نتایج المپیاد آزمایشگاه شیمی ناحیه یک کرج

به نام خدا

آزمون المپیاد آزمایشگاه شیمی در  مرحله تئوری در تاریخ ۲/۱۲/۹۰ با مشارکت ۱۸ مدرسه و ۸۴ دانش آموز در محل گروههای آموزشی ناحیه یک کرج  برگزار شد و ۸ نفر از برگزیدگان آن به مرحله عملی راه پیدا کردند . مرحله عملی در تاریخ ۹/۱۲/۹۰ برگزار و دو نفر برگزیده به اداره کل جهت شرکت در مسابقه استانی معرفی شدند .

۱ - خانم نگار کاظمی                  از دبیرستان شهید کلانتری ( شاهد )

۲ - خانم مهدیه صیادی نژاد         از مدرسه رهبر

زمان برگزاری مسابقات استانی سه شنبه ۵/۲/۹۱ ساعت ۳۰/ ۸ صبح در محل پژوهش سرای دانش آموزی ناحیه یک خواهد بود .

عرض تبریک عید نوروز

براستی رسیدن ایه عید سعید باستانی همراه با روئیدن جوانه ها و درختان و نى شدن جسم ها و جانهای عاشقان را تبریک و تهنیت گوییم . دلهامان را نزدیک ، دستهامان را به همدیگر بدهیم و در سال جدید با یاری هم منظری زیبا و زندگی خاطري اوگیس خلق کنیم .

ای خدای دگرگون کنىدي دلها و دیدي ها

ای تدبیر کنىدي روز و شب

ای دگرگون کنىده ي حالی به حالی دیگر

حال مارا به بهترین حال دگرگون کن

درشکفتن جش نوروز برایت در هم ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از هم نعمتهای خدادادی آرزومىدم.

تاریخچه کاخ نیاوران

  


ابتدا شاهان قاجار این مکان خوش آب و هوا را جهت اقامت ییلاقی خویش برگزیدند.
کاخ نیاوران

فتحعلی شاه قاجار برای تفریحات تابستانی خود دستور می دهد تا در منطقه ای خوش آب و هوا خارج از شهر تهران که وسعتی بسیار کمتر از امروز داشت باغی مصفا بسازند. درکنار روستایی که «گُرده وی» یا «گُرده به»خوانده می شد و در نیاوران امروز قرار داشت به جای نیزاری که در همسایگی روستا واقع بود باغ را ساختند. باغ ییلاقی فتحعلی شاه که در جای نیزار ایجاد شد را «نی آوران» نامیدند که بعدا به نام «نیاوران» مشهور شد. محمد شاه نیز در همین باغ بنای کوچک و ساده ای بنا کرد و به دنبال او ناصرالدین شاه «کاخ صاحبقرانیه» را در این باغ ساخت. آخرین بنایی که در دوران قاجار در این باغ ساخته شد مشهور به کوشک احمدشاهی است. 

در زمان حکومت پهلوی دوم، برخی از بناهای کوچک این باغ تخریب شد و کاخ اختصاصی نیاوران با سبکی مدرن جهت سکونت وی و خانواده اش ساخته شد. 

اکنون محوطه کاخ شامل کاخ اختصاصی نیاوران، کاخ صاحبقرانیه، کوشک احمدشاهی و گلخانه ها و مدرسه اختصاصی پهلوی می باشد.

اولین بنای قصر نیاوران در سال 1267 هـ . ق آغاز شد. این قصر در سال‌های بعد، بار دیگر ساخته‌شد و یا در شكل ظاهری آن تغییرات عمده‌ای لحاظ گردید

در سال 1357 این کاخ توسط نیروهای انقلابی تسخیر شد و در سال 1360 به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل داده شد.

با آغاز حكومت قاجارها، آقا محمد خان قاجار بنیانگذار حكومت قاجار و فتحعلی شاه كه بعدا جانشین او شد، باعث دگرگونی شهر تهران شدند. شهر تهران زیر نظر فتحعلی شاه (1834-1797) دوباره احیاء شد. او اقامتگاه سلطنتی را تزیین كرد و دستور ساخت محل سكونتی به نام بادگیر و اندرونیش را در آنجا داد.

کاخ نیاوران

گستردگی شهر تهران از قرن نوزدهم آغاز شد. فتحعلی شاه و جانشینانش تعدادی باغ در شمال تهران بر دامنه‌های رشته كوه البرز بنا كردند كه بعدها منطقه ییلاقی شمال تهران را تشكیل داد. یكی از این كاخ‌های سلطنتی كوهپایه‌ای كاخ نیاوران است كه گذار زمانی طولانی به درازای یكصد و شصت سال در دوران پرفراز و نشیب تاریخ معاصر ایران، وقوع حوادث گوناگون و برگزاری مجالس، مراسم و مناسبت‌های بسیار در عرصه كاخ باشكوه “صاحبقرانیه“، این عمارت عظیم ییلاقی پادشاهان قاجاری را به مثابه فضایی شاخص در صحنه وقایع سیاسی دو قرن اخیر در ایران مطرح می‌نماید.

قصر نیاوران در باغی در دهكده نیاوران ساخته‌شد، فتحعلی شاه و محمدشاه هریك منزلگاه ییلاقی در این مكان ساخته‌بودند و ناصرالدین شاه با تخریب آن، خود قصر نیاوران را ساخت. در سی‌امین سال حكومت ناصرالدین شاه، قصر نیاوران به قصر صاحبقرانیه تغییر نام داد. زیرا در آن زمان هر سی سال یک قرن به حساب می آمد و ناصرالدین شاه به همین دلیل خود را صاحب قران نامید و نام این کاخ را صاحبقرانیه نهاد. اولین بنای قصر نیاوران در سال 1267 هـ . ق آغاز شد. این قصر در سال‌های بعد، بار دیگر ساخته‌شد و یا در شكل ظاهری آن تغییرات عمده‌ای لحاظ گردید.   همانگونه كه ذكر شد، در سال 1267 هـ . ق ناصرالدین شاه دستور داد عمارت جدید سلطانی را در قصبه نیاوران بنا كنند و بازاری مشتمل بر یكصد باب دكان در نیاوران بسازند.

اکنون محوطه کاخ شامل کاخ اختصاصی نیاوران، کاخ صاحبقرانیه، کوشک احمدشاهی و گلخانه ها و مدرسه اختصاصی پهلوی می باشد

در سال 1268 هـ . ق ناصرالدین شاه دستور عزل میرزا تقی خان امیركبیر از صدارت را داد و و به جای وی میرزا آقاخان اعتمادالدوله به صدارت نشست. در همین سال در قصر نیاوران مراسم سلام عید فطر به طور رسمی صورت گرفت و تشریفات رسمی نظام انجام شد و برای اولین بار در این قصر هیئت‌های خارجی به حضور ناصرالدین شاه رسیدند. با برگزاری این مراسم با شكوه، قصر نیاوران در كنار قصرهای دیگر ناصری قرار گرفت. بدین ترتیب این قصر درست در سالی كه مدرسه دارالفنون افتتاح گردید، مورد استفاده ناصرالدین شاه قرار گرفت. هرچند قبل از اتمام كارهای ساختمانی آن، ناصرالدین شاه بارها در آن بیتوته كرده بود. كاخ موزه نیاوران

بنای كاخ اصلی نیاوران در سال 1346 ش به اتمام رسید. این كاخ در سال 1347 ش مورد بهره‌برداری قرار گرفت. بنای رفیع و زیبای كاخ نیاوران و همچنین تزیینات هنرمندانه‌ای كه در ساخت آن به كار رفته مانند گچبری و كاشیكاری‌های درون و بیرون بسیار چشمگیر و قابل توجه است. این بنا دارای چند طبقه است.

کاخ نیاوران

ورودی بنا در ضلع جنوبی قرار دارد که به وسیله چندین پله از کنار حوض بیضی شکل پوشیده از کاشی، به کوشک منتهی می شود .

طبقه همکف این عمارت شامل یک هال با حوضی از جنس مرمر در وسط می باشد و 6 اتاق و 2 راهرو در اطراف آن قرار دارند. اشیاء تزئینی از جنس نقره، برنز، عاج، چوب، هدایایی از کشورهای مختلف مثل هند، تابلوهای نقاشی و گوبلن و نشانها و مدالها در این فضا به نمایش در آمده است همچنین ویترینی شامل اشیاء و سنگهای معدنی تزئینی، سنگی از کره ماه و چندین فسیل گیاهی و حیوانی در معرض دید قرار دارند .

طبقه دوم عمارت از یک سالن مرکزی و ایوان سرتاسری چهارطرفه تشکیل شده است. در چهار طرف سالن مرکزی که به عنوان اتاق موسیقی استفاده می شد، قفسه چوبی ویترین دار نصب شده است. دور تا دور ایوان را 6 ستون با مقطع مربع قطور با نمای آجری بدنه و 26 ستون مدور با نمای گچی فرا گرفته است. نقش شیر و خورشید گچبری شده بر پیشانی دیواره ضلع شمالی ایوان به چشم می خورد .

بعد از انقلاب اسلامی، این كاخ به میراث فرهنگی سپرده شد و در سال 1365 در آن به روی مردم باز شده است. این مجموعه از كاخ صاحبقرانیه، موزه جهان‌نما و كوشك احمد‌شاهی تشكیل شده است.

