طرح درس سالانه عربی 3ریاضی /تجربی

 

طرح درس سالانه    عربی3  ریاضی/ تجربی   سال تحصیلی 9۱-9۰             

گروه عربی 

ماه

هفته

اهداف کلی

درس

اهداف جزئی

ارزشیابی

مهر90

 

اول

 

مرور قواعد عربی 2

 

*یاد آوری تجزیه اسم 

*یادآوری تجزیه فعل

*یاد آوری تجزیه حرف

*یاد آوری ترکیب در

عربی 1و2

* یاد آوری صرف فعل ماضی /مضارع /امر

 

 

دوم

 

صحیح ومعتل

 

1

الهی الهی فقیر اتاک

 

 

آموزش فعل صحیح

*آموزش فعل ماضی مثال وصرف آن 

*آموزش فعل مضارع مثال  وصرف آن 

*آموزش فعل امر مثال  وصرف آن      

 

 

*پرسش کلاسی

*ترجمه درس1 با کمک دانش آ موزان

 

 

 

سوم

 

معتل

( اجوف )

1

الهی الهی فقیر اتاک

 

 

 

*آموزش فعل ماضی اجوف وصرف آن 

*آموزش فعل مضارع اجوف وصرف آن 

*آموزش فعل امر اجوف وصرف آن     

 

 

*پرسش کلاسی

ازترجمه درس یک وفعل مثال

 

چهارم

معتل

(مثال و اجوف )

 

 

 

 

 

 

 

 

حل تمارین درس اول

 

 

آزمون ماهیانه

 

 

آبان90

اول

معتل

( ناقص )

2

شمس العداله

*آموزش فعل ماضی ناقص

 

 

 

 

*پرسش کلاسی

ترجمه درس دوم باکمک دانش آموزان

دوم

معتل

( ناقص )

2

شمس العداله

 

*آموزش فعل مضارع ناقص

*آموزش فعل امرناقص

*آموزش فعل های مزید   ناقص موجود در کتاب

 

 

*پرسش کلاسی

 

 

سوم

 

 

حل تمارین درس

بررسی فعلهای معتل موجود در متن  درس 1و2

آزمون ماهیانه

 

 

چهارم

 

انواع مفعول

(به / مطلق / فیه )

 

سنریهم آیاتنا ...

 

*یاد آوری مفعول به

آموزش فعل های دو مفعولی

*آموزش مفعول مطلق وانواع آن

*آموزش مفعول فیه   

 

 

*پرسش کلاسی

*ترجمه درس3 به کمک دانش آ موزان

آذر90

اول

 

انواع مفعول

(به / مطلق / فیه )

 

سنریهم آیاتنا ...

 

 

حل تمارین درس سوم

*بررسی انواع مفعول در متن در سوم  

*پرسش کلاسی

 

 

دوم

 

 

 

 

بررسی قواعد درس 1تا3در متون  

 

برگزاری آزمون ماهیانه

 

 

 

سوم

الحال

4

ام الشهداء

 

*یاد آوری جامد ومشتق

 

 

*ترجمه درس4 با کمک دانش آ موزان

 

 

 

چهارم

 

الحال

4

ام الشهداء

*آموزش حال  و انواع آن

*آموزش صاحب حال ونقش آن در جمله 

 

پرسش کلاسی

دی90

 

اول

 

 

 

 

حل تمارین درس 4

* حل نمونه سوالات امتحانی

*آموزش شیوه تجزیه وترکیب برای نوبت اول

*پرسش کلاسی

*بررسی حال در متن درس 4

دوم

امتحانات نوبت اول

 

 

 

سوم

امتحانات نوبت اول

 

 

 

چهارم

امتحانات نوبت اول

 

بهمن90

 

اول

 

تمییز

 

5

طلائع النور

*آموزش تمییز وانواع آن

*بررسی تمییز های موجود در متن درس 5

 

ترجمه درس 5 با کمک دانش آموزان  

 

دوم

 

تمییز

5

طلائع النور

 

حل تمارین درس 5

 

*پرسش کلاسی

 

 

 

سوم

 

 

 

 

بررسی حال و تمییز در متن درس 5

 

آزمون ماهیانه

 

 

چهارم

 

الاستثناء

 

 

اغتنام الفرصه

 

 

*آموزش استثناء و انواع آن

 

ترجمه درس6 باکمک دانش آموزان

 

