از تو می پرسم

چیست در انجم رخشان فلک !؟

چیست در جنبش این گوی مدوّر که زمینش خوانی !؟

چیست در سایه ی ابر انبوه

که زند بوسه بر آن قلّه ی کوه !؟

چیست در نعره ی سیل

که خروشنده به دریا ریزد !؟

چیست در گَرد شتابنده

که از دامن صحرا خیزد !؟

چیست در بهت و سکوت !؟

چیست در پرده ی ساز ملکوت !؟

 

گر شنیدی تو

مناجات درختان را هنگام سحر ،

نیست این ها همه جز ذکر عبودیّت " او "

همه از اوست که در رقص و قیام اند و قعود !

آری، آری

"آفرینش همه تسبیح خداوند دل است."