قد وبررسی سوالات جامعه شناسی 2 در خرداد 1391

به نام خدا

نقد وبررسی سوالات جامعه شناسی 2 در خرداد 1391

1-     تعداد سوالات تستی ؛صحیح و غلط ؛کوتاه پاسخ بسیار زیاد است و بارم در نظر گرفته شده برای سوالات فوق بالاتر از حد استاندارد است .

2-    تعداد سوالات تشریحی کم است و بارم در نظر گرفته شده از حد استاندارد کمتر است.

3-    بیشتر سوالات در سطح دانشی طراحی شده است .

4-    از سوالات مقایسه ای  استفاده نشده است.

5-    در سوال یازده پاسخ در کتاب به صورت تشریحی می باشد . ولی طراح پاسخ موردی خواسته که همین عامل باعث شده تعداد بسیاری از دانش آموزان نتوانند به سوال فوق پاسخ دهند.

6-    در سوال 1 تعداد پاسخ های ص و غ برابر نیست. یک غلط و 3 صحیح  که در سوالات استاندارد باید برابر در نظر گرفته شود.

7-    در نگارش فاصلۀ مناسب رعایت نشده و سوالات به هم نزدیک است.

8-    پاسخ نامۀ در نظر گرفته شده برای دانش اموزان بسیار نامناسب با خطوط نزدیک به هم که تصحیح اوراق با مشکل فراوان همراه بود.

9-    در مجموع سوالات در حد دانش اموز متوسط پایین طرح شده و انتظار می رفت درصد قبولی بالا باشد.

                                                                   معصومه اقایی

                                                سرگروه علوم اجتماعی ناحیه یک کرج

                                                                       23/8/1391

 

مقایسه میانگین درصد قبولی جامعه شناسی 2 در دو سال 90-1389 ناحیه یک کرج

به نام خدا

مقایسه میانگین درصد قبولی جامعه شناسی 2 در دو سال 90-1389 ناحیه یک کرج

                 مدارس

 

میانگین سال 89

میانگین سال 90

مقایسه دو سال

کل مدارس دخترانه و پسرانه

 

8/89

47/89

33/0   افت

مدارس دخترانه

 

18/84

90

82/5  پیشرفت

مدارس پسرانه

 

16/70

77/78

61/8 پیشرفت

 

در مجموع درصد قبولی درس جامعه شناسی 2 در سال 90 نسبت به سال 89  حدود 7/4 درصد افزایش داشته است. که دلایل آن عبارتند از:

1-    تغییر کلی کتاب و کاهش حجم آن وتناسب با ساعات تدریس

2-  برگزاری کلاس آموزش ضمن خدمت برای همکاران

3- تخصصی شدن کتاب و استفاده از همکاران متخصص

4-  برگزاری کارگاه های آموزشی برای همکاران در گروه های آموزشی

5-   بازدید سرگروه ها از مدارس و رسیدگی به کار همکاران

6-  طراحی سوالات  استاندارد

                                                   

                                                         معصومه آقایی

                                    سرگروه علوم اجتماعی ناحیه یک کرج

                                                   23/8/91

 

 