اسفند۹۰

اول

 

الاستثناء

 

 

اغتنام الفرصه

 

*حل تمارین درس 6

 

 

پرشس کلاسی

 

دوم

 

 

 

 

*بررسی انواع استثناء در متن درس 6 

 

 

آزمون ماهیانه

 

سوم

المنادی

 

7

علیکم بالقرآن

 

*آموزش منادی وانواع آن

*آمو زش حروف ندا 

*پرشس کلاسی

*ترجمه درس 8 باکمک دانش آموزان

 

چهارم

 

 

 

 

 

 

 

 

آزمون ماهیانه

 

فروردین91

 

اول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعطیل

 

 

 

دوم

 

 

 

 

 

تعطیل

 

 

سوم

المنادی

7

علیکم بالقرآن

*آموزش انواع حرف ((واو))

*آموزش فعل مضاعف     

 

 

 

 

 

چهارم

 

 

*حل تمارین درس هفتم

 

*بررسی انواع مندا درمتن درس 7

 

 

 

 

پرسش کلاسی

اردییبهشت91

اول

 

 

 

 

 

*آموزش تجزیه در دوره دبیرستان

*حل نمونه سوال امتحان نهائی

 

 

 

 

پرسش کلاسی

 

دوم

 

 

*حل نمونه سوال امتحان نهائی

 

پرسش کلاسی

 

 

سوم

 

 

 

برگزاری آزمون از کل کتاب جهت آمادگی  دانش آمران برای امتحان نهائی 

 

چهارم

 

 

*رفع اشکال دانش آموزان

*حل نمونه سوال امتحان نهائی

 

 

 

 

 

 

اهمیت شعر متنبی در زبان عربی

             اهمیت  شعرمتنبی                                                                                                                  

 مدح :

متـنبی نزدیک به پنجاه تن را مدح گفته که مهمترین آنان عبارت اند از:بدر بن عمار اسدی، ابوالعشائر حمدانی، سیف الدوله، کافور و عضدالدوله.

وی در مدایح خود فضایلی چون کَرَم، شجاعت، رجاحت عقل، وسعت ادراک، قوت حزم، حسن تدبیر، نواخت دوستان و سرکوبی دشمنان را ستوده است. بعضی از ممدوحان وی چون سیف الدوله به حق درخور این اوصاف بودند.

 

وی مدایح خود را با تغزلی آغاز نموده وسپس به مدح گریزمی زند، ولی هنگامی که دچار هیجانات روحی می شود، تغزلش اندک و بیرنگ می شود. هرچند شاعر در مدایح خویش اسلیب کهن را اختیار می کند ولی با استفاده از نبوغ، وسعت درک و قدرت الهام خویش، همواره جانی تازه در آنها دمیده، جامه ای زیبا بر تن آنها می پوشاند.

* عـتاب:

متنبی، عتاب را در لابلای مدایح خود آورده است. وی در عتابهایش فضایل خویـش را می شـمارد و به آنها می بالـد و از عـتاب شونـده می خـواهـد  در شیوه اش تجدید نظر کند، ولی با او سخن درشت نمی گوید، بلکه هنوز به مودّت اوامید می بندد.

* رثاء:

متنبی به سبب نداشتن عاطفه و کثرت حوادثی که در زندگی خود دیده است، شیوه نوحه سرایی را از یاد برده است. از اینرو برای پوشاندن ناتوانی خود، به آوردن کـلمات حـکمت آمـیز می پـردازد و یا به سـتایش فـقید و خاندانـش زبان می گشاید و گاه گاه کار رابه مفاخرت می کشاند و نکوهش دشمنان می کشاند.

با این همه در رثای دوستان واقعی بند بند وجودش به لرزه می افتد و اندوهی عمیق بر سراسر شعرش موج می زند.

* وصف:

از آنجا که متنبی شیفته قدرت است بیش از همه به وصف جنگ پرداخته است. وی در وصف جنگ هجده قصیده دارد و در این قصاید وصف را با داستان پردازی ، غنا و حماسه به هم آمیخته است وچون در بیشتر نبردهای سیف الدوله  بارومیان حضور داشته است و    

 صحنه های هولناک جنگ را به شکلی ماهرانه مجسم نموده، خواننده را به فضایی آکنده از گرد و غبار، برق شمشیرها، چکاچاک سلاح ها، نعره دلاوران و دریای مواج خون می برد.