اصل چهار ترومن چیست؟

اصل چهار ترومن که در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران سابقه ی طولانی دارد در سال ۱۹۴۹ از طرف ترومن رییس جمهور آمریکا اعلام شد.علت شهرت این برنامه به اصل چهار این است که ترومن آن را در بخش چهارم نطق افتتاحیه ی دوره ی دوم ریاست جمهوری خودعنوان کردودر ضمن آن گفت که آمریکا و کشورهای ثروتمند موظف به کمک به کشورهای فقیر هستند.براساس همین سخنرانی برنامه ای تنظیم شد که در آغاز فقط منحصر به کشورهای فقیربود اما از سال ۱۹۵۰ کنگره اعتبارات خاصی برای آن اختصاص داد وبرنامه ی اصل چهار در کنار کمک های فنی و مالی به طرح های توسعه و تعمیم فرهنگ و بهداشت در کشورهای در حال رشد به پایگاهی برای توسعه ی نفوذ سیاسی آمریکا در این کشورها تبدیل شد.

اسامی ماه های  سال درتقویم های مختلف

 هجری شمسی  

میلادی

 هجری قمری

ه.شمسی به عربی   

رومی

 ترکی

هخامنشی

   فروردین  

ژانویه

 محرم  

حمل(بره)

  آذار    

بیرنجی

چمن آرا  

اردیبهشت

فوریه

صفر

   ثور(گاو)  

نیسان

 ایکنده  

گل آور  

خرداد

 مارس  

ربیع الاول  

جوزا(دوقلو)  

ایتار

 اوخجی  

جان پرور

تیر

  آوریل   

ربیع الثانی  

سرطان(خرچنگ)  

حزیران

درطونجی

گرماخیز

مرداد

مه

جمادی الاول  

      اسد(شیر)  

تموز

بشنجی

  آتش بیشه

شهریور

   ژوئن  

جمادی الثانی  

سنبله(خوشه گندم)

آساماه(آب)  

آلتنجی

    جهان بخش

مهر

   ژوئیه  

رجب

 میزان(ترازو)  

ایلول

یدنجی

  دژخو

 آبان  

اوت

 شعبان  

عقرب(کژدم)

  تشرین اول  

سکنجی

 باران خیز  

آذر

سپتامبر 

 رمضان  

قوس(کمان)

 تشرین آخر  

طوقونجی

 اندوه خیز  

دی

اکتبر 

شوال

  جدی(بزغاله)  

کانون اول  

اونونجی  

سرماده

 بهمن  

نوامبر

 ذیقعده  

دلو(ظرف آب)  

کانون آخر  

اون بیرنجی  

برف آور  

اسفند

 دسامبر  

ذیحجه  

 حوت(ماهی)

شباط

  حفشاط

 مشکین فام  

تذکر: این ماه ها معادل هم نیستند.

برنامه پیشنهادی اجرایی و امتحانی نقشه کشی عمومی و معماری و سازه کار و دانش

برنامه پیشنهادی اجرایی و امتحانی نقشه کشی عمومی و معماری و سازه کار و دانش

نقشه کشی معماری

نقشه کشی عمومی

نقشه کشی سازه

عيد از ديدگاه قرآن کريم و سخن بزرگان

عیدانه

عيد از ديدگاه قرآن کريم و سخن بزرگان

 کلمه “عيد” در قرآن کريم يک بارآمده است (سوره مائده، آيه 112:)
قال عيسى بن مريم اللهم ربنا انزل علينا مائده من السماء تکون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منک وارزقنا و انت خيرالرازقين. صدق الله العلى العظيم
ريشه واژه عيد از عود مى‌باشد و آن به معناى برگشتن و برگشت دادن است، تغيير انسان و گرديدن خودمان از حالتى به حالت ديگر را “عيد” مى‌گويند.
حضرت علي(علیه السلام) در نهج‌البلاغه مى‌فرمايند:
کل يوم لايعصى الله فيه فهوم يوم عيد: هر روزى که آن روز را از نور اطاعت حق تعالى روشن سازى و خواست خداى بزرگ و فرمان او را بر خويشتن حاکم سازى و در آن روز معصيت خداوند بارى‌تعالى انجام نشود آن روز “عيد” است.
مولانا جلال‌الدين بلخى در مورد “عيد” مى‌فرمايد:

عيد بر عاشقان مبارک باد
عاشقان عيدتان مبارک باد
عيد ار بوى جان ما دارد
در جهان همچون جان مبارک باد
بر تو اى ماه آسمان و زمين
تا به هفت آسمان مبارک باد
عيد آمد به کف نشان وصال
عاشقانه اين نشان مبارک باد

آرى عيد ما روزى است که وظيفه بر غريزه پيروز شده است. حيوان غريزه دارد و فرشته وظيفه؛ انسان هم غريزه دارد و هم وظيفه و انسان سعادتمند آن کسى است که وظيفه را فداى غريزه نکرد.
بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خميني(ره) در مورد عيد مى‌فرمايند: “عيد براى ما يک معنى دارد و براى ابراهيم خليل(علیه السلام) و براى پيامبران ديگر(علیه السلام) يک معناى ديگر دارد. آنها “عيدي”‌که مى‌گيرند “عيد لقاءالله است.”
پس عيدى که از نظر امام(ره)، اوليا و اوصيا و مردان آزاده خداوند مهربان مى‌گيرند ملاک و ميزان سنجش آن “عمل” و عملى است که فقط براى رضاى حضرت دوست(علیه السلام) انجام مى‌دهند، يعنى عمل قربانى کردن اسماعيل(علیه السلام) و شکستن بت‌هاى بتخانه، داخل آتش افتادن، تنها گذاشتن همسر و فرزند در بيابان بدون آب همه اين عمل‌ها از سوى حضرت ابراهيم(علیه السلام) “عيد” محسوب مى‌شد.
پيروزى حضرت يوسف(علیه السلام) در برابر نفس اماره و در برابر وسوسه‌هاى گناه‌آلود زليخا، اين عمل هم براى آن پيامبر عزيز(علیه السلام) “عيد” به حساب مى‌آمد.
ترک همسر و فرزند گناهکار براى هميشه از جانب نوح پيامبر(علیه السلام) اين عمل او نيز “عيد” بود و صبر حضرت ايوب(علیه السلام) در برابر ناملايمات و بلاهاى زندگى اين عمل صبر ايشان نيز”عيد” بود. دعا کردن براى بخشش خداى مهربان از سوى حضرت آدم و حوا(علیه السلام) نيز بعد از اجابت از سوى پروردگار اين عمل آنها هم “عيد” بود. در بستر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و به جاى ايشان به استقبال مرگ رفتن از سوى حضرت علي(علیه السلام) نيز “عيد” محسوب مى‌شد.
بيمه کردن اسلام با تقديم خون خود و فرزندان گرامى و ياران وفادارش و اسيرى خاندانش از سوى آقااباعبدالله‌الحسين (علیه السلام)اين عمل ايشان نيز‌”عيد” محسوب مى‌شد و در زمان عطش فراوان و ديدن آب و نخوردن آب نه تنها از سوى ما در ايام روزه‌دارى بلکه از سوى ماه بنى‌هاشم حضرت ابوالفضل العباس يعنى “عيد”‌ و به قول حضرت امام(ره) “لقاءالله” است.



 

آموزش زبان انگلیسی دوره راهنمایی

آموزش زبان انگلیسی دوره راهنمایی

 گوش دادن فعال

فوايد و كاركردها گوش دادن
1
تمركز بر پيام هاي ديگران
2
برداشت كامل و درك مناسب تر منظور ديگران
3
ابراز علاقه، نگراني و توجه به ديگران
4- تشويق ديگران به بيان و ابراز آزادانه و صادقانه مسائل خود
5
تقويت ارتباط و تعامل خود با ديگران
6
افزايش تفاهم ما با ديگران
7
جلوگيري از سوء تفاهم ها
8
افزايش قدرت يادگيري
9
كمك به خودآگاهي و گسترش شناخت از خود و ديگران
10
افزايش روحيه ي مشاركت جويي و كار گروهي

مهارت هاي اساسي گوش دادن فعال
1
مهارت توجه :
يعني توجه جسمي و غير كلامي به طرف مقابل كه به او نشان دهد دقيقاً به صحبت هاي او گوش مي دهيم مثلاً هنگام گوش دادن با بدني مايل به جلو، در فاصله ي مناسب، رو در روي گوينده قرار گرفته و نگاه ما تا شعاع نيم متري صورت گوينده باشد، ضمن پرهيز از رفتارهاي حواس پرت كن (بازي با كليد و سكه و...) سعي كنيم شنونده اي خشك و بي حركت نباشيم و محيط گفتگو را از عوامل مزاحم و ترس آور دور كنيم.
2
مهارت پي گيري :
گاهي گوينده نگران و هيجان زده است كه در حالت هاي چهره، تُن صدا و رفتارهاي او نمايان مي شود، در اين صورت بايستي بدون زورگويي او را به صحبت كردن دعوت كنيم. مثلاً با استفاده از جملات در باز كن (امروز سرحال به نظر نمي رسي! خب !
بعد چي شد! ادامه بده ! ) با استفاده از كلمات تشويقي كوتاه (هوم درسته
بله و ...) با استفاده از سؤال هاي كوتاه و باز و يا حتي گاهي سكوت توأم با توجه و مشاهده ي او مي تواند اين موانع را از ميان بردارد.

