برگزاری مسابقه آنلاین روان شناسی

بااحترام درراستای برنامه های دبیرخانه راهبری کشوری درس روان شناسی مسابقه آنلاین برگزلر می گردد.مقتضی است اسامی داوطلبان راباشماره پرسنلی وتلفن تماس درقالب لوح فشرده تا مورخ ۱/۱۱/۹۰به گروه های آموزشی متوسطه ارسال نمایید.

منبع:کتاب زمینه روان شناسی هیلگارد نوشته اتکینسون ترجمه رفیعی پور-انتشارات ارجمند

زمان:چهارشنبه مورخ ۲۶/۱۱/۹۰دربازده زمانی ۸تا۱۱صبح به مدت ۳۰ دقیقه درسایت

www.bu-edugroup.ir

سلام:امروز می خوام براتون یه کتاب معرفی کنم که جدید نیست ولی قشنگه:  از لیو بوسکالیا تاحالاکتاب خوندی  -زندگی یشق ودیگرهیچ-ترجمه :مهدی قراچه داغی وزهره فتوحی   

...شماتنهاچیزی رامی توانیدببخشیدکه که صاحب آن باشید .معجزه اینجاست.اگرعشق راداشته باشید می توانید  آنراببخشاییدواگرعشق نداشته باشید دیگرچیز ی برای ارزانی کردن ندارید.راستش رابخواهید مسیله بخشیدن ودادن نیست :مسیله شریک شدن درچیزی است من می توانم آ نچه ازمن است راباشماشریک شوم چیزی ازدست نمی دهم.هنوزهم اطلاعاتم رادارم.می توانم همه رابه یک اندازه دوست بدارم وبااین حال عشق رادرخود به همان اندازه قبل داشته باشم. انسان مجموعه ای از اعجازهاست امااین اعجازچیزدیگری است.              

ویژگیهای دوره نوجوانی

ویژگی های دوران نوجوانی

نوجوانی اغلب به دوره ای بین كودكی  و بزرگسالی اطلاق می شود . این واژه ، برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد ( تقریباً سنین 12 – 20 سالگی ) است  و چنین استعمالی ، هیچ گونه قید و تعریفی درباره ی خصوصیات رشد نوجوان ها یا علل اختصاصی نوجوانی ندارد.

هر دوره ای از زندگی را می توان بر مبنای پاره ای از مسائل رشدی ، نظیر : مسائل بیولوژیكی ، روانی و اجتماعی دسته بندی كرد. از جمله آنها كه به طور مشخص ، ولی نه الزاماً در طی دهه دوم زندگی ، اتفاق می افتد ارتباط با جنس مخالف ، آگاهی های شغلی ، رشد ارزشها و خود محوری های مسئولانه و باز شدن گره های عاطفی با والدین است.

دوره نوجوانی را باید یك مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی كرد. دوره ای كه با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :

نوجوانی ، یك دوره مهم به شمار می رود.

گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره  مهمتر از سایرین می باشد . زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این كه سایر دوره های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیكن دوره ی نوجوانی ، یكی از دوره هایی است كه از هر دو جنبه ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیكی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیكن نوجوانی  از هر دو جهت مهم است.

نوجوانی ، یك دوره ی انتقال ( برزخی ) است.

انتقال به معنی یك وقفه یا تغییر از آنچه كه قبلاً انجام شده نیست، بلكه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است كه آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه كه در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . كودكان در زمانی كه از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های كودكانه را كنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود كه ترك كرده اند.

به هرحال ، این مهم است كه درك كنیم آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می گذارد.

در طی هر مرحله ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه كودك و نه بزرگسال است. اگر مانند كودكان رفتار كند ، به او گفته می شود كه به مانند سن خودش عمل كند و اگر سعی كند نظیر بزرگسالان عمل كند ، اغلب متهم می شود كه برای شلوارهای كوتاه خود ، خیلی بزرگ شده  و برای این تلاشی كه انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل كند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد كه فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند كه چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.

3 – نوجوانی ، یك دوره ی تغییر است.

میزان تغییر در نگرش ها و رفتار در طی دوره ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی كه تغییرات بدنی با سرعت انجام می شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می آید و همچنان كه تغییرات بدنی آرام به پیش می رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می یابند.

 

تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد كه در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود:

نخست

آن كه ، حیات عاطفی ( انفعالی ) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد كه در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق می افتد. توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود.دوماین كه ، سرعت تغییراتی كه با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می كنند، احساسی كه اغلب با تدابیر مبهمی كه آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می كنند، تشدید می شود.

سوم ، تغییراتی است كه در بدن ، علائق و نقش هایی كه در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می رود ایفا نمایند، به وجود می آید و مسائل جدیدی را می آفریند. برای نوجوانان كم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و كمتر از آنچه كه قبلاً تصور می كردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این كه آنها مسائلشان را حل كرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.