* هجاء:

روح بزرگ متنبی در فضای مجد و شکوه پرواز میکند و از هجا بیزار است. ولی گاهی خشمگین گشته، سینه اش چون آتشفشان می خروشد و گدازه های خود را به هر سویی    می افکند. هجوهای متنبی در واقع تنفری است که از رذالتها و فرومایگی های معاصرانش ابراز می دارد. متنبی از آن کسان نیست  که با دشمنانش مدارا کند، بلکه یکباره همه تیرهایش را حواله او میکند. وی کافور، ضبّه و ابن کَیِِْغَـلَغ را چنان چنان بدنام ساخته که تا ابد از ننگ آن بیرون نخواهندشد.

* فخر:

ابوالطیب در تمام حالات بر خود می بالد، خواه مرثیه بگوید، یا مدح یا هجا یا تغزل یا شکوائیه و این امر از او عجیب نیست؛ زیرا در عالم وجود برای خود همانندی نمی شناسد. متنبی چندان به خاندان و اقوام خود نمی بالد؛ زیرا در میان آنان کسانی را که درخور یادآوری باشند را نمی یابد، از این رو همواره خود را مفخر قوم خود می شمارد.

* غـزل:

متنبی غزلیاتش را در آغاز قصیده می آورد و به طور کلی چندان شور و احساسی ندارد. آنچه در غزلش جلب نظر می کند این است که شاعر، زن را باجنگ می آمیزد، معشوق او تن به عشق او نمی دهد و او خود را چنان تصور می کند که برای دست یافتن به او در گرداب نبردی سخت و سهمناک درافتاده است و گاه نیز جنگ را چون معشوقه ای می پندارد که فریفته جمالش شده است.


                                                                 «گروه زبان وادبیات عربی ناحیه 1 »

اطلا عیه  گروه عربی

                                          باسمه تعالی

سلام علیکم

با احترام به اطٌلاع کلیه همکاران گروه عربی می رسانیم که تیتر سوالات  ( خرداد و شهریور  ۹۱) روزانه وشبانه 

حتما بصورت فارسی  تایپ شود .

 

        گروه عربی ناحیه ۱

 نتیجه ی آ زمون عربی 2 رشته ی ادبیات و علوم انسانی

 

                        باسمه تعالی

نفرات برتر آزمون عربی ۲ رشته ی ادبیات و علوم انسانی به شرح زیر اعلام می گردد:

۱- ریحانه سادات احمد میری                    دبیرستان شرافت

۲- نسترن علیزاده                                 دبیرستان حجاب ۲

۳- مینا غنی زاده                                  دبیرستان شرافت 

نتیجه ی آزمون علمی عربی 2 رشته ی ریاضی و تجربی

                                  باسمه تعالی

نفرات برتر آزمون عربی ۲ رشته ی ریاضی و تجربی به شرح زیر اعلام میگردد:

۱- علی رضا قایمی      دبیرستان شهید قریشیها        از رشته ی ریاضی

۲- نیما حاجی زاده      دبیرستان شهید سلطانی ۱      از رشته ی تجربی

۳ - پریسا بیشه          دبیرستان فرهنگ آ موزش     از رشته ی تجربی  

زبان عربی واهمیىت آن

  • زبان عربی گذشته از پیوند هزارو چند ساله اش با زبان فارسی ، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب برسی شود . تا دوره های ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن ، کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود.عربها واژه ادب رادرمعانی مختلفی به کار می برند ، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی ( مأدوبه ) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم و حسن معاشرت با خواص و عوام به کار می رفت. سپس بر تهذیب نفس و آموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آنگونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی به کار می آید در بر می گرفت.

فنون ادبی عربی نیز بر دو قسم می باشند:

ادب عربی قدیم از شعر حماسی و تمثیلی خالی است. زیرا قوم عرب کمتر شهرنشین بود و بیشتر به واقعیت گرایش داشت و از این رو تخیلش بارور نشده بود. از طرف دیگر شیوه کسب روزی به وسیله شعر که در میان شاعران قوم رواج گرفت جائی برای سرودن اشعار حماسی و تمثیلی باقی نگذاشت. با این همه اگرچه ادب عربی از آثار حماسی بلند و طولانی خالی است از قصائدی که در آنها روح حماسی می باشد خالی نیست.


