ششم می زیسته ، پدرش مردی مسلمان و مادرش  زنی مسیحی بوده ،  و سپس مسلمان شده وعموی خاقانی نیز  در جایگاه علمی  در عصر خویش بوده ،ویکی از انگیزه ها و دلایل پیشرفت خاقانی در علم ،دانش و هنر مدیون دعای خیر مادرش و  رهنمود های خانواده اش  بخصوص عموی خویش است .

 اختصاصات شعری خاقانی

شیوه سرایش این شاعر قرن ششم به نوعی است که بسیاری از شاعران بزرگ حتی  سعدی  در قرن هفتم و حافظ در قرن هشتم از او الهام گرفتند، در خصوص اشعار خاقانی بایست گفت :درک برخی مفاهیم و مضامین ابیات این شاعر بزرگ تا حدی برای  فهم عامه مردم عصر خویش  ونسل های بعدی دشوار بوده، به جهت اینکه خاقانی  زبان تخصصی  در علوم مختلف را در حوزه  ادبیات بکار برده،واین شیوه سرایش  شعر، کمتر مرسوم  نزد شاعران بوده واو نوعی سنت شکنی در حوزه شعر پارسی نموده ، وسعی نموده دامنه شعر را گسترده نماید ،اما این گستردگی  علوم و پراکندگی کلمات می تواند  به شیوایی وانسجام  شعر  لطمه وارد سازد، لذا او علیرغم مهارتهای کلامی وسیطره  بسیار قوی که در علوم زمانه دارد، به سختی می تواند با مخاطبین  عامه خود ارتباط برقرار کند ،به نظر می رسد، علاوه بر دشواری لغات  و پیجیدگی معنا ، گاهی موسیقی کلمات نیز، یعنی آن  آهنگی ، که در هر واژه نهفته است ، بخوبی شنیده نمی شود، و حتی مخاطب عامه او  در خواندن شعرش  در فراز وفرود ها دچار تردید می شود، و شعر او را گاهی خشک وسخت می پندارد، و آن حلاوت  در شعرش کمتر مشاهده می شود،  و این امر  باعث شده شیوایی شعرش عامه پسند نباشد ، معمولا شاعران علاوه بر ظاهر و باطن شعر به موسیقی ابیات واشعار توجه می کنند،و این موسیقی واژگان است، که  بر طراوت وتازگی ونشاط شعر و فراز و فرود های  کلمات می افزاید .

 به نظر می رسد ،هدف نهایی خاقانی از سرایش شعر نوعی تعلیم و تربیت  و آموزش فرهنگی در  اصول واساس و ارکان واجزای  وبکار گیری علوم  مختلف در جوهر شعر برای اهل فن است ،که صرفا  کاربرد آن برای  شاعران در نظر گرفته شده ، چون خاقانی عملا در  شعرش نوعی یادگیری علوم   وآموزش شعر  و دوره  های  باز آموزی  برای اهل فن گذاشته و این ارائه هنر  عامه  پسند  نیست، لذا  نمی بایست  انتظار  داشت ، که کارش  با توفیق و استقبال همگان مواجه گردد .

شعر مجموعه ای از بیان احساس شاعر است،  که با بکار گرفتن  آرایه ها و صنایع ادبی در قالب بحور مختلف و وزن  ،  قافیه ،  آهنگ وترنم شعر زبیا می شود ، البته بایست توجه داشت  که اشعار خاقانی همگی آن  دشواری در درک وفهم وسختی را ندارد،  لیکن شعر او نیاز مبرم به ترجمان توسط اهل فن دارد،  و از این جهت این شاعر بزرگ پارسی گو آن جایگاه که می بایست،   نزد مردم عامه را کسب نماید، نمی یابد، اما بزرگان شعر از او بسیار  الهام می گیرند.

خاقانی شاعر قرن ششم در سرایش شعر غزل ،قصیده ،رباعی ،قطعه ، مثنوی وسایر شیوه های شعر ، یکی از اساتید بزرگ ،  وبه نام  در هنر شعر وشاعری است و شهرت او از مرزهای زمان ومکان  نیز فراتر رفته  او هم عصر نظامی بوده وحتی بعد از وفاتش نظامی برای او به جهت انس وعلاقه و مودتی که داشت ،در رثایش شعری سروده  که جایگاه و مقام و منزلت او را مشخص می سازد.

دریغا من شدم ،آخر دریغاگوی خاقانی / به خود گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد.

خاقانی بقدری در شعر مهارت و استادی داشته،  که استاد غزل حافظ شیرازی که از نوابغ شعرشاعران پارسی گو است ، از او الهام واقتباس گرفته،  این بیت زیر ابتدا توسط خاقانی در قرن ششم و سپس توسط حافظ در قرن هشتم سروده شده:

ما ،را شکار کرد و بیفکند و بر نداشت / دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت (خاقانی )

بشکست عهد و از غم ما هیچ غم نداشت /دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت ؟(حافظ )

در خصوص اشعار خاقانی بایست گفت ، درک برخی مفاهیم ومضامین ابیات این شاعر بزرگ تا حدی برای درک عامه مردم عصر خویش و نسل های بعدی دشوار بوده، به جهت اینکه خاقانی زبان تخصصی در علوم مختلف را در حوزه ادبیات بکار برده واین شیوه سرایش کمتر مرسوم نزد شاعران بوده و او نوعی سنت شکنی در حوزه شعر پارسی نموده وسعی نموده دامنه شعر را گسترده نماید.

اگر به مجموعه اشعار خاقانی در غزل ،قصیده ،رباعی ،قطعه، ترکیب بند، ترجیع بند نگاه کنیم از نظر کمیت تعداد ابیات او قابل تحسین است و نگاه خاقانی ابتدا به لفظ و ظاهر شعر بوده وسپس به باطن ومفهوم بوده آن. در ابیات خود سعی نموده مهارت های خاصی که در سایر علوم زمانه خویش داشته از جمله: فلسفه ، طب ، الهیات،  زبان عربی، عرفان، ادیان و نجوم را به نوعی در شعرش بکارگیرد و  سبک وسیاق شعرش گاهی با کلمات دشواری همراه است که  عامه پسند عصر خویش نمی باشد چون شرح ابیاتش گاهی با دشواری انجام می شود به جهت اینکه مخاطب در برخی موضوعات دچار تردید می شود که منظور نظر خاقانی چیست و کیست. لذا شیوه شعرش در نظر قشر عامه عصر خویش با ابهام وایهام است ،  لذا به جهت استادی و مهارتی که او داشته شعرش در حوزه اهل فن دارای ارزش ومنزلت خاصی است،  و  جایگاه وِیژه نزد شاعران هم عصر و بعد از خویش داشته  تخلص شعریش در غزل همان خاقانی است،که گاهی در بیت آخر وگاهی نیز در بیت قبل از آخر بکار رفته .

خاقانی در قصیده وقطعه نیز  اشعاری کاملا  قوی به زبان عربی سروده ،  و این امر بیانگر مهارت شاعر را در هنر سخنوری وشعری است،   که به غیر از زبان پارسی که صاحب سبک ونظر است در زبان عربی نیز خودرا با شاعران عرب زبان  می آزماید

استاد بدیع الزمان فروانفر، که از اساتید بزرگ در عصر معاصر است،  در جایگاه ومقام ومنزلت خاقانی می گوید«می‌توان گفت که بسیاری اطلاع و احاطه خاقانی بر لغات عربی و فارسی و اصطلاحات فلاسفه و اطبا و دقت ادبی او در ترکیب الفاظ سبب پوشیدگی آرا و افکار ساده وی گردیده، چندان که گمان می‌رود مضامین ابیاتش نیز سراسر پیچیده و فکر او از حد طبیعی بیرون است، و این خیال اگر هم در قسمتی از ابیات او با واقع مطابقت کند ولی در بسیاری از آن با حقیقت سازگار نیاید»

از مهمترین آثار خاقانی  تحفه العراقین است ،که در قالب مثنوی سروده شده، و  بیش از سه هزار بیت از او باقی است و زمان سرایش این مثنوی  حوالی سال 550 است ،یعنی حدود یکصد و پنج سال قبل از اینکه بوستان سعدی به شیوه مثنوی سرایش شود ،چرا که سعدی شیرازی در سال 655 بوستان را به اتمام رسانده  وگلستان را سعدی  در قالب نظم ونثر در 656 نگارش  نموده است .

یاد  خاقانی این شاعر بزرگ قرن ششم که الحق استاد  بسیاری از  شاعران در قرون بعدی است  گرامی باد

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان 

ایوان مدائن را آیینه ء عبرت دان 

یک ره ز لب دجله منزل بمدائن کن 

وز دیده دوم دجله برخاک مدائن ران 

خود دجله چنان گرید صد دجله ء خون گوئی 

کز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان 

بینی که لب دجله چون کف بدهان آرد

گوئی ز تف آهش لب آبله زد چندان

از آتش حسرت بین بریان جگر دجله

خود آب شنیدستی کاتش کندش بریان 

بر دجله گری نونو وزدیده زکاتش ده 

گر چه لب دریا هست از دجله زکاة استان 

گر دجله در آموزد باد لب و سوز دل 

نیمی شود افسرده نیمی شود آتشدان

 

خاقانی لفظ‌گرا و مضمون‌پرداز است و سبک بغرنج و دیریابی دارد. از نظر گرایش به سخنوری و مراعات‌های لفظی و بیان شکوهنمند مطنطن شبییه به کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی است. ولی پیچیدگی شعر کمال‌الدین کمتر از شعر اوست. قسمت اعظم شعر خاقانی را می‌توان نظم هنرمندانه به حساب آورد. عاطفه و احساس، جز در مرتبه‌های دلسوز و دلنشینی که سروده است، رنگ و خصلت غالب شعر او نیست.

تاثیر هنر خاقانی بر حافظ با آنکه نامحسوس است. مسلم است و به شهادت مضامین و تعابیر مشابه و غزلیات هموزن و قافیه‌ای که حافظ با او دارد، می‌توان به قطع و یقین حکم کرد که حافظ به دیوان خاقانی نظر داشته است. این نیز مسلم است که سبک تو درتوی لغزگونه او را چندان خوش نمی‌داشته، به همین مناسبت تأثیر خاقانی بر او هرگز به پایه و میزان تأثیر کمال‌الدین اسماعیل و خواجو و سعدی نمی‌رسد، بلکه مشابه با تاثیر انوری و حداکثر برابر با تأثیر سنائی است

 

مسابقه ی علمی عربی پایه دوم علوم انسانی و ریاضی تجربی

                                       باسمه تعالی

 سلام علیکم

   گروه اموزشی عربی ناحیه 1 کرج در نظر دارد به منظور ایجاد رقابت سالم بین دانش اموزان مسابقه ای از کتاب عربی سال دوم ادبیات و علوم انسانی از ابتدای کتاب تا پایان درس۱۱و دوم ریاضی تجربی تا پایان درس ۶ برگزار نماید لذا مستدعی است مدیران محترم پس از برگزاری امتحان در سطح مدرسه

اسامی ۵ نفر از دانش آموزان سوم ریاضی تجربی و ۳نفر از دانش آموزان ادبیات و علوم انسانی برگزیده را تا مورخه ۲۰/1۱/90 به کارشناسی تکنولوژی و گروههای  

آموزشی ارسال نمایند . زمان برگزاری مسابقه در سطح ناحیه روز یکشنبه ۷/۱۲/1390 ساعت ۹

صبح میباشد داشتن رضایت نامه برای دانش آموزان به همراه نماینده ای از طرف مدرسه در روز آزمون الزامی است.

 زمان و مکان مرحله استانی و اسامی برگزیدگان  متعاقبا به اطلاع رسانده می شود

  مکان : کرج خیابان فروغی پژوهشگاه معلم 

ابن فارض

       

ابن فارض

جناب استاد حاج شیخ عبدالقائم شوشتری مکرر قضیه تحول و دگر گونی مرحوم ابن فارض را اشاره می نمودند ایشان می فرمودند مرحوم ابو حفص عمربن الفارض الاندلسی از عرفا و شعرای بزرگ عرب زبان است آغاز کار او چنین شروع می شود او می گوید کنار حوزه علمیه قاهره پیرمردی را دیدم که وضو می گیرد ولی وضوی او شرعاً باطل است از این رو به او گفتم ای پیرمرد از خدا خجالت نمی کشی که در این سن و سال هنوز وضو گرفتن بلد نیستی او برگشت و نگاه عمیقی به من کرد وگفت آنچه را تو در طلبش هستی در مصر پیدا نمی شودپرسیدم مگر در مصر دنبال چه هستم فرمود :تو در طلب انسان کامل هستی ولی آن انسان کامل ساکن مکه است اینک با حجاج بیت الله الحرام به مکه برو او را پیدا خواهی نمودو ضمناً بر اساس فقه تشیع بوده و در نظر من آن وضو باطل بوده است گفتم همه ی کاروان های حج رفته اند و من از قافله ها بازمانده ام و وقت تا اعمال حج کم است . گفت میخواهی الان تو را با طی الارض ببرم

من که هیچ وقت طی الارض نکرده بودم ، با اشتیاق تمام پذیرفتم ، سپس بازوی مرا گرفت و گفت :بسم الله الرحمن الرحیم هنا میقات (اینجا میقات است )من دیدم بلافاصله در میقات جحفه هستم به من گفت : برو احرام تهیه کن و مقداری پول نیز به من هدیه کرد من یک احرام خریدم و رسماً محرم حج تمتع شدم . تلبیه خودم را گفتم اللهم لبیک ...

دو مرتبه بازوی مرا گرفت آماده تشرف به مکه شو و چون دیر آمده ای وقت تنگ است ، این بخش راه را هم با طی الارض می رویم بلافاصله کنار مسجدالحرام حاضر شدیم.او به من گفت:«برادر ایمانی،خداحافظ، استقامت داشته باش و تا دستت به انسان کامل نرسیده، برنگرد».

  ابن فارض پانزده سال در مکه ماند، اشعاری بسیار زیبا در مناجات با رب الارباب،قاضی الحاجات حضرت حق گفته بود.سحرها جارچیان اشعار وی را خوش صدا از مناره های مسجد الحرام می خواندند و بر شور و حال زوار می افزودند. از عارف سوخته دل، دو دیوان باقی مانده،آن هم پر از اشعار عرفانی و عشقی است.از قصاید مهم او، قصیدهٔ تاىٔیه و یکی هم قصیدهٔ یاىٔیه است که مورد توجه بسیاری از بزرگان بوده است و برخی از علما نیز شرح هایی بر این قصیده ها نگاشته اند.بعد از پانزده سال فراق و دوری از وطن، انسان کامل که مظهر جمال و جلال خداست در آن عصر و این عصر، حضرت حجة ابن الحسن المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)می باشد را ملاقات کرد و نزد مردم به این مهم تصریح نکرد . فقط در اواخر عمر به فرزندش گفت:«ای فرزند این قصه رامن الان دارم برای شما نقل می کنم و فصدم این است که بگویم عارفان قضایای عجیب و اسرار آمیزی دارند».

می گوید: بالاخره در جریان مکه آن پیر را پس از پانزده سال ملاقات نمودم و لختی با او سخن گفتم و گلایه نمودم.او گفت:«احسنت! حال که موفق شدی این فیض بر تو مبارک است.اکنون وقت بازگشت به مصر است». و دوباره بازویم را گرفت و گفت:«هنا قاهره» و بعد به من وصیت کرد و گفت:«مرگم نزدیک شده است، نشانی من فلان محلهٔ فقیر نشین مصر است ، پنج الی شش نفر بیشتر مرا نمی شناسند، وقتی من مردم فقط این چند نفر را خبر کن و مرا در پشت فلان تپه دفن نما.قبل از دفن من پیر منوری از قله کوه سرازیر خواهد شد.نماز دفن مرا به او واگذار نمایید».و همین طور هم شد و این پیر عزیز خیلی زود از دست مارفت و ما هم طبق وصیت او عمل نمودیم.

 

انجام مسابقه از کتاب علوم اجتماعی سال چهارم دبیرستان

    

                                                                باسمه تعالی

 سلام علیکم

   گروه اموزشی علوم اجتماعی ناحیه 1 کرج در نظر دارد به منظور ایجاد رقابت سالم بین دانش اموزا ن

   مسابقه ای از کتاب علوم اجتماعی سال چهارم ادبیات و علوم انسانی از ابتدای کتاب تا پایان---

درس دهم برگزار نماید لذا مستدعی است مدیران محترم پس از برگزاری امتحان در سطح مدرسه

اسامی 3 نفر از دانش آموزان برگزیده را تا مورخه 25/10/90 به کارشناسی تکنولوژی و گروههای  

آموزشی ارسال نمایند . زمان برگزاری مسابقه در سطح ناحیه روز یکشنبه 16/11/1390 ساعت 10

صبح میباشد . زمان ومکان مسابقه ی استانی متعابقا به نفرات برگزیده و مدارس انها اعلام خواهد شد .

 

داشتن رضایت نامه برای دانش آموزان به همراه نماینده ای از طرف مدرسه در روز آزمون الزامی است.

 

  مکان : کرج خیابان فروغی پژوهشگاه معلم      

۶۰ اقتصاددان برتر دنیا

۶۰ اقتصاددان برتر دنیا

Rank

Author

Score

1

Andrei Shleifer

3.01

2

Joseph E. Stiglitz

3.58

3

James J. Heckman

3.67

4

Robert J. Barro

3.91

5

Robert E. Lucas Jr.