چهارم ، همچنان كه الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود . آنچه كه در زمان كودكی برایشان مهم بود، اكنون كه در آستانه ی بزرگسالی قرار دارند ، كمتر اهمیت پیدا می كند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله ی دوستانی كه از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است  كه سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اكنون به مسئله كیفیت ، بیشتر از كمیت، اهمیت می دهند.

پنجم این كه ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند. زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت هایی كه همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند.

نوجوانی ، سنی  مسئله آفرین است

گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است كه آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد:

اول اینكه ، در سرتاسر دوره ی كودكی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می شود، در حالی كه بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان برنمی آیند.

دوم اینكه نوجوانان دوست دارند احساس كنند كه افرادی مستقل و آزاد هستند . آنها درخواست ارائه راهی را دارند كه خودشان بتوانند از عهده ی حل مسائل برآیند و كوشش هایی را كه از جانب والدین و معلمان برای كمك به آنها ارائه می شود ، نمی پذیرند.

نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است

در سراسر سن گروه گراییِ اواخر كودكی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان كه قبلاٌ اشاره شد ، كودكان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند كه تقریباً و در حد امكان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این كه شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.

نوجوانی ، سن هراس است

بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب های فرهنگی در مورد  نوجوانان ( 13 تا 19 ساله ها ) بسیاری از بزرگسالانی را كه باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده دار شوند به این مرحله هدایت كرده است كه از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش های خود نسبت به آنان و تدابیری كه در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند.

نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است

نوجوانان تمایل دارند كه به زندگی از ورای عینك سایه و روشن نگاه كنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می نگرند كه دوست دارند بهتر از آنچه كه هستند ، خود را باور كنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است . این  آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناكامی است و نوجوانان زمانی كه احساس كنند دیگران آنها را دست كم می گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می دهند.

با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفكر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور كلی واقع بینانه تر می نگرند. در نتیجه آنها كمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می برند و نسبت به سالهایی كه جوانتر بودند واقع گراتر می شوند. این یكی از موقعیت هایی است كه آنها را در شادی های بیشتری كه خاص نوجوانان رشد  یافته تر است ، مشاركت می دهد.

نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است

همچنان كه نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا كنند كه نزدیك بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می كنند ولی با این حال تصور می كنند كه اینها كافی نیست. بنابراین ،  روی رفتارهایشان متمركز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند كه این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد.

 

اعتماد به نفس

 

اغلب مردم معناي واقعي

کلمه ي "اعتماد به نفس"

را به خوبي درک نمي کنند ...

به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود

باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است

در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند

اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد

به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند.

در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي

ان است که قبل از اين که در کاري موفق

شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي

انجام ان کار داشته باشيم .


اعتماد به نفس چيست ؟


"عزت نفس" يک منبع انرژي

است . يک چتر وسيعي است که

" اعتماد به نفس " زير سايه ان است .

اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه

عنوان فردي توانا با کفايت دوست

داشتني ومنحصر به فرد .


کفايت يعني توانايي که درحد

کافي وتسلط بر امور باشد .


منحصر به فرد يعني با توجه و

در نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.


به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان

احساس و شناختي که از توانايي ها

و محد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .


بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري

خود را بر اساس آن که و آن چه به راستي

هستيد و نه بر اساس موفقيت ها و

دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي

خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق

مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي

گرفتنش را از شما نخواهد داشت .

حال با توجه به مفاهيم بالا

مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي

همواره در درون خود شما توليد مي شود

نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي

زاييده ي تعهد شما به خودتان است .

اين تعهد که هر ان چه لازم باشد

انجام خواهيد داد تا به خواسته ها

ونيازهايتان برسيد .


اعتماد به نفس باور شخصي شماست

نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .


اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست

که نترسيم . بلکه ان است که

بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد


اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .


انواع اعتماد به نفس!!!


* اعتماد به نفس رفتاري


* اعتماد به نفس احساسي ، عاطفي


* اعتماد به نفس روحي ومعنوي


به منظوران که اقتدار شخصي لازم را

به دست آورده و رضايت و غنايي

که استحقاقش راداريد تجربه کنيد ،

به هر سه نوع اعتماد به نفس نياز داريد.


- اعتماد به نفس رفتاري ، به معناي قابليت

وتوانايي در عمل کردن وانجام دادن کارهاست .

از کارهاي ساده گرفته تا کارهاي سخت

همانند جامه عمل پوشاندن به روياهايتان .

اين همان نوع از اعتماد به نفس است

که مورد نظر اغلب ماست .


-- اعتماد به نفس احساسي وعاطفي به

معناي توانايي در تسلط وبه کنترل در آوردن

دنياي احساس وعواطف شماست .اين که بدانيد

چه احساساتي داريد ، معناي ان ها را بفهميد

وبتوانيد انتخابهاي احساسي درست بکنيد

وازخود در مقابل درد و رنج روحي ولطمه ها

وصد مه هاي عاطفي محافظت کنيد وبدانيد

چگونه روابطي صميمي ، سالم و

مانگار خلق نماييد .