3
مهارت انعكاسي :
يعني انعكاس توضيحات و احساسات و معاني درك شده از گوينده به خود او كه نشان دهنده ي درك و فهم و پذيرش او نزد شنونده است.
راهكارهاي عملي گوش دادن فعال
1
براي درك بيشتر گوينده به علايم غيركلامي (زبان بدن) او توجه كنيم.
2
خود را به جاي گوينده قرار داده و سعي كنيم دنيا را از ديدگاه او ببينيم و درك كنيم.
3
با طرح سؤالاتي از خود، حساسيت گيرندگي مان را افزايش دهيم. مثلاً ( چرا او حالا اين موضوع را به من گفت ؟ - منظور او چيست؟ - نكات اصلي حرف او چيست ؟ و...)
4
به ياد داشته باشيم كه سرعت متوسط تكلم انسان بين 125 تا 175 كلمه در دقيقه است. در صورتي كه سرعت متوسط تفكر انسان بين 400 تا 800 كلمه در دقيقه است. از اين فرصت براي پردازش اطلاعات گوينده خوب استفاده كنيم.
5
عوامل حواس پرتي را به حداقل برسانيم از جمله :
- بازي كردن با كليد و سكه و ...
- تكان خوردن يا حالت عصبي
- ضرب گرفتن روي ميز با انگشتان
- جا به جا شدن مكرر
- تماشاي تلويزيون
- سر تكان دادن به عابرين
- روزنامه خواندن و .....
6
ارتباط چشمي مناسب برقرار كنيم. نه آن قدر خيره شويم كه گوينده را معذب كنيم و نه آن قدر به او نگاه نكنيم كه تصور كند به ارتباط با او علاقه اي نداريم .
7
موانع فيزيكي را از بين ببريم مثلاً در دفتر كار خود، از پشت ميز بيرون آمده و در كنار او بنشينيم و صحبت كنيم.
8
بهتر است به گونه اي بنشينيم كه بدن ما كمي متمايل به جلو و به طرف گوينده باشد.
9
احساسات درك شده اش را به او انعكاس دهيم مثلاً ( گويا موضوعي باعث خوشحاليت شده ؟! ، غمگين به نظر مي رسي ! و ...)
10
با بيان عباراتي گوينده را به ادامه ي صحبت تشويق كنيم مثلاً (خب خُب! - بعد چي شد؟ - جدي ؟!
واقعاً ؟! و ...)
11
گوينده را با سؤالات پي در پي بمباران نكنيم كه احساس كند مورد بازجويي قرار گرفته است.
12
در گوش دادن به مطالب مهم ،از يادداشت برداري نكات كليدي غفلت نكنيم.
13
درك خود را از احساسات گوينده بيان كنيم مثلاً (به نظرم اين موضوع شما را ناراحت كرده !)
14
گاهي موضوعات مهم مطرح شده را به گوينده يادآور شويم تا ميزان درك خود را مورد ارزيابي قرار دهيم مثلاً ( چند دقيقه اجازه دهيد ببيننم درباره چه چيزهايي صحبت كرديم ، اول ....)
15
منظور گوينده را با كلمات خودش به او انعكاس دهيم.
16
براي خوب گوش دادن و درك بهتر گوينده ضروري است تلاش نماييم برخي خصوصيات و توانايي ها را در خود افزايش دهيم، براي مثال تحقيقات نشان داده است كه : - كساني كه خزانه ي واژگان غني تري دارند، شنوندگان بهتري هستند.
- كساني كه پيشرفت تحصيلي بهتري دارند، توانايي گوش دادن آن ها نيز بيشتر است.
- زنان در تفسير و تشخيص پيام هاي غيركلامي از مردان كارآمدترند.
- معمولاً افراد درونگرا، شنوندگان بهتري هستند.
17
تا وقتي كه گوينده مطلب خود را تمام نكرده و يا منتظر پاسخ نيست، سخن او را قطع نكنيم.
18 - موقع شنيدن سخناني كه خوشايند ما نيست و يا مخالف خواسته ها و تمايلات و افكار ما هستند، صبر و شكيباني از خود نشان داده و با علايم كلامي و غيركلامي نامناسب از خود عكس العمل نشان دهيم.
19
عوامل مزاحم را از محل گفتگو دور كنيم ، مانند : (خاموش كردن راديو، تلويزيون، ضبط صوت در صورت ضرورت قطع تلفن و يا نصب و يا نصب كاغذي بر روي در اتاق با عنوان لطفاً مزاحم نشويد)
20
سدها و موانع ارتباطي اكيداً پرهيز كنيم از جمله :
- دستور دادن، تهديد كردن و ترساندن
- موعظه ، نصيحت و سخنراني كردن
- قضاوت و انتقاد كردن
- ارائه ي دلايل منطقي و يا راه حل
- تحقير ، توهين و ناسزا
21
در پرسش، از سؤال هاي كوتاه و باز استفاده كنيم.

  نامه‌ي ابراهام لينکن به آموزگار فرزندش

   او بايد بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند. امّا به فرزندم بياموزيد که به ازاي هر شيّاد، انسانهاي صديق هم وجود دارند. به او بگوئيد در ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر باهمتي هم وجود دارد. به او بياموزيد که در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. مي‌دانم که وقت مي‌گيرد؛ امّا به او بياموزيد که اگر با کار و زحمت خويش يک دلار کاسبي کند، بهتر از آن است که جايي روي زمين پنج دلار پيدا کند.

   به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذّت ببرد. او را از حسادت بر حذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد. اگر مي‌توانيد به او نقش مهم کتاب را در زندگي آموزش دهيد. به او بگوييد تعمّق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گل‌هاي درون باغچه، به زنبورها که در هوا پرواز مي‌کنند، دقيق شود.

   به فرزندم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود شود، امّا با تقلّب به قبولي نرسد. به او ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم رفتار کند و در مقابل زورگويان تسليم نشود. به عقايدش ايمان داشته باشد، حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند، به او ياد بدهيد که همه حرف‌ها را بشنود و سخني را که به نظرش درست مي‌رسد، انتخاب کند. ارزش‌هاي زندگي را به فرزندم آموزش دهيد. به او ياد بدهيد که در اوج اندوه تبسّم کند. به او بياموزيد که در اشک ريختن خجالتي وجود ندارد. به او بياموزيد که مي‌تواند براي فکر و شعورش مبلغي تعيين کند؛ امّا قيمت‌گذاري براي دل بي‌معناست.

    به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا مبارزه کند. در کار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد. امّا از او يک نازپرورده نسازيد. بگذاريد او شجاع باشد. به او بياموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد...!

 






 

 

برگزاری المپیاد زبان انگلیسی سوم دبیرستان

بر اساس اعلام قبلی المپیاد زبان انگلیسی سوم دبیرستان در تاریخ ۸/۱۲/۹۰ با شرکت ۵۶ نفر از دانش آموزان منتخب مدارس برگزار شد. برای مشاهده اسامی نفرات برتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.  
ادامه نوشته

 نتیجه ی آ زمون عربی 2 رشته ی ادبیات و علوم انسانی

 

                        باسمه تعالی

نفرات برتر آزمون عربی ۲ رشته ی ادبیات و علوم انسانی به شرح زیر اعلام می گردد:

۱- ریحانه سادات احمد میری                    دبیرستان شرافت

۲- نسترن علیزاده                                 دبیرستان حجاب ۲

۳- مینا غنی زاده                                  دبیرستان شرافت 

نتیجه ی آزمون علمی عربی 2 رشته ی ریاضی و تجربی

                                  باسمه تعالی

نفرات برتر آزمون عربی ۲ رشته ی ریاضی و تجربی به شرح زیر اعلام میگردد:

۱- علی رضا قایمی      دبیرستان شهید قریشیها        از رشته ی ریاضی

۲- نیما حاجی زاده      دبیرستان شهید سلطانی ۱      از رشته ی تجربی

۳ - پریسا بیشه          دبیرستان فرهنگ آ موزش     از رشته ی تجربی  

آیین چهارشنبه سوری

 چهارشنبه سوري :

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.  

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم    ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.
"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

مراسم چهارشنبه سوري 

بوته افروزي 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

مراسم كوزه شكني 

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند. 

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذرتولد میترا) ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت.

 

فال گوش نشيني 

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت رهگذران تفال مي زنند.

   قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

آش چهارشنبه سوري  

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

 

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند 

مراسم ديگري مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد
 

   تحريف آيين چهارشنبه سوري

 

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نظير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند

چهارشنبه سوری در استان های مختلف

در روستاهاي لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هايشان را بيرون مي‌آورند و نمايشي اجرا مي‌كنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به ابتكارهاي عجيب و غريب مي‌زنند. در بعضي جاها كوزه‌هاي گلي را با باروت پر مي‌كنند و روي آن را مي‌كوبند تا سفت شود، بعد سپس فتيله‌اي در كوزه مي‌گذارند و با آتش زدن فتيله اين‌طور به نظر مي‌رسد كه از كوزه آتش بيرون مي‌زند. يا ممكن است موشك‌هايي از كاغذهاي براق در مدل‌هاي مختلف درست كنند و در آن باروت بريزند و روي پشت‌بام‌ها فتيله‌اش را آتش بزنند و به هوا بيندازند.

در بسياري از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است كه بايد چهارشنبه‌سوري از خانه بيرون رفت و همراه بقية مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالي شاد و پر از موفقيت باشد.