سوالات 7درس علوم اجتماعی  چاپ جدید


سوالات درس اول کتاب علوم اجتماعی پیش دانشگاهی جدیدالتالیف چاپ  شهریور1391 1-  جهان انسانی وجهان فرهنگی راتعریف کنید.جواب: جهانی که محصول زندگی ، اندیشه وعمل انسان است ، جهان انسانی است . به هویت فرهنگی جهان اجتماعی جهان فرهنگی گفته می شود. 2-  جهان انسانی وجهان فرهنگی چه رابطه ونسبتی با یکدیگردارند؟ جواب :  جهان فرهنگی و جهان اجتماعی بخشی از جهان انسانی است زیرا جهان انسانی دارای بعدفردی وبعداجتماعی است. 3-  جهان انسانی به چند بخش تقسیم می شوند؟  جواب: بخش فردی که مربوط به زندگی شخصی ، اخلاقی وروانی فرد است . بخش اجتماعی که مربوط به زندگی اجتماعی وارتباطات انسان هاست. 4-  بخش های فردی واجتماعی جهان انسانی هریک به چه نام های دیگری نامیده می شوند؟ جواب :  بخش فردی رابه جهان ذهنی وبخش اجتماعی رابه جهان فرهنگی  تعبیر می کنند. وقتی اندیشه محصور درذهن است جهان فردی ( ذهنی ) است. وقتی اندیشه دیگران تحت تاثیر قرار می دهد جهان فرهنگی ( اجتماعی ) است . 5-  جهان ذهنی باجهان فرهنگی چه رابطه ای دارند؟ جواب :  وقتی اندیشه ی فردی ازذهن به عمل درآید ودیگران را متاثرسازد  جهان فردی با جهان اجتماعی ( فرهنگی ) رابطه برقرارکرده است .  مثلا اندیشه ی خودمان را به صورت  گفتارونوشتاردرآوریم وبه دیگران تحویل دهیم . 6-  لایه های عمیق ( بنیادین ) ولایه های غیربنیادین ( سطحی) فرهنگ رابنویسید.  جواب : عقاید وارزش لایه های بنیادین ( عمیق ) وهنجارها ورفتارها غیربنیادین ( سطحی ) فرهنگ  هستند. 7-  لایه های عمیق فرهنگ بالایه های غیربنیادین فرهنگ چه رابطه ای دارند؟ جواب:  هرفرد براساس لایه های بنیادین فرهنگ خود(ارزش ها وعقاید ) رفتارمی کند  ،زندگی روزمره خودراتفسیر می کند ودرباره ی آنها تصمیم می گیرد. 8-  جهان فرهنگی  وجهان ذهنی چه رابطه ای بایکدیگردارند؟جواب : هراندیشه فردی ( ذهنی ) جهانی است که تفکراجتماعی را رشد می دهد. تفکراجتماعی برتک تک  افراد اثر می گذارد.این دوجهان  بایکدیگرتعامل متقابل دارند .جهان فرهنگی ارزش ها وعقایدرابرای فرد به وجودمی آورد. جهان ذهنی ارزش ها وعقایدرادرقالب هنجارها ورفتارهای عملی درمی آورد. مثلا جهان فرهنگی می گوید  خداپرست باش وظلم بداست. جهان ذهنی می گوید دزدی نکن وروزه بگیرو... 9-  منظورازجهان عینی چیست؟ چه ویژگی هایی دارد؟  جواب : جهان عینی جهانی است که خارج از اراده وفعل انسان هااست .1-محدودبه طبیعت نیست. 2- شامل  موجودات تکوینی  هم هست. 3- باجهان انسانی درارتباط است ولی تحت امرانسان نیست. 10- کسانی که جهان عینی رابه طبیعت محدود می کنند جهان راچگونه تقسیم بندی می کنند؟  جواب: 1- جهان طبیعت ( محسوسات ) 2- جهان ذهن( روان واندیشه انسان) 3- جهان فرهنگ ( عقاید،ارزش ها وآرمان های انسان ) 11- متفکران مسلمان جهان عینی راچگونه یاد می کنند؟   جواب :  جهان تکوین  هم می گویند چون  محدودبه  طبیعت ومحسوسات نیست  وشامل امورعالم دیگر هم می باشد. مانند آخرت ، شهادت ، فرشته آسمانی  ، بهشت ، جهنم ، ملکوت ،کهکشان ها،  دنیا و... 12- جهان انسانی باجهان عینی چه ارتباط وپیوندی دارد؟   جواب : جهان عینی با پدیده های  طبیعی وفوق طبیعی  خود درعالم هستی  برذهن  ( اندیشه ، روان ، اخلاق ) وفرهنگ ( عقاید،ارزش ها ورفتارها) اثرمی گذارد . 13-  درخصوص اهمیت ، ارتباط وتاثیرجهان های مختلف چه دیدگاه هایی وجوددارد؟  جواب : دیدگاه اول : جهان عینی همان جهان طبیعی است وتفاوتی بین علوم طبیعی وعلوم انسانی وجودندارد.ذهن وفرهنگ هم  هویتی مادی دارند مانند مارکسیست ها ، رئالیست ها دیدگاه دوم :  طبیعت ماده بی جان وآماده برای پذیرش  انسان ها است  جهان فرهنگی است که طبیعت را معنا وشکل می دهد وفرهنگ فراتراز جهان ذهنی وجهان عینی وجهان طبیعی است مانند   ایدآلیست ها دیدگاه سوم : هردوجهان  فرهنگی عینی  درتعامل هستندوجهان عینی  محدود به جهان طبیعی نیست وادراک هم محدودبه انسان ها نیست براساس حکمت خداونداست ولی این حکمت الهی  جهان فردی را بی مسئولیت نمی داند. 14-  نگاه قرآنی درخصوص جهان های عینی ،فرهنگی وانسانی چگونه است ؟  جواب : 1- جهان عینی فراتراز محسوسات وطبیعت است.  2- اداراک محدودبه جهان انسان ها نیست .  3- جهان عینی براساس حکمت الهی با انسان ها  ارتباط دارد. 4-  انسان هادرقبال  جامعه و فرهنگ خود مسئولیت دارند.  15- ازمنظرقرآن درچه صورتی جهان عینی برکات خودرابه روی انسان ها می گشاید ودرچه صورتی آنهارا پنهان می سازد؟  جواب :هرگاه انسان ها اخلاق الهی داشته وجامعه نیز ازفرهنگ توحیدی برخوردارباشد جهان عینی برکات خودرا به روی انسان ها می گشاید واگررفتارافراد وفرهنگ آنها هویتی  مشرکانه داشته  باشد ظرفیت های الهی  وآسمانی پنهان می شوند.           فعایت های درس یک 16-  چگونه اندیشه فردی وارد حوزه فرهنگی می شود؟ جواب :  وقتی فردی  ذهنیت خودرابه عمل درمی آورد جهان فرهنگی راگسترش داده و اندیشه وارد حوزه فرهنگ شده است .  راه های ورود اندیشه به حوزه فرهنگ هنر ورفتارهای اجتماعی است. 17-   تفاوت موجودات جهان عینی با موجودات جهان انسانی درچیست؟ جواب :  جهان انسانی تحت امر اراده ی انسان است وبا انسان به وجود می آید ولی  جهان عینی خارج از فعل انسان است  وقبل وبعدازانسان هم وجودداشته وخواهدداشت. مثلا   رانندگی امری  مربوط به جهان انسانی است ولی خورشیدگرفتگی یا روزقیامت مربوط به جهان عینی  وتکوینی است . 18-  برخی از آیات قرآن کریم ازتعامل فعال جهان عینی باجهان فرهنگی واجتماعی رابنویسید.   جواب : آیه 44 سوره انعام : پس چون آنچه ازنعم الهی به آنها تذکرداده شدهمه رافراموش نمودندماهم  ابواب هرنعمت رابه روی آنها گشودیم تا به نعمتی که داده شدند شادمان گشت اند ناگاه به کیفر اعمالشان گرفتار کردیم که آن هنگام خواروناامید گردیدند.  آیه 41 سوره روم : فساد وپریشانی به کرده ی بد خودمردم درهمه ی برو بحر پدید آمد تاماهم کیفر بعضی اعمالشان  رابه آنها بچشانیم باشد  که پشیمان شده وبه درگاه خدا  بازگردند. آیه 96 سوره اعراف : وچنانچه  مردم شهر ودیار همه ایمان آورده وپرهیزکار می شدند همانا مادرهای برکات آسمان وزمین رابرروی آنها می گشودیم ولیکن چون تکذیب آیات کردند ماهم سخت به کیفرکردار زشتشان سوالات  ، فعالیت ها و پاسخ های درس دوم علوم اجتماعی  پیش دانشگاهی چاپ جدید(91) 1-    کدام موجودات ازتاریخ مشترک برخوردارند؟ مثال بزنید. جواب: موجوداتی که ازهویت مشترکی برخوردارند 2-    به دلیل کدام توانایی برخی ازموجودات درمناطق مختلف جغرافیایی یافت می شوند؟ جواب: به دلیل توان انطباق وسازگاری با محیط 3-    چگونه انسان امکان سازگاری با شرایط مختلف جغرافیایی راپیدا می کند؟  جواب : آدمی بافعالیت های انسانی وفرهنگی خود وازطریق تصرفاتی که درطبیعت انجام می دهد امکان سازگاری با شرایط مختلف جغرافیایی راپیدامی کند. 4-    چرا فرهنگ ها، اخلاق ها وتاریخ بشر یکسان ومشترک نیست؟ جواب: زیرا انسان هااز عقایدوارزش ها وهویت های متفاوتی برخوردارند. 5-    فرهنگ هاازنظرقابلیت گستره ی جغرافیایی ،تداوم وانتقال چنددسته اند؟ جواب: 1-فرهنگ هایی که درطول زمان دریک سرزمین واحد به وجودآمده اند وفرهنگ هایی که درزمان واحددرسرزمین های متعددبه وجودآمده اند. 2- فرهنگ هایی باعمرکوتاه  وفرهنگ هایی بادوام طولانی3- فرهنگ هایی که قابلیت عبورازمرزهای جغرافیایی رادارندوجهانی می شوند ، فرهنگ هایی که ناظربه قوم خاص ومحدوده ی خاص جغرافیایی  هستند. 6-    کدام فرهنگ ها قابلیت وظرفیت جهانی شدن ندارند؟ جواب:1- فرهنگ هایی که ارزش ها وعقاید آنهاناظربه قوم ومنطقه خاصی است2- نگاهی سلطه جویانه نسبت به دیگر اقوام ندارند. 7-    فرهنگ هایی که به سوی جهانی شدن حرکت می کنند چنددسته اند؟ جواب: 1- فرهنگی که عقاید،رفتاروارزش های آن ناظربه قوم یامنطقه یا گروه خاصی است مانند صهیونیست ها که متوجه نژادخاص بارویکردخاص مادی هستند.2- فرهنگی که عقاید،ارزش ها وهنجارهایش درخدمت قوم خاصی نیست وازسعادت همه انسان ها سخن می گویدمانند فرهنگ اسلامی 8-    فرهنگ سرمایه داری (فرهنگ سلطه ، فرهنگ استکبار)ازچه ویژگی هایی برخورداراست؟ جواب: 1- ثروت وقدرت درکانون توجه اوست.2- کشورهای دیگررادرپیرامون قدرت وثروت به خدمت می گیرد.3- تسلط یک قوم ،جامعه وگروه خاص رابردیگران دنبال می کند.4- دیگران را به ضعف وناتوانی می کشاند. 9-    کدام فرهنگ ها ازعقاید و آرمان های مشترک انسانی سخن می گویند؟ جواب: فرهنگی که درخدمت گروه وقوم خاصی نیست وسعادت همه انسانها رادنبال می کند. 10-کدام فرهنگ ها  شایستگی حرکت به سوی یک فرهنگ جهانی رادارند؟            جواب:   1- عقاید،ارزشها وآرمان هایشان موافق فطرت آدمیان باشد. 2-  هنجارهاورفتارش مطابق با آرمان ها و عقایدش باشد. 11-فرهنگ حق  چه نوع فرهنگی است؟ جواب: فرهنگی که عقاید، ارزش ها ورفتارهایش مطابق نیازهای فطری  انسان ها باشد. 12-مدینه ی فاسقه فارابی چه  نوع جامعه ای است؟ جواب :  جامعه ای که عقایدوارزش هایش حق است ولی هنجارها ورفتارهایش موافق با آن عقایدوارزش هانباشد. 13- فرهنگ مطلوب جهانی ازچه ویژگی های عام وجهان شمولی بایدبرخوردارباشد؟ جواب: حقیقت، معنویت،عدالت ،حریت (آزادگی ) مسئولیت وعدالت . 14-چرا حقیقت یکی از ویژگی های فرهنگ جهانی مطلوب است؟ جواب: زیرافرهنگی که به حقیقتی قایل نباشدنمی تواند ازمعیارسنجش ارزش ها برخوردارباشدوتوان دفاع عقیدتی ازخودراندارد. 15-چه نوع فرهنگ هایی درصورت گسترش انسانیت رابابحران های روحی وروانی گرفتار می سازند؟ چرا؟ جواب: فرهنگ هایی که فقط به نیازهای مادی انسان توجه می کنند.زیراازپاسخ به پرسش های بنیادین درباره مرگ وزندگی، سعادت معنوی وابدی انسان ها ناتوان و غافل اند. 16-چرامعنویت یکی از ارزش های فرهنگ مطلوب جهانی است؟ جواب: چون این فرهنگ می تواندبه پرسش های بنیادین انسانهادرخصوص مرگ وزندگی وسعادت معنوی وابدی پلسخ دهد ومانع بحران های روحی انسان ها می شود. 17- ارزش عدالت وقسط چه تاثیری درفرهنگ جهانی دارد؟ جواب: مانع پایمال شدن حقوق انسان ها ودوقطبی شدن جهان وبهره کشی ظالمانه می شود. 18-حریت وآزادگی درمعنای راستین چگونه است؟ جواب: آزادی ازقیدوبندهایی که مانع از رسیدن آدمی به حقیقت و حقوق انسانی اش می شود. 19- انواع آزادی وحریت را توضیح دهید: جواب: 1- آزادی که انسان راازمعنویت وبندگی خدادورمی کند.2- آزادی که وسیله ای برای رسیدن به خدا است. 20- کدام ارزش هایک فرهنگ رادربرابر فرهنگ های رقیب مقاوم می سازند؟ وزمینه سازگسترش آن هستند؟چرا؟ جواب: مسئولیت وتعهد زیرا  رویکردهای تقدیرگرایانه  وغیرمسئولانه  مقاومت فرهنگی را ازبین برده وزمینه سازنفوذ وتسلط بیگانگان هستند. 21-فرهنگی که مطلوبیت جهانی داردبایددارای چه سطوحی ازعقلانیت باشد؟ جواب: 1- عقلانیتی که ازجهان بینی وارزش های آن دفاع کند. 2- عقلانیتی که  براساس ارزش هاوعقایدخودبه نظام سازی ومدیریت اجتماعی  بپردازد. 22-درچه صورتی فرهنگ دچارنسبیت می شود؟ جواب : درصورتی که  ازعقلانیتی برخوردارنباشدکه ازجهان بینی وارزش های کلان، ولایه های بنیادین وهویتی خود دفاع کند. 23-درچه صورتی فرهنگی که ادعای جهانی دارد ناکام می ماند؟ جواب: درصورتی که 1-فرهنگ نتواندبرمبنای ارزش ها وعقایدخودیک نظام جهانی تعریف کند. 2- فرهنگ نتواندمسیرحرکت به سوی یک نظام  رابرای عبورازشرایط متغییر ومتحول اجتماعی ترسیم کند.   فعالیت های درس دوم : 24-درسرزمین پهناور ایران درطول تاریخ چه فرهنگ هایی شکل گرفته اند؟چه عناصری ازاین فرهنگ هاباقی مانده است؟ جواب:1- ایران باستان باعناصر: نوع دوستی،عدالت خواهی، دین مداری،خانواده وقداست آن،عفاف، عیدنوروز، اهمیت نور،2-ایران اسلامی باعناصر:  آخرت ، توحید، علم آموزی، خانواده وجایگاه زن ، عدالت 3- ایران معاصرباعناصر: مقاومت ، مشروطه ، استکبارستیزی، بازگشت به خویشتن ، انقلاب ، هویت یابی ، مقاومت فرهنگی 25-نمونه های تاریخی فرهنگ هایی که عقاید وارزش های آنها باهنجارها ورفتارهایشان ناسازگاراست بنویسید. جواب :1- جوامع غربی به نام دموکراسی کشتارمی کنند .2- الجزایربه نام دموکراسی انتخابات آزادرابرهم زد. (1990) 3- دراروپاکسی حق مخالفت باهالوکاست راندارد. 4- درجامعه ی خودمان همه اخلاص عمل ندارند وفاصله  ارزش ها وعمل به وجودآمده است.(ارزش های اجتماعی باسکولاریسم عملی تناسب ندارد. ) 26-ارزش آزادی درفرهنگ اسلامی وفرهنگ سکولارغربی چه تفاوتی دارد؟ جواب: 1- مرزآزادی غربی منافع دیگران است ولی آزادی اسلامی  نزدیک شدن به خدااست. 2- آزادی غربی نوعی اسارت انسان درمادی گرایی است ولی آزادی اسلامی  آزادشدن انسان برای رسیدن به خدااست .( آزادی ازنفس اماره) 3- آزادی غربی انسان را ازمعنویت وبندگی خدادورمی کندولی آزادی اسلامی  راهی برای رسیدن به خدااست.  سوالات  وفعالیت های همراه باپاسخ درس سوم کتاب علوم اجتماعی پیش دانشگاهی ( سال چهارم ) چاپ جدید شهریور1391 1-    مدینه ی تغلب  درگونه شناسی فارابی چگونه جامعه ای است؟ جواب: جامعه ای که سلطه بردیگرجوامع راارزش اجتماعی برتر خودمی داند. 2-     درگذشته امپراتوری ها چگونه شکل می گرفتند؟ جواب: ازطریق کشورگشایی  باقدرت نظامی  وحضورمستقیم سربازان پیروز 3-    سلطه و غلبه اقوام بردیگران درتاریخ گذشته چگونه بوده است ؟ جواب : غلبه ی نظامی باحضورمستقیم قوم مهاجم درمناطق جغرافیایی تحت سلطه ( البته درهمه موارد بسط فرهنگی قوم غالب را به دنبال ندارد.) 4-    درگذشته اقوام شکست خورده  دراثرحمله ی نظامی چگونه باردیگربه استقلال می رسیدند؟ ودرچه صورتی گروه مهاجمان رادرخود هضم می کردند؟  جواب : درصورتی که قوم مغلوب هویت فرهنگی  خودراحفظ کن با ضعیف شدن  تدریجی قدرت نظامی مهاجم ، می تواندباردیگراستقلال سیاسی  خودرا به دست آورد. واگرازفرهنگ غنی وقوی برخوردارباشد می تواند گروه مهاجم رادرفرهنگ خودهضم کندمانند ایرانیان مسلمان که  مغولان رادرخودهضم کردند. 5-    چرا امپراتوری مغول  منجر به  فرهنگ جهانی نشد؟ جواب: زیرا  فرهنگ مغولان فرهنگی  قومی وقبیله ای بود وشایستگی لازم رابرای یک فرهنگ جهانی  نداشت وسریعا تحت  تاثیرفرهنگ جوامع مغلوب خود قرارگرفتند. 6-    نمونه هایی از جهان گشایی که منجربه جهانی شدن فرهنگ نشدمثال بزنید. جواب:  فتوحات  ایرانیان باستان ، تصرفات مغولان 7-     مغولان تحت تاثیر هویت فرهنگی کدام جوامع مغلوب قرارگرفتند؟ جواب: چین ، هند ،  ایران 8-    ویژگی اغلب جهان گشایی ها وامپراتوری ها چه بود؟  جواب : 1- سرزمین های تصرف شده به تدریج  استقلال می یافتند. 2-  با کشتارها وخسارات  انسانی واقتصادی فراوان همراه بود. 9-    واژه امپریالیسم وانواع آن راتوضیح دهید . جواب : ازواژه امپراتوری گرفته شده و به نوع سلطه ای اطلاق می شود. 1- امپریالیسم سیاسی : اشغال نظامی جوامع ضعیف است . 2- امپریالیسم  اقتصادی :  اشغال  بازار، مواد خام  وقدرت اقتصادی  دیگرجوامع. 3- امپریالیسم فرهنگی: مقاومت فرهنگی  جامعه تحت سلطه سیاسی واقتصادی فروریزد وبرتری فرهنگی  جامعه مسلط پذیرفته شود. 10-واژه های استعمار ومستعمره راتعریف کنید وبنویسیدازچه زمانی شروع شدوبه اوج رسید؟  جواب: اشغال یک سرزمین باتوسل به قدرت سیاسی ونظامی استعماراست وکشور تحت سلطه استعمار ، مستعمره است . ازقرن 15 به بعدتوسط اروپاییان شروع شد ودرقرن 19 به اوج رسید و مستعمراتشان از35 درصدبه 67 درصدرسید . 11-دلیل موفقیت وگسترش استعمار اروپاییان چه بود؟  جواب: 1- پیشرفت درزمینه ی دریانوردی 2- فنون نظامی واقتصاد صنعتی اروپا 12-دردوران استعمار عملکرد اروپاییان درقاره امریکا  وجزایراقیانوس ها چگونه بود؟ جواب: به نسل کشی وازبین بردن ساکنان بومی پرداختند.15 میلیون سرخ پوست راکشتند ومناطقی( کوبا،هائیتی، نیکاراگوئه وسواحل ونزوئلا) راخالی ازسکنه کردند. 13-انواع استعمار درطول تاریخ چندنوع  بوده است ؟ جواب: استعمار کهن با غلبه وتسلط نظامی برجوامع تحت سلطه 2- استعمار نوباغلبه اقتصادی برجوامع تحت سلطه 3- استعمارفرانو باغلبه فرهنگی برجوامع تحت سلطه 14-ویژگی های  استعمار نو را چیست ؟ جواب : 1- پس از شکل گیری جنبش های استقلال طلبانه کشورهای مستعمره درقرن بیستم به وجود امد. 2- ازمجریان بومی وداخلی کشورهای مستعمره استفاده می کردند. 3- برای به قدرت رساندن نیروهای وابسته ازکودتای نظامی  استفاده می کردند.4-  شکل غلبه ی انها اقتصادی ووابستگی  ساختارهای اقتصادی ، سیاسی و مالی بود وکنترل بازار  وسیاست  مستعمرات رادردست می گرفتند. 15- انواع استعمار (قدیم ، نو وفرانو) درچه  نکته ای اشتراک  دارند؟ جواب : هرسه فراورده ی فرهنگ سلطه ی غرب  هستند. 16- استعمار قدیم با استعمار نو چه تفاوت هایی داشته است ؟ جواب : 1- استعمار قدیم  باغلبه ی نظامی وسیاسی بوده است ولی استعمارنو باغلبه ی اقتصادی وسیاسی 2- مجریان استعمار قدیم بیگانه وخارجی بوده اند( حضورآشکار استعمارگران ) ولی مجریان استعمار نو بومی وداخلی ( حضور  غیرمستقیم وپنهان استعمارگران )محسوب می شدند . 17- استعمارفرا نو دارای چه ویژگی هایی است ؟ جواب : 1- بیشترازابزارهای فرهنگی، علمی  ، رسانه ای وفناوری استفاده می کند.2- استعمارگران ومجریان هردوپنهان اند. 3- هویت فرهنگی( عقایدوارزش ها) دیگرکشورهاهدف قرارمی گیرد.4- سلطه ی غرب برهمه جهان راتحت پوشش جهانی شدن دنبال می کند.  فعالیت های درس سوم : 18- فرهنگ سلطه به دنبال چه نوع تاثیرات فرهنگی برجوامع مغلوب است ؟ جواب:تضعیف مقاومت فرهنگی ، ایجادتزلزل وتحول فرهنگی درقوم مغلوب ، تحقیرفرهنگی قوم مغلوب ، هویت زدایی  فرهنگی قوم مغلوب، استعمارفرهنگی 19-درباره عملکرد اروپاییان  درقاره ی آفریقا بنویسید. جواب:دربعدنظامی :به تسخیر آفریقا پرداختند. دربعد اقتصادی: بازارها ، منابع ومواداولیه ی آفریقا اشغال شد  ودروجه فرهنگی :زبان وادبیات  بسیاری ازکشورهای آفریقایی انگلیسی وفرانسه  شده است . 20-درباره مراحل گسترش نظام سلطه غرب ووجه غالب هرمرحله گفت وگو کنید.آیا وجه غالب هرمرحلیه ،درمراحل دیگروجودندارد؟ جواب: دراستعمار قدیم وجه غالب قدرت نظامی با حضورمستقیم نیروهای استعمارگراست. (مجریان بیگانه اند)دراستعمارنو وجه غالب اقتصادی با حضور غیرمستقیم استعمارگراست .( مجریان بومی وداخلی اند. ) دراستعمار فرانو وجه غالب  فرهنگی باابزار فناوری رسانه ای است ( مجریان بومی وسیاست هانیز ظاهرابومی اند. ) می توانند این وجوه بایکدیگرهمزمانی داشته باشند ، مثلا دراستعمارقدیم گاهی  هم استعمارسیاسی ،هم اقتصادی و هم فرهنگی بوده است ، نمونه ی آن مستعمرات آفریقایی   سوالات و فعالیت های درس چهارم  کتاب جدیدالتالیف علوم اجتماعی  پیش دانشگاهی ( سال چهارم ) همراه باپاسخ 1-    ویژگی ها ، ارزش ها وتوان مندی های جهان اسلام برای  ساختن یک فرهنگ جهانی چیست؟  جواب : 1- اصول اعتقادی وارزش های آن ثابت است.(خاص یک نسل ویک عصرنیست.). 2- اصول وارزش هایش  بانظام آفرینش  وفطرت آدمیان مطابقت دارد . 2-    ویژگی های انسان ازدیدگاه اسلام  چیست ؟  جواب: 1- انسان موجودی مختار، مسئول ومتعهد است .2- انسان خلیفه خدادرزمین است .3- انسان فطرتی الهی وکرامتی ذاتی دارد. 4- سعادت انسان در نزدیک شدن به خدا است. 5- شقاوت انسان درفراموشی خود، خدا ومحدودکردن زندگی به این جهان است . 6- انسان  مسئول آبادی  این جهان وپرهیزازفساداست. 3-    جایگاه  عقل دردیدگاه ا سلام چگونه است ؟  جواب: عقل درفرهنگ اسلام  محبوب ترین مخلوق خداست وپیامبران برای برانگیختن عقل مبعوث شده اند. 4-    پیامبران  به چه منظوری مبعوث شده اند؟ جواب: پیامبران برای برانگیختن عقل ، اجرای  عدالت  وجلوگیری ازتراکم ثروت دردست  اغنیا وآزادسازی  مستضعفان ازحاکمیت مستکبران وحاکمیت حق مبعوث شده اند. 5-    مراحل گسترش فرهنگ اسلامی  درمقاطع تاریخی را نام ببرید . جواب : 1-عصرنبوی 2- دوران خلافت  3- دوران استعمار  4- بیداری اسلامی 6-    ازمراحل گسترش فرهنگ ا سلامی ، عصرنبوی رابه اختصار  توضیح دهید .  جواب: پیامبر آیات توحیدی را در جامعه جاهلی قبیله ای عربستان  تبلیغ نمود. پس از13 سال مقاومت دربرابرفشارهای  قبیله ای حکومت ا سلامی  تشکیل داد و10 سال به رفع موانع  سیاسی آن پرداخت. به امپراتورهای زمان  خودبرای پذیرش ا سلام دعوت نامه فرستاد.  گروه های مختلف  شبه جزیره درسال نهم هجرت  برای پذیرش ا سلام به مدینه آمدند. 7-    ازمراحل گسترش فرهنگ ا سلامی  دوران خلافت  چگونه بود؟  جواب: اززمان رحلت  پیامبرتا خلافت امویان ، عبا سیان  وعثمانیان ادامه داشت. پس از فتح مکه ( سال هشتم هجرت ) مقاومت دربرابرارزش های ا سلامی از صورت آشکار  درپوشش  نفاق پنهان شد ومناسبات عشیره ای وقبیله ای  درآن راه یافت . اما ارزش های  ا سلامی  فارغ از عملکرد قدرت های سیاسی  درسایرسرزمین ها گسترش یافت وفرهنگ  گروه های مهاجم رادرون خودهضم کرد. 8-    چرا قدرت هایی مانند سلجوقیان، مغولان ، عثمانی و... مانع از آن می شدند که ظرفیت ها و ارزش های اجتماعی  فرهنگ ا سلامی به طور  کامل آشکارشود؟  جواب: زیرا این قدرت ها درچارچوب عادات تاریخی وفرهنگ قومی وقبیله ای رفتار می کردند. 9-    دوره استعمار چه تاثیراتی برفرهنگ ا سلامی داشته است ؟  جواب : 1- بخش هایی از جوامع ا سلامی را تحت نفوذ سیاسی ، نظامی خود درآوردند. 2- رجال سیاسی  جوامع ا سلامی را ازطریق  قدرت  نظامی و صنعتی   مقهورخوساختند.  3- قدرت سیاسی قومی وقبیله ای جوامع ا سلامی را ازطریق سازش با دولت های غربی  باقدرت  استعمارگران پیوند زدند. 10-منظورازاستبداد استعماری چیست ؟ چگونه به وجودآمد؟ جواب : وقتی استبداد ایلی وقومی با استبداد استعمارگران غربی پیوند خورد استبدادجدیدی که جنبه استعماری داشت به وجودآمد . 11-درمراحل  گسترش فرهنگ ا سلامی عصربیداری  از چه ویژگی هایی برخورداراست ؟  