سلسله مباحثی پیرامون نظریه های جامعه شناسی

گرداورنده:معصومه آقایی کارشناسی ارشد مردم شناسی و سرگروه علوم اجتماعی ناحیه یک کرج

منابع:1- نظریه های جامعه شناسی نوشته دکتر تنهایی

2- نظریه های جامعه شناسی نوشته دکتر ادیبی ودکتر انصاری

3-نظریه های جامعه شناسی دکتر توسلی

4- زندگی واندیشه بزرگان جامعه شناسی  نوشته لوئیس کوز ترجمه محسن ثلاثی

5- مراحل اساسی در جامه شناسی نوشته ریمون آرون ترجمه باقر پرهام

   جلسه دوم : مفاهیم (انسان .جامعه وروابط متقابل آنها) در دیدگاه ایستاشناسی.

 

ایستایی شناسی :که مترادف باتحلیل سیستمی آمده به معنای مطالعه جامعه واجزاء وعناصر آن در مقطع خاصی از زمان است.در این نوع مطالعه موضوعات بدون توجه به پیشینه تاریخی وتحولاتی که در آینده ممکن است پیدا کند مورد بررسی قرار می گیرند مانند عکسی که در یک لحظه گرفته می شود  .پس این دیدگاه در حال سکون است.

0 مفاهیم (انسان .جامعه وروابط متقابل آنها) در دیدگاه ایستاشناسی.

الف))انسان در دیدگاه ایستاشناسی: هر چند که موضوع بحث جامعه شناسی جامعه است ولی این افراد هستند که جامعه را تشکیل می دهند هر انسانی در جامعه خصلتهای خاص خود رادارد ولی تمام انسانها به حکم انسان بودن دارای خصایصی کلی هستند که به طبیعت انسان معروف است پس لازم است بدانیم مکتبی که راهنمای جامعه شناس است انسان را چگونه تعریف می کند آیا برای او سرشت خاصی قائل است .آیا طبیعت انسان ساکن است یا پویا  آیا سرشت نیک دارد یابد؟

نظریه هایی در رابطه با انسان

1-دیدگاه روسو: اوطبیعت انسان را پاک وبی آلایش می داند ومعتقد است که اگر از انسان فعل ناشایست سر می زند علت آن محیط وجامعه خراب وناسالم است .

2- دیدگاه هابس:  فیلسوف انگلیسی معتقد است انسان ذاتا بد وشرور است وکنترل ومهار او وظیفه جامعه است

3-دیدگاه جان لاک: او برای انسان طبیعت خاصی قائل نیست ذهن انسان مانند کاغذ سفیدی است که فرهنگ وجامعه هر چه بخواهد می تواند روی آن بنویسد .

4-دیدگاه اسپینوزا: برای انسان طبیعت خاصی قائل است که سبب تمایز او از سایر موجودات می شود ؛.انسان دارای نیروی با لقوه است که می تواند به سمت خوبی یابدی میل کند اینکه انسان به کدام طرف حرکت کند به تشخیص واراده او برمی گردد؛ این نظر بسیار شبیه نظر اسلام است .زیرادر قرآن ذکر شده انسان می تواند هم به طرف خوبی هم به طرف بدی حرکت کند (سوره شمس ).

جامعه وجهان در نظریه ایستایی

مفهوم جامعه گرچه رو شن است اما هر کدام ازنظریه پردازان تعریف خاصی از آن دارند .

1-برخی آن را ساختی ثابت ومحیط بر انسان می دانند یعنی به اصالت جامعه اعتقاد دارند .

2-برخی جامعه را ساختی فرایندی تلقی می کنند واحاطه کامل آن بر انسان را مورد شک قرار می دهند وبه اصالت کنش اجتماعی معتقدند .

3-برخی به اصالت شخصیت اعتقاد داشته وجامعه را عبارت از نمایش فعالیت ها و اراده شخصیتها می دانند .

4-برخی به اصالت اقتصادی وبرخی بر منشهای روانی وبرخی بر کارکردهای دینی نظر دارند وهر کدام تعریف خاصی را ارائه می دهند  یعنی جامعه را نظام اجتماعی می دانند .

رابطه متقابل انسان وجامعه

موضوع جامعه شناس را در این مورد باید مشخص کنیم آیا رابطه یک جانبه است یادو جانبه؛ اگر یک جانبه است آیا انسان نقش تعیین کننده داردیا جامعه ؟اگر رابطه دو جانبه است آیا بین آنها تعادل وجود دارد یا یکی بر دیگری مسلط است؟ آیا جامعه ساختار اجتماعی دارد یا فرهنگی ؟ یا ساختار دیگری؟

پویایی شناسی اجتماعی

مطالعه وبررسی در موضوعات جامعه شناسی به لحاظ طلوع؛ رشد وغروب پدیداری آنها در پویایی بحث می شود .

در این قسمت جامعه شناس به پیشینه، وضعیت موجود وآینده مسئله ی اجتماعی می پردازد در مطالعه ی پویایی اجتماعی هر مکتبی باید به شش پرسش مهم پاسخ دهد:

1-چرایی پویایی که چرا تغییر وتحول ایجاد شده است .علل تغییر وتحول ورشد حرکات اجتماعی بررسی می شود آگوست کنت چرایی پویایی را در رشد ذهن انسان می داند ومارکس آن را ناشی از اختلاف بین کارگر وکار فرما می دانست .