تهران

در تهران قديم، بوته‌هاي خشك را از بيابان‌هاي اطراف جمع مي‌كردند و با شتر به شهر مي‌آوردند و در محلات مختلف مي‌چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته‌هاي خشك و اسباب و اثاثية كهنه و شكسته‌اي را كه پس از خانه‌تكاني بيرون گذاشته شده بود جمع مي‌كردند و با آنها آتشي درست مي‌كردند كه همه بايد از روي آن مي‌پريدند و مي‌خواندند: «سرخي تو از من، زردي من از تو.» فشفشه و هفت‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجك‌هاي دستي كه نوجوانان امروزي مي‌سازند و با انفجار آنها شيشه‌هاي ساختمان‌ها به لرزه مي‌افتد، خبري نبود.

شيراز

در شيراز به دو شب چهارشنبه‌سوري گفته مي‌شود: يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال)‌ و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.

با توجه به ارادتي كه شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال مي‌گيرند.

شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي كشور چهارشنبه سوري مي‌گويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه مي‌كنند. آنها را آتش زده و از آتش مي‌پرند و مي‌گويند: زردي من از تو ، سرخي تو از من.

در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د‌ر آب حوض ماهي آب‌تني مي‌كنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر مي‌كنند. اين كار هم به خاطر سلامتي و هم به خاطر مهدگرمي انجام مي‌شود.

همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت حضرت احمد بن موسي شاه‌چراغ (ع) مي‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌هاي واجب‌التكريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادي دارند و شب زيارتي شاه چراغ شب جمعه مي‌باشد.

فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوري نيز نزد زنان شيرازي مرسوم است و زني كه بخواهد فال گوش بايستد چادر سر كرده، نيت مي‌كند و در گوشه‌اي در كوچه مي‌ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل مي‌زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده مي‌داند.

رسم است كه بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست مي‌كنند. به اين منبر، مرتضي علي مي‌گويند. از جمله مراسم ديگري كه شيرازيان دارند پخت آشي است به نام “آش ابودردا”؛ بعضي معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي مي‌پزند.

در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نابالغي را وامي‌دارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود.

باز رسم است در شيراز دخترهاي بخت بسته به محل معروفي به نام “خانه سيد ابوتراب” كه در داخل شهر در كوچه “شيشه‌گرها” واقع شده است مي‌روند و زير درخت كهنسالي كه در آن خانه وجود دارد حلوا مي‌پزند و بين فقرا تقسيم مي‌كنند و از صاحب آن خانه يعني “سيد ابوتراب” كه گويا سيد بزرگواري بوده و ششصد سال قبل از اين مي‌زيسته و صاحب كرامت بوده حاجت مي‌خواهند.
در اين شب شيرازيان “بوخوش اسفند” را در آتش مي‌ريزند كه خانه را معطر كند. بوي “بوخوش” خاصيت گندزدايي هم دارد و از گذشته‌هاي دور مورد توجه مردم بوده است.

ازجمله خوردني‌هايي كه شب چهارشنبه سوري شيرازي‌ها ميل مي‌كنند آجيل چهارشنبه سوري است كه بدان آجيل شيرين هم مي‌گويند. اين آجيل مخلوطي است از كشمش، نخودچي، مغز بادام، مغز گردو، انجير،‌ مويز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك يا تخمه، گندم برشته، بدنجك، قصب، خارك (نوعي خرماي خشك) و قيسي.

در شيراز به دو شب چهارشنبه سوري گفته مي‌شود يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سلا) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمي به عمل مي‌آيد كه كاملاشبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل‌تر مي‌باشد.

مردان و زنان شيراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدي (آبي كه از قنات ‌آرامگاه سعدي يا حوض ماهي جريان دارد) شست‌وشو كنند، تا سال ديگر بيمار نمي‌شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبي در اطراف جدول مزبور ديده مي‌شود.

گيلان

در آخرين سه‌شنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان‌ها آيين‌هاي خاصي اجرا مي‌شود.

در شب چهارشنبه‌سوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد.

اسپند و كندر را دود مي‌كنند، گلاب را به صورت خود مي‌زنند و شمع را به نيت روشنايي روشن مي‌كنند..
گيلاني‌ها خاكستر آتش‌افروز شب چهارشنبه‌سوري را صبح چهارشنبه پاي درخت‌ها مي‌ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور مي‌شوند و كساني كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج مي‌شوند.

آجيل مخصوص چهارشنبه سوري هم كه در همه جاي ايران مرسوم است، فسلفه عميقي دارد. اجزاء اين آجيل رنگارنگ و زيبا همه از دانه‌هاي خودردني و رستني‌هايي است كه بيش از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت مي‌گيرد. در واقع مجموعه آجيل چهارشنبه سوري طبقي است آراسته از هدايا و دهش‌هاي خاك كه رابطه انسان و طبيعت را تاييد و تاكيد مي‌كند.

در بسياري از ايل‌ها و نيز در نقاط كوهستاني ايران از جمله دهكده‌هاي كوهستاني گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دلبستگي بيشتري دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش‌افروزي را در شب چهارشنبه برگزار مي‌كنند. دور ريختن وسيله‌هاي كهنه و فرسوده زندگي در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد.

در گيلان دخترانِ دم‌بخت را غروب چهارشنبه‌سوري با جارو مي‌زنند و از خانه بيرون مي‌اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند.

مازندران

رسم چهارشنبه‌سوري در مازندران با برپايي هفت بوته‌ي آتش به نشانه‌ي هفت فرشته و امشاسپند اجرا مي‌شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدي و مرگ را مي‌سوزاند.

مردم مازندران سرخي آتش را نشانه‌ي سلامت و گرمايش را زندگي بخش مي‌دانند.

مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت‌ها با آتش سخن مي‌گويند: ”زردي من از تو، سرخي تو از من، سرخي آتش مال ما، زردي ما مال شما، چهارشنبه‌سوري مي‌كنيم، سينه بلوري مي‌كنيم. گل چهارشنبه سوري، درد و بلا رو ببري” سپس آش “چهل گياه” مي‌پزند كه دوا و درمان است. صداي برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده‌ي شروع مراسم قاشق‌زني است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچه‌ها قاشق‌زني مي‌كنند و مي‌گويند: ”اي اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه”.

وي ادامه داد: در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه‌ها مي‌روند و در پشت پنجره يا دكه‌ي كسب فال گوش مي‌ايستند تا ببينند پدري با دخترش چه مي‌گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير مي‌كنند.

استان مرکزي

يكي از آيين‌هاي ايراني كه ساليان بسيار طولاني در قلمرو فرهنگي ايران برگزار شده است، آيين چهارشنبه‌سوري است؛ به عبارت ديگر گستره برگزاري جشن چهارشنبه‌سوري، حوزه حضور فرهنگ ايراني را نشان مي‌دهد.

در بسياري از روستاهاي استان مركزي رسم بر اين است كه جواناني كه نامزد دارند از روي بام خانه دختر، شال خود را پايين مي‌اندازند و دختران در گوشه شال، شيريني و تخمه مي‌پيچند. اين رسم را شال‌اندازي مي‌گويند. از ديگر رسم‌هاي چهارشنبه سوري، مراسم قاشق زدن است كه مردم و بعضا كودكان كاسه و قاشق را به هم كوبيده و در پشت در نهان مي‌شوند و صاحبخانه نيز تخم‌مرغ يا تنقلاتي داخل كاسه مي‌گذارد.

آشتيان

در آشتيان از توابع استان مركزي، مرسوم است كه كوزه‌اي خالي را از بالاي بام در شب چهارشنبه سوري به پايين مي‌اندازند. اهالي اين كار را به اين نيت انجام مي‌دهند كه قضا و بلاي خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بيرون برود.
از ديگر رسم‌هايي كه در شب چهارشنبه سوري در آشتيان مرسوم است، رسم قاشق زني است كه در اين رسم عمدتا دختران، چادري به سر كرده و بر در خانه اهالي محل رفته و با قاشق به كاسه مي‌كوبند. صاحب خانه كه مقصود آنان را خوب مي‌داند، به آنها آجيل و شيريني‌ مي‌دهد.
فالگوش ايستادن به وسيله دختران دم بخت نيز در غروب چهارشنبه سوري بين اهالي آشتيان مرسوم است.

آذربايجان

خريد چهارشنبه آخر سال ازجمله سنت‌هاي قديمي مردم تبريز در اين روز محسوب مي‌شود.
كودكان نيز چهارشنبه سوري را به خاطر ترقه‌ها، آتش ‌افروختن‌ها و خريدهايش دوست دارند. چرا كه بخشي از خريد سنتي اين روز مخصوص كودكان مي‌باشد و مردم براي بچه‌هاي خود اسباب‌بازي مي‌خرند. پسربچه‌ها به خريد (ماشون) ماشين اسباب‌بازي و تفنگ علاقه زيادي نشان مي‌دهند و اكثر دختر بچه‌ها اسباب بازي چهارشنبه آخر سال را “قولچاخ” يعني عروسك مي‌خرند.
خانم‌هاي خانه‌دار هم به خريد “آينا” و “دراخ” (يعني آيينه و شانه) و همچنين “سوپورگه” (يعني جارو) مي‌پردازند و مي‌خواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند.