جواب : 1- مقاومت  دربرابرنفوذ وسلطه غرب 2- متفکران اسلامی خطرات سلطه فرهنگ غرب وفراموشی فرهنگ وهویت ا سلامی را گوشزدکردند. 3-  باروی کارآمدن انقلاب ا سلامی مکاتب وروش های  غربی مقابله با  سلطه استعمار( ناسیونالیسم ، ملی گرایی ، مارکسیسم ) کنارگذاشته شد.4- مرحله نوینی درگسترش فرهنگ ا سلامی  با الهام ازانقلاب ایران به وجود آمد.  فعالیت های درس چهارم : 12-اصولی که یک فرهنگ جهانی باید داشته باشد رادرآموزه های ا سلامی جست وجو کنید . جواب :  هستی شناسی توحیدی ، عدل وداد ، عقلانیت ، حقیقت ، خلیفهً الهی بودن انسان . 13-درباره چگونگی گسترش فرهنگ ا سلامی دربین مسلمانان آسیای جنوب شرقی  توضیح دهید . جواب : بنگلادش  ازطریق بازرگانان عرب ، اندونزی ازطریق بازرگانان مسلمان هندی ، تایلند از طریق شیخ احمدقمی ، تانزانیا ازطریق بازرگان مسلمان  ایرانی (آفروشیرازی) 14-درباره بخشی از ارزش های اجتماعی ا سلام که با حاکمیت های قبیله ای وقومی  نادیده گرفته می شدند توضیح دهید. جواب : تقواکم رنگ شدوارزش های خونی ونژادی رشدکرد.  تبعیض ها جای عدالت راگرفت . زهد وساده زیستی  به تجملات تبدیل شد . برابری وبرادری  به قوم مداری تبدیل شد . استبداد ایلی وقبیله ای جای آزادی راگرفت. 15-عملکرد استبداد ایلی قاجاررابااستبداد استعماری رضاخان مقایسه کنید.  جواب :  استبداد قومی  ایلی با مذهب درگیری نداشت وشاهان ظاهرا دینی بودند امااستبداد استعماری  رضاخان  چون درراستای تامین نیازهای مادی غرب بود پوشش ظاهری دینی هم نداشت ومستقیمابادین مبارزه می کرد . 16- درباره تاثیرات صدساله ی اخیرناسیونالیسم درجهان ا سلام  توضیح دهید . جواب : وحدت امت ا سلامی مخدوش بود. هویت سازی سکولار بود . اختلافات نژادی افزایش یافته بود . مقاومت  اسلامی ضعیف شده بود .     سوالات  وفعالیت های درس پنجم کتاب  جدیدالتالیف ( چاپ جدید) علوم اجتماعی پیش دانشگاهی ( سال چهارم ) شهریور1391 همراه با پاسخ 1-    ریشه رفتارها و هنجارهای فلسفی ، مذهبی  ومکاتب غربی کجاست؟  جواب:  ریشه درعقاید وارزش های بنیادین1- هستی شناسانه { انواع جهان هستی( دنیوی، معنوی ، اساطیری و...)}2- انسان شناسانه  (ویژگی های انسان ازنظراراده،اختیار،فطرت ، خواسته هاو حقوق مادی ومعنوی و..)3-  معرفت شناسانه  {روش شناسی : ( ازچه راه هایی می توان به شناخت حقیقت وواقعیت رسید ؟ حس ، تجربه ، عقل ، شهود، وحی و... } دارد . 2-    مهم ترین ویژگی های  هستی شناسانه ، انسان شناسانه  ومعرفت شناسانه  عقایدبنیادین  جهان غرب چیست؟  جواب:  دربعدهستی شناسانه : سکولاریسم . دربعد انسان شناسانه : اومانیسم  دربعدمعرفت شناسانه : روشنگری 3-    ویژگی های عقایدبنیادین هستی شناسانه  جهان غرب  چیست؟  جواب : 1- رویکرد دنیوی واین جهانی به هستی ( سکولاریسم ) 2- آرمان ها  دنیوی واین جهانی اند. 3-  ابعاد  معنوی انسان ، ابعاد متافیریکی وفوق طبیعی جهان  فراموش شده اند(سکولاریسم آشکار )یا به  صورت گزینشی درحاشیه اهداف ونیازهای دنیوی  به خدمت گرفته می شوند ( سکولاریسم پنهان ) 4-    سکولاریسم آشکار و سکولاریسم پنهان چه تفاوتی بایکدیگردارند؟ جواب:  درسکولاریسم آشکار به کلی ابعاد معنوی انسان  متافیزیکی  جهان هستی  انکار می شود ولی درسکولاریسم پنهان  این ابعاد  نفی نمی شود فقط درخدمت  نیازهای  دنیوی قرار می گیرد. 5-    نمونه هایی برای سکولاریسم آشکار وسکولاریسم پنهان بنویسید. جواب : سکولاریسم آشکار : مکاتب ماتریالیستی ( ماده گرایانه )  سکولاریسم پنهان : پروتستانتیسم ( نهضت دینی مسیحیان معترض به  کاتولیک ها ) 6-    فرهنگ معنوی ودینی را با فرهنگ سکولاریسم مقایسه کنید . جواب :  1- درسکولاریسم پنهان  توجه به زندگی مادی درابعاد علمی ونظری غلبه دارد. دنیا ورفع نیازها هدف  زندگی انسان   است ولی درفرهنگ  معنوی ، دنیا  وسیله است. 2- درجهان معنوی افراد دنیاگرا از آشکارکردن نیت خودشان خودداری می کنند ولی درجهان سکولار افراد دیندار رفتارخودراتوجیه دنیوی می کنند . 7-    ویژگی های انسان شناسانه عقاید بنیادین جهان غرب  ( اومانیسم ) را  بنویسید . جواب :  1-  دراین جهان متکثر،انسان  موجودی دنیوی واین جهانی است . 2-  انسان  وظیفه تدبیر  معنوی  دراین جهان ندارد. 3- اصل درجهان ، انسان است که با اراده خود  به تصرف درموجودات  جهان می پردازد. 4-  توجه به ابعاد دنیوی ، جسمانی  مادی انسان درهنر،ادبیات وحقوق بروز  یافته است. 8-     فرهنگ اومانیسم رابافرهنگ معنوی مقایسه کنید.  جواب:  درفرهنگ معنوی  اصالت با خدااست.انسان نشانه  وخلیفه خدابرزمین است  وبردیگرموجودات برتری دارد. وکرامت او ناشی از نزدیک شدن به خدااست امادراومانیسم اصالت با انسان است نه خدا وزندگی دنیوی هدفی درخدمت به انسان است. 9-    هنرمدرن باهنرقرون وسطی چه تفاوتی دارد؟ جواب : هنرقرون وسطی برابعادمعنوی انسان تاکیددارد ونقاشان   چهره های اسوه های انسانی رادرهاله ای ازقداست  ترسیم می کردندولی هنرمدرن برابعادجسمانی وزیبایی های بدنی انسان تمرکز می کنند . 10-حقوق بشر دراندیشه ی اومانیستی چه تفاوتی باحقوق انسان درفرهنگ دینی دارد؟  جواب:  حقوق  اومانیستی  صورتی دنیوی براساس عادات وخواسته های طبیعی انسان دارد وانسان ها بدون نیاز به توجیه الهی وآسمانی  خواسته های دنیوی  رامطرح می کنند ولی حقوق انسان درفرهنگ دینی براساس فطرت الهی است وصورتی  معنوی دارد وانسان ها خواسته های  دنیوی خودرامستقلا دنبال نمی کنند واین خواسته های دنیوی درسایه ی ابعاد معنوی اظهارمی شود.(نفس پرستی هم درقالب   مفاهیم دینی پنهان می شود .) 11-چرا فرعون  درتوجیه رفتارش خودرادرزمره خداوندگاران قرارمی داد؟ جواب : زیرا در فرهنگ دینی  افراد هواهای نفسانی خودرا درقالب مفاهیم الهی ودینی پنهان می کنند وآشکارا  خودرا انسانی دنیوی وطبیعی معرفی نمی کنند 12-  منظورازروشنگری چیست ؟  روشنگری درمعنای عام  وروشنگری درمعنای خاص را توضیح دهید . جواب: روشنگری یعنی با چه روش هایی به حقیقت وشناخت می رسیم ودراین راه باچه موانعی روبه رو هستیم . روشنگری به معنای عام  شناخت حقیقت براساس  راه  انبیا الهی ومتکی برعقل ، شهودووحی است. روشنگری درمعنای خاص مبتنی بر سکولاریسم واومانیسم متکی بر عقل گرایی حسی است.  13-روشنگری چه تاثیری بردانش وعلم مدرن داشته است؟ جواب:  درقرون 17 و18رویکردی عقل گرایانه وراسیونالیستی  داشت درقرون 19 و20   صورتی حس گرایانه وآمپریستی پیداکرد  ودرحال حاضر باافول تجربه گرایی بابحران معرفت شناختی روبه روشده است . 14-روشنگری درمعنای عام با روشنگری درمعنای خاص  چه تفاوت هایی دارد؟ جواب :  روشنگری درمعنای عام  ازوحی وعقل تجریدی وتجربی اتفاده می کند وتفسیری دینی ازانسان ارائه می دهد وتحصیل  علم تقدس الهی دارد  ولی روشنگری درمعنای خاص  چون شناخت را محدودبه حس وتجربه می کند علمی تجربی ، سکولار وناتوان ازداوری ارزشی به وجود می آورد. علمی که درخدمت خواسته های صرفا دنیوی انسان است . 15-منظوراز دئیسم چیست ؟  جواب: اعتقادبه وجودخدا بدون اینکه به پیامبر ، شریعت واحکامی  معتقد وپایبندباشند. فعالیت های درس پنجم : 16- آیا عقاید ورفتارهای دینی آثار دنیوی نداردوآیا بیان آثار دنیوی آنها اشکال دارد؟ جواب: اثردنیوی دارد مثلا درماه رمضان خشونت کمترمی شود یا مصرف برخی کالاها کمترو مصرف بعضی بیشتر می شود . بیان اینهااشکالی ندارد . 17-درچه صورتی پرداختن با آثار دنیوی عقاید ورفتارهای دینی مشکل ساز می شود؟  جواب :  درصورتی که ارتباط  بین آثار دنیایی دین بااراده ی الهی قطع شده باشد ودین فقط ازنظرمادی موردتوجه باشد نه ازنظر آخرت واراده ی الهی ودین  بازیچه ی  دنیوی نفس پرستان باشد. 18-تفاوت حقوق بشررادردوفرهنگ دینی وفرهنگ اومانیستی بیان کنید .  جواب : حقوق بشر  دینی  مبتنی برفطرت انسان ومعنوی است مثلا همه یادردین برادرتوهستند یادرخلقت.اماحقوق بشر اومانیستی   مبتنی برخواسته وعادات طبیعی و مادی گرایانه ی بشر است ونبایدبا  اصالت انسان  درافتاد پس  مثلا حکم قصاص  قابل قبول نیست. 19-  به چه دلیل روشنگری مدرن با رویکرد عقل گرایانه خودبه دئیسم منجر می شود ؟ جواب : نفی وحی  و تاکیدبراین مطلب که باکمک عقل خودمان وبدون استفاده از روش عملی  می توان  خداراشناخت و درشناخت  واقعیات فقط ازمعیارهای انسانی بایداستفاده کنیم . سوالات و فعالیت های  درس ششم  همراه با پاسخ  کتاب علوم اجتماعی جدیدالتالیف  پیش دانشگاهی ، سال چهارم ( چاپ جدید )  91 1-    تاریخ فرهنگ غرب به چنددسته تقسیم  می شود؟ جواب : 1- یونان ورم باستان 2- قرون وسطی 3- دوره رنسانس 4- غرب جدید 2-    فرهنگ دوره باستان (یونان ورم)  باقرون وسطی چه تفاوت هایی دارد؟ جواب :  دوره ی باستان                                            قرون وسطی فرهنگ اساطیری                                         فرهنگ دینی مسیحیت پرستش خدایان متعدد                                 اعتقادبه توحید نگاه متکثر به عالم                                         نگاه واحد به عالم (درباستان خلقت ازخدایان متعدد نشات می گرفت ومتکثربود ولی درقرون وسطی  همه مخلوقات به خدای واحد می رسید .) 3-    رنسانس به چه معناست ؟ مشخصات این دوره تاریخی رابنویسید؟ جواب : به معنای تجدید حیات وتولد دوباره وبازگشت به دوران  فرهنگ  یونان ورم باستان . 1- رویکردی  دنیوی به مفاهیم معنوی وتوحیدی ( سکولاریسم )  2-حرکت های اعتراضی نسبت به مذهب 3- رویکرد دنیوی به عالم درسطح هنر، اقتصاد، سیاست 4- ظهورپادشاهان محلی به عنوان رقیبان کلیسای دنیاطلب 5-  تلاش جهت حذف کلیسا  ونقش دین و معنویت 4-     برخی از  ویژگی های دوره ی تاریخی قرون وسطی  رابنویسید. جواب :1- سکولاریسم عملی ( به نام دین دنیاطلب کردن ) 2- به  بهانه ایمان ووحی عقل راازاعتبار می انداختند. 3- اقتدارکلیسا درهمه ی امورزندگی 4- اقتصادکشاورزی ونظام ارباب رعیتی 5- برده داری عام وفراگیر 5-    جهان غرب چگونه ازدوره قرون وسطی به دوره رنسانس عبورکرد ؟ جواب : 1-جنگ های صلیبی ، مواجهه با مسلمانان وفتح قسطنطنیه اقتدارکلیسا رافروریخت . 2- ظهور قدرت های  محلی به عنوان رقیبان دنیاطلب کلیسا 6-    رویکرد هنر ، اقتصاد وسیاست درعصر رنسانس چگونه بود ؟ جواب : درهنر به ابعاد جسمانی ودنیوی انسان اهمیت می دادند. دراقتصاد بارشدتجارت وکشف  آمریکا ازاقتصادکشاورزی ارباب رعیتی به اقتصاد صنعتی سرمایه داری عبورکردند. درسیاست قدرت های محلی وشاهزادگان  به رقابت باکلیسا پرداختند. 7-    رویکردمذهب دردوره رنسانس چگونه بود ؟ جواب :حرکات  اعتراضی بادورویکرد: 1- رویکرد دنیاگرایانه( همانندکلیسا) وتنها مخالفت باقدرت پاپ 2- رویکردمعنوی وتقابل بادنیاگرایی 8-    نگاه اساطیری باستان  به عالم ، چه تفاوتی با  فرهنگ مسیحیت دراین خصوص  دارد ؟ جواب : توجه به عالم کثرت ،(یعنی جهان دارای منشاهای گوناگون  ومتکثراست ) از ویژگی های   دوره اساطیری باستان است. مسیحیت نگاهی توحیدی داشت. (البته با  عقیده به تثلیث و سکولاریسم عملی آن راتحریف کردند. ) 9-    تحریفات مسیحیت چه پیامدهایی به دنبال داشت ؟ جواب :1-  عقیده به تثلیث ودورشدن از ابعادعقلانی توحید    2- توجیه عملکرددنیوی تحت پوشش دین ومعنویت ( سکولاریسم عملی ) 10-چگونه فلسفه روشنگری به وجود آمد وسکولاریسم نهادینه شد؟ جواب :1- بازگشت به  فرهنگ باستان جهت حذف پوشش دینی و تفسیرتوحیدی 2- حرکت های اعتراضی  دینی به کلیسا وتفاسیرپروتستانی دینی ورواج آن درسطح فرهنگ عمومی  جامعه 3- نفوذ  تفاسیردینی  فوق به لایه های عمیق فرهنگ غرب 11- فیلسوفان روشنگری چگونه به تفسیر این جهان می پرداختند؟ جواب : باانکار ارزش علمی وحی  زمینه ی پیدایش علومی را فراهم آوردندکه  مستقل از  وحی  وصرف نظراز ابعاد متافیزیکی وفوق طبیعی عالم  به تفسیر این جهان می پرداختند. 12-چگونه دردوره رنسانس ،  ارزش های بنیادین غرب درعرصه  علم  وفناوری خودراظاهرساخت؟ جواب : 1-علم رسالت شناخت حقیقت عالم  وتعالی انسان راازدست داد وبه صورت عقلانیت ابزاری درآمد. (وسیله ای برای تسلط انسان برطبیعت )2- دربین علوم ، علوم تجربی  بارهاورد فناوری وصنعت بیشترین اهمیت  رایافت . 13- اقتصاد دودوره ی قرون وسطی ودوران رنسانس رابایکدیگرمقایسه کنید . جواب :درقرون وسطی اقتصادبرمدار کشاورزی وروابط اجتماعی  ارباب رعیتی ( فئودالی ) استواربودکه کشاورزان  وابسته به زمین ارباب بوده وغیرقابل انتقال بودند.دررنسانس  گسترش تجارت ورشدصنعت به پیدایش  قشرجدید سرمایه داران انجامید واقتصاد فئودالی به صنعتی – سرمایه داری  تبدیل شد. 14-چگونه  ارزش های بنیادین  غرب دراقتصاد دوران رنسانس  خود را ظاهر ساخت ؟ جواب : باگسترش تجارت ، صنعت رشدکرد و قشرجدید سرمایه داران صنعتگر به وجودآمدند وروابط پیشین ارباب رعیتی راتغییردادند. 15-درقرون وسطی رویکرد به حقوق بشر چگونه بود ؟ جواب : به دلیل  باورهای دینی مردم ،  رفتارهای دنیوی نظام  فئودالی توجیه دینی  می شد. 16-حقوق فطری با حقوق طبیعی بشر چه تفاوت هایی دارد ؟ جواب : حقوق فطری  الهی انسان به نیازهای دنیوی ومعنوی بادوابزار وحی وعقل  می نگرد.  ولی حقوق طبیعی  صرفا به نیازهای  این جهانی وطبیعی انسان  نظردارد. 17- حقوق بشردر فرهنگ دینی  چگونه است ؟ جواب :  ریشه درربوبیت  پروردگار وفطرت الهی انسان دارد و وظیفه  حراست ازخلافت انسان وکرامات ذاتی اورادارد. 18- درعقاید وارزش های جدید غرب  رویکرد سیاست  ونظام سیاسی  چگونه است ؟ جواب : نظام سیاسی سکولار  که آرمان های خودرابرمبنای حقوق طبیعی وخواسته های دنیوی تنظیم می کند واراده ی انسان هارا  مستقل از  ابعاد آسمانی والهی مبداقانون قرار می دهد. 19-ویژگی های  اندیشه سیاسی لیبرالیسم  راتوضیح دهید . جواب :1- اصالت  بخشیدن به انسان دنیوی 2-  مبنای قانون گذاری اراده ی انسان ها است ( مبداهمه ی ارزش ها انسان است نه  حاکمیت الهی)3-  فقط به حقوق طبیعی  توجه می کند 4- همه اموردرقیاس بااراده ی انسان مباح است. 20-نخستین  انقلاب  سیاسی لیبرال درتاریخ  سیاسی جهان کدام است و چگونه شکل گرفت ؟ جواب : انقلاب فرانسه  با حرکت های  فرهنگی  دوران رنسانس واندیشه های فلسفی روشنگری  وتغییرات اجتماعی  مربوط به انقلاب صنعتی   به وجودآمد. فعالیت های درس ششم : 21-به چه دلیل مواجهه ی با مسلمانان درطول جنگ های صلیبی وفتح قسطنطنیه  ، زمینه های اقتدار کلیسا  رادرهم ریخت ؟ جواب : چون کلیسا برپایه ی کتب عهدعتیق وانجیل استواربود وباعلوم جدیدمخالفت داشت ولی ا سلام  به گسترش ورشد علم دستورمی دهد وآنهاازطریق این جنگ ها باآزاداندیشی وعلم گرایی آشناشدند. 22-به چه دلیل با پیدایش فلسفه های روشنگری ،  سکولاریسم به عمیق ترین لایه های فرهنگی غرب راه پیدا می کند؟ جواب : چون مردم وفرهنگ عمومی آنچنان ازتسلط ودنیاگرایی دینی مسیحیت زده شده بودند که وقتی سکولاریسم توسط اندیشمندان  به انسان به صورت مستقل توجه کرد شیفته ی آن شدند ودرسطوح مختلف جامعه نفوذیافت. 23- تحولات فرهنگی ، اجتماعی غرب درزمینه های دینی ، فلسفی ، صنعتی وسیاسی وترتیب تاریخی آنها را بیان کنید . جواب : سیرتحولات به ترتیب دینی ، سیاسی ، فلسفی و صنعتی بود. درزمینه ی دینی از  تقدس قدیسان وتمرکزدینی کلیسا به سمت عدم تمرکز دینی حرکت کردند. درزمینه ی  سیاسی کمرنگ شدن مرزهای سیاسی  وجهانی شدن مطرح شد. درزمینه ی فلسفی توجه به عالم کثرات رایج شد. درزمینه ی  صنعتی صنایع چاپ وبخاروتکنولوژی های ماشینی مطرح شد .  سوالات و فعالیت های درس هفتم کتاب جدیدالتالیف  علوم اجتماعی پیش دانشگاهی ( سال چهارم )  همراه با پاسخ های تشریحی . شهریور1391 1-    مفاهیم نظام جهانی وجامعه جهانی راتوضیح دهید ؟  جواب : به شبکه ی روابط پایداری که بین جوامع مختلف دریک دوره ی تاریخی شکل می گیرد  نظام جهانی  گفته می شود. نظام جهانی محیط بین المللی را شکل می دهد که به آن جامعه جهانی  می گویند. 2-     نظام جهانی به چه صورت هایی می تواند وجودداشته باشد؟ جواب : 1-  نظام جهانی که متاثرازیک فرهنگ موثر درسطح جهانی است. 2- نظام جهانی که متاثراز  تعامل چندفرهنگ  وتمدن فعال وتاثیرگذاراست. 3-    چه عواملی درروابط بین الملل موثراست؟ جواب :1- ویژگی های فرهنگ جوامع 2- قدرت تاثیرگذاری جوامع 4-    درچه صورت نظام جهانی ازانسجام برخورداراست؟ ودرچه صورتی دچارچالش وتضادهای درونی می شود؟ جواب : اگرفرهنگی که درسطح جهانی غالب شده ویژگی های مطلوب فرهنگ جهانی راداشته باشد نظام جهانی انسجام  خواهدداشت درصورتی که فرهنگ غالب ویژگی های مطلوب فرهنگ جهانی رانداشته باشد نظام جهانی دچارچالش وتضادهای درونی می شود. 5-    تاثیر فرهنگ امپراطوری وسلطه درنظام جهانی چگونه است؟  جواب :1- تقسیم جامعه ی جهانی  به دوبخش مرکز – پیرامون  2- ایجادوابستگی بین  کشورهای مرکز – پیرامون 3-  ایجادزمینه ی ستیز وچالش بین کشورهای مرکز - پیرامون 6-    درچه صورتی نظام جهانی صحنه تعاملات یابرخوردهای فرهنگی می شود؟ جواب : درصورتی که جامعه ی جهانی عرصه ی حضورفعال فرهنگ های متفاوت باشد. 7-    جامعه جهانی درگذشته  دارای چه ویژگی هایی بوده است؟ جواب : 1- فرهنگ ها وتندن های مختلف هریک دربخشی ازجهان حاکمیت وقدرت سیاسی داشتند. 2- روابط اقتصادی ، سیاسی ، نظامی وفرهنگی بین الملل باحاکمیت های مختلف درجهان وجوداشت. 3- تعاملات فرهنگی  تابع روابط سیاسی ، نظامی  یا اقتصادی نبود.4- اگر درعرصه نظامی جامعه ای مغلوب می شدولی ازفرهنگ برتربرخورداربود فرهنگ جامعه ی مهاجم رادرخودهضم وجذب می کرد. 5- امکان عبورفرهنگ ها ازمرزهای جغرافیایی ازطریق تجارت وتعامل علمی فراهم بود. 8-    نمونه هایی ذکرکنیدکه نشان دهد فرهنگ جامعه ی مهاجم درفرهنگ جامعه ی مغلوب  هضم وجذب شده باشد؟   جواب : 1- حفظ هویت ایرانیان  درمقابل حاکمیت یونانیان سلوکی 2- تحمیل فرهنگ چین شکست خورده برمغولان 3- غلبه فرهنگی  ا سلام بر مغولان 9-    چگونه فرهنگ ا سلام نشروگسترش یافت ؟  جواب : گسترش فرهنگ ا سلامی مرهون قوت وقدرت  فرهنگی اش بود که به تدریج  پذیرفته شد ودرمناطق جنوب شرقی آسیاازطریق تجارت  منتشروگسترش یافت. 10-شکل روابط بین الملل دردوقرن اخیر چگونه است؟   جواب :1-  شکل گیری روابط مرکز – پیرامون 2- آسیب پذیری موقعیت فرهنگی کشورهای غیرغربی  که درحاشیه  روابط  سیاسی واقتصادی بین الملل قرارگرفت. 11-چه عواملی ومراحلی موجب شکل گیری نظام جهانی نوین شد؟  جواب : 1- پیدایش قدرت های سیاسی سکولار( دولت – ملت ها) 2- قدرت باتجارت، سرمایه وصنعت پیوندخورد. 3- مبلغان مسیحی وفراماسونری  به خدمت گرفته شد. 4- جوامع درنظام جهانی استعماری ادغام شدند. 12-چگونگی پیدایش قدرت های سکولار ( دولت – ملت ) راتوضیح دهید .   جواب :زوال تدریجی  قدرت کلیسا  منجربه حاکمیت فئودال ها شد وبا انقلاب فرانسه دولت هایی شکل گرفت که هویت    خودرادرابعادجغرافیایی،تاریخی،نژادی وقومی  تعریف می کرد نه  دینی ومعنوی 13- به چه دلایلی  سرمایه داران جایگاه برتری نسبت به زمین  داران پیدا کردن؟ جواب : 1- رشدتجارت دردوران جدید2- بردگی سیاه پوستان آفریقایی  وانتقال آنها به مزارع آمریکایی 3- انتقال ثروت به اروپا 14-چگونه درنظام جهانی نوین قدرت با سرمایه ، تجارت و صنعت پیوند خورد ؟ جواب :  سرمایه داران جایگاه برتری یافتند ودولت ها برای تقویت قدرت خود نیازمندسرمایه ی آنهابودند وسرمایه داران نیز برای تجارت وسود نیازمند حمایت نظامی دولت هابودند.صنعت  نیزبرانباشت ثروت  وموقعیت سرمایه داران افزود. 15-به چه دلیلی کشورهای غربی درنظام نوین جهانی ازمبلغان مذهبی وسازمان های فراماسونری استفاده می کردند؟   جواب :1- برای تامین منافع اقتصادی  نیازمند درهم شکستن مقاومت های فرهنگی  اقوامی بودند که سلطه ونفوذ آنهاراتحمل نمی کردند.2- باتبلیغ مسیحیت  فرهنگ عمومی جوامع غیرغربی رادچاراختلال کنند. 3- برنخبگان سیاسی کشورهای دیگرتاثیرگذارند. 16- ادغام جوامع درنظام جهانی استعمار چندگونه بوده است ؟ ( کشورهای استعمارزده به چندنوع تقسیم می شوند؟ )   جواب : 1- جوامعی که مستقیما به تصرف کشورهای استعمارگردرمی آمدند. 2- جوامعی که ازقدرت بیشتری برخورداربودند وامکان غلبه مستقیم نظامی برآنهانبود ازطریق نفوذ اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی ( شرایط نیمه استعماری ) تحت سلطه درمی آمدند.(بااستعمارنو وفرانو ) فعالیت های درس هفتم : 17-چالش ها وستیز های درون یک فرهنگ باچالش ها وستیز های بین دوفرهنگ  چه تفاوت هایی دارد؟ نمونه بیاورید .   جواب :  دوفرهنگ در عقاید بنیادین ولایه های  عمیق فرهنگی بایکدیگر دچارچالش می شوند درحالی که  ممکن است درون یک فرهنگ بین اجرای رفتارها وهنجارها( لایه های سطحی فرهنگ ) تفاوت  وجودداشته باشد .  مثلا چالش جهان ا سلام با جهان غرب از نوع چالش های بین دوفرهنگ ا ست و چالش لیبرالیسم وسوسیالیسم درون یک فرهنگ ( فرهنگ غرب ) است . 18-موقعیت فرهنگی جوامع غیرغربی را در مراحل سه گانه استعمار(قدیم )، استعمارنو واستعمار فرانو توصیف کنید .   جواب : دراستعمارقدیم چون اصالت با  استعمارنظامی وسیاسی همراه بود فرهنگ کمترتحت تاثیربود وتاحدودی  فرهنگ بومی حفظ می شد. دراستعمار نواصالت بااقتصادبود  وفرهنگ  بومی  تحت تاثیر استعمارگران قرارمی گرفت ولی فرهنگ به طورویژه  موردتوجه  استعمارگران نبود.دراستعمارفرانو اصالت با فرهنگ است  ومهم ترین ابزار  استعماری قرار می گیرد . 19-درباره هویتی که کشورهای تازه تاسیس پیدا می کنند وتاریخی که برای هویت آنها تدوین می شود تامل کنید .   جواب :  کشورهای تازه استقلال یافته وجداشده از پیکره جهان قدیم  ازهویت فرهنگی  منسجمی برخوردار نیستند . مرزهای  جغرافیایی  آنها نیز سیاسی وتحت امر استعمارگران شکل گرفته است  وتنها درقالب  مزیت نسبی  درتولید برخی کالا ها به صورت کشورهای تک محصولی در می ایند وخودراازاین طریق به دیگران می شناسانند.  

