عارفان علـم عاشـق می شوند / بهـترین مردم معلـم می شـوند
عشق با دانش متمم می شود / هر که عاشق شد معلم می شود
.
معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت .
خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود .
دانای عشق روزت مبارک
.
سپاسگزار معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت ، نه اندیشه ها را . . .
.
از پدر گر قالب تن یافتیم / از معلم جان روشن یافتیم
استاد و معلم عزیز ، هر روزت مبارک
.
سلامت گفتم پیامم دادی ، پیامت چراغ راه زندگیم شد
و مرا به سرزمین نور و آگاهی هدایت کردی .
ای آینیه تمام نمای عشق و محبت و ایثار ، هر روزت مبارک باد . . .
.
معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است.
اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای ، رهایش کن
و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهید رجایی )
.
معلم هدفت عشق است و ایثار
هزاران خفته از عشق تو بیدار
روزت مبارک
.
جنبندگان زمین، ماهیهای دریاها، و هرکوچک و بزرگی در زمین خدا و آسمان او
برای معلم خوبیها، استغفار مینمایند. امام صادق(علیه السلام)
.
معلم را بر پدر شرف باشد به قدر آن که روح را بر جسم شرف است.
زیرا معلم سبب کمال و تربیت روحانی است و پدر سبب تربیت جسمانی .
.
معلمى، مهری است که از روز ازل با گل آدمی سرشته شد
تا مردم از ظلمات جهل به نور دانایی رهنمون شوند.
.
آبیترین، دریاییترین و آسمانیترین تقدسِ زندگیمان !
دستانتان را بوسه میزنیم. روزتان مبارک
.
معلم عزیزم دوستت دارم!
به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریایست
که قایق کوچک دا من در آن غرق شده.
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد.
وچشم هایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد.
اندیشه ام از تو سبز و آباد شده / از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین / غم رفته زجانم ودلم شاد شده . . .
روزت مبارک
.
در مکتب تو همیشه شاگردم من / دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین / بی نور معلم این چنین زردم من . . .
.
آموزش عشقم از همین مکتب توست / اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من / چون عامل دردم این غم و این تب توست . . .
.
با این گچ عشق تخته ی جانم زن / خطّی ز کلام خود به ایمانم زن
صد درس در این کلاست آموخته ام / یک درس ز عشق جان ویرانم زن . . .
در ميان صدقه هايي كه مردم مي دهند، هيچ صدقه اي ارزنده تر از ياد دادن علم و دانش نيست.
************ پيامبر اكرم (ص) **************
در برابر كسي كه به او دانش مي آموزيد و يا از او دانش فرا مي گيريد نرمي كنيد.
************ پيامبر اكرم(ص)**************
كسي كه در مقام هدايت و آموزش قرار مي گيرد بايد پيش از آموختن به ديگران،خود را پالايش روحي كند و ادب رفتاري اش بيش از ادب گفتاري اش باشد.
************* امام علي (ع) *************
اگر معلم وظيفه معلمي را بداند و به آن عمل كند، خداوند نعمت دانش را بر او بيشتر خواهد كرد.
************ امام سجاد(ع) **************
در برابر كسي كه از او علم مي آموزيد فروتني كنيد.
************ امام صادق (ع)**************
چون عالم به علم خويش عمل نكند موعظه او از دلها مي لغزد چنان كه باران از سنگ سخت و صاف.
************ امام صادق(ع) **************
و اما حق پيروان تو در علم و دانشجويانت آن است بداني خداونت عز وجل به وسيله علمي كه عطايت فرموده و خزائن آن را بر تو گشوده، تو را سرپرست آنها نهاده است. پس اگر در آموختن به مردم به نيكي عمل كني و آنان را سرگشته نسازي و ميازاري خداوند فضلش را بر تو افزون خواهد كرد و اگر علمت را از مردم بازداري يا چون از تو علم طلب كنند حيرانش سازي، بر خداوند است كه علم و درخشش آن را از تو گيرد و تو را از دلهاي مردم بياندازد.
************رساله الحقوق امام سجاد (ع)**************
نقش معلم در جامعه، نقش انبياء ست.