6.23

6

Peter C. B. Phillips

7.22

7

Daron Acemoglu

8.74

8

Martin S. Feldstein

9.86

9

Jean Tirole

11.03

10

Edward C. Prescott

14.38

11

Olivier Blanchard

14.72

12

Kenneth S Rogoff

16.01

13

Mark L. Gertler

16.26

14

Christopher F Baum

19.48

15

Paul R. Krugman

19.84

16

Thomas J. Sargent

20.24

17

John Y. Campbell

21.28

18

Lawrence H. Summers

21.7

19

Nicholas Cox

23.19

20

Barry Julian Eichengreen

23.63

21

Ross Levine

24.05

22

N. Gregory Mankiw

24.78

23

Ben S. Bernanke

25.1

24

Robert Ernest Hall

25.69

25

Elhanan Helpman

26.07

26

Gary S. Becker

26.54

27

Robert W. Vishny

27.75

28

David E. Card

27.85

29

Maurice Obstfeld

27.88

30

Michael Woodford

28.6

31

James H. Stock

28.61

32

Peter Nijkamp

28.79

33

Stephen J Turnovsky

29.61

34

Lars E. O. Svensson

30.28

35

Alberto Alesina

32.88

36

Alan B. Krueger

33.12

37

Jeffrey Alexander Frankel

33.17

38

Richard Blundell

33.72

39

Lawrence J. Christiano

37.79

40

Jordi Gali

38.16

41

James Poterba

38.57

42

Edward Ludwig Glaeser

39.91

43

Robert G. King

42.65

44

Jean-Jacques Laffont †

۴۳٫۲۵

۴۵

M Hashem Pesaran

45.82

46

John B. Taylor

46.48

47

Richard B. Freeman

46.61

48

Raghuram G. Rajan

46.7

49

Bennett McCallum

48.07

50

Donald W. K. Andrews

48.22

51

Carmen M. Reinhart

48.35

52

Martin Eichenbaum

49.21

53

Lawrence F. Katz

50.63

54

Angus S. Deaton

50.68

55

Martin Ravallion

52.35

56

Robert F. Engle

52.55

57

Christopher Sims

54.66

58

Dani Rodrik

54.76

59

Robert J. Gordon

55.39

60

Paul Michael Romer

 

معرفی کتاب) اقتصاد ریاضی : روشها و کاربرد(ها

معرفی کتاب) اقتصاد ریاضی : روشها و کاربرد(ها

نویسنده :  دکتر علی سوری            انتشارات سمت

 چاپ : پنجم ، ۱۳۹۰

تعداد صفحه : ۵۳۲

 شابک : ٣-١۴١-۵٣٠-٩۶۴-٩٧٨

قیمت : ۷۲۰۰۰ ریال

مقدمه

درس اقتصاد ریاضی از جمله دروس رشته اقتصاد است که دامنه وسیعی از مباحث اقتصادی را شامل می شود. از این رو تنظیم کتابی که بتواند نیازهای این درس را تأمین نماید اگر غیر ممکن نباشد ولی بسیار دشوار است . بدین منظور در تدوین این کتاب سعی شده تا آنچه که مو رد نیاز دانشجویان اقتصاد است ، گردآوری شود . از طرف دیگر با توجه به اینکه درس اقتصاد ریاضی به برخی از مباحث ریاضی نیاز دارد، لذا سعی شده تا در هر مبحثی، ابتدا روشهای ریاضی آن تا حد مقدور ارائه گردد . همچنین مباحثی که امکان ارائه مستقیم آنها در متن کتاب وجود ن دارد، در ضمیمة پایانی ارائه شده اند . از طرف دیگر مطالب کتاب به گونه ای تنظیم شده تا توالی مباحث حفظ شود و هر فصل بتواند نیازهای فصول بعدی را برآورده سازد.

مطالب این کتاب برای دوره کارشناسی و بالاتر تنظیم شده است . بدین منظور فصول اول، چهارم، پنجم، ششم، سیزدهم، چهاردهم و شانزدهم و همچنین برخی از قسمتهای فصول دوم و سوم می تواند نیازهای درس اقتصاد ریاضی دورة کارشناسی را برطرف کند . هرچند که در این فصول می توان برخی مباحث را برای دورة کارشناسی حذف نمود، اما فصلهای دیگر کتاب متناسب با دوره های کارشناسی ارشد و بالاتر از آن است.

بخش اول کتاب شامل مباحثی از تعادل و تحلیلهای ایستا و پویاست و در آن فصل اول راجع به تعادل و تحلیل ایستای مقایسه ای در سطوح خرد و کلان می باشد . هرچند که دانشجویان اقتصاد با این بحث آشنایی دارند ولی سعی شده تا ب ا ارائه مثالهای عددی جزئیات بیشتری از این مباحث ارائه گردد . دو فصل بعدی این بخش اختصاص به تحلیلهای پویا دارد . تحلیلهای پویا هم به صورت زمان پیوسته و هم به صورت زمان ناپیوسته هستند که به ترتیب در فصو ل دوم و سوم مورد بررسی قرار گرفته اند. در این دو فصل کاربردهای متنوعی از تحلیلهای پویا ارائه شده است.

بهینه یابی یکی دیگر از روشهای اساسی مورد استفاده در اقتصاد است که دامنه وسیعی از مباحث اقتصادی را شامل می شود . بخش دوم، سوم و چهارم این کتاب به مباحث بهینه یابی اختصاص دارد . بهینه یابی در دو سطح ایستا و پویا مطرح می شود که بخش دوم راجع به بهینه یابی ایستا و بخش سوم راجع به بهینه یابی پویاست . در این دو بخش در مورد آن نوع از بهینه یابی بحث می کنیم که در آن یک تصمیم گیرنده وجود دارد و به عبارت دیگر تصمیمات افراد، مستقل از هم است. بهینه یابی ایستا در فصول چهارم، پنجم، ششم و هفتم ارائه شده است که مباحثی مانند بهینه یابی غیر مقید، بهینه یابی مقید و بهینه یابی غیر خطی را دربر می گیرد . بهینه یابی پویا نیز در فصول هشتم، نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم ارائه می شود که مباحثی مانند مفاهیم بهینه یابی پویا، روش حساب تغییرات، نظریه کنترل بهینه و … را دارد.

بخش چهارم به نظریه بازیها اختصاص دارد . نظریه بازیها نوعی از بهینه یابی ایستا و پویاست که در آن تصمیمات افراد مستقل از هم نیست . در این بخش، فصل سیزدهم راجع به مبانی و فروض نظریه باز یها و فص ول چهاردهم و پانزدهم نیز به ترتیب راجع به بازیهای ایستا و پویاست.

بخش پنجم به جدول داده  ستاده و کاربردهای آن می پردازد. جدول داده  ستاده یکی از روشهای تحلیل اقتصادی است که جایگاه ویژ ه ای دارد. در اینجا دو فصل به این موضوع اختصاص داده شده است. فصل شانزدهم راجع به کلیات جدول داده  ستاده و روابط بین اجزای آن است. در فصل هفدهم نیز برخی کاربردهای مهم جدول داده  ستاده ارائه شده است.

شرح :

این کتاب برای دانشجویان رشته اقتصاد در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان منبع اصلی درس «اقتصاد ریاضی» به ارزش ٣ واحد در هر مقطع تدوین شده است.

فهرست :
مقدمه

بخش اول: تعادل و تحلیلهای ایستا و پویا

فصل اول: تعادل و تحلیل ایستا
فصل دوم: تحلیل پویا با زمان ناپیوسته (معادلات تفاضلی و کاربردها)
فصل سوم تحلیل پویا با زمان پیوسته (معادلات دیفرانسیل و کاربردها)

بخش دوم: بهینه‌یابی ایستا

فصل چهارم: بهینه‌یابی غیر مقید
فصل پنجم: بهینه‌یابی مقید با محدودیتهای مساوی
فصل ششم: بهینه‌یابی غیر خطی(بهینه‌یابی مقید با محدودیتهای نامساوی)
فصل هفتم: توابع ارزش و قضیه پوش

بخش سوم: بهینه یابی پویا

فصل هشتم: بهینه‌یابی پویا: مفاهیم و روشها
فصل نهم: حساب تغییرات
فصل دهم: نظریه کنترل بهینه
فصل یازدهم: تعمیم نظریه کنترل بهینه (حالتهای چندمتغیره و دوره زمانی نامحدود)
فصل دوازدهم: نظریه کنترل بهینه مقید

بخش چهارم: نظریه بازیها

فصل سیزدهم: نظریه بازیها: مفاهیم و فروض
فصل چهاردهم: نظریه بازیهای ایستا با اطلاعات کامل
فصل پانزدهم: بازیهای پویا با اطلاعات کامل

بخش پنجم: جدول داده-ستاده و کاربردهای آن

فصل شانزدهم: جدول داده-ستاده
فصل هفدهم: کاربردهای جدول داده-ستاده

ضمایم

کتابنامه

واژه‌نامه

نمایه

 

کتب اقتصاد خرد

کتب اقتصاد خرد

 

Microeconomic_Theory_-_Mas-Colell.pdf

Advanced Microeconomic Theory Jehle and Reny, Second Ed.pdf

Nicholson – Microeconomic Theory.pdf

Varian – Microeconomic Analysis.pdf

Varian – Microeconomic Analysis SOLUTIONS.pdf

Microeconomic Theory Solution Manual – Mas-Colell.pdf

Tisdell, C. and K. Hartley (2008) Microeconomic Policy — A New Perspective..pdf

Microeconomic for MBAs.pdf

souce, procedures and microeconomic effects of innovations.pdf

(Colell, Whinston, Green) Microeconomic Theory.pdf

BROWNING_ZUPAN_-_Microeconomic.rar

MICROECONOMIC REPORT 2008 presentation pearl fbrics.pptx

 

منبع :

http://www.eghtesad.info/Eg/wordpress/?p=1039

9 اصل علم اقتصاد

۹ اصل علم اقتصاد

 

در علم اقتصاد تعداد محدودی از نظریات وجود دارند که اهمیت بسیار زیادی دارند. مباحثی به نام های «اصول اقتصادها» یا «ده اندیشه بزرگ» یا «ده عامل مهم اقتصادی» در اکثر کتاب های مقدماتی اقتصادی وجود دارند.

 

 

 

در علم اقتصاد تعداد محدودی از نظریات وجود دارند که اهمیت بسیار زیادی دارند. مباحثی به نام های «اصول اقتصادها» یا «ده اندیشه بزرگ» یا «ده عامل مهم اقتصادی» در اکثر کتاب های مقدماتی اقتصادی وجود دارند. در اینجا من نسخه خود را بر اساس فصل ۱ کتاب ش«روش اقتصادی فکر کردن» ارائه می کنم.

۱) انسان ها عمل می کنند.

انسان ها برای خود هدف انتخاب می کنند و برای رسیدن به این اهداف یک مسیر انتخاب می کنند. برای مثال، یکی از اهداف شما برخورداری از تحصیلات مناسب عالیه است. گرفتن نمره ۱۰۰ در درس اقتصاد یکی از راه هایی است که برای رسیدن به این هدف در نظر گرفته اید. این امر همچنین شامل بسیاری از مسیرها و هدف های فرعی هم می شود. فرض کنید که یکی از اهداف شما گرفتن نمره ۱۰۰ در درس اقتصاد است. خواندن کتاب، انجام دادن تکالیف، حضور در کلاس، ملاقات با استاد و ملاقات با همکاران استاد همه راه های فرعی برای رسیدن به هدف هستند.

۲) هر کاری یک هزینه ای دارد.

وقتی شما کاری را انجام می دهید، فرصت انجام کارهای دیگر را از دست می دهید. به طور مثال، شما در حال حاضر دامنه وسیعی از انتخاب ها را پیش روی خود دارید. شما می توانید بخورید، بخوابید، کار کنید یا حتی با دوست خود صحبت کنید، اما شما به جای همه اینها خواندن این مطلب را انتخاب کرده اید. بهترین انتخاب بعدی شما در واقع هزینه ای می شود که برای خواندن این مطلب متحمل می شوید. اگر شما می خواهید در یک کلاس که هفته ای پنج ساعت است شرکت کنید و بهترین انتخاب بعدی شما این است که کار کنید و ساعتی ۸ دلار به دست آورید، آنگاه هزینه شرکت در کلاس مذکور، از دست دادن درآمد ۴۰ دلاری است (به طور خلاصه می توان گفت شرکت در کلاس برای شما ۴۰ دلار هزینه دارد). باید شنیده باشید که «هیچ چیز مجانی نمی شود»، در واقع حتی کالای مجانی هم واقعا مجانی نیستند. اگر شما نیم ساعت در یک صف برای پیتزای رایگان بایستید و از طرف دیگر امکان انجام کار با درآمد هر ساعت ۸ دلار را داشته باشید، آنگاه هزینه آن پیتزا برای شما از دست دادن آن ۴ دلار است.

۳) انسان ها به مشوق ها پاسخ می دهند.

مشوق ها در انسان ها انگیزه ایجاد می کنند. اگر هزینه کاری با بیشتر انجام دادن آن نزولی شود، انسان ها، برای کاهش هزینه، آن کار را بیشتر انجام می دهند و اگر هزینه صعودی باشد آن کار را کمتر انجام می دهند (قانون تقاضا). به طور مشابه انسان ها کاری را که پاداش بیشتری داشته باشد بیشتر از کاری که پاداش کمتر دارد، انجام می دهند (قانون عرضه). منظور از هزینه تعداد دلارهایی است که برای به دست آوردن چیزی باید پرداخت (برای مثال دو دلار برای یک فنجان قهوه). قیمت های بازار بر اساس تبادلات خریداران و فروشندگان به دست می آید.

۴) انسان ها بر اساس مقادیر نهایی تصمیم می گیرند.

انسان ها بده بستان می کنند. تحلیل های اقتصای سود محور است، به این معنی که هنگامی که انسان ها می خواهند تصمیم بگیرند، هزینه و منفعت کمی بیشتر و کمی کمتر از هر چیزی را حساب می کنند. شما معمولا یک تصمیم مطلق در مورد خوب یا بد بودن چیزی نمی گیرید. شما معمولا به این نتیجه نخواهید رسید که اقتصاد خواندن همیشه خوب است (وگرنه ۲۴ ساعت در روز مشغول خواندن اقتصاد بودید) یا همیشه بد است (وگر نه هرگز اقتصاد نمی خواندید). برای مثال شما هزینه اندکی بیشتر فیزیک خواندن را با منفعت اندکی بیشتر اقتصاد خواندن مقایسه می کنید. اصولا انسان ها کاری را انجام می دهند که فایده نهایی اش بیشتر از هزینه نهایی اش باشد؛ بنابراین از انجام کارهایی که هزینه نهایی شان بیشتر از فایده نهایی شان باشد، پرهیز می کنند. تصمیمی که در نهایت اتخاذ می کنید به اهداف و ارزش های شما بستگی دارد. علم اقتصاد نمی تواند به شما بگوید که یک دقیقه بعدی، یک ساعت بعدی یا یک روز آینده را به خواندن اقتصاد، خواندن فیزیک، به روز کردن فیس بوک خود یا خوابیدن بپردازید. آنچه که اقتصاد انجام می دهد این است که برای شما روشن می سازد که شما دارید یک بده بستان انجام می دهید.

۵) مبادله به نفع انسان ها است.

مبادله نوعی همکاری داوطلبانه است و باعث رفاه بیشتر ما می شود. این امر از دو طریق انجام می شود. راه اول اینکه ما می دانیم انسان ها کاری را انجام می دهند که انتظار منفعت یا بهتر شدن اوضاع را از آن کار داشته باشند. اگر شما ۱۰۰ دلار بابت بلیت کنسرت بپردازید، ما به این نتیجه می رسیم که شما منفعت حاصل از شرکت در کنسرت را به منفعت هر کار دیگری که می توانستید با آن ۱۰۰ دلار انجام دهید، ترجیح می دهید. منظور ما این نیست که انسان ها در این انتخاب ها مرتکب اشتباه نمی شوند، برای مثال، بارها اتفاق افتاده است که یک فیلم نامناسب خریده ایم یا اینکه غذای بدمزه ای را در رستوران سفارش داده باشیم، بلکه منظور ما این است که به طور کلی معامله منجر به بهتر شدن اوضاع می شود. راه دوم اینکه معامله با افزایش بهره وری منجر به بهتر شدن اوضاع می شود. طبق قانون مزیت نسبی، هنگامی که انسان ها متخصص می شوند و معامله می کنند، می توانند از ورودی یکسان خروجی بیشتری بگیرند یا اینکه می توانند همان خروجی قبل را با ورودی کمتر حصول کنند. در هر حالت انسان ها برای رسیدن به هدف منبع بیشتری در دست خواهند داشت. این امر بازتابی از تفکرات آدام اسمیت است که می گوید انسان ها زمانی برای رسیدن به هدفتان به شما کمک می کنند که شما به آنها برای رسیدن به هدفشان کمک کنید.

۶) انسان ها عاقلانه تصمیم می گیرند.

این اصل بحث برانگیز تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. وقتی می گوییم انسان ها عاقلانه تصمیم می گیرند، منظور ما این است که آنها تمایل دارند کاری را انجام دهند که برایشان سود خالص به همراه می آورد. این امر به آن معنی نیست که همیشه تصمیم درست می گیرند یا اینکه اطلاعات کاملی در مورد مساله دارند یا اینکه هرگز اشتباه نمی کنند. بلکه به این معنی است که آنها اهدافی دارند و تلاش می کنند تا راهی را برای رسیدن به آن هدف انتخاب کنند که به نظرشان بهترین راه است؛ بنابراین به مشوق ها پاسخ می دهند و از اشتباهات درس می گیرند.

۷) استفاده از بازارها پر هزینه است، اما استفاده از دولت ممکن است پرهزینه تر باشد.

هزینه های معامله شامل هزینه ارزیابی ارزش کالا و خدمات و همچنین هزینه مربوط به عقد قرار داد است. از آنجایی که مبادله هزینه بر است، احتمالا موقعیت هایی پیش خواهد آمد که انسان ها در آن موقعیت به رغم وجود منفعت، از انجام آن مبادله خودداری کنند. اصولا دولت ها این توانایی را دارند که این کاستی های بازار را برطرف کنند. با اینکه کسانی هم که برای دولت کار می کنند از مشوق ها استقبال می کنند، اما سیاست های دولتی مثل کنترل قیمت، مالیات و سوبسید از انجام مبادله توسط انسان ها جلوگیری می کند.

