صل سوم:چالشهاي جهاني درس9:جهان دوقطبي انسجام اجتماعي و چالشهاي نوين 1)فرهنگ غرب،با عقايد و ارزشهاي خود،..................،پيشروي انسان قرار داد.(آرمانهاي نويني) 2)جامعه ي غربي با عقايد وآرمانها نوين خود،بسياري از ............................ را پشت سرگذاشت و ................. جديدي را پديد آورد.(تضادها و چالشهاي پيشين ـ نظام اجتماعي) 3)دو مورد از چالشهايي كه جامعهي غربي با عقايد و آرمانهاي جديد خود از آنها عبور كرد: الف:چالش بين رويكرد نظري و عملي كليسا ب:چالش اربابان و قدرتهاي محلّي با قدرت كليسا 4)به ترتيب،رويكرد نظري و رويكرد عملي كليسا چه بود؟(رويكرد نظري،معنوي و ديني و رويكرد عملي آن دنيوي و اين جهاني)5)چرا جامعهي غربي،به نفي رابطهي دين و دنيا پرداخت و از رويكرد نظري معنوي نسبت به اين عالم دست شُست؟(زيرا از حلّ چالش بين رويكرد نظري و عملي كليسا از طريق اصلاح رفتار دنيوي ارباب كليسا ناتوان بود.)6)جامعهي غربي،چگونه چالش اربابان و قدرتهاي محلي را با قدرت كليسا حلّ كرد و نتيجه ي آن چه بود؟(اين چالش را نيز به نفع قدرت دنيوي شاهزادگان حل كرد و بدينسان دست كليسا را از زمينهايي كه تحت نفوذ آن قرار داشت،قطع كرد.)7)ارزشها و آرمانهاي دنيوي در قرن هجدهم چه موجهايي را ايجاد كرده بود؟(موجي از اميدآفريد،اميد به حاكميت دنيوي و اين جهاني انسان،اميد به قدرت و سلطهي آدمي برطبيعت و اميد به ايجاد بهشتي كه پيش از آن در آسمان به دنبال آن بود.8)«....................» انسان را آغاز و انجام همهي ارزشها و آرمانها معرفي ميكرد.(اومانيسم) 9)«................... » از عقلانيتي سخن ميگفت كه پرسش از مبدأ و معاد را به فراموشي سپرده و ارتباط خود را با ماوراي طبيعت و متافيزيك قطع كرده بود و نگاه خود را به طبيعت دوخته و حل همهي مسايل بشر را در اين عالم نويد ميداد. (روشنگري) 10)نخستين انديشهي سياسي كه از متن ارزشها و آرمانهاي جديد ميجوشيد،چه نام داشت؟(ليبراليسم) 11)انسجام اجتماعي جديد كشورهاي استعمارگر و نظامهاي اقتصادي،سياسي و فرهنگي مربوط به آن،در چه صورتي با چالشها و ستيزهاي بنيادين مواجه نميشد؟ (درصورتيكه با حلّ چالشهاي پيشين،پاسخگوي اقتضائات طبيعي،دنيوي،نيازهاي روحي و معنوي آدميان ميبود.) 12)فرهنگ جديد غرب،مسيري را براي حلّ چالشهاي گذشته پيمود كه مسايل و مشكلات جديدي به دنبال آورد چالشهاي جديد به صورتهاي متفاوتى آشكار مي شود؛مانند: 1ـ اقتصادي، سياسى، اجتماعي و فرهنگي 5ـ معنوي و ديني 2ـ منطقهاي و فرامنطقهاي 6ـ معرفتي و علمي3ـ مقطعي و مستمر 7ـ درون فرهنگي و بين فرهنگي4ـ خرد و كلان 8 ـ تمدني 9ـ ذاتي و عارضي 13)چالشهاي جديد فرهنگ غرب كه مسايل و مشكلات زيادي را ايجاد كرده بود در بسيار از موارد ............... اند.(متداخل)14)متفكران غربي در اغلب موارد،كوشيدهاند؛بر اساس ................... خود از چالشهاي جديدي ايجاد شده در فرهنگ جديد خودشان عبور كنند.(اصول فرهنگي) 15)چالشهاي ذاتي ريشه در كجا دارند؟ (در عقايد و ارزش هاي دروني يك فرهنگ و جامعه) ـ پاورقي ص 73 16)چالشهاي عارضي در اثر ........................ پديد ميآيند.(عوامل خارجي) چالش فقر و غنا 17)ليبراليسم قرن هجدهم و نوزدهم را .......................... مينامند.(ليبراليسم متقدم) 18)رويكرد ليبراليسم متقدم،بيشتر چگونه رويكردي بود؟(فردي و اقتصادي) 19)مهمترين ويژگيهاي ليبراليسم متقدم،كداماند؟ 1ـ در هم ريختن نظام ارباب ـ رعيتي و ارزشهاي اجتماعي مربوط به آن. 2ـ رها كردن كشاورزان از بردگي عام و گسترده. 3ـ اجازه مهاجرت دادن به كشاورزان و بردگان و تصميمگيري دربارهي شيوهي زندگي خود.4ـ برداشتن موانع ارزشي و هنجارهاي نظام اخلاقي پيشين از پيش پاي صاحبان ثروت. 5ـ كشاورزان را به صورت كارگراني درآورد كه سرمايهي وجود خود را در معرض خريد صاحبان ثروت و صنعت قرار ميدادند. 6ـ سرمايهداران آزادانه به استثمار و بهرهكشي از بردگان جديدي ميپرداختندكه به حسب ظاهراز همهي قيد و بندهاي پيشين آزاد شده بودند.20)نظريهپردازان اقتصاد ليبرال،آزادي فعاليت صاحبان سرمايه را ضامن چه ميدانستند؟(پيشرفت جامعه) 21)چه كساني هرنوع مداخلهي دولت را منع ميكردند و حتي كمك به مستمندان را بيهوده ميدانستند؟ (نظريهپردازان اقتصاد ليبرال) 22)كدام كشور پيشگام در انقلاب صنعتي بود؟(انگلستان) 23)اين عبارت در نفي حق حيات كسانيكه در فقر متولد ميشوند؛از كيست؟ « انسانيكه در دنياي از قبل تملّك شده به دنيا ميآيد،اگر نتواند قدرت خود را از والدينش دريافت كند و اگر جامعه خواهان كار او نباشد،هيچگونه حقي براي دريافت كمترين مواد غذايي يا چون و چرا در مورد مقام و موقعيت خود ندارد.در سفرهي گستردهي طبيعت،جايي براي او وجود ندارد،طبيعت حكم به رفتن او ميدهد و خود نيز اين حكم را اجرا مي كند.» ـ(رابرت مالتوس) 24)«...................... »رفا كارگران را موجب بالا رفتن توليد آنها و پيدايش مشكلات بعدي ميداند. (ريكاردو از اقتصاددانان كلاسيك) 25)چه عاملي موجب شد تا دولتمردان انگليسي از هر اقدامي براي مقابله با قحطي ايرلند خودداري كند؟ (حاكميت ليبراليسم اقتصادي) 26)ليبراليسم با تكيه بر شعارآزادي و خصوصاً ...................... ،راه ........... را براي صاحبان ثروت باز كرده و ........... را در عرصة حيات انساني ناديده انگاشته بود.(آزادي اقتصادي ـ استثمار ـ عدالت) 27)نخستين چالش و تضاد كه در بطن كشورهاي غربي شكل گرفت؛چيست؟(فقر و غنا) 28)انديشمندان علوم اجتماعي و سياسي در نقد ليبراليسم متقدم،از چه مفاهيمي سخن گفتهاند؟ (از دو مفهوم آزادي مثبت و منفي) شكل گيري بلوك شرق و غرب 29)برخي از انديشمندان كشورهاي اروپايي،براي حل مشكل فاصلهي فقر و غنا،در چارچوب ............................... نظريه هايي ارائه دادند.(ارزشها و آرمانهاي فرهنگ جديد غرب) 30)ماركس در نيمهي دوم قرن نوزدهم به نقد .......................... پرداخت.(ليبراليسم اقتصادي) 31)از نظر چه كسي،چالشهاي ساختار اجتماعي نظام سرمايهداري،تنها با يك حركت انقلابي، قابل حل بود؟(ماركس) 32)از نظر ماركس،حلّ چالشهاي ساختار اجتماعي نظام سرمايهداري،تنها چگونه قابل حلّ خواهد بود؟ (با يك حركت انقلابي) 33) نظام اجتماعي مورد نظر ماركس،چه ويژگيهايي داشت؟ 1ـ عبور از فردگرايي ليبراليستي و اقتصاد سرمايهداري.2ـ از بين بردن مالكيت خصوصي و صورتي سوسياليستي و كمونيستي پيدا كرد.34)سوسياليسم و كمونيسم در مقابل .................. قرار دارد.(فردگرايي) 35)سوسياليسم و كمونيسم دو رويكرد ................. هستند.(جامعهگرا) 36)سوسياليسم به ................ معتقد است،ولي مانند سرمايهداري آن را ............. نميداند.(مالكيت خصوصي ـ مطلق) 37)«..................»ناظر به انديشههاي سياسي ماركس است.(ماركسيسم) 38)ماركس،سوسياليسم را مرحلهاي انتقالي براي رسيدن به ............... ميدانست.(كمونيسم) 39)مخالفان نظام سرمايهداري كه تحت عنوان..................... قرار ميگرفتند احزاب و .................. را تشكيل دادند. (جريان چپ ـ اتحاديههاي كمونيستي) 40)در سال 1917 ميلادي كدام حزب توانست قدرت را در روسيه به دست گيرد؟(حزب كمونيست شوروي) 41)طيّ قرن بيستم،چه جريانهايي بلوك شرق و غرب را شكل داد؟(كمونيستي وليبراليستي) 42)بلوك شرق و غرب،شامل چه كشورهايي ميشد؟ (بلوك شرق شامل روسيه،كشورهاي اروپاي شرقي و چين و بلوك غرب،شامل آمريكا و اروپاي غربي)43)چه نظامهايي،ليبراليسم قرن هجدهم،را مورد انتقاد قرار داده بود؟(نظامهاي سوسياليستي و ماركسيستي) 44)نظامهاي سوسياليستي و ماركسيستي با انتقاد از ليبراليسم قرن هجدهم،چه شعاري را براي خود قرار ميدادند؟ (عدالت اجتماعي و توزيع مناسب ثروت) 45)عدالت اجتماعي و توزيع مناسب ثروت،شعار كدام نظامهاي سياسي بود؟(نظامهاي سوسياليستي و ماركسيستي)46)دو مشكل اساسي نظامهاي سوسياليستي و ماركسيستي كه عدالت اجتماعي و توزيع مناسب ثروت را شعار خود قرار داده بودند؛چه بود؟ (از بين رفتن آزادي افراد ـ پيدايش طبقهي جديد)47)از بين رفتن آزادي افراد و پيدايش طبقهي جديد؛دو مشكل اساسي نظامهاي ................... و .................. بود.(سوسياليستي ـ ماركسيستي) 48)چالش و نزاع بلوك شرق و غرب در تمام ............... تا فروپاشي بلوك شرق در سال ............. ميلادي ادامه يافت.(قرن بيستم ـ 1991) 49)چالش ميان دو بلوك شرق و غرب،به لحاظ سياسي،چالشي ............... نبود؛بلكه ............................ بود. (منطقهاي ـ چالش جهاني) 50)آمريكا و شوروي با آنكه از نظر سياسي،اقتصادي و جغرافيايي،در دو بخش متمايز و جدا قرار ميگرفتند، از جهت فرهنگي به ..................... تعلق داشتند؛يعني شرق سياسي نيز در متن ............... قرار داشت. (فرهنگ واحدي ـ غرب فرهنگي) 51)رويكرد نظري ماركس نسبت به عالم نيز رويكردي ...........،بلكه .................. بود.(سكولار ـ ماترياليستي) 52)ماركس با چه چارچوبي به حلّ مسايل اجتماعي جامعهي خود ميپرداخت؟(با بنيانهاي نظري فرهنگ غرب) 53)چالش بلوك شرق و غرب از چه نوع چالشهايي است؟(چالشهاي درون تمدني جهان غرب) درس10:جنگها،بحرانها و تقابلهاي جهاني جنگهاي جهاني امپراطوريهاى بزرگ،اغلب مرزهاى خود را با .............................. تعيين مى كرده اند.(پيروزى در جنگ) 2)اين عبارت از كدام جامعه شناس است؟«فاتحان در گذشتهي تاريخ با غنايم جنگى بر ثروت خود مىافزودند؛ولى با رشد علم تجربى و صنعت،ثروت از طريق غلبه برطبيعت به دست مىآيد.» ـ (آگوست كُنت جامعه شناسي فرانسوي) 3)به چه دليل،بعد از انقلاب صنعتى،جنگ از قاموس بشرى رخت برمىبندد؟ (زيرا با رشد علم تجربى و صنعت،ثروت از طريق غلبه بر طبيعت به دست مىآيد.) 4)از ديدگاه چه كسي،جنگ نمىتواند در فرهنگ و جامعهي جديد غربى،ريشه داشته باشد و وقوع آن در اين جوامع، امرى عارضى و تحميلى است؟(آگوست كُنت جامعه شناسي فرانسوي) 5)نيمهي اول قرن بيستم،خطا بودن نظريهي ............. دربارهي جنگ،مشخص شد.(آگوست كُنت)6)چرا در نيمهي اول قرن بيستم،خطا بودن نظريهي آگوست كُنت دربارهي جنگ مشخص شد؟(زيرا دراين مدت دو جنگ بزرگ جهانى اتفاق افتاد.) 7)دو جنگ جهاني اول و دوم در چه مقطع زماني رخ داد؟ 1ـ جنگ جهاني اول 1918 ـ 1914 2ـ جنگ جهاني دوم 1945 ـ 19398)كدام جنگها،بزرگترين جنگهاى تاريخ بشريت هستند؟(دو جنگ جهاني اول و دوم) 9)در جنگ جهانى اول،براى نخستين بار از ..................... استفاده شد و در جنگ دوم،براي اولين بار ............... به كار گرفته شد.(سلاحهاي شيميايي ـ بمب اتم) 10)مهمترين عوامل وقوع دو جنگ جهاني اول و دوم،چيست؟(رقابت كشورهاي اروپايي بر سر مناطق استعماري) 11)چرا يكي از مهمترين دلايل وقوع دو جنگ جهاني اول و دوم،رقابت كشورهاي اروپايي برسرمناطق استعماري بود؟(زيرا سرمايه و صنعت نياز به بازارهاي مصرف و نيروي كار ارزان و به بيان هيتلر،نياز به فضاي تنفسي جديد داشت.) 12)دو جنگ اول و دوم با درگيري كشورهاي .............. آغاز شد.(اروپايي) 13)طرفهاي درگير در دو جنگ جهاني اول و دوم،در قالب كدام ايدئولوژيهايي،رفتار خود را توجيه ميكردند؟(ناسيوناليستي،ليبراليستي و سوسياليستي) 14)زمينههاي فرهنگي دو جنگ جهاني اول و دوم ريشه در ................ داشت.(فرهنگ غرب) 15)جنگ سرد بين دو بلوك شرق و غرب تا چه زماني ادامه پيدا كرد؟(تا زمان فروپاشى اتحاد جماهير شوروى) 16)تداوم جنگ سرد،بازار بخش وسيعى از اقتصاد كشورهاى صنعتى يعنى اقتصاد ..................... را گرم ميكرد. (وابسته به تسليحات نظامي) 17)نظريهي جنگ تمدنها،مربوط به كداميك از متفكران معاصر است؟(هانتينگتون) 18)نظريهي جنگ تمدنهاى هانتينگتون چگونه نظريهاى بود؟ (عمليات نظامى قدرتهاى غربى را در قبال مقاومتهاى كشورهاى غيرغربى توجيه مىكرد.) بحرانهاى اقتصادى 19)در يك بحران اقتصادي،قدرت خريد مردم چگونه ميشود؟(قدرت خريد مردم و مصرف كنندگان به شدت كاهش مى يابد.) 20)مهمترين ويژگيها و مشخصات بحرانهاي اقتصادي:1ـ كاهش شديد قدرت خريد مردم و مصرف كنندگان2ـ از دست دادن بازار فروش توسط توليدكنندگان3ـ تعطيلي كارخانهها و بيكار شدن كارگران4ـ نامتعادل شدن سيستم عرضه و تقاضا و از بين رفتن بازار مصرف21)چالشهاى اجتماعى مربوط به بحران اقتصادى با چالشهاى مربوط به مسألهي فقر و غنا از چه جهاتي با هم اشتراك دارند؟(از اين جهت كه هردو هويت اقتصادى دارند،مشتركا ند،ولى تفاوتهايى با يكديگر دارند.) 22)تفاوت چالش فقر و غنا با چالشهاي مربوط به بحرانهاي اقتصادي،چيست؟(چالش فقر و غنا چالشى مستمر در نظام سرمايهدارى غربى ولي چالشهاى مربوط به بحرانهاى اقتصادى،اغلب دورهاى و مقطعى است.) 23)نخستين بحران اقتصادى در چه سالي و در كدام كشور رخ داد؟(1820 ميلادي در انگلستان) 24)مهمترين بحران اقتصادي،در چه فاصلهي زماني و با چه مشخصاتي رخ داد؟الف:در فاصلهي بين دو جنگ اول و دوم در سالهاى 1933 ـ 1929 ب: 40 ميليون كارگر بيكار پ:هزاران مؤسسه ورشكستت:زيان اقتصادى ناشى از آن كمتر از زيان اقتصادى جنگ اول جهانى نبود.25)بحران اقتصادى اخير،در چه سالي رخ داد؟(2008 ميلادي) 26)تفاوت آسيبهاى مربوط به فقر و غنا با آسيبهاى مربوط به بحران اجتماعى،چيست؟(آسيبهاى مربوط به فقر و غنا همواره متوجه قشر فقير و ضعيف جامعه است،ولى آسيبهاى مربوط به بحران اجتماعى مجموعهي نظام اجتماعي را در بر مىگيرد.) 27)يك بحران اقتصادى در صورتى كه كنترل نشود ميتواند به .......................... منجر شود. (فروپاشى نظامهاى سياسى) 28)بحرانهاى اقتصادى در دورههاى نخستين به ............... محدود مىشد و از عوامل ........... آنها اثر مىپذيرفت. (كشورهاي غربي ـ داخلي)29)چه عواملي موجب شد تا بحرانهاي منطقهاي به سرعت آثار و پيامدهاى جهانى خود را آشكار سازند؟(با شكلگيرى اقتصاد جهانى و كاهش اهميت مرزهاى سياسى و جغرافيايى) شمال و جنوب 30)از تقابل كشورهاي غني و فقير به تقابل ..................... ياد ميشود.(شمال و جنوب) 31)به چه دليل،از تقابل كشورهاي غني و فقير به تقابل شمال و جنوب ياد ميشود؟(به دليل اينكه بيشتر كشورهاي صنعتي و ثروتمند در نيمكرهي شمالي زمين و اغلب كشورهاي نيمكرهي جنوبي كشورهاي فقيرند.) 32)شمال و جنوب،بعد از .................. بيشتر به كار برده شد.(جنگ جهاني دوم) 33)چرا عبارت شمال و جنوب،بعد از جنگ جهاني دوم بيشتر به كار برده شد؟(زيرا برخي از انديشمندان معتقد بودند كه چالش بلوك شرق و غرب چالش اصلي نيست؛بلكه چالش اصلي چالش بين كشورهاي غني و فقير است.) 34)در مورد چالشهاي اقتصادي در نظام جهاني،برخي از انديشمندان چه نظري دارند؟ (برخي از انديشمندان معتقد بودند كه چالش بلوك شرق و غرب چالش اصلي نيست؛بلكه چالش اصلي چالش بين كشورهاي غني و فقير است.) 35)اصطلاحات سياسي مشابه ديگري براي اشاره به چالش بين كشورهاي غني و فقير وجود دارد؛آنها كداماند؟ (جهان اول،دوم و جهان سوم،كشورهاي توسعه يافته و عقب مانده، مركز و پيرامون،استعمارگر و استعمار زده) 36) جهان اول همان كشورهاي سرمايه داري بلوك غرب جهان دوم همان كشورهايي كه در كانون بلوك شرق جهان سوم همان كشورهاي ديگري كه خارج از اين دو بلوك قرار داشته و تحت نفوذ آنها واقع ميشدند.37)از كشورهاي صنعتي و ثروتمند با عنوان .......................... نيز ياد ميشود و به كشورهاى ديگر هنگاميكه با آنها مقايسه مى شوند،كشورهاي عقب مانده، توسعه نيافته يا ......................... ميگويند. (كشورهاي توسعه يافته ـ درحال توسعه) 38)اصطلاحات كشورهاي توسعه يافته،عقب مانده،توسعه نيافته يا در حال توسعه،به چه نكتهاي اشاره دارد؟ (كشورهاي توسعه يافته الگوي كشورهاي ديگرند و بايد مسير آنها را ادامه دهند.) 39)اصطلاح مركز و پيرامون به چه نقشي اشاره دارد؟(به نقش مركزي كشورهاي ثروتمند و صنعتي) 40)اصطلاح مركز و پيرامون،چه كساني به كار ميبرند؟(معتقدند،كشورهاي پيراموني به سبب نوع عملكرد كشورهاي مركزي،در موقعيتي فقيرانه قرار ميگيرند.) 41)بر اساس نظريه مركز و پيرامون جوامع غربي،چالشهاي دروني خود را از طريق ....................