-- سومين نوع از اعتماد به نفس

که مهم ترين انها مي باشد ، اعتماد

به نفس روحي ومعنوي است . اين نوع

از اعتماد به نفس همانا اعتماد وايمان شما

به جهان هستي وکل آفرينش وموجودات است .

اين ايمان روحي که زندگي ، هدف ونهايتي

مثبت را در پي


خواهد داشت وشمابه خاطر هدفي

اين جا هستيد وزندگي 70 - 80 - 90 ساله تان

برروي اين کره خاکي هدف ومقصودي را دنبال مي کند .


اعتماد به نفس آن است که باور داشته

باشيد مي توانيد وتوانايي ان را داريد

که تمام توانتان رابه کار بگيريد

و شرايط واوضاع زندگي را آن گونه

که مطلوب ودلخواه شماست تغيير دهيد


چگونه اعتماد به نفس را در خود تقويت کنيم ؟


اصل اول - گذشته را بپذيريد وا ينده را دگرگون کنيد


شما بايد بدانيد که گذشته را نمي توان تغييرداداما

آينده هنوز آفريده نشده است . آينده چيزي نيست

جز انديشه هاي شما وکوشش براي افريدن انها .

منظور ما اين است که در بند گذ شته نباشيد

نه اينکه از تجربيات ، خطاها وشکستهاي گذشته

درس نگيريد .پس بايد عاقلانه به گذشته

نگاه کرد و اند يشه و وقت خود را صرف چيزي

کنيم که توان آفريدن ودگرگون ساختن آن را داريم .


اصل دوم - درباره اهدافتان با خود گفتگو کنيد .


اهداف را به صورت جملا تي مشخص در اوريد

وبه خود بگوييد ان هم به صورت جملات مثبت .

اهداف بايد واقعي ومعقول باشند نه بلند پروازانه

که دسترسي به انها ممکن نباشد ونه

پيش پا افتاده که ارزش کوشيدن را نداشته باشند .

اهداف معقولي براي هرساعت ، روز ،

هفته وماه وضع کنيد .

موفقيت در اهداف کوتاه شما را براي

دست يافتن به اهداف بلند مدت تشويق

مي کند و انگيزه تلاش را در شما بيدار مي سازد .

همواره اهداف را ياداور شويد تا بخشي

از ضمير ناخوداگاه شما گردد.

اصل سوم -

تصميم گرفتن را تمرين کنيد .

روانشناسان نشان داده اند


که کودکاني که در سالهاي


اوليه زندگي خود تشويق شده اند


تا براي خود تصميم بگيرند از ديگر کودکاني


که اين موقعييت را نداشته اند


در اعتماد به نفس رتبه بالاتري کسب کرده اند .


تمرين تصميم گيري به شما کمک مي کند


تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمينان


بيشتري به دست اوريد ودرنتيجه اعتماد


به نفس کامل تري کسب نماييد .


مهم تصميم گيري است . يادتان باشد که :



قضاوت درست نتيجه تجربه است


وتجربه خود نتيجه چندين قضاوت نادرست .

بنابراين از هرفرصتي براي تصميم گيري


استفاده کنيد واين نيرو را در خود پرورش دهيد .



تصميم گيري مستلزم خطر پذيري

واحساس مسئوليت است


اصل چهارم -

نتايجي را که مي خواهيد مجسم کنيد .


تصوير روشني را از آنچه مي خواهيد

به دست اوريد ، داشته باشيد اين کار

باعث مي شود تا انرژي خودرا بران هدف

متمرکز کنيد . اين برخورد تصويري باهمه

آرمان ها و اهداف براي شما مفيد است

وياري تان مي دهد تا کم کم

زمينه هاي -دست يابي به انها را فراهم سازيد .


اگر مي خواهيد از شر خصلتي رها شويد

خودر ا در حالتي تصور کنيد که از آن خصلت

هيچ اثري در شما نيست .

همين تصوير وتکرار آن و انجام دادن

تمرينهاي اصلاحي به شما کمک مي کند

تا از آن خصلت نا خوشايند رها شويد .

اين کار خيال پردازي ، بي خاصيت نيست

بلکه واقعيت روانشناختي پذيرفته شده اي

است که به بسياري کسا ن ياري رسانده است .


اصل پنجم - دربرخي زمينه ها متخصص شويد .


آگاهي عمومي لازمه زندگي فردي واجتماعي است

اما کافي نيست . براي پيشرفت در زندگي فردي

وحرفه اي شما بايد در زمينه هايي متخصص

ومنحصر به فرد باشيد . همين نکته که

شما چيزي مي دانيد وديگران نمي دانند

به شما اعتماد به نفس مي دهد .

بايد اموزش مداوم را به عنوان يک اصل

در زندگي خويش بپذيريد .