۸) سودآوری به بنگاه ها این پیغام را می رساند که دارند به دیگران کمک می کنند و ضرردهی این پیغام را می رساند که دارند منابع را هدر می دهند.

در شرایطی که حقوق اموال شخصی محفوظ است، سود و ضرر مکانیزم بازخورد خوبی برای بازار می شوند. شما می توانید با تامین کالا و خدمات مورد نیاز مردم با قیمت مطلوب آنها سود به دست آورید. اگر شما کالا و خدماتی را که مردم نمی خواهند در قیمتی نامطلوب ارائه دهید، ضرر می کنید. دست نامرئی بازار بنگاه هایی را که منجر به بد شدن وضع مردم می شود از گردونه بازار خارج می کند. به عبارتی این دست نامرئی به بنگاه های ناموفق گوشزد می کند که منابعی که آنها دارند تلف می کنند می تواند در بنگاه دیگری به نحو بهتری مصرف شود. منابع خود به خود از بنگاه های ضررده به بنگاه های سوآور سرازیر می شوند.

۹) ما نباید عواقب بلندمدت و غیرعمدی سیاست ها و عملکردها را نادیده بگیریم.

تحلیل اقتصادی مناسب شامل فرآیند پرسیدن «و بعدش چه می شود؟» در مورد هر سیاست و عملکرد است. در این کتاب که در مورد علم اقتصاد صحبت می کند، توماس سوول این فرآیند را که به دنبال تاثیر سیاست ها و عملکردها است بررسی می کند که این موارد چگونه بر هر یک از اقشار جامعه اثر می گذارد، «فکر کردن در مورد گذشته: مرحله یک» می نامد و هنری هازلیت در فصل اول کتاب علم اقتصاد کلاسیک آن را «هنر اقتصاد» می نامد. روش اقتصادی فکر کردن، علم اقتصاد را به عنوان «یک نظریه در مورد انتخاب کردن و عواقب غیر عمدی آن» تعریف می کند و اصولا از تحلیل های اقتصادی از جمله مجزا کردن و پیگردی عواقب غیر عمدی سیاست ها و عملکردها، چه خوب چه بد، بهره می برد.

آرت کاردن
مترجم: شاهین رسولیان

 

رابطۀ تورم و بیکاری در اقتصاد ایران

رابطۀ تورم و بیکاری در اقتصاد ایران

مقدمه :
عملکرد اقتصاد با سه جنبۀ کلی میزان تورم، رشد و بیکاری مورد قضاوت قرار می گیرد. بنابراین بررسی رابطه میان تورم و بیکاری ، می تواند اقتصاددانان را در بررسی عملکرد اقتصاد یاری دهد. به همبن منظور کوشش های بسیاری صورت گرفت و سرانجام در سال
۱۹۵۸ پروفسور ا.دابلیو. فیلیپس از مدرسه اقتصاد لندن توانست با استفاده از داده های سال های ۱۹۵۷- ۱۸۶۱ به بررسی و آزمون رابطه میان نرخ بیکاری و نرخ تغییرات دستمزد رسمی در انگلستان بپردازد. حاصل تلاش و مطالعه تجربی او در ادبیات اقتصاد کلان، امروزه به منحنی فیلیپس شهرت یافته است. این منحنی این مطلب را ارائه می کند که سیاستگذاران می توانند ترکیب های مختلفی از بیکاری و میزان تورم دستمزدها را انتخاب کنند. با توجه به آمارهای رسمی کشور سعی خواهیم کرد میزان تطبیق رابطۀ تورم و بیکاری در ایران طی برنامه های توسعه پس از انقلاب اسلامی به عنوان دوره های بلند مدت و سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ را به عنوان دورۀ کوتاه مدت یا منحنی فیلیپس را بررسی و در نهایت راهکارهایی برای برون رفت از تورم و بیکاری ارائه نماییم.
۱- مبانی نظری رابطۀ تورم و بیکاری
منحنی فیلیپس یک رابطۀ تجربی را بین تورم و دستمزدی و تورم قیمتی از یک طرف و بیکاری از طرف دیگر را بیان می کند به این معنا که هر چه نرخ بیکاری بیشتر باشد نرخ تورم کمتر است. رابطه مذکور در دهۀ
۱۹۵۰ در انگلستان شهرت یافت و تاکنون به عنوان یکی از مبانی تجزیه و تحلیل در اقتصاد کلان مورد استفاده قرار می گیرد. نمودار یک، یک منحنی فیلیپس با شیب نزولی را نشان می دهد. ملاحظه می شود که نرخ بیکاری زیاد همراه با نرخ کم است و لذا با تحمل هزینۀ بیکاری بیشتر می توان تورم کمتری را داشت. به عبارت دیگر منحنی مذکور بیان می دارد که بین بیکاری و تورم نوعی مبادله وجود دارد. در کوتاه مدت، مثلاً در طول ۳ سال، بین تورم و بیکاری رابطه ای وجود دارد اما منحنی فیلیپس کوتاه مدت، بصورت پایدار باقی نمی ماند. وقتی انتظارات تورمی تغییر کند، این منحنی نیز دچار تغییر می شود. در بلند مدت، نرخ بیکاری مستقل از نرخ تورم بلند مدت می باشد.

در دهۀ ۶۰ میلادی این ایده قوت یافت که بین بیکاری و تورم رابطه مبادله معکوسی وجود دارد؛ بدین معنی که با افزایش تورم، بیکاری کاهش خواهد یافت و بالعکس. در نتیجه حاکمیت چنین ایده ای، سیاستگذاران اقتصادی تصور می کردند که ترکیبات مختلفی از تورم و بیکاری وجود دارند که می توانند با به کاربردن سیاست های اقتصادی متعارف مانند سیاست مالی و پولی، ترکیب بهینه تورم و بیکاری را انتخاب کنند. این رابطه توسط اقتصاددان معروف ویلیام فیلیپس تدوین شد و به منحنی فیلیپس مشهور گشت.
فریدمن این ایده مسلط در دهه
۶۰ را به چالش کشید. به نظر فریدمن، چنین رابطه مبادله ای میان تورم و بیکاری، یک توهم است. فریدمن برای تشریح دیدگاه خود درباره رابطه میان تورم و بیکاری، عامل انتظارات را به نظریه خود ملحق نمود و به تفکیک اثرات کوتاه مدت و بلند مدت تورم روی بیکاری، تفسری متفاوت و جدید از منحنی فیلیپس ارائه نمود.
از نظر فریدمن مقداری افزایش در تورم، می تواند در کوتاه مدت افزایشی در تولید و در نتیجه کاهش بیکاری ایجاد نماید، اما این مبادله میان تورم و بیکاری نمی تواند تداوم یابد، چرا که به محض آنکه مردم افزایش قیمت ها را تشخیص دهند و انتظارات خود را مطابق با آن تعدیل نمایند، تورم قدرتش را به عنوان محرک فعالیت های اقتصادی از دست می دهد؛ در نتیجه در بلند مدت رابطه ای میان تورم و بیکاری وجود نخواهد داشت.
بیکاری تابعی از نیروهای واقعی بازار نیروی کار، یعنی عرضه و تقاضای آن است. فریدمن مدعی است که در اقتصاد یک نرخ بیکاری طبیعی وجود دارد که به این نیروهای واقعی بازار بستگی دارد. از نظر فریدمن اعمال یک سیاست انبساطی پولی، ممکن است از طریق فریفتن موقتی مردم با دستمزدهای اسمی بالاتر (که فریدمن آن را توهم پولی می نامد)، سبب افزایش عرضه نیروی کار و در نتیجه رونق زودگذار گردد، اما در بلند مدت که مردم در مورد وقایع عاقلانه می اندیشند، دیگر توهم پولی وجود نداشته و در نتیجه اثرات سیاست پولی خنثی خواهد شد؛ این همان مفهومی است که به منحنی فیلیپس بلند مدت معروف شد. در واقع فریدمن مدعی است که با افزایش تورم اگر چه در کوتاه مدت می توان بیکاری را از نرخ طبیعی آن پایین تر آورد، اما نمی توان با افزایش تورم، نرخ بیکاری را در بلند مدت در سطحی تداوم فریب مردم است و برای تداوم فریب مردم، به میزان روزافزونی از تورم نیاز است. البته با توجه به ضایعات آشکار تورم برای اقتصاد، فرآیند تورم فزاینده، چندان خوشایند نخواهد نمود. فریدمن نظر خود را در مورد رابطه تورم و بیکاری چنین توصیف می کند : «به عقیده من، هیچ رابطه دائمی میان تورم و بیکاری وجود ندارد و این رابطه بین شتاب تورم و بیکاری برقرار است، به این معنی که رابطه واقعی بین بیکاری حال و بیکاری آینده وجود دارد» و اینکه «تورم اندک در وهله اول موجب رونق می شود- مثل مقداری مواد مخدر برای یک معتاد که جدیداً مبتلا شده است- اما جهت تداوم رونق، تورم بیشتر و بیشتری مورد نیاز است؛ همانطوریکه جهت یک بیمار شدیداً معتاد، ماده مخدر بیشتر و بیشتری برای اثر گذاری نیاز است». بدین ترتیب فریدمن با تفسیر جدید خود از رابطه میان تورم و بیکاری، منحنی فیلیپس نزولی را که استانداردی برای سیاستگذاران برای اعمال سیاست اقتصادی شده بود، به کناری نهاد، وقایع دهه
۷۰ مانند بروز رکورد تورمی (بالا رفتن همزمان نرخ تورم و بیکاری) نشان داد که تفسیر میلتون فریدمن به واقعیت نزدیک تر بود. به دنبال کار اولیه فیلیپس، گسترش این بحث در دو شاخه تجربی و نظری تداوم یافت، در زمینه تجربی، اقتصاددانان علاقه مند بودند که بدانند آیا یک رابطه با ثبات بین تورم و بیکاری در سایر اقتصادهای مبتنی بر بازار وجود دارد؟ تا زمانی که هدف سیاست گذاران دستیابی همزمان به تورم و بیکاری پایین باشد، کشف معادله با ثبات بین این دو هدف به معنای یک معمای سیاستی خواهد بود که در صورتی می توان بر آن غلبه کرد که از طریق یک سیاست اقتصادی مناسب بتوان منحنی فیلیپس را به چپ انتقال داد. این خود مستلزم تبیین نظری نیروهایی است که در ورای این رابطه قرار دارند.
اولین مقاله اساسی جهت ارائه پایه های تئوریک قوی برای منحنی فیلیپس توسط لیپسی ارائه شد. به طور خلاصه لیپسی می گوید نرخ تغییر دستمزدهای پولی بستگی به مازاد تقاضا (یا عرضه) در بازار کار دارد که برای آن از متغییر جانشین بیکاری استفاده می کند.
تبدیل رابطه تغییر دستمزد به رابطه تغییر قیمت
همانطور که مشاهده شد، منحنی فیلیپس اولیه رابطه میان نرخ تغییر دستمزدها و نرخ بیکاری را بیان می کند. این در حالی است که سیاست گذاران معمولاً اهداف تورم را بر حسب نرخ تغییر قیمت ها به جای نرخ تغییر دستمزدها بیان می کنند. بنابراین ارائه منحنی فیلیپس بصورت رابطه میان تورم و بیکاری مفید خواهد بود.
ساموئلسن و سولو در سال
۱۹۶۰ برای اولین بار با استفاده از مفهوم منحنی فیلیپس به استخراج رابطه میان نرخ بیکاری و نرخ تورم پرداختند. ساموئلسن و سولو منحنی فیلیپس را به طوری که نشان دهنده جریان مبادله میان تورم و بیکاری باشد، ارائه کردند.
در معادله ارائه شده توسط ساموئلسن، نرخ تورم بر اساس فشار تقاضا در بازار کار و نرخ رشد بهره وری نیروی کار تعیین می گردد. سیاست گذاران می توانند سیاست های پولی و مالی خود را جهت دستیابی به ترکیب های مختلف بیکاری و تورم تنظیم نمایند. هر نقطه بر روی منحنی فیلیپس می تواند یک هدف سیاست گذاران قابل حصول تلقی گردد.
سیاست گذاران می توانند بیکاری پایین، اما نرخ تورم بالا را انتخاب نمایند. به عبارت دیگر مبادله میان تورم و بیکاری امکان پذیر می باشد. یعنی می توان تورم کمتر را به بهای بیکاری بیشتر یا بیکاری کمتر را به بهای تورم بالاتر انتخاب نمود.
انتخاب میان نقاط واقع بر منحنی فیلیپس به برآورد هزینه بیکاری و تورم در جامعه بستگی دارد. ساموئلسن و سولو نتیجه گرفتند که رابطه میان تورم و بیکاری در بلند مدت با ثبات نبوده و تغییرات بهره وری نیروی کار باعث انتقال منحنی فیلیپس طی زمان می گردد. به گونه ای که نرخ تورم و نرخ بیکاری را در یک جهت تحت تأثیر قرار می دهد. مثلاً با انتقال منحنی فیلیپس به سمت بالا هم نرخ تورم و هم نرخ بیکاری به طور همزمان افزایش خواهند یافت.
دلالت منحنی فیلیپس اولیه برای سیاست گذاری
منحنی فیلیپس اولیه بیان کننده آن است که رابطه معکوس بین نرخ رشد دستمزدها و نرخ بیکاری یا بین نرخ تورم و نرخ بیکاری وجود دارد. به عبارت دیگر گفته می شود نوعی تبادل و جانشینی بین تورم و بیکاری از منحنی فیلیپس نتیجه می شود.
بدین معنی که هنگام وجود شرایط رونق اقتصادی و افزایش تقاضای کل، از بیکاری کاسته می شود، اما بر رشد قیمت ها و دستمزدها افزوده خواهد شد و در شرایط رکود اقتصادی و کاهش تقاضای کل بر بیکاری افزوده شده و در عین حال از رشد قیمت ها و دستمزدها کاسته می شود و حتی ممکن است رشد قیمت ها و دستمزدها منفی گردد. اگر چه آنچه در ابتدا مورد توجه اقتصاددانان کینزی قرار گرفت، خود رابطه معکوس بین تورم و بیکاری بود و نه شکل دقیق منحنی فیلیپس، به عبارت دیگر آنچه کینزی ها بیشتر مورد توجه قرار دادند آن بود که با کاهش بیکاری بر تورم افزوده می شود و با افزایش بیکاری از تورم کاسته می شود.
بنابراین اقتصاددانان کینزی یک دلالت سیاست گذاری مهم از منحنی فیلیپس استخراج کردند. آن دلالت بیانگر این مسأله بود که تبادل میان تورم و بیکاری در منحنی فیلیپس بدان معنا است که سیاست گذاران قادر به کاهش نرخ تورم به حد دلخواه خود هستند، اما به قیمت پذیرفتن بیکاری بالاتر، بدین ترتیب از نظر کینزی ها امکان به کارگیری سیاست های پولی و مالی جهت دستیابی به بیکاری مطلوب سیاست گذاران وجود داشت.
لحاظ انتظارات در منحنی فیلیپس و نرخ طبیعی بیکاری
در اواخر دهه
۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰، تورم و بیکاری به طور همزمان افزایش یافتند این اتفاقات باعث شد که در همان زمان، یعنی ۱۰ سال پس از مطرح شدن منحنی فیلیپس اولیه، ادموند فلپس از دانشگاه کلمبیا و میلتون فریدمن از دانشگاه شیکاگو، به طور جداگانه منحنی فیلیپس اولیه (که بیانگر رابطه با ثبات بین تورم و بیکاری بود) را به چالش بکشند.
هر دو آنها وجود مبادله دائمی بین تورم و بیکاری را رد نمودند که در آن تعیین نرخ دستمزد پولی کاملاً مستقل از نرخ تورم است. طبق بحث فریدمن منحنی فیلیپس اولیه که نرخ دستمزد پولی را به بیکاری مرتبط می سازد، بیانگر رابطه ای نیست که به خوبی تصریح شده باشد.
فریدمن معتقد است که منحنی فیلیپس باید بر حسب نرخ تغییر دستمزد حقیقی طرح ریزی شود. بنابراین در منحنی فیلیپس اولیه، نرخ تورم انتظاری یا پیش بینی شده را به عنوان متغیر دیگری که در تعیین نرخ تغییر دستمزد پولی مؤثر است، وارد می کند.
فریدمن برای تحلیل منحنی فیلیپس در کوتاه مدت و بلند مدت الگویی برای انتظارات تورمی معرفی می کند که انتظارات تطبیقی نامیده می شود.
فریدمن معتقد است که در بلند مدت، نرخ تورم انتظاری به تدریج با نرخ تورم واقعی برابر خواهد شد. بدین معنی که فرد به تدریج خطای پیش بینی تورم را کاملاً اصلاح کرده و پیش بینی تورم با واقعیت یکسان خواهد شد.
البته اینکه بلند مدت چند دوره است به طور دقیق روشن نیست. آنچه می توان گفت آن است که بلند مدت یعنی مدت زمانی که فرد خطای پیش بینی خود را به طور کامل برطرف می نماید و پیش بینی با واقعیت یکسان می شود.
پس اگر در بلند مدت دستمزدها متناسب با نرخ تورم افزایش یابند و اشتغال در سطح اولیه باقی بماند، نرخ بیکاری که در کوتاه مدت کاهش یافته بود، به مقدار اولیه خود باز خواهد گشت.
بدین ترتیب در بلند مدت با افزایش نرخ تورم هیچگونه کاهشی در نرخ بیکاری به وجود نمی آید و نرخ بیکاری در سطح اولیه خود باقی می ماند.
این بدان معنا است که در بلند مدت منحنی فیلیپس نزولی از نظر فریدمن با لحاظ نمودن انتظارات تورمی صدق نمی کند. یعنی در بلند مدت منحنی فیلیپس عمودی خواهد شد، یعنی بدون توجه به نرخ تورم، نرخ بیکاری در نوسان خواهد بود و منحنی فیلیپس در نرخ بیکاری عمودی می باشد.
پس در جمع بندی بحث می توان گفت در تحلیل فریدمن رابطه معکوس بین تورم و بیکاری صرفاً در کوتاه مدت برقرار است و در میان مدت این رابطه تضعیف شده و در بلند مدت هیچ گونه رابطه معکوسی بین تورم و بیکاری وجود نخواهد داشت.
امکان وجود منحنی فیلیپس با شیب مثبت
فریدمن در سخنرانی نوبل (
۱۹۷۷) توصیفی در مورد امکان وجود منحنی فیلیپس با شیب مثبت برای یک دوره چند ساله ارائه نمود که سازگار با منحنی فیلیپس بلند مدت عمودی در سطح نرخ بیکاری بیعی است.
فریدمن اشاره نمود که نرخ های تورم به طور فزاینده در نرخ های تورم بالا فرار می شوند. افزایش در فرار بودن نرخ تورم منجر به نا اطمینانی بیشتر می شود و کارآیی بازار کاهش می یابد و سیستم قیمت به عنوان مکانیسم هماهنگی و ارتباطی کارآیی اش کمتر می شود، در این صورت ممکن است بیکاری افزایش یابد.
همچنین افزایش عدم اطمینان موجب کاهش سرمایه گذاری شده و منجر به افزایش بیکاری می شود. فریدمن همچنین بیان می کند : « همچنان که نرخ تورم افزایش می یابد و به طور فزاینده ای فرار می شود، گرایش دولت به مداخله بیشتر در فرآیند تعیین قیمت از طریق اعمال کنترل قیمت و دستمزد بیشتر می شود که کارآیی سیستم قیمت را کاهش داده و منجر به افزایش بیکاری می شود».
بنابراین این رابطه مثبت میان تورم و بیکاری از یک افزایش پیش بینی نشده در نرخ تورم و فرار بودن آن نتیجه می شود. در حالی که این دوره انتقال می تواند کاملاً طولانی باشد و حتی دهه ها طول بکشد، اما از نظر فریدمن سرانجام به نرخ بیعی بیکاری باز خواهد گشت.
انتظارات عقلایی و منحنی فیلیپس
همانطور که در قسمت قبل عنوان شد، فریدمن با مطرح کردن الگوی انتظارات تطبیقی که به معنای شکل گیری انتظارات تورمی بر مبنای اطلاعات گذشته است، به این نتیجه رسید که منحنی فیلیپس در کوتاه مدت نزولی بوده، در نتیجه سیاست های پولی و مالی (به ویژه سیاست های پولی که از نظر فریدمن قادر به تغییر تقاضای کل هستند) در کوتاه مدت قادر به تغییر تولید، اشتغال و بیکاری خواهند بود، اما در بلند مدت با تصحیح انتظارات تورمی و انطباق انتظارات تورمی با تورم واقعی منحنی فیلیپس عمودی می شود و سیاست های پولی و مالی قادر به تغییر تولید، اشتغال و بیکاری نبوده و صرفاً سطح قیمت ها و دستمزدها را تحت تأثیر قرار می دهند.
بعد از مطرح شدن تحلیل فوق توسط فریدمن در دهه
۱۹۷۰، گروهی از اقتصاددانان که به مکتب کلاسیک های جدید مشهورند، به مطرح ساختن الگوی انتظارات عقلایی برای شکل گیری انتظارات تورمی پرداختند.
الگوی انتظارات عقلایی ادعا می کند که فرد در تورم انتظاری یا در پیش بینی تورم صرفاً به اطلاعات گذشته نمی نگرد، بلکه تمامی اطلاعات موجود را برای پیش بینی به خدمت می گیرد.
در واقع حالت افراطی انتظارات عقلایی بدان معنا است که عاملان اقتصادی و از جمله نیروی کار درست از همان اطلاعاتی که دولت در سیاست گذاری و پیش بینی به خدمت می گیرد، استفاده خواهند نمود.
حتی گویی معادلات موجود در مدل های مورد استفاده دولت، برای پیش بینی اثر سیاست های دولت، در اختیار عاملان اقتصادی قرار دارد.
اگر فرض انتظارات عقلایی پذیرفته شود، کم و بیش نرخ تورم انتظاری (حتی در کوتاه مدت) با نرخ تورم واقعی برابر خواهد بود. اگر هم نرخ تورم انتظاری با واقعی برابر نباشد، خطای پیش بینی از قبل مشخص نبوده و تصادفی خواهد بود.
اکنون می توان دلالت فرض انتظارات عقلایی را آن دانست که چنانچه نرخ تورم واقعی افزایش یا کاهش یابد، تورم انتظاری نیز کم و بیش افزایش یا کاهش می یابد (مگر آنکه تغییرات نرخ تورم به صورت غیر منتظره و ناگهانی رخ دهد).
پس اگر دولت سیاست هایی اجرا کند که تورم واقعی را در کوتاه مدت تحت تأثیر قرار دهد، عاملان اقتصادی و از جمله کارگران اثر این سیاست را روی تورم پیش بینی کرده و لذا تورم انتظاری نیز به همان میزان تورم واقعی تغییر خواهد کرد.
در این صورت حتی در کوتاه مدت تغییرات نرخ تورم که ناشی از اجرای سیاست های دولت است، منجر به تغییر نرخ رشد دستمزدها به همان میزان شده و لذا سیاست های دولت قادر به تغییر اشتغال، تولید و بیکاری نخواهند بود.
به عبارت دیگر اگر فرض انتظارات عقلایی صحیح باشد، حتی در کوتاه مدت نیز تورم انتظاری و واقعی برابر بوده و در نتیجه نرخ بیکاری با نرخ بیکاری طبیعی نیز برابر خواهد بود. پس حتی در کوتاه مدت نیز منحنی فیلیپس عمودی خواهد بود، اما این نتیجه گیری در صورتی صحیح است که عاملان اقتصادی بدانند دولت چه سیاستی اجرا می کند.
در واقع اگر عاملان اقتصادی از نوع سیاست دولت مطلع باشند، اثر آن را روی تورم، صحیح پیش بینی کرده و با تغییر دستمزدها متناسب با قیمت ها، سبب خنثی شدن سیاست دولت می شوند، اما چنانچه دولت سیاستی اجرا کند که اعلام نشده باشد یا تفاوت از آنچه اعلام کرده است اجرا کند، عاملان اقتصادی و به طور مشخص نیروی کار اثر سیاست را روی تورم به طور صحیح پیش بینی نمی کنند.
پس اگر سیاست های پولی و مالی (به ویژه سیاست پولی که از نظر پیروان انتظارات عقلایی قادر به تغییر تقاضای کل است)، به طور غیر منتظره و پیش بینی نشده اجرا شوند، می توانند روی تولید و اشتغال و بیکاری اثرگذار باشند، حتی اگر انتظارات به شکل عقلایی باشد.
پس اگر سیاست پولی به صورت پیش بینی نشده و غیر منتظره دولت اجرا شود، به این دلیل که اثر آن روی تورم به طور صحیح پیش بینی نمی شود، تورم انتظاری با تورم واقعی برابر نخواهد بود و در آن صورت نرخ بیکاری واقعی و طبیعی نیز برابر نخواهند بود.
پس چنانچه سیاست دولت غیر منتظره و ناگهانی و پیش بینی نشده باشد، روی تولید، اشتغال و بیکاری (البته صرفاً در یک دوره) اثر گذاشته و مانند آن است که در یک دوره منحنی فیلیپس نزولی باشد.
با این حال چنانچه دولت مکرر از سیاست های غیر منتظره و پیش بینی نشده، جهت اثر گذاشتن بر تولید، اشتغال و بیکاری استفاده نماید، سبب ایجاد بی اعتمادی در میان عاملان اقتصادی شده و با تغییرات شدید و پر نوسان در تورم انتظاری در دوره های بعد منجر به خنثی شدن اثر سیاست پولی و مالی در کوتاه مدت می شود که این عمل خود باعث ایجاد نوسانات شدید در اقتصاد خواهد گشت و این خود آثار مخربی در اقتصاد برجای خواهد گذاشت.
کینزی های جدید و منحنی فیلیپس
اقتصاد کینزی های جدید را می توان تکامل یافته دیدگاه های اقتصاد کینزی به شمار آورد، این مکتب در اوایل دهه
۱۹۸۰ و به خاطر عدم موفقیت مدل های بازار شفاف کلاسیک های جدید، جهت توضیح و تبیین حرکات به وجود آمده در محصول، اشتغال و تورم پا به عرصه وجود گذاشت.
کینزی های جدید معتقدند که یکی از ایرادات وارده بر فرضیه نرخ طبیعی فریدمن این مسأله است که کارگران وقتی متوجه می شوند دچار توهم پولی شده اند و عمداً یا سهواً فریب خورده اند، به تعدیل دستمزدهای خود می پردازند و انتظارات خود را در بلند مدت دقیقاً بر اساس واقعیت ها شکل می دهند و به عبارت دیگر یک تناظر یک به یک میان انتظاراتشان و تورم واقعی در بلند مدت ایجاد می کنند.
در حالی که کینزی های جدید معتقدند که در دنیای واقعی درجاتی از توهم پولی وجود دارد. به عبارت دیگر پدیده ای به نام «تعدیل کامل» وجود ندارد و در حقیقت کارگران متوجه می شوند که باید دستمزد خود را افزایش دهند، اما اینکه تا چه حد، بستگی به انتظارات آنها دارد. مسائلی همچون تحلیل غلط از بازار، فقدان قدرت تحلیل و هزینه جست و جوی اطلاعات و همچنین بسیاری از موارد دیگر اغلب سبب می گردد که فرآیند تعدیل به طور کامل صورت نگیرد.
بنابراین می توان انتظار داشت که منحنی فیلیپس کوتاه مدت به بالا منتقل گردد، اما این روند مبین یک روند عمودی نخواهد بود و این روند ماهیتی بلند مدت دارد.
این روند دارای شیب منفی است، اما نسبت به شیب های کوتاه مدت از شیب بیشتری برخوردار است یا به خط عمودی نزدیکتر است بنابراین از نظر آنها سیاست های طرف تقاضا- به طور ویژه سیاست پولی- بر بخش واقعی اقتصاد اثرگذار بود.
نتیجه گیری :
از سال
۱۹۵۸ که منحنی فیلیپس وارد ادبیات اقتصادی گردید تا به امروز مباحث مختلفی توسط مکاتب اقتصادی در این زمینه مطرح شده است. همانطور که در این مقاله بحث شد، تقریباً تمامی مکاتب اقتصادی بر وجود رابطه کوتاه مدت میان تورم و بیکاری اتفاق نظر دارند.
مسأله ای که همچنان به عنوان یک چالش جدی در میان مکاتب مختلف اقتصادی در مورد رابطه میان تورم و بیکاری مطرح است، مربوط به رابطه بلند مدت میان این دو متغیر است.
همچنان که مطرح شد، جدیدترین نظریه در ادبیات منحنی فیلیپس مربوط به کینزی های جدید است که معتقدند رابطه ای معکوس میان تورم و بیکاری در بلند مدت وجود دارد، البته این رابطه معکوس در بلند مدت ضعیف تر از رابطه موجود در کوتاه مدت است.
با توجه به مباحث نظری فوق، حال با بررسی وضعیت رابطه تورم و بیکاری در کشورمان می پردازیم.
۲- وضعیت تورم و بیکاری در ایران در طول برنامه های توسعه اول تا چهارم پس از انقلاب اسلامی
همانگونه که در جدول شمار یک مشاهده می گردد، رابزۀ تورم و بیکاری در این دورۀ بیست ساله، اشکال متفاوتی داشته است.
جدول شماره یک : تورم و بیکاری در ایران در طول برنامه های توسعه اول تا چهارم بعد از انقلاب اسلامی

