باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا
نيست؟داستان ازميوههاي سر به گردونسايِ اينك خفته درتابوت پست خاك
ميگويد . باغ بي برگي خنده اش خوني است اشك آميز. در آن ، جاودان بر اسبِ
يال افشانِ زردش ميچمد ، پادشاه فصل ها، پاييز.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23:13 توسط گروه ادبیات فارسی
|