كشورهاي .............. حل ميكنند.( استثمار اقتصادي ـ غيرغربي) 42)به چه علت بر مبناي نظريه مركز و پيرامون،جوامع غربي،چالشهاي دروني خود را از طريق استثمار اقتصادي كشورهاي غيرغربي حل ميكنند؟ (زيرا آنها با ثروتي كه از كشورهاي پيراموني به دست ميآورند،سطح عمومي رفاه را براي كارگران و اقشار ضعيف جوامع غربي تأمين ميكنند و مشكلات حادّ دروني را به بيرون از مرزهاي خود انتقال مىدهند.) 43)كشورهاي مركزي و توسعهيافته،بحرانهاي اقتصادي،جنگها و جبههبنديهاي دروني خود را چگونه مديريت ميكنند؟(با سرمايهگذاريهاي مشترك و معاهدات بين المللي) 44)اصطلاح استعمارگر و استعمار زده را نسبت به كشورهاي غني و فقير،چه كساني به كار ميبرند؟ (كساني كه چالش و نزاع بين اين دو دسته كشور را به ابعاد اقتصادي محدود نميكنند و به ابعاد فرهنگي آن نيز نظر دارند.)45)كساني كه در كاربرد اصطلاح استعمارگر و استعمار زده،علاوه بر ابعاد اقتصادي،به ابعاد فرهنگي نيز نظر دارند؛ مشكل اساسي كشورهاي فقير را در چه ميدانند؟(خودباختگي فرهنگي و الگوپذيري مقلّدانه آنها از كشورهاي صنعتي) 46)تقابل شمال و جنوب................... است.(تقابلي جهاني) 47)اگر چالشهاي مربوط به تقابل شمال و جنوب،فعال شوند؛چه اتفاقي در كشورهاي غربي خواهد افتاد؟(بسياري از چالشهاي دروني كشورهاي غربي،ديگربار فعّال خواهند شد.)ـ ( مفهوم:آتش زيرخاكستر) درس11:بحرانهاي زيست محيطي،معرفتي و معنوي بحران زيست محيطي و جنبشهاي اجتماعي مربوط به آن محيط طبيعى كه در آن زندگى مىكنيم،................... ما را تشكيل مىدهد.(محيط زيست) 2)برخي مسألهي طبيعت و محيط زيست را ......................... قرن بيستم دانستهاند.(مشكل سرنوشتساز) 3)فرهنگ مدرن،طبيعت را مادهي خام و بيجانى مىداند كه در معرض ................... قرار ميگيرد.(تصرفات انسان)4)در .............. انسان بر اين گمان است كه با تسخير ......................... در آن،تمامي مسايل و مشكلات تاريخى خود را حل مىكند.(فرهنگ مدرن ـ طبيعت و تصرف) 5)در نگاه توحيدى،طبيعت و هر چه در آن است،اشاره به چه نكته و موضوعي دارد؟(آيات و نشانههاى حكمت و رحمت خداوند است و همهي موجودات طبيعى با ادراك و معرفتى كه دارند به تسبيح خداوند مشغول بوده و به سوى او باز مىگردند.)6)فرهنگ مدرن،طبيعت را ............................... مىداند كه در معرض تصرفات انسان قرار ميگيرد؛در نگاه اساطيرى نيز طبيعت،................ نيست؛بلكه علاوه بر ظاهر دنيوى و اين جهانى از ابعاد و .......................... نيز برخوردار است.(مادهي خام و بيجانى ـ مادهي خام ـ نيروهاى ماورائى) 7)فرهنگهاى پيش از مدرن به چه دليل،براى تصرف طبيعت از نيروهاى معنوى نيز استفاده مىكردند؟(به دليل نگاه غير دنيوى خود به طبيعت) 8)گسترش سريع صنعت و تكنولوژى مدرن،محصول چگونه نگاهي به جهان است؟(انسان مدرن به دليل نگاه دنيوى و سكولار به طبيعت،تصرف در طبيعت را تنها با فنون و روشهاى طبيعى انجام مى دهد.)9)نقطهي عطفي كه انسان مدرن از افق آن،پيروزى بر طبيعت را به خود نويد ميداد،چه بود؟(انقلاب صنعتي) 10)از كدام افق،طبيعت نخستين مسايل و مشكلات خود را نشان داد؟(انقلاب صنعتي) 11)«.................» اولين مراكزىاند كه با محيطي آلوده مواجه شدند؛كه از مسايل و مشكلات انقلاب صنعتي بود.(شهرهاي صنعتي) 12)چه عاملي امروزه سبب شده است تا برگسترهي انواع آسيبهاي زيست محيطي افزوده شود؟ (گسترش زندگي مدرن)13)مهمترين آسيبهاي زيست محيطي كه همهي محيط طبيعي زندگي انسان اعم از آب،خاك و هوا را فراگرفتهاند؛كداماند؟ 1ـ آلودگى هوا در اثرگازهاى شيميايى،ريزگردها و فلزات سنگين2ـ تخريب لايهي اُزن در اثر افزايش توليد گازهاى گلخانهاى 3ـ از بين رفتن منابع آب،در اثر آلودگى آبهاى سطحى و زيرزمينى 4ـ آلودگى درياها در اثر عوامل فيزيكى و شيميايى 5ـ بارش بارانهاى اسيدى در اثر آلودگى آب و هوا 6ـ از بين رفتن مراتع،جنگلها و به دنبال آن،جارى شدن سيلهاى خانمان برانداز 7ـ گرم شدن طاقتفرساى بسيارى از مناطق و خشكسالى 8ـ مسموميت خاكها و تجمع مواد زايد تجزيه ناپذير،سموم آفت كُش،مواد راديواكتيو و پليمرها 9ـ تهىشدن منابع طبيعى تجديدناپذير به منظور استفاده روزافزون انسان معاصر 10ـ در معرض نابودى قرارگرفتن حدود يك سوم از انواع جانوران و گياهان روى زمين14)بحران زيست محيطي و چالش مربوط به آن،ابتدا بر مدار ......................... قرار داشت، ولي به تدريج به حوزههاى مختلف ...................... نيز منتقل شد.( رابطهي انسان با طبيعت ـ روابط انسانى و اجتماعى) 15)كنفرانسهاي بين اللملي دربارهي بحرانهاي زيست محيطي تاكنون برگزاره شده،كه در دهههاي اخير،................. پديد آورده است.(جنبشهاي اجتماعي جديدي) 16)جنبشهاي اجتماعي جديدي كه دردهههاي اخير در اعتراض و واكنش به بحرانهاي زيست محيطي برگزار شد؛چهنظرات و راهكارهايي در اين مورد مطرح شد؟(برخى از اين جنبشها،اين بحران را ناشى از فرهنگ مدرن جامعهي غربى دانسته و انتقادات خود را متوجه بسترهاى معرفتى اين فرهنگ كرده اند و برخي ديگر بازگشت به رويكردهاى معنوى به طبيعت را راه گريز از بحران مىدانند.) بحران معرفتى علمى و پسامدرنيته 17)در فرهنگ قرون وسطى،معتبرترين راه شناخت جهان چه بود؟(كتاب مقدس و شهود آباء كليسا) 18)به موازات معتبرترين راه شناخت در فرهنگ قرون وسطي،دو ابزارِ مهمي كه ناديده گرفته ميشدند؛كداماند؟(دو ابزار عقل استدلالي و تجربه) 19)در دوران ............... روش ..............،شناخت جهان از طريق كتاب مقدس و شهود آباء كليسا مورد ترديد قرار گرفت و به تدريج به بحران كشيده شد.(رنسانس ـ معرفتي) 20)جهان غرب براى برون رفت از بحران معرفتي،در دوران رنسانس،در مورد شناخت جهان،دست به چه اقدامي زد؟ (به تناسب رويكرد دنيوى خود به سوى نوعى از روشنگرى پيش رفت كه جايگاه وحى و شهود را در شناخت علمي ناديده انگاشت و به شناخت استدلالى عقلى و تجربى بسنده مىكرد.) 21)شناخت استدلالى عقلى جديد كه در دوران رنسانس روش معتبر براي حل بحران معرفتي غرب بود،چرا بيش از دو سده دوام نياورد؟(به دليل اينكه پيوند خود را با شهود حقايق عقلى و فوق طبيعى از دست داده بود.) 22)در قرن نوزدهم و بيستم،....................... تنها راه شناخت علمى قلمداد شد.(شناخت حسى و تجربى)23)چرا در قرن نوزدهم و بيستم،شناخت حسى و تجربى تنها راه شناخت علمى قلمداد ميشد؟ (زيرا شناخت استدلالى عقلى جديد نيز پيوند خود را با شهود حقايق عقلى و فوق طبيعى از دست داده بود.) 24)شناخت استدلالي عقلي جديد در دوران رنسانس،بيش از .............................. نياورد.(دو سده دوام) 25)انديشمندان و عالمان غربى در تمام دوران پس از رنسانس با ................... نسبت به روش علمى خود،به دنبال .................... بودند كه در پيش روى آنان قرار مى گرفت.(خوشبينى ـ حلّ مسايلى)26)در قرن نوزدهم جامعه شناسان به دنبال چه چيزي بودند؟(به دنبال آن بودند تا دربارهي حقايقى كه پيامبران از طريق وحى دربارهي جامعه بشرى بيان كردهاند يا آنكه عالمان با استدلالهاى عقلى،به آن رسيده اند،با روش حسى و تجربى داورى كنند.) 27)چرا جامعه شناسي قرن نوزدهم روش تجربى خود را تنها راه درست براى شناخت حقايق امور ميدانست و آگاهى ها و علوم ديگر جوامع را غيرعلمى و مربوط به دوران كودكى بشر ميخواند؟(زيرا در قرن نوزدهم جامعه شناسان به دنبال آن بودند تا دربارهي حقايقى كه پيامبران از طريق وحى دربارهي جامعه بشرى بيان كردهاند يا آنكه عالمان با استدلالهاى عقلى،به آن رسيده اند،با روش حسى و تجربى داورى كنند.) 28)جامعه شناسي قرن نوزدهم،بر اساس چه باوري حضور استعمارى غرب در ديگر جوامع را براى خود و ديگران توجيه ميكرد؟ (بر اين اساس كه آنها ميتوانند با روش حسي و تجربي دربارهي حقايقي كه پيامبران از طريق وحي دربارهي جامعه بشري بيان كردهاند يا آنكه عالمان با استدلالهاي عقلي به آن رسيدهاند داوري كنند.)29)غرب با ....................... ،اين مطلب را به ..................... جوامع غيرغربى القا مىكرد كه پيروى از فرهنگ غربى تنها راه ........................... ديگر فرهنگ هاست.(ترويج معناي مدرن علم ـ ذهنيت نخبگان ـ پيشرفت و توسعهي)30)بحران روش شناختي جامعه شناسي در قرن نوزدهم،چگونه آشكار شد؟(بحران هنگامىآغاز شد كه محدوديتهاى علمى دانش تجربى و همچنين وابستگى آن به معرفتهاى غيرتجربى و غيرحسى آشكار شد.) 31)در چه مقطعي از زمان،محدوديتهاي علم حسي ـ تجربي براي جامعه شناسان روشن شد؟ (در نيمهي اول قرن بيستم) 32)در نيمهي دوم قرن بيستم با روشن شدن اينكه علم حسى و تجربى نيازمند برخى....................... و ....................... است استقلال معرفت تجربى از ديگر معرفتها ............. شد.(معرفتهاى غيرحسى ـ غيرتجربي ـ مخدوش) 33)پرسش از مبانى علوم تجربى غربى،در حقيقت پرسش از چيست؟(پرسش از بنيانهاى هويتى فرهنگ غرب و پرسش از لايههاى عميق اين فرهنگ) 34)با چه پرسشي،بحران معرفتي ـ علمي در دو بُعد ظاهر شد؟(پرسش از مبانى علوم تجربى غربى) 35)با پرسش از مباني علوم تجربي غربي،بحران معرفتي ـ علمي در دو بُعد ظاهر شد؛آن دو كداماند؟اول:افول روشنگرى و شكلگيرى جريانهاى پست مدرندوم:ناسازگارى بين ابعاد معرفتى علمى با نيازهاى اقتصادى و سياسى جهان غرب36)روشنگرى مُدرن از قرن نوزدهم صورتى ..................... پيدا كرده بود.(تجربى و حسى)37)از ديدگاه عالمان تجربى،شناخت غيرتجربى ........................... نبود.(شناختى علمى و روشنگرانه)38)هويت روشنگرانهي معرفت علمي ـ تجربي نسبت به معرفتهاي غيرتجربي؛چگونه مخدوش و هويت آن مورد ترديد قرار گرفت؟ (با دانستن اينكه علم تجربى بدون استفاده از معرفتهاى غير تجربى شكل نمىگيرد،استقلال معرفت علمى ـ تجربى نسبت به معرفتهاى غيرتجربى مخدوش شد و در نتيجه هويت روشنگرانهي آن مورد ترديد قرار گرفت.)39)انكار و ترديد در روشنگرى به منزلهي انكار و ترديد در هويت .............................. بود. (معرفت شناختى جهان مدرن)40)به چه دليل،برخي از دانشمندان را پسامدرن ميخوانند؟(دانشمندانى را كه در اصل روشنگرى علم مدرن ترديد كردند،دانشمندانى ميدانند كه از اصول جهان مدرن عبور كردهاند و به فراسوى آن راه بردهاند.) 41)فيلسوفان پسامدرن چه زماني در اصول و مبانى فرهنگ غرب،ترديد كردند؟(زماني كه سياست و اقتصاد جهان غرب ابعاد جهانى پيدا كرده بود.)42)انديشههاي فليسوفان پسامدرن،فاقد چه ظرفيتهايي بودند؟(ناتوانى فرهنگ و جهان غرب براى توجيه حضور جهانى خود) 43)فرهنگى كه توان معرفتى خود را براى دفاع از ابعاد گستردهي اقتصادى و سياسى خويش از دست مىدهد؛به چه موجودي تشبيه شده است؟(به حيوان فرتوتى مىماند كه به رغم جثهي عظيم و حجيم خود به دليل ناتوانى روحى،زمينگير و آسيبپذير شده باشد.) بحران معنويت و پساسكولاريسم44)در فرهنگ دونيوي و اين جهاني انسان غربي در فرهنگ مدرن،دنيوي گرايي و سكولاريسم،چگونه مطرح شد؟ (بدون آنكه پوشش قُدسى و دينى به خود گيرد به صورت آشكار مطرح شد.در فرهنگ مدرن،گرايشها و رفتارـ هاى دينى تنها با توجيه و پوشش دنيوى امكان مطرح شدن دارند.) 45)سكولاريسم و دنيوىگرايى به ترتيب در چه حوزههايي،مطرح شدند؟(هنر،اقتصاد،سياست و علم) 46)فرهنگ عمومي جامعهي غربي،آن هم در محدودهي زندگي خصوصي همچنان ........ باقي ماند.(ديني) 47) برخى جامعه شناسان بر اين گمان بودند كه دين طىّ قرن بيستم از آخرين عرصهي حضور خود؛يعنى از قلمرو .................. نيز بيرون خواهد رفت؛امّا واقعيت، ......................... را نشان داد.(فرهنگ عمومي ـ خلاف اين پيش بيني) 48)در سالهاي پاياني قرن بيستم،شاهد بازگشت مجدّد ....................،در سطوح مختلف زندگي انسانها بود.بعضي از اين موج بازگشت با عناويني چون: «......................... » و برخي «....................... »نام برده و ياد كردهاند.(نگاه معنوي و ديني ـ افول سكولاريسم ـ پساسكولاريسم) 49)در سالهاي پاياني قرن بيستم،شاهد موج بازگشت مجدد نگاه معنوي و ديني،در سطوح مختلف زندگي انسانها بوديم؛كه اين خود نشانهي ...................................... غرب است.(بحران معنويت در فرهنگ) 50)سالهاي پاياني قرن بيستم شاهد موج بازگشت مجدد به نگاه معنوي و ديني نشانه بحران معنويت در فرهنگ غرب برخي با عنوان افول سكولاريسم برخي ديگر عنوان پساسكولاريسم51)مهمترين علت تداوم باور دينى و معنوى در زندگى انسان،چيست؟(نياز فطري آدمى به حقايق قدسى و ماوراءطبيعى است.) 52)بي توجهى به ابعاد دنيوى به بهانهي رويكرد معنوى،به ...................... منجر مىشود،غفلت از ابعاد معنوى به بهانهي رويكرد دنيوى ................................. را به دنبال مى آورد.( بحران فرهنگى ـ صورت ديگرى از بحران) 53)معانى و حقايق ماوراء طبيعى،چه پرسشهايي،چه معنايي و چه ارزشهايي را مشخص ميكند؟(به پرسشهاى اساسى وجود انسان پاسخ مى دهند،زندگى و مرگ را درون فرهنگ معنا مىكنند و ارزشهاى حاكم بر زندگى را مشخص ميسازند.)54)فرهنگ غرب با انكار حقايق قُدسى به آرمانهاى كدام انقلاب نرسيد؟(انقلاب فرانسه) 55)اصالت بخشيدن به انسان دنيوى و اين جهانى در طول قرن بيستم،چه پيامدهايي را به همراه داشت؟ (پوچگرايي،«نيهيليسم» يأس و نااميدى و به مرگ آرمانها و اميدها) 56)ادعاي روشنگرى مدرن،چه بود؟(كشف حقايق جهان) 57)روشنگرى مدرن نيز كه مدّعى كشف حقايق جهان بود،به ........................ و ......................... گرفتار شد.(مرداب شكاكيت ـ انكار حقيقت) 58)گريز و رويگرداني از سكولاريسم در جوامع غربى پيامدهاي اجتماعى مختلفى داشت،از آن جمله:الف:برخى از نخبگان جهان غرب را در جست وجوى سنّت هاى قُدسى و دينى فعّال ساخت. ب:مهاجران ساكن كشورهاى غربى را كه طىّ قرن بيستم اغلب مقهور فرهنگ مدرن شده بودند،به سوى هويت دينى خود فرا خواند. ج:هنگامي كه سكّهاي اعتبار پيدا ميكند،بدل سازي آن رواج مييابد.به همين دليل افول سكولاريسم و اقبال به معنويت، بازار معنويتهاى كاذب و دروغين را براى غارت ميراث درهم ريخته روشنگرى مدرن رونق بخشيد.59)نمونههايي از بدلسازيها و بازارمعنويتهاي كاذب ودروغين كه براي غارت ميراث درهمريخته روشنگري مدرن:(خرافه پرستى،شيطان پرستى،و انواع بازسازى شده اديان و عرفانهاى شرقى و سرخ پوستي)60)گريز از سكولاريسم در جوامع غيرغربى اغلب به چه صورتي ظاهر ميشود؟(به صورت بازگشت به هويت فرهنگى و تاريخى آن جوامع) 61)گريز از سكولاريسم در جوامع غيرغربى اغلب به صورت بازگشت به هويت فرهنگى و تاريخى آن جوامع ظاهر شد،چه جرياني را در جهان اسلام تحقق بخشيد؟(بيداري اسلامي) فصل چهارم:جهان اسلام درس12:بيدارگران اسلامى و منوّرالفكران و روشنفكران غرب زده نخستين بيدارگران اسلامى 1) نخستين رويارويى هاي غرب متجدد با جهان اسلام،چه هنگامي رُخ داد؟(هنگامى رخ داد كه قدرتهاى سياسى جهان اسلام،با آنكه از مفاهيم دينى و اسلامى پوشش مىگرفتند،در چارچوب مناسبات پادشاهى و امپراطوريهاى قومى و قبيله اى عمل مىكردند.)2)انديشمندان و عالمان دينى،اغلب بر چه اساسي با قدرتهاي سياسي جهان اسلام،تعامل ميكردند؟(ضرورت حفظ امنيت) 3)دو مفهوم برتر فرهنگ اسلامي،............ و..............؛اغلب در حاشيهي مناسبات ........................... ناتوان باقي مانده بود.(فقاهت ـ عدالت ـ قدرتهاي قومي،مهجور) 4)دولتهاي كشورهاي مسلمان،به چه علتي،آسيب پذيري بيشتري نسبت به كشورهاي غربي پيدا ميكردند؟ (به موازات دوري از سُنن ديني و اسلامي) 5)چه عواملي دولتمردان و رجال سياسى جوامع اسلامى را از يكسو مرعوب و از سوي ديگر شيفتهي فرهنگ غرب مىكرد؟(قدرت نظامى،نفوذ سياسى،اقتصادى و جاذبههاى اين جهانى و دنيوى كشورهاى غربي) 6)قدرت نظامى،نفوذ سياسى،اقتصادى و جاذبههاى اين جهانى و دنيوى كشورهاى غربى،دولتمردان و رجال سياسى جوامع اسلامى را چه كرده است؟