نرخ بیکاری (به درصد) نرخ تورم (به درصد) برنامه های توسعه
۵/۱۱ ۹/۱۸ اول
۱/۱۳ /۲۵ دوم
۳/۱۲ ۱/۱۴ سوم
۷/۱۲ ۵/۱۳ چهارم

تحلیل جدول شماره یک :
۱- در طول برنامه دوم توسعه، نرخ تورم به میزان ۱/۶ درصد افزایش و نرخ بیکاری هم به میزان ۶/۱ درصد نسبت به برنامه اول توسعه افزایش یافته است که بیانگر عدم صدق منحنی فیلیپس (یعنی وجود رابطۀ معکوس بین نرخ تورم و بیکاری) است. می توان گفت نوعی رکود تورمی (بالا رفتن همزمان نرخ تورم و بیکاری) وجود داشته است.
۲- در طول برنامه سوم توسعه، نرخ تورم به میزان ۵/۱۱ درصد کاهش و نرخ بیکاری هم به میزان ۸/۰ درصد کاهش یافته است. مشاهده می گردد که علیرغم کاهش چشمگیر نرخ تورم، وضعیت بیکاری نه تنها افزایش نیافته بلکه به میزان اندکی هم کاهش یافته است و منحنی فیلیپس در این دوره هم صدق نمی کند. در این دوره نیز می توان رکود اقتصادی را ملاحظه کرد.
۳- در طول برنامۀ چهارم توسعه، نرخ تورم به میزان ۶/۰ درصد کاهش و نرخ بیکاری به میزان اندکی یعنی ۴/۰ درصد افزایش یافته است. در این جا رابطه معکوسی بین تورم و بیکاری البته درصد ناچیزی مشاهده می گردد و نمی توان رابطۀ روشن و قاطعی را بین این دو به دست آورد.
نتیجه اینکه رابطۀ مشخص یا وابستگی روشنی بین تورم در دوره های بلند مدت زمانی در کشورمان در طول
۴ برنامۀ توسعۀ اخیر وجود نداشته است و نظریه فریدمن (عدم وجود رابطه بین تورم و بیکاری در بلند مدت) در این مورد اثبات می گردد.

جدول شماره دو : تورم و بیکاری در ایران در سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ (پنج سال)

نرخ تورم (درصد) نرخ بیکاری (درصد) سال
۲/۱۵ ۳/۱۰ ۱۳۸۳
۱/۱۲ ۵/۱۱ ۱۳۸۴
۹/۱۱ ۳/۱۱ ۱۳۸۵
۴/۱۸ ۵/۱۰ ۱۳۸۶
۴/۲۵ ۵/۹ ۱۳۸۷

تحلیل جدول شماره دو :
۱- در سال ۸۴ نرخ تورم، ۱/۳ درصد کاهش و نرخ بیکاری بمیزان ۲/۱ درصد افزایش یافته است، یعنی منحنی فیلیپس در این جا صدق می کند.
۲- در سال ۸۵ علیرغم کاهش ۲/۰ درصدی تورم، نرخ بیکاری به میزان ۲/۰ درصد کاهش یافته است و منحنی فیلیپس در این جا صدق نمی کند. یعنی رابطۀ معکوس بین نرخ تورم و نرخ بیکاری مشاهده نمی شود. البته با توجه به میزان تغییر ناچیز در نرخ تورم و نیز بیکاری، شاید این وضعیت بدلیل خطای آماری باشد یعنی در مجموع می توان از تغییر مذکور چشم پوشی کرد و نرخ تورم و بیکاری در این سال را نسبت به سال قبل بدون تغییر در نظر گرفت. این وضعیت احتمالاً ناشی از وجود رکود اقتصادی در کشور در این دوره بوده است.
۳- در سال ۸۶، نرخ تورم ۵/۶ درصد افزایش و نرخ بیکاری، ۸/۰ درصد کاهش یافته است. منحنی فیلیپس در اینجا صدق می کند.
۴- در سال ۸۷، نرخ تورم ۷ درصد افزایش و نرخ بیکاری ۱ درصد کاهش یافته است. منحنی فیلیپس در اینجا نیز صدق می کند.
نتیجه اینکه همانگونه که ملاحظه می شود رابطۀ نرخ تورم و بیکاری در کشور در این دورۀ
۵ سال، معکوس بوده و صدق منحنی فیلیپس در این دورۀ زمانی کوتاه مدت ثابت می گردد.