خريد آجيل چهارشنبه سوري از ديگر بخش‌هاي خريد سنتي اين روز در تبريز مي‌باشد. شهر تبريز كه به خاطر آجيل‌هاي متنوع و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتي نيز آجيل مخصوص را دارد.
«شال ساللاماق» يا «باجالئق» از جمله سنت‌هاي قديمي آذربايجاني‌ها در چهارشنبه‌ي آخر سال محسوب مي‌شود. برخي از جوانان و نوجوانان آذربايجاني با برداشتن شال يا توبره‌اي در چهارشنبه سوري خود را براي اجراي اين رسم قديمي آماده مي‌كنند و اغلب با تاريكي هوا به خانه‌ي دوست و آشنا و فاميل و حتي ديگران مي‌روند و شال خود را آويزان مي‌كنند؛ به طوريكه ديده نشوند.
در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دريچه‌اي براي تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان مي‌شد؛ تا صاحبخانه هديه‌اي را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتي ديگر يافته است. براي مثال در را مي‌كوبند و وقتي صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشي از شال را به داخل خانه در حاليكه‌ي گوشه‌ي شال را در دست دارند، در را به روي صاحب‌خانه مي‌بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار مي‌كنند.

هديه‌ گذاشته شده در داخل شال مي‌تواند چيزهاي مختلفي باشد كه از آن جمله مي‌توان به انواع شيريني و آجيل چهارشنبه سوري و ميوه و ... اشاره كرد.
در شب چهارشنبه گروهي از جوانان در كوچه‌ها يا پشت‌بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش مي‌كنند و سپس از روي آن پريده و مي‌گويند
”اتيل باتيل چارشنبه
بختيم آچيل چارشنبه
باش آغديم ديش آغديم
بوردا قالسين”

در همين شب گروهي از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام‌ها يا كنار پنجره‌ها به فال گوش ايستاده و بعضي نيز بر سر چهار راه ها مي‌ايستند تا به صحبت‌هاي عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفته‌هاي آن‌ها تفسير و تعبير نمايند.
صبح روز چهارشنبه دم دماي طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه‌سازها رفته و ضمن شادي و تركاندن ترقه سه يا هفت بار از روي آب مي‌پرند و براي خود در سال جديد آرزوي سلامتي مي‌كنند.
وي ادامه داد: گروهي نيز با اعتقاد بر اين كه آب‌ها هنگام تحويل سال از نو متولد مي‌شوند، كوزه‌هاي كهنه خود را شكسته و كوزه‌هاي تازه را با آب پر مي‌كنند تا بعدا در سال جديد به كنج اتاق‌ها بپاشند يا در مشك بريزند يا چايي دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهي براي آنها در سال جديد مايه بركت باشد.

 

 

دانلود کتاب مبانی رایانه، کتاب کار رایانه و کتاب راهنمای معلم مبانی رایانه

معلمان گرامی و دانش آموزان عزیز می توانند با کلیک بر روی لینک های زیر کتاب های فوق را دانلود کنند.

نکته ۱ : برای مشاهده کتاب ها باید نرم افزار آکروبات ریدر بر روی سیستم نصب باشد.

نکته ۲: ابتدا نرم افزار زیر را دانلود و از حالت زیپ خارج کنید، سپس اجرا کنید. پسورد مورد نیاز ۱۲۳۴۵۶ می باشد. نصب این نرم افزار برای مشاهده کتاب ها الزامی است.

 Ebookdarsi

نکته ۳: چنانچه سایت 4shared در مرحله نهایی دانلود فیلتر شد باید بعد از شمارش معکوس و قبل از دانلود نهایی از گزینه save target as (که با کلیک راست بر روی دانلود نمایان می شود) استفاده نمایید.

 

کتاب مبانی رایانه

 

کتاب کار مبانی رایانه

 

کتاب راهنمای معلم مبانی رایانه

 

برگزاری المپیاد زبان انگلیسی دوم دبیرستان

بر اساس اعلام قبلی المپیاد زبان انگلیسی دوم دبیرستان در تاریخ    ۱/۱۲/۹۰ با شرکت ۷۱ نفر از دانش آموزان منتخب مدارس برگزار شد. برای مشاهده اسامی نفرات برتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.  
ادامه نوشته

پتر کبیر ،پدر روسیه نوین

پتر کبیر:

 

(پتر كبير) امپراتور نامي روسيه، در تابستان سال 1051 هـ . ش به دنيا آمد. در كودكي، تزار روسيه شد و با خواهرش، «سوفي» (نايب السلطنه)، اداره امور را به دست گرفت. در دوران حكومت پتر، بناي روسيه صنعتي نوين گذاشته شد.وي تنها به اعتلاي وضعيت اقتصادي روسيه مي‌انديشد و براي جان و آزادي اشخاص اهميتي قائل نبود و همين انديشه او را به استبداد كشاند.

تا قرن هجدهم ميلادي، روسيه كشوري كوچك و عقب‌مانده به حساب مي‌آمد؛ اما با رهبري مقتدرانه پتر كبير و كاترين‌كبير، به يكي از قدرتهاي بزرگ اروپا تبديل شد. اين دو فرمانروا، با فتوحات نظامي، برقلمرو خود افزودند و همچنين با تقليد آداب و سنن اروپائيان، سعي در مدرنيزه كردن روسيه نمودند.

همين سياست‌ها در بسياري از موارد آنان را با «باير»ها درگير ساخت. بايرها اعضاي مهم طبقه اشراف در روسيه قديم بودند. آنها نگران از دست دادن موقعيت اجتماعي خود بودند و با اصطلاحات پتر به مخالفت برخاستند؛ اما پتر در اين مبارزه پيروز شد. در سال 1077 و يك روز پس از بازگشت از سفر شانزده ماهه‌اش به اروپاي غربي، امتيازات طبقه بايرها را ملغي كرد.

او بايرها را به پوشيدن لباسهاي غربي و تراشيدن ريش مجبور كرد. در سال 1079، روسيه با سوئد وارد جنگ شد. اين جنگ به «نبرد بزرگ شمال» معروف است و پتر، پس از تحمل چند شكست پياپي، سرانجام پيروز شد و سوئديها را در نبرد«پولتاوا» شكست داد. «استوني» و «لي‌ونيا» وبخشي از «كاره‌ليا» به دست روسيه افتاد و بدين ترتيب- روسها در كرانه درياي بالتيك به پايگاهي حياتي و راهي عاري از برف و يخ دست يافتند كه دسترس آنان را به اروپاي شمالي ممكن مي‌ساخت.

پتر كبير امپراتوري روسيه را به سوي غرب گسترش داد و در سال 1082، شهر مشهور «سن‌پترزبورگ» را در ساحل درياي بالتيك بنا نهاد. اين شهر مملو از قصرها و خانه‌هاي اشرافي خاندان سلطنتي و اشراف روس است.

پتر، در سال 1100 نام خود را از فرمانرواي روسيه به امپراتور تغيير داد. او مصمم بود تا روسيه را به كشور مدرن اروپايي مبدل سازد. وي اصلاحات زيادي در فرهنگ روسيه انجام داد. بسيار غربگرا بود و سعي كرد با اصلاحاتش فرهنگ روسيه را با فرهنگ اروپايي مشابه كند. از جمله اصلاحاتش، وارد كردن لباسهاي اروپايي به جاي لباسهاي سنتي روسي و همچنين تراشيدن ريش و صورت به حالت غربي، به جاي ريشهاي بلند روسي بود.

پتر در كشورگشايي نيز بسيار موفق بود. او نيروي دريايي روسيه را براي مقابله با سوئديها(در جنگ بزرگ شمالي) تأسيس كرد. پتر در زمستان سال 1104 درگذشت.

روابط سياسي ايران و روسيه با روي كار آمدن پتر كبير دستخوش تحولات گرديد. مناسبات دو كشور همسايه پيشتر برمبناي مسائل تجاري و مسافرتي بود كه يكباره دگرگون شد. تاريخنگاران وصيتنامه‌اي را به پتر نسبت مي‌دهند كه در ماده نهم آن توصيه كرده«نزديك شدن به قسطنطنيه وهند و نفوذ تا خليج فارس و تضعيف ايران و پيش روي تا هندوستان كه انبار گنجينه‌هاي جهان است.»

ايران همچون حلقه رابط بين  اروپا و آسيا از قرون گذشته مورد توجه اروپائيان بوده است. از زمان پتر كبير دو ويژگي باعث جلب توجه روسيه به ايران شد: نخست دستيابي به آبهاي گرم؛ و دوم رقابت با اروپائيان براي دستيابي برآسيا. اجراي مراحل آغازين وصيتنامه با حمله روسها به ايران و حمله افغانها و تضعيف سلسله صفويه مقارن بود. در نتيجه، شهرهاي شيروان و داغستان و گرگان و باكو و رشت (يعني سراسر شهرهاي مرزي ايران) به دست روسها افتاد. پس از مرگ پتركبير، «انا ايوانوا» (خواهرزاده‌اش) امپراتريس روسيه شد و، در سال 1111 و طبق معاهده «رشت» با نادرشاه افشار، ايالات ساحلي خزر را به ايران برگرداند. چندي بعد، نادرشاه باكو و دربند را گرفت و بارديگر ضميمه خاك ايران كرد.