************ امام خميني (ره)**************
معلم امانت داري است كه امانت او غير از همه امانت هاست، انسان امانت اوست.
************امام خميني(ره) **************
معلمي شغل نيست، عشق است، اگر به عنوان شغل انتخابش كردي رهايش كن و اگر عشق توست، مبارك باد.
************ شهيد رجايي **************
اگر مسيح مرده اي را جان مي بخشد معلم مي تواند امتي را زنده كند
|
هفته معلم گراميباد
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند. در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است. کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت. در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند. گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
|
شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
بسمه تعالی
ده روز ده سوال
به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
به منظور آشنایی با زندگی ائمه معصومین (علیها السلام) و انس بیش تر با آموزه های گرانسنگ آنها – ده سوال از زندگانی آن حضرت طرح گردیده است.
دانش آموزان مقاطع تحصیلی (راهنمایی و دبیرستان )
می توانند در این مسابقه شرکت نموده , پاسخ های خود را تا تاریخ 3/2/91 اردیبهشت ماه سال جاری به پژوهشگاه معلم – کارشناسی پرورشی تحویل نمائید
شایان ذکر است به ده نفر از کسانی که پاسخ صحیح ارائه نمایند ,به قید قرعه ,هدایایی تقدیم خواهد شد.
بسمه تعالی
ده روز ده سوال
به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
1.حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)در پیشگاه خداوند متعال چند اسم دارد ؟آن ها کدامند ؟
2.نام حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)از کدام نام خداوند متعال اقتباس شده است؟
3.حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)در آسمان ها چه نامیده می شوند ؟
4. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)در کدام جنگ , در جبهه حاضر شدند و مقداری نان
به پیامبر (صلی الله علیه و آله )رساندند؟
5.بهترین صفت برای زن از دیدگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها)چیست ؟
6.بکائون (بسیار گریه کنندگان )چه کسانی بودند ؟
7.مصحف فاطمه زهرا (سلام الله علیها)چیست و به خط چه کسی بوده است ؟
8.نام کنیز حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)که بیست سال به غیر از قرآن سخنی نگفت ,چیست ؟
9.کنیه های حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)که در زیارتنامه آن حضرت آمده است ,چیست ؟
10.چرا به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)حانیه می گویند؟
پاسخ های خودراتا تاریخ 3/2/91 به گروه های آموزشی ارسال فرمائید
و به برترین ها هدایایی تقدیم خواهد شد
زندگینامه حضرت زهرا(علیها السلام)
| ||
|
|
عيد از ديدگاه قرآن کريم و سخن بزرگان
عيد از ديدگاه قرآن کريم و سخن بزرگان
کلمه “عيد” در قرآن کريم يک بارآمده است (سوره مائده، آيه 112:)
قال عيسى بن مريم اللهم ربنا انزل علينا مائده من السماء تکون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منک وارزقنا و انت خيرالرازقين. صدق الله العلى العظيم
ريشه واژه عيد از عود مىباشد و آن به معناى برگشتن و برگشت دادن است، تغيير انسان و گرديدن خودمان از حالتى به حالت ديگر را “عيد” مىگويند.
حضرت علي(علیه السلام) در نهجالبلاغه مىفرمايند:
کل يوم لايعصى الله فيه فهوم يوم عيد: هر روزى که آن روز را از نور اطاعت حق تعالى روشن سازى و خواست خداى بزرگ و فرمان او را بر خويشتن حاکم سازى و در آن روز معصيت خداوند بارىتعالى انجام نشود آن روز “عيد” است.
مولانا جلالالدين بلخى در مورد “عيد” مىفرمايد:
عيد بر عاشقان مبارک باد
عاشقان عيدتان مبارک باد
عيد ار بوى جان ما دارد
در جهان همچون جان مبارک باد
بر تو اى ماه آسمان و زمين
تا به هفت آسمان مبارک باد
عيد آمد به کف نشان وصال
عاشقانه اين نشان مبارک باد
آرى عيد ما روزى است که وظيفه بر غريزه پيروز شده است. حيوان غريزه دارد و فرشته وظيفه؛ انسان هم غريزه دارد و هم وظيفه و انسان سعادتمند آن کسى است که وظيفه را فداى غريزه نکرد.
بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خميني(ره) در مورد عيد مىفرمايند: “عيد براى ما يک معنى دارد و براى ابراهيم خليل(علیه السلام) و براى پيامبران ديگر(علیه السلام) يک معناى ديگر دارد. آنها “عيدي”که مىگيرند “عيد لقاءالله است.”
پس عيدى که از نظر امام(ره)، اوليا و اوصيا و مردان آزاده خداوند مهربان مىگيرند ملاک و ميزان سنجش آن “عمل” و عملى است که فقط براى رضاى حضرت دوست(علیه السلام) انجام مىدهند، يعنى عمل قربانى کردن اسماعيل(علیه السلام) و شکستن بتهاى بتخانه، داخل آتش افتادن، تنها گذاشتن همسر و فرزند در بيابان بدون آب همه اين عملها از سوى حضرت ابراهيم(علیه السلام) “عيد” محسوب مىشد.
پيروزى حضرت يوسف(علیه السلام) در برابر نفس اماره و در برابر وسوسههاى گناهآلود زليخا، اين عمل هم براى آن پيامبر عزيز(علیه السلام) “عيد” به حساب مىآمد.
ترک همسر و فرزند گناهکار براى هميشه از جانب نوح پيامبر(علیه السلام) اين عمل او نيز “عيد” بود و صبر حضرت ايوب(علیه السلام) در برابر ناملايمات و بلاهاى زندگى اين عمل صبر ايشان نيز”عيد” بود. دعا کردن براى بخشش خداى مهربان از سوى حضرت آدم و حوا(علیه السلام) نيز بعد از اجابت از سوى پروردگار اين عمل آنها هم “عيد” بود. در بستر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و به جاى ايشان به استقبال مرگ رفتن از سوى حضرت علي(علیه السلام) نيز “عيد” محسوب مىشد.
بيمه کردن اسلام با تقديم خون خود و فرزندان گرامى و ياران وفادارش و اسيرى خاندانش از سوى آقااباعبداللهالحسين (علیه السلام)اين عمل ايشان نيز”عيد” محسوب مىشد و در زمان عطش فراوان و ديدن آب و نخوردن آب نه تنها از سوى ما در ايام روزهدارى بلکه از سوى ماه بنىهاشم حضرت ابوالفضل العباس يعنى “عيد” و به قول حضرت امام(ره) “لقاءالله” است.
قرآن از دیدگاه بزرگان
|
| |

نقش قرآن در زندگی انسان چیست؟
قرآن چیزی جز کتاب هدایت در زندگی نیست: "هدی للمتقین". قرآن کتابی است برای انتخاب بهترین زندگی که سعادت جاودانه در پرتو آن تحقق مییابد. آیا قرآن در مورد ...
چگونه زیستن است و چگونگی رفتار را با خداوند و انسانهایی دیگر به خوبی تبیین نموده است.
زندگی حقیقی و حیات طیبه در پرتو علم به دستورها و رهنمودهای قرآن شکل میگیرد: "ای کسانی که ایمان آوردهاید! اجابت کنید خدا و رسولش را هنگامی که شما را به چیزی میخواند که مایه حیات شما است" نیز فرمود: "هر کس کار شایسته انجام دهد، مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن باشد، پس او را حیات و زندگی پاکیزه بخشیم".
چون قرآن روش درست زیستن را به انسان میآموزد و برنامهای را که در بر گیرنده تمام ابعاد زندگی انسان و تضمین کننده سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اوست، ارائه میدهد، به میزانی که انسان آموزهها و دستورهای قرآن را در زندگی به کار بندد، موفقیت کسب خواهد کرد اما هر اندازه از قرآن فاصله بگیرد، دچار خسارت و ضرر خواهد شد.
زندگی قرآنی بر اساس رعایت مقررات و عدالت و احسان و صفا و صمیمیت است و مردمی که این گونه زندگی کنند، دارای اطمینان خاطر و آسایش خواهند بود و سعادت ابدی و جاودانه را در آغوش خواهند گرفت؛ البته آگاهی کامل نسبت به این موضوع نیازمند بحث و بررسی گسترده و تأمل در آیاتی از قرآن است که چگونگی رفتار مسلمان را تبیین میکند.