۳- تحلیل تورم و بیکاری در ایران
شاخص فلاکت یک شاخص و نشانگر در اقتصاد است که توسط اقتصاددان آرتور اکان وضع شده است. شاخص فلاکت در واقع حاصل جمع نرخ بیکاری و نرخ تورم است. شاخص فلاکت در برخی موارد نشان دهنده تورم و رکود اقتصادی یک کشور است و بسیار گویاتر از تورم به تنهایی و یا بیکاری به تنهایی است. در واقع این شاخص بیان می دارد که تورم فزاینده در کنار بیکاری روبه افزایش برای یک کشور، هزینه های اقتصادی و اجتماعی در فراوان برخواهد داشت.
این شاخص با شاخص مشابه دیگری که توسط رابرت بارو ابداع شده تفاوت دارد چرا که شامل تولید ناخالص داخلی و نرخ بانکی نیست.
بر اساس تعریف های علم اقتصاد رابطه میان تورم و اشتغال معکوس است زیرا با افزایش تورم و رشد قیمت ها تولیدکنندگان تشویق به افزایش تولید می شوند و در نتیجه میزان بیکاری کاهش پیدا می کند البته این رابطه مربوط به اقتصاد کشورهای توسعه یافته است که نرخ تورم در آن کشورها تک رقمی است و در چنین کشورهای برنامه ریزان همیشه در تلاش هستند در نقطه تعادل میان بهینه اشتغال و تورم قرار بگیرند در حالی که کشورهایی که دچار تورم مزمن دورقمی هستند مانند ایران رابطه میان تورم و بیکاری یک رابطه مستقیم است که با افزایش تورم بیکاری نیز در این نوع اقتصادها افزایش پیدا میکند و در چنین حالتی اقتصاد دچار تورم و رکود توأمان است که به اصطلاح چنین شرایطی را رکود تورمی می نامند و روند شاخص فلاکت نیز گویای این وضعیت در اقتصاد ایران است.
بیماری هلندی در اقتصاد
معمولاً در شرایطی که بعد از جهش قیمت های نفت در اقتصادهای نفتی رخ می دهد این است که در ابتدا با تزریق درآمدهای نفتی در دوره کوتاهی در اثر رشد تولید، تورم کاهش پیدا می کند ولی در ادامه تزریق با افزایش حجم پایه پولی شاهد افت تولید و افزایش دامنه رکود خواهیم بود زیرا در شرایطی که درآمدهای نفتی تزریق می شود و سیاست تثبیت نرخ ارز نیز در اقتصاد توسط دولت در حال اجراست در واقع قیمت کالاهای وارداتی را در کشور کاهش می دهیم و این مسئله به کاهش تولید داخلی و رشد رکود منتهی شده در عمل بلافاصله بعد از کاهش مقطعی ایجاد شده در تورم شاهد رشد شدید این شاخص در اقتصاد بوده و همراه آن رکود نیز بالا می رود که به این وضعیت بیماری هلندی نیز گفته می شود و در اقتصاد ایران شاهد این وضعیت هستیم و در واقع روند رو به رشد شاخص فلاکت که برگرفته از جمع دو نرخ تورم و بیکاری است نشان دهنده حاکمیت رکود سنگین تورمی بر اقتصاد ایران است.
اتفاقی که از سال های گذشته در حال وقوع در اقتصاد ایران است، این است که قیمت ها با وجود کاهش تقاضا در حال بالا رفتن است. اقتصاددانان به چنین وضعیتی رکود تورمی می گویند. بر اساس تعریف، رکود تورمی زمانی رخ می دهد که دو معضل اقتصادی نرخ تورم بالا و نرخ پایین رشد اقتصادی به صورت توأمان رخ دهد ؛ به عبارت دیگر در چنین شرایطی شاخص های تورم و نرخ بیکاری به طور همزمان افزایش می یابند. این در حالیست که در شرایط عادی تلاش ها برای کاهش نرخ تورم باعث افزایش نرخ بیکاری شده و از سوی دیگر کاهش نرخ بیکاری هزینه هایی مانند افزایش نرخ تورم را بدنبال خواهد داشت.
فرمول ها و نظریات اقتصادی برای حل مشکلاتی از قبیل نرخ بالای تورم و یا نرخ بیکاری به صورت جداگانه راهکارهایی ارائه داده اند و این موارد را جزء مشکلات طبیعی هر اقتصادی دانسته اند؛ ولی زمانی که دو اتفاق متناقض از قبیل رکود تورمی در اقتصادی رخ می دهد، ارائه راهکار برای حل آن کار هر اقتصاددانی نیست. چرا که تمام تلاش ها برای بهبود یک وجه مشکل باعث بدتر شدن وجه دیگر آن می شود. به اعتقاد کارشناسان کسری بودجه مداوم، شوکهای ارزی حاصل از درآمد نفت، بی انضباطی های مالی دولت، سیاست انبساط مالی از ریشه های رکود تورمی در ایران است.
در این خصوص به راهکارهایی چون انضباط مالی دولت از طریق تنظیم صحیح بودجه دو اجتناب از تداوم بیشتر کسری بودجه، کنترل و کاهش هزینه های جاری دستگاه ها، نحوه استفاده از دلارهای نفتی به گونه ای که موجب افزایش پایه پولی نشوند، اصلاح ساختار مالیاتی، اصلاح بازارهای مالی و پولی، افزایش سرمایه گذاری به منظور افزایش تولید و بهره وری کل عواملی تولید باشد، می توان اشاره کرد. اگر به تاریخ کشورهای دیگر مراجعه کنیم، می بینیم که این کشورها هم با این معضل اقتصادی دست به گریبان شده اند، به طور مثال امریکا در دهه
۷۰ میلادی دچار رکود تورمی شد، ابتدا اقتصاددانان این کشور گمان کردند مانند رکود دهه ۳۰ میلادی با سیاست انبساطی و تزریق نقدینگی کینز می توان با آن مقابله کرد، اما این رکود از جنس دیگری بود و این سیاست موفق واقع نشد، در ایران بر اساس پژوهش ها و نظرات کارشناسان این معضل از سالهای قبل از انقلاب در کشور وجود داشته، ولی بعد از انقلاب به دلیل وقوع جنگ تحمیلی و تحریم های جهانی شدت یافته است. در چهار سال اخیر پس از یک دوره دو ساله افزایش ناگهانی درآمدهای نفتی، به دلیل کاهش شدید آن و افزایش شدید قیمت ها، تقاضا به شدت کاهش یافت. تصور دولت در ابتدا بر این بود که به دلیل سیاستهای بولی قیمتها کنترل شده است، اما به مرور متوجه شد که بخش تولید دچار مشکل شده و کشور دچار رکود تورمی است.
برای جمع بندی موارد یاد شده توسط کارشناسان و راهکارهایی که برای حل این مشکل ارائه کردند، می توان راه حل های یاد شده به منظور خروج از شرایط رکود تورمی را در
۶ دسته کلی طبقه بندی کرد.
Ø تشویق و حمایت تولید کنندگان به صادرات محصولات
تعدادی از کارشناسان به لزوم تشویق تولید کنندگان به صادرات محصولات خود و کاهش قیمت تمام شده کالاهای خود تأکید دارند، این کارشناسان همچنین وضع قوانین ضد انحصاری در بازار را برای عدم افزایش قیمت ها ضروری می دانند.
باید تولیدکنندگان را نسبت به صادرات ترغیب کرد که قیمت تمام شده محصولات خود را کاهش داده و از سویی کیفیت تولیداتشان را افزایش دهند.
نیز به لزوم حمایت دولت از واحدهای تولیدی، رونق صادرات را در گروه حمایت دولت از واحدهای تولیدی و صنعتی میتوان اشاره کرد.
Ø Ø افزایش هزینه های عمرانی در بخش های تولیدی
عده ای از کارشناسان اعمال سیاست های انبساطی و افزایش هزینه های عمرانی را راهکار مقابله با رکود می دانند.
دولت برای رونق اقتصادی میتواند هزینه های عمرانی را افزایش دهد.
همچنین بر لزوم بهره گیری بر سیاست های تشویقی- حمایتی در ارتباط با سرمایه گذاری و کارآفرینی میتوان تأکید کرد و اینگونه سیاستها را در رونق اقتصادی مؤثر برشمرد و نیز تحرک مسکن را عامل بازگشت رونق به اقتصاد دانست.
دولت میتواند تقاضای مسکن را تحریک کند و فعالیت برای ساخت و ساز مسکن افزایش یابد، چرا که اگر در ساخت و ساز مسکن سرمایه گذاری شود، ده ها شغل به وجود می آید و در کنار آن تولید در آهن، فولاد، سیمان و امثال آن افزایش یافته، مصرف داخلی آنها بالا رفته و شغلهای مرتبط با صنعت ساختمان نیز رونق می گیرند.
Ø جذب سرمایه گذاری کلان خارجی برای ایجاد زیرساختها
بعضی از کارشناسان معتقدند با تزریق نقدینگی مناسب و اعطای تسهیلات به واحدهای تولیدی رونق به بازار برمی گردد اما نباید فراموش کرد که این رکود همراه با تورم است و در صورت افزایش نقدینگی معضل تورم افزایش می یابد.
در عین حال عده ای از کارشناسان سرمایه گذاری های کلان خارجی برای ایجاد زیر ساخت در اقتصاد را لازمه برطرف شدن این موضوع می دانند.
با جذب سرمایه های خارجی، کشور از بیکاری مزمن نجات پیدا می کند.
دولت سعی در جذب این سرمایه ها کند و منابع را جذب کند، قطعاً اشتغال که یکی از موثرترین عوامل توفیق اقتصادی است مهار می شود.

Ø انضباط مالی باید جایگزین انبساط و انقباض مالی شود
آنچه از نظرات کارشناسان بر می آید این است که همه به وجود رکود تورمی در کشور اذعان دارند ولی راهکارهای ارائه شده گاهی متناقض و برخی نامناسب است، به طور مثال درست است که افزایش نقدینگی و اعطای تسهیلات به بنگاههای تولیدی مشکل تولید را حل می کند اما همانطور که میدانیم منجر به افزایش تورم میشود. در این میان دو نظریه برای خروج از رکود تورمی و بازگشت رونق به اقتصاد وجود دارد؛ نخست قبول افزایش یکی از دو عامل بیکاری با تورم و کاهش دادن دیگری و در مقابل عده ای معتقدند با ایجاد ترکیبی از راهکارها می توان هر دو را کاهش داد.

در این زمینه انضباط مالی دولت، اصلاح سیستم مالیات، تنظیم بودجه صحیح، استفاده از سرمایه گذاری های کلان خارجی، اصلاح نظام پولی و مالی است و این امر بوسیله گرفتن مالیات و تشویق و حمایت تولیدکنندگان برای بالا بردن بهره وری، کاهش قیمت تمام شده و افزایش صادرات غیر نفتی از جمله راهکارهای مناسب برای خروج از رکود تورمی و بازگشت رونق به اقتصاد پیشنهاد می شود.

 

معرفی کتاب: توسعه اقتصادی

معرفی کتاب: توسعه اقتصادی

رئوس مطالب فصول
بخش اول: اصول و مفاهیم توَسعه اقتصادی (فصول
۵-۱)
بخش دوم: توزیع درآمدی، بررسی نحوه توزیع درآمد بین جوامع شهری و روستایی و فرآیند مهاجرت از روستا (فصول
۶ و ۷)
بخش سوم: نقش جمعیت، فاکتورهای تولید، و تکنولوژی در توسعه اقتصادی با تاکید بر منابع طبیعی و محیط زیست (فصول
۱۳-۸)
بخش چهارم: مباحث اقتصاد کلان و توسعه اقتصادی بین المللی (فصول
۱۷-۱۴)
فصل
۱۸ به برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی می پردازد و فصل ۱۹ مباحث ثبات، تعدیل، بازسازی و خصوصی سازی را بررسی می کند.

نابرابری بین قشر ثروتمند و فقیر
اقتصاد توسعه عمدتاً به دو سوم جمعیت فقیر دنیا توجه می کند. جمعیت کشورهای در حال توسعه حدود
۸۲ درصد جمعیت دنیا است که بسیاری از آنها از نظر تغذیه، مسکن، سلامتی در وضعیت نامناسبی هستند و بیسواد می باشند.
بر اساس آمارهای ملی و توزیع درآمدها
۱۰۰۰-۷۰۰ میلیون نفر (۱۵-۱۰ درصد) از جمعیت ۶٫۵ میلیاردی دنیا (که ۵٫۳ میلیارد نفر آن در کشورهای در حال توسعه هستند) زیرخط فقرند و حداکثر با درآمد یک دلار در روز زندگی می کنند. اکثر این جمعیت در آفریقای مرکزی، جنوب آسیا و آسیای شرقی هستند.
درآمد متوسط افراد در آمریکا و کانادا بالاست و جزو کشورهای
۵ درصد ثروتمند جهان هستند.

جهانی شدن، برونسپاری و تکنولوژی اطلاعات
در جامعه آمریکا طبقه متوسط بسیارحساس و آسیب پذیر است و با از دست دادن کار یا افزایش درآمد سطح زندگی به شدت تغییر می کند. ولی این اختلاف در توزیع درآمدها در جوامع در حال توسعه بیشتر دیده می شود.

با گسترش مفهوم و عملکرد جهانی شدن، جوامع آمریکا و هند در ارتباط تنگاتنگی قرار گرفتند که فراتر از توسعه صرف صنایع هندی-آمریکایی بود. برخی شرکت های آمریکایی تولید و کارهای خدماتی خود را به هندی ها موکول کردند و درآمد ماهانه ای معادل $US300–۵۰۰ برای یک فارغ التحصیل دانشگاهی ایجاد کرد ، که درآمدی مطلوب است. با تاسیس یک شعبه در هند یا تنها قرارداد با طرف هندی، توانستند با هزینه های پرسنلی معادل یک دهم و حتی یک پانزدهم کارمندان آمریکایی، خدمات مورد نیاز را با کمک امکانات و تاسیسات ارتباط از راه دور مناسب (telecommunications) و آموزش مناسب دریافت کنند.
در این کتاب چگونگی افزایش رقابت بین المللی و کاهش هزینه های تولید در آمریکا، ژاپن، اروپا و سایر شبکه های جهانی تولید؛ افزایش سهم آسیا بخصوص در صنایع الکترونیک، نرم افزار و خدمات برای افزایش قشر جمعیت متوسط در جهان، نقش آزادسازی واردات و نرخ تبدیل ارز در توسعه، و اختلاف در توزیع درآمدها در جوامع در حال توسعه بیشتر بررسی خواهد ‌شد.
برای مثال با گسترش مفهوم و عملکرد جهانی شدن، ارتباط تنگاتنگ جوامع آمریکا و هند فراتر از توسعه صرف صنایع هندی-آمریکایی قابل بررسی است.
بخش نرم افزار در هند معرف یک حوزه مهارتی، مبتنی بر صادرات با ارزش افزوده بالا است که سرمایه خارجی زیادی از شرکتهای چندملیتی را نیز جذب کرده است و همچنین توانسته است متخصصین و سرمایه ها را نیز به کشور بازگرداند.

عصر طلایی توسعه آسیا و هندوستان
رشد اخیر هندوستان و برخی کشورهای آسیای شرقی در سال های جهانی شدن (
۲۰۰۰-۱۹۸۰)، گسترش تجارت و جابجایی سرمایه، رشد شرکتهای آسیایی که در سطح جهانی رقابت می کنند، کاهش هزینه های شرکت های جهانی با استفاده از کارکنان هندی، چینی، بنگلادشی، و مالزیایی بجای آمریکایی ها، اروپایی ها با طبقه متوسط، کاهش نرخ رشد درآمد خالص طبقه متوسط کشورهای توسعه یافته به حدود ۱٫۲ درصد ، در صورتی که این مقدار در کشورهای پیشرو آسیایی حدود ۲٫۹ درصد بوده است، در این راستا قابل تعمق و یررسی است.

جهانی شدن، برونسپاری و تکنولوژی اطلاعات (هند)
رشد اقتصادی پایدار هند در سال های اخیر و افزایش موقعیت های کاری برای فارغ التحصیلان دانشگاهی، هند را به عنوان یکی از صادرکنندگان بزرگ در صنعت نرم افزار و خدمات مشابه در زنجیره ی تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) قرار داده است.
توان رقابت در مناقصه های خارجی بنگاه های هندی با توجه به دستمزد پایین تر فارغ التحصیلان دانشگاهی، همکاری بنگاههای محلی در هند با شرکت های پراکنده هندی در سراسر جهان باعث شده است تا هند نقش مهمی در صنعت و تکنولوژی اطلاعات جهانی داشته باشد.
شرکتهای هندی-آمریکایی در ایالات متحده معمولاً از بنگاههای بزرگ آمریکایی منفک شده اند، و به عنوان پیمانکار با استفاده از نیروی کار هندی برای کارفرمایان خدمات موردنظر را ارائه می دهند. سرمایه شرکت های نرم افزاری هندی در آمریکا برای تعامل با کاربران و همچنین انجام فعالیت های پژوهشی و نوآوری همگام با ارتقای مهارت کارکنان افزایش یافته است.

برخی از آثار و پیامدهای جهانی شدن در کشورهای در حال توسعه
هماکنون تغییر جهت سیاست های اقتصاد ملی و بین المللی به سوی اقتصاد بازار طی و کاهش نقش دولت در اقتصاد، توسعه صادرات ، کاهش اساسی در میزان تعرفه کشورها (هند از
۸۲ به۳۰، برزیل از ۲۵ به ۱۲، چین از ۴۳ به ۱۸)، تشویق روندمقررات زدایی از بازارهای مالی درکشورهای درحال توسعه ازسوی نهادهای بین المللی وتغییررژیم های مقرراتی در اکثر کشورها روی داده است.
همچنین اتفاقات مهم زیر به وقوع پیوسته است :
- گشایش کامل بازارهای مالی در کشورهایی مانند آرژانتین، مکزیک، تایلند و …
- حرکت از اقتصاد سوسیالیستی به سوی نطام اقتصاد بازار (بلوک شرق سابق)
- سقوط درآمد بیش از یک میلیارد نفر از مردم جهان
- وجود یک فرایند دیالکتیکی به معنای افزایش فرصت ها برای کاستن از میزان فقر مطلق به همراه افزایش دامنه نابرابری ها
- شکاف عمیق تر بین ثروتمندان و فقرا در جهان
- تقسیم کشورها به دو دسته برندگان و بازندگان در اثر یکپارچگی اقتصادی
- ارتباط بحران در کشورهای آسیای شرقی با جریان های کوتاه مدت سرمایه
محدودیت استفاده از رویکردهای اقتصادی استاندارد
کاهش اساسی در میزان تعرفه کشورها (هند از
۸۲ به۳۰، برزیل از ۲۵ به ۱۲، چین از ۴۳ به ۱۸)، تشویق روندمقررات زدایی از بازارهای مالی درکشورهای درحال توسعه ازسوی نهادهای بین المللی وتغییررژیم های مقرراتی در اکثر کشورها روی داده است.
کمبود یا نبود موارد زیر در اقتصادهای در حال توسعه به عنوان موانع جدی در فرآیند توسعه مطرح هستند :
- نیروی کار متخصص، ماهر و قابل جابجایی
- کشاورزان تجاری
- تعداد زیاد کارآفرینان مسئول
- فرهنگ و جو مناسب در سازمان ها
- سطح بالایی از دانش فنی
- مالکیت محلی صنایع
- اتکا به مالیات های مستقیم به عنوان درآمد
- تعداد زیاد اقلام صادراتی
- میانگین درآمد واقعی بالاتر از امرار معاش
- بازار سرمایه توسعه یافته، و یا نرخ بالای پس انداز

بر گرفته شده از: کتاب توسعه اقتصادی ترجمه دکتر محمد رضا منجذب، انتشارات آسیم، ۱۳۸۹

 

بررسی وجود بیماری هلندی در اقتصاد ایران

بررسی وجود بیماری هلندی در اقتصاد ایران

چکیده

از اواسط دهه ۱۹۷۰، تحت تأثیر افزایش قیمت های نفت، مطالعات بسیاری پیرامون اثرات و نتایج بروز رونق در یک بخش تولید کننده کالاهای قابل مبادله بین المللی (صادراتی) اقتصاد صورت گرفته است. این موضوع برای اولین بار با توجه به تجربة کشور هلند در دهه ۱۹۶۰، در پی کشف منابع گاز طبیعی و سرازیر شدن درآمدهای ارزی بسیار و ناگهانی به آن کشور، به «بیماری هلندی» موسوم گشت. به این صورت که در سال ۱۹۵۹ با کشف منابع گاز طبیعی فراوان و افزایش صادرات آن، درآمد ارزی شایان توجهی به اقتصاد هلند تزریق شد و تقاضای کل افزایش یافت. همچنین اختلاف های معنی‌داری بین قیمت عوامل و شاخص قیمت در بخش های گوناگون پدید آمد. چنین شرایطی تضعیف بخش مبادله پذیر و تقویت بخش مبادله ناپذیر را در پی داشت. بدین ترتیب، درآمد ارزی به دست آمده، پدیدة ضد صنعتی شدن را برای هلند رقم زد.