در فاصله سالهاي 1114 تا 1118، ارتش روسيه در كريمه نيز نيروهاي عثماني را شكست داد و به درياي سياه دسترسي يافت. در زمان«كاترين دوم»، اجراي اهداف وصيتنامه پتركبير بيشتر مورد توجه قرار گرفت. گرجستان زير چتر حمايتي كاترين دوم رفت و اين بهانه‌اي شد براي دخالت علني روسها در ايران. «آقامحمدخان قاجار» گرجستان را محاصره و تفليس را تصرف كرد. با اين اقدام، زمينه هاي رويارويي با روسها فراهم آمد و قواي نظامي روسيه هم باكو و قفقاز را محاصره كردند و در داغستان و شيروان اردو زدند. گرجستان (سال 1179) به روسيه ملحق شد. تا 10 سال بعد، روسها بخش اعظم سرزمينهاي قفقاز و باكو را در آن سوي رود ارس در اختيار گرفتند. انعقاد قراردادهاي گلستان و تركمنچاي در ادامه سياستهاي توسعه‌طلبانه روسيه در ايران روي داد.

 

تاریخچه پرچم در ایران

تاریخچه پرچم ايران:

درايران قديم كاربرد درفش کاويان معروفيت زياد دارد. نقوش خورشيد و آسمان و ماه همواره در بيرق‌هاي قديمي ايران وجود داشته و دارد. درفش كاويان قطعه‌اي چرم و برسر نيزه بوده است. در دوره كورش كبير بيرق سفيد با علامت عقاب طلايي منقوش برآن پرچم سپاهيان بود. در عهد ساساني درفش كاوياني به قولي از پوست پلنگ بود و همين پرچم به دست اعراب افتاد. پس از غلبه اسلام، پرچم ايران در عهد غزنوي داراي نقش ماه بود و شمشير نيز در آن تصويرمي‌شده است. در عصر صفويه نقش شير و خورشيد علامت رسمي كشور ايران گرديد، روي پرچم‌ها آيات قرآن با شمشير ذوالفقار منقوش بود در عهد نادرشاه افشار نيز شير و خورشيد برپرچم نقش مي‌شده است. در اوايل عهد قاجار شير خفته و  خورشيد بر پشت پرچم تصوير بود. از عهد محمدشاه قاجار شمشيري در دست شير تصوير شد. در عهد ناصرالدين شاه دور بيرق نوارهاي باريك قرمز و سبز و زمينه نقره‌اي سفيد بوده است و در وسط علامت شير و خورشيد قرار داشته است. از 29 شعبان 1326 هجري قمري بيرق ايران به موجب اصل پنجم متمم قانون اساسي ايران داراي رنگهاي سبز و سفيد و سرخ گشت. (ظاهراً از رنگهاي پرچم كشور بلغارستان گرفته شد) رنگ سبز نشانه سبزي و خرمي و مذهب اسلام است. رنگ سفيد نشانه‌ي صلح‌دوستي است. رنگ قرمز نشانه ي آمادگي براي جانفشاني و خونريزي است. شير علامت شجاعت، خورشيد علامت منبع نيرو و روشني است. شمشير علامت دفاع از كشور است. پرچم شاهنشاهي به جاي علامت شير و خورشيد داراي تاج پهلوي به رنگ طلايي بود كه پس از انقلاب اسلامي در سال 57 به جاي تاج پهلوي آرم جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت.

 

سیاست داخلی ساسانیان .

 

اصلاحات از بالا، نخبه‌کشی و کودتاگری

تمدن ایرانی قبل از اسلام (درکنار روم، هند و چین) یکی از تمدن‌های بزرگ دنیای آنزمان بود. بخصوص در عصر انوشیروان کتابهای زیادی نوشته و یا ترجمه شد و بعد از بسته شدن آکادمی فلسفه در روم هفت فیلسوف یونانی به دربار او پناهنده شده و به تحقیق و تدریس مشغول شدند. هنگامیکه اینان عزم وطن کردند، انوشیروان با قیصر روم قراردای بست که این فلاسفه ازهر تعقیب و پیگردی مصون باشند. دوره انوشیروان عصر تبادل و گشایش فرهنگی است. تحت وزارت بزرگمهر فیلسوفان، پزشکان و دانشمندان ازهندوستان و یونان به دربار آمده و درحضورشاه به مباحثه میپرداختند. هزینه زیادی صرف ترجمه نوشته های خارجی شد و جندیشاپور به به اوج اعتلا رسید. اصلاحات زیادی در سطح اداری، مالیاتی و لشکری صورت گرفت که حتی بعد ازحمله اعراب نیز دوام داشت. خسروانوشیروان (انوشه روان یعنی دارای روان جاوید) سیاستمداری کاردان بود. همانطور که نام «سزار» مشهورترین امپراطور روم بعد از او مترادف با «قیصر» بکار رفت، «خسرو» نیز در عربی (کسری) و فارسی (صلاح مملکت خویش خسروان دانند) به معنی پادشاه بکار میرود.

دوره ساسانیان همراه است با رشد طبقات جدید اجتماعی و نظام فئودالیسم. درمقابل پادشاه طبقات و کاست های اشراف، زمینداران کلان، قشر روحانی، سپاهیان و دبیران رشد کرده و باعث محدود شدن قدرت شاه شدند، بطوریکه میتوان از آن به عنوان نوعی <مشروطه اریستوکراتی> نام برد. رشد این اقشار و طبقات به عنوان وزنه ای در مقابل شاه میتوانست در روندی سازنده حرکتی بسوی مردمسالاری ایجاد کند و به نوعی پلورالیسم (تکاثر قوا) تبدیل شود. این همان روندی بود که در قرون وسطای اروپا نهایتاً زمینه را برای رشد طبقات متحرک وجدید شهری آماده ساخت. ولی نفوذ اشراف، زمینداران بزرگ و روحانیت زردشتی در بیشتر سالهای دودمان ساسانیان حالتی تخریبی و انحصاری داشت. نفوذ مردم عادی دراین دژ مستحکم محال بود و مقام ها بطور موروثی از یک نسل به نسل بعدی منتقل میشد. ساسانیان یک امپراطوری گسترده همراه با یک جامعه بسته بودند. فردوسی داستان معروف کفاشی را ذکر میکند که حاضر شده بود کمبود بودجه جنگ انوشیروان با روم را تأمین کند، بشرط اینکه فرزندش اجازه تحصیل و کسب مقام دبیری را بدست آورد، ولی دراین امر موفق نشد. اصلاحات اجتماعی فقط از بالا به پایین قابل قبول بود و جلو هرگونه حرکت اصلاحی مردمی (حتی اگر شاه هم پشتیبان بود) در اثر توطئه و بدخواهی اشراف و روحانیون که منافعشان با قدرت حاکمه گره خورده بود، گرفته میشد. همچنین اشراف و موبدان در انتخاب شاهان نقش اصلی را ایفا میکردند و شاهان اصلاح طلب را کنار میگذاشتند. به ذکر چند نمونه اکتفا می‌کنیم:

  • شاپور اول (٢۴۱ تا ٢۷٢) به همه ادیان آزادی کامل داد و اعلام کرد که مغان، مانویان، یهودیان، مسیحیان و سایر ادیان در امپراطوری او از آزار و تعقیب مصون اند. میگویند شاپور خود چنان تحت تأثیر کیش اصلاح طلب مانی قرار داشت که مدت کوتاهی تصمیم داشت آنرا جانشین آئین زردشت کند. فشار روحانیون زردشتی سبب شد که بهرام از پشتیبانی ادیان مختلف دست بکشد و به اعدام مانی تن دهد.
  • هنگامیکه هرمز دوم (۳۰٢ تا ۳۰٩) از دنیا رفت، اشراف و نجیب زادگان پسر اورا زندانی کرده و پسر دیگر اورا که هنوز درشکم مادر بود، به عنوان پادشاه انتخاب کرده و تاج را به شکم مادر بستند. شاپور دوم (۳۰٩ تا ۳۷٩) در ۱۶ سالگی به تخت نشست.
  • پس از شاپور دوم کشور به مدت بیست سال صحنه رقابت روحانیون و سران لشکر بود. بین سالهای ۳۷٩ تا ۳۹۹ سه پادشاه در اثر توطئه کشته شدند.
  • یزدگراول (۳۹۹ تا ۴٢۰) کوشش داشت تا نفوذ روحانیت و اشراف را کم کند و به مسیحیان آزادی بدهد، ولی قربانی توطئه اشراف شده و به او لقب «بزهکار» دادند.
  • قباد برای تضعیف قدرت و نفوذ اشراف و روحانیون پنج سال از کیش مزدک و قیام مردمی و عدالتخواهانه او دفاع کرد. این قیام بین سالهای ۴٩۱ تا ۵٢۹ ایران را فراگرفته بود و هدف آن شکستن مرزهای طبقاتی و بازکردن عادلانه امکانات اقتصادی و اجتماعی برای همه بود. ولی قباد توسط مخالفین دستگیر شده و در <دژ فرتاموشی> زندانی شد. او توانست از این زندان گریخته، به دولت هفتالیان پناهنده شده و به کمک آنها دوباره به تخت بنشیند. سرکوبی وحشتناک مزدکیان نتیجه این بازگشت بود. هرمز چهارم (جانشین خسر اول) از مسحیت به عنوان یک کیش تازه نفس حمایت کرد، ولی اشراف و روحانیون اورا سرنگون کرده و به قتل رساندند.

درهیچ دوره ای از تاریخ ایران پادشاهان تا این اندازه وابسته به اشراف و روحانیون نبودند و تا این حد کودتا، توطئه، پدرکشی و برادر کشی رواج نداشته است.