تأثیر قرآن از دیدگاه اروپا
دکتر مارلیس می نویسد: قرآن بر دنیا نقاب مؤثری انداخته است که بهتر از آن امکان ندارد. لیسیان فرانسوی می نویسد که قرآن چنین جاذبه ایمانی و با قدرتی را به وجود آورده است که اصلا جای شک و تردیدی در آن باقی نمانده است.
سرولیم میور می نویسد: قرآن با دلادل فطرت خدارا بالاترین وجود هستی را اثبات نموده وانسان را برای اطاعت او مجبور ساخته است.
مسترجی. تی .می نویسد: قرآن تعداد نا محدودی از افراد بشر را مورد اثرخود قرار داده است. ابتکار و اکتشافات دنیای جدید هم نیاز به قرآن را واضح نموده است.
مستر امانوئل دی انش می نویسد: نور قرآن در این وقت در اروپا نمایان شده است وظهور این نور از زمانی است که تاریکی بر دنیا احاطه کرده بود واز این نور علم، عقل مرده یونان زنده شد.
مستر ایچ الیس لیدر می نویسد: توسط قرآن حکمت و فلسفه به ظهور پیوست وچنان ترقّی کرد که بر حکومتهای بزرگ اروپا برتری یافت.
حدیثی از پیامبر اکرم (ص) درباره تاثیر قران بر موفقیت انسان
پیامبر اسلام فرمودند:حکایت قران ومردم حکایت زمین وباران است :درحالیکه زمین مرده وخشکیده است،ناگاه خداوند بر آنباران میفرستد وزمین تکان میخورد ،سپس بارانهای تند را فرو میریزاند وزمین تکان دیگری میخورد ورشد میکند ،آنگاهپشت سر هم نهرها را از دره ها جاری میسازد تا آنکه زمین میروید وگیاهان بالیدن میگیرند وخداوند آنچه را مایه آراستگی زمین وخوراک مردم وحیوانات است از دل آن بیرون میآورد .قرآن نیزمردمی را که آن را بپذیرند چنین میکند .کنز العمال
![]() | |||
|
دهه ی فجر
دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میكردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما، احساسات، گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد



سلام بر تو ای مطلعِ فجر. ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی. خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم.
بیست و دوم بهمن، در حکم عید غدیر است؛ زیرا در آن روز بود که نعمت ولایت، اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهى، براى ملت ایران صورت عملى و تحقق خارجى گرفت. .............................................................................................................................
دهه فجر، یادبود حیات دوباره ملت ایران و کشور عزیز ماست. مردم این ایام را جشن مىگیرند و حق دارند جشن بگیرند.
.............................
...................................
.... 
............................................
...................
یادبود دهه فجر، خود مانع بزرگى در راه تحقق این هدف است. سعى مىکنند انقلاب را از یاد مردم ببرند؛ اما دهه فجر، انقلاب را به یاد مردم مىآورد. سعى مىکنند امام را از یاد مردم ببرند؛ اما دهه فجر، تجسّم اراده و عظمت امام بزرگوار ماست.
.........
.....................................
.........................
......................
.........................................
دهه فجر براى کشور ما یک فرصت تاریخى بود و ملت ما را از یک حصار بسیار خطرناک خارج کرد. تا وقتى یک ملت در حصار استبدادِ یک حکومت وابسته و فاسد و ضدّ مردم و ضدّ فرهنگ و دین قرار دارد، هیچ چیز زیبا و مطلوبى که زندگى آنها را از لحاظ مادّى و معنوى اعتلاء بخشد و پیش ببرد، نمىتواند در بین آنها پا بگیرد.
..........
...................
...................................
..........
...........................
..................................
دهه فجر مظهر شکوه وعظمت وفداکاری ملت ایران است.
............................................................
.........................................
.........
........................