(از يكسو مرعوب و از سوي ديگر،شيفتهي فرهنگ غرب كرده) 7)مرعوب و شيفتهي فرهنگ غرب شدن توسط دولتمردان و رجال سياسي جوامع اسلامي،چه نتيجهاي را در پيداشت؟ (اين مسأله عزّت واستقلال كشورهاى اسلامى را به ضعف مىكشاند.) 8)نخستين بيدارگران اسلامى،چه كسانى بودند؟(كسانى بودند كه به خطرجوامع غربى و خطرشيوهاي كه دولتهاى اسلامى در برابر آنان داشتند توجه كردند.) 9)نخستين بيدارگران اسلامى،چه چيزهايي را به وجود آوردند؟ (حركتها و جنبشهايى را نيز در مقابل غرب) 10)چند نمونه از نخستين حركتهاي بيدارگران اسلامي درون ايران:(حضورفعّال عالمان دينى در مقابله با دولت تزارى روسيه ـ تدوين رسالههاى جهاديهي آنان ـ حركت اصلاحى اميركبير، حكم ميرزاى شيرازى در جنبش تنباكو)11)اقدامات سيد جمال الدين اسدآبادى و شاگردان او در كشورهاى اسلامى بخشى از .......................... در سطح جهان اسلام است.(بيدارى اسلامى)12)مهم ترين ويژگىهاى نخستين بيدارگران عبارت اند از:1ـ متوجه خطركشورهاى غربى براى جوامع اسلامى بودند و استقلال اقتصادى و سياسى جوامع مسلمان را مىخواستند.2ـ اصلاح رفتار دولتهاى اسلامى را دنبال مىكردند.3ـ راه نجات امت اسلامى را بازگشت به اسلام و عمل به آن مىدانستند.4ـ بسيارى از آنان اتحاد ملل اسلامى،وحدت امت اسلامى يا تشكيل قدرت واحد اسلامى و عزّت جهان اسلام را دنبال مى كردند و قوميتهاى مختلف را در متن امت واحد اسلامى به رسميت مىشناختند.13)نخستين بيدارگران اسلامي،راه نجات امت اسلامي را در چه ميدانستند؟(بازگشت به اسلام و عمل به آن) 14)بسياري از نخستين بيدارگران اسلامي چه مواردي را دنبال ميكردند؟ (اتحاد ملل اسلامى،وحدت امت اسلامى يا تشكيل قدرت واحد اسلامى و عزّت جهان اسلام) 15)نظر نخستين بيدارگران اسلامي در مورد قوميتهاي مختلف چه بود؟(قوميتهاى مختلف را در متن امت واحد اسلامى به رسميت مىشناختند.) 16)بيدارگران نخستين،رويكرد ................... به غرب داشتند.(اعتراضآميز) 17)بيدارگران نخستين،به رغم رويكرد اعتراضآميز به غرب،آشنايى عميق با ....................... نداشتند و خطر غرب را بيشتر در ...................................... آن ميديدند.( فرهنگ غربى ـ رفتار سياسى و اقتصادى) 18)نخستين بيدارگران اسلامي،خطر غرب را بيشتر در چه موردي ميديدند؟(در رفتار سياسي و اقتصادي) 19)نخستين بيدارگران اسلامي،چه موردي را عاملي ضعف جوامع اسلامي ميدانستند؟(دوري مسلمانان از عمل به سنن اسلامى) 20)برخي از نخستين بيدارگران اسلامي،قوّت و قدرت جوامع غربي را نتيجهي چه امري ميدانستند؟(نتيجهي عمل كردن آن جوامع به دستورات اسلام مىدانستند.) 21)بسياري از نخستين بيدارگران اسلامي،به ابعاد اين جهاني و دنيويِ ........................... آگاهي كافي نداشتند. (فرهنگ جديد غرب) 22)محمد عبده شاگرد ................................ بود.( سيدجمال الدين اسدآبادى)23)اين سخن منسوب به كيست؟«در شرق مسلمانان را ديدم و اسلام را نديدم و در غرب اسلام را ديدم و مسلمانان را نديدم.» ـ(محمد عبده) منوّرالفكران غرب زده24)جريان اجتماعى ديگرى كه دركنار جريان نخستين بيدارگران شكل گرفت،كدام است؟(گروهي كه در جوامع اسلامى شيفتهي جوامع غربى بودند.) 25)به موازات نخستين بيدارگران اسلامى،بر اثر چه عواملي گروهي در جوامع اسلامي پيدا شدند،كه شيفتهي جوامع غربي شدند؟(با نفوذ دولتهاى غربى در كشورهاى اسلامى و شكلگيرى استعمار)26)گروهي كه در جوامع اسلامى شيفتهي جوامع غربى بودند؛بيشتر در كجا سازمان مييافتند؟ (در لُژهاي فراماسونري) 27)شيفتگان جوامع غربي كه خود را بيدارگر ميدانستند،بيداري را چگونه معنا ميكردند؟(بيدارى را در عبور از فرهنگ اسلامى و پيوستن به فرهنگ غربى معنا ميكردند.) 28)شيفتگان جوامع غربي در ايران،اومانيسم را به............... و روشنگرى مدرن را به ........................ ترجمه ميكردند.(آدميت ـ منوّرالفكرى) 29)به چه دليلي،شيفتگان جوامع غربي،در ايران خود را منوّرالفكر ميخواندند؟(زيرا آنان در ايران،اومانيسم را به آدميت و روشنگرى مدرن را به منوّرالفكرى ترجمه مىكردند.) 30)از نخستين لُژهايى كه در ايران تأسيس شد، ............. و .............. نام داشت.(لژ آدميت ـ لُژ بيداري ايرانيان) 31)ويژگىهاى منوّرالفكران غربزده: 1ـ نسبت به كشورهاى استعمارگر احساس خطر نمىكردند؛بلكه حضور سياسى و اقتصادى آنان را يك فرصت ميدانستند.2ـ مانند گروه قبل،خواستار اصلاح رفتار دولتهاى كشورهاى مسلمان بودند.3ـ برخلاف نخستين بيدارگران اسلامى،اصلاح را در بازگشت به اسلام نميدانستند؛بلكه اصلاح را در تقليد از رفتار فرنگيان ميديدند.4ـ مفهوم امت و ملت اسلامى براى منوّرالفكران مفهومى بىمعنا يا منفور بود و در مقابل آن،به ناسيوناليسم كه انديشهي سياسى قوم گرايانه غرب متجدد بود روى مىآوردند.)32)منوّرالفكران غربزده،حضور سياسي و اقتصادي كشورهاي استعمارگر را ...................... ميدانستند.(يك فرصت) 33)منوّرالفكران غربزده،نسبت به كشورهاي استعمارگر،........................ نميكردند.(احساس خطر)34)منوّرالفكران غربزده،اصلاح را در چه ميديدند؟(اصلاح را در تقليد از رفتار فرنگيان ميديدند.)35)تفاوت اصلاح از ديدگاه نخستين بيدارگران اسلامي با منوّرالفكران غربزده،چيست؟(نخستين بيدارگران اسلامى،اصلاح را در بازگشت به اسلام ميدانستند؛اما منوّرالفكران غربزده،اصلاح را در تقليد از رفتار فرنگيان ميديدند.)36)كدام مفاهيم اسلامي،براي منوّرالفكران غربزده،مفهومي بيمعنا يا منفور بود؟(امت و ملت اسلامي) 37)در مقابل دو مفهوم امت و ملت اسلامي از ديدگاه منوّرالفكران غربزده،چه مفهومي،قرار داشت؟(ناسيوناليسم) 38)انديشهي سياسى قوم گرايانه غرب متجدد،....................... بود.(ناسيوناليسم)39)منوّرالفكران غربزده در ايران،ناسيوناليسم را به .................... و در كشورهاي ديگر به ............... و ............ ترجمه كردند.(ملى گرايى ـ شعوبيّت ـ قوميّت) درايران به مليگرايي40)منوّرالفكران غربزدهدر مقابل امت و ملت اسلامي روي به ناسيوناليسمترجمه به دركشورهاي ديگر به شعوبيّت و قوميّت 41)تدوين شناسنامهاي ويژه،براي هريك از دولتهاي تازه تأسيس شده بعد از دخالت استعمار در مناطق اسلامي،با چه هدفي،براي چه دولتهايي انجام ميشد و از چه كساني كمك گرفته ميشد؟ (اين عمل به قصد هويتسازى براى دولتهايى انجام مىشد كه به اقتضاى عملكرد استعمارى جهان غرب پديد آمده بودند و براى رسيدن به اين هدف از مستشرقان و تاريخنگاران غربى كمك گرفته مىشد.)42)منوّرالفكران غرب زده مورد حمايت ........................... بودند.(دولتهاى استعمارگر) 43)دولتهاى استعمارگر غربى به كمك چه كساني،توانستند از موفقيت حركتها و جنبشهايي كه توسط نخستين بيدارگران اسلامى درحال شكلگيرى بود،جلوگيري كنند؟(منوّرالفكران غربزده) 44)منوّرالفكران غربزده،در نهايت با حمايت و دخالت كشورهاى غربى توانستند،.............................. را در جوامع خود تشكيل دهند.(حكومتهاي سكولار) 45)قدرت حاكمان سكولار در كشورهاى مسلمان،وابسته به .......................... بود.(قدرت جهاني استعمار)46)قدرت حاكمان سكولار در كشورهاى مسلمان ريشه در.............. و .............. و .................... اين كشورها نداشت.(باورها ـ اعتقادات ـ پيشينهي تاريخى) 47)حاكمان سكولار در كشورهاي مسلمان،با اتّكا به قدرت جهاني استعمار،دست به چه اقداماتي در كشورهاي خودشان زدند؟(از بين بردن مظاهر دينى،اسلامى و حذف ساختارهاى اجتماعى پيشين و ايجاد ساختارهاى اجتماعى استعمارى جديد اقدام مىكردند.) 48)سه نمونه از قدرتهاى سكولارى كه آرمانهاى منوّرالفكران غربزده،با حمايت و قدرت دولتهاى غربى دنبال مى كردند:(رضاخان در ايران،آتاتورك در تركيه،امان الله خان در افغانستان) روشنفكران ناسيوناليست و ماركسيست 49)رهاورد حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،.................. است.(استبداد استعمارى)50)دو نتيجهاي كه به دليل وابستگي حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،به كشورهاى استعمارگر، داشتند،چه بود؟