بارم بندی ادبیات تخصصی

درس:ادبیات فارسی(تخصصی رشته ی ادبیات فارسی وعلوم ومعارف اسلامی)ـکد کتاب۴/۲۸۳ چاپ۱۳۹۱

شامل:قافیه -عروض ـسبک شناسی و نقد ادبی

مواد آزمون         نمره ی پایانی اول

قافیه               ۵/۲ نمره

عروض            ۵/۷ نمره

معنی ومفهوم شعرونثر ۳نمره

درک مطلب     ۲نمره

خودآزمایی       ۵/۱نمره

معنی واژه       ۱نمره

دانش های ادبی(تاریخ   ۵/۲نمره

ادبیات ـسبک شناسی وآرایه های ادبی)

شعر حفظی         -

نقد ادبی            -

نمره ی نهایی        ۲۰

زاد روز نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی گرامی باد.

آي آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد!

يك نفر در آب دارد مي‌سپارد جان.

يك نفر دارد كه دست و پاي دائم مي‌زند،

روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه مي‌دانيد.

آن زمان كه مست هستيد از خيال دست يابيدن به دشمن،

آن زمان كه پيش خود بيهوده پنداريد،

كه گرفتستيد دست ناتوان را

تا تواني بهتر را پديد آريد،

آن زمان كه تنگ مي‌بنديد،

بر كمرهاتان كمربند،

در چه هنگامي بگويم من؟

يك نفر در آب، دارد مي‌كند بيهوده جان قربان!



آي آدم‌ها كه بر ساحل بساط دلگشا داريد!

نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛

يك نفر در آب مي‌خواند شما را.

موج سنگين را به دست خسته مي‌كوبد،

باز مي‌دارد دهان، با چشم از وحشت دريده،

سايه‌‌هاتان را ز راه دور ديده،

آب را بلعيده در گود كبود و هر زمان بي‌تا بيش افزون،

مي‌كند زين آب‌ها بيرون،

گاه سر، گه پا.

اي آدم‌ها!

او ز راه دور اين كهنه جهان را باز مي‌پايد،

مي‌زند فرياد و اميد كمك دارد؛

آي آدم‌ها كه روي ساحل آرام در كار تماشاييد!

موج مي‌كوبد به روي ساحل خاموش،

پخش مي‌گردد چنان مستي به جا افتاده بس مدهوش،

مي‌رود نعره‌زنان. وين بانگ از دور مي‌آيد:

ـ «آي آدم‌ها»...

و صداي باد، هر دم دلگزاتر،

در صداي باد، بانگ او رهاتر،

از ميان آب‌هاي دور و نزديك

باز در گوش آيد اين نداها.

ـ «آي آدم‌ها»

کارگاه فیزیک

کارگاه آموزشی فیزیک با عنوان حرارت  با تدریس آقای حیدری فرد در روز ۲۵ آبان پنج شنبه ساعت ۸ تا ۱۱:۳۰ در محل پژوهش سرای دانش آموزی معلم برگزار می گردد. لطفا در صورت شرکت نام ونام خانوادگی خود را به شماره ای که در بخشنامه ذکر شده پیامک نمایید.

پاسخ مسابقه علمی

سوال ۱)بهترین کار این است که که روی کف این آسانسور دراز بکشیم تا نیروی وارد بر بیشترین سطح تقسیم شود بعضی ها هم میگویند اگر در لحظه آخر بالا بپریم  سالم می مانیم ولی ما چطور می توانیم بفهمیم  که لحظه آخر است؟اما این کار بدترین کار ممکن است و اگر آسانسور کمانه کند در این صورت هنگامی که شما رو به پایین حرکت می کنید اتاقک رو به بالا در حرکت است و اندکی بعد........(رشد آموزش فیزیک۸۸).

۲) در غروب آفتاب به دلیل فاصله زیادی که خورشید از ما دارد پرتوهای نور مسافت طولانی را از مواد مختلف در هوا(آلودگیُُ گردو غبار ذرات ریز معلق و...)طی میکنند رنگ های مختلف نور جذب میشوند یا شکسته و پراکنده  می شوند و در نهایت نوری که به چشم ما می رسد سرخ است.(رشد آموزش فیزیک۷۲)

۳)در هنگام هل دادن از نیروی وزن خود (علاوه بر نیروی وارده از طرف دست)برای حرکت دادن جسم استفاده  می شود.

مسابقه علمی

اسامی همکاران شرکت کننده در مسابقه علمی دبیران فیزیک:سرکار خانم مرضیه موسوی ـمرضیه موذن ـاعظم و فاطمه فرخی ـصفیه گودرزی ـشهریار عبدالملکی ــفاطمه اکبر زاده _کامران سخاوتیخویی با تشکر از این همکاران  به اطلاع میرساند خانم ها موسوی ،اکبرزاده ،آقای سخاوتی کاملترین پاسخ را ارسال کردند.

مخفف

TIES انجمن بین اللملی اکوتوریسم

اتحادیه بین اللملی حفاظت از طبیعت  IUCN

پروتستانیزم:

مذ

پروتستان: شاخه‌ای از مسیحیت است که مبانی آن نخستین بار توسط مارتین لوتر مطرح شد. پروتستان‌ها امروزه بیشتر در شمال اروپا و آمریکای شمالی سکونت دارند.واژه انگلیسی پروتستان به معنی معترض و مخالف سرسخت است و این دلیل به پیروان مکتب دینی پروتستانیسم اطلاق می‌شود که آنها در مقابل شماری از قوانین کلیسای کاتولیک روم ایستادند.

تاریخچه :در سال ۱۵۲۹ میلادی، شاهزادهای آلمانی طرفدار دو مکتب کلیسای روم و کلیسای لوتران در دومین جلسه معروف به «Diet of Speyer» گرد هم آمدند. فردیناند شاهزاده اتریش با کمک اکثریت کاتولیک موفق به اجرای طرحی شد که براساس آن هرگونه تغییرات 'دیگر' در قانون اساسی دینی ایالات ممنوع شد. همچنین طبق این طرح تمامی حقوق ملکی و امور عبادی در مناطق پروتستان به کاتولیک‌ها واگذار می‌شد، درحالی که پروتستانها در ایالات کاتولیک از چنین حقی محروم بودند.شاهزاده‌های شش ایالت و چهارده شهر آزاد طرفدار کلیسای لوتران که توان وتو کردن این تصمیم را نداشتند، 'اعتراض نامه' معروف خود را تدوین کردند. آنها در ۱۹ آوریل این اعتراض نامه را به امپراتور چارلز پنجم، برادر فردیناند، تقدیم کردند و با این اقدام لقب برجسته پروتستان را برای خود به ارمغان آوردند که از آن زمان تاکنون بخش عمده‌ای از عالم مسیحیت را به خود جذب کرده‌است. در اوایل قرن ۲۱ حدود شمار پیروان مکتب پروتستانیسم به ۳۵۰ میلیون نفر می‌رسید.

انشعاب
شاخه‌های اصلی پروتستانتیسم.

پروتستانیسم یکی از سه شاخه اصلی مسیحیت است، که ریشه در اصلاحگرایی (رفورمیسم) قرن ۱۶ دارد و پیروان آن از کلیسای کاتولیک روم یا ارتدکس شرقی پیروی نمی‌کنند. اصلاحگرایی پایه شاخه‌های متعددی از مذاهب پروتستان بود.

1.  هواداران مارتین لوتر کلیساهای پروتستان آلمان و اسکاندیناوی را تأسیس کردند؛

2.  ژان کالون و اصلاحگرایان رادیکالتر نظیر هولدریخ زوینگلی کلیساهای اصلاحگرا را در سویس تأسیس کردند،

3. جان ناخ که از شاگردان کالوین بود کلیسایی از این دست رادر اسکاتلند تأسیس کرد.

شاخه مهم دیگری از مکتب دینی پروتستانیسم که کلیسای انگلیس و کلیسای اسقفی نمونه بارز آن هستند، در قرن ۱۶ در انگلستان ظهور کرد. این فرقه اکنون از نظر الهیات و ارکان پرستش بیش از سایر فرق پروتستانیسم به کلیسای کاتولیک روم نزدیک است. اصول اعتقادی فرقه‌های مذهبی پروتستان به طور قابل توجهی باهم متفاوت است، اما همه آنها بر این تأکید دارند که در توضیح مسایل اعتقادی و دستورات دینی رهنمودهای انجیل در اولویت قرار دارد؛ رحمت الهی از طریق ایمان و نه از طریق اعمال توجیه می‌شود؛ و همینطور همه مؤمنان در مقام کشیش هستند.مکتب پروتستان دستور العمل‌های خود را مستقیما از کلام خدا استخراج می‌کند، و در عبادت نیز رابط آنها با خدا، که کمال بخشش است، تنها مسیح است؛ در حالی که پیروان کلیسای کاتولیک روم از تعالیم کلیسای خود پیروی می‌کنند، و در عبادت نیز از طریق توسل به مریم عذرا و قدیسان به راز و نیاز با مسیح می‌پردازند (در اینجا باید به این نکته توجه داشت که بر اساس تعالیم انجیل مرده چیزی نمی‌داند و ارتباط با مردگان، از طریق حرف زدن یا رازونیاز با شخص مرده، مکروه‌است).

سه اصل اساسی پروتستانیسم از این اصل کلی آزادی اوانجلیکال، و رابطه مستقیم فرد مؤمن با مسیح سرچشمه می‌گیرد: ۱.) تنها انجیل سرچشمه تعالیم است ۲.) تنها از طریق رحمت مسیح رستگاری حاصل می‌شود ۳.) همه مؤمنان در مقام کشیش هستند. - دانشنامه جدید دینی The New Schaff-Herzog، جلد چهارم، صفحه ۴۱۹.

منظور از اینکه تنها انجیل سرچشمه تعالیم است، این است که مؤمنان هیچ نیازی به وحی تو الهام اضافی و اصول اعتقادی جدید که مغایر 'کلام مقدس خدا'باشد ندارند.

مارتین لوتر:متولد ۱۴۸۳، آیلبرن، ساکسونی آلمان، از شخصیت‌های کلیدی مکتب پروتستانیزم بود و امروزه پروتستانها بر این باورند که لوتر آنها را از اسارت کلیسای روم رهاند. با این حال لوتر تنها نصف راه را رفت. همکار وی فیلیپ ملانگتون و مربی وی فون کارل استات از کسانی بودن که فعالانه راه لوتر را ادامه می‌دادند. آنها در اثر تهدیدات موجود مجبور شدند به سوئیس فرار کنند و در آنجا آثاری را منتشر کردند که به نوشته‌های اورلاموند معروف شد. آنها در این آثار مباحثی را ترویج کردند که به گفته آنها مارتین لوتر در انتشار آن کوتاهی کرده بود. مارتین لوتر بیشتر به این خاطر مشهور است که انجیل را از دست کلیسای روم نجات داد. او تا جایی که امکان داشت تعلیمات انجیل را از تصرفات آنهایی که خود را مظهر تقوی می‌دانستند پاک کرد. گفتنی است لوتر دشمن سرسخت یهودیان بود.

دیگر اصلاحگران پروتستان

یان هوس: اهل پراگ، متولد ۱۴۰۱، او در دانشگاه به مطالعه آثار وایکلیف (Wycliffe) پرداخت، و با آنکه همه تفکرات دینی وی را قبول نداشت، هر دوی آنها از این این اقدام کلیسا که خود را به تعالیم کتب مقدس منسوب می‌کرد سخت برآشفته بودند وبه همین خاطر به مخالف سرسخت قدرت پاپ مبدل شدند.قهرمانان اصلاحگری، ۱۹۵۱، ص ۱۱)

جروم :اهل پراگ، متولد ۱۳۶۵ میلادی، که علیه فساد اخلاقی کشیش‌ها جنگید. توماس بیلنی. بیلنی متولد ۱۴۵۹ در نورویچ انگلستان، که یک اصلاحگر نه چندان نامدار انگلیسی است. او از کالج ترینیتی دکترای حقوق گرفت و در سال ۱۵۱۹ به عنوان کشیش فعالیت مدهبی خود را رسما آغاز کرد. او نیز همانند لوتر بر این باور بود که اعمال نیک به تنهایی کسی رانجات نخواهد داد.

توماس کارترایت:رهبر فرقه پاکدینان(پیوریتان) بود. این فرقه از پروتستانهای انگلستان بودند که زمان ملکه الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودند وطرفدار سادگی در نیایش بودند. فرقه پاکدینان از وضعیت آن زمان اور در کلیسای انگلستان راضی نبود؛ آنها مشتاقانه در صدد این بودند که اصلاحات پروتستانی را در سطح وسیعتری اجرا کنند. در سال ۱۵۶۹، کرسی الهایات دانشگاه کمبریج را به دست آورد. هنگامی که ملکه انگلستان به عنوان رئیس کلیسای انگلیس انتخاب شد، شکل عبادت را اصلاح کرد که اجازه می‌داد واعظان تنها کلاه چهارگوش، خرقه، گردن پوش، یا ردای کتانی بپوشند. در مارس ۱۵۶۶ علمای دینی لندن مجبور شدند که لباس اجباری را بپوشند. از تعداد ۱۱۰ کشیش، ۳۷ نفر اعتراض کرند، و همین باعث شد بسیاری از کلیساها خالی بماند.

پروتستان‌های بنیادگرا

این فرقه در فاصله ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۵ شکل گرفت، این گروه بر حقیقتی که در معنای تحت الفظی انجیل وجود داشت تأکید داشتند. بعد از محاکمه اسکوپز که به محاکمه میمون معروف شده‌است، پروتستانهای بنیادگرا آشکارتر عقاید خود را ترویج کرند و خود را از مسیحیت لیبرال متمایز کردند. محاکه میمون که در سال ۱۹۲۵ در دیتون در ایالت تنسی ایالات متحده آمریکا صورت گرفت، یک معلم به خاطر تدریس تئوری تکامل تدریجی داروین که مغایر با قوانین ایالتی بود به پرداخت ۱۰۰ دلار جریمه محکوم شد.

منبع :دانشنامه بریتانیکا

مناطق تحت حفاظت در ایران

 پارک ملی ارومیه-پارک ملی کلاه قاضی-پارک ملی کویر-پارک ملی خجیر-پارک ملی سرخه حصار-پارک ملی لار-پارک ملی تنگ صیاد- پارک ملی تندوره- پارک ملی سالوک-پارک ملی ساریگل-پارک ملی توران-پارک ملی بختگان- پارک ملی بمو-پارک ملی خبر-پارک ملی گلستان-پارک ملی بوجاق- پارک ملی نای بند-پارک ملی پابند-پارک ملی کیاسر

فرش هوشمندی که با فیبر نوری بافته شده است

ادامه نوشته

به یاد فریدون مشیری در سالگرد درگذشتش

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم



در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد



يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت



آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ



يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!



با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!



اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم



رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده  خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

موضوع:ارزش های اجتماعی

 

موضوع:ارزش های اجتماعی

گردآورنده:معصومه آقایی

 

 

 

 

 

 

                 مقدمه

 

 ارزشهای اجتماعی ( social values)

 

مفهوم ارزش ، از مفاهیم پیچیده با کاربرد بسیار متنوع است. این واژه در فلسفه،حقوق،روانشناسی، علوم اقتصادی،سیاست، جامعه شناسی وعلم اخلاق به معانی متفاوتی در نظر گرفته شده است.بعلاوه درون هر رشته نیز تعریف یکسانی از آن وجود ندارد.

در فرهنگ فلسفی لالاند ، مفهوم ارزش در ارتباط با اشیاء کارکرد آ نها و نسبت انسان با آنها،در چهار بعد به کار گرفته است :

1) تا چه حد مورد آ رزو و علاقۀ فرد یا گروه است . ( درجۀ تعلق ارزشی)

2) چه مقدار شایستگی توجه و علاقه مندی دارد. (ارزش ذاتی)

3)چه هدفی را بر آورده می سازد. (ارزش کارکردی)

4)در یک گروه و زمان معین، چه مقدار ارزش مبادله ای دارد.(ارزش مبادله ای).( آلن بیرو،1366، ص 244-245)

ارزش در جامعه شناسی به معنای خوب یا بد، شایسته و مطلوب و نا شایست و نا مطلوب نزد  یک فرد یا گروه تعریف شده است.( گیدنز ، 1373،ص162).

بروس کوئن در کتاب مبانی جامعه شنا سی می نویسد: ارزش ها احسا سات ریشه دار و عمیقی است که اعضای جامعه در آن شریکند، این ارزشها اعمال و رفتار جامعه را تعیین می کنند.(( هر جامعه ای برای زندگی خانوادگی، حفظ موازین دینی ، رعایت حقوق والدین،حفظ ادب و احترام به بزرگترها،ارزش بسیاری قائل است، گرچه از این ارزشها تعبیر و تفسیر های متفاوتی می شود و به صورت وسیع و عمیقی در هر جامعه ای رواج دارد.( کوئن،1369،ص61)

  در دیگر نهادهای اجتماعی هم ارزشهای خاصی حاکمیت دارد که به مجموعۀ این ارزشها در یک جامعه نظام ارزشهای آن جامعه اطلاق می شود.(نگارنده)

هم چنین ارزشها عقاید ریشه داری است که گروه اجتماعی هنگام سوال در بارۀ خوبی ها ، برتریها و کمال مطلوب به آن رجوع می کند، شاید برای یک گروه موارد زیر دارای ارزش باشد: ادامۀ تحصیل در دانشگاه ، زندگی خانوادگی، مال ومنال ، موقعیت شغلی،آ راستگی،کنجکاوی،دین تنا سب بد نی و.... با ادامۀ این سلسله ارزشها می توان گفت که یک گروه ممکن است برای اموری ما نند تاخیر در کارها، خواب آلودگی،تنبلی و ما نند ،آن ارزش منفی قا ئل شود.( همان،ص73)

گی روشه تحت تاثیر دورکیم و پارسونز ،ارزشها را پایۀ نمادین کنش دانسته است و می گوید: ارزش شیوه ای از بودن یا عمل است که یک شخص یا جمع به عنوان آرمان می شناسد و افراد یا رفتارهایی را که بدان نسبت داده می شوند مطلوب ومشخص می سازد.(روشه، صص 77-76)

 

ویژگی های ارزش ها

 

1- از جنس امور ذهنی و معرفتی هستند، گرچه آثار و تجلی عینی آن در هنجارها مشخص می گردد.

2- ضرورتهای قطعی هستند.

3-درون ارزشها، بین ارزشها و سایر عناصر فرهنگ و نظام اجتماعی ،ارتباط سلسله مراتبی و ساختاری وجود دارد.

4- تعلق به ارزشها دارای در جات متفاوت است.

5- به لحاظ درجۀ اهمیت موضوع ،جنس موضوع،سطح،منبع الهام بخش ارزش،دایرۀ شمول موضوعی و سطح پذیرش ارزش به لحاظ فردی و جمعی انواع گوناگون دارند.(طالبی،1385 ، ص19)

ارزشها از یک جامعه به جامعۀ دیگر متفاوت است، اما ارزشهای جهان شمول و مشترک نیز وجود دارد مانند یکتاپرستی( نگارنده).