دهه ی فجر
نه قلـب پیـر و جـوان پر شـد از محبــت او حبـیب قــلب مصفــای نـو نـهـــالان شــد
به سردی دی و بهمن که ناله یخ می زد صفــای آمــدنـش گـرمــی بـهــاران شــد

دگر بار عطر روحبخش ماه بهار انقلاب اسلامی، ماه پرخاطرۀ بهمن 1357 ، در فصل خزان و سرما به مشام تمام وفاداران انقلاب اسلامی می رسد و تمامی مردم انقلابی و مبارز ایران اسلامی را سرشار از شور و حماسه ی حضور می سازد . و اینک در سومین سال از دهه عدالت و پیشرفت ، و در سی و سومین سالگرد بهار پیروزی انقلاب اسلامی و آستانه ی ایام الله دهه مبارک فجر سال 1390 به پاس فداکاری ها و ایثار تمامی رزمندگان و مردم غیور و شهید پرور ایران اسلامی نام ، یاد و خاطره آن عزیزان گلگون کفن را گرامی داشته و با ادای احترام به مقام شامخ و رفیع آن شهیدان و رزمندگان ، طنین پیام سرخ حسینی شهدای انقلاب اسلامی را در گوش جهان فریاد می کنیم .
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی دهۀ فجر انقلاب اسلامی با توجه به شرایط و مقتضیات سال جاری در داخل کشور و انتشار امواج خروشان بیداری اسلامی در اقصی نقاط جهان و برپایی خیزش ها و قیام های مردمی در کشورهای تحت نظام های سلطه حکام دیکتاتور ودست نشاندۀ غربی و با هدف ترویج و تعمیق آرمان های والای انقلاب اسلامی ، حفاظت و حراست و اعتلای هویت ملی اسلامی - ایرانی در عرصه های پیش روی داخلی و بین المللی ، افزایش امید و نشاط و پویایی و تجدید قوای نیروهای انقلاب اسلامی و گسترش مشارکت عمومی اقشار مختلف مردم و تقویت همبستگی عمومی ، وحدت و وفاق ملی به نامگذاری ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی به شرح زیر اقدام کرد .
عناوین ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی ـ 1390
چهارشنبه - 12/11/1390 ـ شهادت امام حسن عسگری (ع) ـ بازگشت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی انقلاب اسلامی ، امامت حضرت ولی عصر (عج) ، امام خمینی (ره) ، ولایت و رهبری
پنجشنبه - 13/11/1390 - انقلاب اسلامی ، ایمان ، جهاد ، شهادت
جمعه - 14/11/1390 - روز فناوری فضایی - انقلاب اسلامی، انتظار فرج ، حاکمیت جهانی اسلام و استکبار ستیزی
شنبه - 15/11/1390 - انقلاب اسلامی ، جهاد اقتصادی ، فرهنگ و احیای ارزشهای اسلامی
یکشنبه - 16/11/1390- آغاز هفته وحدت - انقلاب اسلامی ، قرآن، بصیرت دینی و وحدت امت اسلامی
دوشنبه - 17/11/1390- انقلاب اسلامی ، رسالت و منزلت زن مسلمان
سهشنبه - 18/11/1390- انقلاب اسلامی ، جوانان ، خودباوری و نهضت علمی
چهارشنبه - 19/11/1390- روز نیروی هوایی انقلاب اسلامی ، آمادگی دفاعی ، بسیج و اقتدار ملی
پنجشنبه - 20/11/1390 - انقلاب اسلامی ، عدالت گستری ، مردم سالاری دینی و حمایت از مستضعفان
جمعه - 21/11/1390 ـ روز احسان و مهرورزی ـ میلاد حضرت محمد (ص) - میلاد حضرت امام جعفر صادق (ع) - انقلاب جهانی اسلام ، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و بیداری اسلامی
شنبه - 22/11/ 1390- پیروزی انقلاب اسلامی - انقلاب اسلامی ، استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی
نشاط سحر
خیزید که هنگام نشاط سحر آمد ... شب رفته و خورشید ز مشرق به در آمد
برپا شده صد ولوله در گلشن توحید ... کز بام فلک مرغ صبا خوش خبر آمد
آمد پی ایجاد سحر ناجی خورشید ... بر جان خدایان دروغین تبر آمد
خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها)در شام
بسمه تعالی
آغاز خطبه حضرت زینب علیهاسلام
پس از آنکه یزید چوب به لب و دندان حسین علیه السلام زد و اشعار کفر آمیزی خواند، زینب به پا خواست و این خطبه را ایراد فرمود:
« به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند جهانیان را حمد و سپاس میگویم و بر پیامبر اسلام و خاندان او درود می فرستم. خداوند متعال حقیقت را نیکو بازگو فرمود، آنجا که در قرآن بیان داشت: « کار کسانی که زشتکاری و گناه انجام دادهاند، به جایی رسید که آیات خدا را دروغ شمردند و آنها را به مسخره گرفتند.»