مطالعات بعدی نشان داد که بیماری هلندی برای کشورهای در حال توسعه صادر کننده نفت تضعیف بخش کشاورزی را موجب شده و به صورت پدیدة ضد کشاورزی ظاهر شده است و بخش صنعت به دلیل حمایت های دولت آسیب کمتری دیده است.

در ایران به دنبال شوک نفتی ۱۳۵۳ – ۱۳۵۶ در قبل از انقلاب و تغییرات شدید درآمد نفت در سالهای ۱۳۶۱-۱۳۶۳ و نیز ۱۳۷۳-۱۳۷۶ تغییراتی در ساختار بخش‌های اصلی اقتصاد (کشاورزی، صنعت و خدمات) پدید آمد که از آن جمله می‌توان به تغییرات در تنظیم برنامه عمرانی پنجم پیش از انقلاب، تغییرات بازار عوامل تولید و سهم ارزش افزوده بخش‌ها در تولید ناخالص داخلی و تغییر در میزان کل واردات اشاره کرد. در این میان بخش کشاورزی نیز با تاثیرپذیری از هر کدام از این عوامل دستخوش تغییرات اساسی شد.

ابزارهای سیاست های پولی و مالی دولت برای مقابله با بیماری هلندی که از طریق آن درآمدهای ارزی دولت موجب افزایش تقاضای داخلی می شود، عبارتند از:

۱ـ سیاست های تبدیل هزینه؛

۲ـ سیستم نرخ ارز ثابت به همراه افزایش تقاضای کل؛

۳ـ کاهش موانع تجاری.

همچنین از جمله عوامل مؤثر بر تولید بخش های مختلف اقتصاد، «الگوی سرمایه گذاری دولت در بخش‌ها » و «الگوی تخصیص اعتبارات» می باشد. از این رو انتخاب الگوهای مناسب از سوی دولت گام دیگری در جهت مقابله با پدیدة مذکور است.

بسمه تعالی

مقدمه

از اواسط دهه ۱۹۷۰، تحت تأثیر افزایش قیمت های نفت، مطالعات بسیاری پیرامون اثرات و نتایج بروز رونق در یک بخش تولید کننده کالاهای قابل مبادله بین المللی (صادراتی) اقتصاد صورت گرفته است. این موضوع برای اولین بار با توجه به تجربة کشور هلند در دهه ۱۹۶۰، در پی کشف منابع گاز طبیعی و سرازیر شدن درآمدهای ارزی بسیار و ناگهانی به آن کشور، به «بیماری هلندی» موسوم گشت. به این صورت که در سال ۱۹۵۹ با کشف منابع گاز طبیعی فراوان و افزایش صادرات آن، درآمد ارزی شایان توجهی به اقتصاد هلند تزریق شد و تقاضای کل افزایش یافت. همچنین اختلاف های معنی داری بین قیمت عوامل و شاخص قیمت در بخش های گوناگون پدید آمد. چنین شرایطی تضعیف بخش مبادله پذیر و تقویت بخش مبادله ناپذیر را در پی داشت. بدین ترتیب، درآمد ارزی به دست آمده، پدیدة ضد صنعتی شدن را برای هلند رقم زد.

مطالعات بعدی نشان داد که بیماری هلندی برای کشورهای در حال توسعه صادر کننده نفت تضعیف بخش کشاورزی را موجب شده و به صورت پدیدة ضد کشاورزی ظاهر شده است و بخش صنعت به دلیل حمایت های دولت آسیب کمتری دیده است.

البته ذکر این نکته ضروری است که به کار بردن عنوان مذکور، برای تشریح چنین حالتی در اقتصاد، می تواند گمراه کننده باشد و شاید بتوان به جای آن از عبارت « رونق اقتصادی در بخش کالاهای قابل مبادله» استفاده نمود.

بروز این عارضه مختص کشف و استخراج یک منبع طبیعی نیست و می تواند به دلایل مختلفی اتفاق افتد، از جمله:

ـ افزایش برونزا در بهای بین المللی کالاهای قابل مبادله (مورد اپک)؛

ـ پیشرفت فنی در بخش قابل مبادله مورد بحث (موارد ژاپن و ایرلند)؛

ـ افزایش حجم زیادی از کمک های خارجی (مورد غنا)؛

ـ کشف منابع طبیعی جدید (موارد انگلیس و هلند)؛

ـ افزایش در تقاضای کالاهای قابل مبادله (مورد سویس)؛

همچنین می توان رونق در صادرات اوراق بهادار و پول سویس در دهة ۱۹۷۰ ـ که باعث تقویت واقعی فرانک سویس شد ـ  را نیز نوعی بیماری هلندی دانست.

مفهوم و مکانیزم بیماری هلندی

بیماری هلندی باجهشی در درآمدهای ارزی ناشی از بروز رونق در یک بخش تولید کننده کالاهای صادراتی (معمولاً مواد معدنی مانند نفت و گاز) آغاز می شود که افزایش درآمد ملی و بهبود تراز پرداختها را به همراه دارد و از این جهت چنین رونقی می تواند یک موهبت تلقی شود. با این حال اگر چه افزایش ملی و بهبود تراز پرداخت ها مطلوب هستند، اما برخی بخش ها ممکن است به طور معکوس تحت تأثیر قرار گیرند، به طوری که هم تولید و هم درآمد عوامل کاهش یابد. چنانچه این بخش ها شامل کالاهای تولید شده و کارخانه ای باشد، پدیدة «ضد صنعتی» و در صورتی که محصولات کشاورزی دچار تضعیف شود، پدیدة «ضد کشاورزی» اتفاق می افتد.

افزایش نسبت قیمت کالاهای غیرقابل مبادله به کالاهای قابل مبادله که در واقع همان نرخ ارز واقعی می‌باشد، مسیری است که از طریق آن اثرات رونق غیرمترقبه بخش صادرات مواد معدنی (نفت) بر روی بخش رقیب واردات وبخش صادرات غیرمعدنی (غیرنفتی) اعمال می‌شود. افزایش قیمت نسبی کالاهای غیرقابل مبادله به قیمت کالاهای قابل مبادله از دو طریق صورت می‌گیرد:

اول،‌ فرض کنیم کشور موردنظر یک کشور کوچک و حساب سرمایه آن همیشه متعادل است. با فرض اینکه تراز پرداخت‌های این کشور نیز در حال تعادل است، افزایش ناگهانی صادرات موادمعدنی باعث ایجاد مازاد تراز پرداخت‌ها می‌شود. حال بسته به اینکه آن کشور از چه سیستم نرخ ارزی پیروی کند، این مازاد موجب بالارفتن ارزش خارجی پول کشور و یا ازطریق مکانیزم‌های پولی باعث افزایش قیمت‌های داخلی خواهدشد. البته با تحقق هر حالت، نرخ ارز واقعی افزایش خواهد یافت و قیمت نسبی کالاهای غیرقابل مبادله به کالاهای قابل مبادله نیز در مقایسه با شرایط اولیه افزایش نشان خواهد داد.

دوم، افزایش درآمدهای ارزی حاصل از رونق باعث افزایش درآمد ملی و به نوبه خود افزایش تقاضا، هم برای کالاهای قابل مبادله و هم برای کالاهای غیرقابل مبادله می‌شود. با توجه به کم کشش بودن عرضه داخلی، در کوتاه‌مدت، دولت‌ها معمولاً برای پرکردن شکاف عرضه و تقاضا و کنترل تورم، اقدام به واردات می‌کنند. بدیهی است که این اقدام فقط شامل کالاهایی می‌شود که از قابلیت مبادله بین‌المللی برخوردار هستند ، در حالی که کالاهای غیرقابل مبادله نظیر راه‌، ساختمان و … در حد عرضه داخلی باقی می‌ماند. از این رو در حالی که قیمت کالاهای قابل مبادله با افزایش عرضه از طریق واردات، تقریباً در حد قبلی تثبیت می‌شود، قیمت کالاهای غیرقابل مبادله به دلیل فشار تقاضا افزایش می‌یابد. بدین ترتیب، نتیجه نهایی از دو مسیر فوق‌الذکر افزایش قیمت نسبی (سودآوری) کالاهای غیرقابل مبادله و به دنبال آن گسترش این بخش است.

با فرض اینکه صادرات تابع نزولی از نرخ ارز واقعی و واردات تابع صعودی از آن باشد، افزایش نرخ ارز واقعی باعث می‌شود که بخش صادراتی غیرمعدنی جذبه کمتری برای تولیدکنندگان پیدا کند. افزایش نرخ ارز واقعی همچنین سبب می‌شود که هزینه‌های داخلی واردات کاهش یابد. این کاهش هزینه واردات خود باعث افزایش واردات می‌شود و ممکن است به ضرر کالاهای مشابه وارداتی که در داخل تولید می‌شوند تمام شود، که نتیجه غایی آن تضعیف بخش رقیب واردات است.

تجربه هلند

کشف ذخایر معتنابهی از گاز طبیعی ، برای اولین بار در کشور هلند و کشفیات بعدی در منطقه  Schlochtern  در دهه ۱۹۶۰ سبب شد که ارزش خارجی پول این کشور به طور واقعی افزایش یابد. البته این امر تا حدی معلول ترقی اسمی ارزش پول و تا حد بیشتری معلول افزایش دستمزدهای  اسمی بود. در نتیجه این افزایش ، صنایع صادراتی کشور هلند تحت فشار قرار گرفتند و از حجم صادرات آنها کاسته شد. از طرف دیگر افزایش قیمت نسبی کالاهای غیرقابل مبادله به کالاهای قابل مبادله باعث شد تا عوامل تولید از جمله نیروی کار و مدیریت از بخش صنایع کشور هلند به بخش خدمات اداری و ساختمان‌سازی انتقال یابند. این انتقال باعث شد در طی ۱۰ الی ۱۵ سال صنایع اصلی و مهم کشور هلند از بین رفته و قدرت رقابت خود را در سطح بین‌المللی از دست بدهد.

در این شرایط و علیرغم اتخاذ سیاست رسمی دایر بر استفاده از مازاد حساب سرمایه برای مقابله با استحکام ناخواسته موازنه حساب جاری، که ناشی از افزایش صادرات گاز طبیعی و تقلیل واردات انرژی بود، ارزش خارجی پول ملی هلند (گیلدر) افزایش یافت.

البته، دولت هلند با کاهش نرخ های بهره به سطح نسبتاً پایین که موجبات تشویق خروج سرمایه را فراهم می‌کرد و اتخاذ تدابیری به منظور کنترل ورود سرمایه ، توانست تا در تخفیف سیر افزایش نرخ گیلدر و توقف آن موفقیت‌هایی حاصل کند. لکن ترقی دستمزدهای اسمی فاصله بین ارزش داخلی و خارجی گیلدر را بیشتر نمود و در نتیجه باعث شد تا ارزش واقعی گیلدر به مراتب بیش از ارزش اسمی آن افزایش یابد. در این میان، کوشش های دولت به منظور ایجاد فضای مناسب برای مذاکرات مربوط به دستمزدها، به جای آن که سبب تخفیف افزایش هزینه واحد کار و هزینه‌های صنعتی شود، موجبات تشدید آن را فراهم ساخت. علاوه بر این، هزینه‌های جاری رو به رشد دولت منجر به کسری بودجه گسترده گردید که تامین مالی این کسری از طریق توسل به استقراض و اخذ مالیات، خود تورم دستمزدها را تشدید و بدین ترتیب دامنه بیماری هلندی را وسیعتر کرد.

تجربه انگلستان

در رابطه با اثرات کشف نفت دریای شمال بر اقتصاد انگلستان، دو تن از اقتصاد دانان به نامهای key  و forsyth گزارشی که بیشتر بر اساس شواهد تجربی می‌باشد، تهیه کرده‌اند که سنگ زیربنای مباحث مربوط به پدیده  ضد صنعتی شدن در بریتانیا را تشکیل می‌دهد. در این گزارش عنوان می‌شود هنگامی که رونق نفتی منجر به بهبود قابل ملاحظه یک بخش در داخل تراز پرداختها می‌شود، باید وخامت متقابلی در قسمت دیگری از تراز پرداخت‌ها به وجود آید تا تراز پرداختها را در بلندمدت متوازن سازد. در نتیجه از آنجایی که صنایع کارخانه‌ای سهم وسیع‌تری را نسبت به کل اقتصاد، در بخش کالاهای قابل مبادله در انگلستان دارد، اثرات جبرانی مذکور به طور نامتناسبی متوجه صنایع کارخانه‌ای شده و منجر به کاهش سهم نسبی این صنایع در اقتصاد ـ که همان پدیده «ضد صنعتی» شدن نام دارد ـ می‌شود. مانند آنچه در تجربه هلند مشاهده شد، در اینجا نیز افزایش نرخ واقعی ارز مکانیسمی است که این تغییر ساختاری را به‌وجود می‌آورد. به‌علاوه بسته به این که افزایش نرخ واقعی ارز تا چه حد از طریق افزایش نرخ اسمی ارز صورت گرفته باشد، نفع مستقیم کمتری (بر حسب پول داخلی) از این رونق نفتی عاید مملکت خواهد شد.

با فرض اینکه کشش درآمدی همه بخش‌ها در اقتصاد یکسان باشد، این دو نویسنده در محاسبات خود به این نتیجه رسیده‌اند که هر ۵/۵ درصد افزایش تولیدات در اقتصاد انگلستان که ناشی از ۱۰ میلیون پوند افزایش در ارزش افزوده بخش نفت باشد، منجر به ۹/۸ درصد کاهش در محصولات صنایع کارخانه‌ای در این کشور می‌گردد. در این میان سطح فعالیت‌های بخش توزیع و خدمات فقط به میزان ۴/۱ درصد افزایش می‌یابد. ولی در عوض، رونق نفتی سبب می‌شود که بخش کالاهای غیرقابل مبادله گسترش یابد. کمااینکه در این بررسی، دو بخش غیرقابل مبادله خانه‌سازی و شبکه ادارات دولتی هر یک در حدود ۸ درصد گسترش فعالیت داشته‌اند.

نویسندگان مذکور با بیان این مطلب که به ازاء هر یک درصد کاهش سهم مصنوعات کارخانه‌ای در کل محصولات کشور، به طور خالص ۷۰۰۰۰ فرصت شغلی از بین می‌رود، پیشنهاد می‌کنند که مقادیر کافی از درآمد اضافی بایستی صرف سرمایه‌گذاری گردد تا از این طریق این درآمدهای بادآورده به یکی از عوامل دائمی تشکیل دهنده درآمد ملی تبدیل شود.

همچنین بر حسب اینکه سرمایه‌گذاری داخلی تا چه میزان موجب افزایش تقاضا در بخش ساختمان (بخش غیرقابل مبادله) شود، سرمایه گذاری در خارج (به صورت مستقیم در بازارهای مالی) به مراتب مناسب‌تر به‌نظر می‌رسد. ضمناً چنانچه پیش‌بینی می‌شود که افزایش قیمت واقعی نفت، بالاتر از بازده واقعی سرمایه‌گذاری در خارج است، ذخیره سازی نفت حتی راه مناسب‌تری خواهد بود.

مدل کلاسیک بیماری هلندی

در مدل کلاسیک بیماری هلندی یک اقتصاد باز کوچک سه بخشی در نظر گرفته می‌شود که این سه بخش عبارتند از: بخش رونق یافته، بخش تولیدکننده کالاهای مبادله پذیر در سطح بین‌المللی و بخش تولیدکننده کالاهای مبادله ناپذیر که قیمت آن به کمک عرضه و تقاضای داخلی تعیین می‌شود. فرضهای اصلی این مدل نیز عبارتند از:

۲-     تمام کالاها برای مصرف نهایی تولید می‌شود؛

۲- مدل فقط متغیرهای واقعی را دربر می‌گیرد و از متغیرهای پولی صرف نظر می‌کند؛

۳- هیچ اختلالی در بازار کالا یا عوامل وجود ندارد و دستمزدهای حقیقی به طور کامل انعطاف‌پذیر می باشند؛

۴- نیروی کار و سرمایه ثابت، عامل متحرک بین بخشها در نظر گرفته می‌شود.

بیماری هلندی با جهش درآمد در بخش رونق یافته آغاز می‌شود. در مدل کلاسیک بیماری هلندی، رونق در یک بخش از دو طریق اثر حرکت منابع و اثر مخارج بر تمامی بخشهای اقتصادی تأثیر می‌گذارد.

بر پایه اثر حرکت منابع، افزایش درآمد در بخش رونق یافته موجب افزایش سودآوری این بخش و جذب نیروی کار از سایر بخش های اقتصادی به این بخش می‌شود که این امر تضعیف مستقیم بخش صنعت را در پی دارد. از سوی دیگر ، به دلیل افزایش تقاضا برای کالای مبادله ناپذیر و نیز انتقال نیروی کار به بخش رونق یافته، قیمت کالاهای این بخش افزایش می‌یابد و به دنبال بالا رفتن سودآوری در بخش مبادله ناپذیر، نیروی کار به بخش سرازیر می‌شود که این موضوع، تضعیف غیرمستقیم بخش صنعت را در پی دارد. بنابراین، در کل، اثر حرکت منابع در مدل کلاسیک بیماری هلندی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم سبب تضعیف بخش صنعت می‌شود.