دوره ساسانیان طولانی ترین دوره انحصاری یک خانواده بر ایران است. در طول تقریباً ۴٢٩ سال حکومت نسل ساسان، کمترین انعطافی برای واگذاری قدرت به خانواده و یا نسل دیگری وجود نداشت. ساسانیان باوجود همه بحرانها بریک اصل بنیادین تکیه داشتند و آن <فره ایزدی> بود، گویا حفظ این اصل مقدس مهمتر از نجات کشور و سعادت مردم بوده است. موبد موبدان حافظ این اصل مقدس بود و به عنوان <نگهبان نظام> تاج را بر سر شاه میگذاشت. سعید نفیسی درباره قدرت موبدموبدان مینویسد:

درتمام این دوره پادشاهان همه دست نشانده موبد موبدان بودند و هریک از ایشان که فرمانبردار نبود، دچار مخالفت موبدان می‌شد.

 

نام سرگروه های درس تاریخ استان البرز

۱- زهرا طالبی         سرگروه

۲- لیلا ملکی           عضو گروه

قیام صاحب الزنج

   :  قيام صاحب الزنج

   قيام زنگيان در قرن سوم هجري از قيام­هاي گسترده و بلند مدت دوران عباسيان است كه رهبري آن را مردي بنام "علي بن محمد" معروف به "صاحب الزنج" به عهده داشت. كلمه "زنج" معرب "زنگ" است و صاحب الزنج از حيث قيادت و رهبري زنگيان به اين نام خوانده مي‌شد.

   زنگيان غلامان سياهي بودند كه از زنگبار مي‌آمدند و در مقايسه با غلامان سفيد به سختي زندگي می­کردند. كارهاي سخت به آنان واگذار مي‌شد و در تربت و رفاه­شان كوششي به عمل نمي‌آمد. اين بردگان به جهت آنكه از سرزمين زنگبار آورده مي‌شدند زنجي ناميده می­شدند در حومه بصره همواره جمع كثيري از اين بردگان به چشم مي‌خورد كه آنان را سوداگران عرب و غيرعرب براي فروش مي‌آوردند. وجود اين غلامان در آن دوران نشانگر قدرت رجال دولتي و تجار بود به همين جهت كار تجارت برده در آن روزگار چنان مورد توجه بود كه در بغداد و ديگر شهرهاي مهم، محله و بازاري خاص براي داد و ستد بردگان وجود داشت و در بين كاركنان دستگاه عباسي نيز عاملي به نام «قيم الرقيق» بر اعمال و احوال برده فروشان نظارت مي‌كرد.

   در حالي كه از اين بردگان خواسته مي‌شد امور طاقت فرسايي چون زه­كشي شوره‌زارها،  نيزارها و امور مزارع پنبه و نيشكر را انجام دهند، از جهت رشد فرهنگي و فكري چنان در سطوح پايين بودند كه برخي از مورخان معتقدند كه آنان از گوشت مردار و انسان نيز به عنوان غذا استفاده مي‌كرده‌اند.

   شورش زنگيان در شرايطي به وقوع پيوست كه غلامان ترك در دستگاه عباسي در اوج قدرت بودند و خلفاي عباسي را از تخت به زير مي‌كشيدند و خليفه دلخواه خود را به خلافت می­رساندند و كمترين توجهي به شرايط معيشتي اين قشر كه از كمترين‌هاي زندگي محروم بودند نمي‌شد.

   در اين شرايط آشنايي با انديشه‌هاي خوارج كه نويدبخش حق حيات و برخورداري از عدالت اجتماعي و اقتصادي بود زمينه را براي اعلام نارضايتي و شورش مهيا می­كرد.

   گسترش تنگناهاي معيشتي و ازدياد آگاهي‌ها در اثر همجواري با انديشه‌هاي مساوات طلبانه خوارج روز به روز بر نارضايتي بردگان افزود تا آنكه در دورۀ خلافت مهتدي، مردي مشهور به صاحب الزنج با هماهنگي گروه­هاي مختلف بردگان و با نويد رهايي آنان از محنت و رنج آنان را به قيام بر ضد دستگاه خلافت فرا خواند. در مورد اصل و نسب صاحب الزنج وحدت نظر وجود ندارد. طبري دربارۀ نسب وي مي‌نويسد:

   «در نيمه شوال در ناحيه فرات بصره فردي به پا خواست كه مي‌گفت: علي است پسر محمد از اعقاب علي بن ابيطالب.» مسعودي نیز دربارۀ نسب او مي‌نويسد:« وي مدعي بود كه علي بن محمد بن احمد بن عيسي بن زيد بن حسن بن علي بن ابيطالب است. بيشتر كسان مي‌گويند او نسب خاندان ابيطالب را به دروغ به خود بسته بود. وي از مردم ورزنين از روستاهاي ري است و اعمالش بيانگر آن است كه طالبي (علوی) بودنش مشكوك است و عقيده خوارج ازارقه را داشته است.»

   پيش از این تاريخ نيز بردگان سياه در سال 75 ه.ق نزديك فرات قيام كرده بودند که توسط "حجاج بن یوسف ثقفی" سرکوب شدند و همچنین در سال 140 ه.ق در مدینه قیام کردند و حتي والي مدينه را از شهر بيرون كردند ولي سرانجام سركوب شدند.

   در اصل و منشأ نژاد صاحب الزنج وحدت نظر وجود ندارد. برخي او را از اعراب طايفه "عبدالقيس" و برخي ديگر او را ايراني مي‌دانند. در برخي از منابع چون طبري و ابن اثير با القابي چون «خبيث» و «پليد» ياد مي‌شود. بعضي از منابع او را شيعي و علوي تبار قلمداد مي‌كنند. و برخي از منابع معتقدند وي با آنكه دعوي نسب از علي و فاطمه داشت عقايد شيعي نداشت و به مذهب خارجيان متمايل بود.

   در هر صورت قيام او در محدودۀ قيامهاي شيعي جاي نمي‌گيرد چرا كه انگيزۀ اصلي قيام اقتصادي بود نه ايدئولوژيكي و عقيدتي.

  وی در صدد برآمد با قرمطيان و "يعقوب ليث صفار" بر عليه خلافت عباسي متحد شود كه در اين زمينه موقعيتي بدست نياورد. قيام او از سال 255 ه.ق در بصره آغاز شد و به مدت 15 سال دستگاه خلافت عباسي را به خود مشغول كرد طي اين سالها خليفه به علت شورش­هاي يعقوب ليث صفار و مسائل شرق و شمال و شرق ايران قادر به سركوبي صاحب الزنج نشد ولي بعد از فراغت از كار يعقوب ليث مصمم شد تا كار زنگيان را يكسره كند در سال 270 ه.ق در دوران خليفه "معتمد" برادر خليفه "ابواحمد موفق طلحه" مسئول جنگ با زنگيان شد و شخصاً رهبري عمليات نظامي را به عهده گرفت. وي سپاهيان صاحب الزنج را محاصرۀ اقتصادي كرد تا ناتوان شوند، غلات و ارزاق آنان را به آتش كشيد در نتيجه هنگامي كه، با گرسنگي سختي روبرو شدند و نيروي­شان تحليل رفت بسياري از آنان تسليم شدندو صاحب الزنج را رها كردند.

   وي ناگزير با عدۀ معدودي از شهر گريخت اما موفق در صفر 270 ه.ق او را گرفت و سر از تنش جدا كرد و نزد خليفه فرستاد در نتيجه اين قيام طولاني پس از 14 سال در 2 صفر سال 270 هجري پس از چهارده سال و شش ماه با كشته شدن صاحب الزنج از هم پاشيد. پيروزي بر صاحب الزنج از سوي دستگاه خلافت عباسي پيروزي بزرگي شناخته شد و موفق برادر خليفه ملقب به «ناصرالدين ا...» شد.

   زنگيان پس از شكست بي­رحمانه سركوب شدند و بسياري از آنان كشته شدند يا دوباره بصورت برده خانگي درآمدند. هر چند اين قيام به نتيجۀ مطلوب نرسيد اما ديگر مثل گذشته از زنگيان و بردگان بهره­كشي نشد و بهره­برداري از آنان به جاي جنبۀ عمومي جنبۀ خصوصي و خانوادگي داشت.


[1] . ممتحن، حسينعلي؛ نهضت صاحب الزنج، چاپ اول، تهران، دانشگاه شهيد بهشتي، 1366، ص 181- 180.

[2] . زرين كوب، عبدالحسين؛ تاريخ ايران بعد از اسلام، چاپ پنجم، تهران، اميركبير، 1368، ص 473.

[3] . جرجي زيدان، تاريخ تمدن اسلام، ترجمه علي جواهر كلام، چاپ نهم، تهران، اميركبير، 1377، ص 887.

[4] . خضري، سيد احمدرضا؛ تاريخ خلافت عباسي، تهران، سمت، 1378، ص 106.

[5] . طبري، محمد بن جرير؛ تاريخ طبري ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، بنياد فرهنگ ايران، 1354، ج 14، ص 6306.

[6] . مسعودي، ابوالحسن علي بن حسين؛ مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، 1375، علمي فرهنگي، چاپ چهارم، ج 2، ص 595.

[7] . زرين كوب، همان، ص 474.

[8] . علي بيگي، حسين؛ صاحب الزنج، چالشي ديگر در برابر دستگاه خلافت، قم، فصلنامه تاريخ پژوهان، سال سوم شماره 11، 1386، ص 82.

