تسبیح
از تو می پرسم
چیست در انجم رخشان فلک !؟
چیست در جنبش این گوی مدوّر که زمینش خوانی !؟
چیست در سایه ی ابر انبوه
که زند بوسه بر آن قلّه ی کوه !؟
چیست در نعره ی سیل
که خروشنده به دریا ریزد !؟
چیست در گَرد شتابنده
که از دامن صحرا خیزد !؟
چیست در بهت و سکوت !؟
چیست در پرده ی ساز ملکوت !؟
گر شنیدی تو
مناجات درختان را هنگام سحر ،
نیست این ها همه جز ذکر عبودیّت " او "
همه از اوست که در رقص و قیام اند و قعود !
آری، آری
"آفرینش همه تسبیح خداوند دل است."
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:0 توسط گروه ادبیات فارسی
|