اثر مخارج به بررسی آثار رونق از راه افزایش تقاضای کل می‌پردازد. پس از رونق، تقاضای کل، که شامل تقاضا برای کالای مبادله پذیر و کالای مبادله ناپذیر است، افزایش می‌یابد. مازاد تقاضای کالای مبادله‌پذیر از طریق واردات جبران می‌شود، در حالی که مازاد تقاضا در بخش تولیدکننده کالای مبادله‌ناپذیر، به افزایش قیمت این کالا و انتقال نیروی کار به این بخش می‌انجامد که این موضوع در نهایت، تضعیف غیرمستقیم بخش صنعت را در پی دارد. بدین ترتیب در مدل کلاسیک بیماری هلندی اثر مخارج تنها به صورت مستقیم و اثر حرکت منابع به طور مستقیم و غیرمستقیم سبب تضعیف بخش صنعت می‌شود.

برخی از عوامل متعددی که به نوعی می‌تواند سبب پیدایش بیماری هلندی شود عبارتند از:

ـ پیشرفت فناوری (اعم از سرمایه‌بر و کاربر یا خنثی)؛

ـ  افزایش قیمت یک کالای عمده صادراتی در بازارهای جهانی؛

ـ ‌ورود سرمایه خارجی فراوان؛

ـ دریافت کمک و وام خارجی به شرط اینکه این کمک نسبت به تولید ناخالص داخلی زیاد باشد.

بروز بیماری هلندی در یک اقتصاد، پیامدهای متفاوتی دارد که تعدادی از آنها عبارت است از:

ـ افزایش نسبی قیمت کالاهای مبادله ناپذیر؛

ـ تغییر ترکیب تولید؛

ـ تغییر قیمت عوامل؛

ـ کاهش صادرات بخش های غیرشکوفا؛

ـ افزایش واردات؛

ـ تغییر ترکیب پس‌انداز و سرمایه‌گذاری.

مدل کلاسیک بیماری هلندی با وارد کردن فرض تحرک سرمایه بین بخش ها و تحرک بین‌المللی سرمایه، توسعه بیشتری یافته ولی همچنان مخصوص کشورهای توسعه یافته صنعتی بوده است . در حالی که این بیماری در کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت به‌گونه‌ای متفاوت ظاهر شده است.

بیماری هلندی درکشورهای صادرکننده نفت

بخش نفت در کشورهای صادرکننده نفت عموماً جنبه صادراتی داشته و دارای طبیعت جداگانه‌ای نسبت به سایر بخشهای اقتصادی بوده است که اصطلاحاً به آن بخش جزیره‌ای گفته می‌شود. از آنجا که عوامل تولید داخلی در تولید نفت نقش کمتری دارد و به عبارت دیگر، بخش رونق یافته از عوامل تولید متحرک در سایر بخشهای اقتصادی استفاده نمی‌کند، بنابراین بیماری هلندی در کشورهای صادرکننده نفت فقط بر اساس مخارج، در خور بحث است و اثر مستقیم حرکت منابع به راحتی چشم‌پوشیدنی است. نادیده گرفتن اثر حرکت منابع در مورد رونق صادرات نفتی (به علت افزایش درآمد ارزی کشور) به دلایل زیر منطقی به نظر می‌رسد:

۱- بخش نفت از عوامل تولید داخلی کمتر استفاده می‌کند، به همین دلیل بر قیمت عوامل تولید اثر نمی‌گذارد؛

۲- بخش نفت در انحصار دولت است، به عبارت دیگر، رونق نفتی در بدو امر بر بازده واقعی عوامل تولید در بخش نفت تأثیر نمی‌گذارد.

بدین ترتیب در اغلب کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت، بر خلاف مدل اصلی بیماری هلندی، بخش صنعت در دهه ۱۹۷۰ رشد یافته و از سوی دیگر بخش کشاورزی در این کشورها تضعیف شده است. در همین راستا یکی از اقتصاددانان به نام «فردمنش» با وارد کردن اثر قیمت جهانی بر مدل کلاسیک بیماری هلندی، الگویی را برای کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت ارائه و پیش‌بینی کرده است که پس از افزایش درآمدهای نفتی، این کشورها دچار پدیده ضد کشاورزی شوند.

بر پایه اثر قیمت جهانی، افزایش درآمدهای نفتی، افزایش قیمت جهانی کالاهای صنعتی را در پی دارد و همچنین قیمت کالاهای صنعتی داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و موجب بالارفتن قیمت کالاهای صنعتی نسبت به کالاهای کشاورزی می‌شود. به دنبال این امر، بخش صنعت گسترش می‌یابد و بخش کشاورزی تضعیف می‌شود. از سویی به دلایلی که اشاره شد می‌توان در کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت از اثر مستقیم حرکت منابع چشم‌پوشی کرد. به این ترتیب، مدل بیماری هلندی برای کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت به‌گونه‌ای متفاوت از کشورهای توسه یافته صنعتی مطرح می‌شود.

همچنین با توجه به این موضوع که درآمدهای حاصل از رونق بخش نفت در اختیار دولت قرار می‌گیرد، لذا نوع سیاست های به کار گرفته شده از سوی دولتمردان در رویارویی با افزایش درآمدهای نفتی و نیز نحوه هزینه کردن این درآمدها، نقش درخور توجهی در چگونگی ایجاد بیماری یادشده در این کشورها دارد. از این رو می‌توان نادیده گرفتن اثر سیاسی – اقتصادی را یکی از محدودیت‌های به کارگیری مدل کلاسیک بیماری هلندی برای کشورهای پیش‌گفته محسوب کرد.

بیماری هلندی در ایران

در ایران به دنبال شوک نفتی ۱۳۵۳ – ۱۳۵۶ در قبل از انقلاب و تغییرات شدید درآمد نفت در سالهای ۱۳۶۱-۱۳۶۳ و نیز ۱۳۷۳-۱۳۷۶ تغییراتی در ساختار بخش‌های اصلی اقتصاد (کشاورزی، صنعت و خدمات) پدید آمد که از آن جمله می‌توان به تغییرات در تنظیم برنامه عمرانی پنجم پیش از انقلاب، تغییرات بازار عوامل تولید و سهم ارزش افزوده بخش‌ها در تولید ناخالص داخلی و تغییر در میزان کل واردات اشاره کرد. در این میان بخش کشاورزی نیز با تاثیرپذیری از هر کدام از این عوامل دستخوش تغییرات اساسی شد.در این قسمت تلاش بر آن است تا تغییرات پدید آمده در چارچوب الگوی کلاسیک بیماری هلندی، که به دو شکل اثر حرکت منابع و اثر مخارج است، تحلیل شود.

الف) اثر حرکت منابع

چنانکه در مدل کلاسیک بیماری هلندی مشاهده شد، اثر حرکت منابع، به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم موجب تضعیف بخش کشاورزی می‌شود. اثر مستقیم حرکت منابع عبارت است از انتقال عوامل تولید از بخش مبادله پذیر سنتی و مبادله ناپذیر به بخش رونق یافته. در ایران آمار اشتغال در بخش نفت نشان می‌دهد که سهم اشتغالزایی بخش نفت قبل و پس از رونق، تغییر چندانی نکرده است، به‌گونه‌ای که از ۷/۰ درصد در سال ۱۳۴۶ به ۱/۱ درصد در سال ۱۳۷۰ رسیده و در سالهای اخیر نیز این سهم روند نزولی داشته و به ۸/۰ درصد از کل اشتغال رسیده است. بنابراین می‌توان گفت که به دلیل ماهیت سرمایه بر بودن تولید و همچنین جزیره‌ای بودن بخش نفت اشتغال در این بخش کمتر تحت تاثیر نوسان های قیمتی و درآمدی قرار می‌گیرد. ازاین رو در ایران اثر حرکت منابع، پدیده ضد کشاورزی مستقیم در پی نداشته است.

برای بررسی اثر غیرمستقیم تضعیف بخش کشاورزی که به دنبال انتقال نیروی کار و عوامل تولید از بخش‌های مبادله پذیر رونق یافته و سنتی، به بخش مبادله ناپذیر ـ از افزایش قیمت کالاهای مبادله ناپذیر ـ  صورت می‌گیرد، روند اشتغال در بخشهای مختلف تحلیل می‌شود. در این زمینه نمودار شماره ۱ تغییرات سهم اشتغال سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات را طی دوره ۱۳۴۰ – ۱۳۷۵ نشان می‌دهد.

نمودار شماره ۱

مأخذ: سرشماری نفوس و مسکن در سالهای مختلف.

همانطور که مشاهده می‌شود، پس از نخستین شوک نفتی، نسبت شاغلان در بخش های مختلف دچار تغییرات اساسی شده  به‌گونه‌ای که اشتغال در بخش کشاورزی نرخ رشد منفی یافته و سهم آن روند نزولی پیدا کرده است. در حالی که در بخشهای صنعت و خدمات نرخ رشد اشتغال روند صعودی یافته و سهم شاغلان از اشتغال افزایش پیدا کرده است. پس از شوک های دو دهه ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ ، چنین امری با شدت کمتری صورت گرفته به طوری که روند نزولی بخش کشاورزی و روند صعودی بخش صنعت شدت یافته است. جدول شماره ۱ اطلاعات مربوط به سهم بخشهای مختلف را طی دوره ۱۳۴۲-۱۳۷۵ نشان می‌دهد.

در ضمن این نکته نیز گفتنی است که در دهه‌های اخیر به دلیل رویکرد کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، به صنعتی شدن و افزایش تولیدات صنعتی، بخش صنعت سهم بیشتری از کل اشتغال را به خود اختصاص داده و از طرفی به دلیل توسعه مکانیزاسیون در بخش کشاورزی، موجبات روند نزولی اشتغال در بخش کشاورزی فراهم شده است.

 

جدول شماره ۱- سهم شاغلان بخشهای مختلف از کل اشتغال                          (درصد)

سال

کشاورزی

صنعت

خدمات

۱۳۴۲

۱/۴۹

۴/۲۴

۶/۲۵

۱۳۵۱

۴/۴۸

۷/۲۵

۱/۲۵

۱۳۵۲

۷/۴۴

۷/۲۸

۸/۲۶

۱۳۵۶

۵/۳۳

۲/۳۲

۳/۳۳

۱۳۵۷

۹/۳۲

۲/۳۱

۸/۳۴

۱۳۶۷

۴/۲۸

۴/۲۳

۲/۴۷

۱۳۶۸

۱/۲۸

۲۴

۹/۴۶

۱۳۷۶

۲۳

۷/۳۰

۳/۴۶

مأخذ: سرشماری نفوس و مسکن در سالهای مختلف.

این اطلاعات نشاندهندة اثر حرکت منابع در مدل کلاسیک بیماری هلندی است که تضعیف غیرمستقیم بخش کشاورزی را در پی دارد.

ب) اثر مخارج

در این بخش برای بررسی اثر مخارج موارد زیر تحلیل می شود:

۱ـ تغییرات ایجاد شده در برنامه عمرانی پنجم قبل از انقلاب

در برنامه پنجم قبل از انقلاب ابتدا امور اقتصادی برنامه، ۶۲ درصد کل اعتبارات را به خود اختصاص داده بود که بخش کشاورزی با داشتن ۲۱ درصد از کل اعتبارات بیشترین سهم را داشت. با افزایش قیمت نفت و تزریق درآمدهای ارزی به داخل اقتصاد و تجدید نظر در برنامه، سهم اعتبارات بخشهای مختلف به صورت ناموزونی افزایش یافت، به گونه ای که بخش کشاورزی که در برنامه اولیه در رأس برنامه های اقتصادی قرار داشت، پس از تجدید نظر، با داشتن ۹/۱۴ درصد اعتبارات امور اقتصادی به جایگاه سوم تنزل یافت. البته در طول اجرای برنامه نیز از ۷ درصد رشد مورد انتظار تنها ۶/۴ درصد آن تحقق یافت. این در حالی بود که بخش خدمات و ساختمان در طی سال‌های اجرای این برنامه رشد در خور توجهی پیدا کردند.

۲ـ تغییرات شاخص قیمتها در بخش های اصلی اقتصاد

برای بررسی تحقق فرضیه های مدل بیماری هلندی مبنی بر تغییر قیمت ها به نفع بخش های مبادله‌ناپذیر به دنبال افزایش درآمدهای نفتی، جدول شماره ۲ تنظیم شده است.

 

جدول شماره ۲ـ ، تغییرات متوسط سالانه شاخص قیمت بخشهای اصلی اقتصاد در دوره های رونق و رکود نفتی

بخش

دوره

کشاورزی

صنعت و معدن

ساختمان

خدمات

درصد

رتبه

درصد

رتبه

درصد

رتبه

درصد

رتبه

۱۳۴۵-۱۳۵۱ رکود نفتی

۹/۳

۲

۴/۳

۳

۶/۷

۱

۳/۳

۴

۱۳۵۲-۱۳۵۶

رونق نفتی

۶/۱۲

۴

۱/۱۷

۳

۱/۳۲

۱

۳/۱۷

۲

۱۳۵۷-۱۳۶۰

رکود نفتی

۲۹

۱

۴/۱۵

۳

۸/۱۴

۴

۸/۱۷

۲

۱۳۶۱-۱۳۶۳

رونق نفتی

۵/۱۱

۴

۱۵

۳

۱/۲۶

۱

۱/۶۱

۲

۱۳۶۴-۱۳۷۲

رکود نفتی

۸/۱۸

۴

۸/۱۹

۱

۹۵/۱۲

۳

۴/۱۹

۲

۱۳۷۳-۱۳۷۶

رونق نفتی

۴۵

۱

۵/۳۴

۳

۱۵

۴

۹/۳۴

۲

مأخذ:استخراج شده‌ازآمارهای اقتصاد،برنامه وبودجه، ۱۳۷۷٫

ارقام جدول شماره ۲ نشان می دهد که بخش ساختمان در اولین و دومین رونق نفتی یعنی دوره ۵۶-۱۳۵۲ و ۶۲-۱۳۶۱ و البته در سال های ۵۱-۱۳۴۵،دارای بالاترین رتبه در تغییرات قیمت نسبی بوده است. این بخش با ۱/۳۲ درصد رشد طی دوره نفتی (نزدیک به سه برابر بخش کشاورزی و دو برابر رشد شاخص قیمت بخش صنعت)، مطلوبترین تغییر را در قیمت ها داشته و در دوره های رکود نفتی یعنی سال‌های ۱۳۵۷-۱۳۶۰ و ۱۳۶۴-۱۳۷۲ از نظر رشد قیمتها در مقام سوم و چهارم قرار داشته است.

این در حالی است که بخش کشاورزی در دوران رکود یعنی سال‌های ۱۳۴۵-۱۳۵۱ و ۱۳۵۷-۱۳۶۰ از نظر رشد قیمتها در جایگاه اول و دوم قرار داشته و در دورة رونق اولیه دهة ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ در پایین ترین سطح جای گرفته و کمترین نرخ رشد متوسط را نیز نسبت به سایر بخش ها به خود اختصاص داده است.

بنابراین می توان گفت که تغییرات ایجاد شده در شاخص قیمت نسبی در بخش های مختلف، پس از هر شوک نفتی، مطابق پیش بینی مدل بیماری هلندی بوده است. به همین دلیل، عوامل تولیدی به سوی کالاهایی سوق پیدا کردند که قیمت نسبی (سودآوری) بالاتر داشتند، بنابراین، انحراف قیمت ها یکی از عوامل اصلی رشد خدمات در این سال ها بوده است و طبق مدل اصلی بیماری هلندی که اثر مخارج از راه افزایش سودآوری بخش های مبادله ناپذیر، منابع تولید را به سمت این بخشها جذب می کند، در ایران نیز به دنبال دو شوک نفتی سالهای ۱۳۵۳-۱۳۵۶و ۱۳۶۱-۱۳۶۳ چنین انتقالی صورت گرفته است.

۳ـ سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی در GDP بدون نفت

تغییر در سهم ارزش افزوده هر بخش به میزان جذب آن بخش از درآمد حاصل از شوک ایجاد شده بستگی دارد. به عبارت دیگر، اگر درآمد جذب شده صرف سرمایه گذاری‌های بنیادی و حل ریشه ای مسایل آن بخش شود، رشد ارزش افزوده را در سال های پس از شوک در پی خواهد داشت؛ در غیر این صورت، پس از افزایش مقطعی، شاهد کاهش سهم بخش مورد نظر در GDP بدون نفت خواهیم بود.

بخش کشاورزی از جمله بخش هایی است که سهم ارزش افزوده آن در ارزش افزوده بدون نفت به دنبال تغییرات درآمد نفتی دچار تغییر شده به گونه ای که طی نخستین شوک نفتی در سال‌های ۱۳۵۳-۱۳۵۶، سهم این بخش از ۲/۱۹ درصد به ۶/۱۲ درصد کل GDP بدون نفت کاهش یافته است.همچنین در شوک نفتی سال‌های ۱۳۶۱-۱۳۶۳ نیز سهم این بخش از ۶/۲۱ درصد به ۹/۱۸ درصد کاهش یافته و پس از آن طی سال‌های ۱۳۶۴-۱۳۷۳ به جز در برخی سال ها، روند صعودی داشته است. سهم بخش کشاورزی در سومین شوک نفتی یعنی سال‌های ۱۳۷۳-۱۳۷۶ از ۹/۲۵ درصد به ۷/۲۱ درصد کاهش پیدا کرد، در حالی که سهم این بخش پس از بخش‌های خدمات و ساختمان همواره در مقام سوم قرار داشته است. همچنین ملاحظه می شود که هر بار درآمدهای نفتی به طور چشمگیری افزایش می یابد، سهم بخش کشاورزی کاهش پیدا می کند که این تغییرات با مدل بیماری هلندی کاملاً مطابقت دارد.