 

رابطۀ ارزشها و اخلاق

 

اخلاق به لحاظ معنایی نزدیک ترین مفهوم به ارزش است. در این که اخلاق مجموعه ای از قواعد است اجماع وجود دارد.هم چنین در اکثر نظریه های اخلاق، جهت گیری به سوی فرد دیگری پذیرفته شده است.یعنی قواعد اخلاق،عمل افراد رادر رابطۀ با فرد دیگری تعریف می کنند.

 

نظریه های اخلاق دو دسته اند:

 

پیامد گرا و غیر پیامد گرا :

 

در تئوری اخلاق پیامد گرا ،بر اساس نتایج خوب یا بد اعمال در مورد آنها قضاوت می شود، در حالیکه در نظریه های غیر پیامدگرابه مسائلی مانند نفس عمل توجه می شود.نظام های اخلاقی ثابت و قطعی غیر پیامدگرا هستند. نظام های اخلاقی مذهبی و عقلی در این گروه قرار ذارند که نفس عمل اهمیت دارد نه نتیجۀ آن . به نظر می رسد نظریه های پیامد گرا در نهایت غیر اخلاقی شود چرا که لذت، سود و نفع را جایگزین امری اخلاقی می کند.

پس اخلاق شامل اصول و قواعدی عملی است که توسط کنشگران به عنوان قاعدۀ مطلوب پذیرفته می شوند وبه سوی دیگری رهنمون هستند، در نتیجه جنس اخلاق از جنس ارزشهاست.(همان)

 

ارزش و هنجارهای اجتماعی

 

ارزش ها چند تفاوت عمده با هنجارها دارند:

1- ارزش به تصورات ذهنی فردی یا اجتماعی اشاره می کند ، حال آ نکه هنجار به شیوه ای از رفتار اشاره دارد.

2- ارزش فراتر از موقعیت هاست، حال آ نکه هنجار اجتماعی تجویز یا منع کنندۀ رفتار خاص در موقعیتی خاص است.

3- ارزش بیشتر جنبۀ شخصی و درونی دارد، حال آنکه هنجار حاصل اتفاق نظر است و برای شخص جنبۀ بیرونی دارد.( امیری، 1385،ص26)

4- بعضی از ارزشها در اثر تداوم تبدیل به هنجار می گردند.

 

 

تنوع و  دگر گونی ارزشهای اجتماعی

 

ارزشهای اجتماعی در ارتباط با ویژگی های حیات اجتماعی جوامع مختلف نسبی هستند ، پدیده ای ممکن ا ست در جامعه ا ی ارزش ودر جامعۀ دیگر ضد ارزش باشد. هم چنین ارزشهای یک جا معه ممکن ا ست از یک قشر به قشر دیگر متفا وت بوده یا حتئ متضا د با شد. مثلا اخلاق، رفتار، ذوق و سلیقه، سبک زندگی کارگر،کارمند و سر مایه دار متفاوت ا ست ودر طول زما ن تطور می یا بد . یا پدیده ای در یک دوره از تاریخ ارزش شناخته شده و در دوره ای دیگر نا مطلوب و بی ارزش با شد.

ارزش اجتماعی در زمان تغییر می کند،اهمیت و اعتبار آ ن کم می شود و جای خود را به ارزش دیگری میدهد یا بر عکس اهمیت بیشتری کسب می کند.، وثوقی،1370،ص189)

البته در این تغییر و تحولات ارزشی دگرگونیهای سیا سی،اقتصادی و فرهنگی بسیار موثر ا ست ، مانند ارزش داشتن فرزند زیاد در دورۀ گذ شته و داشتن فرزند کم در دورۀ کنونی به علت مشکلات اقتصا دی و....(نگارنده)

 

دسته بندی ارزشهای ا جتما عی

 

در کتاب فرهنگ علوم اجتماعی ارزشها به صورت زیر دسته بندی شده است:

1-                    ارزشهای دینی که با معنای تام هستی و والاترین هدفهای انسان ارتباط دارند و با ایمان به روابط بین انسان و خدا شکل می گیرند.

2-                    ارزشهای اقتصادی

3-                    ارزشهای حقوقی که قانون مشخص کنندۀ آ نهاست و قواعدی هستند در جهت سازمان دادن و کنترل روابط بین انسانها که نهادینه شده و پذیرفته شده ا ند.

4-                    ارزشهای اخلاقی که مربوط به علم اخلاق در سطح شخصی و اجتماعی هستند.

5-                    ارزشهای سیاسی که با خدمت به جامعه به منظور رفاه مادی و شیوه های تحقق این هدف، در ارند.

  6- ارزشهای فرهنگی، یعنی تمام ارزشهایی که ارزشگذاری بر انسانها را در سطح و از دیدگاه فرهنگی تحقق می بخشند. این ارزشها با انواع شکلهای حیات ا نسانی ، از جهات گوناگون،اعم از ادبی، عتمی، فنی و هنری ارتباط می یابند.(بیرو،1366،ص445)  

ثروت ، قدرت ، تجربه ، دا نش ، محبت ، احترام ،تقوا ، دیانت ،سلامت و ارزشهای اخلاقی وما نند آ نها نمونه هایی از ارزشها ی اجتماعی هستند که دستیابی به هر یک ممکن به کسب ارزش دیگری منجر شود و یا بدست آوردن ارزشهای مشابه را میسر سازد.مثلا دیا نت محبت و احترام را به همراه دارد. یا کسب علم زمینۀ دستیابی به شغل و احترام ومنزلت و قدرت می باشد.(نگارنده)

 

کار کرد های دین و نهادینه سازی ارزشهای اجتماعی(SOCIAL VALUES  HNSTITUTE   AND  RELIGION   FUNCTIONS)

 

دین نقش تعیین کننده ای در حیات اجتماعی دارد، دین علاوه بر معنا کردن جهان بینی بشر و پاسخ به دغدغه های ذهنی نوع انسان در خصوص مبنا و وجود که سبب پدید آمدن نوعی ا قناع اجتماعی می شود، کار کردهای ا ساسی دیگری هم دارد. دین سر چشمۀ جوشان ارزشهای مورد نیاز فردی برای رسیدن به آ رمان انسان کامل را با اتصال به یک منبع مقدس به افراد عرضه می کند، و با ارا ئۀ فرمانهای اخلاقی و اندرز های اجتماعی باعث رسیدن به زندگی متعادل و هدفمند افراد می گردد و چارچوب تعریف شده ای از تیپ ایده آل ( MODEL TYPE ) ا نسان مذهبی و ویژگیهای یک آ رمان شهر و مدینۀ فا ضله به دست می دهد، به انسان می آ موزد چگونه باید زیست، چگونه با دیگران تعامل داشت و ارزشهای ماندگار یک انسان الهی را برای رسیدن به ارزشی مطلق( خدا) که یکتا و پاک از هر کم و کاستی است ، عرضه می دارد. 

به رغم آ نکه فروید دین را یک توهم می دا  ند در عین حال ضروذت ا نکار ناپذیر باور دینی و ارا ده ای نیرومند تر از خرد را دو کار کرد مهم دین می دا ند ، ودر جملۀ معروفی می گوید: مو منان با پذیرفتن روان رنجوری جهانی، خودشان را از شر روان رنجوری شخصی رها می سازند.(همیلتون، 1377، ص102)

را د کلیف بروان مردم شناس ا نگلیسی می گوید: دین نیز مانند اخلاق و قا نون بخش

 مهم و حتئ  ا ساسی دستگاه اجتماعی و جزئی از ان نظام پیچیده ا ست که ا نسا نها با

 آ ن می توا نند ، در یک تنظیم سا ما نمند روا بط اجتماعی با هم زندگی کنند.(همان)

ما کس وبر نوعی رهیا فت روان شنا ختی در مورد دین مطرح میکند که در بر گیرندۀ مبا نی عقلی و عا طفی دین است و عقیده دارد هر آئین مذهبی ا سا سا از محتوای بشا رتها و اصول اعلام شده اش تاثیر می پذیرد.(همان)  

نتیجۀ بحث فوق : دین توا نایی زیا دی در خلق ارزشهای جدید و نیز حرا ست ا زآنها دارد و می توا ند بر نها دها ی اجتماعی و افرا د اثر گذارد.

 

کنش متقا بل ا عضا ی جا معه و ارزشهای ا جتما عی

 

در تمام جوا مع ، رویکرد افراد به ارزشهای اجتماعی مشا به است.  معمولا هرا رزش زمینۀ رسید ن به ارزشهای دیگر را .فرا هم می کند. مثلا ارزش علم زمینۀ رسیدن به قدرت و ثروت ا ست . مثلا ارزش علم منحصر به دا نش ا ندوزی نیست، اگر هدف از کسب علم رسیدن به قدرت سیاسی است ، در اینصورت علم به ارزش دیگری به نام قدرت تبددیل شده ا ست .

ا رزشهای ا جتماعی تا زمانیکه با سایر ا رزشها ارتباط ارگا نیک دارند ما ندگارند، ا ما به محض محدود شدن دامنۀ ارتباط یا ایجاد اختلال     درا رتباط علائم حیاتی ا رزشها رو به نیستی می رود. یکی ا ز را ههای حفظ ارزشها ، رشد و تقویت هم    زمان چند ا رزش در وجود ا فرا د جا معه     ا ست . هم چنین ارزشها تا زما نیکه منا فع ملی ، ا صول و آ رما نهای ا عتقادی ، نوع دوستی، همبستگی و... را در زمینه های کا ربردی حفظ کنند،  ما ندگا رند.( نگارنده)

 

سر پیچی از ارزشهای اجتماعی

 

 نوع سر پیچی در بین گروههای اجتما عی وکل جامعه متفاوت است. گروههای ا جتما عی به دلیل ا نتظا را تی که ا ز ا عضا دا رند و نیز به دلیل وجود نظام پا داش و تنبیه و به وا سطۀ اعطا ی پا یگا ه ا جتماعی به ا فرا د به آ نها ا جازه نمی دهند که به سهولت از ا رزشهای رسمی مورد تا کید گروه جدا شوند، مگر در صورت وقوع موارد ذیل:

1-                    افراد چند پایگا ه نا ساز گا ر و متضاد کسب کنند.

2-                    ا فرا د دچا ر فشار نقش شوند.

3-                    بی هنجا ری و آ نومی در جا معه شیوع یا بد.

4-                    در جامعه تغییر و تحولات بنیادی ایجاد شود، نظیر ا نقلاب .

5-                    تغییرات سریع تکنولوژی و تاخر فرهنگی

6-                    افزایش فاصلۀ طبقا تی و بی عدالتی در جامعه (نگارنده)

پس ارزشهای اجتماعی در شرایط بیما رگونه و به هم ریختگی اجتماعی و تحولات ویا ترویج اهداف دست نیافتنی و فقدان شرایط عادلانۀ تحرک ا جتما عی نادیده گرفته شده و یا تاثیر خود را از دست می دهند. و رفتارهای ضد ارزشی نظیر فرصت طلبی ،عوام فریبی، رشوه خواری ، پاچه خواری ، زیراب زنی ، خود پرستی و..... جای نوع دوستی ، دگر خواهی، یکرنگی ، ملی گرایی ، همکاری ،دلسوزی برای هم وطن و... را می گیرد، و جامعه دچا ر آ سیبهای رفتاری در سطح افراد و آ سیبهای اجتماعی در سطح کلان میگردد و از رشد وتوسعه باز می ما ند . ( نگارنده)


نتیجه گیری

 

مفهوم ارزش در جامعه شناسی به قدری اهمیت دارد که عده ای از جامعه شنا سان جامعه شناسی را به معنی مطالعۀ ارزشها دا نسته ا ند ، زیرا موضوع جامه شناسی جا معه ا ست که جامعه جز از طریق ارزشهای مشترک میان انسانها به وجود نمی آ ید .

بعضی از ارزشها از مرز های ملی فراتر رفته و جوا مع گوناگون را در بر می گیرد. بطوری که با وجود تنوع فرهنگی در جهان ، می توان از ارزشهای جهان شمول سخن گفت:

ارزشهایی نظیر یکتا پرستی، صدا قت ، سخا وت ، ارزش حیات ا نسا نی ، برا بری ا نسا نها با نژاد های مختلف ،نوع دوستی ،کمک به هم نوع ، صلح ، عدالت ، ثروت ، قدرت ، پیشرفت ، پیروزی ، محبت ، اعتماد ، صداقت ، آ زا دی ، ا ستقلال و..... در همۀ فرهنگها کم و بیش پذیرفته شده ا ند

و این ارزشها عامل تعامل کشورها با یکدیگر و صلح و دوستی بین آ نهاست. 

ضمنا تا کید بر ارزشها ی مشترک درون جا معه به معنای نا دیده گرفتن خرده فرهنگها و تنوع نظام های ارزشی درون آ ن جا معه و نیز ا نکا ر تحول ارزشی در طول زما ن نیست ، و ساختار ارزشها با تحول جا معه متحول می گردد ، بخصوص در بین نسل جدید جا معه. ویژگی نو سازی تحول مستمر در ارزشها ست و ظهور موقعیتها ی جدید ا جتماعی به معنی تحولات ارزشی نیز می باشد و با این تحولات باید با فرهنگ سا زی و آ موزش اعضای جا معه از ورود ارزشهای ضد اخلاق و مخرب رفتار ا فرا د جا معه جلو گیری نمود.

 

                                                                             

منا بع و ما خذ

 1-   آ ریان پور،ا.ج(1355) زمینۀ جامعه شناسی، شرکت سهامی کتا بها ی جیبی

2-   ا میری ؛ فیروز(1385) مجلۀ رشد علوم ا جتما عی ، دفتر ا نتشا رات کمک آ موزشی

3-   بیرو ،آ لن (1366) فرهنگ علوم ا جتما عی ، ترجمۀ با قر ساروخا نی ، ا نتشارات کیهان

4-   روشه ، گی (1367) کنش ا جتما عی، ترجمۀ هما زنجا ن زا ده ، آ ستان قدس رضوی

5-   کوئن ،بروس (1374) مبا نی جا معه شنا سی، ترجمۀ توسلی و فا ضل ، انتشا را ت سمت ، چاپ چها رم

6-   گیدنز ،آنتونی(1373) جا معه شنا سی، ترجمۀ منوچهر صبوری، نشر نی

7-   طالبی ، ابوتراب(1381) فرهنگ وجا معه ، شورای فر هنگ عمومی

8-   طالبی ، ابوتراب(1385) مجلۀ رشد علوم ا جتما عی،دفتر انتشا رات کمک آ موزشی

9-   همیلتون،ملکم(1377)جامعه شنا سی دین، ترجمۀ محسن ثلاثی، چاپ اول

 

                                                                                                                                                              

 

                                                              

 

نرون امپراطور روم

نرون امپراطور روم

رون

نرون کلادیوس سزار آگوستوس جرمانیکوس[۱] (به لاتین: Nero Claudius Caesar Augustus Germanicus (زادهٔ ۱۵ دسامبر سال ۳۷ میلادی، درگذشتهٔ ۹ ژوئن ۶۸ میلادی)[۲] یکی از امپراتوران روم بود که از سال ۵۴ تا ۶۸ میلادی بر این سرزمین فرمان راند و پنجمین و آخرین از خانوادهٔ اگوستوس (جولیو - کلودیان[۳]) بود که بر روم حکمرانی کرد. (نام اصلی نرون Lucius Domitius Ahenobarbus بود سرپرستی او پس از مرگ پدرش، به عموی بزرگش کلودیوس سپرده شد تا میراث بر و جانشین او گردد. نرون در سال ۵۴ میلادی پس از مرگ کلودیوس توانست حکومت را به دست گیرد. او در دوران فرمانروایی اش بیشتر تمرکز خود را بر دیپلماسی، تجارت و بالا بردن فرهنگ، متمرکز کرد. او دستور داد تا سالن‌های نمایش بسازند و بازی‌های ورزشی را در میان مردم گسترش داد.

زندگینامه

مادر نرون «اگریپینا» Agrippina زنی جاه طلب بود، پس از مسموم شدن «کلودیوس» با خوردن قارچ سمی، «نرون» در سن ۱۶ سالگی به قدرت رسید. نخست قرار بر این بود که نرون همراه آموزگاران و پرورشدهندگان خود، افرانیوس بوروس و سنکا حکومت کند. ولی او پس از مسموم کردن برادر ناتنی خود بریتانیکوس در سال ۵۵ میلادی، به دست‌یاری مادرش که او را نیز در سال ۵۹ میلادی به قتل رساند، حرکات جنون‌آمیز را به حد اعلا رسانید. اعمال نفرت‌آور وی باعث شد تا سنکا دربار را ترک کند. نرون با آتش زدن بخش‌هایی از شهر که نتیجه شبیماری جنون قیصری است، مورد اتهام قرار گرفت. نرون برای رد این اتهام، مسیحیان را عاملین آتش سوزی شناسایی نمود و دستور به کشتار فجیع آنان داد. سرانجام در سال ۶۴ میلادی شهر رم را به هوس ابلهانه‌ای در آتش سوزاند و در سال بعد با گروهی از مطربان و رقاصان به یونان سفر کرد. نرون در سال ۶۵ میلادی موفق به سرکوب دسیسه‌گران پیزونی شد. در جنگ ارمنستان از اشکانیان شکست خورد در نتیجه حاضر شد تاج پادشاهی ارمنستان را در شهر رم بر سر تیرداد برادر بلاش اشکانی بگذارد و سپس مخارج و هزینه‌های این جنگ را که حدود ۹ ماه طول کشید بپردازد و قرار داد صلح ۵۰ ساله هم با ایران امضا کند.

گایوس کالپورنیوس پیزو که در سال ۴۱ میلادی کنسول رم بود در تاریخ ۱۹ آوریل ۶۵ میلادی دست به انتحار زد. او اتحادیه‌ای را تشکیل داد که هدف آن براندازی امپراتوری نرون بود. این اتحادیه به احترام او به نام اتحادیه پیزون شهرت یافت. نرون سنکا را متهم به همکاری با این سازمان کرد و خواستار خودکشی وی شد. مارکوس آنایوس لوکانوس معروف به لوکانوس یا لوکان که بزرگترین شاعر روم در آن عصر بود و از وابستگان نزدیک سنکا محسوب می‌شد نیز به عضویت در اتحادیه پیزون متهم گردید و به دستور نرون و از طریق بریدن ورید خودکشی کرد.

نرون سرانجام بر اثر شورش مردم و سنای رم در روز ۹ ژوئن ۶۸ میلادی ناچار به خودکشی شد.

او قبل از مرگش گفته بود:«افسوس که با تلف شدن من هنرمند بزرگی از دنیا می‌رود»

 

پروتستانتیسم

پروتستانتیسم

مذهب پروتستان: شاخه‌ای از مسیحیت است که مبانی آن نخستین بار توسط مارتین لوتر مطرح شد. پروتستان‌ها امروزه بیشتر در شمال اروپا و آمریکای شمالی سکونت دارند.

واژه انگلیسی پروتستان به معنی معترض و مخالف سرسخت است و این دلیل به پیروان مکتب دینی پروتستانیسم اطلاق می‌شود که آنها در مقابل شماری از قوانین کلیسای کاتولیک روم ایستادند.

تاریخچه

در سال ۱۵۲۹ میلادی، شاهزادهای آلمانی طرفدار دو مکتب کلیسای روم و کلیسای لوتران در دومین جلسه معروف به «Diet of Speyer» گرد هم آمدند. فردیناند شاهزاده اتریش با کمک اکثریت کاتولیک موفق به اجرای طرحی شد که براساس آن هرگونه تغییرات 'دیگر' در قانون اساسی دینی ایالات ممنوع شد. همچنین طبق این طرح تمامی حقوق ملکی و امور عبادی در مناطق پروتستان به کاتولیک‌ها واگذار می‌شد، درحالی که پروتستانها در ایالات کاتولیک از چنین حقی محروم بودند.شاهزاده‌های شش ایالت و چهارده شهر آزاد طرفدار کلیسای لوتران که توان وتو کردن این تصمیم را نداشتند، 'اعتراض نامه' معروف خود را تدوین کردند. آنها در ۱۹ آوریل این اعتراض نامه را به امپراتور چارلز پنجم، برادر فردیناند، تقدیم کردند و با این اقدام لقب برجسته پروتستان را برای خود به ارمغان آوردند که از آن زمان تاکنون بخش عمده‌ای از عالم مسیحیت را به خود جذب کرده‌است. در اوایل قرن ۲۱ حدود شمار پیروان مکتب پروتستانیسم به ۳۵۰ میلیون نفر می‌رسید.