آری؛ کلام خدا راست و عین حقیقت است. یزید! از این که زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفتهای و ما را همانند اسیران کافر به این شهر و آن شهر کشاندهای، گمان کردی که ما نزد خدا خوار و پست شدیم و تو در پیشگاه او منزلت یافتی؟ با این تصور خام و باطل، باد به غبغب انداختهای و با نگاه غرورآمیز و نخوت بار به اطراف خود مینگری، در حالیکه شادمانی از اینکه دنیایت آباد شده و بر وفق مرادت است و مقام و منصبی را که حق ما خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، در دست گرفتهای.
اگر چنین خیال باطلی در تو پیدا شده، لحظهای بیندیش! مگر تو فراموش کردهای کلام خدا را که میفرماید:« آنان گمان نکنند که مهلت یافتن خیر و سعادتشان است. نه تنها به نفعشان نیست، بلکه برای آن است که بر گناهان خود بیافزایند و برای آنان عذاب ذلت آمیز ابدی در پیش است.»
اشاره به منزلت خاندان پیامبر
ای فرزندان بردگان آزاد شده! آیا عدالت این است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران پیامبر خدا را در میان نامحرمان به اسارت بگیری؟ زنان و کنیزان خود را پوشیده نگاه داری، ولی خاندان رسالت را با دشمنانشان در شهرها و آبادیها بگردانی تا بادیه نشینان، خویشان و غریبهها و اراذل و اشراف آنان را ببینند؛ در حالی که کسی از مردان آنان همراهشان نیست و سرپرست و حمایت کنندهای ندارند؟
چگونه امید خیر میتوان داشت از فرزند کسی که میخواست با دهان خود جگر پاکان را ببلعد و گوشت و خون او از شهیدان اسلام روییده است؟ چگونه میتوان انتظار کوتاه آمدن از کسی داشت که همواره با بغض و دشمنی و کینه و عداوت به خاندان ما نگریسته است؟
یزید! این جنایات بزرگ را انجام دادهای، آنگاه نشستهای و بی آنکه خود را گناهکار بدانی یا جنایات خود را بزرگ بشماری، با خود ندا سر میدهی که ای کاش پدران من حضور داشتند و از سر شادمانی و سرور فریاد بر میآوردند و میگفتند: « ای یزید! دست مریزاد»؟ این جمله جسارت آمیز را میگویی، در حالی که با چوبدستی بر دندانهای مبارک سید جوانان بهشتی میکوبی؛
زهی بیشرمی و بیحیایی! چگونه چنین یاوهسرایی نکنی؟
تو بودی که زخمهای گذشته را شکافتی و دست خود را به خون پیامبر آغشته ساختی و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب نسل جدید را خاموش نمودی و اکنون پدران خود (نسل شرک و بت پرستی) را ندا میدهی و گمان داری که با آنان سخن میگویی.
به زودی خودت به جمع آنان ملحق میگردی و در آن جایگاه، عذابی ابدی در انتظار توست که آرزو میکنی ای کاش دستم شکسته و زبانم لال میشد و هرگز چنین کارهای ناشایستی را انجام نمیدادم.
یزید پاسخگو در محشر
پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از آنان که بر ما ظلم کردند، انتقام بکش و آتش غضب را بر کسانی که خون ما و حامیان ما را ریختند، فرو فرست. یزید! بدان که با این جنایت هولناک، پوست خود را شکافتی و با این عمل وحشیانهات، گوشت خود را پاره کردی. به زودی در عرصه محشر به محضر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم کشانده خواهی شد در حالی که بار سنگینی از مسئولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت خاندان و پارههای تنش را بر دوش داری. آن روز همان روزی است که خداوند همه پراکندهها را یکجا جمع مینماید و حق هر حقداری را به صاحبش باز میگرداند.