واردات و بیماری هلندی

یکی از بخشهایی که در پی شوک نفتی دستخوش تغییرات شده و در مدل اصلی و اولیه بیماری هلندی کمتر به آن پرداخته شده است، بخش تجارت خارجی و به طور مشخص واردات کالاها است. این نکته گفتنی است که در هر کشوری متغیرهای متفاوتی می تواند بر واردات اثر بگذارد و حجم و ترکیب آن را تعیین کند. در این بخش، عمدة درآمدهای ارزی، از فروش نفت به دست می آید و احتمال می رود که بیماری هلندی بر روند واردات تأثیر مثبت داشته باشد. واردات نیز بسته به اینکه کالاهای سرمایه ای یا واسطه ای و یا مصرفی چه سهمی از آن را تشکیـل بدهد آثـار گوناگونی بر اقتصـاد می گذارد. بدین سبب واردات یکی از مجراهای انتقال افزایش درآمدهای نفتی بر سایر بخشهای اقتصـادی محسوب می شود که علاوه بر پاسخگویی به تقاضـای ایجاد شده، موجبات رشد و یا تضعیف بخش های مبادله‌ پذیر (کشـاورزی ‌و صنعت) را پدیـد می‌آورد. در ایران درآمدهای نفتی منبع اصلی درآمدهای ارزی به شمار می‌آید، لذا افزایش صادرات نفتی تأثیر در خور توجهی بر تقاضای واردات داشته به گونه ای که واردات ایران از ۸۶۰ میلیون دلار در سال ۱۳۴۴ به حدود ۴/۱۱۸۶ میلیون دلار در سال ۱۳۵۴ رسیده است؛ یعنی تقریباً ۳/۱ برابر شده است. همراه با بالا رفتن درآمدنفتی، واردات از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ به طور متوسط سالانه حدود ۶/۴۰ درصد افزایش یافته است. به موازات افزایش سریع واردات، ترکیب آن نیز در جهت افزایش سهم کالاهای مصرفی به صورت محسوسی تغییر کرده و سهم واردات مصرفی در کل واردات کشور از ۹/۱۲ درصد در سال ۱۳۵۳ به حدود ۶/۱۸ درصد در سال ۱۳۵۶ افزایش پیدا کرده است. همچنین واردات کالاهای واسطه ای و مواد اولیه به علت رونق فعالیتهای صنعتی و ساختمانی در سالهای ۱۳۵۲-۱۳۵۵ به سرعت افزایش یافته ولی در سال ۱۳۵۶، با کاهش سرعت رشد فعالیتهای بخش خصوصی،از سهم واردات کالاهای واسطه‌ای و مواداولیه کاسته شده‌است. جدول شماره ۳ ترکیب کالاهای وارداتی را در سالهای مختلف نشان می دهد.

.

جدول شماره ۳ ـ ترکیب کالاهای وارداتی (درصد)

نوع کالا

۱۳۴۲

۱۳۵۱

۱۳۵۶

۱۳۶۶

۱۳۷۶

کالای  واسطه ای

۵/۵۵

۱/۶۲

۵/۵۴

۷/۵۸

۵۳

کالای سرمایه ای

۳/۲۰

۵۵

۳/۴۶

۶/۲۳

۸/۳۲

کالای مصرفی

۲/۲۴

۹/۱۲

۶/۱۸

۷/۱۷

۲/۱۴

مأخذ: گزارش اقتصادی بانک مرکزی، سالهای مختلف.

در جدول شماره ۳ ملاحظه می شود که پس از رونق نفتی دهه ۱۳۵۰، تنها سهم کالاهای مصرفی از کل واردات افزایش یافته که این امر به دلیل بالا رفتن تقاضای داخلی ناشی از مصرف گرایی در سطوح خاصی از جامعه و کافی نبودن تولیدات داخلی جهت پاسخگویی به مازاد تقاضا، ایجاد شده است. هر چند سهم کالاهای سرمایه ای و واسطه ای از کل واردات کاهش یافته ولی قدر مطلق آن افزایش در خور توجهی داشته است که این مقدار در جهت ایجاد صنایع جدید و ورود فناوری های نوین به کار گرفته می شود و بدین ترتیب واردات را می توان به عنوان یکی از عامل های اصلی در تشدید آثار بیماری هلندی دانست و اثر آن را در کنار اثر حرکت انتقال منابع و اثر مخارج جهت تحلیل آثار بیماری هلندی به کار گرفت.

 

سیاست های مقابله با بیماری هلندی

به هر حال باید به این سؤال اساسی پاسخ داد که سیاستگذاران اقتصادی در خصوص تخفیف این بیماری و یا جلوگیری از وقوع آن چه اقداماتی را باید صورت دهند. به عنوان مثال سیاستگذاران اقتصادی هلند می بایستی در جهت جلوگیری، چه اقداماتی انجام می دادند؟

از جمله اقداماتی که دولت هلند می توانست صورت دهد، انجام سرمایه گذاری در تولید انرژی‌های جانشین بود،تا بدین ترتیب منافع حاصل از کشف اتفاقی گاز طبیعی را دائمی سازد. این دولت همچنین می بایست اقدام به سرمایه گذاری هایی در خارج از کشور می نمود تا یک منبع درآمد خارجی دائمی را جایگزین درآمدهای اتفاقی حاصله از صادرات گاز می ساخت. اتخاذ سیاست اخیر همچنین می توانست افزایش نرخ اسمی پول کشور را تا حدی تخفیف داده و نتیجتاً میزان کاهش فعالیتها در بخش مصنوعات کارخانه ای را محدود کند.

از طرف دیگر دولت هلند نمی بایست با اتخاذ سیاست های نابهنگام حمایت از دستمزدها، خود موجبات افزایش هزینه واحد دستمزد و نیز هزینه های صنعتی را فراهم نماید. از طرف دیگر حمایت از طبقه مزد و حقوق بگیر موجب مازاد تقاضا و نهایتاً تورم در کوتاه مدت شده است. زیرا عرضه قادر به واکنش سریع نبوده است. دولت هلند همچنین نمی بایست بودجه اداری و نیز هزینه های جاری و مصرفی خود را به حدی افزایش می داد که سبب کسری بودجه و نتیجتاً تشدید تورم ناشی از دستمزدها گردد. هر چند که در صورت مواجه شدن کشور با چنین درآمد بالا و بادآورده‌ای، خودداری از بالا بردن مزدها و نیز سطح هزینه های عمومی ممکن است از نظر سیاسی (خصوصاً در کشورهای در حال توسعه) چندان هم عملی نباشد.

نقش دولت

از آنجا که درآمدهای نفتی در اقتصادهای صادر کننده نفت، مستقیماً در اختیار دولت مرکزی قرار می گیرد، یا حداقل این که دولت سهم عمده ای از درآمدها را از طریق مالیات اخذ می کند، لذا بررسی چگونگی  هزینه کردن این پول ها و اثرات آن بر اقتصاد داخلی از اهمیت بسیاری برخوردار است. دخالت دولت به طور قابل توجهی می تواند، هم بر تولید ملی و هم بر تولید بخشی و سطح درآمد در اقتصاد تأثیر بگذارد و لذا سیاست های کلی دولت باید به عنوان تکمیل بحث در نظر گرفته شود.

سیاست های پولی و مالی

در اینجا به اختصار درباره مسیرهای پولی و مالی ویژه ای که از طریق آن درآمدهای ارزی دولت موجب افزایش تقاضای داخلی می شوند، بحث می‌شود.

پس از بروز رونق، دولت ممکن است سیاست هایی را جهت تعدیل مازاد مالی گسترده  تراز پرداختها اتخاذ نماید. تعدیل به این مفهوم که اجازه داده شود درآمدها در نتیجه تأثیرگذاری بر قیمت های نسبی و رشد بخش های مختلف، در اقتصاد داخلی جذب شوند. سیاست غیر تعدیلی عبارت است از خنثی سازی اثرات پولی و مالی مازاد مالی (تراز پرداختها) از طریق خرید دارایی‌های خارجی (سرمایه گذاری در خارج از کشور). چنین خریدهایی به مثابه خروج سرمایه خواهد بود که دریافت های حسابجاری را از بین می برد.

در انتخاب نوع تعدیل، دولت سه ابزار بالقوه اصلی در اختیار دارد.

۱ـ سیاست های تبدیل هزینه

دولت می تواند از طریق تقویت ارزش پول داخلی خود در مقابل شرکاء تجاری که موجب ارزانتر شدن کالاهای تجاری می شود، باعث تغییر هزینه (تقاضا) به سوی واردات شود. تغییر هزینه به سوی واردات در نتیجه تقویت واقعی پول، مازاد مالی را حذف کرده و موجب توازن حساب جاری می شود.

۲ـ سیستم نرخ ارز ثابت به همراه افزایش تقاضای کل

دومین ابزار عبارت است از حفظ یک نرخ ارز ثابت ولی افزایش تقاضا (هزینه کل) از طریق هزینه دولتی تأمین مالی شده توسط درآمدهای نفتی، و نه اخذ مالیات از داخل. در این حالت، در اثر بالا رفتن قیمت نسبی کالاهای غیر قابل مبادله، تورم داخلی سریعتر از تورم خارجی (تورم وارداتی)  خواهد بود. این شیوه می تواند شامل سیاست های پولی و مالی انبساطی باشد.

۳ـ کاهش موانع تجاری

سومین ابزار تعدیل اگر چه معمولاً یک انتخاب مستقل نیست،‌عبارت است از کاهش موانع تجاری نظیر تعرفه و سهمیه های واردات. قیمت های پایین تر کالاهای وارداتی به خاطر حذف کنترل ها، باید اثری مشابه اثر «تبدیل هزینه» ناشی از تقویت ارزش واقعی پول داشته باشد، خصوصاً اگر موانع وارداتی بدواً» در سطحی بالا قرار داشته باشند. چنین دخالت های مستقیم ، آخرین پناهگاه دولت ها است و معمولاً زمانی اعمال می شود که سایر سیاست ها غیر مؤثر از کار درآیند.

با در نظر گرفتن تجربه برخی از کشورهای کمتر توسعه یافته تولید کننده نفت، مشاهده می‌گردد خواهیم دید که انتخاب سیاست تقویت آشکار نرخ ارز، مکانیزم اصلی تعدیل نبوده است. معمولاً دولتها سیاست «حفظ یک نرخ ارز نسبتاً ثابت و افزایش جذب یا تقاضای کل» را به عنوان سیاست تعدیل انتخاب می‌کرده اند.

دولت که دریافت کننده اصلی ارز است می تواند یا اقدام به واردات کالا نماید و یا پولهای نفت را در داخل هزینه کند. به هر حال ، هزینه های دولتی تأمین مالی شده از طریق درآمدهای نفتی، منجر به موجی از انبساط پولی می شود که به طور قطع تبعات تورمی به همراه خواهد داشت، این هزینه‌ها سطح تقاضای داخلی را از طریق اثر مستقیم خود و نیز از طریق عملیات  ضریب فراینده بالا خواهد برد. افزایش در تقاضای کل به علاوه عرضه بی کشش کالاهای غیر قابل مبادله، همانطور که در ابتدا بحث شد، موجب تقویت واقعی ارزش پول می شود.

همانطور که پیش از این نیز عنوان شد، نه تنها سطح کل هزینه‌های دولتی بلکه الگوی مخارج آن نیز دارای اهمیت قابل توجه است. به عبارت دیگر، فقط این نکته مطرح نیست که دولت چه مقدار هزینه می‌کند، بلکه این نیز مهم است که چگونه دولت این پول را هزینه می‌کند، و مهمتر این که کدام بخش‌ها از این مخارج منتفع می‌شوند.

الگوی سرمایه‌گذاری دولت در بخش‌ها

الگوی سرمایه‌گذاری دولت در میان بخش‌ها، می‌تواند شدیداً بر تولید بخشهای مختلف اقتصاد اثر‌ بگذارد. با افزایش درآمدهای نفتی، دولت می‌تواند انواع معمول سرمایه‌گذاری را که معمولاً سرمایه‌گذاری زیربنایی در مقیاس گسترده هستند، عهده‌دار شود، به‌طوری که پس ازرونق، سرمایه‌گذاری‌های دولت بیشتر از گذشته معطوف به سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی نظیر سد، راه‌، ساختمان، مدرسه‌، درمانگاه و غیره شود. به‌عبارت دیگر پروژه‌های زیربنایی در درجه اول اهمیت قرار می‌گیرند، خصوصاً به این دلیل که کالاهای قابل مبادله اکنون می‌توانند از طریق واردات جایگزین شوند، در حالیکه کمبود کالاهای غیرقابل مبادله شدیداً احساس می‌شود.

بدین ترتیب ملاحظه می‌شود که تنها سرمایه‌گذاری خصوصی نیست که جذب کالاهای غیرقابل مبادله می‌شود، بلکه سرمایه‌گذاری‌های عمومی نیز تمایل قابل ملاحظه‌ای دراین جهت نشان می‌دهد. اما نکته مهم این است که فعالیت‌های بخش خصوصی به‌خاطر قیمت‌های نسبی (سودآوری) جذب بخش غیرقابل مبادله می‌شوند ولی در بخش عمومی این مساله به‌خاطر ایجاد زیربناهای اقتصادی برای پاسخگویی به تقاضای افزایش یافته و نیز عملی کردن رویاهای بلندپروازانه صنعتی صورت می‌گیرد. به‌عبارت دیگر تخصیص منابع در بخش خصوصی مترصد علامت‌های ناشی از تغییرات قیمت‌های نسبی است، در حالی که در بخش عمومی تخصیص منابع به‌طور ارادی  و بر اساس مصالح اقتصادی صورت می‌گیرد. چنین هزینه‌های سنگینی در بخش غیرقابل مبادله توسط دولت و بخش خصوصی فقط در صورتی می‌تواند توجیه شود که سطح بالای درآمد نفتی برای مدت مدیدی ادامه یابد و کالاهای قابل مبادله از طریق تولید داخلی یا از طریق واردات قابل دستیابی باشند. ولی اتفاق افتادن چنین حالتی بسیار غیرمحتمل است. عرضه داخلی کالاهای قابل مبادله احتمالاً در نتیجه تقویت واقعی نرخ ارز و خروج مستقیم منابع از آن بخش دراثر اعمال سیاست دولت، کاهش می‌یابد. همچنین با کاهش و توقف درآمدهای نفتی در اثر سقوط قیمت یا با پایان یافتن منابع نفتی، احتمالاً واردات کاهش می‌یابد. اگر اقتصاد برای مواجهه با کاهش درآمد‌های نفتی از طریق ایجاد منابع دیگر ارزی یا تولید داخلی کالاهای قابل مبادله مهیا نشده باشد، کشور با بخش غیرقابل مبادله وسیعی مواجه خواهد شد که به‌طور ضعیفی اداره شده و شدیداً برای «اقتصاد پس از نفت» به‌دلیل کمبودهای ارزی، نامناسب است. تاکید بیش از حد بر زیربناها، خصوصاً از نوع گسترده آن، «دامی» است که دولت می‌توانست با اتخاذ یکسری سیاست‌های دیگر از آن برحذر باشد.

الگوی تخصیص اعتبارات

دولت می‌تواند با ارائه اعتبار به صنایع یا محروم کردن آنها از آن، نقش کلیدی در آینده صنایع بازی کند. طی سال های رونق نفتی، حجم عمده اعتبارات رسمی برای بخش‌های کالاهای قابل مبادله احتمالاً به زیر بخش‌های سرمایه‌بر با مقیاس بزرگ در صنعت و کشاورزی تعلق می‌گیرد. اگر چه سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های سرمایه بر ممکن است در کوتاه مدت به‌عنوان واکنشی صحیح تلقی شوند، ولی احتمالاً در میان‌مدت و بلندمدت واکنش صحیحی نخواهند بود (میان مدت دوره‌ای است که کشور طی آن تغییرات شدیدی را در رابطه با مبادله نفت تجربه می‌کند و بلندمدت دوره‌ای است که در آن منابع نفتی پایان می‌پذیرد). هم به‌دلیل ماهیت شدیداً نوسانی درآمدهای نفتی در میان‌مدت و هم به دلیل امکان پایان‌پذیری ذخایر در بلندمدت، وابستگی به جریان صنعتی شدن سرمایه بر و متکی به واردات احتمالاً موجب بروز مشکلاتی برای مدیریت اقتصادی کشور می‌شود. با کاهشی در قیمت نفت، دولت با مشکلات ارزی مواجه خواهد شد و قادر نخواهد بود مواد اولیه و قطعات منفصله موردنیاز چنین صنایعی را وارد کند. در واقع ، با فرض ماهیت موقتی بودن درآمدهای نفتی، بسیار مهم است که دولت، حداقل دورنمایی را برای سرمایه گذاری اتخاذ کند که با سقوط شدید درآمدهای نفتی سازگار باشد. علاوه بر این، اعطای وام‌های بانک‌های تجاری غیردولتی احتمالاً بر اساس علامت های قیمت نسبی صورت می‌گیرد و طبعاً به طرف فعالیت‌های غیرقابل ‌مبادله خصوصی نظیر تامین مالی واردات، ساختمان سازی و حمل و نقل سوق پیدا می‌کند.

 

فهرست منابع

۱ـ بختیاری،صادق و حقی، زهرا، بررسی آثار افزایش درآمدهای نفتی بر بخش کشاورزی؛ مورد: بیماری هلندی در اقتصاد ایران، مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال نهم، شمارة ۳۵، پاییز ۱۳۸۰٫

۲ـ یداله زاده طبری، ناصر، اثر افزایش قیمت نفت بر ساختار اقتصاد ایران (بیماری هلندی)، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی.

۳ـ فیاض منش، فرید، بررسی بیماری هلندی در ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران.

۴ـ سازمان مدیریت و برنامه ریزی، سرشماری نفوس و مسکن در سالهای مختلف.

۵ـ گزارش اقتصادی بانک مرکزی سالهای مختلف.

ـ نرم افزار مورد استفاده: Excel.

 

تصویری از امیل دورکیم