  • در میان اعراب شعر بیش از نثر عرصه بروز یافت و از سجع آغاز شد و به ارجوزه ها (قصیدهایی دربحررجز) رسید و از آنجا به اوزان مختلف راه یافت. دوره های ادب عربی نیز در سه نهضت منحصر می شود: نهضت جاهلی و اموی ، نهضت عباسی ، نهضت جدید.بنابر این این دوره ها از عصر جاهلیت شروع می شوند و تا ظهور اسلام و بعد از آن حمله مغول و تأثیر آن بر ادب عربی کشیده می شوند. بر اساس موشکافیهای تاریخی و ادبی و مطالعه تطبیقی زبان شناسانه باید به اصالت شعر جاهلی نظر داد. و شعر عربی پس از آن دجار تحول و دگرگونی گردید و شاعران معروفی چون امرئ القیس و زهیر و اعشی و ... پیدا شدند و هرکدام سبک و بینش خاصی داشتند و تصویر خاصی در شعر خویش نمایان کردند. باآمدن اسلام ادب و زبان عربی نیز از قرآن و اسلام تاثیر پذیرفت و ارزش و اهمیت یافت که از صورت یک زبان قومی و محلی در گوشه ای محجور از دنیا به موقعیت یک زبان مهم جهانی نایل گردید و با مشارکت موثر همه مسلمین به ویژه ایرانیان ، گسترش و دامنه ای کم نظیر یافت و آثار بیشماری در موضوعات گوناگون به زبان عربی نگاشته شد.