مقام بلند شهید نزد خداوند
« گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدهاند، مردگانند؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگار خود، روزی میخورند.» ای یزید! برای تو همان بس که خدا در کارت داوری کند و پیامبر دشمنت باشد و جبرئیل نیز از او حمایت کند. به زودی آنان که تو را حمایت کردند و بر این جایگاه نشاندند و بر گرده مسلمانان سوار نمودند، درخواهند یافت چه ستمگری را انتخاب نمودند. به زودی درخواهید یافت که کدامیک از شما بدبختتر و پستتر از همگان هستید.
ای فرزند معاویه! اگرچه سختیها و پیشامدها و فشار روزگار، مرا در شرایطی قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهریات می بینم و بسیار توبیخ و سرزنش میکنم. چگونه سرزنش نکنم در حالی که چشمها در فراق دوستان، گریان و دلها در فراق عزیزان، سوزان است.
شکایت به پیشگاه خداوند
آه! چه شگفت انگیز است که مردان بزرگ حزب خدا به دست شیطان کشته شوند! دستان جنایتکار شما، به خون ما خاندان پیامبر آغشته شده است و دهانتان از گوشت ما پر و مالامال است. آری! راستی جای شرم نیست که آن بدنای پاک و پاکیزه روی زمین بمانند و گرگهای بیابان به سراغ آنها بروند و تو مغرور و سرمست، بر اریکهی قدرت تکیه زنی و به خود ببالی؟
ای پسر ابوسفیان! اگرچه تو امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت شمردهای و به آن میبالی، طولی نمیکشد که مجبور میگردی غرامت و تاوان آن را پس دهی. البته در روزی که هیچ نوع اندوخته نیک و مفیدی همراه نداشته باشی و مجبور باشی به تنهایی سزای اعمال خود را بچشی. « و خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمیورزد.» ما از بیدادگریهای تو، به پیشگاه او شکایت میبریم؛ و او تنها پناهگاه و امید ماست.
یاد ائمه در دلها باقی است
زید! هر آنچه میخواهی مکر و فریب و سعی خود را به کار گیر، ولی بدان که هر چه تلاش و مکر به کارگیری، باز هرگز توان آن را نداری که ذکر خیر ما را از یادها بیرون ببری. هرگز قدرت نداری که وحی ما را نابود و ذکر ما را خاموش سازی و به آرزوی پلید و دیرینه خود نایل شوی. سعی و تلاش تو هرگز نخواهد توانست ننگ و عار اعمالت را از دامنت پاک سازد.
هرگز! هرگز! آگاه باش که عقل تو بسیار ناتوان، و دوران زندگی و عیشت به سرعت از بینرفتنی و جمع تو رو به زوال و پریشانی است. روزی فرا می رسد که منادی حق فریاد بر میآورد:« لعنت خدا بر ستمکاران و بیدادگران باد!»
اکنون من نیز حمد خدا را میگویم که سر آغاز زندگی دودمان ما را با سعادت و آمرزش قرین ساخت و پایان زندگی ما را با شهادت سرشار از رحمت به پایان برد.
فضل برای شهداء
از خداوند متعال میخواهم ثواب و فضل خویش را بر شهیدان تکمیل فرماید و اجر و مزد آنان را افزون سازد و امانتداری و جانشینی ما را از آنان به ترتیب خوب و نیکو قرار دهد؛ زیرا خداوند بخشنده و مهربان است. او تنها پناهگاه و امید ما و نیکوکارترین و بهترین وکیل و مدافع حق ماست.»
یزید پس از شنیدن این سخنان گفت:« فریاد ناله و صیحه زنندگان بسی پسندیده است و حق است زنان داغدیدهی نوحهگر از غصه جان از بدنشان خارج شود.» سپس با بزرگان شام مشورت کرد که با اسیران چه رفتاری کند.
آنان توصیه کردند همهی اسیران را بکشد، ولی نعمان بن بشیر گفت: « فکر کن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با اسیران چگونه رفتار میکرد، تو نیز همانگونه رفتار کن.
منابع:
· لهوف سید بن طاووس، ص 215 و 221.