انشعاب

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/1/12/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%B2.PNG/400px-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%B2.PNG

 

شاخه‌های اصلی پروتستانتیسم.

پروتستانیسم یکی از سه شاخه اصلی مسیحیت است، که ریشه در اصلاحگرایی (رفورمیسم) قرن ۱۶ دارد و پیروان آن از کلیسای کاتولیک روم یا ارتدکس شرقی پیروی نمی‌کنند. اصلاحگرایی پایه شاخه‌های متعددی از مذاهب پروتستان بود.

1.      هواداران مارتین لوتر کلیساهای پروتستان آلمان و اسکاندیناوی را تأسیس کردند؛

2.      ژان کالون و اصلاحگرایان رادیکالتر نظیر هولدریخ زوینگلی کلیساهای اصلاحگرا را در سویس تأسیس کردند،

3.      جان ناخ که از شاگردان کالوین بود کلیسایی از این دست رادر اسکاتلند تأسیس کرد.

شاخه مهم دیگری از مکتب دینی پروتستانیسم که کلیسای انگلیس و کلیسای اسقفی نمونه بارز آن هستند، در قرن ۱۶ در انگلستان ظهور کرد. این فرقه اکنون از نظر الهیات و ارکان پرستش بیش از سایر فرق پروتستانیسم به کلیسای کاتولیک روم نزدیک است. اصول اعتقادی فرقه‌های مذهبی پروتستان به طور قابل توجهی باهم متفاوت است، اما همه آنها بر این تأکید دارند که در توضیح مسایل اعتقادی و دستورات دینی رهنمودهای انجیل در اولویت قرار دارد؛ رحمت الهی از طریق ایمان و نه از طریق اعمال توجیه می‌شود؛ و همینطور همه مؤمنان در مقام کشیش هستند.

مکتب پروتستان دستور العمل‌های خود را مستقیما از کلام خدا استخراج می‌کند، و در عبادت نیز رابط آنها با خدا، که کمال بخشش است، تنها مسیح است؛ در حالی که پیروان کلیسای کاتولیک روم از تعالیم کلیسای خود پیروی می‌کنند، و در عبادت نیز از طریق توسل به مریم عذرا و قدیسان به راز و نیاز با مسیح می‌پردازند (در اینجا باید به این نکته توجه داشت که بر اساس تعالیم انجیل مرده چیزی نمی‌داند و ارتباط با مردگان، از طریق حرف زدن یا رازونیاز با شخص مرده، مکروه‌است).

سه اصل اساسی پروتستانیسم از این اصل کلی آزادی اوانجلیکال، و رابطه مستقیم فرد مؤمن با مسیح سرچشمه می‌گیرد: ۱.) تنها انجیل سرچشمه تعالیم است ۲.) تنها از طریق رحمت مسیح رستگاری حاصل می‌شود ۳.) همه مؤمنان در مقام کشیش هستند. - دانشنامه جدید دینی The New Schaff-Herzog، جلد چهارم، صفحه ۴۱۹.

منظور از اینکه تنها انجیل سرچشمه تعالیم است، این است که مؤمنان هیچ نیازی به وحی تو الهام اضافی و اصول اعتقادی جدید که مغایر 'کلام مقدس خدا'باشد ندارند.

مارتین لوتر:متولد ۱۴۸۳، آیلبرن، ساکسونی آلمان، از شخصیت‌های کلیدی مکتب پروتستانیزم بود و امروزه پروتستانها بر این باورند که لوتر آنها را از اسارت کلیسای روم رهاند. با این حال لوتر تنها نصف راه را رفت. همکار وی فیلیپ ملانگتون و مربی وی فون کارل استات از کسانی بودن که فعالانه راه لوتر را ادامه می‌دادند. آنها در اثر تهدیدات موجود مجبور شدند به سوئیس فرار کنند و در آنجا آثاری را منتشر کردند که به نوشته‌های اورلاموند معروف شد. آنها در این آثار مباحثی را ترویج کردند که به گفته آنها مارتین لوتر در انتشار آن کوتاهی کرده بود. مارتین لوتر بیشتر به این خاطر مشهور است که انجیل را از دست کلیسای روم نجات داد. او تا جایی که امکان داشت تعلیمات انجیل را از تصرفات آنهایی که خود را مظهر تقوی می‌دانستند پاک کرد. گفتنی است لوتر دشمن سرسخت یهودیان بود.

دیگر اصلاحگران پروتستان

یان هوس: اهل پراگ، متولد ۱۴۰۱، او در دانشگاه به مطالعه آثار وایکلیف (Wycliffe) پرداخت، و با آنکه همه تفکرات دینی وی را قبول نداشت، هر دوی آنها از این این اقدام کلیسا که خود را به تعالیم کتب مقدس منسوب می‌کرد سخت برآشفته بودند وبه همین خاطر به مخالف سرسخت قدرت پاپ مبدل شدند.قهرمانان اصلاحگری، ۱۹۵۱، ص ۱۱)

جروم :اهل پراگ، متولد ۱۳۶۵ میلادی، که علیه فساد اخلاقی کشیش‌ها جنگید. توماس بیلنی. بیلنی متولد ۱۴۵۹ در نورویچ انگلستان، که یک اصلاحگر نه چندان نامدار انگلیسی است. او از کالج ترینیتی دکترای حقوق گرفت و در سال ۱۵۱۹ به عنوان کشیش فعالیت مدهبی خود را رسما آغاز کرد. او نیز همانند لوتر بر این باور بود که اعمال نیک به تنهایی کسی رانجات نخواهد داد.

توماس کارترایت:رهبر فرقه پاکدینان(پیوریتان) بود. این فرقه از پروتستانهای انگلستان بودند که زمان ملکه الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودند وطرفدار سادگی در نیایش بودند. فرقه پاکدینان از وضعیت آن زمان اور در کلیسای انگلستان راضی نبود؛ آنها مشتاقانه در صدد این بودند که اصلاحات پروتستانی را در سطح وسیعتری اجرا کنند. در سال ۱۵۶۹، کرسی الهایات دانشگاه کمبریج را به دست آورد. هنگامی که ملکه انگلستان به عنوان رئیس کلیسای انگلیس انتخاب شد، شکل عبادت را اصلاح کرد که اجازه می‌داد واعظان تنها کلاه چهارگوش، خرقه، گردن پوش، یا ردای کتانی بپوشند. در مارس ۱۵۶۶ علمای دینی لندن مجبور شدند که لباس اجباری را بپوشند. از تعداد ۱۱۰ کشیش، ۳۷ نفر اعتراض کرند، و همین باعث شد بسیاری از کلیساها خالی بماند.

پروتستان‌های بنیادگرا

این فرقه در فاصله ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۵ شکل گرفت، این گروه بر حقیقتی که در معنای تحت الفظی انجیل وجود داشت تأکید داشتند. بعد از محاکمه اسکوپز که به محاکمه میمون معروف شده‌است، پروتستانهای بنیادگرا آشکارتر عقاید خود را ترویج کرند و خود را از مسیحیت لیبرال متمایز کردند. محاکه میمون که در سال ۱۹۲۵ در دیتون در ایالت تنسی ایالات متحده آمریکا صورت گرفت، یک معلم به خاطر تدریس تئوری تکامل تدریجی داروین که مغایر با قوانین ایالتی بود به پرداخت ۱۰۰ دلار جریمه محکوم شد.

منابع :دانشنامه بریتانیکا

aa

شهر سوخته:


شهر سوخته نام بقایای «دولت شهری» باستانی در ایران است که در ۵۶ کیلومتری زابل و در حاشیه جاده زابل-زاهدان در شرق ایران در استان سیستان و بلوچستان واقع شده‌است. شهر مزبور در روی آبرفتهای مصب رودخانه هیرمند به دریاچه هامون و زمانی ساحل آن رودخانه بنا شده بوده‌است. زمان بنای این شهر بزرگ در دوره برنز تمدن جیرفت یعنی استان سیستان و بلوچستان امروزی در ایران باستان می‌باشد و ایرانیان حدود ۶۰۰۰ سال پیش در این شهر زندگی می‌کرده‌اند.

گفته می‌شود، شهر سوخته پیشرفته‌ترین شهر جهان قدیم بوده‌است و حتی بسیار پیشرفته‌تر از «دولت شهر» کرت که سینوهه در کتاب خود از آن یاد کرده‌است. به اعتقاد برخی باستان‌شناسان اگر بخواهیم به معنای کامل و دقیق شهر توجه کنیم، این شهر را باید از قدیمی‌ترین آن‌ها در دنیا دانست، چرا که معدود شهرهائی پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه هستند.

'پیشینهٔ کاوش‌ها'

شهر سوخته یکی از آثار تاریخی و باستانی عصر برنز منطقه جیرفت در استان سیستان و بلوچستان در ایران، به شمار می‌آید. شهر در ساحل رودخانه هیرمند و دریاچه هامون زمان خود و کنار جاده کنونی زاهدان - زابل بنا شده بوده‌است. کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را در آن دیده‌است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در ۱۹۳۷، اطلاعات سودمندی در خصوص این محوطه بیان کرده. سپس شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفته‌است. پس از آن سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان تا به امروز مسئولیت کاوشگری در این بخش از سیستان و بلوچستان را به عهده دارد.

' جغرافیا و محیط زیست'

بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌دهد که این شهر دارای پنج قسمت اساسی بوده که شامل بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته؛ بخش‌های مرکزی؛ منطقه صنعتی؛ بناهای یادمانی؛ و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده‌اند. هشتاد هکتار از شهر سوخته را بخش مسکونی تشکیل میداده‌است.

پژوهش‌ها نشان داده‌است این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیستی کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده می‌شود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه‌ای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار فراوانی در آنجا وجود داشته‌است. دریاچه هامون در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد دریاچه‌ای بزرگ و پرآب بوده و چندین رودخانه دائمی مانند هیرمند آنرا تغذیه میکرده و هم اکنون نیز کم و بیش هیرمند و رودخانه‌های دیگر این دریاچه را غالباً بصورت فصلی تغذیه می‌کنند. ولی افت بیش از اندازه آب در این رودخانه‌ها به علت عدم رعایت پروتکلهای فی مابین دو کشور همسایه، ایران و افغانستان، و برداشت بی رویه آب درون خاک افغانستان مسبب خشکی دریاچه هامون و مناطق اطراف آن شده‌است. در اطراف دریاچه هامون، در آن زمان نیزارهای وسیعی وجود داشته‌است. همچنین کاوشها نشان می‌دهند که نهرهاو شاخه‌های قوی آبیاری از آن منشعب میشده‌است. در بررسی‌های منطقه‌ای در اطراف شهر سوخته بستر نهرها و آبراه‌های گوناگونی پیدا شده که می‌توان گمان برد به مزارع کشاورزی آن شهر آب می‌رسانده‌اند.

رود هیرمند پیش ازآنکه درمیان شنزارهای سیستان گم گردد، درجلگه‌های مجاورش وضعی شبیه به درة نیل بوجود آورده بود، به این معنی که در مواقع معینی بعلت بالاآمدن سطح آب، در نتیجه جذر و مد دریاچه هامون، زمین‌های ساحلی آن مشروب و لذا، خاک آنها حاصل خیز میشده‌است. این امر سبب شده بود که ساکنان این ناحیه بتوانند به کار زراعت بپردازند و در مراحل شهرنشینی موفق به پیشرفت‌هایی گردند. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده، اما آب رودخانه هیرمند و شاخه‌هایش به خوبی زمین‌های کشاورزی شهر سوخته را سیراب می‌کرده‌است.

منطقه مسکونی

منطقه مسکونی شهر سوخته در شمال شرقی منطقه کاوشگری این شهر واقع شده و حدود ۸۰ هکتار شهر را شامل می‌شود. قدیمترین سازه‌های یافت شده در این بخش به

منطقه مرکزی

منطقه صنعتی

منطقه بناهای یادمانی

منطقه گورستان

از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ تعداد ۱۴ گمانه به مساحت تقریبی ۲۳۰۰ متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه ۳۱۰ گور کشف شده‌است

طی کاوش‌های به‌عمل آمده توسط باستان شناسان، برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه کفنی دفن می‌کرده‌اند. در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده می‌شود.

پارچه‌ها به سه شکل گوناگون در گورها دیده می‌شود:

1-به صورت کفن، که مرده‌ها را در آن می‌پیچیده‌اند

به شکل لباس زیر انداز و رو انداز؛-2

3-کف گور فرش شده و مرده را با لباس در آن می‌گذاشتند.

اشیاء سفالی اصلی‌ترین موادی هستند که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب، و پارچه در قبور دیده می‌شود.

صنعت و پیشه‌ها در شهر سوخته

شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در نوبت ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاری‌های نوبتهای گذشته در شهر سوخته مشخص شد که جهت صنایع ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت اطراف برای سوخت استفاده می‌کرده‌اند.

باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور، پس از پژوهش در باره روش‌های ساخت ورقه‌ها و مفتول‌های طلایی، محققان دریافتند که صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی در آغاز صفحهات طلایی بسیار نازکی به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل استوانه‌ای لوله نموده و فیمابین استوانهای طلا مهرههای لاجورد قرار میداده‌اند.

در شهرسوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه، و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته نساجی در آنجاست.

تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و تحقیق در باره اشیاء حصیری مشخص کرده که مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف دریاچه هامون سبد و حصیر می‌بافتند. از این نی‌ها نیز، برای درست کردن سقف ساختمانها استفاده می‌شده‌است. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر پیشه‌های مردمان شهر سوخته بوده‌است.

سازماندهی مدنی :

شهر سوخته بدون شک جزو شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده‌است. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی وصنعتی دیده می‌شود بلکه در سازمان‌دهی اجتماعی شهر نیز قابل مشاهده‌است.

شهر سوخته دارای تشکیلات منظم و مرتبی بوده‌است. آثار باقی مانده نشان دهنده این امر است که در این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد، دارای یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب بوده‌است. در نخستین مرحله کاوشهای باستانشناسی، در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌های منظم و لوله کشی آب و فاضلاب با لوله‌های سفالی پیدا شده که نشان دهنده وجود برنامه‌ریزی مدنی در این شهر است.

علم پزشکی در شهر سوخته

مردمان شهر سوخته داری دانش پزشکی پیشرفته‌ای بوده‌اند، تا آن حد که پزشکان این شهر نه تنها از فنونی چون شکسته‌بندی آگاهی داشتند، بلکه دانش و مهارت اجرای اعمال شگفت‌انگیزی چون جراحی مغز را نیز داشته‌اند.

برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد. مطالعات اولیه نشان داده‌اند که چشم چپ یک زن تنومند مدفون در قبر شماره ۶۷۰۵ مصنوعی بوده‌است. همین مطالعات نشان می‌دهند که زیر طاق ابروی زن مذکو آثار آبسه دیده می‌شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده‌است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است. جنس و ماده‌ای که چشم مذکور با آن ساخته شده‌است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده‌است اما به نظر می‌رسد که چشم مزبور مخلوطی از جنس قیر طبیعی با نوعی چربی حیوانی است. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده‌اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و مجزا از آن تعدادی خطوط موازی که تقریبا یک لوزی را تشکیل می‌دهند در پیرامون مردمک دیده می‌شود. از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می‌شده‌است.

تجارت و اقتصاد در شهر سوخته

پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر، همراه با آثار مهرها، نشان از ارتباطات تجاری و کنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد. مردم سیستان دراین مدت با مردم ساکن بین دو رود دجله و فرات روابط تجاری داشته و این روابط ازراه زمینی و دریایی کناب خلیج فارس انجام می‌گرفت. مردم بین‌النهرین ازهمین طریق ازسنگ لاجورد افغانستان استفاده مینموده‌اند. ولی تمدن سیستان را نمی‌توان وابسته به تمدن جلگة بین‌النهرین یامصر دانست زیرا دراین مکان خصوصیاتی وجود داشته‌است که آنرا کاملأ متمایز می‌نماید.

این استخوان‌ها مربوط به کدام حیوان یا پرنده یاجان‌داری بوده و کارشان دراین اطاق‌ها چه بوده‌است.

دراین موقع اینطور بنظر رسید که انجام این کار از عهدة باستان‌شناسان به تنهایی برنخواهد آمد. بهمین منظور بود که در حدود ده نفر از متخصصان مختلف ایتالیایی به محل کاوش آمدند و با میکروسکوپ‌ها و بوسیلة تجزیه‌های «رادیو کاربون» مشغول مطالعة زندگی ۵۰۰۰ سال پیش دراین مکان گردیدند.

درهمین اوان بود که متخصصان ژاپونی نیز علاقمند به کاوش‌های «شهرسوخته» شدند و زمین‌شناسان و متخصصان «فیزیک‌هسته‌ای» به همکاری با متخصصان ایتالیایی پرداختند و نمونه‌های بدست آمده رااز طریق روش‌های «پالئوماگنتیک» و «اورانیوم۲۳۸» تحت بررسی قرار دادند.

بررسی‌های دانشمندان مزبور نشان داد که بصورت دقیق شهر سوخته در فاصلة بین ۲۹۰۰ تا ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد مورد سکونت بوده‌است.

بخشی از خانه‌های «شهرسوخته» که اززیر خاک بیرون آورده شده‌است

هزارسال، نسبت به قدمت بشر، چیز فوق‌العاده‌ای نیست، ولی آنچه که بنظر ما فوق‌العاده می‌آید این است که در عرض مدت هزارسال مردم این ناحیه موفق شده‌اند شهر بزرگ و آبادی بوجود آورند که مردم آن به انواع صنایع دستی پرداخته و حکومت منظمی تشکیل داده بودند و پیرو مذهب واحدی شده روابط تجارتی و فرهنگی گسترده‌ای با نواحی مجاور خود ترتیب داده بودند.

نکتة قابل توجه ازنظر روشن شدن تاریخ سرزمین ایران این است که آثار مکشوف در «شهرسوخته» نشان می‌دهد که مردم این ناحیه دراوایل استقرارشان، یعنی درحدود ۲۹۰۰ سال پیش ازمیلاد مسیح روابط بسیار نزدیک با مردم ترکمنستان داشته‌اند و در اواخر دوران وجودشان، یعنی پیش از ۱۹۰۰ سال پیش ازمیلاد با مردم ساکن در درة پنجاب رابطة بسیار نزدیک پیدا می‌کنند.

آیا می‌توان از مطلب بالا اینطور نتیجه گرفت که اینها مردمی بودند که در حدود ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد از سوی شمال به طرف دهانة رود هیرمند که در نتیجة شرایط بخصوصی برای شهرنشینی مناسب بود سرازیر شده‌اند، و سپس هزارسال بعد، در زمانی که مسیر رود هیرمند تغییر یافت این مردم به طرف درة پنجاب مهاجرت کردند و درآنجا امپراطوری بزرگ «موهنجودارو» و «هاراپا» را تشکیل دادند

ظروف سفالین «شهرسوخته» با ظروف سفالین مکشوف در درة پنجاب شباهت دارند. نقش خورشید که روی یکی ازاین سفال‌ها نشان داده شده در روی ظروف سفالین شهداد نیز دیده می‌شود. شباهت این نقوش با نقوش ظروف گلی بین‌النهرین کمتر است. باید بخاطر داشته باشیم که تمدن شهداد نیز درهمین حدود اوایل هزارة سوم پیش ازمیلاد در نتیجة تغییر مسیر رودخانه ازبین رفت و درآن زمان مردم شهداد بامردم پنجاب روابط نزدیک داشته‌اند.

برای انجام تحقیقات بیشتر، دانشمندان ایتالیایی با باستان‌شناسان شوروی که در ترکمنستان مشغول کاوش بودند تماس گرفتند. تحققات دقیق باستان‌شناسان شوروی رابطة مردم شهرسوخته با مردم ترکمنستان دراوایل هزارة سوم پیش از میلاد را تأیید نمود.

وجود تعداد زیاد اشیاء بسیار کوچک که بعضی ازآنها بیش از ۲ میلیمتر در ۲ میلیمتر عرض و طول ندارند موجب شد ک ازیک متخصص «پالئوبوتانیست» نیز کمک خواسته شود. آزمایش‌های میکروسکوپی نشان داد که دراین اجتماع ماهی‌ها و پرندگان و خرچنگ‌ها نیز مورد استفادة غذایی بوده‌است. درمیان حیوانان استخوان‌های بز و غزال و گوسفند ۹۹ درصد باقی‌مانده‌های حیوانی دراین ناحیه راتشکیل میداده‌اند. بین پرندگانی که دراینجا مورد مصرف اهالی بودند مرغ‌های آبی، قرقاول، مرغابی و غاز وجود داشته‌است که بیشتر آنها می‌توانستند اهلی بوده باشند. ضمنأ وجود هزاران پیکان سنگی نشان می‌دهد که شکار پرندگان درمیان ساکنان این ناحیه بسیار رواج داشته‌است.