تاریخ ادبیات زبان عربی

تاریخ ادبیات زبان عربی

مقدمه مترجم

در میان شاعران و نویسندگانِ که به زبان عربی آثاری ارزنده به وجود آورده اند، نامهای درخشانی چون ابن مقفع و ابو نواس اهوازی و بشار طخارستانی و مهیار دیلمی و عبدالحمید و ابن العمید و صاحب بن عباد و قابوس، مقامی بس والا دارند.
از دیرباز، شاعران ما، اشعار اعراب جاهلی را می خواندند و آنان که دیوان شعر تازیان را از بر داشته اند، بر کسانی که حتی قصیده عمرو بن کلثوم را خواندن نمی توانسته اند، مفاخرت می کرده اند و تا بگویند که دهانشان پر از عربی است، خود را به شحبان وائل و حسان بن ثابت تشبیه می کرده اند، و شاگردان آرزو می کردند که کاش فرزدق و زهیر و رؤبه و کمیت و اخطل و بشار و ابن رومی ابن معتز و ابن هانی و دعبل و امرؤالقیس و طرفه و نابغه... در زمان آنان می بوده اند و شعر استادانشان را می شنیدند.
بعضی نیز قصائد خود را به قصائد آنان تشبیه می کردند و در برابر "اماصحا" ی تازی، "اماصحا"ی پارسی می ساختند. یا مضامین حکمی و مدحی ابوتمام و متنبی را در لابه لای شعر خود درج می کردند ، یا در قصائد خود ترکیباتی جون "سجنجل ترائب" و"معقد عقایص" می آوردند و چون اعراب بادیه نشین بر ربع و اطلال و دمن زاری می کردند و به نام برخی از عرائس شعر عرب چون سلمی و لیلی غزل می سرودند. افزون بر اینها قصیده بدین صورت معمول، که ابیات بسیاری را همه در یک وزن با یک قافیه می طلبد، یکی از تندیسهای شعر عرب است، زیرا چنین پدیده ای ،تنها در زبانی می تواند جامه هستی بر تن بپوشد که صدها کلمه هموزن و هم روی در آن یافته شود، و از آن پس که واژه های عربی در زبان فارسی راه یافتند قصیده هم با همان ترکیب و ترتیب و برای همان اغراض و مقاصد که در تازی وجود داشت، در زبان فارسی هم به وجود آمد.
از این سو نیز چنین بود. آن بزرگان که در آغاز از آنان یاد کردیم حاملان فرهنگ کرامند و پر بار قوم ایرانی به درون زندگی اجتماعی و ادبی اعراب بودند. ابونواس اهوازی و بشار طخارستانی، در شعر عرب، سبکی نو آوردند و آن سنت قدیم را در آغاز قصائد که باید شاعران خود و یارانشان به خرابه های منزل معشوق بایستند و اشک بریزند و ویرانه ها را ندا دهند، عیب گرفتند و خود نیز آن را فرو گذاشتند. عبدالحمید شیوه ای نو در کتابت آورد که برخی آن را شیوه ایرانی می خوانند. یعنی در برابر آن نثر موجز که از عصر جاهلی به ارث رسیده بود، راه تفصیل را پیش پای نویسندگان نهاد. از این رو او را آغازگر نثر عربی می دانند.
هزاره ای را پشت سر می نهیم و به عصری که آن را عصر نهضت می گویند می آییم.می بینیم باز هم در آن جنبش و تلاش ، برای راه یافتن به آفاق نوین میان شعر و نثر عربی و فارسی رابطه ای برقرار است و گویی که هر دو گروه در پی یک مقصود و در راه یک مقصد اند.پس عجبی نیست اگر بهار ما در مرگ زهاوی آنها سوگنامه می سراید.این رابطه دیرساله، میان ادبیات ما و ادبیات زبان عربی، ایجاب می نمود که در میان این همه آثار ارزنده ای که به قلم اهل تحقیق در زمینه تاریخ ادبیات ایران و ملتهای دیگر نشر یافته، جای کتابی در تاریخ ادبیات زبان عربی نیز خالی نماند. آنهم کتابی نه به صورت تذکره شاعران، بلکه به شیوه امروز، آمیخته با نقد و تحلیل. و بنده را همواره چنین اندیشه و آرزوئی بود. و چون از تالیف عاجز آمد به ترجمه پرداخت و کار تالیف را بر عهده اهل تحقیق نهاد.
مباحث تاریخ ادبیات زبان عربی، به شیوه امروزی اش را در میان قوم عرب جرجی زیدان، با انتشار کتاب "تاریخ آداب اللغة العربیة" آغاز نمود و پیش از او در مغرب زمین خاورشناسانی چون بروکلمان در این زمینه آثاری گرانقدر پدید آورده بودند.
مسلم است که از اوایل قرن سوم هجری به بعد کتباهایی چون "طبقات الشعراء" محمد بن سلام الجمعی و "طبقات الشعراء" ابن المعتز و "الشعر و الشعراء" ابت قتیبه و "یتیمة الدهر" ثعالبی و "خرائد القصیر" باخرزی و"الاغانی" ابوالفرج اصفهانی و "معجم الادباء" یاقوت حموی و دهها اثر دیگر پدید آمده است. ولی آنها بیشتر تذکره شعرا هستند و چون نظائرشان در زبان فارسی، به عنوان منابع و مآخذ تاریخی این قرن درخور اعتنا و اعتبارند.
از آغاز قرن بیستم تا به امروز هم جز کتاب جرجی زیدان در کشورهای عربی دهها کتاب دیگر در این باب تالیف شده است. چون "تاریخ الادب العربی" احمد حسن الزیات و "تاریخ آداب العرب" مصطفی صادق الرافعی و " من تاریخ الادب العربی" طه حسین و آثار ارزنده شوقی ضیف و "تاریخ الادب العربی" حنا الفاخوری و "تاریخ الادب العربی" عمر فروخ. در این میان کتاب حنا الفاخوری از مزایای خاصی برخوردار است. مثلا کتاب احمد حسن الزیات برای دانش آموزان نوشته شده و در عین اختصار از نقد و تحلیل چندان سرشار نیست، کتاب مصطفی صادق الرافعی، در سه جلد، بیشتر مباحث ادبی را در بر دارد، تا تاریخ ادبیات را و آنچه از تاریخ ادبیات آورده به همان قرون نخستین بسنده کرده است. کتاب شوقی ضیف که تا کنون چهار جلد آن منتشر شده تا آخر عصر عباسی را در بر دارد، و "تاریخ الادب العربی" عمر فروخ ـ در سه جلد ـ که شرح حال و اشعار کثیری از شاعران و ادیبان را در بر دارد، بیشتر حاوی تراجم احوال و نمونه های اشعار است تا بحث و نظر، مؤلف علاوه بر این به جنبه های دیگر چون علوم و فنون نپرداخته است. اما کتاب جرجی زیدان ، آنچنان فصل بندی بدی دارد که یافتن مطلبی در آن ـ البته با قدری مبالغه و مزاح ـ چون یافتن گوهری در سنگلاخ است.
