واجب الوجود
کافتاد در آن پرتو خورشید وجود
هر شیشه که سرخ بود یا زرد و کبود
خورشید در او به آنچه او بود نمود
عبد الرحمان جامی

بدان که وجود اصیل است و ماهیت اعتباری . لفظ وجود مفهومی واحد بدیهی است .وجود حقیقتی است که در همه ی تعیینات هست و منشا ترتب آثار است .
وجود حقیقتی است که به خود موجود است و هر چیز به او موجود است . مانند : نور حسی که فضای عالم با او روشن است و آن به خود روشن است .حقیقت وجود نور حقیقی و اظهر الظواهر است .وجود مفهومی بسیط و واحد در خارج و مفهومی بسیط و واحد در ذهن است . چه واجب الوجود تعالی که :
هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن ،
احق مراتب وجود است و وجود منبسط بر کل ماهیات ظهور اوست .
حاج ملا هادی سبزواری