دانشمند پالئوبوتانیست «لورنزوکنستانین» مطالعة این آثار را برعهده گرفت و برای این کار به سیستان آمد و باستان‌شناسان پند فیلسوف جهان کهن «اپیکور» یا «ابیقور» را سرلوحه برنامة خود قرار دادند و آن این بود که «ازاشیاءکوچک به حقایق بزرگ یابند».

مجموع سطحی که ازاین نظر باید مورد بررسی قرار گیرد در حدود ۱۰۰ هکتار وسعت دارد. میلیون‌ها آثار بسیار کوچک از استخوان و چوب وصدف و چوب و نظایر آن تحت بررسی دانشمندان ایتالیایی قرار گرفت.

باستان‌شناسان دراین مکان آثار دانه‌های گندم و جو و شاهدانه و تخم خربوزه و حتی انگور نیز پیدا کردند. این امر برای دانشمندان باستان‌شناس مسلم گردید که پرندگان و حیواناتی که آثارشان در شهر سوخته بدست آمده درحال حاضر دیگر دراین مکان زندگی نمی‌کنند.

اشیاء دیگری که ساخت دست انسان بوده‌است و ازجنس فیروزه یا سنگ لاجورد است در شهرسوخته بدست آمده‌است.

کاوش کنندگان فکر می‌کنند که وسعت این شهر به ۷۰ هکتار می‌رسیده‌است. درطرف جنوب و مغرب آن مردگان بخاک سپرده شده‌اند. با تخمینی که زده شده احتمال دارد که در حدود ۲۱۰۰۰ قبر دراین ناحیه وجود داشته باشد. با کمک متخصصان «پالئوپاتولوژیست» و «آنتروپولوژیست» بسیاری از مطالب مربوط به زندگی دراین ناحیه با مطالعة اسکلت‌ها روشن شد. به این وسیله توانستند بفهمند صاحبان این قبرها تقریبأ ازچه گروه نژادی بوده‌اند. سن مردگان در قبرهایی که شکافته شد نیز تشخیص داده شد و نسبت تعداد مردان به زنان و کودکان معین گردید. پروفسور «توچی» تصمیم دارد از متخصصان دیگری نیز کمک بخواهد که با معاینة استخوان ساق پاها بتوانند گروه خونی این مردگان را مشخص نمایند. مثلأ معلوم شد در زمان معینی یک مرض مسری موجب مرگ تعداد زیادی کودکان و نوجوانان شده وآنها را بخاک سپرده‌اند. استخوان جنینی را درشکم مادرش که حامله بوده و مرده‌است تشخیص دادند. این نوع تحقیقات در مورد مردگان ممکن است نتایج بسیار جالبی در برداشته و در علم باستان‌شناسی تازگی دارد. بنابر تخمینی که زده‌اند در قبرستانی که مورد تحقیق قرار گرفته ۵۵ درصد از ۶۰ اسکلتی که بیرون آمده کودکان کمتر از نه سال بوده‌اند، یک اسکلت از مرد ۲۰ ساله بوده، یک کودک پنج‌ساله بخاک سپرده شده و دریک گور دونفر قرار داده شده‌اند.

نقوش بالا باحتمال قوی نشانه‌ای از خورشید، یا مفهوم دیگری است که اکنون برما پوشیده‌است. نقش خورشید بصورت صلیب در بسیاری از نقاط فلات ایران دیده می‌شود و احتمالأ مربوط به پرستش خورشید درآن زمان‌های کهن می‌باشد.

تحقیقات باستان‌شناسان نیز نشان داده‌است که تعداد زیادی از ساکنان شهرسوخته بکارهایی اشتغال داشته‌اند که مربوط به قوت و غذا نبوده‌است. صنعت کوزه‌گری، حصیربافی، سنگ تراشی و تهیة جواهرات و زینت‌آلات از سنگ لاجورد یا فیروزه عده‌ای از صنعتگران شهرسوخته را به خود مشغول میساخته‌است.

تحقیقات باستان‌سناسان درناحیة سیستان راه جدیدی برای بازسازکردن زندگی مردم پیش از تاریخ فلات ایران بازنموده‌است. برای آنان مهم نیست که اشیاءمختلفی را که ازنظر هنری ارزشی دارد از زیر خاک بیرون آورده در موزه‌ها قرار دهند. آنها می‌خواهند بوسیلة میکروسکوپ، تجزیه‌های مختلف ازطریق رادیو کاربون، و مطالعة دقیق با روش‌های بسیار جدید روی آثار ناچیز مانند ریزه‌های استخوان‌های پرندگان یا باقی‌مانده حبوبات و چوب و غیره زندگی مردم آن ناحیه را درآن روزهای بسیار کهن معرفی نمایند.

این نکته قابل توجه‌است که شهرسوخته تنها نقطه از ناحیة جنوب ایران نبوده‌است که درهزارة چهارم ازمیلاد به درجة نسبتأ بلندی ازتمدن رسیده بوده‌است.

نمایی از آهنگری

اینها شاید علاماتی باشند که برای مردم آنروز مفهوم مشخصی داشته‌اند ودرواقع یتوانند بصورت مراحل اولیة «خط» معرفی گردند. درمجاورت نزدیک یا دوراز شهر سوخته در نقاطی مانند «تپة یحیی» و «تل‌ابلیس» و بم و شهداد کاوش‌هایی انجام گرفته‌است که حاکی از وجود تمدن پیشرفته‌ای در ناحیة وسیع جنوب ایران و سواحل فارس بوده‌است.

در یک تقسیم بندی کلی، اشیاء پیدا شده را می‌توان به گروهای زیر تقسیم کرد:

اشیاء زینتی

اشیاء آیینی

اشیاء مربوط به پیشه‌ها

اشیاء مورد استفاده در زندگانی روزمره

مواد غذایئ

کشفیات

برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد. مطالعات اولیه نشان داده‌اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره ۶۷۰۵ مصنوعی بوده‌است. همین مطالعات نشان می‌دهند که زیر طاق ابروی زن مذکور آثار آبسه دیده می‌شود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بوده‌است آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است. جنس و ماده‌ای که چشم مذکور با آن ساخته شده‌است هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شده‌است اما به نظر می‌رسد که چشم مزبور از جنس قیر طبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شده‌است ساخته شده‌است. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتول‌های طلایی به قطر کمتر از نیم میلی متر طراحی شده‌اند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقریبا یک لوزی را تشکیل می‌دهند در پیرامون مردمک دیده می‌شود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده می‌شده‌است. بررسی‌های انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین ۲۵ تا ۳۰ سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بوده‌است. اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بوده‌اند از ظرفهای سفالی، مهرهای تزیینی، یک کیسه جرمی و یک آینه مفرغی. قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود ۲۸۰۰ سال بیش از میلاد و ۴۸۰۰ سال پیش از این می‌رسد. مطالعه جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد چشم و اسکلت ادامه دارد.

هفده راهکار برای مشکلات جوانان

                                    هفده راهکار برای مشکلات جوانان

در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود
حال به۱۷مورد که والدین برای مقابله با مشکلات نوجوانان باید مورد توجه قرار دهند می پردازیم.
۱- شناخت شخصیت نوجوان:
ما والدین با شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروز عکس‌العمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.
۲- استفاده از روش تغافل )نادیده گرفتن:(
از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد
۳- ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:
در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود
۴- آموزش:
مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود
۵- برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:
ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم.
۶- اعتماد سازی:
باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.
۷- ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:
ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.
۸- تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت:
ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.
۹- الگوهای رفتاری والدین:
نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است.
۱۰- پرهیز از مناقشات خانوادگی:
خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد
۱۱- گوش دادن:
با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف‌های نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.
۱۲- تکیه بر نقاط قوت:
با مشاهده ی برخی ضعف‌ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسه‌اش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعف‌هایش قوتش را تجلی بخشیم.
۱۳- انتظار به اندازه:
با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.
۱۴- اجازه خطا کردن به‌ نوجوان بدهیم:
نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.
۱۵- مشورت با نوجوان:
نوجوان در اندیشه ی مستقل شدن است بنابراین نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنیم بلکه بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنیم.
۱۶- فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان:
همان‌گونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد.
۱۷-پذیرش بدون قید و شرط نوجوان:
نوجوان را همانطور که نشان می‌‌دهد بپذیریم نه ‌آن‌طور که در رویا و تخیل خود تصور می‌کنیم و بدانیم اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد می‌گیرد خودش را آن‌طور که هست بپذیرد

نگرش جامعه شناسی به رابطه فقر و انحرافات اجتماعی  ونگرش جامعه شناسی به علل ابعاد و عواقب طلاق

نگرش جامعه شناسی به رابطه فقر و انحرافات اجتماعی

ونگرش جامعه شناسی به علل ابعاد و عواقب طلاق

مفهوم فقر

در بسیاری از فرهنگ ها فقر را به معنای «عدم تکافوی ضروریات زندگی» تعریف کرده اند. چنین تعریفی به طور کلی، دقیق و جامع نیست؛ زیرا ضروریات زندگی هر جامعه در طول زمان و مکان ابعاد و اشکال گوناگونی دارد و از جامعه ای به جامعه دیگر دگرگون می شود. از این رو، تعیین یک تعریف علمی برای «فقر» که برای هر زمان و مکان صادق باشد، ممکن نیست. ولی آنچه مسلم است فقر زائیده دو عامل تعیین کننده چون کمبود و مالکیت است. بدین معنی که در بسیاری از جوامع همه چیز به قدر وفور وجود ندارد و تقاضا بیش از عرضه است در نتیجه هر چه که برای زندگی ضروری و کمیاب است ارزش اقتصادی پیدا می کند و به محض اینکه ارزشمند می شود در بسیاری از کشورها عده قلیلی آن را تصاحب می کنند و عده کثیری از آن محروم می گردند. به دنبال این امر کسانی که امکان دستیابی به شیئی نادر را ندارند نسبت بدان احساس «فقر» می کنند؛ مثلاً تاکنون وفور هوای تنفسی و امکان همگان برای برخورداری از آن موجب شده است که هنوز هوای تنفسی در احتکار قرار نگیرد و ارزش اقتصادی پیدا نکند؛ در نتیجه کسی هم نسبت به هوای تنفسی احساس فقر نمی کند ولی اگر روزی بشر در ماه مستقر شود، بواسطه صدور هوا از زمین به ماه یا تولید هوا در ماه، بواسطه کم- یابی، هوای تنفسی ارزش اقتصادی پیدا می کند و کسانی که در ماه ساکن باشند و بدان دسترسی کمتری داشته باشند احساس فقر می کنند و بهر وسیله است برای زنده ماندن درصدد دستیابی بدان بر می آیند.

تعیین خط فقر

هر چند از دیدگاه جامعه شناسی تعریف دقیق فقر و تعیین حدود آن خالی از اشکال نیست، ولی پژوهشگران ضوابط و معیارهای ویژه ای چون درآمد سرانه، میزان مصرف روزانه کالری، مساحت سرانه مسکن، مصرف سرانه مواد غذایی و پوشاک، میزان برخورداری از آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و حتی سرگرمی و تفریح را تعیین کرده و براساس آن خط فقر را مشخص می کنند.

انواع فقر

فقر را می توان از دیدگاه حد گسترش آن به فقر جمعی، گروهی و فردی تقسیم بندی کرد؛ مثلاً در مناطقی که تعداد مصرف کنندگان «ضروریات زندگی» بیش از عرضه آن می باشد، فقر جمعی پدید می آید.
نوع دیگری از فقر، «فقر دوره ای» نام دارد؛ این گونه فقر معمولاً در نتیجه کاهش موقتی امکانات زندگی در پیرو خشک سالی در زمینه اقتصاد، کشاورزی، قطع تجارت در اقتصاد بازرگانی و یا بیش تولیدی در اقتصاد صنعتی پدیدار می شود.
در برابر فقر دوره ای که جنبه جمعی داشته و گذرا می باشد، «فقر فردی» قرار دارد که ناشی از موقعیت جامعوی فرد می باشد. این نوع فقر از اراده و اختیار افراد بیرون است. در اکثر جوامع پیرمردان و پیرزنانی که قدرت کار ندارند، بیوه زنانی که نان آور خویش را از دست داده اند، یتیمانی که بی سرپرست شده اند و دچار فقر فردی هستند.
نوع دیگری از فقر وجود دارد که مستقیماً تحت تاثیر گرایش های دینی و بنا بخواست فرد پدید می آید که باید آن را «فقر آرمانی» نامید؛ مثلاً در ادیانی چون بودایی و مسیحیت جایگاه ارجمندی به فقر اختصاص داده می شده و آن را نوعی تقوا می پنداشتند و برای پیروان خویش فقر را از صفات «جمیله» می شمردند.
«
فقر فرهنگی» نوع دیگر فقر است و در سطح خرد فقر فرهنگی عبارت از قرار گرفتن در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی می‌باشد که فرد به طور مستقیم یا غیرمستقیم دچار آن است. مثل بی‌سوادی والدین یا بی‌سرپرستی و...
جیمز کلمن فقر فرهنگی را نداشتن ارتباط متقابل مستمر با خانواده و نیز منزلت اجتماعی پایین که ناشی از عدم احساس امنیت در کنش متقابل اجتماعی می‌باشد. مانند: کم‌توجهی خانواده، طلاق والدین، اعتیاد والدین، کم‌سوادی والدین و... می داند.

رابطه فقر فرهنگی با قانون‌گریزی

بی‌سوادی و کم‌سوادی، ناآگاهی و جهل به قانون، تعدد و تنوع خرده فرهنگ‌ها و توزیع و استفاده نابرابر از امکانات و خدمات آموزشی و فرهنگی در سطوح محلی و ملی و گسترش روزافزون ارتباطات فراملی، به پیدایش و تشدید تفاوت‌ها و تعارضات عقیدتی، ارزشی و هنجاری در بین افراد و گروه‌های اجتماعی منجر می‌گردد. در چنین شرایطی افراد و گروه‌های اجتماعی اگر از نظر خانوادگی نیز دچار نابسامانی باشند، بر سر تشخیص اهداف و راه‌های نیل به اهداف دچار سرگردانی می‌شوند و از نظر اخلاق نظری و اخلاق عملی دچار تعارض می‌گردند و بر هنجارها و قواعد عمل نمی‌کنند و انگیزه مشارکت در امور عام‌المنفعه و خیر عمومی را از دست می‌دهند. این افراد در جهت نیل به اهداف فردی با صرف هزینه‌های عمومی به خودخواهی خود ادامه می‌دهند و از جامعه انتقام می‌گیرند.

نظریه ساختاری فرصت و ارتباط بین فقر و قانون‌گریزی

«رابرت مرتن» در نظریه ساختاری فرصت در مورد ارتباط فقر با قانون‌گریزی این گونه استدلال می‌کند که جامعه‌ای که تأکید زیادی بر موفقیت مادی دارد و میزان دارایی را معیار موفقیت افراد می‌شناسد، ثروت به عنوان یک هدف فرهنگی و اجتماعی شناخته می‌شود و غالب مردم عملاً می‌پذیرند که موفقیت، قاطعانه با معیار ثروت و مادیات سنجیده می‌شود. از آن‌جا که قشر کوچکی در جامعه دسترسی گسترده‌ای به امکانات و اهداف مالی دارند، ولی قشر وسیع‌تری دسترسی ناچیزی به شیوه‌های درآمدزا، آن‌چنان که موافق و مطلوب معیارهای سنجش موفقیت باشند، می‌یابند. بنابراین برای گروه مردم (فقرا) ابزار و هدف اجتماعی بر هم منطبق نیستند. این گروه هدف را مطلوب می‌داند ولی امکان دسترسی به آن را ندارد. از نظر مرتن در این شرایط مردم فقیر به روشهای مختلف سعی بر انطباق اجتماعی می‌نمایند. سعی این افراد در گزینش شیوه‌های انطباق با هدف اجتماعی ممکن است به طیفی از رفتارهای مختلف، از قبیل فراهم آوردن امکانات جدید برای خود که مورد قبول جامعه نیست و یا روی‌آوری به رفتارهای غیرقانونی برای کسب درآمد و ثروت باشد. در مجموع از نظر مرتن وقتی فقر در جامعه گسترش می‌یابد که جامعه ابزار و امکانات تولید ثروت را یکسان توزیع نمی‌نماید و استعداد و توانایی اعضای جامعه برای تلاش مشروع نیز به طور یکسان پرورش نمی‌یابد. بنابراین در این شرایط باید انتظار داشت که فقرا برای تطبیق‌پذیری، رفتارهای غیرقانونی بیشتری برای پاسخگویی تقاضاها و رفع نیازهای ضروری خود انجام دهند.

رابطه انحرافات اجتماعی با فقر

برخی از جامعه شناسان فقر را از عوامل به وجود آورنده جرم دانسته، می گویند که در فرد تهیدست عقده حقارت ایجاد می شود و او را به ارتکاب جرم وامی دارد.
در پیوند برخی از انواع کجروی ها با فقر مانند روسپیگری، گدایی و برخی از دزدی ها، بیماری های روحی و تردیدی نیست و بررسیهای متعددی گواه بر آن است؛ «فورناساری دی ورس»  که یکی از پیشتازان جرم شناسی است، در طی یک بررسی نشان داده است که در ایتالیا خانواده های فقیر ۶۰ درصد جمعیت را تشکیل می دادند ولی جرایم مربوط به آنها ۸۵ درصد تا ۹۰ درصد درصد کل جرایم بوده است.
تحقیقات دکتر «سیریل برت» (Dr. Cyril Burt) در کتاب «بزهکار جوان» (The Young Delinquent) حاکی است که ۱۹ درصد جرایم مربوط به فقرای لندن بوده است در صورتی که آنان ۸ درصد جمعیت را تشکیل می دادند.
«
آلفرد مارشال» (Alfred Marshall) در کتاب تاریخی خود درباره تئوری «اقتصادی سرمایه داری» (۱۸۹۱) به عامل فقر در پیدایش پدیده های نابهنجار اجتماعی اشاره کرده، می نویسد: «درست است که برغم فقر، تحت تاثیر عوامل دینی، روابط دوستی و محبت های خانواده، ممکن است انسان احساس بزرگترین خوشبختی را بکند و امکان یابد استعدادهای خویش را شکوفا سازد ولی با وجود این باید اذعان داشت که در محیط فقر، بویژه در مناطق پرجمعیت، فقر اقتصادی موجب از بین رفتن و پژمرده شدن استعدادهای انسانی می شود
مارکس معتقد است که جنایت، فحشا، فساد و رفتار خلاف اخلاق در درجه نخست ناشی از فقر است که زائیده سیستم سرمایه داری است. بدین سان که عده معدودی با در اختیار گرفتن وسایل تولید، ثروت ها را به طور نامساوی تقسیم می کنند و تناقضات جامعوی را پدید می آورند؛ مطالعات اجتماعی نشان می دهد در کشورهایی که توزیع ثروت به صورت عادلانه نباشد، هر روز فقرا فقیرتر و اغنیا ثروتمندتر می شوند، فاصله طبقاتی فزونی می یابد و به علت عدم آموزش های اجتماعی و ضعف فرهنگی و فقدان احساس همبستگی ناشی از مادی گرایی و فردگرایی، که از اختصاصات جامعه های در حال توسعه است، افراد قادر به هدایت درست ستیز علیه این بی عدالتی اجتماعی نیستند، در نتیجه، شاهد آنیم که ارزشهای اجتماعی فاقد اعتبار می شود، نظارت اجتماعی سست می گردد و بزهکاری و تبهکاری عمومیت پیدا می کند.
می توان در حالت کلی اثرات فقر را برای روی شخص و جامعه این گونه بیان کرد؛ فقر روی تندرستی، چگونگی فرهنگ خانواده و امکانات تحصیلی اثر می گذارد. مقدم بر همه فقر مانع می شود که فرد به عنوان عضو فعال جامعه وظیفه و دین خود را نسبت به جامعه انجام داده و از حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بهره مند شود.