با این تفاصیل ، مترجم برای خوانندگان هموطن که می خواهند از تاریخ ادبیات این زبان از عصر جاهلی تا قرن معاصر آگاهی نسبتاً گسترده ای داشته باشند، کتاب حنا الفاخوری را برگزید و پس از مشورت با برخی از ارباب بصیرت این نظر توقیع تایید یافت.
شمار شاعران و نویسندگانی که در این کتاب به تفصیل آمده از آنچه دیگران آورده اند کمتر است و نویسنده محقق آن برای شناساندن آن گروه که بر این صحنه نقش مؤثری داشته اند و منشا اثر و خالق آثاری در خور بوده اند، بیشتر مایه گذاشته و به تحقیق و تفحص پرداخته و کوشیده است تا زوایای ذهن آنان را بکاود و در اعماق فکرتشان خوض کند. بنابراین آن دسته دیگر را که در تحول و تطور و تکامل این فن نقشی مؤثر نداشته اند، اگر به فراموشی نسپرده باشد به اختصار برگزار کرده است. به راستی با وجود خورشیدهای تابنده ای چون امرؤالقیس و بشار و ابوناس و بحتری و ابوتمام و متنبی و شوقی چه جای این یا آن نظم باف مقلد است؟ که در پیش شمع افق چراغدان ثریا به خاموشی گراید.
مؤلف در این کتاب ، پس از ذکر مقدماتی، سراسر تاریخ ادب عربی را به شش دوره تقسیم کرده است: عصر جاهلی، عصر خلفای راشدین و اموی ، عصر عباسی در شرق، عصر عباسی در غرب، عصر مغول و ترک و عصر نهضت.
آنگاه هر دوره را به چند باب و هر باب را به چند فصل بخش نموده است. از مبانی تقسیم او، یا عوامل پدید آمدن سبکهای جدید نظم و نثر، حوادث و انقلابات عظیم اجتماعی است. مثلا، ادبیات در عصر پیامبر (ص) و خلفای راشدین صبغه مبارزه جویی دارد و جز به فتوحات و جهاد نمی پردازد. ولی در سالهای بعد، به علت ثروت و به دنبال آن رفاهی که در جامعه پدید آمده به سوی لهو و عزل می گراید که شعر زهد و طامات عکس العمل آن است. در اوایل روی کار آمدن بنی امیه و پیدایش احزاب چون شیعه و خوارج و زبیریان و امویان، وجهه مشخص شعر وجهه سیاسی می شود. اما در هر حال جانب سنتگرایی را فرو ننهاده است. دوره نوآوری و تجدد، با روی کار آمدن عباسیان آشکار می شود، زیرا تمدن ایرانی از یک سو و علوم و معارف نوین که به برکت مترجمان از سریانی و پهلوی رد همه جا راه یافته، خواه و ناخواه شعر را نیز در زیر تاثیر خود دارد. ولی این دوره تجدد بیش نمی پاید که دوره بازگشت و واکنش را آغاز می شود، یعنی عکس العمل در برابر آنهمه نوگرائی و نوجوئی. مثلا وجود بشار و ابونواس به ظهور ابوتمام و بحتری می انجامد و حاصل نبرد میان آن دو پدیده دوره استقرار و حرکت به سوی جمود را در پی دارد.
مؤلف این جدال و آویز را به نحوی مستدل، با ذکر شواهد و با نقد و تحلیلی شافی، چه نیکو بررسی می کند. آنگاه به اوضاع ادبی در غرب دولت اسلامی، یعنی اندلس می پردازد.
عصر مغولها و دوره سلطه ترکان عثمانی بر سرزمینهای عربی را عهد انحطاط نظم و نثر و پستی گرفتن ذوقها و قرایح می شمارد، زیرا ادبیات جز اطناب و صنعت آفرینی و تکرار مکررات و نظیره سازیها هیچ نیست. گوئی این ظلمت انحطاط آبستن سحری است که از آن به دوره نهضت تعبیر می کند.
حنا الفاخوری سخت شیفته این نهضت است. شاید در این خوشبینی او قدری خوشباوری یا افراط باشد، یا در قضاوتهای او اگر نگوئیم مسامحه اندکی اغماض اما آنچه نابخشودنی است، این است که مؤلف کتاب نیز چون دیگر محققان معاصر عرب گوئی غافل از آن است که امام علی بن ابیطالب علیه السلام که به حق شیفته اوست، و از نهج البلاغه آن حضرت با چنان احترامی یاد می کند، نخستنی امام یکی از فرقه های عظیم اسلامی است به نام "شیعه" ، که دارای صدها و هزارها فقیه و متکلم و فیلسوف و مورخ و رجالی و اصولی و ریاضیدان و اخترشناس و شاعر و نویسنده است. تا آنگاه که از فقه یا حدیث سخن می گوید تنها به صحیح مسلم و بخاری و سنن ابوداود و ترمذی و موطا مالک اکتفا نکند و از کافی و تهذیب و استبصار و من لا یحضره الفقیه و نویسندگان آنها نیز یاد کند و مذهب شیعه امامیه و فقه جعفری را نیز در شمار آن چهار آورد.
علاوه بر این گوئی اینان نمی دانند که در این سوی سرزمینهایشان کشوری است با زبان و فرهنگی دیگر که مردمش از دیرباز یعنی از همان عصر درخشان نبوت با اسلام پیوندی استوار داشته اند، و در این باب منشا اثر و صاحب آثار بوده اند و بنابراین برای یک محقق که می خواهد در معارف عصر اسلامی تفحص و تحقیق کند، ضمن دانستن زبانهای دیگر دانستن زبان فارسی نیز ضروری است تا مجبور نگردند به جای آنکه خود مستقیماً به مطالعه کتب فارسی پردازند از نوشته های خاورشناسان استفاده کنند.
در پایان این مقال، مترجم بر این عقیده است که در ترجمه شعرها ـ که آوردن عین آنها در متن ضروری می نمود ـ ممکن است برخی لغزشها رخ داده باشد، زیرا به هنگام ترجمه انصاف ندید که مزاحم اوقات عزیز افاضل گردد. در واقع هم چنین چشمداشتی خودخواهانه و بی جا می نمود. امید است اکنون که به تفنن در آنها می نگرند، تا آنجا که میسر است از تهذیب و تصحیح دریغ نفرمایند. دیگر آنکه بهتر بود ابیات عربی و پاره ای از اعلام،اعراب می داشتند ، ولی گفتند به سبب برخی مشکلات فنی چنین اقدامی ممکن نیست. در هر حال از همه این قصورها و تقصیرها پوزش می طلبد. والسلام