[9] . آژند، يعقوب؛ قيام زنگيان، چاپ اول، تهران، كتاب شكوفه، 1364.

[10] . حسن ابراهيم حسن، تاريخ سياسي اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاينده، چاپ نهم، تهران، اساطير، 1382، ج 10، ص 65.

[11] . علي بيگي، حسين، همان، ص 98.

[12] . طقوش، محمد سهيل؛ دولت عباسيان، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، 1383، ص 204.

[13] . علي بيگي، حسين؛ همان، ص 98.

 

 

 

 

 

 


 

شورش صاحب الزنج در زمان مهتدی

سال های پایانی طاهریان و آغاز دوره صفاری، بصره و بخشی از خوزستان، صحنه شورش بزرگی بود که پانزده سال ادامه داشت.این شورش که آن را شورش زنگیان نام نهاده اند، در اصل بر دوش سیاهانی بود که به عنوان برده در آن نواحی به کار کشاورزی مشغول بودند.رئیس آنها، که به صاحب الزنج شهرت یافت، خود را فردی علوی خوانده و از نسل زید بن علی بن الحسین (ع) معرفی می کرد، اما منابع تاریخی که همگی با شورش وی مخالفند، او را عربی از قبیله عبد القیس دانسته اند.برخی نیز او را یک ایرانی شاید عرب ایرانی شده اهل ری دانسته اند .به هر روی او را علی بن محمد بن عبد الرحیم می خواندند.

محل قیام وی شهر بصره و سال شروع کار او 255 هجری است.او مردی شاعر و ادیب بود و به همین دلیل توانست با زبان رسای خود، یاران فراوانی را فراهم آورد.قیام وی، به هیچ روی، قیامی شیعی نبوده و روش او در کشتار مردمان، و نیز برخی از عقاید او، حکایت از عقایدی مشابه عقاید و رفتار خوارج داشت.با این حال، اطلاعات کافی درباره آیین او در دست نبوده و شورش او هم، نه یک شورش مذهبی، بلکه شورشی اجتماعی اقتصادی بوده است.

صاحب الزنج به سال 254 به بصره آمد و کارش را آغاز کرد.اندکی بعد دستگیر و به واسط فرستاده شد.از آنجا رهایی یافت و به بغداد آمد و شروع به گرد آوری افراد کرد.پس از آن که شنید زن و فرزندانش از زندان بصره آزاد شده اند به این شهر آمد و به طور پنهانی و با قدرت، اصحابی را برای خود فراهم آورد.بیش تر این افراد، بردگانی بودند که به قصد رهایی از اسارت اربابان خویش به وی پیوستند.

زمانی که بیش از پانزده هزار نفر از بردگان به وی پیوستند، او نماز عید فطر سال 255 را با آنها خواند و گفت: «خداوند شما را نجات داده و من برآنم تا همگی تان را صاحب مال و مکنت کنم و از سختی رنج زندگی برهانم.» پس از آن، نبرد میان مردم بصره و بردگان آغاز شد.در همه این جنگ ها، نیروهای زنگی بر مردم غلبه کرده و روز به روز بر شوکت و قدرت آنها افزوده شد.زمانی که قدرت بصریان برای مواجه با صاحب الزنج به جایی نرسید، از بغداد استمداد کردند.از آن پس سیل کمک بود که برای یاری رسانی به اشراف بصره به سوی این منطقه روانه شد.صاحب که نیروی زیادی را در اختیار داشت، در سال 257 شهر بصره را به تصرف خود درآورد و آن را مرکز مقاومت خود قرار داد.

داستان جنگ های صاحب الزنج با سپاه عباسی، صفحات زیادی از تواریخ عمومی سالهای میان 255 تا 270 هجری را پر کرده است.این وقایع تا اندازه ای گسترده بود که موفق عباسی، در روزگار ولایت عهدی، فرماندهی سپاه را در جنگ بر ضد زنگیان بر عهده داشت.در این جنگ ها، بارها سپاه بغداد شکست خورد و در مواردی نیز پیروزی هایی به دست آورد، اما نتوانست صاحب الزنج را از میان بردارد.در سالهای 263 و 264 نیروهای صاحب توانستند بر بخشی از خوزستان و حتی برای مدتی بر اهواز مسلط شوند.در این زمان، نیروهای وفادار به یعقوب صفاری در این مناطق قدرت را به دست داشتند.اتحاد صفاریان با زنگیان، برای خلافت عباسی بسیار خطرناک بود، اما هیچ گاه میان آنها توافقی نشد.

زنگیان در سال 266 موفق به تصرف شهر واسط عراق شدند و این اوج قدرت آنها بود.در همین زمان موفق عباسی خود برای سرکوبی شورشیان زنگی عازم جنگ با آنها شد.وی در سال 267، موفق شد تا شهر مختاره را که صاحب الزنج در آنجا بود محاصره کند.برخی از نیروهای زنگی امان موفق عباسی را پذیرفته و به او پیوستند.

جنگ نیروهای عباسی با صاحب تا محرم سال 270 هجری به درازا کشید و در این سال بود که صاحب به طور قطعی از عباسیان شکست خورد و کشته شد.

قیام صاحب الزنج، یکی از شگفت ترین قیام های قرن سوم هجری است که نه رنگ شیعی دارد و نه رنگ خارجی، بلکه تنها بر پایه اختلاف طبقاتی میان اشراف و بردگان شکل گرفته و از نظر زمانی، پانزده سال به درازا کشیده است.روش برخورد آنها با سایر مردم، چندان منصفانه نبود و همانند خوارج، برخورد کینه توزانه ای نسبت به مخالفان خود داشتند و به سادگی خون آنها را می ریختند.

در این زمان، بخشی از کشور ایران نیز به نوعی درگیر این شورش بوده است.از تأثیر آن در سایر ایالات ایران گزارشی در کتاب های تاریخی نیامده است.

 

 

نمونه سوالات المپیاد آزمایشگاهی زیست شناسی+ پاسخنامه

 

با سلام

نمونه سوالات آزمایشگاه زیست شناسی ناحیه یک استان البرز به همراه پاسخنامه در لینک ذیل ارائه می گردد .

زیست شناسی

کارگاه آموزشی اسکیس و راندو + جلسه دوم کارگاه تاسیسات مکانیکی

با سلام

کارگاه آموزشی اسکیس و راندو (معماری) در تاریخ پنج شنبه ۱۱/۱۲/۹۰ در هنرستان امام خمینی واقع در فاز ۴ مهرشهر بلوار گلها سه راه هنرستان برگزار می گردد . همچنین جلسه دوم کارگاه تاسیسات مکانیکی روز دوشنبه ۸/۱۱/۹۰ در محل هنرستان علامه امینی واقع در میدان سپاه به سمت میدان امام خمینی روبروی هیات انصار جنب مدرسه باغچه بان برگزار می گردد . از همکاران علاقمند رشته فنی و حرفه ای و کار و دانش جهت حضور در دوره دعوت به عمل می آید .

نتیجه مرحله اول(تئوری) المپیاد رایانه در سطح ناحیه یک

مرحله اول المپیاد رایانه نظری روز شنبه ۲۹ بهمن ماه برگزار شد.

در این مرحله ۱۲ پسر و ۲۱ دختر،  برگزیده از مدارس دولتی و غیردولتی شرکت کردند.

در پایان رقابتی سخت و فشرده ، شش نفر برتر به مرحله عملی المپیاد رایانه منطقه ای راه یافتند.

مرحله عملی در تاریخ ۹ صبح ششم اسفند ماه در پژوهشگاه معلم برگزار خواهد شد.

نفرات برتر:

رتبه اول : خانم رویا شمس از مدرسه دولتی شهید شرافت

رتبه دوم : خانم شقایق شاه بختی از مدرسه غیردولتی ملاصدرا

رتبه سوم: خانم زهرا ابدری از مدرسه دولتی فاطمیه

رتبه چهارم: فاطمه تفته از مدرسه غیر دولتی ملاصدرا

رتبه پنجم: امیر علی صفا از مدرسه غیردولتی امید ایران

رتبه ششم : مهران رضایی از مدرسه دولتی قریشی ها

برگزاری دوره آموزشی ویژوال بیسیک مقدماتی در سطح استان البرز

اولین دوره آموزشی ویژوال بیسیک مقدماتی در تاریخ پنجشنبه 90/11/13 در مجتمع آموزشی بهارستان برگزار شد.

در این دوره از کلیه دبیران رایانه نظری سراسر استان البرز دعوت به عمل آمد که در نهایت با حضور 12 نفر از دبیران محترم این رشته که از نواحی چهارگانه کرج آمده بودند برگزار گردید.

تدریس این دوره را سرکار خانم یار احمدی بر عهده داشتند که جا دارد از زحمات فراوان ایشان و همچنین تهیه سی دی آموزشی برای همکاران تشکر فراوان کرد.

همچنین جا دارد از کلیه عوامل مجتمع که در این امر همکاری کردند تقدیر و تشکر کرد.

به ویژه از مدیریت مجتمع سرکار خانم معظمی از بابت

1- پذیرایی های متعدد

2- فراهم کردن محیطی آرام

3- فراهم کردن محیطی علمی با امکانات فوق العاده

4- با حضور گرم خویش و دعوت به بازدید از نمایشگاه مجتمع

سپاسگذاریم. 

استاد یار احمدی در حال تدریس