(استقلال سياسى و اقتصادى جوامع اسلامى را مخدوش مىسازند و مقاومتهاى مردمى براى حفظ هويت اسلامى خود را نيز سركوب مى كنند.) 51)درهم ريختن نظم پيشين توسط حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،به چه بهانهاي انجام ميشد؟(به بهانهي رسيدن به جايگاه كشورهاى غربى انجام مىشود.) 52)درهم ريختن نظم پيشين به بهانهي رسيدن به جايگاه كشورهاى غربى،توسط حكومت منوّرالفكران غرب زده در كشورهاى اسلامى،در عمل چگونه شد و چه مسألهاي را به همراه داشت؟(در عمل به جاى رسيدن و نزديك شدن به كشورهاى غربى،خصوصيات كشورهاى پيرامونى و استعمارزده را پيدا مىكنند واين مسأله اعتراض برخى از نخبگان اين كشورها را كه به شاخصهاى دولتهاى غربى چشم دوختهاند، به وجود مىآورد.)53)شكلگيرى جريانهاى چپ در كشورهاى اروپايى(شرقي)،چه بارتابهايي را در ذهنيت غربزدگان كشورهاي اسلامي پديد آورد و آنان با چه عنواني شناخته ميشوند؟(نسل دومى ازغربزدگان در اين كشورها به وجود مىآيد كه با اعتراض به حركتهاى سياسى نسل اول مى نگرند،اين نسل با عنوان روشنفكران چپ كشورهاى اسلامى شناخته مىشوند.)54)اعتراض روشنفكران چپ به نسل اول،از چه جهتي بود و چه سرانجامي داشت؟(از جهت گريز آنان از بنيانهاى فكرى اسلامى يا اسلام ستيزى آنان نيست؛بلكه از نوع اعتراضاتى است كه طىّ قرن بيستم در كشورهاى غربى نسبت به عملكرد اقتصادى نظامهاى ليبراليستى و سرمايهدارى شكل گرفت.) 55)روشنفكران چپ،حركتهاى خود را در چه چارچوبي،سازمان ميدادند؟(انديشههاى ناسيوناليستى،سوسياليستى و ماركسيستى) 56)حركتهاى اجتماعى روشنفكران چپ،در كشورهاي اسلامي،چگونه مطرح و چه اشكالي به خود گرفت؟ (برخى از آنان،حركتهاى اجتماعى خودرا به صورت مكاتب الحادى آشكار مطرح مىكردند و برخي ديگر از رويارويى مستقيم با انديشه و باور دينى مردم خوددارى مىكردند؛بلكه گاه نيز انديشههاى خود را در پوششهاي ديني بيان مي ـ داشتند.به اين ترتيب،نوعى روشنفكرى التقاطى چپ در كشورهاى اسلامى پديد آمد.)57)حركتهاى اعتراضآميز روشنفكران چپ كشورهاى مسلمان دردنياى دو قطبى قرن بيستم،اغلب در سايهي ............................... قرار مى گرفت.(حمايتهاى بلوك شرق)58)كشورهاى مسلمان،طىّ قرن بيستم به دو بخش تقسيم شدند؛كداماند؟(بعضى از آنها درحاشيهي بلوك شرق و بعضى ديگر درحاشيهي بلوك غرب قرار گرفتند.) 59)چه كساني از كدام كشورها،اقدام به تشكيل كشورهاي غير متعهدها،كردند؟(جمال عبدالناصر از مصر،نهرو از هند و تيتو از يوگسلاوي) 60)جاذبهي روشنفكران چپ در كشورهاى اسلامي،تا چه زماني بود؟(تا هنگام فروپاشى بلوك شرق) درس13: انقلاب اسلامى ايران انقلاب مشروطه1 1)نخستين بيدارگران اسلامى در ايران،جنبشهايى را براى .................. و .................... قاجار به وجود ميآوردند.(اصلاح رفتار ـ ساختار حكومت)2)عالمان شيعى تعامل خود را با دولت قاجار،برچه مداري سازمان ميدادند؟(مقاومت منفي) 3)دولت قاجار با شمشير ............. به قدرت رسيده بود.(ايل قاجار) 4)در مقاومتهاى منفى،حاكميت پادشاه،.................... دانسته مىشود و همكارى سياسى با آن،جز در حدّ .................... انجام نمىشود.(ظالمانه و غيرمشروع ـ واجبات نظاميه) 5)منظور از واجبات نظاميه،چيست؟با ذكر مثال:(امورى است كه براى بقاى اصل زندگى اجتماعى لازم است؛مانند حفظ امنيت يا مقابله دربرابر دشمنان خارجى)6)چرا مقاومت منفي در دوران حكومت دولتمردان قاجار،به سوي فعاليت رقابتآميز تغيير كرد؟(به دليل اثرپذيرى از دولتهاى استعمارى به جاى مقاومت در برابر بيگانگان به سوى قراردادهاى استعمارى قدم برداشتند،مقاومت منفى به سوى فعاليت رقابتآميز تغيير كرد.)7)مُراد از فعاليت رقابتآميز،چيست؟(ورود فعّال در عرصهي زندگى اجتماعى و سياسى،نه در جهت حمايت و تأييد قدرت حاكم،بلكه در رقابت با آن)8)حركت رقابتآميز عالمان در دوران قاجار،................. بود.(حركت اصلاحى) 9)منظور از حركت اصلاحي رقابتآميز عالمان،در دوران قاجار چه بود؟با ذكر نمونه.(يعنى تلاش مىكردند تا برخى از رفتارهاى پادشاه قاجار را اصلاح نمايند.مانند جنبش تنباكو) 10)جنبش تنباكو نمونهاى از فعاليت،....................... است.(رقابت آميز اصلاحى) 11)تجربهي موفق جنبش تنباكو،فعاليت رقابتآميز را به سوي چه موردي برد و به چه مسألهاي منجر شد؟(به سوى اصلاح ساختار برد و اين مسأله به جنبش عدالتخانه منجر شد.) 12)هدف در جنبش عدالتخانه،چه بود؟(اصلاح شيوهي زمامداري پادشاه بود.) 13)عدالتخانه به دنبال تأسيس چه بود؟(به دنبال تأسيس مجلسى بود كه قوانين عادلانه را تدوين كند و شاه را ملزم سازد تا درچارچوب قوانين عادلانهي الهى عمل كند.)14)جنبش عدالتخانه،حاكميت را از مدار .......... به مدار ......... منتقل ميساخت.(استبداد ـ عدالت)15)جنبش عدالتخانه،از چه جهتي يك انقلاب اجتماعي بود؟(از آن جهت كه ساختار نظام رفتار سياسى جامعه را تغيير مىداد.) 16)جنبش عدالتخانه،يك .................... بود.(انقلاب اجتماعي)17)با اوجگيرى جنبش عدالتخانه،........................... به آن پيوستند و در تحصّنى كه در سفارتخانهي انگلستان رخ داد، نام ................. را براى آن برگزيدند.(منوّرالفكران غربزده ـ مشروطه)18)به ترتيب،مُراد عالمان مسلمان و منوّرالفكران از مشروطه چه بود؟(مشروط كردن حاكميت به احكام عادلانه الهى بود ؛امّا مراد منوّرالفكران از مشروطه نوعى از حاكميت سكولار، نظير حاكميت دولت انگلستان بود.)19)در مشروطهي منوّرالفكران،مجلس،چگونه محلي بود؟(محلى نبود كه در آن،قوانين بر مدار احكام شريعت تنظيم شود؛بلكه محلى بود كه درآن،قوانين بر مدار اراده و خواست بشر شكل مىگرفت.)20)رقابت سخت در جريان انقلاب مشروطه،ميان كدام گروهها به وجود آمد؟(بين بيدارگران اسلامى و منوّرالفكران غرب) 21)رقابت و نزاعي كه ميان بيدارگران اسلامي و منوّرالفكران غرب زده به وجود آمد چه سرانجامي يافت؟(پس از دو دهه كشمكش،اين نزاع با حضور قدرتهاى استعمارى و دخالت انگلستان به نفع جريان منوّرالفكران پايان پذيرفت و حاكميت منوّرالفكران به استبداد استعمارى رضاخان ختم شد.) انقلاب اسلامي 22)رهبران دينى مشروطه بعد از شكستى كه در مشروطه خوردند،از موضع............................ به موضع........................ بازگشتند و اين موضع در .....................تا شروع انقلاب اسلامى ادامه يافت. (فعاليت رقابت آميز ـ مقاومت منفى ـ مرجعيت شيعه) 23)انقلاب اسلامى ايران بعد از گذشت،چه رويدادهاي زماني رخ داد؟(بعد از گذشت بيش از هفتاد سال از انقلاب مشروطه و گذشت بيش از نيم قرن حاكميت دولت پهلوى رُخ داد.) 24) امام خمينى،انقلاب را چه هنگامى آغاز كرد و شاه كدام مأموريت را نيز برعهده داشت؟(هنگاميكه شاه در قطب بندى سياسى بلوك شرق و غرب،در حاشيهي دولتهاى غربى در جايگاهى امن قرار گرفته بود و مأموريت حفظ امنيت منطقه را نيز برعهده داشت.) 25) امام خمينى به عنوان يك مرجع دينى،عملكرد مردم را از موضع ...................... به ............................ تغيير داد.(مقاومت منفى ـ فعاليت رقابتآميز) 26)فعاليت رقابتآميز به رهبري امام خميني در برابر شاه،چگونه آغاز،چه حدي و چه سرانجامي يافت؟(در برابر كاپيتولاسيون،و رفتار استعمارى شاه آغاز شد،ولي درحدّ يك حركت اصلاحى رفتارى يا ساختارى متوقف نشد و به صورت يك حركت انقلابى در آمد كه حذف نظام شاهنشاهى و تحقق حكومت اسلامى را دنبال ميكرد.) 27)حاكميت آرمانى دينى،در انديشهي اجتماعى و سياسى شيعى،چگونه حاكميتي است؟(حاكميت الهى است كه به وسيلهي پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام تحقق پيدا ميكند و در زمان غيبت امام زمان عليه السلام اين حاكميت با نصب عام الهى به فقاهت و عدالت منتقل مى شود.)28)اجراى روشمند احكام الهى،وظيفهي چه كسانى ميشود؟(هم آگاه و عالم به احكام و شرايط اجراى احكام ميباشند و هم به آگاهى خود عامل باشند.) 29)مشكل عدالتخانه چه بود؟