عبدالمحمد آیتی
پانزدهم آذرماه سال هزار و سیصد و شصت و یک هجری شمسی

عبدالمحمد آيتى

 اعلام همایش گروه عربی

همکاران گرامی مقطع راهنمایی و متوسطه بدین وسیله به اطلاع می رساند جلسه همفکری با مولفین کتب درسی در تاریخ دوشنبه ۲۶/۱۰/۹۰ راس ساعت ۳۰/۸ صبح تا ۱۲ در محل چهار راه طالقانی کانون رشد ( اداره سابق آموزش و پرورش ناحیه ۳ ) برگزار می شود .

در این جلسه آقای دکتر اشکبوس پاسخگوی سوالات احتمالی شما و شنونده نظرات و پیشنهادات در زمینه تالیف کتب درسی جدید می باشند .

مسابقه ی علمی عربی پایه دوم علوم انسانی و ریاضی تجربی

                                       باسمه تعالی

 سلام علیکم

   گروه اموزشی عربی ناحیه 1 کرج در نظر دارد به منظور ایجاد رقابت سالم بین دانش اموزان مسابقه ای از کتاب عربی سال دوم ادبیات و علوم انسانی از ابتدای کتاب تا پایان درس۱۱و دوم ریاضی تجربی تا پایان درس ۶ برگزار نماید لذا مستدعی است مدیران محترم پس از برگزاری امتحان در سطح مدرسه

اسامی ۵ نفر از دانش آموزان سوم ریاضی تجربی و ۳نفر از دانش آموزان ادبیات و علوم انسانی برگزیده را تا مورخه ۲۰/1۱/90 به کارشناسی تکنولوژی و گروههای  

آموزشی ارسال نمایند . زمان برگزاری مسابقه در سطح ناحیه روز یکشنبه ۷/۱۲/1390 ساعت ۹

صبح میباشد داشتن رضایت نامه برای دانش آموزان به همراه نماینده ای از طرف مدرسه در روز آزمون الزامی است.