نکات پایانی:

نکته اول اینکه نباید چنین انگاشت که همه فقرا بزهکار هستند، بقول دکتر «سیریل برت»: «اگر اکثر مجرمان و منحرفان فقیر باشند اکثر فقرا مجرم و بزهکار نیستند
در تمام جوامع می توان میلیون ها نفر را که درآمد قلیل داشته و فقیرانه زندگی می کنند، پیدا کرد که هرگز مرتکب جرمی نمی شوند و از جاده «درستی» منحرف نمی گردند.
نکته دوم اینکه نباید این گفته را که «انحرافات در میان طبقات پایین جامعه از سایر طبقات بیشتر است» به طور کامل صحیح دانست چرا که مقدار زیادی از انحرافات ناشی از طبقات کم رفاه، بیشتر از گروه های مرفه جامعه، تحت مراقبت مقامات دولتی است. علت این امر آن است که برخی بزهکاری های گروه های توانگر با معیارها و ضوابط موجود منافات دارد؛ مثلاً دزدی در دفاتر ثبت می شود ولی کم فروشی، گران فروشی، تقلب به انواع و اقسام مختلف و امور نظیر آن یا کمتر اعلام می شود و یا کمتر ثبت می گردد؛ بویژه جرایم مربوط به کارمندان و گروه «یقه سفیدان» کمتر تحت پیگرد قرار می گیرد.
«
ساترلند» (Sutherland) در تحقیقاتی که در میان سوداگران و صاحبان حرف به عمل آورده است، چنین می نویسد:« تئوری هایی که جرم شناسان درباره ارتباط انحرافات با فقر ساخته اند ناقص است؛ زیر اولاً: آنها نمونه هایی را که بر اساس تبار اقتصادی و اجتماعی برگزیده اند، به کار می گیرند؛ ثانیاً: آنها دامنه کار خود را به مجرمین «یقه سفید» گسترش نمی دهند؛ ثالثاً: این نمونه ها نمی توانند دلیل مجرمیت طبقات پایین باشند، زیرا همه انواع جرایم را در تمام جامعه در بر نمی گیرند
نکته پایانی اینکه برای جلوگیری از انحرافات اجتماعی در درجه اول باید به توزیع درآمدها در جامعه توجه داشت چرا که یکی از مهم ترین عوامل بوجود آورنده و تشدید کننده فقر، توزیع ناعادلانه درآمدها در جامعه است که این نابرابری های اقتصادی زاینده فساد، تباهی و انواع کجروی هاست. بنابراین باید کوشش خود را در راه بهبود وضع توزیع درآمدها به کار گیریم و به نابرابری های اقتصادی فایق آئیم.

 

 

 





خانواده پايه اساسي اجتماع و سلول سازنده زندگي است و در وسيعترين مفهوم کلمه، خاستگاه اعضاي خويش و پناهگاه آنان است. اين نهاد اجتماعي بهترين مکاني است که به اعضاي خود احساس امنيت و آرامش مي بخشد. اما خانواده همچون صدفي است که اگر پايه هاي آن سنجيده و درست بنا نشود، هرگز مرواريدي نخواهد پرورد و اگر اين نهاد رو به از هم گسيختگي رود، مرواريدهاي آن به سنگي بي ارزش تبديل خواهند شد و چه بسا به جاي عشق و محبت، کينه و دشمني در کودکان بارور شود و در آينده اي نه چندان دور، جامعه اي را به آشوب کشاند.
امروزه متاسفانه شاهد افزايش آمار طلاق در جامعه هستيم و مي بينيم که احساس امنيت و آرامش و روابط صميمانه بين مرد و زن به سستي گراييده است و خانواده به گونه فزاينده اي با نيروهاي مخرب مواجه شده و تهديد مهمي براي سلامت جامعه به شمار مي رود و طلاق مهمترين عامل از هم گسيختگي ساختار بنيادي ترين بخش جامعه، يعني خانواده است. لذا در اين نوشتار سعي داريم به بررسي عامل مهم از هم گسيتخگي خانواده يعني «طلاق» بپردازيم.









تعريف طلاق
طلاق در لغت به معني گشودن گره و رها كردن است.در فقه اسلامي در تعريف طلاق گفته اند طلاق عبارت است از زائل كردن قيد ازدواج با لفظ مخصوص.
در واقع طلاق مهمترين عامل از هم گسيختگي ساختار بنيادي ترين بخش جامعه، يعني خانواده است. طلاق پديده اي است قراردادي که به زن و مرد امکان مي دهد تا تحت شرايطي پيوند زناشويي خود را گسيخته و از يکديگر جدا شوند.

ابعاد طلاق
«پل بوهانون» معتقد است که طلاق مسأله غامضي است که همزمان شش بعد را در نظر مي گيرد. وي اين شش بعد را «شش وضعيت طلاق» مي نامند که عبارتند از :
1- طلاق عاطفي: زن و شوهر عواطف خود را از يکديگر دريغ مي دارند و روي از هم بر مي تابند، زير اعتمادشان به يکديگر و جذابيتشان براي هم به پايان رسيده است.
2- طلاق اقتصادي: وقتي خانواده اي از هم مي پاشد، تصفيه اقتصادي يعني تقسيم اموال و دارايي آنها در دو سهم ضرورت پيدا مي کند.
3- طلاق قانوني: در دادگاه پايان رسمي ازدواج و همراه آن شرايط اجازه ازدواج مجدد براي طرفين اعلام مي گردد.
4- طلاق توافق والدين: تصميماتي که درباره حضانت فرزند، ديدار بعدي آنان، مسئوليتهاي هر يک از والدين از نظر مالي و تربيت کودکان و
اتخاذ مي گردد.
5- طلاق اجتماعي: تغييراتي است که در رابطه با دوستان و آشنايان اتفاق مي افتد. بدين معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پيدا مي کنند، هر يک به گونه اي واکنش نشان مي دهند.
6- طلاق رواني: وقتي ازدواجي گسسته شد، احساس همدلي از بين مي رود و مفهوم «خود» تغيير مي کند. در اينجا طرفين بايد درک کنند که ديگر هيچ کدام از آنها يک پيوند را تشکيل نمي دهند؛ زير هر يک خود را تنها مي بيند و اين تنهايي براي هر يک از آنان يک «ضربه» است.

علل و انگيزه هاي طلاق
امروزه ديگر نگرش هاي منفي نسبت به طلاق در کشورهاي مختلف دنيا کاهش يافته است و شايد به جرات مي توان گفت که مهمترين عاملي افزايش ميزان طلاق در کشورهاي مختلف دنيا، پذيرش اجتماعي روز افزون وقوع آن است.
شرايط نامساعد ازدواج و تشکيل زندگي مشترک بر اساس موارد غيرمعقول و غيرمنطقي از آغاز «طلاق» را در بطن خود دارد، به نحوي که وقوع آن را از همان ابتدا قابل پيش بيني است و حتي اگر به عللي زندگي زناشويي تداوم يابد و به انحلال خانواده منجر نشود، مصداق اصطلاح «سوختن و ساختن» را در بردارد؛ زير معيارهاي همسرگزيني و شرايط تحقق ازدواج در اکثر موارد عقلايي نبوده و انتخاب همسر مبتني بر تحميل پدر و مادر، مصلحت انديشي، شناختهاي ابتدايي، نه عميق و کافي و علايق آني و زودگذر بوده است.
چه عواملي طلاق را دامن مي زنند و يا به احتمال وقوع آن کمک مي نمايند؟
اگر بخواهيم عوامل ايجاد طلاق و علل افزايش آن را برشماريم، مي توان به طور خلاصه به موارد زير، اشاره کرد:
1- كاهش قباحت طلاق در بين افكار عمومي
2- ازدواج در سنين پايين بويژه در مناطق شهري
3- کوتاه بودن مدت آشنايي قبل از ازدواج و يا بالعکس (دوران طولاني عقد)
4- زندگي در خانواده هايي که در آنها، والدين ازدواج موفقي نداشته اند.
5- عدم تاييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان.
6- عدم شباهت محلي و فرهنگي در سوابق زندگي زوجها.
7- داشتن مذهب متفاوت.
8- داشتن عقايد و ديدگاهاي متفاوت مذهبي، اجتماعي و سياسي.
9- عدم تفاهم زن و شوهر نسبت به ايفاي نقشها و وظايف خود و عدم توافق اخلاقي و ناسازگاريهاي جنسي.
10- ظاهر شدن تدريجي مشکلات مالي که ممکن است قسمتي از آن از هزينه هاي جشن و مراسم ازدواج ناشي شود، طبعاً قسمت ديگر فشارهاي مالي به افزايش هزينه هاي زندگي پس از ازدواج، مخصوصاً با تولد فرزند يا فرزندان، ارتباط دارد.
11- عدم علاقه و احتمالاً کراهت طرفين از همديگر، مثل ازدواج هاي فاميلي، مصلحتي و تحميلي که به تدريج ظاهر مي شود.
12- رواج دوستيهاي به اصطلاح خياباني (عدم شناخت كافي از جنس مخالف. زيرا دوستيها سطحي است و دو طرف خيلي از مسائل را با هم مطرح نمي كنند.)
13- تشريفات ازدواج ، سنت هاي افراطي و تفريطي.
14- فقدان سيستم هاي حمايت اجتماعي مثل وجود اعضاء خانواده آگاه.
15- نبود سيستم مشاوره مناسب (فقدان افراد متخصص در رشته مشاوره خانواده). فقدان دوستان آگاه و دلسوز.
16- بيماري رواني شديد يكي از زوجين مثل وسواس، سوء ظن.
17.برطرف نشدن نياز جنسي زوجين(كه ممكن است باعث اعتياد، روابط جنسي خارج از سيستم خانواده ، مشكلات جسمي و رواني زوجين و در نهايت منجر به طلاق شود)
18- دخالت ديگران بويژه خانواده ها که هر چند معمولاً نوعي مصلحت انديشي است، اما معمولاً برچسبهاي «مادرزن»، «مادرشوهر»، «پدرزن»، «پدرشوهر» و مانند آن، اين راهنماييها را به لباس مبدل نشان مي دهد و مايه رنجش زن و شوهرهاي جوان مي شود که گاه طلاق از پيامدهاي آن است.
19- سوءظن، عدم تمکين، عدم پاي بندي به مذهب، اعتياد، زياده طلبي و فزون خواهي، انتخاب نادرست اوليه، کمي سن ازدواج، ناآگاهي و بيسوادي، تفاوت فرهنگي، ازدواج مجدد، بيکاري، نداشتن مسکن، اعتياد
وجود همسر جديد، خشونت و بد رفتاري مردان، دخالت هاي ديگران و اختلاف در تعيين محل زندگي نيز ممکن است در افزايش ميزان طلاق موثر باشد.
20- عوامل ديگري از جمله : فحشاء و روابط جنسي خارج از سيستم خانواده، بي خانماني و فقر، عدم شناخت كافي از همديگر در قبل از ازدوج، نبود آموزش هاي مناسب قبل از ازدواج، عدم مشورت با والدين و استفاده نكردن از تجارب آنها، بالا رفتن سطح توقعات افراد، عدم درك تفاوت هاي همديگر توسط زوجين، عدم وجود بلوغ فكري، نبود روحيه از خود گذشتگي و ايثار در بين زوجين مطلقه، احساس رقابت با همديگر تا رفاقت در بين زوجين مطلقه، ضعف اعتقادات مذهبي (خشونت عليه زنان، عدم صبر و تحمل) ، عدم تلاش براي اصلاح امور، عدم درك متقابل، ترک زوج يا زوجه از منزل، عقيم بودن مرد و نازايي زن، مرد سالاري، ناهمگوني فرهنگي و اقتصادي، عوامل اقتصادي مانند مد گرايي و اسراف زن، نبودن فرهنگ مذاکره و گفتگو، اختلاف سني زياد و ازدواج با صاحبان مشاغل پر اهميت و
مي تواند به افزايش احتمال وقوع طلاق کمک کند.

عواقب و پيامدهاي طلاق
به جرأت مي توان گفت که طلاق بيشتر تاثير مخرب را بر روي فرزندان دارد و تأثير مستقيم آن تزريق عواطف رنجور از جمله ترس، خشم، گيجي و بهت‌زدگي براي کودکان است. اما طلاق عواقب و پيامدهاي شومي براي جامعه و پديده هاي رواني و اجتماعي رقم مي زند که از جمله اين عواقب مي توان موارد زير را اشاره کرد:
1- بزهکاري کودکان و نوجوانان، ناسازگاريها و رفتارهاي ضد اجتماعي آنان.
2- فحشا بويژه در نتيجه فقر و ناآگاهي.
3- اعتياد زنان، مردان و کودکان و استفاده از کودکان در توزيع مواد مخدر و ديگر فعاليتهاي غيرمجاز.
4- پرخاشگري و ناساگازي کودکان، فرار از منزل و ولگردي آنان.
5- افت تحصيلي، خودکشي زن يا شوهر و حتي کودکان.
6- کاهش ميل به ازوداج در ديگر افراد خانواده بويژه بچه هاي طلاق.
7- اهمال و مسامحه والدين در تعليم و تربيت فرزندان، ايجاد آسيبهاي رواني و اجتماعي براي آنان.
8- فرزندان پسر طلاق در همانندسازي مردانه دچار اشکالات زيادي خواهند شد و در بسياري از موارد تمايلات هم جنس گرايانه از خود بروز مي دهند و اتکاي به نفش آنان نيز به شدت کاهش مي يابد.
9- ميزان افسردگي و خودکشي در بچه هاي طلاق رو به افزايش است. آنها خيلي بيشتر از ديگر همسالان خود مورد سوء استفاده جنسي قرار مي گيرند و بي بندوباري و اعتياد نيز در ميان آنها شيوع بيشتر پيدا مي کند.
10- بچه هاي طلاق در بيشتر مواقع نمي توانند ثبات هيجاني و عاطفي خود را به دست بياورند. از آنجا که هسته مرکزي شخصيت افراد به نظر بسياري از پژوهشگران روانشناسي در دوران کودکي شکل مي گيرد، اين گونه کودکان در بسياري از موارد دچار اختلالات شخصيتي خواهند شد.
11- بچه هاي طلاق آينده خوبي را براي خود تصور نمي کنند و اطمينان خود را به ارکان زندگي از دست مي دهند و از آنجا که عدم توجه خانواده را به مسايل و نيازهاي خود لمس مي نمايند، در آينده نسبت به افراد پيرامون خود و در مقياس بالاتر، اجتماع، به نوعي بي اعتنايي و بي توجهي کشيده مي شوند.

عملکردهاي والدين بعد از طلاق در قبال فرزندان
متاسفانه اغلب بچه ها در قبال طلاق که يکي از پيامدهاي ناگوار و تلخ زندگي است، صدمه ديده و حتي گاهي خود را در اين امر مقصر و محکوم مي بينند. لذا والديني که قصد از هم گسيختگي خانواده خود را دارند، قبل از اينکه از هم جدا شوند، بايد به پيامد ناگوار و تلخ طلاق در کودکان خود توجه داشته باشند و اين پيام ها را به خاطر بسپارند:
1- بدرفتاري با کودکان و نوجوانان، شخصيت آنان را متزلزل مي سازد.
2- طرح اختلافات و مشاجرات در حضور کودکان به سلامت رواني آنان آسيب مي رساند.
3- والدين بايد بدانند، سلامت رواني کودک در گروي تربيت هماهنگ آنان است.
4- بدرفتاري زن و شوهر با يکديگر، پيوندهاي عاطفي آنان را سست و کودکان را دچار اضطراب و افسردگي مي کند.
5- والدين خوب کساني هستند که غم و شادي فرزندانشان برايشان بسيار مهم و تعيين کننده خط مشي و راه و روش و طرز برخورد آنان باشد.
6- فرزندان، دوست داشتن را از پدر و مادر ياد مي گيرند. پدر و مادرها بايد فراموش نکنند که خودشان نيز روزي کودک بوده اند.
عملکرد والدين بعد از طلاق در قبال فرزندان اشان چيست؟ به عبارت ديگر آنها چگونه مي توانند عليرغم طلاق، فرزندان خود را کمک کنند تا قبل از اينکه فرزندان دچار صدمات جدي روحي و رواني گردند، آينده خوبي را براي آنها رقم زنند؟
بايد توجه داشت که طلاق به‌خصوص بر کودکان در دوران ابتدايي تحصيل تأثير عميق‌تري مي‌گذارد. حس عدم امنيت کودکان را به‌شدت آزار مي‌دهد و آنها از بازگو کردن شرايط خانوادة خود احساس شرمساري دارند. حتي پس از مدتي ممکن است که بچه‌ها خود را سرزنش کنند. در اين باره، واکنش بچه‌ها متفاوت است. برخي غم و درد نهان خود را ابراز مي‌کنند و بعضي ديگر آن را پنهان مي‌کنند.
از عملکردهاي والدين بعد از طلاق در قبال فرزندان مي توان موارد زير را برشمرد:
- والدين بايد به بچه‌ها کمک کنند تا عواطف خود را ابراز کنند. چه از طريق بيان و با از طريق نوشتن، نقاشي کردن و يا حتي از طريق موسيقي.
- به عواطف بچه‌ها احترام بگذارند.
- به بچه‌ها اطمينان دهند که احساسات آنها طبيعي است.
- تا آنجا که ممکن است علل جدايي را براي بچه‌ها توضيح دهند تا آنها دريابند که طلاق به‌علت تقصير آنها صورت نگرفته است.
- اگر امکان دارد فرزندان خود را با بچه‌هايي که تجربة مشترکي دارند آشنا سازند تا آنها بفهمند که تنها نيستند.
- اگر امکان دارد بچه‌هاي خود را با گروه‌هاي درماني مخصوص طلاق آشنا سازند.
- تا آنجا که ممکن است عناصر تنش‌زا را براي کودکان کم کنند.
- به بچه‌ها پيرامون آيندة زندگيشان اطمينان دهيد: مثلاً چه کسي از آنها مراقبت مي‌کند و يا کجا زندگي خواهند کرد.
- به بچه‌ها اطمينان دهند که آنها را دوست دارند و از آنها مراقبت و حمايت خواهند کرد.
- از بچه‌ها نظر بخواهند و حمايت‌هاي خود را به‌شکل مداوم و با ثبات تکرار کنند.
- راه‌هاي سالم ابراز خشم را به کودکان آموزش دهند (مثلاً در ميان گذاشتن، ورزش و يا کارهاي هنري).
- با راه‌هاي ناسالم ابراز خشم (زد و خورد) مقابله کنند و در پيش گرفتن راه‌هاي سالم را تشويق کنيد.
- به بچه‌ها ياد دهند چگونه با بچه‌هاي ديگر رفتار کنند.
- معلمان و ساير مددکاران ار از وضعيت طلاق مطلع سازند تا آنها نيز به کمک بچه‌ها بشتابند.

عواملي که به کاهش احتمال وقوع طلاق کمک مي کند؟
همان گونه که به عوامل و انگيزه هاي طلاق اشاره کرديم، به عوامل کاهش طلاق نيز خواهيم پرداخت.
نکته اي که ذکر آن در مورد عوامل کاهش احتمال وقوع طلاق، مهم است، اين است که اگر با عوامل و انگيزه هاي بوجود آورنده طلاق آشنا شويم، براحتي مي توان «علاج واقعه قبل از وقوع» کرد.
اما در حالت کلي مي توان عواملي از جمله موارد زير را براي کاهش احتمال قوع طلاق در جامعه نام برد:
1- ازدواج در سن 25 و بالاتر براي مردان و 20 و بالاتر براي دختران.
2- مدت زمان لازم براي شناخت طرفين قبل از ازدواج به ويژه در شهرها (دوران بعد از عقد تا عروسي بايد حداقل 6 ماه و حداکثر يک سال طول بکشد، چرا که اين مدت زمان کافي است تا طرفين از هم شناخت کافي کسب نمايند.)
3- زندگي در خانواده هايي که در آنها، والدين ازدواج موفقي داشته اند.
4- تاييد ازدواج توسط خانواده، خويشاوندان و دوستان.
5- شبيه بودن سوابق زندگي زوجها.
6- دارا بودن مذهب يکسان.
7- شرکت در مراسم و مناسک مذهبي.
8- توافق زن و شوهر نسبت به تعهدات و نقشهاي خود

 

 

 

 

منابع: مبانی جامع شناسی:بروس کوئن ترجمه:غلام عباس توسلی و رضا فاضل.

                  جامعه شناسی عمومی :سید علی محمد نقوی(دانشگاه تربیت معلم)