(اين بود كه رفتار عادلانه را بر كسانى تحميل مىكرد كه با معيارهاى الهى بر مَسند قدرت نشسته نبودند.) 30)چرا در انديشهي اجتماعى و سياسى تشيع،مشروطه يك نظام آرمانى و به حسب ذات خود مشروع نبود؛بلكه نظامى بود كه در شرايط ناتوانى از برقرارى حاكميت آرمانى در قياس با نظام استبدادى اولويت و برترى پيدا مىكرد؟(زيرا قدرت را با شمشير قوم و عشيره يا با حمايت دولتهاي استعمارگر به دست آورده بودند و عالم به عدالت نبوده و عمل به عدالت نيز به مقدار كافي در شخصيت آنها نهادينه نشده بود.) 31)انقلاب اسلامى ايران،بازگشت مردم ايران به ................... بود كه در ............ آغاز كرده بودند.(حركت ناتمامى ـ مشروطه) 32)هزينهي نزديك به صد سال تجربه تاريخي انقلاب اسلامي ايران شامل چه تجربياتي ميشد؟(تجربهي رقابت با منوّرالفكران غرب زده،تجربهي استبداد استعمارى و تجربهي رفتار روشنفكرانى كه در حاشيهي بلوك شرق و غرب عمل مىكردند.)33)قرن بيستم را قرن ................................ مىدانند و انقلاب اسلامى،............. انقلاب قرن بيستم است. (انقلابهاى آزادى بخش ـ آخرين) 34)در قرن بيستم،بسياري از جنبشهاى آزادى بخش،در كجاها شكل گرفتند؟(در بسيارى از كشورهاى جهان سوم درآفريقا،آسياى جنوب شرقى و آمريكاى لاتين) 35) بسياري از جنبشهاى آزادى بخش،به ......................... ختم شدند.(انقلابهاي اجتماعي) 36)جنبشهاي آزاديبخش در قرن بيستم،چه جهتگيريهايي داشتند؟(جهتگيري ضد استعماري) 37)انقلاب اسلامي ايران،چه ويژگي مشتركي با ديگر جنبشهاي آزاديبخش در قرن بيستم،داشت؟(جهتگيري ضدّ استعماري)38)جهت عمل انقلا بهاى آزادى بخش،چگونه بود؟(در جهت از بين بردن سلطهي سياسى كشورهاى غربى) 39)مهمترين ويژگيهاي انقلابهاي آزاديبخش در قرن بيستم،به جز انقلاب اسلامي ايران: 1ـ اغلب در رويارويى با بلوك غرب شكل مىگرفتند و مورد حمايت بلوك شرق واقع مىشدند. بلوك شرق علاوه بر حمايت سياسى،مهمات و سلاح آنها را نيز تأمين مىكرد. 2ـ اغلب با جنبشهاى چريكى گروهها و احزاب مختلف شكل مىگرفتند.اين جنبشها يا سركوب مىشدند يا پس از چند سال مبارزه به پيروزى دست مىيافتند.3ـ در چارچوب نظريهها ومكاتبى شكل مىگرفتند كه درحاشيهي فلسفه هاى غربى براى حلّ مسائل و بحرانهاى جهان غرب به وجود آمده بودند.اين نظريهها و مكاتب از نوع نظريههاى چپ به حساب مىآمدند.4ـ در مقابله با استعمار قديم و حذف كارگزاران مستقيم غرب موفق مىشدند،ولي در قطع وابستگى اقتصادى و فرهنگى توفيقى نداشتند؛و استعمار به چهرهاي نوين باز ميگشت و اين انقلابها نتوانستند جايگاه خود را از حاشيهي قطبهاى سياسى و اقتصادى جهان خارج كنند.40)مهمترين ويژگيهاي برجستهي انقلاب اسلامي ايران در مقايسه با ديگر انقلابهاي آزاديبخش قرن20:1ـ در رويارويي با رژيم شاه هيچ وابستگي به دو بلوك شرق و غرب نداشته و جهتگيرى ضدّ آمريكايى و ضدّ صهيونيستى را دركنار موضع گيرى ضدّ ماركسيستى خود اعلان كرد.شعار «نه شرقى،نه غربى،جمهورى اسلامى» ناظر به اين مسأله بود.2ـ انقلاب اسلامى ايران،يك انقلاب فراگير مردمى بود.اين انقلاب از متن روابط مردم با مرجعيت و رهبرى دينى پديد آمد و همهي اقشار و گروههاى جامعه را در بر مىگرفت.3ـ انقلاب اسلامي ايران،از متن عقايد و باورهاى اسلامى مردم و بر اساس آموزههاى فقهى و هستى شناسى توحيدى شكل گرفت و در حقيقت حاصل بازگشت جامعه به معرفت وآگاهى اسلامى،براى مقابله با آسيبهايى بود كه از ناحيهي غرب در عرصههاى سياسى،اقتصادى و فرهنگى به وجود آمده بود.4ـ انقلاب اسلامى ايران تنها يك انقلاب سياسى نبود؛بلكه هويتى فرهنگى و تمدنى داشت.اين انقلاب قطببندى سياسى شرق و غرب را پشت سرگذارد و يك قطببندى جديد فرهنگى و تمدنى را به وجود آورد و خود در كانون قطب فرهنگى جهان اسلام قرار گرفت.41)شعار«نه شرقي،نه غربي،جمهوري اسلامي»،اشاره به كدام ويژگي منحصر به فرد انقلاب اسلامي ايران در مقايسه با ديگر انقلابهاي آزاديبخش در قرن بيستم دارد؟(عدم وابستگي به دو بلوك شرق و غرب) 42)اغلب انقلابهاى آزادىبخش در قرن بيستم،در رويارويى با ....................... شكل ميگرفتند.(بلوك غرب) 43)انقلاب اسلامى ايران از متن ..................... و ............................... پديد آمد. (روابط مردم ـ مرجعيت و رهبرى دينى) 44)انقلابهاي آزاديبخش در قرن بيستم،براي حلّ چه مشكلاتي به وجود آمده بودند؟(براى حلّ مسايل و بحرانهاى جهان غرب) 45)انقلاب اسلامي ايران،از چه عقبهاي برخوردار بود؟(از عقبهي كلامى فلسفى و عرفانى جهان اسلام) 46)انقلاب اسلامى ايران تنها يك انقلاب سياسى نبود؛بلكه هويتى ................... داشت.(فرهنگى و تمدنى)47)كدام انقلاب در قرن بيستم،قطببنديهاي سياسي شرق و غرب را پشت سرگذاشت و يك قطببندي جديد فرهنگي و تمدني را به وجود آورد؟(انقلاب اسلامي ايران) درس14:بيداري اسلامي نخستين انقلاب(49)1)برخى از دانشمندان علوم اجتماعى،................ را نخستين انقلابى مىدانند كه پس از .............. در سطح جهانى اتفاق افتاده است.(انقلاب اسلامي ايران ـ انقلاب فرانسه) 2)درجهان دو قطبي قرن بيستم،چه مواردي براساس نسبتي كه با يكي از دو قطب بلوك شرق و غرب داشتند،شناساييميشدند؟(هويت اجتماعى افراد،جنبشها،گرو هها،انقلا بها و كشورها) 3)دو قطب شرق و غرب،درحكم دو محور مختصات براى تعيين .......................... بودند.(هويتهاي فردي و جمعي) 4)اهميت و جايگاه افراد و جنبشهاي انقلابي با هريك از دو محور شرق و غرب بر چه اساسي مشخص ميشد و به آن اهميت داده يا داده نميشد؟(بر اساس دورى و نزديكى آنها با هر يك از اين دو محور مشخص مىشد و اگر جنبش يا انقلابى خارج از دو محور مزبور شكل مىگرفت،به آن اهميتى داده نمىشد.)5)انقلاب اسلامى ايران نيز در اين جهان،از چه جهتي اهميت يافته بود؟(ازآن جهت كه يك نظام سياسى وابسته به بلوك غرب را هدف قرار داده بود.)6)از نظردولتمردان آمريكا،انقلاب اسلامي ايران،به چه دليلي توان مقاومت و تداوم نيز نداشته و دير يا زود از طريق كارگزاران آن،ديگر بار،دست نياز به سوي بلوك غرب دراز مىكرد؟ (به دليل اينكه ارتباطى با بلوك شرق برقرار نمىكرد.)7)دولتمردان غربي،انقلاب اسلامي ايران را با ....................... ميسنجيدند كه در چارچوب .............. شكل گرفته بود.(موازين جهاني ـ فرهنگ غرب)8)انقلاب اسلامى ايران كه از متن فرهنگى برمىخاست؛ ............... جهان غرب را به چالش كشيده بود.(هويت) 9)انقلاب اسلامي ايران از متن چه آرمانهايي و براي حفظ و تأمين چه چيزهايي شكل ميگرفت؟(از متن آرمانهاى معنوى و توحيدى جهان اسلام براى حفظ هويت اسلامى و براى تأمين حقوق از دست رفتهي امت اسلامى شكل مىگرفت.) 10)چرا انقلاب اسلامي با رويكرد معنوى خود،نخستين انقلابى بود كه بعد از انقلاب فرانسه شكل مىگرفت؟(زيرا هيچ يك از انقلابهاى پس از انقلاب فرانسه يك انقلاب جديد نبودند؛بلكه همهي آنها در جهت بسط و گسترش انقلاب فرانسه بوده اند.)11)اطلاعاتي پيرامون انقلاب كبير فرانسه:1ـ سال وقوع:1789 ميلادي 4ـ در ابتداي شكلگيري گرفتار مشكل 2ـ كشور فرانسه 5ـ آغاز حيات مجدد به صورت سلسله انقلابهاي 1930 و 1948 3ـ اساس شكلگيري ارزشهاي مدرن پس از رنسانس 12)اطلاعاتي پيرامون انقلاب اكتبر 1917: 1ـ سال وقوع 1917 در كشور روسيه2ـ خصلت سكولار و دنيوي در چارچوب آرمانها و ارزشهاي روشنگري مدرن3ـ رويكرد چپ و سوسياليستي13)انقلابهاي آزاديبخش قرن بيستم،تقليدهاى ................................. بودند.(بدلي از انقلابهاي مدرن)14)انقلاب اسلامي ايران،الگوي رفتاري خود را از كجا گرفته و خود را سازمان داده است؟(از فقه اجتماعي و سياسي شيعي گرفت و رفتار اجتماعي خود را نيز بر همان اساس سازمان داد.)15)انقلاب اسلامي ايران،با تجديد حيات معنوي و توحيدي،به چه مواردي پرداخت؟ (هم از منظر ديني و فرهنگي به شناخت بحران و چالشهاى جهان اسلام پرداخت و هم با بازگشت به هويت اسلامي خود،فرصت جديدى را براي جهان غرب،جهت عبور از بحرانهاي معرفتي و معنوي آن پديد آورد.) قيامها و انقلابهاى اسلامى16)دولتمردان و روشنفكران جهان اسلام قبل از انقلاب اسلامى ايران،اغلب براساس چه نظرياتي به مسايل و مشكلات جوامع خود مينگريستند؟ (اغلب با الگو قراردادن كشورهاى غربى براساس نظريههايى كه توسط مردم شناسان و جامعه شناسان غربى،در متن فرهنگ مدرن براى حل مسايل آنان شكل گرفته بود.) 17)دولتمردان و روشنفكران جهان اسلام قبل از انقلاب اسلامى ايران،مسايل جهان اسلام را با دو رويكرد ارزيابي ميكردند؛آن دو كداماند؟(رويكرد اول،از نوع مشكلاتى بود كه در اثر تأخر تاريخى براى رسيدن به جوامع غربى پيش آمده بود.رويكرد دوم،اين مسايل از نوع مشكلاتى بودكه نظام سرمايهدارى و ليبراليسم غربى به وجود آورده بود.) 18) «.................» نخستين قبلهگاه مسلمانان،حكم «.....................» جهان اسلام را داشت.(فلسطين ـ قلب مجروح) 19)گروههاى مبارز فلسطينى ناگزير به كدام بلوك ملحق شدند؟(بلوك شرق،كه جبههي پايدارى و مقاومت را تشكيل ميدادند.) 20)گروههاى مبارز فلسطينى كه به ناگزير به بلوك شرق ملحق شده بودند؛چه هويت و انديشههايي داشتند؟(تعدادى از گروههاى فلسطينى هويت ماركسيستى و تعدادي ديگر انديشههاى ناسيوناليستى داشتند.)21)گروه هاى ماركسيستي و ناسيوناليستى،چه باورها و موضعگيريهايي نسبت به اسلام واعتقادات ديني داشتند؟(گروههاى ماركسيستي با هويت الحادى خود،جايگاهى براى باورها و اعتقادات دينى و معنوى قايل نبودند و گروههاى ناسيوناليستى،از موضع قومگرايى عربى،به اسلام مىنگريستند و اسلام را از جهت اينكه پديدهاى عربى است،آن را مي ـپذيرفتند.) 22)از سلاحهاى كارآمد گروههاى فلسطينى،.................................... بود.( موشكهاى سام هفت روسى)23)بعد از مرگ جمال عبدالناصر،در مصر چه كسي،و در كدام قرارداد،اسراييل ر ابه رسميت شناخت؟(انور سادات ـ قرارداد كمپ ديويد) 24)اهميت وقوع انقلاب اسلامي ايران،در منطقهي خاورميانه،چه بود؟(اهميت انقلاب در مسيرى بود كه براى مبارزه با صهيونيسم ارائه مىداد.) 25)انقلاب اسلامي،به واسطهي چه عواملي،مسألهي اسراييل را به عنوان مسألهي جهان اسلام مطرح ميكرد؟(به واسطهي بازگشت به اسلام و با اتكاي به فقه سياسى و اجتماعى)26)بازگشت به اسلام و اتكاي به فقه سياسى و اجتماعى،و مطرح شدن اسراييل به عنوان مسألهي جهان اسلام چه پيامدهايي را در پي داشت؟(اولاً مشروعيت قرارداد كمپ ديويد را در باور و اعتقاد مسلمانان،مخدوش كرد.ثانياً مقاومت در برابر صهيونيسم را از موضع باور و اعتقاد اسلامى و با اتكا به ايمان به خداوند و قدرت الهى آغاز كرد.) 27)نتيجهي حركت بازگشت به اسلام با اتكاي به فقه سياسي و اجتماعي،چه بود؟(قتل انورسادات توسط اسلام خواهان مصر و شكلگيرى انتفاضه و جنبشهاى جديد اسلامى در فلسطين) 28)جهاد اسلامى افغانستان در برابر حكومت وابسته به بلوك شرق،بُعد ديگرى از.................... را در جهان اسلام نشان داد.(تاثيرات انقلاب اسلامى)29)دو نمونه از تأثيرات انقلاب اسلامي در جهان اسلام:1ـ جهاد اسلامي افغانستان2ـ تشكيل جبههي نجات اسلامي در سال 1989 در الجزاير30)دولتهاي غربي تلاش ميكردند تا سلسله قيامها و انقلابهاي گسترده مردم در كشورهاي عربي از سال 1389 تا كنون را،چگونه معرفي كنند؟(آنها را بخشى از فرايند غربى شدن كشورهاى عربى معرفى كنند.) 31)به قدرت رسيدن اسلام خواهان در كشورهاي عربي،در سالهاي اخير،(1389)نشان داد كه اين انقلابها حكايت از ..................... دارد.(شروع بيداري اسلامي) 32)«بهار عربي» اشاره به چه موضوعي دارد؟(معرفي كردن انقلابهاي كشورهاي عربي در سالهاي اخير توسط دولتهاي غربي كه آن را بخشي از فرايند غربي شدن كشورهاي عربي ميدانستند.) 33)نخستين بيدارگران در جهان اسلام،چه چيزي را دنبال ميكردند؟ (استقلال و عزّت جهان اسلام را) 34)نخستين بيدارگران در جهان اسلام،انديشمندان و عالمانى بودندكه استقلال و عزت جهان اسلام دنبال ميكردند.آنها براي رسيدن به اين منظور چه ميكردند؟(به اصلاح رفتار حاكمان جوامع اسلامى مىپرداختند.) 35)بيدارى اسلامى،حاصل انتقال بيدارى از ................ به متن مردم و ..................... جامعهي اسلامى است. (سطح نخبگان ـ فرهنگ عمومى) 36)انقلاب اسلامى ايران از طريق............... ،الگوى جديدى را در برابر امت اسلامى قرار داده است.( بيدارى اسلامى) 37) اگر بيدارى اسلامى در سطح جوامع اسلامى تحقق پيدا كند،به سوي چه نظامي حركت و سازمان مييابد؟(به سوى نظامى حركت خواهد كرد كه فارغ از قدرتهاى قومى و قبيله اى و الزامات امنيتى،بر مدار فقاهت و عدالت،سازمان مي يابد.) جغرافياى فرهنگى جهان جديد 38) انقلاب براساس آموزههاى اسلامى،چه رسالتهايي را براي خود ميديد؟1ـ از عزّت و اقتدار جهان اسلام پاسداري ميكرد.2ـ دفاع از محرومان و مستضعفان جهان را وظيفهي خود مىدانست.3ـ فطرت الهى همهي انسان ها را مخاطب پيام خود قرار مىداد و حلّ مشكلات معرفتى و معنوى بشريت را در محدودهي رسالت خود مىديد.39)امام خمينى در نامهاى كه براى گورباچوف نوشت،با استفاده از ............ و ............. به اشكالاتي در مورد حسگرايي و عقل اشاره كرد.(حكمت مشاء ـ حكمت اشراق) 40)به موازات آرمانها و ارزشهاي انقلاب اسلامي ايران،حضور و تأثير جهاني آن فراتر از مرزها،چه مواردي فرصت بروز و ظهور پيدا كردند؟(بحرانهاى عميق معرفتى و معنوى جهان غرب و چالشهاى مربوط به آن با انقلاب اسلامى و شكلگيرى جنبش هاى اسلامى)41)با بيدارى اسلامى رويكرد دينى و معنوى به زندگى اجتماعى در سطوح ............................... به وجود آمد.(سطوح مختلف جوامع غربي)42)از نخستين تلاشهايى كه براى مقابله با انقلاب اسلامى ايران انجام شد: (كودتاى نوژه و هشت سال جنگ تحميلى بر ايران) 43)در جنگ ايران و عراق،همهي كشورهاي اروپايي و بلوك شرق و غرب،................ پيدا كردند.(وحدت راهبردي) 44)كشورهاى غربى در نخستين نظريهپردازي هاي خود به دنبال آن بودند تا ................................. را به شكلگيرى .................. بر مدار يك................ معنا كنند.(فروپاشى بلوك شرق ـ نظم نوين جهانى ـ قطب واحد) 45)نظريهپرداز پايان تاريخ كيست؟(فوكوياما) 46)چه پديدهاي بر نظريهي پايان تاريخ فوكوياما،خط بطلان كشيد؟(موفقيت انقلاب اسلامي ايران و پيامدهاي جهاني آن) 47)نظريهي جنگ تمدنها(هانتينگتون)،ضمن اعتراف به شكلگيري قطب بندي جديد فرهنگي و تمدني،دو مورد را مطرح ميكرد:اولاً با طرح ديگر تمدنها در عرض تمدن اسلامي،جايگاه برجسته و منحصر به فرد انقلاب و فرهنگ اسلامي را ناديده ميگرفت.ثانياً با طرح جنگ تمدنها،رويكرد خصمانهي جهان غرب را به جنبشهاي اسلامي نتيجهي ورود مجدد ديگر فرهنگها به عرصهي زندگي بشر،معرفي مىكرد و از اين طريق،هراسي را كه پس از جنگ جهاني دوم،نسبت به بلوك شرق وجود داشت،متوجه جهان اسلام مىگرداند.(همان اسلام هراسي)48)اقتصاد و سياست جهان غرب،در شرايط فعلي كه ابعاد جهاني پيدا كرده نيازمند به چيست؟(مناطق پيراموني) 49)دنياي غرب،صرف نظر از بحرانهاي معرفتى و معنوى خود،براي تأمين نيازهاي اقتصادي و سياسي ناگزير از مقابله با حركت مستقلى است كه درجهان اسلام شكل گرفته است و به اين منظور فعاليتهاي زير را انجام مي دهد:1ـ مقابلهي نظامي و سياسي از طريق حضور مستقيم؛مانند آنچه در افغانستان و عراق رخ داده است.2ـ محاصره و تحريم اقتصادي از طريق سازمانهاى بين المللى مانند آنچه نسبت به ايران انجام مىدهد.3ـ تبليغ معنويتهاى كاذب و سكولار در كشورهاى غربى براى اشباع خلاء معنوى فرهنگ غرب.4ـ تصويرسازى خشن و غيرعقلانى از فرهنگ اسلامي از طريق سازماندهي و شكلدهي جريان هاي تروريستي وهابى.5ـ تفسيرهاي سكولار از اسلام و حمايت از اسلام آمريكايى براى بدل سازى نسبت به انقلاب اسلامى.6ـ مديريت جنگ رسانهاي همه جانبه در برابر حركت فرهنگي جهان اسلام.7ـ ايجاد اختلافات فرقهاى و مذهبى براى تضعيف جهان اسلام. نظرات داده شده به اين مطلب
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:33 توسط گروه اجتماعی
|