 زمان و مکان مرحله استانی و اسامی برگزیدگان  متعاقبا به اطلاع رسانده می شود

  مکان : کرج خیابان فروغی پژوهشگاه معلم 

ابن فارض

       

ابن فارض

جناب استاد حاج شیخ عبدالقائم شوشتری مکرر قضیه تحول و دگر گونی مرحوم ابن فارض را اشاره می نمودند ایشان می فرمودند مرحوم ابو حفص عمربن الفارض الاندلسی از عرفا و شعرای بزرگ عرب زبان است آغاز کار او چنین شروع می شود او می گوید کنار حوزه علمیه قاهره پیرمردی را دیدم که وضو می گیرد ولی وضوی او شرعاً باطل است از این رو به او گفتم ای پیرمرد از خدا خجالت نمی کشی که در این سن و سال هنوز وضو گرفتن بلد نیستی او برگشت و نگاه عمیقی به من کرد وگفت آنچه را تو در طلبش هستی در مصر پیدا نمی شودپرسیدم مگر در مصر دنبال چه هستم فرمود :تو در طلب انسان کامل هستی ولی آن انسان کامل ساکن مکه است اینک با حجاج بیت الله الحرام به مکه برو او را پیدا خواهی نمودو ضمناً بر اساس فقه تشیع بوده و در نظر من آن وضو باطل بوده است گفتم همه ی کاروان های حج رفته اند و من از قافله ها بازمانده ام و وقت تا اعمال حج کم است . گفت میخواهی الان تو را با طی الارض ببرم

من که هیچ وقت طی الارض نکرده بودم ، با اشتیاق تمام پذیرفتم ، سپس بازوی مرا گرفت و گفت :بسم الله الرحمن الرحیم هنا میقات (اینجا میقات است )من دیدم بلافاصله در میقات جحفه هستم به من گفت : برو احرام تهیه کن و مقداری پول نیز به من هدیه کرد من یک احرام خریدم و رسماً محرم حج تمتع شدم . تلبیه خودم را گفتم اللهم لبیک ...

دو مرتبه بازوی مرا گرفت آماده تشرف به مکه شو و چون دیر آمده ای وقت تنگ است ، این بخش راه را هم با طی الارض می رویم بلافاصله کنار مسجدالحرام حاضر شدیم.او به من گفت:«برادر ایمانی،خداحافظ، استقامت داشته باش و تا دستت به انسان کامل نرسیده، برنگرد».

  ابن فارض پانزده سال در مکه ماند، اشعاری بسیار زیبا در مناجات با رب الارباب،قاضی الحاجات حضرت حق گفته بود.سحرها جارچیان اشعار وی را خوش صدا از مناره های مسجد الحرام می خواندند و بر شور و حال زوار می افزودند. از عارف سوخته دل، دو دیوان باقی مانده،آن هم پر از اشعار عرفانی و عشقی است.از قصاید مهم او، قصیدهٔ تاىٔیه و یکی هم قصیدهٔ یاىٔیه است که مورد توجه بسیاری از بزرگان بوده است و برخی از علما نیز شرح هایی بر این قصیده ها نگاشته اند.بعد از پانزده سال فراق و دوری از وطن، انسان کامل که مظهر جمال و جلال خداست در آن عصر و این عصر، حضرت حجة ابن الحسن المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)می باشد را ملاقات کرد و نزد مردم به این مهم تصریح نکرد . فقط در اواخر عمر به فرزندش گفت:«ای فرزند این قصه رامن الان دارم برای شما نقل می کنم و فصدم این است که بگویم عارفان قضایای عجیب و اسرار آمیزی دارند».

می گوید: بالاخره در جریان مکه آن پیر را پس از پانزده سال ملاقات نمودم و لختی با او سخن گفتم و گلایه نمودم.او گفت:«احسنت! حال که موفق شدی این فیض بر تو مبارک است.اکنون وقت بازگشت به مصر است». و دوباره بازویم را گرفت و گفت:«هنا قاهره» و بعد به من وصیت کرد و گفت:«مرگم نزدیک شده است، نشانی من فلان محلهٔ فقیر نشین مصر است ، پنج الی شش نفر بیشتر مرا نمی شناسند، وقتی من مردم فقط این چند نفر را خبر کن و مرا در پشت فلان تپه دفن نما.قبل از دفن من پیر منوری از قله کوه سرازیر خواهد شد.نماز دفن مرا به او واگذار نمایید».و همین طور هم شد و این پیر عزیز خیلی زود از دست مارفت و ما هم طبق وصیت او عمل نمودیم.