2-عاقبت پویایی سر انجام تغییر وتحولات وسرنوشت نهایی جامعه مورد مطالعه چیست  مثلا مارکس آن را سوسیالیسم وکنت فرجام تاریخ را اثبات گرایی می دانست.

3-فرایند پویایی یعنی آن فرایند اجتماعی که مسیری را طی می کند تا تغییر پیداکند آیا مسیرش پیش رونده است یا پس رونده ؟چه مسیری باید طی شود؟

4-کندی پویایی چه عواملی مانع رشد تغییر تحول اجتماعی جوامع می شود ؟  مشکلات داخلی کشور .جنگ –سیل – بیکاری ....عوامل باز دارنده هستند

5-تندی پویایی :چه عواملی مسیر پویایی را سرعت می بخشد مانند رشد علم ودانش –صنعت –تکنولوژی- تجارت برای تندی پویایی جامعه لازم است

6-ساز وکار پویایی :اسباب ووسایلی که باعث پویایی می شوند بررسی می شود  (ساخت دانشگاه –کارخانه ها – تربیت نیروی متخصص )

برای رسیدن به صنعت نیاز به دانش برای دانشگاه وتربیت استاد لازم است .این عوامل سازکارهای پویایی جامعه می باشد .

مبانی تشکیل نظریه های جامعه شناسی 

نخستین مفهوم در نظریه ها بحث شناخت ومعرفت است که قبلا اشاره شد .شناخت ومعرفت دو ویژگی اصلی دارد

الف)فرایندی است:  یعنی از یک نقطه شروع می شود وپس از طی مراحلی در نقطه دیگر خاتمه می یابد.  

  ب)-تبعیت از اصل تقابل وتضاد) بنابر میزان سازگاری یا عدم سازگاری که حد اقل میان دو پدیده به وجود آمده مسیر شناخت آغاز می شود . مثلا تقابل بین جهل وعلم از نامطلوب حرکت شروع می شود تا به حد مطلوب برسد مسیر حرکت را طرح مشکل می گویند .

مراحل تشکیل نظریه

1-اولین مرحله مبتنی بر اصل تقابل است یعنی ما در ابتدا با وضعیتی رو به رو می شویم که برایمان نا مطلوب ومبهم است ونسبت به آن شناختی نداریم به این موقعیت نا مطلوب برخورد با مساله یا مشکل    می گویند به عبارتی دو موقعیت یکی مطلوب ویکی نا مطلوب در تقابل هم قرار می گیرند که حرکت به سوی نظریه را سبب می شود .

طرح سوال : در مورد یک مساله نامطلوب ودادن راه حل برای رسیدن به مطلوب .

2-انسان در برخورد با شرایط نا مطلوب و مشکلات دچار ناراحتی می شود وچون این موقعیت قابل تحمل نیست سعی دارد آن را به وضعیت مطلوب تبدیل کند

.3-انسان برای رسیدن به وضعیت مطلوب طرح سوال وفرضیه داردوبه جمع آوری اطلاعات می پردازد

 مثال علت مهاجرت  وبررسی علل آن از جمله اقتصادی طبیعی وغیره

4-آزمایش اطلاعات جمع آوری شده وارسی وبازبینی اطلاعات جمع آوری شده مراجعه به منطقه وبررسی تک تک سوالات ومقایسه ی اطلاعات جمع آوری شده بامحیط

5-نتیجه گیری :با نتیجه گیری داده ها واطلاعات وآزمایش ها در می یابیم آیا فرضیه ها درست است یا خیرگر پاسخ مناسب نیافتیم دوباره فرضیه ی جدید میسازیم

باعبور از این 5مرحله روش تحقیق میتوان به نتیجه گیری جامعه شناختی دست یافت ولی هنوز نظریه ی جامعه شناختی شکل نگرفته است

مثلا دررابطه با مسئله ی مهاجرت یک فرد معمولی علل ظاهری را میبیند وتک تک بررسی میکند اما جامعه شناس میگوید سیستم اجتماعی جامعه دچار مشکل است که مهاجرت صورت گرفته است.

هر سیستم باید نیاز های اعضای خود را تامین کند در غیر این صورت اعضاچون دچار مشکل شدندبرای تامین نیازهایشان ممکن است مهاجرت کنند بحث جامعه شناسی علمی تر است اما عوام مردم علل ظاهر بینی دارند .

قلب باید به تمام اعضا خون برساند اگر انجام ندهد انسان می میرد .

مرحله 6- عبارت است از  تعمیم نتایج بدست آمده از تحقیقات به شکل یک قانون علمی در کل جامعه واز این مرحله است  که نظریه ی جامعه شناختی  شکل میگیرد وکارکرد اصلی نظریه عبارت است از توضیح تفسیر پیش بینی نسبی رخ داده ها وقوانین جدید وایجاد قالبی که پدیده ها در آن معنی پیدا کند.